صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظریه ی جدید در مورد حق الله

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519

    نظریه ی جدید در مورد حق الله






    بنام خدا
    درود بر راستجویان گرامی

    در آیات زیادی قرآن خدا را هدایت کننده معرفی می کند ودر بسیاری جاهای دیگر گمراه کننده


    يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(البقرة/142)

    فَمَنْ يرِدِ اللَّهُ أَنْ يهْدِيهُ يشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يرِدْ أَنْ يضِلَّهُ يجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيقًا حَرَجًا ...(الأنعام/125)

    فَيضِلُّ اللَّهُ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ (الإبراهيم/4)


    إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي مَنْ يضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ(النحل/37)

    وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يضِلُّ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(النحل/93)

    وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ آياتٍ بَينَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يرِيدُ(الحج/16)

    إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(القصص/56)


    منْ يشَإِ اللَّهُ يضْلِلْهُ وَمَنْ يشَأْ يجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(الأنعام/39

    وَمَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(غافر/33


    خوب نکته ها اینجاست

    طبق این آیات خدا علاوه بر هادی ،گمراکننده هم هست ( مُضل) پس منطقی است که نتیجه بگیریم این صفت جزو اسماء خدا هم باشد !!!!!

    هدایت و گمراهی وقتی دست خدا باشدحق الله در این موارد دیگری معنی ندارد چرا که او دل بخواهی انسانها را از ازل هدایت یا گمراه گزینش کرده است و بشر در برابر این جبر نباید مسئولیتی داشته باشد

    حق الله در صورتی است که ما از او درخواستی بکنیم و او بر آورده کند بنا براین ادای حق او بر گردن ماست و دینی است که مدیون خدا می شویم و باید حق او را ادا کنیم اما اگر ما ازو در خواستی نکرده باشیم دیگر حق الله معنی ندارد

    وقتی ما در آفرینش و هدایت و گمراهی ازلی خود نقشی نداشته ایم و همه طبق آیات بالا بر اساس رای و خواست خود خدا بوده دیگر مسئولیتی بنام حق الله بر گردن ما نیست چرا که هیچ اختیاری در گزینش و در آفرینش خود نداشته ایم پس خدا هیچ حقی به گردن ما ندارد فقط می ماند حق النفس و حق الناس
    از این دو باز حق النفس در سلطه ی حق الناس قرار می گیرد که آن بحث جدایی است که در صورت لزوم ادامه می دهیم

    خلاصه اینکه

    ابتدا به ساکن چیزی بنام حق الله برای نوع انسان نداریم چون خودش آفریده خودش بریده و خودش دوخته بدون اینکه ما توانایی تغییر سرنوشت خدایی خود را داشته باشیم

    حق الله بعدا بوجود می آید و آن در صورتی است که ما با تفکر و اختیار خود در خواستی معقول و حق از خدا داشته باشیم و او هم با قدرت خود آن را انجام دهد پس اینجا حق الله پدیدار می گردد


    خوب اندیشه ی شما در مورد این نظریه چیه ؟؟



    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۳:۳۲

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    115
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    443



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    نظریه ی جدید در مورد حق الله بنام خدا درود بر راستجویان گرامی در آیات زیادی قرآن خدا را هدایت کننده معرفی می کند ودر بسیاری جاهای دیگر گمراه کننده يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(البقرة/142) فَمَنْ يرِدِ اللَّهُ أَنْ يهْدِيهُ يشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يرِدْ أَنْ يضِلَّهُ يجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيقًا حَرَجًا ...(الأنعام/125) فَيضِلُّ اللَّهُ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ (الإبراهيم/4) إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي مَنْ يضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ(النحل/37) وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يضِلُّ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(النحل/93) وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ آياتٍ بَينَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يرِيدُ(الحج/16) إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(القصص/56) منْ يشَإِ اللَّهُ يضْلِلْهُ وَمَنْ يشَأْ يجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(الأنعام/39 وَمَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(غافر/33 خوب نکته ها اینجاست طبق این آیات خدا علاوه بر هادی ،گمراکننده هم هست ( مُضل) پس منطقی است که نتیجه بگیریم این صفت جزو اسماء خدا هم باشد !!!!! هدایت و گمراهی وقتی دست خدا باشدحق الله در این موارد دیگری معنی ندارد چرا که او دل بخواهی انسانها را از ازل هدایت یا گمراه گزینش کرده است و بشر در برابر این جبر نباید مسئولیتی داشته باشد حق الله در صورتی است که ما از او درخواستی بکنیم و او بر آورده کند بنا براین ادای حق او بر گردن ماست و دینی است که مدیون خدا می شویم و باید حق او را ادا کنیم اما اگر ما ازو در خواستی نکرده باشیم دیگر حق الله معنی ندارد وقتی ما در آفرینش و هدایت و گمراهی ازلی خود نقشی نداشته ایم و همه طبق آیات بالا بر اساس رای و خواست خود خدا بوده دیگر مسئولیتی بنام حق الله بر گردن ما نیست چرا که هیچ اختیاری در گزینش و در آفرینش خود نداشته ایم پس خدا هیچ حقی به گردن ما ندارد فقط می ماند حق النفس و حق الناس از این دو باز حق النفس در سلطه ی حق الناس قرار می گیرد که آن بحث جدایی است که در صورت لزوم ادامه می دهیم خلاصه اینکه ابتدا به ساکن چیزی بنام حق الله برای نوع انسان نداریم چون خودش آفریده خودش بریده و خودش دوخته بدون اینکه ما توانایی تغییر سرنوشت خدایی خود را داشته باشیم حق الله بعدا بوجود می آید و آن در صورتی است که ما با تفکر و اختیار خود در خواستی معقول و حق از خدا داشته باشیم و او هم با قدرت خود آن را انجام دهد پس اینجا حق الله پدیدار می گردد
    به نام خدا

    جناب نوری ، نور الله مرقدک

    سوال، بسیار دقیق و در عین حال جنجالی و به تعبیر ی - مزال الاقدام للاعلام - هست یعنی لغزشگاه قدم بزرگان !

    به آیه شریفه : قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (50 طه )دقت نمایید

    می فرماید پروردگار ما کسی است که خلق هر چیز را به او داد سپس هدایتش نمود

    کاری که صورت گرفته اعطای خلق هست .سوال! :اعطای خلق به کی ؟

    طبعا بر اساس قاعده "ثبوت المثبت فرع لثبوت المثبت له "یعنی اثبات یه صفت بعد از قبول وجود موصوفش هست ؛یعنی یکی باید باشه تا اعطا رو بگیره ،پس اون شی باید وجود داشته باشه که عطای خدا رو که خلق هست ،بگیره

    بنا بر این همه مخلوقات قبل از اینکه خلق بشن، شی بودند و موجود .این موجود چی از خدا گرفت ؟جواب :خلق خودش رو یعنی از خدا طلب وجودی داشت و سهم و طلب خودشو رو که به اندازه سعه وجودی و ظرفیتش بوده،از خدا طلب کرد و خدا هم به او عطا نمود بر اساس جود و لطفش .

    این آیه رو نگاه کنید :هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً (1 دهر )

    نمی فرماید لم یکن شیئا. شی نبود می فرماید شی قابل ذکر نبود یعنی بود، اما گفتنی نبود


    به لغت که مراجعه کنی به خیاط میگن خالق ؛چون قواره می دوزه اندازه و شکل میده، صورت و قیافه میده ،الان میشه قابل ذکر ،میشه گفتنی. اون وقت، وقتی شما میری خیاطی ،اندازه قواره خودت لباس سفارش می دی یا اون به زور تنت می پوشه ؟؟؟؟


    پس بشر نصیبشو خودش از خدا طلب کرده حتی تمام مشخصات فردی خودش، زمان تولد و مرگش، عصر زندگیش، پدر و مادر ش دین و مذهب و امامش ،همه و همه رو خودش سفارش داده و تو هیچی خدا براش تصمیم نگرفته و حالا اومده دنیا تا چیزی رو که سفارش داده جر عه جرعه بدست بیاره .

    این آیه رو دقت کن :

    هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (29جاثیه )

    (كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ) ماضی استمراری هست کان + مضارع=ماضی استمراری .و استنساخ یعنی نسخه برداری و کپی از روی یک اصل

    پس : ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ بود و ما از روش نسخه بر داشتیم که صورتش همین زندگی دنیای شماست .پس اینی رو که دارید می گذرونین نسخه اونیه که خودتون اختیار کردید؛ بدش مال خودتون خوبش هم مال خودتون

    قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ (انعام 104)

    از جانب پروردگارتان آنچه مايه بينش است براى شما آمده است، پس هر كسى بينش پيدا كند به سود خودش مى‏باشد و هر كسى كور باشد، به ضرر خود عمل كرده و من نگهبان شما نيستم.


    مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيدِ (فصلت 46)

    هر كس كار خوبى انجام دهد، براى خود اوست و هر كس كار بدى انجام دهد، به خود بدى كرده و پروردگار تو هيچ گاه به بندگان ظلم نمى‏كند.


    مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (جاثیه 15 )

    هر كسى كار خوب انجام دهد، به سود خود اوست و هر كسى كار بد به‏جا آورد، زيانش به خودش برمى‏گردد و آن گاه هر دو به سوى پروردگارتان باز مى‏گرديد

    خدای ما شانش اجل از این است که نتونه مهمان نواز خوبی باشد و غذایی که میل مهمان نیست به حلقش بریزد

    نماز و روزه تون قبول دوست عزیز


    .
    ویرایش توسط زلال حدیث : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۴:۴۰

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما پاسخ به نظریه جدید جناب نوری در باب حق الله




    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها


    بنام خدا
    درود بر راستجویان گرامی

    در آیات زیادی قرآن خدا را هدایت کننده معرفی می کند ودر بسیاری جاهای دیگر گمراه کننده


    يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(البقرة/142)

    فَمَنْ يرِدِ اللَّهُ أَنْ يهْدِيهُ يشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يرِدْ أَنْ يضِلَّهُ يجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيقًا حَرَجًا ...(الأنعام/125)

    فَيضِلُّ اللَّهُ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ (الإبراهيم/4)


    إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي مَنْ يضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ(النحل/37)

    وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يضِلُّ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(النحل/93)

    وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ آياتٍ بَينَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يرِيدُ(الحج/16)

    إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(القصص/56)


    منْ يشَإِ اللَّهُ يضْلِلْهُ وَمَنْ يشَأْ يجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(الأنعام/39

    وَمَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(غافر/33


    خوب نکته ها اینجاست

    طبق این آیات خدا علاوه بر هادی ،گمراکننده هم هست ( مُضل) پس منطقی است که نتیجه بگیریم این صفت جزو اسماء خدا هم باشد !!!!!

    هدایت و گمراهی وقتی دست خدا باشدحق الله در این موارد دیگری معنی ندارد چرا که او دل بخواهی انسانها را از ازل هدایت یا گمراه گزینش کرده است و بشر در برابر این جبر نباید مسئولیتی داشته باشد


    دوست عزیز جناب غلام علی

    با سلام

    شما می دانید که خداوند به انسان قدرت انتخاب و اختیار داده و این انسان است که بر اساس هدایت الهی که توسط دعوت انبیاء انجام می گیرد، مسیر هدایت و یا ضلالت را بر می گزیند. و اگر صحبت از "یهدی من یشاء و یضل من یشاء" می شود مقصود هدایت و ضلالت اولیه از ناحیۀ خداوند، نیست، بلکه در مراحل بعدی و پس از انتخاب و اختیار انسان و اصرار و پافشاری بر مسیر انتخابی اش صورت می گیرد.

    پس لطف کنید مغالطه نفرمایید ...

    البته همین بحث بسیار در همین سایت، و در تایپیک های متعدد بحث شده که اگر قادر به جستجو نیستید، بفرمایید تا آدرس های مربوطه را تقدیم حضورتان کنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها

    حق الله در صورتی است که ما از او درخواستی بکنیم و او بر آورده کند بنا براین ادای حق او بر گردن ماست و دینی است که مدیون خدا می شویم و باید حق او را ادا کنیم اما اگر ما ازو در خواستی نکرده باشیم دیگر حق الله معنی ندارد

    وقتی ما در آفرینش و هدایت و گمراهی ازلی خود نقشی نداشته ایم و همه طبق آیات بالا بر اساس رای و خواست خود خدا بوده دیگر مسئولیتی بنام حق الله بر گردن ما نیست چرا که هیچ اختیاری در گزینش و در آفرینش خود نداشته ایم پس خدا هیچ حقی به گردن ما ندارد فقط می ماند حق النفس و حق الناس
    از این دو باز حق النفس در سلطه ی حق الناس قرار می گیرد که آن بحث جدایی است که در صورت لزوم ادامه می دهیم

    خلاصه اینکه

    ابتدا به ساکن چیزی بنام حق الله برای نوع انسان نداریم چون خودش آفریده خودش بریده و خودش دوخته بدون اینکه ما توانایی تغییر سرنوشت خدایی خود را داشته باشیم

    حق الله بعدا بوجود می آید و آن در صورتی است که ما با تفکر و اختیار خود در خواستی معقول و حق از خدا داشته باشیم و او هم با قدرت خود آن را انجام دهد پس اینجا حق الله پدیدار می گردد

    خوب اندیشه ی شما در مورد این نظریه چیه ؟؟

    جناب غلام "علی"؟؟؟ نوری


    بر خلاف نگاه شما که با سفسطه؛ شروع حق، و منشأ حق را در صورت درخواست انسان بر خلقتش می دانید و نتیجه می گیرید که چون، انسان درخواستی نکرده و به قول ناصواب شما در این خلقت، مجبور هم بوده پس حقی بر خدا ثابت نیست.

    باید عرض کنم که طبق دیدگاه اسلامی، همۀ حقوق از آن خداوند است، زیرا انسان به خودی خود وجود خارجی نداشته و اگر اکنون وجود یافته و این همه استعداد وجودی من جمیع جهات دارد، نظیر قدرت و اراده، اختیار و انتخاب و ... همه از ناحیۀ خداوند بوده به عبارتی انسان مالک چیزی نیست و از خودش چیزی ندارد که بخواهد آغاز کنندۀ حق باشد و باز هم به قول ناصواب شما "حق خداوند بعداً یعنی بعد از حق خدا ثابت باشد".

    لطفاً کمی در نوشته ها و تفکرات شاذت اندیشه کن؟؟؟

    مگر نه اینکه دست و پا و گوش و چشم و مال و زن و فرزند و ...، همه و همه از آن خداست، اگر بخواهد می دهد و اگر نخواهد نمی دهد و اصولاً کسی از خدا طلبی ندارد.

    انسان حقی ندارد مگر آنکه خداوند برایش حقی قرار دهد. آمدن و نیامدن باران به ارادۀ اوست و اگر باران نیامد ما حقی بر خدا نداریم که اعتراض کنیم که چرا خدا برای ما باران نفرستاد و کذا و کذا ...

    بله اگر خداوند فرمود: این حق را برای شما بندگان قرار دادم که اگر دستوراتم را اطاعت کنید من نیز خواسته های شما را برآورده می سازم، آنگاه این حق برای انسان درست می شود. "ادعونی استجب لکم"(غافر، آیه 60)

    پس بدون شک؛ حق از جانب خدای متعال شروع می شود نه به آن تقریری که شما (جناب نوری فرمودید)؟؟؟ زیرا اگر خداوند هستی بخش و رابطۀ انسان با خدا را در نظر نگیریم، حتی از نظر برهان عقلی، نمی توانیم هیچ حقی را برای انسانی بر انسان دیگر اثبات کنیم تا چه رسد به حقوق انسان بر خدا آنهم در صورتیکه خداوند چنین حقی را برای انسان قائل شده باشد؟؟؟

    به همین دلیل است که امام سجاد (ع) می فرماید: "و هو اصل الحقوق و منه تتفرع؛ اصل همه حقوق از خداست و سایر حقوق از آن ناشی می شود."(رسالۀ حقوق امام سجاد).

    خوب اگر در همین حقوق اساسی انسان (حق حیات، حق مالکیت، حق خوردن و اشامیدن و حق مسکن و ...) دقت کنیم، بوضوح پی می بریم که همۀ حقوق ابتداءً از خداوند ناشی می شود.

    زیرا مثلاً همین حق حیات را چه کسی به انسان داده است؟ قبل از آفرینش آیا انسان وجودی داشته تا حقی داشته باشد؟ چرا حق پیدا کرده؟ چون خدای متعال خواسته که من باشم و زنده بمانم و اگر او نمی خواست، من چه بودم تا حقی داشته باشم؟

    یا حق مالکیت و حق استفاده از نعمت های الهی، این حقوق از کجا ناشی می شود؟ اگر من مانند جمادات بودم و خداوند مرا انسان نیافریده بود که با اراده خود غذا بخورم یا بپوشم و ...آیا من حق غذا خوردن و لباس پوشیدن داشتم؟ پس این حقوق هم از خداوند ناشی می شود.

    یا حق مسکن، اگر خداوند مرا طوری آفریده بود که نیازی به مسکن نداشتم و یا قدرت بهره مندی از مسکن را واجد نبودم، به چه دلیل می توانستم از حق مسکن دم بزنم؟ پس این حق را هم خداوند برای من قرار داده و از او ناشی می شود.

    و بسیار از دست مثال ها ...

    از طرف دیگر دلیل آنکه می گوییم ریشه همه حقوق، ابتداءً به خداوند باز می گردد به این جهت است که این خداست که انسان را موجودی با اراده و انتخابگر آفریده است، مثلاً اگر خداوند انسان را موجودی بی شعور یا بی اراده آفریده بود، من در مورد مرگ یا حیات، اختیار یا عدم اختیار مسکن، خوردن یا نخوردن و ... چه می توانستم بکنم؟

    آیا در این صورت باز هم برای من حقی ثابت بود؟

    پس، روشن می شود که چون خداوند خالق انسان و سایر موجودات عالم است همه حقوق در وهلۀ اول متعلق به خداوند است و از او ناشی می شود و بدون در نظر گرفتن "حق الله"، اصولاً حقی قابل تصور نیست.

    مگر اینکه کسی در حاشیۀ ذهنش، توهماتی را بعنوان ردیه بر "حق الله" به رشته تقریر در آورد ...

    موفق باشید ...

    نظریه ی جدید در مورد  حق الله

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519





    درود بر راستجویان

    ببین خدا ابتدا به ساکن هیچ حقی به گردن انسانی که آفریده نداره
    این مطلب خیلی آشکار است نمی دانم شما چرا اینقدر بند و تبصره و تاویل میخوان برای این قضییه ی بسیار ساده در بیاورین
    مگر من یا شما یا فلانی به او گفته ایم خدا یا ما را خلق کن که اگر خلق کنی ترا عبادت می کنیم او خودش خلق کرده پای عبادت نشدنش هم باید وایسه

    او خودش با اراده و میل خود و بدون اختیار و خواست ما اینکار را انجام داده بنا براین تا این مرحله هیچ مسئولیتی در برابر او نداریم و او هیچ حقی بر گردن ما ندارد خودش آفریده وخودش اندامها و عضوهای بدن را به دلخواه خود صورتگری کرده پس این منتگذاری ندارد درآفرینش ما سلیقه و وظیفه ی خدایی خود را بجای آورده است
    بله اگر الان من از خدا در خواستی منطقی و عقلانی کنم و او هم بر آورده کند پس حق الله بر من واجب می شود ومدیون او می شوم

    شما چطور جواب این پرسش را پاسخ می دهید : این چه زور و چه قلدری بنام حق الله است که خدا بر مایی که به اختیار ومیل و نقشه ی خودش آفریده تحمبل می کند

    حق الله بعدا در اثر اجابت در خواست انسانهای پیدا می شود مربوط به زیبا سازی خلقت و آفرینش ما نیست وحتی سلامت ما نیست

    خدا ما را آفرید و چون آفریده وظیفه دارد که در آفرینش آفریده ی خود سنگ تمام بگذارد و این همان است که قرآن هم گفته

    الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيءٍ خَلَقَهُ ....(السجده/7)

    بعد از اینکه آفرید وظیفه ی خدا این است که هدایت کند

    قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى(طه/50

    هدایت هم فقط برای خدا شناسی و خدا پرستی است نه برای اجرای احکام مذهبی موسوم به حق الله

    فلسفه ی آفرینش احکام مذهبی نیست بلکه خدا شناسی است وخدا پرستی است

    و میزان خدا پرستی و خدا شناسی هم با رعایت حق الناس مشخص می شود


    تنها حقی که خدا به گردن ما همیشه دارد این است که آن طور که شایسته ی اوست شناخته شود والسلام دیگر شاخ و برگ هم نمی خواهد


    ادامه دارد ......

    فعلا دارم میرم به مهمانی خدا


    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۲۱:۴۴

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام خدمت دوستان

    بعد از اینکه آفرید وظیفه ی خدا این است که هدایت کند


    مشروط بر اینکه وقتی هدایت آمد، مخلوق به خاطر هوای نفس رویش را بر نگرداند.

    هدایت هم فقط برای خدا شناسی و خدا پرستی است نه برای اجرای احکام مذهبی موسوم به حق الله


    اجرای احکام مذهبی راهی است که انسان را به معرفت خداشناسی می رساند. پس طبیعی است که خداوند افراد را ابتدا به اجرای احکام مذهبی هدایت کند. برای ورود به یک خانه ابتدا باید از در رد شد.

    و میزان خدا پرستی و خدا شناسی هم با رعایت حق الناس مشخص می شود


    حق الناس شعبه ای از حق الله است. یک مؤمن به خاطر خداوند حق الناس را رعایت می کند. اگر به خاطر خود ناس حق الناس را رعایت کند، این نشان از توحید ضعیف و نیت غیر خالص اوست.


    تنها حقی که خدا به گردن ما همیشه دارد این است که آن طور که شایسته ی اوست شناخته شود والسلام دیگر شاخ و برگ هم نمی خواهد


    و راه شناخته شدنش هم در اجرای احکام دین (همان احکام مذهب) است. فراموش نکنید که رعایت حق الناس خودش شعبه ای از احکام دین است.

    در حقیقت حقی جز حق الله اصلاً وجود ندارد. خداشناس، اعمالش را برای خداوند خالص می کند. این به این معنی است که رعایت حق الناس هم به خاطر رعایت حق الله است. پیامبر اسلام (ص) فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگير به خاطر خدا و دشمن بگير به خاطر خدا...

    کلاً عمل و نیت باید برای خداوند خالص باشد. حضرت محمد (ص) فرمودند:

    هیچ بنده ای برای خدا چهل روز اخلاص نورزید، مگر اینكه چشمه های حكمت از قلب او، بر زبانش جاری گردید.

    حالا شما می گید ابتدا به ساکن چیزی به نام حق الله وجود ندارد؟ خودتان گفتید که ما باید خدا را آنچنان که شایان شناخته شدنش است بشناسیم!

    حق الله بعدا بوجود می آید و آن در صورتی است که ما با تفکر و اختیار خود در خواستی معقول و حق از خدا داشته باشیم و او هم با قدرت خود آن را انجام دهد پس اینجا حق الله پدیدار می گردد


    خدا را به زمان محدود می کنید؟ مگر نمی دانید که زمان فقط در جهان مادی معنا دارد، و براساس علم روز دنیا، زمان چیزی جز کیفیات همین کیهان ما نیست؟ واقعاً فکر می کنید که برای خداوند هم همانطور که برای شما زمان می گذرد، گذر زمان وجود دارد؟ فکر نمی کنید این حرف کمی از «خداشناسی» به دور باشد؟

    به یاد قرآن افتادم (سوره 22):

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿۳﴾
    و برخى از مردم درباره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى‏كنند و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏نمايند (۳)

    سوره 2:

    يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلًا طَيِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۶۸﴾
    اى مردم از آنچه در زمين است‏ حلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهای شیطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست (۱۶۸)

    إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۱۶۹﴾
    [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد و [وامى‏دارد] تا بر خدا چيزى را كه نمى‏دانيد بربنديد (۱۶۹)

    شما به چه حجتی فکر می کنید که عالم به معارف خداشناسی هستید و به خود اجازه می دهید که در ملاء عام نظریه پردازی کنید؟ مگر نمی دانید که این گفته ها مسئولیت اخروی دارد؟ گیریم که جمع کثیری این عمل را بکنند، شما چرا؟ سوره 5:

    قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰۰﴾
    بگو پليد و پاک يكسان نیستند هر چند كثرت پليد[ها] تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا كنيد باشد كه رستگار شويد (۱۰۰)

    وظیفه خودم دانستم این مسئله را گوشزد کنم.

    التماس دعا
    یا حق

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    (۱۶۹)

    شما به چه حجتی فکر می کنید که عالم به معارف خداشناسی هستید و به خود اجازه می دهید که در ملاء عام نظریه پردازی کنید؟ مگر نمی دانید که این گفته ها مسئولیت اخروی دارد؟ گیریم که جمع کثیری این عمل را بکنند، شما چرا؟ سوره 5:

    قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰۰﴾
    بگو پليد و پاک يكسان نیستند هر چند كثرت پليد[ها] تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا كنيد باشد كه رستگار شويد (۱۰۰)

    وظیفه خودم دانستم این مسئله را گوشزد کنم.

    التماس دعا
    یا حق
    درود بر شما

    کارمن بر بر انگیختن وتمرکز اندیشه ها است من شما هستم ، من دیگرانم

    و از پیش هم گفته ام

    من کوچکتر از آنم که بزرگ شمارندم و بزرگتر از آنم که کوچک به شمار آیم

    نمی دانم چرا اغلب در نوشته ها و هدف نهایی من فکر نمی کند و فقط الفاظ را می بیند

    من نماینده ی نیروی آفرینش خدایم و من شمایم

    به خود خدا دیگه ساده تر از اینها نمی توانم براتون توضیح بدم

    در ضمن من در کفرم صداقت دارم نگران آخرت من نباشید و من اونجا آشنا و پارتی دارم یه جوری درستش می کنم
    خود می دوانید یک از مشترکات دنیا و آخرت برای نان تو روغن داشتن داشتن پارتی است
    همه جا آشنا بازیه



    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۵/۲۹ در ساعت ۱۰:۲۳

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    21
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    101



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    درود بر شما

    کارمن بر بر انگیختن وتمرکز اندیشه ها است من شما هستم ، من دیگرانم

    و از پیش هم گفته ام

    من کوچکتر از آنم که بزرگ شمارندم و بزرگتر از آنم که کوچک به شمار آیم

    نمی دانم چرا اغلب در نوشته ها و هدف نهایی من فکر نمی کند و فقط الفاظ را می بیند

    من نماینده ی نیروی آفرینش خدایم و من شمایم

    به خود خدا دیگه ساده تر از اینها نمی توانم براتون توضیح بدم

    در ضمن من در کفرم صداقت دارم نگران آخرت من نباشید و من اونجا آشنا و پارتی دارم یه جوری درستش می کنم
    خود می دوانید یک از مشترکات دنیا و آخرت برای نان تو روغن داشتن داشتن پارتی است
    همه جا آشنا بازیه


    خوشا به سعادتتون

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    علیکم السلام

    دوست عزیز

    شما اصلاً به استدلالات من اشاره ای نکردید. آنها را پذیرفته اید؟ یا نه؟ اگه نه، چرا؟ به چه استدلال؟

    کارمن بر بر انگیختن وتمرکز اندیشه ها است


    یعنی شما هدفتان تنها به تفکر وا داشتن دیگران است؟

    من شما هستم ، من دیگرانم


    یعنی چی؟

    و از پیش هم گفته ام

    من کوچکتر از آنم که بزرگ شمارندم و بزرگتر از آنم که کوچک به شمار آیم
    متوجه نمی شوم.

    نمی دانم چرا اغلب در نوشته ها و هدف نهایی من فکر نمی کند و فقط الفاظ را می بیند


    نمی کند؟ چرا مفرد به کار می برید. منظورتان دقیقاً کیست؟ در ضمن، هدف نهایی شما گویا این بود که ثابت کنید حق الله ابتدا به ساکن وجود ندارد، که آن هم با استدلال رد شد.

    من نماینده ی نیروی آفرینش خدایم و من شمایم


    یعنی شما بگویید باش، موجود می شود؟؟؟ بوی ادعاهای بزرگ به مشامم می خورد...

    یعنی چه که شما، من هستید. منظورتان وحدت پشت صحنه مخلوقات است؟ وحدت عارفانه؟

    به خود خدا دیگه ساده تر از اینها نمی توانم براتون توضیح بدم


    توضیحاتی که دادید ساده نبود، ناقص بود. لطفاً آن را تکمیل کنید، حالا می خواد پیچیده باشه.

    در ضمن من در کفرم صداقت دارم نگران آخرت من نباشید و من اونجا آشنا و پارتی دارم یه جوری درستش می کنم
    خود می دوانید یک از مشترکات دنیا و آخرت برای نان تو روغن داشتن داشتن پارتی است
    همه جا آشنا بازیه
    شما طوری صحبت کردید که گویی حالت خاص عرفانی دارید، و ادعاهایی نامفهوم و ناقص کردید، طوری که آخرش هم معلوم نشد منظور و هدفتان چیست. و حالا در این قسمت چنین چیزی درباره سیستم آخرت می گویید که با آیات واضح و روشن قرآن کریم مخالفت دارد. در ضمن من نفهمیدم که «من در کفرم صداقت دارم» نشان می دهد که شما کافرید یا نه...

    یا حق
    ویرایش توسط بینام : ۱۳۸۹/۰۵/۳۰ در ساعت ۰۲:۰۰

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط بینام نمایش پست ها
    علیکم السلام

    دوست عزیز



    متوجه نمی شوم.



    یا حق
    با درود

    اگر چه این پست مدتهاست که ازآن گذشته ولی به خاطر دوست خوبمان بینام جواب سوالات او را الان می آورم
    تا شاید جوابی گرفته باشد

    من گفته ام کارمن بر انگیختن اندیشه ها ست
    این حرف عجیب است ؟؟؟/ آری برای کسانی که از قرآن مهجورند شایدعجیب باشد اما

    بینام عزیز بر انگیختن اندیشه ها یک روش و دستور قرآنی است نگاه کن

    در جاهای مختلفی از قرآن برای بر انگیختن اندیشه آمده که افلا تعقلون افلا ینظرون أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا

    و من هم برای بر انگیختن اندیشه ها از دستور قرآن پیروی می کنم

    و اندیشه است که سبک سنگین می کند از اینهایی که بنام مذهب از نیاکان بر ای ما به ارث چه چیزی درست است یا نه

    گفته ام من شما هستم و من دیگرانم
    اصل و نسب و ریشه ی همه ما یکی است من و شما در اصل شاخه های دور افتاده ی یک درخت بزرگیم پس همه یک درختیم همه همیم
    بنی آدم اعضای یک پیکرند

    ممکن است تو شاخه ای باشی در شمال و من در جنوب و دیگران هم در شرق و غرب اما همه ی ما یک درخت هستیم کسی که ازدور مشاهده می کند چون ریشه یهمه ی ما یکی است می گوید یک درخت می بینم نمی گویددر ختان متعددی می بینم

    گفته ام من کوچکتر از آنم ......
    در آفرینش و سرشت همه ی ما با هم برابریم من نه از صفور محله برترم و نه از پیامبر پاییتر
    هیچ کس بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوی و انجام وظیفه ی الهی
    امام حسین اگر با یزید بیعت می کرد و تسلیم آن موجود پلید می شد یکراست می رفت به جهنم
    خدا با کسی تعارف ندارد اینطور نیست که حالا به خاطر جان خودت و خانوده ات بیا و سازش کن من در آن دنیا هم هوات رو دارم نه خیر اینطور نیست
    اگر با یزید کنار می آمد بی تعارف جاش جهنم بود
    خدا کوچکترین ارفاقی در حق کسی ندارد همه بعد از اینکه علم بهشون رسید و حجت تمام شد در گرو
    انجام وظیفه ی خدایی خود هستندکل نفس بما کسبت رهینه
    کوچکترین تقصییری قابل گذشت نیست تنها برتری انسان ها بر یکدیگر به فرجام رساندن وظایف الهی است حسین اگر سازش میکرد دیگر امام حسین نمی شد یک فردی می شد در جهنم

    گفته ام من نماینده ی نیروی آفرینش خدایم
    بله انسان اوج جلو ه ی قدرت ابتکار و آفرینش خدا و خلیفه ی الهی است( فتبارک الله احسن الخالقین )
    از طرفی من وشما با هم فرقی نداریم پس من شما هستم پس شما هم نماینده ی خدا هستید


    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۴:۰۴

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام خدمت دوست عزیزم

    من گفته ام کارمن بر انگیختن اندیشه ها ست
    این حرف عجیب است ؟؟؟/ آری برای کسانی که از قرآن مهجورند شایدعجیب باشد اما

    بینام عزیز بر انگیختن اندیشه ها یک روش و دستور قرآنی است نگاه کن

    در جاهای مختلفی از قرآن برای بر انگیختن اندیشه آمده که افلا تعقلون افلا ینظرون أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا


    ظاهر امر که می گوید قرآن مسئول برانگیختن اندیشه هاست.

    و من هم برای بر انگیختن اندیشه ها از دستور قرآن پیروی می کنم


    بر اساس کدام آیه شما استنباط کردید که برای برانگیختن اندیشه ها، می توان به طرح شبهه روی آورد؟ کدام آیه ما را تشویق می کند که مطلبی را که خودمان هم قبول نداریم و به باطل بودن آن ایمان داریم طرح کنیم، تا دیگران به اندیشه فرو روند؟ کجای قرآن می گوید که برای هدایت مردم، مطالب باطل را ارائه دهید، تا با خود کلنجار روند، هدایت شوند؟ اگر کسی به باطلی که ما ارائه کرده ایم گروید چه؟ روز قیامت چه پاسخی داریم بدهیم؟ کدام یک از اولیای خدا مطالب کذب ارائه کرده اند تا ریشه دار بودن ایمان مردم را بیازمایند؟

    اصل و نسب و ریشه ی همه ما یکی است من و شما در اصل شاخه های دور افتاده ی یک درخت بزرگیم پس همه یک درختیم همه همیم


    در آفرینش و سرشت همه ی ما با هم برابریم من نه از صفور محله برترم و نه از پیامبر پاییتر
    هیچ کس بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوی و انجام وظیفه ی الهی
    از طرفی من وشما با هم فرقی نداریم پس من شما هستم پس شما هم نماینده ی خدا هستید


    خودتان می گویید مگر به تقوی و انجام وظیفه الهی... بعد می گویید هیچ کس با دیگری فرقی ندارد؟

    بله انسان اوج جلوه ی قدرت ابتکار و آفرینش خدا و خلیفه ی الهی است( فتبارک الله احسن الخالقین )


    بر اساس کدام آیه شما استنباط کردید که همه انسانها خلیفة الله هستند؟ مگر می شود خلیفه خدا از فرمان خدا سرپیچی کند؟ انسان و آدم با هم فرق دارند. همه باید تلاش کنیم آدم شویم. آدم که شدیم، آنگاه خلیفة الله هستیم. تا وقتی آدم نشده ایم، بشری بیش نیستیم. بشری که قرآن بعضاً آن را گمراه تر از چهارپایان می خواند.

    با توجه به توضیحاتی که دادید، سؤال اصلی من پا برجا می ماند. آن مطلبی که درباره آن توضیح خواستم، در پاسخ به این عرایض بنده بود:

    واقعاً فکر می کنید که برای خداوند هم همانطور که برای شما زمان می گذرد، گذر زمان وجود دارد؟ فکر نمی کنید این حرف کمی از «خداشناسی» به دور باشد؟

    به یاد قرآن افتادم (سوره 22):

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿۳﴾
    و برخى از مردم درباره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى‏كنند و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏نمايند (۳)

    سوره 2:

    يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلًا طَيِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۶۸﴾
    اى مردم از آنچه در زمين است‏ حلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهای شیطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست (۱۶۸)

    إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۱۶۹﴾
    [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‏دهد و [وامى‏دارد] تا بر خدا چيزى را كه نمى‏دانيد بربنديد (۱۶۹)

    شما به چه حجتی فکر می کنید که عالم به معارف خداشناسی هستید و به خود اجازه می دهید که در ملاء عام نظریه پردازی کنید؟ مگر نمی دانید که این گفته ها مسئولیت اخروی دارد؟ گیریم که جمع کثیری این عمل را بکنند، شما چرا؟ سوره 5:

    قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰۰﴾
    بگو پليد و پاک يكسان نیستند هر چند كثرت پليد[ها] تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا كنيد باشد كه رستگار شويد (۱۰۰)

    وظیفه خودم دانستم این مسئله را گوشزد کنم.


    حال که می گویید ما مثل هم هستیم، و شما ادعای خاصی نکرده اید، پس بفرمایید از کجا به این نتیچه رسیده اید که صلاحیت به تفکر واداشتن مردم را دارید؟

    با تشکر فراوان
    یا حق
    ویرایش توسط بینام : ۱۳۸۹/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۷:۳۷

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود