صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بیاید شیرین ترین لحظه ی زندگی مان را بنویسیم تا یادمان نرود

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    علم
    نوشته
    230
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    1194

    بیاید شیرین ترین لحظه ی زندگی مان را بنویسیم تا یادمان نرود




    سلام

    همه ی ما در زندگی خود یک لحظه ی خیلی شیرین داشتیم که از یادمان نر فته و هر وقت به یاد می آوریم لبخندی بر لبانمان می نشیند .

    این را می توان شکلات کوچک زندگی اسمش را گذاشت که هر بار که آن را در کوچه های ذهنتان پیدا می کنید دهانتان شیرین می شود .

    پس بهتر است آن را یاد داشت کنید تا یک جا ثبت شود که اگر روزی یادمان رفت برویم و آن را دوباره نگاه کنیم .

    و شیرینیش را دوباره بیاد بیاوریم .

    این جا مکانی برای ثبت شوکلاتها است که با طمع های مختلف و رنگهای مختلف است .

    شوکلات خود را این جا بگزارید تا ما هم در شیرینیش با شما شریک شویم .


    شیرین کام باشید

    بیاید شیرین ترین لحظه ی زندگی مان را بنویسیم تا یادمان نرود

    ویرایش توسط AsRaR : ۱۳۸۹/۰۵/۲۳ در ساعت ۲۲:۲۵
    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

    گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
    گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    عقاید اسلامی
    نوشته
    2,154
    حضور
    1 روز 4 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    190
    صلوات
    19406



    بسم الله
    سلام علیکم

    البته فکر نکنم جای این مطلب توی این انجمن باشه
    احتمالا توی انجمن مشاوره است
    پس در اولین فرصت بخواهید براتون انتقالش بدن

    و اما شیرین ترین خاطره زندگی منه
    هیچ لحظه ای توی زندگیم به زیبایی لحظاتی که روی پله های مسجد الحرام روبروی خانه کعبه نشسته بودم نبوده و نیست.بعد از اون هم شب تا سحری که توی حرم امام حسین (علیه السلام)گذروندم

    خدا قسمت تمام نرفته و رفته ها بکنه که این زیارات مثل آب شور آدم رو تشنه تر میکنند

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    مقربان

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    سخن حق - مطالعه-نوشتن
    نوشته
    887
    حضور
    23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    سلام

    آدم خاطره های شیرینش رو هرگز فراموش نمی کنه و نیازی به نوشتن نیست

    راستی بچه ها روزه هستن این آبنبات هم ظاهراً خیلی خوشمزه است

    الان که مجالی نیست. عمری بود با یه خاطره در خدمتیم.

    ببخشید
    بدرود
    قضاوت :
    به نام خالق عشق ،* به نام تجلي عشق (انسان) ، *به نام دلتنگي و بي قراري عاشق ،* به نام پذيرنده ي عشق (انسان) ،* به نام خاكي كه عشق در آن بارور شد (انسان)، *به نام آنكه بار آسمان ها و زمين را بدوش مي كشد(انسان) ،* و به نام عشق و همه ي عشق آفرينان
    «قضاوت»
    «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا»

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    اسک دین
    نوشته
    245
    حضور
    5 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1465



    خیلی فکر کردم ولی من هیچ خاطره شیرینی ندارم که بخوام ثبتش کنم تا هر وقت می خونم خوشحال بشم!!!
    شاید این خاطره شیرین در آینده نصیبم شد...


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    علم
    نوشته
    230
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    1194



    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam نمایش پست ها
    بسم الله
    سلام علیکم


    و اما شیرین ترین خاطره زندگی منه
    هیچ لحظه ای توی زندگیم به زیبایی لحظاتی که روی پله های مسجد الحرام روبروی خانه کعبه نشسته بودم نبوده و نیست.بعد از اون هم شب تا سحری که توی حرم امام حسین (علیه السلام)گذروندم

    خدا قسمت تمام نرفته و رفته ها بکنه که این زیارات مثل آب شور آدم رو تشنه تر میکنند
    آرزو می کنم همه مثل شما این لحظه را تجربه کنند.
    ویرایش توسط AsRaR : ۱۳۸۹/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۴:۲۲
    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

    گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
    گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    علم
    نوشته
    230
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    1194



    آیا مسئولین سایت خاطرات شیرین ندارند؟؟





    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

    گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
    گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    کتاب ؛ کودک ؛
    نوشته
    82
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    502

    امکان نداره!!!!




    نقل قول نوشته اصلی توسط آنجل نمایش پست ها
    خیلی فکر کردم ولی من هیچ خاطره شیرینی ندارم که بخوام ثبتش کنم تا هر وقت می خونم خوشحال بشم!!!
    شاید این خاطره شیرین در آینده نصیبم شد...
    مگه میشه ؟؟؟!!!
    امکان نداره لحظات شیرین نداشته باشید.
    بهتره بگید حضور ذهن ندارید خواهر من .....
    نفسم مي گيرد در هوايي كه
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    نفسهاي تو نيست ...

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    علم
    نوشته
    230
    حضور
    23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    10
    صلوات
    1194



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدای آشنا نمایش پست ها
    مگه میشه ؟؟؟!!!
    امکان نداره لحظات شیرین نداشته باشید.
    بهتره بگید حضور ذهن ندارید خواهر من .....
    خود شما چرا خاطره ی شیرینتان را نمی نویسین؟؟

    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

    گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
    گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا هنر فلسفه دین مادر...
    نوشته
    534
    حضور
    31 روز 17 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    23
    صلوات
    3743



    سلام
    شیرین ترین خاطره برای من سفرم به جنوب بود (مناطق جنگی) از همون اول تا ثانیه آخرش
    و هر موقع یاد اون روزا میفتم انگار دارم اون آبنبات خوشمزرو میخورم البته باید بگم از اون خیلی خوشمزه تره!!!!!!!
    ایشاالله خدا نصیب کنه دوباره برم
    و برید
    ویرایش توسط آرامش : ۱۳۸۹/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۸:۵۵




  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,162
    حضور
    2 روز 7 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8598



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدای آشنا نمایش پست ها
    مگه میشه ؟؟؟!!!
    امکان نداره لحظات شیرین نداشته باشید.
    بهتره بگید حضور ذهن ندارید خواهر من .....

    بله ميشه نداشت .

    چون منم ندارم.اگه خاطره خوبي هم داشتم تو خواب بوده نه بيداري !!

    درضمن كي از اين آبنباتها خورده؟؟؟

    بیاید شیرین ترین لحظه ی زندگی مان را بنویسیم تا یادمان نرود

    من يه بار بچگي خوردم واييييييييييي خيلي بد مزه بود .
    ...

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۲/۱۰, ۰۴:۱۰ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود