صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قلب ، جایگاه تفكر و حکمت؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    556
    حضور
    2 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4037

    اشاره قلب ، جایگاه تفكر و حکمت؟!




    قلب جایگاه تفكرو حکمت؟!

    با سلام

    در ایات و روایات مختلف کلمه قلب بکار رفته شده :

    "سوره حج (22) - آیه 46 €“ افلم یسیروا فی الارض فتكون لهم قلوب یعقلون بها اوء اذان یسمعون بها فانها لا تعمی الا بصرو لكن تعمی القلوب التی فی الصدور
    آیا در زمین سیر نكردند تا آنان را قلبهایی باشد كه با آن تعقل كنند یا گوشهایی كه با آن بشنوند چرا كه چشمهای آنان كور نمی شود بلكه قلبهایی كه در سینه هاست كور می شود.
    سوره اعراف (7) €“ آیه 179 €“ بیقین گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم آنها قلبهایی دارند كه با آن نمی فهمند و چشمهایی كه با آن نمی بینند و گوشهایی كه با آن نمی شنوند آنها همچون چهارپایانند بلكه گمراهتر اینان همان غافلانند.
    سوره محمد (47) €“ آیه 24 €“ آیا آنها در قرآن تدبر نمی كنند یا بر قلبهایشان قفل نهاده شده است.

    در آیات فوق و بسیاری از آیات دیگر . قرآن جایگاه تعقل . اندیشه . ادراك و احساسات را قلب شناخته و بكرار از قلب یا محل آن كه سینه باشد بدین منظور یاد شده است و هیچگاه برای معانی تعقل و ادراك . كلمه مخ (مغز) یا جایگاه آن سر استفاده نشده است.
    ممكن است بعضی مانند عرفا عقلانیت و دل را بگونه ای از هم جدا كنند كه یكی جایگاه تعقل باشد و دیگری جایگاه عشق و احساسات . اما محل اسقرار این دو (عقل و دل) همان مغز آدمی است كه در سر قرار دارد نه دل یا قلبی كه در سینه میباشد . مضافا اینكه اطلاق كلمه دل (و نه كلمه ای دیگر) برای اینگونه از موارد ریشه در همان برداشت نادرست گذشتگان دارد.

    همچنین آیات زیر كه اشاره به قلب و جایگاهش سینه دارند را مطالعه فرمایید :
    سوره عمران (3) €“ آیه 29 €“ بگو آنچه را در سینه های شماست پنهان دارید یا آشكار كنید خداوند آن را میداند و از آنچه در آسمانها و زمین است آگاه می باشد و خداوند بر هر چیزی تواناست.

    سوره مائده (5) €“ آیه 7 €“ و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما و پیمانی را كه با تاكید از شما گرفت آن زمان كه گفتید شنیدیم و اطاعت كردیم و از خدا بپرهیزید كه خدا از آنچه در درون سینه هاست آگاه است.

    سوره انعام (6) €“ آیه 25 €“ پاره ای از آنها به سخنان تو گوش فرا می دهند ولی بر قلبهای آنان پرده ها افكنده ایم تا آن را نفهمند و در گوش آنها سنگینی قرار داده ایم و اگر تمام نشانه های حق را ببینند ایمان نمی آورند تا آنجا كه وقتی به سراغ تو می آیند كه با تو پرخاشگری كنند كافران میگویند اینها فقط افسانه های پیشینیان است.

    سوره انعام (6) €“ آیه 125 €“ آن كس را كه خدا بخواهد هدایت كند سینه اش را برای اسلام گشاده میسازد و آن كس را كه بخواهد گمراه سازد سینه اش را آنچنان تنگ می كند كه گویا می خواهد به آسمان بالا برود این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی كه ایمان نمی آورند قرار میدهد.

    سوره اعراف (7) €“ آیه 2 €“ این كتابی است كه بر تو نازل شده پس نباید از ناحیه آن ناراحتی در سینه داشته باشی تا بوسیله آن بیم دهی و تذكری است برای مومنان.

    سوره انفال (8) €“ آیه 43 €“ در آن هنگام كه خداوند تعداد آنها را در خواب به تو كم نشان داد و اگر فراوان نشان می داد مسلماً سست میشدید و كارتان به اختلاف می كشید ولی خداوند سالم نگه داشت خداوند به آنچه درون سینه هاست داناست.

    سوره یونس (10) €“ آیه 57 €“ ای مردم اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و درمانی برای آنچه در سینه هاست و هدایت و رحمتی است برای مومنان.

    سوره هود (11) €“ آیه 5 €“ آگاه باشید آنها سینه هاشان را در كنار هم قرار می دهند تا خود را از او پنهان دارند آگاه باشید آنگاه كه آنها لباسهایشان را به خود می پیچند و خویش را در آن پنهان می كنند (خداوند) میداند آنچه را پنهان می كنند و آنچه را آشكار می سازند چرا كه او از اسرار درون سینه ها آگاه است.

    سوره كهف (18) €“ آیه 57 €“ چه كسی ستمكارتر است از آن كس كه آیات پروردگارش به او تذكر داده شد و از آن روی گرداند و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش كرد ما بر دلهای اینها پرده هایی افكنده ایم تا نفهمند و در گوشهایشان سنگینی قرار داده ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی هرگز هدایت نمیشوند.

    سوره شعرا (26) €“ آیه 193 €“ روح الامین آن را نازل كرده است. آیه 194 €“ بر قلب تو تا از انذار كنندگان باشی.

    سوره نمل (27) €“ آیه 74 €“ و پروردگارت آنچه را در سینه هایشان پنهان می دارند و آنچه را آشكار می كنند بخوبی می داند.

    سوره قصص (28) €“ آیه 10 €“ دل مادر موسی از همه چیز تهی گشت و اگر قلب او را محكم نكرده بودیم نزدیك بود مطلب را افشا كند.

    سوره قصص (28) €“ آیه 69 €“ و پروردگار تو می داند آنچه را كه سینه هایشان پنهان می دارد و آنچه را آشكار می سازند.

    سوره عنكبوت (29) €“ آیه 49 €“ ولی این آیات روشنی است كه در سینه دانشوران جای دارد و آیات ما را جز ستمگران انكار نمی كنند.

    سوره لقمان (31) €“ آیه 23 €“ و كسی كه كافر شود كفر او تو را غمگین نسازد بازگشت همه آنها به سوی ماست و ما آنها را از اعمالی كه انجام داده اند آگاه خواهیم ساخت خداوند به آنچه درون سینه هاست آگاه است.

    سوره فاطر (35) €“ آیه 38 €“ خداوند از غیب آسمانها و زمین آگاه است و آنچه را در درون سینه هاست می داند.

    سوره زمر (39) €“ آیه 7 €“ اگر كفران كنید خداوند از شما بی نیاز است و هرگز كفران را برای بندگانش نمیپسندد و اگر شكر او را بجا آورید آن را برای شما میپسندد و هیچ گنهكاری گناه دیگری را بر دوش نمیكشد سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است و شما را از آنچه انجام می دادید آگاه می سازد چرا كه او به آنچه درون سینه هاست آگاه است.



    سوره زمر (39) €“ آیه 22 €“ آیا كسی كه خدا سینه اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مركبی از نور الهی قرار گرفته (همچون گمراهان است) وای بر آنان كه قلبهایی سخت در برابر ذكر خدا دارند آنها در گمراهی آشكاری هستند.



    سوره غافر (40) €“ آیه 19 €“ او چشمهایی را كه به خیانت می گردد و آنچه را سینه ها پنهان می دارند می داند.

    سوره شوری (42) €“ آیه 24 €“ آیا می گویند او بر خدا دروغ بسته است در حالی كه اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می نهد و باطل را محو می كند و حق را به فرمانش پا برجا می سازد چرا كه او از آنچه درون سینه هاست آگاه است.

    سوره جاثیه (45) €“ آیه 23 €“ آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افكنده است با این حال چه كسی میتواند غیر از خدا او را هدایت كند آیا متذكر نمی شوید.

    سوره ق (50) €“ آیه 37 €“ در این تذكری است برای آن كس كه قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی كه حاضر باشد.
    سوره حدید (57) €“ آیه 6 €“ شب را در روز وارد می كند و روز را در شب و او به آنچه در سینه هاست آگاهست

    سوره تغابن (64) €“ آیه 4 €“ آنچه را در آسمانها و زمین است می داند و از آنچه پنهان و آشكار می كنید با خبر است و خداوند از آنچه در درون سینه هاست آگاهست.

    وسوره تغابن (64) €“ آیه 11 €“ هیچ مصیبتی رخ نمی دهد مگر به اذن خدا و هر كس به خدا ایمان آورد خداوند قلبش را هدایت می كند و خدا به هر چیز داناست.
    سوره ملك (67) €“ آیات 13 €“ گفتار خود را پنهان كنید یا آشكار او به آنچه در سینه هاست آگاهست.





    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۲:۵۸
    ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی



  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    556
    حضور
    2 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4037






    قلب در نهج البلاغه

    در تایید برداشت فوق از قرآن (كه قلب جایگاه تفكر در نظر گرفته شده) میتوان بهمواردی در نهج البلاغه اشاره كرد كه چنین میباشند
    :
    نهج البلاغه €“ حكمت 108 €“ به رگهای درونی انسان پاره گوشتی آویخته كه شگرف ترین اعضای درونی اوست و آن قلب است كه چیزهایی از حكمت و چیزهایی متفاوت با آن در او وجود دارد . پس اگر امیدی در آن پدید آید طمع خوارش گرداند و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد و اگر نومیدی بر آن چیره شود تأسف خوردن آن را از پای در آورد . اگر خشمناك شود كینه توزی آن فزونی یابد و آرام نگیرد . اگر به خشنودی دست یابد خویشتنداری را از یاد برد و اگر ترس آن را فرا گیرد پرهیز كردن آن را مشغول سازد و اگر به گشایشی برسد دچار غفلت زدگی شود و اگر مالی به دست آورد بی نیازی آن را به سركشی كشاند و اگر مصیبت ناگواری به آن رسد بی صبری رسوایش كند و اگر به تهیدستی مبتلا گردد بلاها او را مشغول سازد و اگر گرسنگی بی تابش كند ناتوانی آن را از پای در آورد و اگر زیادی سیر شود سیری آن را زیان رساند . پس هرگونه كند روی برای آن زیانبار و هرگونه تند روی برای آن فساد آفرین است .
    و در جای دیگر چنین آمده :
    نهج البلاغه €“ خطبه 88 - . . . نه هر كه صاحب قلب است خردمند است و نه هر دارنده گوشی شنواست و نه هر دارنده چشمی بیناست . . .
    به نسبتی كه بین اعضا همراه با نوع عمل یا توانایی شان برقرار شده توجه كنید . شنوایی برای گوش . بینایی برای چشم و خرد برای قلب .
    همچنین به موارد زیر كه در نهج البلاغه آمده است توجه فرمایید:
    نهج البلاغه €“ خطبه 176 - €¦ همانا زبان مومن در پس قلب او و قلب منافق از پس زبان اوست
    نهج البلاغه €“ حكمت 6 €“ سینه خردمند صندوق راز اوست
    نهج البلاغه €“ حكمت 40 €“ زبان عاقل در پشت قلب اوست و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.
    نهج البلاغه €“ حكمت 41 €“ قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.
    نهج البلاغه €“ حكمت 79 €“ حكمت را هر كجا كه باشد فراگیر گاهی حكمت در سینه منافق است و بی تابی كند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مومن آرام گیرد.
    نهج البلاغه €“ حكمت 178 €“ بدی را از سینه دیگران با كندن آن از سینه خود ریشه كن نما.
    نهج البلاغه €“ حكمت 193 €“ قلبها را روی آوردن و پشت كردنی است پس آنگاه بكار واداریدشان كه خواهشی دارند و روی آوردنی زیرا اگر قلب را به اجبار به كاری واداری كور می گردد.


    نهج البلاغه €“ حكمت 227 €“ ایمان بر شناخت با قلب اقرار با زبان و عمل با اعضا و جوارح استوار است.
    نهج البلاغه €“ حكمت 388 €“ آگاه باشید كه فقر نوعی بلا است و سخت تر از تنگدستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن بیماری قلب است آگاه باشید كه همانا عامل تندرستد تن تقوای قلب است.

    نهج البلاغه €“ حكمت 409 €“ قلب كتاب چشم است (آنچه چشم ببیند در قلب ثبت می شود)."


    می خواستم در مورد قلب و دل در این ایات و روایات فهم درستی پیدا کنم

    تشکر
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۲:۵۹
    ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی



  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست






    قلب ، جایگاه تفكر و حکمت؟!








    کارشناس بحث: استاد محسن


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    قلب جایگاه تفكرو حکمت؟!
    با سلام

    در ایات و روایات مختلف کلمه قلب بکار رفته شده

    "سوره حج (22) - آیه 46 €“ افلم یسیروا فی الارض فتكون لهم قلوب یعقلون بها اوء اذان یسمعون بها فانها لا تعمی الا بصرو لكن تعمی القلوب التی فی الصدور

    آیا در زمین سیر نكردند تا آنان را قلبهایی باشد كه با آن تعقل كنند یا گوشهایی كه با آن بشنوند چرا كه چشمهای آنان كور نمی شود بلكه قلبهایی كه در سینه هاست كور می شود.
    سوره اعراف (7) €“ آیه 179 €“ بیقین گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم آنها قلبهایی دارند كه با آن نمی فهمند و چشمهایی كه با آن نمی بینند و گوشهایی كه با آن نمی شنوند آنها همچون چهارپایانند بلكه گمراهتر اینان همان غافلانند.
    سوره محمد (47) €“ آیه 24 €“ آیا آنها در قرآن تدبر نمی كنند یا بر قلبهایشان قفل نهاده شده است.

    در آیات فوق و بسیاری از آیات دیگر . قرآن جایگاه تعقل . اندیشه . ادراك و احساسات را قلب شناخته و بكرار از قلب یا محل آن كه سینه باشد بدین منظور یاد شده است و هیچگاه برای معانی تعقل و ادراك . كلمه مخ (مغز) یا جایگاه آن سر استفاده نشده است.
    ممكن است بعضی مانند عرفا عقلانیت و دل را بگونه ای از هم جدا كنند كه یكی جایگاه تعقل باشد و دیگری جایگاه عشق و احساسات . اما محل اسقرار این دو (عقل و دل) همان مغز آدمی است كه در سر قرار دارد نه دل یا قلبی كه در سینه میباشد . مضافا اینكه اطلاق كلمه دل (و نه كلمه ای دیگر) برای اینگونه از موارد ریشه در همان برداشت نادرست گذشتگان دارد.

    همچنین آیات زیر كه اشاره به قلب و جایگاهش سینه دارند را مطالعه فرمایید :
    سوره عمران (3) €“ آیه 29 €“ بگو آنچه را در سینه های شماست پنهان دارید یا آشكار كنید خداوند آن را میداند و از آنچه در آسمانها و زمین است آگاه می باشد و خداوند بر هر چیزی تواناست.

    سوره مائده (5) €“ آیه 7 €“ و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما و پیمانی را كه با تاكید از شما گرفت آن زمان كه گفتید شنیدیم و اطاعت كردیم و از خدا بپرهیزید كه خدا از آنچه در درون سینه هاست آگاه است.

    سوره انعام (6) €“ آیه 25 €“ پاره ای از آنها به سخنان تو گوش فرا می دهند ولی بر قلبهای آنان پرده ها افكنده ایم تا آن را نفهمند و در گوش آنها سنگینی قرار داده ایم و اگر تمام نشانه های حق را ببینند ایمان نمی آورند تا آنجا كه وقتی به سراغ تو می آیند كه با تو پرخاشگری كنند كافران میگویند اینها فقط افسانه های پیشینیان است.

    سوره انعام (6) €“ آیه 125 €“ آن كس را كه خدا بخواهد هدایت كند سینه اش را برای اسلام گشاده میسازد و آن كس را كه بخواهد گمراه سازد سینه اش را آنچنان تنگ می كند كه گویا می خواهد به آسمان بالا برود این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی كه ایمان نمی آورند قرار میدهد.

    سوره اعراف (7) €“ آیه 2 €“ این كتابی است كه بر تو نازل شده پس نباید از ناحیه آن ناراحتی در سینه داشته باشی تا بوسیله آن بیم دهی و تذكری است برای مومنان.

    سوره انفال (8) €“ آیه 43 €“ در آن هنگام كه خداوند تعداد آنها را در خواب به تو كم نشان داد و اگر فراوان نشان می داد مسلماً سست میشدید و كارتان به اختلاف می كشید ولی خداوند سالم نگه داشت خداوند به آنچه درون سینه هاست داناست.

    سوره یونس (10) €“ آیه 57 €“ ای مردم اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و درمانی برای آنچه در سینه هاست و هدایت و رحمتی است برای مومنان.

    سوره هود (11) €“ آیه 5 €“ آگاه باشید آنها سینه هاشان را در كنار هم قرار می دهند تا خود را از او پنهان دارند آگاه باشید آنگاه كه آنها لباسهایشان را به خود می پیچند و خویش را در آن پنهان می كنند (خداوند) میداند آنچه را پنهان می كنند و آنچه را آشكار می سازند چرا كه او از اسرار درون سینه ها آگاه است.

    سوره كهف (18) €“ آیه 57 €“ چه كسی ستمكارتر است از آن كس كه آیات پروردگارش به او تذكر داده شد و از آن روی گرداند و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش كرد ما بر دلهای اینها پرده هایی افكنده ایم تا نفهمند و در گوشهایشان سنگینی قرار داده ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی هرگز هدایت نمیشوند.

    سوره شعرا (26) €“ آیه 193 €“ روح الامین آن را نازل كرده است. آیه 194 €“ بر قلب تو تا از انذار كنندگان باشی.

    سوره نمل (27) €“ آیه 74 €“ و پروردگارت آنچه را در سینه هایشان پنهان می دارند و آنچه را آشكار می كنند بخوبی می داند.

    سوره قصص (28) €“ آیه 10 €“ دل مادر موسی از همه چیز تهی گشت و اگر قلب او را محكم نكرده بودیم نزدیك بود مطلب را افشا كند.

    سوره قصص (28) €“ آیه 69 €“ و پروردگار تو می داند آنچه را كه سینه هایشان پنهان می دارد و آنچه را آشكار می سازند.

    سوره عنكبوت (29) €“ آیه 49 €“ ولی این آیات روشنی است كه در سینه دانشوران جای دارد و آیات ما را جز ستمگران انكار نمی كنند.

    سوره لقمان (31) €“ آیه 23 €“ و كسی كه كافر شود كفر او تو را غمگین نسازد بازگشت همه آنها به سوی ماست و ما آنها را از اعمالی كه انجام داده اند آگاه خواهیم ساخت خداوند به آنچه درون سینه هاست آگاه است.

    سوره فاطر (35) €“ آیه 38 €“ خداوند از غیب آسمانها و زمین آگاه است و آنچه را در درون سینه هاست می داند.

    سوره زمر (39) €“ آیه 7 €“ اگر كفران كنید خداوند از شما بی نیاز است و هرگز كفران را برای بندگانش نمیپسندد و اگر شكر او را بجا آورید آن را برای شما میپسندد و هیچ گنهكاری گناه دیگری را بر دوش نمیكشد سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است و شما را از آنچه انجام می دادید آگاه می سازد چرا كه او به آنچه درون سینه هاست آگاه است.



    سوره زمر (39) €“ آیه 22 €“ آیا كسی كه خدا سینه اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مركبی از نور الهی قرار گرفته (همچون گمراهان است) وای بر آنان كه قلبهایی سخت در برابر ذكر خدا دارند آنها در گمراهی آشكاری هستند.



    سوره غافر (40) €“ آیه 19 €“ او چشمهایی را كه به خیانت می گردد و آنچه را سینه ها پنهان می دارند می داند.

    سوره شوری (42) €“ آیه 24 €“ آیا می گویند او بر خدا دروغ بسته است در حالی كه اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می نهد و باطل را محو می كند و حق را به فرمانش پا برجا می سازد چرا كه او از آنچه درون سینه هاست آگاه است.

    سوره جاثیه (45) €“ آیه 23 €“ آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افكنده است با این حال چه كسی میتواند غیر از خدا او را هدایت كند آیا متذكر نمی شوید.

    سوره ق (50) €“ آیه 37 €“ در این تذكری است برای آن كس كه قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی كه حاضر باشد.
    سوره حدید (57) €“ آیه 6 €“ شب را در روز وارد می كند و روز را در شب و او به آنچه در سینه هاست آگاهست

    سوره تغابن (64) €“ آیه 4 €“ آنچه را در آسمانها و زمین است می داند و از آنچه پنهان و آشكار می كنید با خبر است و خداوند از آنچه در درون سینه هاست آگاهست.

    وسوره تغابن (64) €“ آیه 11 €“ هیچ مصیبتی رخ نمی دهد مگر به اذن خدا و هر كس به خدا ایمان آورد خداوند قلبش را هدایت می كند و خدا به هر چیز داناست.
    سوره ملك (67) €“ آیات 13 €“ گفتار خود را پنهان كنید یا آشكار او به آنچه در سینه هاست آگاهست.

    قلب در نهج البلاغه

    در تایید برداشت فوق از قرآن (كه قلب جایگاه تفكر در نظر گرفته شده) میتوان بهمواردی در نهج البلاغه اشاره كرد كه چنین میباشند
    :
    نهج البلاغه €“ حكمت 108 €“ به رگهای درونی انسان پاره گوشتی آویخته كه شگرف ترین اعضای درونی اوست و آن قلب است كه چیزهایی از حكمت و چیزهایی متفاوت با آن در او وجود دارد . پس اگر امیدی در آن پدید آید طمع خوارش گرداند و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد و اگر نومیدی بر آن چیره شود تأسف خوردن آن را از پای در آورد . اگر خشمناك شود كینه توزی آن فزونی یابد و آرام نگیرد . اگر به خشنودی دست یابد خویشتنداری را از یاد برد و اگر ترس آن را فرا گیرد پرهیز كردن آن را مشغول سازد و اگر به گشایشی برسد دچار غفلت زدگی شود و اگر مالی به دست آورد بی نیازی آن را به سركشی كشاند و اگر مصیبت ناگواری به آن رسد بی صبری رسوایش كند و اگر به تهیدستی مبتلا گردد بلاها او را مشغول سازد و اگر گرسنگی بی تابش كند ناتوانی آن را از پای در آورد و اگر زیادی سیر شود سیری آن را زیان رساند . پس هرگونه كند روی برای آن زیانبار و هرگونه تند روی برای آن فساد آفرین است .
    و در جای دیگر چنین آمده :
    نهج البلاغه €“ خطبه 88 - . . . نه هر كه صاحب قلب است خردمند است و نه هر دارنده گوشی شنواست و نه هر دارنده چشمی بیناست . . .
    به نسبتی كه بین اعضا همراه با نوع عمل یا توانایی شان برقرار شده توجه كنید . شنوایی برای گوش . بینایی برای چشم و خرد برای قلب .
    همچنین به موارد زیر كه در نهج البلاغه آمده است توجه فرمایید:
    نهج البلاغه €“ خطبه 176 - €¦ همانا زبان مومن در پس قلب او و قلب منافق از پس زبان اوست
    نهج البلاغه €“ حكمت 6 €“ سینه خردمند صندوق راز اوست
    نهج البلاغه €“ حكمت 40 €“ زبان عاقل در پشت قلب اوست و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.
    نهج البلاغه €“ حكمت 41 €“ قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.
    نهج البلاغه €“ حكمت 79 €“ حكمت را هر كجا كه باشد فراگیر گاهی حكمت در سینه منافق است و بی تابی كند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مومن آرام گیرد.
    نهج البلاغه €“ حكمت 178 €“ بدی را از سینه دیگران با كندن آن از سینه خود ریشه كن نما.
    نهج البلاغه €“ حكمت 193 €“ قلبها را روی آوردن و پشت كردنی است پس آنگاه بكار واداریدشان كه خواهشی دارند و روی آوردنی زیرا اگر قلب را به اجبار به كاری واداری كور می گردد.


    نهج البلاغه €“ حكمت 227 €“ ایمان بر شناخت با قلب اقرار با زبان و عمل با اعضا و جوارح استوار است.
    نهج البلاغه €“ حكمت 388 €“ آگاه باشید كه فقر نوعی بلا است و سخت تر از تنگدستی بیماری تن و سخت تر از بیماری تن بیماری قلب است آگاه باشید كه همانا عامل تندرستد تن تقوای قلب است.

    نهج البلاغه €“ حكمت 409 €“ قلب كتاب چشم است (آنچه چشم ببیند در قلب ثبت می شود)."

    می خواستم در مورد قلب و دل در این ایات و روایات فهم درستی پیدا کنم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و طلب توفیق و سلامتی شما از خدای متعال

    ابتدا مناسب است به معنای لغوی قلب توجه کنیم و سپس به موارد کاربردی و تفاسیر قلب در قرآن بپردازیم.
    معانی قلب:
    قلب معانی متفاوتی دارد.
    1.قلب به معنای مرکز عواطف و احساسات.
    2.قلب به معنای فکر و عقل.(1)
    و کتاب خدا به هر دو وجه معنای قلب پرداخته است.
    3.قلب به معنای عقل و روح یا نیروهای ادراکی.(2)
    معنای قلب در قرآن
    نوشته اند:
    قلب در قرآن به دو معنا آمده است
    1. قلب به معنای عقل و خرد انسان.

    2.قلب به معنای مرکز احساسات و عواطف انسان
    بنابراين، اگر در آیاتی گفته می شود که قلب دارند و نمي فهمند، مراد اين است كه عقل دارند؛ ولي نيروي ادراك و شعورشان از كار افتاده است.در این آیات قلب به معنای تفکر و تعقل است.
    و در آیاتی كه گفته مي شود قلب شان سخت شده است، یا سنگ دل اند،يعني عاطفه آن ها مرده است.
    در این گونه آیات قلب به معنای مرکز عواطف و احساس است. یعنی معنایی که در نظر و نگاه عرف می آید.
    توضیح بیشتر این که:
    قلب دو مفهوم مختلف فيزيكي و اخلاقي دارد. قلب فيزیکی در عرف عام، معنای روشني دارد. عضوی است كه معمولاً در طرف چپ سينه قرار دارد و در فارسی به "دل" تعبير مي‌شود. اما قرآن مجيد امور مختلفی را به قلب نسبت داده كه با توجه به آن، مفهوم قلب متفاوت مي‌شود. از نظر قرآن هم ادراك حصولي (كه به وسيله تعقل و تدبر انجام مي‌شود) و هم ادراك حضوری و هم تلقی وحی به قلب مرتبط است.
    علاوه بر آن، حالات انفعالی يا احساسات باطنی مانند ترس، اضطراب، حسرت، غيظ، قساوت، نرم خويی، خشوع، رأفت، رحمت، غفلت، اطمينان، آرامش، نفاق، پاكي، امتحان، سلامت و مرض در قرآن به قلب نسبت داده شده است كه به خوبی می ‌توان نتيجه گرفت.
    مقصود از قلب در قرآن،قلب صنوبری نیست.
    باید گفت: قلب در اصطلاح قرآن با قلب مادی كاملاً متفاوت است و حتی می توان ادعا کرد، قلب در هيچ كجای قرآن به معني جسمانی به كار نرفته است.چرا كه هيچ يك از اين كارها را قلب فیزیکی انجام نمی دهد. بنابر اين، قلب در اصطلاح قرآن،شخصیتی موجه است، درك می ‌كند. می‌انديشد.مركز عواطف است. تصميم می ‌گيرد. دوستي و دشمنی می ‌كند.و...
    علاوه، این ادعا بی وجه نیست که مقصود از قلب، روح و نفس و هویت انساني است كه مي‌تواند خاستگاه همه صفات عالي و ويژگي‌هاي انساني باشد، چنان كه می‌تواند منشأ سقوط انسان در رذايل انسانی باشد.(3)
    هم چنين مي‌توان گفت: حالات روحی و منسوب به قلب و روح نظير شادي، اضطراب،‌تشويش و غيره بيش‌تر و پيش‌ تر از هر عضو ديگر در قلب و ناحيه قلب احساس مي‌شوند و انسان در بدن خويش قلب را به عنوان عضو مرتبط با اين حالات می ‌شناسد. در حالت غم و اندوه، اين سينه است كه تنگ می ‌شود و قلب است كه می ‌تپد و نبض است كه به سختی می ‌زند و منشأ حركات نبض، قلب است(4).
    قلب مادی دارای درک و شعور یا احساس نیست.
    بديهى است که اين اوصاف و حالات، از صفات روح انسان است، زيرا قساوت و سنگ دلى و بيمارى و نابينائى در قلب مادى تصور ندارد. بلکه مراد از قلب همان روح یا هویت خود آگاهانه هر انسان است كه در بین مردم نيز در اين معنى به كار برده مى شود.
    علاوه، قرآن نه تنها قلب را كنايه از عقل و روح مى گيرد بلكه گاهى لفظ صدر ( سينه) را نيز در اين مورد به كار مى برد آن جا كه مى فرمايد:"أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك"(5) آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم!
    در ادامه و برای تکمیل بحث به مطلب یک از تفاسیر توجه می کنیم.
    این پرسش آمده است:
    مقصود از" قلب" در قرآن چیست و چرا درک حقایق در قرآن به قلب نسبت داده شده است؟ در حالی که می دانیم قلب مرکز ادراکات نیست، بلکه تلمبه ای است برای گردش خون در بدن!
    در پاسخ چنين مى‏گویيم:
    "قلب" در قرآن به معانى گوناگونى آمده است، از جمله- به معنى عقل و درك، چنان كه در آيه 37 سوره" ق" مى‏خوانيم" إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ" در اين مطالب تذكر و يادآورى است براىآنان كه نيروى عقل و درك داشته باشند.به معنى روح و جان، چنان كه در سوره احزاب آيه 10 آمده است:"وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ" هنگامى كه چشم ها از وحشت فرو مانده و جان ها به لب رسيده بود.

    به معنی ایجاد رعب و وحشت، آیه 12 سوره انفال شاهد اين معنى است.
    "سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ" به زودى در دل كافران ترس ايجاد مى‏كنم.
    به معنی مرکز عواطف، در سوره آل عمران آيه 159 مى‏خوانيم:" فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ" اگر سنگ دل بودى از اطرافت پراكنده مى‏شدند.(6)
    نتیجه این که: مقصود قرآن ازقلب، همان مرکز توجهی است که در نفس یا روح بشر قرار گرفته است. یعنی مرکز تلقی و قبول حقایق عالم که مرتبه ای بالاتر از فهم و شعور ظاهری هر انسانی است و این مرحله هیچ ارتباطی با مغز یا قلب ظاهری ندارد.یعنی قلب باطنی و قلب ظاهری از سنخ هم نیستند تا با هم مقایسه شوند.
    اشاره به یکی از روایات در باره قلب که به معنای عقل است.
    امام کاظم سلام الله علیه در تفسیر آیه شریفه:
    "في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد"(7)
    در اين تذكّرى است براى آن كسی كه عقل دارد، يا گوش دل فرا دهد در حالى كه حاضر باشد.
    فرمود:قلب به معنای عقل است.(8)
    جمع بندی مطالب مطرح شده چنین است : با توجه به مطالبی که در باره معنی و حقیقت قلب بیان شد، می توان معانی متفاوتی را در آیات و روایات دید وهر کدام از آن را با توجه به اقتضایش تفسیر کرد تا جایی برای شبهه باقی نماند.

    پی نوشت ها:

    1. ر،ک،لسان العرب و مفردات راغب واژه قلب.
    2.ترجمه تفسير الميزان، ج 17 ص 233
    3.آیت الله مصباح یزدی، محمد تقي،اخلاق در قرآن،قم،انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ج 1، ص 265 ، با ویرایش، تلخيص و اقتباس

    4.همان، ص 247.
    5.سوره انشراح، آیه 1
    6.آیت الله مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 خورشیدی، ج‏1، ص 89
    7.سوره ق،آیه 37


    ویرایش توسط محسن : ۱۳۹۴/۰۸/۰۱ در ساعت ۱۹:۱۶

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و طلب توفیق و سلامتی شما از خدای متعال
    ابتدا مناسب است به معنای لغوی قلب توجه کنیم و سپس به موارد کاربردی و تفاسیر قلب در قرآن بپردازیم.
    معانی قلب:
    قلب معانی متفاوتی دارد.
    1.قلب به معنای مرکز عواطف و احساسات.
    2.قلب به معنای فکر و عقل.(1)
    و کتاب خدا به هر دو وجه معنای قلب پرداخته است.
    3.قلب به معنای عقل و روح یا نیروهای ادراکی.(2)
    معنای قلب در قرآن
    نوشته اند:
    قلب در قرآن به دو معنا آمده است
    1. قلببه معنای عقل و خرد انسان.
    2.قلب به معنای مرکز احساسات و عواطف انسان
    بنابراين، اگر در آیاتی گفته می شود که قلب دارند و نمي فهمند، مراد اين است كه عقل دارند؛ ولي نيروي ادراك و شعورشان از كار افتاده است.در این آیات قلب به معنای تفکر و تعقل است.
    و در آیاتی كه گفته مي شود قلب شان سخت شده است، یا سنگ دل اند،يعني عاطفه آن ها مرده است.
    در این گونه آیات قلب به معنای مرکز عواطف و احساس است. یعنی معنایی که در نظر و نگاه عرف می آید.
    توضیح بیشتر این که:
    قلب دو مفهوم مختلف فيزيكي و اخلاقي دارد. قلب فيزیکی در عرف عام، معنای روشني دارد. عضوی است كه معمولاً در طرف چپ سينه قرار دارد و در فارسی به "دل" تعبير مي‌شود. اما قرآن مجيد امور مختلفی را به قلب نسبت داده كه با توجه به آن، مفهوم قلب متفاوت مي‌شود. از نظر قرآن هم ادراك حصولي (كه به وسيله تعقل و تدبر انجام مي‌شود) و هم ادراك حضوری و هم تلقی وحی به قلب مرتبط است.
    علاوه بر آن، حالات انفعالی يا احساسات باطنی مانند ترس، اضطراب، حسرت، غيظ، قساوت، نرم خويی، خشوع، رأفت، رحمت، غفلت، اطمينان، آرامش، نفاق، پاكي، امتحان، سلامت و مرض در قرآن به قلب نسبت داده شده است كه به خوبی می ‌توان نتيجه گرفت.
    مقصود از قلب در قرآن،قلب صنوبری نیست.
    باید گفت: قلب در اصطلاح قرآن با قلب مادی كاملاً متفاوت است و حتی می توان ادعا کرد، قلب در هيچ كجای قرآن به معني جسمانی به كار نرفته است.چرا كه هيچ يك از اين كارها را قلب فیزیکی انجام نمی دهد. بنابر اين، قلب در اصطلاح قرآن،شخصیتی موجه است، درك می ‌كند. می‌انديشد.مركز عواطف است. تصميم می ‌گيرد. دوستي و دشمنی می ‌كند.و...
    علاوه، این ادعا بی وجه نیست که مقصود از قلب، روح و نفس و هویت انساني است كه مي‌تواند خاستگاه همه صفات عالي و ويژگي‌هاي انساني باشد، چنان كه می‌تواند منشأ سقوط انسان در رذايل انسانی باشد.(3)
    هم چنين مي‌توان گفت: حالات روحی و منسوب به قلب و روح نظير شادي، اضطراب،‌تشويش و غيره بيش‌تر و پيش‌ تر از هر عضو ديگر در قلب و ناحيه قلب احساس مي‌شوند و انسان در بدن خويش قلب را به عنوان عضو مرتبط با اين حالات می ‌شناسد. در حالت غم و اندوه، اين سينه است كه تنگ می ‌شود و قلب است كه می ‌تپد و نبض است كه به سختی می ‌زند و منشأ حركات نبض، قلب است(4).
    قلب مادی دارای درک و شعور یا احساس نیست.
    بديهى است که اين اوصاف و حالات، از صفات روح انسان است، زيرا قساوت و سنگ دلى و بيمارى و نابينائى در قلب مادى تصور ندارد. بلکه مراد از قلب همان روح یا هویت خود آگاهانه هر انسان است كه در بین مردم نيز در اين معنى به كار برده مى شود.
    علاوه، قرآن نه تنها قلب را كنايه از عقل و روح مى گيرد بلكه گاهى لفظ صدر ( سينه) را نيز در اين مورد به كار مى برد آن جا كه مى فرمايد:"أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك"(5) آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم!
    در ادامه و برای تکمیل بحث به مطلب یک از تفاسیر توجه می کنیم.
    این پرسش آمده است:
    مقصود از" قلب" در قرآن چیست و چرا درک حقایق در قرآن به قلب نسبت داده شده است؟ در حالی که می دانیم قلب مرکز ادراکات نیست، بلکه تلمبه ای است برای گردش خون در بدن!
    در پاسخ چنين مى‏گویيم:
    "قلب" در قرآن به معانى گوناگونى آمده است، از جمله- به معنى عقل و درك، چنان كه در آيه 37 سوره" ق" مى‏خوانيم" إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ" در اين مطالب تذكر و يادآورى است براىآنان كه نيروى عقل و درك داشته باشند.به معنى روح و جان، چنان كه در سوره احزاب آيه 10 آمده است:"وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ" هنگامى كه چشم ها از وحشت فرو مانده و جان ها به لب رسيده بود.
    به معنی ایجاد رعب و وحشت، آیه 12 سوره انفال شاهد اين معنى است.
    "سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ" به زودى در دل كافران ترس ايجاد مى‏كنم.
    به معنی مرکز عواطف، در سوره آل عمران آيه 159 مى‏خوانيم:" فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ" اگر سنگ دل بودى از اطرافت پراكنده مى‏شدند.(6)
    نتیجه این که: مقصود قرآن ازقلب، همان مرکز توجهی است که در نفس یا روح بشر قرار گرفته است. یعنی مرکز تلقی و قبول حقایق عالم که مرتبه ای بالاتر از فهم و شعور ظاهری هر انسانی است و این مرحله هیچ ارتباطی با مغز یا قلب ظاهری ندارد.یعنی قلب باطنی و قلب ظاهری از سنخ هم نیستند تا با هم مقایسه شوند.
    اشاره به یکی از روایات در باره قلب که به معنای عقل است.
    امام کاظم سلام الله علیه در تفسیر آیه شریفه:
    "في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد"(7)
    در اين تذكّرى است براى آن كسی كه عقل دارد، يا گوش دل فرا دهد در حالى كه حاضر باشد.
    فرمود:قلب به معنای عقل است.(8)
    جمع بندی مطالب مطرح شده چنین است : با توجه به مطالبی که در باره معنی و حقیقت قلب بیان شد، می توان معانی متفاوتی را در آیات و روایات دید وهر کدام از آن را با توجه به اقتضایش تفسیر کرد تا جایی برای شبهه باقی نماند.
    پی نوشت ها:
    1. ر،ک،لسان العرب و مفردات راغب واژه قلب.
    2.ترجمه تفسير الميزان، ج 17 ص 233
    3.آیت الله مصباح یزدی، محمد تقي،اخلاق در قرآن،قم،انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ج 1، ص 265 ، با ویرایش، تلخيص و اقتباس
    4.همان، ص 247.
    5.سوره انشراح، آیه 1
    6.آیت الله مکارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 خورشیدی، ج‏1، ص 89
    7.سوره ق،آیه 37
    سلام
    تا همین امروزم برخی جاها از قلب به عنوان مرکز احساسات نام برده میشه! مخصوصا از نظر هنری! اگه قران رو اثری هنری در نظر بگیریم، فقط معنای احساسات برداشت میشه؛ اگه اثری علمی بدونیمش، این مطلب اشتباهی علمیه! همینطور اگه اثری هنری باشه، از این اتفاق نتیجه میگیریم که حقیقت مورد نظر قران، اثبات منطقی نداره و قابل اثبات نیست و تنها راه قبول این حقایق مورد ادعا عشق به اونهاست!! عشقم که میدونید، معروفه به چیزی که عقلو خاموش و چشمو کور میکنه!
    احتمال دیگه که فرمودید اینه که منظورش روحه! خب چرا روح باید اسم و مکان هم اسم یه عضو بدن رو داشته باشه ولی هیچ ارتباطی با اون اندام نداشته باشه!؟ اونم در جایی که قبلا از واژه ی روح استفاده شده و تکرار دوبارش غیرممکن نیست!! از طرفی اگه به هر طریقی بگیم که روح با این اندام ارتباط داره؛ اونوقت این سوال پیش میاد که "پس یعنی کسایی که عمل پیوند قلب انجام میدن، روحشون عوض میشه!؟" که باز نمیشه! در ضمن اگه روح هست، جاش توی مغزه!(تاپیکی در این مورد توی امضام هست!)

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    سلام
    تا همین امروزم برخی جاها از قلب به عنوان مرکز احساسات نام برده میشه! مخصوصا از نظر هنری! اگه قران رو اثری هنری در نظر بگیریم، فقط معنای احساسات برداشت میشه؛ اگه اثری علمی بدونیمش، این مطلب اشتباهی علمیه! همینطور اگه اثری هنری باشه، از این اتفاق نتیجه میگیریم که حقیقت مورد نظر قران، اثبات منطقی نداره و قابل اثبات نیست و تنها راه قبول این حقایق مورد ادعا عشق به اونهاست!! عشقم که میدونید، معروفه به چیزی که عقلو خاموش و چشمو کور میکنه!
    احتمال دیگه که فرمودید اینه که منظورش روحه! خب چرا روح باید اسم و مکان هم اسم یه عضو بدن رو داشته باشه ولی هیچ ارتباطی با اون اندام نداشته باشه!؟ اونم در جایی که قبلا از واژه ی روح استفاده شده و تکرار دوبارش غیرممکن نیست!! از طرفی اگه به هر طریقی بگیم که روح با این اندام ارتباط داره؛ اونوقت این سوال پیش میاد که "پس یعنی کسایی که عمل پیوند قلب انجام میدن، روحشون عوض میشه!؟" که باز نمیشه! در ضمن اگه روح هست، جاش توی مغزه!(تاپیکی در این مورد توی امضام هست!)
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت شما پرسشگر گرامی.
    اگر با دقت لازم پاسخ داده پرسش مطرح شده را مرور فرمایید به حل اشکال هایی که وارد کرده اید، خواهید رسید.زیرا در پاسخ مذکور،قلب از آن تعاریفی که مورد توجه اشکال می باشد، بیرون است.خصوصا با تبیین تفاصیل مختلف در باره قلب و تفسیر عامه فهم آن، نباید جایی برای ایراد شبهه باقی بماند. با این حال اگر باز هم اشکال به خصوصی وجود دارد، بهتر است به شکل واضح مطرح تا پاسخ متناسب داده شود.


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه .. ورزش
    نوشته
    1,586
    حضور
    52 روز 8 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    158
    صلوات
    5441



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها

    تا همین امروزم برخی جاها از قلب به عنوان مرکز احساسات نام برده میشه!
    سلام


    قلب بسیار عزیز هست و متاثر از هر حالت درونی .. شما با دلیل بخودت بفهمان که فلان عمل باعث آرامش میشه ، نتیجه و فیدبک این حالت رو در قلبت احساس میکنی .. نه اینکه عقل و هوش رد بشه ، بلکه نتیجه ی تفکرات و استنتاجاتِ عقل ، در قلب ظهور پیدا میکنه ...

    شما یک کسی رو بیارید که قبلا از مرده میترسیده .. و با دلیل و برهان بهش ثابت کنید که مرده ترس نداره ... در اصل با دلیل قلبش رو مطمین کردید و ترسی رو که تا دیروز در قلبش احساس میکرد ، با دلیل منطقی و عقلانی از قلبش پاک کردید ...

    و چه زیبا و بی نقص آفریده ...


    "پس یعنی کسایی که عمل پیوند قلب انجام میدن، روحشون عوض میشه!؟" که باز نمیشه! در ضمن اگه روح هست، جاش توی مغزه!
    روح هم چندین معنی داره ... کدوم روح جایگاهش در مغز هست ؟ بله روح نفسانی کانونش در مغز هست ...

    علت ارجحیت قلب به غبر از مطلب بالا ... این هم هست که در نظر داشته باشید که جسمی که مغزش از کار بیفته ولی قلب همچنان بتپه ، اون جسم زنده ست و حیات داره ، اما اگر قلب از کار بایسته و مغز زنده باشه ، جسم میمیره !!

    جایگاه قلب در کل جایگاه بالاییه ... و نیاز به بررسی بیشتری از طرف شما داره ...

    این رو اضافه کنم که ، تلاش شما رو ، هر چند که مخالف عقایدتون هستم ، در اثبات اشتباه بودن مفاهیم قرآنی ، تحسین میکنم ...
    خدانگهدار اسکدین





  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    مقصود از قلب در قرآن،قلب صنوبری نیست.
    شما برای اینکه دلیل آورده باشید که چرا منظور قرآن از قلب همان قلب صنوبری نیست، یک مطلب این دلیل را آوردید که:
    باید گفت: قلب در اصطلاح قرآن با قلب مادی كاملاً متفاوت است و حتی می توان ادعا کرد، قلب در هيچ كجای قرآن به معني جسمانی به كار نرفته است.
    چرا كه هيچ يك از اين كارها را قلب فیزیکی انجام نمی دهد
    . بنابر اين، قلب در اصطلاح قرآن،شخصیتی موجه است، درك می ‌كند.

    خوب، جناب کارشناس، اگر با دید انتقادی به قضیه نگاه کنیم.این دلیل شما بی مورد به نظر می رسد.چون این تفکر و علم و ذهنیت امروز ماست که می گوید، هیچ یک از آن کار ها را قلب قیزیکی انجام نمی دهد.در حالی که شاید تفکر قدیم اینگونه بوده که این کار ها یا از قلب صورت می گیرد و یا قلب نقش به سزایی در انجام آنها دارد(مثل، چشم، که نور را می گیرد، و این مغز است که می بیند نه چشم) و این می تواند تفکری اشتباه باشد که در قرآن آمده.پس اگر با دید انتقادی نگاه کنیم، نمی توانیم دلیل بیاوریم که چون این اعمال کار قلب فیزیکی نیست، پس منظور قرآن هم از قلب، قلب صنوبری نیست...چون باز تاکید می کنم این نکته را هم می توانیم در نظر بگیرم که قلب یک وسیله کلیدی و موثر در تفکر و اندیشه دانسته شده که این اشتباه است.
    بنده، شخصا تحقیقی در اینباره نکردم.معمولا تا در مورد امری تحقیق نکرده باشم و شخصا به منابع نرفتم باشم.سکوت می کنم.ولی اینجا حالا چنگ می زنم به مقالاتی که خیلی قبل ها در این مورد خوانده ام و از آنها غینا مطالبی را نقل می کنم.و نظر شما را جویا می شوم....

    طبری در تفسیر خود جامع البیان می نویسد:
    و قيل (ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور ) و القلوب لاتکون الا فی لصدور، توک يدا للکلام، کما قيل (يقولون بافوا ههم مالیس فی قلوبهم)»
    اين که خداوند گفته قلب هايی که در سینه هایند،برای تاکید بر آن است که منظور همين قلبی است که در سينه هاست.

    بیضاوی در انوارالتنزیل می نویسد:
    واذکر الصدور للتاکید و نفی التجور وفضل التنبیه علی ان العمی الحقیقی لیس المتعارف الذی یخص البصر.
    خداوند صدور ذکر کرد برای تاکید و برای نفی تجوز(مجاز).یعنی تاکید کند که منظور همان قلبیست که در سینه هاست و مجازی نیست.


    فخر رازی می نویسد:
    "چه فایده است در ذکر صدر، با اینکه همه می دانند که قلب جز در سینه نیست؟جواب این است، چون بیشتر مردم فکر می کنند که کوری فقط ذر چشم است، خدا می خواسته بگوید، کوری در دل هم رخ می دهد.نزد مردم وجه دیگری هم دارد، و آن این است که قلب گاهی نشان از تدبر است...نزد گروهی از مردم محل تفکر دماغ(مغز) است و خداوند خواسته روشن کند که چنین نیست. بلکه محل آن سینه است."


    این نکته را هم بگویم در زمان فخر رازی، علم داشت به این نتیجه می رسید که مغز محل تفکر است نه قلب و فخر رازی در رساله ای قلب را محل تفکر می داند نه مغز را.و دررساله خود از آیات قرآن هم برای اثبات مدعایش بهره می برد.

    بعد ما می بینیم که داستانی از پیامبر به شکل هایی بیان می شود که وجه اشتراکشان در این است که، روزی دو فرشته، قلب پیامبر را شکافتند و باز کارشناس بهتر می دانند، که گویا مثلا لخته از قلب بیرون کشیدند و یا قلب را شست و شو دادند و امثال اینها.که می بینیم که در این روایات، اشاره به قلب شده.شست و شوی قلب و یا برداشتن لخته خونی از قلب به میان آمده.در این روایات هم منظور از قلب، آن قلب صنوبری نیست؟البته می توانیم بگوییم این داستان شاید ساختگی و اوهام سازندگان باشند!!!!

    علامه طباطبایی در شرح آیه 36 اسراء می نویسد:
    و از آنچه بدان علم نداری پیروی مکن.چرا که گوش و چشم و قلب، هر یک در آن کار مسئولند.(اسراء 36)

    حاصل این است که: دنبال روی از چیز هایی که علم به آنها نداری نکن، زیرا خدای سبحان به زودی از گوش و چشم و قلب که وسایل تحصیل علم اند بازخواست می فرماید.و حاصل تعلیل آن طور که با مورد بسازد این است که گوش چشم و قلب نعمت هایی هستند که خداوند ارزانی داشته تا انسان به وسیله آنها حق را از باطل تمیز دهد....(و در ادامه علامه می نویسد)و از قلب می پرسند آن چه که اندیشیده ای و یا بدان حکم کرده ای، به آن یقین داشته ای یا نه؟گوش و چشم و قلب ناگذیرند که حق را اعتراف کنند...

    آیا در کلام علامه و یا آیه قرآن در بالا، منظور از قلب، تدبر و روح و فطرت آدمی است؟شما بیان داشتید که در هیچ آیه منظور از قلب، همان قلب صنوبری نیست.
    ویرایش توسط پیروز : ۱۳۹۴/۰۸/۰۲ در ساعت ۱۵:۲۸
    چه تاریکـــــــــــــــ استــــ فریبـــــ انسان...

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380



    و یک سوال..در قرآن به شکل های مختلف به نعمت هایی چون، قلب، گوش، چشم و آفرینش آنها اشاره شده...آیا این جای سوال نیست که چرا در هیچ آیه اشاره ای به مغز نشده؟؟؟...کاملا از مجموع آیات و روایاتی و دیدگاه و ذهنیت مردم، از شواهد و قرائن و گذاره های تاریخی ای، می توان فهمید به نظرم، که منظور از قلب همان قلب در سینه هاست. و قلب اعضایی در کنار چشم و گوش خوانده شده، وسیله ای برای اندیشیدن و تفکر و کسب علم دانسته شده....و هیچ جا اشاره به مغز نشده.مثلا اشاره نشده، ما گوش دادیم به شما، مغز هم دادیم به شما و الی آخر...البته شاید هم در مواردی قلب مجازا به کار رفته...حالا نباید که تنها بر آن معنای مجازی تکیه کنیم.چون چشم هم و کوری هم گاهی مجازی به کار رفته...ولی نباید بگوییم که آنجا که خدا اشاره می کند که به انسان چشم داده.منظورش مجازی است و منظور از چشم، چیز دیگری است غیر از همان چشم فیزیک و مادی در بدن است...
    ویرایش توسط پیروز : ۱۳۹۴/۰۸/۰۲ در ساعت ۱۱:۲۲
    چه تاریکـــــــــــــــ استــــ فریبـــــ انسان...

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشک نمایش پست ها
    سلام


    قلب بسیار عزیز هست و متاثر از هر حالت درونی .. شما با دلیل بخودت بفهمان که فلان عمل باعث آرامش میشه ، نتیجه و فیدبک این حالت رو در قلبت احساس میکنی .. نه اینکه عقل و هوش رد بشه ، بلکه نتیجه ی تفکرات و استنتاجاتِ عقل ، در قلب ظهور پیدا میکنه ...

    شما یک کسی رو بیارید که قبلا از مرده میترسیده .. و با دلیل و برهان بهش ثابت کنید که مرده ترس نداره ... در اصل با دلیل قلبش رو مطمین کردید و ترسی رو که تا دیروز در قلبش احساس میکرد ، با دلیل منطقی و عقلانی از قلبش پاک کردید ...

    و چه زیبا و بی نقص آفریده ...




    روح هم چندین معنی داره ... کدوم روح جایگاهش در مغز هست ؟ بله روح نفسانی کانونش در مغز هست ...

    علت ارجحیت قلب به غبر از مطلب بالا ... این هم هست که در نظر داشته باشید که جسمی که مغزش از کار بیفته ولی قلب همچنان بتپه ، اون جسم زنده ست و حیات داره ، اما اگر قلب از کار بایسته و مغز زنده باشه ، جسم میمیره !!

    جایگاه قلب در کل جایگاه بالاییه ... و نیاز به بررسی بیشتری از طرف شما داره ...


    این رو اضافه کنم که ، تلاش شما رو ، هر چند که مخالف عقایدتون هستم ، در اثبات اشتباه بودن مفاهیم قرآنی ، تحسین میکنم ...
    سلام
    و در دست و در پا و ....!! مغز به همه جا سیگنال میفرسته و اون واکنش فقط مخصوص قلب نیست!!


    قلب دستگاه پمپاژ خونه و یه جوارایی به مغز غذا میده! از طرف دیگه مغز کسیه که همش به قلب میگه کار کن، کار کن!! وقتی مغز از کار میوفته میتونن این دستورو به قلب بفرستن چون نوع پیغامش الکتریکیه و از بدن رد میشه! ولی وقتی قلب از کار می.فته غذایی به مغز نمیرسه و راه در رو هم نداره!(مواد مورد نیاز مغز از بدن عبور نمیکنن، باید مسیر داشته باشن!) به این دلیله که میمیره! شما هر جسدی رو به برق وصل کنید شروع میکنه به دست و پا زدن و این دلیل زنده بودن اون جسد نیست! در مرگ مغزی تقریبا همین اتفاق میوفته!


  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود