جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند بدی ها را شامل نمی شود پس بی نهایت نیست!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    خداوند بدی ها را شامل نمی شود پس بی نهایت نیست!




    سوال:
    اگر خداوند بی نهایت است پس همه چیز را شامل میشود حتی بدی ها را، و اگر بدی ها را شامل نمیشود یعنی که بی نهایت نیست و چیزی خارج از اراده او مستقلا وجود دارد.این تناقض چگونه قابل حل است؟

    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۸:۴۹
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    جواب:
    در فلسفه اسلامی اثبات کرده اند که بدی در عالم وجود ندارد، و خیر و عالم وجود مصداقا یکی هستند.
    بدی امری نسبی است؛ یعنی مثلا سم به خودی خود بد نیست، بلکه در ارتباط با بدن انسان ضرر دارد، والا به خودی خود خیر است، والا خداوند آن را خلق نمی کرد.
    به برهان إن، از نظر کلامی هم می توان این مطلب را اثبات کرد. از نظر روایی هم مضمون "الخیر فی ما وقع" قابل اثبات است؛ یعنی هر چه در این عالم اتفاق می افتد خیر است و شر در عالم نیست، الا آن چه ما انسانهای مختار، به اختیار خود از آن بد استفاده کنیم.

    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۸:۵۰
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,578
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    61
    آپلود
    31
    گالری
    0
    صلوات
    9349



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    سوال:
    اگر خداوند بی نهایت است پس همه چیز را شامل میشود حتی بدی ها را، و اگر بدی ها را شامل نمیشود یعنی که بی نهایت نیست و چیزی خارج از اراده او مستقلا وجود دارد.این تناقض چگونه قابل حل است؟
    با سلام
    شرور امور عدمی هستند(به معنایی که در ادامه می یاد)، بنابراین سلب اونها از حق تعالی مستلزم اثبات کمالی برای اوست، راجع به عدمی بودن شر و وجهی از نسبت اون با خالقیت حق تعالی، در تاپیک "نسبت اختیار انسان و امور شر با برخی اوصاف الهی"، در مرحله ی اول از بحث تبیین شرور، بحثی گذشت که همون رو نقل قول می کنم:

    برای اینکه بحث شرور بهتر پیش بره بهتره اونو به چند بخش تقسیم کنیم ، در عالم که مخلوق حق تعالی است چیزایی هست که از نظر ما شره ، اموری مثل درد و رنج و ... ، این امور فی نفسه شر هستند اگر چه ممکنه در کنار امور دیگه یه کل و یه مجموعه رو تشکیل بدن که اون مجموعه و کل در مجموع خیر باشه . حالا این سوال مطرح میشه که آیا خداوند که خیر و رحمت مطلقه ، این امور شر رو خلق کرده؟ ، در پاسخ به این سوال بعضی به یه مبدا و خالق شر در کنار یه مبدا و خالق خیر قائل شدن(مثلا آیین مانوی) ،این افراد فک می کردن که امور شر هم یه سری امور وجودی هستند که نیاز به خالق دارن ، از طرف دیگه فک می کردن که اگه خداوند خالق این امور شر باشه نمی تونه خیر و رحمت محض باشه ، به خاطر همین هم به یه مبدا و خالق شر در کنار خداوند متعال که خیر محض بود قائل شدن ، خداوند به عنوان خالق خیر فقط امور خیر رو آفریده و اون خالق شر هم امور شر رو ...
    اشکال این دسته این بود که فک می کردن که امور شر یه سری امور وجودی هستن ، در حالیکه اگه دقت کنیم می بینیم که شر در جاییه که موجودی نوعا می تونه کمالی رو داشته باشه ولی الان اون کمال رو نداره ، حتی درد و رنج هم از این جهت که درد و رنجه به یه امر عدمی برمی گرده ، درد بواسطه ی چیزی نامتناسب با طبیعت شخص بوجود می یاد ،رنج آور بودن اون چیز نه از اون جهته که اون چیز فی نفسه برای خودش یه امروجودیه ، بلکه از این جهته که اون چیز با طبیعت اون شخص تناسب نداره ، پس شر بودن درد و رنج هم به یه امر عدمی برمی گرده( یعنی عدم تناسب ، خود تناسب یه امر وجودیه) ، در مورد شرور دیگه هم اگه دقت بشه شر بودن اونا به یه امر عدمی برمی گرده ، در اصطلاح فلسفی شرور عدم ملکه هستن ، عدم ملکه ، نبودن اصل یه شی مثلا نبودن روح انسان نیست ، بلکه نبودن کمالیه که اون شی نوعا می تونست اون کمال رو داشته باشه ولی الان نداره ، مثلا نابینایی برای انسان عدم ملکه است ، یه انسان نوعا می تونه بینا باشه ولی این شخص به دلایلی الان بینا نیست ، البته بعضی چیزا هم هست که ما نوعا می تونیم اونا رو داشته باشیم ولی الان نداریم و خیلی از ما هم نداشتن اونو شر محسوب نمی کنیم، مثلا خیلی از ما ندونستن اینکه در فلان قسمت فلان ستاره چه اتفاقی داره می افته رو شر حساب نمی کنیم با اینکه بنا به تعریف بالا ندونستن چنین چیزی برای ما یه شره ، اگه کسی بخواد چیزایی شبیه این از زمره ی امور شر بیرون باشن باید تبصره هایی به اون تعریف اضافه کنه که فعلا نیازی به بحث از اون نیست ...
    با توجه به این مقدمه شرور امور عدمی هستند(به معنایی که گذشت) و امور وجودی نیستن که نیاز به خالق داشته باشن ، بلکه همین که موجودی آفریده بشه که از بعضی کمالات محروم باشه کمالاتی که الان نوعا می تونست اونا رو داشته باشه ، همین محرومیت از این کمالات برای اون موجود شره ،و با مسامحه و به تعبیر مجازی این امور شر هم بواسطه ی تحقق اون موجود تحقق پیدا می کنن...

    حالا ممکنه کسی بگه که ، من می پذیرم که شرور امور وجودی نیستن که نیاز به خالق داشته باشن ، ولی بالاخره چطور خداوند که خیر و رحمت مطلقه عالمی آفریده که در اون امور شر و نامطلوب
    وجود داره(موجوداتی که گرفتار شر هستند ، از این جهت که گرفتار شر هستند)؟

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۵/۲۹ در ساعت ۰۷:۳۳

    هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِن...(الحدید، 3.)

    وبلاگ من




  7. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود