صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نها راه بازگشت من

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    74
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    71

    نها راه بازگشت من




    بالاخره من از دین اسلام خارج شدم.سرگذشتش مفصله و من بعد ها میگم.اینکه چطور اعجاز قرآنو رد کردم.البته من این موضوع را به هیچ کس حتی پدر و مادرم نخواهم گفت.چون میدونم که مجازاتش قتل منه!
    فقط در اینجا میگم که شاید من به دین بازگردم.
    تنها راه بازگشت من اینه که شما این تئوری منو رد کنید.
    قبلآ هم گفتم ولی شما کوتاهی کردید.

    موضوع:هیچ بهشت و جهنمی وجود ندارد(و به دنبال آن دین بی کاربرد می شود)

    "یادمه یه وقتی یه صحبت در مورد بهشت و جهنم شد

    یکی پرسید: چرا خداوند با اینکه میدونسته فلان انسان به بهشت میره و فلان انسان به جهنم باز انسان ها را در این دنیا قرار داده؟

    جواب شنید که چون انسان انقدر پر رو بود که قبول نمی کرد به جهنم میره در نتیجه خدا میخواست بهش اثبات کنه!





    باز سوال پیش اومد چرا خدا بهشت و جهنم را آفریده؟

    پاسخ شنید تا انسان ها را وادار به انجام اعمال نیک کنه و از کارهای بد واداره!

    باز سوال پرسید پس چرا کشورهایی مثل سوئد (سوئد 85% مردمش بی خدا هستن) کارهای خوب انجام می دهند با اینکه بهشت و جهنم ندارند!(مثلآ نظم دارند،علم دارند،دزدی و جنایت در اونجا کم تر از ایرانه! و غیره)

    سوالش بی پاسخ ماند!



    ---------------------------------------------------------------------------------------------------

    من ابتدا تعریف هایی را به شما میگویم.

    اصل به اصل ثابت می کنم و میرم جلو تا اینکه به آن چیزی که مدنظرم هست برسم.



    ارزش چیست؟
    پس از مدتی که ما کاری را انجام می دهیم و از انجم آن کار لذت می بریم و احساس خرسندی می کنیم،کم کم آن کار آن چنان برای ما مهم جلوه می کند که اگه کسی بخواد جلوی تحقق آن کار را بگیرد ما با او مبارزه می کنیم و حتی حاضریم در این راه جونمون هم فدا کنیم)!
    به این کار (چیز ) ارزش می گوییم.

    مثلآ حجاب برای یک زن مسلمان یک ارزش است.

    آزادی برای بعضی ها یک ارزش است.

    برای اینکه ارزش سازی بشه راه های مختلفی وجود داره.

    مثلآ دیدن یک فیلم در مورد نماز خواندن که برای ما نماز خواندن را ارزنده جلوه دهد ممکنه کم کم نماز خواندن را برای ما تبدیل به ارزش کنه!

    خواندن یک داستان،یک شعر،یک ترانه و آهنگ! ،دیدن زندگی یک شخصی! نیز میتواند راه های ارزش سازی باشد.

    در کل انسان یک چیزی را می بیند و احساس می کند آن چیز زیباست.

    مثلآ زندگی یک مهندس را می بیند و احساس می کند که مهندسی رشته با کلاسیه در نتیجه خیلی علاقه مند میشه که مهندس بشه! و از طرفی دیگر آدمای درس خون رو بهش زیبا نشان می دهند و هم چنین درس خواندن را بهش زیبا نشان می دهند.

    ناگهان مشاهده می کنند که درس خواندن برای آن شخص یک ارزش می شود!



    منطق چیست؟

    منطق یعنی استدلال

    حرف منطقی حرفیست که دارای دلیل و دلایل درست باشد.

    البته هر چند که به مرور زمان منطق از منی اصلیش فاصله گرفت و بصورت "واقع گرایی" در اومد ولی معنی اصلیش اینه و ما هم طبق این تفسیر می کنیم.



    فشار:

    در اینجا من فشار را اینگونه تعریف می کنم:

    "تحمیل کار یا قانون یا چیز دیگری که فرد درصورت انجام ندادن آن دچار دشواری می شود."

    مثلآ امتحان،استیضاح سیاست مدار،قانون،کنکور و .....



    فشار دو گونه است:

    1-فشاری که اثرش(دشواریش) دیرتر اتفاق می افتد.مثل کنکور،جهنم

    2-فشاری که اثرش(دشواریش) زود اتفاق می افتد.مثل شلاق زدن یک برده در صورت خوب انجام ندادن وظیفه اش در زمان های قدیم.



    مشاهده می کنیم که فشار هم می تواند خوب و هم می تواند بد باشد.

    معمولآ فشار نوع دوم بهتر است.چون فرد آزادی بیشتری دارد.



    ---------------------------------------------------------------------------------------------------

    برای اینکه بتوانیم کاری انجام دهیم یا اینکه دیگران را ملزم به انجام آن کار کنیم چندین راه وجود دارد:

    1-ابتدا آن کار را اثبات کنیم.از نظر عقلی و منطقی

    سپس ارزش سازی کنیم.



    اگر این روند را درست انجام دهیم با اون می توانیم هر کاری را انجام دهیم و هر کسی را ملزم به انجام اون کار مد نظرمان کنیم!

    بیخود نیست که میگن اگه ما تو درسای بچه ها در مورد محیط زیست و آلودگی مطلب بگذاریم نتیجه مثبتی داره!

    اگر ما کارهایمان را درست انجام بدیم یعنی:

    اولآ از نظر عقلی ثابت کنیم که چقدر آلوده کردن محیط بد می تواند باشد و سپس ارزش سازی کنیم بطور قطع همه آشغال هایشان را در سطل آشغال می ریزند!





    2-فشار و پاداش:

    فشار را که تعریف کردم.پاداش هم که از اسمش معلومه.

    اسلام گزینه 2 را انتخاب کرده.نه تنها اسلام بلکه همه ی ادیان گزینه 2 را انتخاب کرده اند!

    دلیلش هم روشنه چون در آن زمان علم کم تر بوده.

    در حقیقت اسلام یک دین غیر منطقی است!

    چون که اکثر احکام و کارهایی که گفته انجام بدین یا هیچ دلیلی نداشته یا اینکه از دلایل ضد سکولار یعنی متافیزیکی استفاده کرده!

    البته خب بد بخت مجبور هم بوده!

    مثلآ نمیتونسته بیاد یک عالمه دلیل و اثبات علمی به شکل امروزی بیاره که شراب خوردن برای بدن ضرر داره ،دلیلش هم خودتون میدونید!



    جهنم یک فشار و بهشت یک پاداش است.

    علت اینکه اسلام فشار و پاداش را انتخاب کرده اینه که در آن زمان علم کم بود!

    حالا همین رو برای انسان صد سال پس از ما فرض کنید!

    در اون زمان انسان ها از گزینه 1 استفاده خواهند کرد.یعنی اثبات و ارزش سازی

    دیگر به گزینه 2 نیازی ندارند.یعنی دیگر به بهشت و جهنم نیازی ندارند!

    من فکر می کنم که انسان ها هیچ گاه به بهشت و جهنم نیازی ندارند.وقتی که از نظر منطقی به این نتیجه برسند که آن کار غلط است و سپس برایشان ارزش سازی شود دیگر آن کار را انجام نخواهند داد.

    جالبه بدونید که امام اول شیعیان علی ابن ابی طالب هم به این نکته قبل از من پی برده بود:

    "خدایا من نه از ترس آتش جهنم تو و نه بخاطر پاداش بهشتت تو را عبادت می کنم.من به خاطر عشق به تو ،تو را عبادت می کنم!"

    جهنم و بهشت وجود ندارد چون نیازی به وجود داشتن آن ها نیست! زیرا اثبات و ارزش سازی وجود دارد!
    هم چنین دومین برهان:
    افرادی که گناه می کنن به دو دسته تقسیم می شوند:
    1-کسانی که از نظر علمی گمراه شده اند.مثلآ از نظر علمی(یا از نظر عقلی) به این نتیجه می رسد که کشتن فلان انسان کار درستی است!
    خب اینکه نمیشه بهش گناه کار گفت!
    مثلآ بلادن.
    یا آن کسی که در زاهدان بمب به خودش می بنده و میاد و عده ی زیادی را می کشد!
    این آقا از نظر عقلی گمراه شده!
    2-افرادی که از دستورات اسلام سرپیچی می کنند! این افراد معمولآ دارای انگیزه های زیر هستن:
    1. عیبی نداره! آتش جهنم را تحمل می کنم!
    در پاسخ به این فرد می گوییم که آتش جهنم خیلی وحشتناک تر از اونیه که تو فکر می کنی! به این شخص توصیه می کنیم که اگر قرآن بخوانی در آن به تو پاسخ می دهد!(یعنی پی به فشار جهنم نبرده)
    2.آخر عمر توبه می کنم.
    در پاسخ به این فرد هم می گویم که در قرآن آمده که هر زمانی که شما موقع مرگتان نزدیک بود و یقین داشتید که مرگتان حتمی است توبه تان پذیرفته نمی شود!

    در هر صورت می بینیم که دلیل گناه بر اثر این بوده که فرد از نظر علمی ایراد داشته!یعنی شخص قابل مجازات نیست زیرا بهش آنقدر که علم باید میرسیده نرسیده و در واقع آن چیزی که باید یاد می گرفته را خوب یاد نگرفته!

    باز سوال دیگری مطرح میشه همه ی انسان ها میل به جاودانگی دارند!
    دو مورد امکان داره:
    1-انسان از مرگ نمی ترسد بلکه از جهنم می ترسد.
    من از یک شخص بی خدا پرسیدم آیا شما از مرگ می ترسید آن شخص هم پاسخ داد خیر!
    2-بهشت و جهنم وجود نداشته باشد ولی زندگی جاودانی وجود داشته باشد!

    با این حساب هیچ بهشت و جهنمی وجود ندارد!

    امروزه تو سر مردم بدبخت ایران می زنن که مردم فلان کشور رو ببینید مردم ژاپن رو ببینید چطوری فلان کارو انجام میدن.

    جالبه بدونید این اندیشه جزو قدیمی ترین اندیشه هاست که مربوط میشه به نژاد پرستی و اندیشه های فاشیستی و ایناهان.

    زیرا که طبق این اندیشه یعنی ملت ایران پست تر از مردم ژاپن اند که میدانیم این طور نیست!

    دین بر اساس فشار ساخته شده و این برای جوانان و مردم امروزی سازگار نیست.بخاطر همین است که ما انقدر در اجراییات دینی ضعیفیم!

    والا من حتی تو یه فیلمی یه امریکایی هم دیدم در اجرای احکام دینشون ضعیف بودن ولی تو کارای دیگه نه!

    ما در جامعه مان کلی دلیل علمی برای احکام اسلام می آوریم و در نتیجه در اجراییات دینی قوی تر می شویم ولی کسی که بخواهد فشار دین را بپذیرد و احکام دین را با فشار انجام دهد و برای آن دلیل کافی نیاورد منطقش ضعیف می شود!



    در کل من فکر می کنم که ملت ایران جزو برترین مردم دنیا هستن.اگر ایرادی باشه بر اثر عوامل خارجی مثل دین! ظهور نکردن اقتصاد سرمایه داری و ... است.

    برای اطلاعات بیشتر در مورد عوامل عقب ماندگی ایران می توانید به وبلاگ من مراجعه کنید.



    پس بیایید در برابر آن کسانی که مدام سرکوف می زنند که چرا شما مردم ایران انقدر در اجراییات ضعیفید بایستیم!

    به آنها بگیم که چون شما می خواهید با فشار ما را به انجام فلان کار وادار کنید نه منطق!

    حال به ابتدای نوشته برگردید و جواب آن سوال ها را بدهید.

    بیایید بجای اینکه با فشار کاری را انجام دهیم با عقلمان آن کار را انجام دهیم!بیایید با منطق آشتی کنیم!
    "

    نمی دونم آیا شما با توهین به من این نوشته را پیش می برید و با فشار میخواهید مرا بازگردانید.یا با منطق.ولی یادتان باشد که من دیگر اینطور نیستم که جرات اندیشیدن در هر موردی را نداشته باشم و به هر چیزی شک می کنم و برای آن پاسخ میخوام.
    دیگر آن روز نیست که به طور مرموزی به دیگران بیاموزن که مبادا کتاب های بی خدایی را بخوانی!
    یا اینکه خط قرمز برای بعضی چیزها بکشن و به او بگویند که شما حق نداری در مورد بعضی چیز ها فکر کنی!
    اگر خواستید لینک کتاب "پندار خدا" نوشته ی "ریچارد داوکینز" را به شما می دهم تا با بی خدایی آشنا شوید.
    هم اکنون من یک دئیست هستم.

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    87
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    541



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط atomization نمایش پست ها
    بالاخره من از دین اسلام خارج شدم.
    همه انسانها فطرتا قانون مدارند

    بهترين قوانين عالم را كساني مي توانند وضع كنند كه به نيازهاي فعلي و آينده انسان بيشتر توجه دارند.

    چه كسي بهتر از خدا كه خالق و آفريننده انسانهاست مي تواند نيازهاي ما را درك كرده و جهت رسيدن به آنها بهترين قوانين را وضع كند .

    نمي دانم بگم براي شما متاسفم كه با اين همه ادعا ، قوانين الهي را رها كرديد سراغ قوانين پر اشتباه بشري رفتيد ، يا اينكه بگويم عمل طبق قوانين الهي لياقت و توفيق مي خواهد.

    بي ديني شخصي مثل شما هم هيچ ضرري به دين و خدا نمي زند.

    فعلا خداحافظ

    اگر مبینی که مو هم قشنگ و با خدایم
    بدون که مو بچه محله امام رضایم

  4. صلوات ها 7


  5. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    87
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    541



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط atomization نمایش پست ها
    تنها راه بازگشت من اینه که شما این تئوری منو رد کنید. قبلآ هم گفتم ولی شما کوتاهی کردید. موضوع:هیچ بهشت و جهنمی وجود ندارد(و به دنبال آن دین بی کاربرد می شود)

    شما ظاهرا اهل گفتگوي منطقي نيستيد .

    اگر خود را اهل منطق و استدلال مي دانيد به پرسش اين پست پاسخ دهيد تا بحث ادامه پيدا كند.

    بهشت و جهنم دو احتمال بيشتر ندارد .

    يا طبق تئوري شما اصلا وجود ندارد ، كه در اين صورت ما و شما يكسان خواهيم بود .

    اما اگر بهشت و جهنمي در كار بود آنگاه شما چه خواهيد كرد ؟ و فكر ميكنيد جاي شما كجاست ؟؟؟

    فعلا خدا حافظ

    ویرایش توسط kashef : ۱۳۸۹/۰۵/۲۱ در ساعت ۰۱:۱۵
    اگر مبینی که مو هم قشنگ و با خدایم
    بدون که مو بچه محله امام رضایم

  6. صلوات ها 6


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام و عرض ادب

    از همان ابتدا که پست های شما را درباره همجنس گرائی، و سکولاریسم، و مخصوصاً اثبات شما برای وجود خداوند را خواندم، حدس زدم که به چنین سرنوشتی دچار خواهید شد. قدیسی گفت:

    «نمی آموزم که ایمان بیاورم، ایمان می آورم که بیاموزم.»

    حقیقت عالم هستی برتر از منطق حاکم بر «عقل معاش» است، و به همین دلیل، کسانی که از پی منطق گرائی در امر دین می روند، معمولاً گمراه می شوند. درست مثل این می ماند که شما بسیار تشنه باشید، و من به شما بگویم این لیوان آب را بنوش تا تشنگی ات برطرف شود. شما در پاسخ بگویید که تا با منطق ثابت نکنم آن را نخواهید نوشید. طبیعی است که قبل از آنکه من موفق شوم با منطق این موضوع را ثابت کنم، عمر شما به خاطر تشنگی تمام خواهد شد.

    امر دین همین است. اگر قرار باشد تمام احکام دین مو به مو با منطق و علم مادی ثابت شوند تا انسان ایمان بیاورد، عمر او تمام خواهد شد. در حقیقت علم و منطق امروز آنقدر پیشرفته نیست که تمام امور دین را ثابت کند.

    برای رسیدن به علم حقیقی، که همان معرفت خداست، نیاز به مخالفت با هوی و هوس نفسانی است. نیاز به عبادت است، نیاز به عمل با اخلاص است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

    «کسی که تا چهل صبح برای خدا اخلاص کند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش آشکار می شود.»

    البته بنده حقیر در رابطه با اثبات وجود خداوند، خداوندی که هستی قائم به ذات اوست، و تا او نخواهد برگی از درختی نخواهد افتاد، قصد داشتم مطلبی را بگذارم، که وابسته به هیچ یک از براهین اثبات وجود خداوند نیست. دودل بودم. استخاره کردم، این آمد (سوره 16 نحل):

    فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۷۴﴾
    پس براى خدا مثل نزنید که خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد (۷۴)

    به همین دلیل منصرف شدم. ولی حالا که شرط بازگشت به اسلام را رد نظریه خودتان می دانید، بدون اینکه برای خدا مثلی بزنم، و از دستور قرآن تجاوز کنم، گوشه ای از منطق خودم را در رابطه با بهشت و جهنم بروز می دهم، تا بدانید که تنها راه نگاه کردن به نظریات نوین علمی، دیدی نیست که غربی ها دارند. البته توجه داشته باشید که ایمان من به خدا، قرآن، معاد، بهشت و جهنم، و غیره، از روی منطق من نیست. هر کس که صادقانه روی به خدا کند، و نماز بخواند، قرآن بخواند، معنویت آنها را درک خواهد کرد، و معنویتی که حس شد، یقین و ایمان به همراه خواهد داشت. اگر در قرآن نوشته بود که روزی هفتاد بار در ملاء عام پشتک بزنید، من روزی هفتاد بار در ملاء عام پشتک می زدم.

    در رابطه با بهشت و جهنم، ابتدا باید ثابت شود که انسان موجودی جاودانه است که اعمالش پس از مرگ روی او تأثیر می گذارد. پس به این موضوع می پردازم:

    طبق جدیدترین نظریات کیهان شناسی (نظریه کوانتوم، ریسمانها، بر پایه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ)، در عالم هستی احتمال وقوع هر رویدادی هست. ما فقط می توانیم احتمال وقوع آنها را پیش بینی کنیم. این موضوع در مقیاس کوانتومی (زیر اتمی) خودش را خیلی نشان می دهد. ما هرگز نمی توانیم دقیقاً بگویم یک الکترون کجاست. فقط می توانیم احتمال وجود آن در یک نقطه را بررسی کنیم. دلیل اینکه در مقیاس بزرگ، ما با دقت مسائل را پیش بینی می کنیم، این است که احتمال موارد دیگر در این حالت خیلی کم (تقریباً صفر) می شود. دلیلش این است که مثلاً یک توپ فوتبال، از اتمهای بسیاری تشکیل شده است، پس تأثیرات احتمالات عجیب و غریب جهان کوانتومی که معمولاً رخ نمی دهند، خودش را در این مقیاس نشان نمی دهد (تعداد اتمهایی که عادی رفتار می کنند آنقدر زیاد است که تأثیری در سرنوشت حرکت توپ نمی گذارد).

    ولی، طبق این تئوری ها که اساس علم و فن آوری نوین امروزی هستند، حقیقتاً ممکن است که یک احتمال عجیب واقع شود. مثلاً ممکن است که من تبدیل به یک گربه شوم، ولی آن قدر این احتمال کم است که به زمانی بسیار بیشتر از کل عمر کیهان نیاز است تا این اتفاق رخ دهد (ولی حقیقتاً می تواند همین حالا اتفاق بیافتد).

    حال بیایید به زمان اولیه انفجار بزرگ بازگردیم. فرض می کنیم دانشمندی، به کل کیهان در آن حالت احاطه دارد، و می تواند همه احتمالات را از ابتدا تا انتها بررسی کند. در یکی از شاخه های احتمالات، او پیش بینی می کند که «من» در سال فلان در سیاره زمین متولد می شوم. ولی این فقط یک احتمال است. ممکن است بشود، ممکن است نشود. او فقط می تواند مقدار احتمال این رویداد را محاسبه کند.

    تا زمانی که این احتمال انجام نشود، و من متولد نشوم، نمی توانم تأثیری در سرنوشت کیهان داشته باشم. یعنی وجود احتمال تولد من، تأثیری در کیهان ندارد، تا زمانی که من واقعاً پدید بیایم. حال به زمان جلوتر می رویم، و می بینیم که این احتمال رخ داده است. دانشمند فرضی که به آن اشاره کردم، بعضی از احتمالات را از دفتر احتمالات محاسبه شده خط زده است. مثلاً یک احتمال این بود که کس دیگری جای من متولد شود، ولی نشد. پس این احتمال دیگر باطل است.

    حال که احتمال من تحقق یافته است، من می شوم بخشی از باطل کنندگان، و ایجاد کنندگان احتمالات آتی کیهان. در همین لحظه که من این پست را می نویسم، می توانم بینی خودم را بخارانم. می توانم هم نکنم. فرض کنیم که من بینی خودم را می خارانم، در حین حرکت دست من، موجی از اتفاقات رخ می دهد. مولکول های هوا جا به جا می شوند، موجی صوتی ایجاد می شود، و خیلی اتفاقات دیگر. روی جا به جایی مولکولها تمرکز می کنیم. این جا به جایی، تا ابد احتمالاتی را باطل می کند، و باعث می شود که در لحظه پایان عمر کیهان، تعدادی مولکول جای دیگری قرار بگیرند. پس این عمل ساده و کوچک من، حقیقتاً سرنوشت کیهان را تغییر می دهد و بر بسیاری از احتمالات (هر چند در مقیاس کوچک) خط بطلان می کشد.

    همانطور که دیدید، اعمال من تا ابد کیهان را مثل یک زنجیره اتفاقات تغییر می دهند. و این زنجیره حتی پس از مرگ من ادامه خواهد یافت. فکر نمی کنم کسی باشد که انکار کند نتیجه اعمال فردی، بعد از مرگش روی کیهان تأثیر می گذارند و باقی می مانند!

    بر می گردیم به لحظه اول خلقت، دانشمند فرضی ما، نسخه های زیادی از «من» را در دفتر احتمالاتش دارد، منی که بینی خودش را می خاراند، و منی که بینی خودش را نمی خاراند و غیره... ولی وقتی به جلو می آییم، و به لحظه مرگ من می رسیم، دیگر من نمی توانم تأثیری در روند احتمالات کیهان بگذارم. در دفتر دانشمند فرضی، حال فقط یک نسخه از «من» باقی مانده است، و روی بقیه من های احتمالی خط بطلان کشیده شده است.

    ولی این من مرده که دستش از کیهان دیگر کوتاه شده، به عنوان یک مفهوم در دفتر دانشمند ما وجود دارد. دانشمند ما هرگاه بخواهد می تواند تمام حوادث و اعمال مرا استخراج کند، و مشاهده کند که اعمال من چه تأثیری در احتمالات کیهان گذاشته اند. جالب آنکه هرچه زمان به جلو می رود، و روی احتمالات اضافی خط بطلان کشیده می شود، این مفهوم من هم توسعه می یابد و پیشرفت می کند. همانطور که گفتم دانشمند ما بر اساس علوم امروزی، فقط می تواند احتمال حوادث را پیش بینی کند. پس زنجیره اعمال من، خودش به سرانجامهای متعددی می تواند بیانجامد. با گذشت زمان، از تعداد احتمالات در رابطه با اعمال من کاسته می شود، حتی با اینکه من مرده ام.

    پس طبق قانون عمل و عکس العمل، نتیجه اعمال من، مدام مفهوم من را در کیهان تغییر می دهد، و وجود من کاملاً به اعمال خود من وابسته است. سوره 74 المثدر:

    كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ﴿۳۸﴾
    هر كسى در گرو دستاورد خويش است (۳۸)

    همانطور که دیدید، «من» بعد از مرگم، به صورت یک مفهوم، به صورت یک احتمال انجام شده، در کیهان باقی می مانم. با اینکه من فیزیکی دیگر وجود ندارد، ولی مفهوم من باقی است، و دانشمند فرضی ما، هرگاه بخواهد می تواند این «من» را بر اساس آخرین تحولات کیهان تشریح کند. این من، تا جاییکه به جهان مادی مربوط می شود، با تأثیراتش در کیهان تعریف می شود. در واقع این مفهوم، موازی با تأثیرات مادی اش است.

    ممکن است بگویید که این من دیگر درک و ادراکی ندارد تا از نتیجه اعمال خوشحال یا ناراحت شود. در پاسخ تنها می توانم بگویم که این من، همانقدر با «حقیقت» در ارتباط است که «من فیزیکی قبل از مرگ» در ارتباط بود. و من فیزیکی قبل از مرگ هم، همانطور که این من غیر فیزیکی و مفهومی با نتیجه اعمال در ارتباط است، با نتیجه اعمالش در ارتباط بود. از دید دانشمند فرضی که به آن اشاره کردم، مفهوم این من، چه قبل از مرگ و چه بعد از آن، فرقی نمی کند، و کلاً با تأثیرش در کیهان تعریف می شود و در طول زمان تغییر می کند.

    «من» برای همیشه در حقیقت هستی ریشه خواهد داشت و مدام در حال تحول خواهد بود، چرا که نتیجه اعمال او، یعنی تأثیر او در کیهان برای همیشه باقی است. و تنها راه دانشمند فرضی ما برای شناخت این من، این است که نتیجه اعمال و تأثیرات او در کیهان را بررسی و مطالعه کند.

    چیزی که گفتم تنها بررسی نتیجه اعمال و ارتباط آن با موجودات عامل در سطح ماده بود، به همین دلیل اصلاً نمی توانم برای شما دلیلی بیاورم که چرا «منِ بعد از مرگ» باید از بعضی نتایج اعمال «وضع بهتری» پیدا کند، و از بعضی دیگر «وضع بدتری» بیابد. بر اساس این نتیجه اعمال و تأثیرات، بهشت و جهنم فرد پدید می آید. راز آن آیه قرآن که می فرماید آتش به کافران احاطه دارد در همین است. کافران، چه آنها که زنده اند، و چه آنها که مرده اند، به یک اندازه با تأثیراتشان در کیهان مرتبطند. تنها تفاوت زنده بودن با مردن این است که شخص قبل از مرگ هنوز می تواند در کیهان تأثیر بگذارد. ولی وجود او به صورت مفهومی، یکسان است.

    برای اهل ایمان همین حجت که ردپای بهشت و جهنم (در گروی اعمال خویش بودن) و حیات (موجود بودن) پس از مرگ، در عالم ماده، و در آخرین تئوری های علمی که صرفاً به ذات جهان ماده می پردازد موجود است کافی است. کافی است تا به راه دین قدم گذارند، و حکمتی را که پیامبر (ص) به آن اشاره فرموده، بچشند.

    همانطور که از قبل اشاره کردم، چیزی که گفتم اصلاً دلیل شخصی من برای ایمان به بهشت و جهنم و حیات پس از مرگ نیست. من اصولاً آن منطق و علمی را که شما تقریباً می پرستید دور انداخته ام. آن منطق برخاسته از «عقل معاش» است، و فقط به درد امور دنیوی می خورد. ادامه در پست بعدی...

  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    بگذارید خاطره ای تعریف کنم. روزی داشتم بچه به بغل (برادر زاده ام) در خیابان راه می رفتم. در آن زمان منطق من این بود که اگر قرار است بمیرم، پس به استقبال آن می روم. به همین دلیل هیچگاه احتیاط نمی کردم، و معمولاً از زیر ساختمانهای خراب که احتمال سقوط آجر در آنها هست بدون هیچ هراسی رد می شدم. اسمش را گذاشته بودم راضی بودم به رضای خداوند. البته چنین دیدگاهی از سر جهل بود. خلاصه اینکه به چنین ساختمانی رسیدم، ناگهان ندایی در ذهنم شنیدم که گفت راهت را کج کن، از این ساختمان آجری سقوط می کند. من مخالفت کردم. دوباره تکرار شد. مخالفت کردم. بعد گفت که تو می دانی که خواهی مرد، پس اگر راه را کج نکنی خود کشی است. باز مخالفت کردم. فکر می کردم ندا زائیده فکر من است. بعد این ندا با حالتی عصبانی، و وهشتناک درخواستش را تکرار کرد چنان که ترس تمام وجود مرا فرا گرفت. راهم را کج کردم، و با کمال تعجب دیدم که درست کنارم آجری سقوط کرد. البته فکر کنم این اتفاق از برکت حضور برادر زاده ام بود، و هدف نجات او بود، نه من.

    حال از شما می خواهم که با «منطق» و «علم» این اتفاق را توجیه کنید. این فقط یک اتفاق بود که چون تجربه شخصی ام بود آن را گفتم تا به واسطه های متعدد به گوش شما نرسد که در کذب بودن آن شک کنید.

    در حقیقت، اتفاقات خیلی بزرگتری می افتند. چه غده های سرطانی که ناپدید می شوند. چه افراد فلجی که دوباره راه می روند، به طوری که پزشکان انگشت به «دهان» می مانند.

    علم و منطقی که نتواند این چیزها را توجیه کند کامل نیست، و دل بستن به آن جز گمراهی و زیان هیچ به بار نیاورد. فکر کن پسر جان. اگر اشتباه نکنم جایی گفتی که 17 ساله ای. هنوز خیلی زود است که فلسفه زندگی خودت را طراحی کنی.

    از من نصیحت، همه چیز را رها کن، قرآن را بخوان و به آن عمل کن. هدایت خواهد آمد.

    در ضمن، به تمام خوانندگانی که این پست را خواندند با عرض معذرت قصد جسارت ندارم، ولی اگر فکر می کنید که منظور من از دانشمند فرضی خدا بود، تقریباً هیچ چیز پست مرا نفهمیدید. دانشمند فرضی که به آن اشاره کردم، صرفاً یک دانشمند فرضی بود که بر اساس نظریه های علمی روز تحلیل می کرد.

    با تشکر فراوان
    یا حق


  10. صلوات ها 7


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط atomization نمایش پست ها
    بالاخره من از دین اسلام خارج شدم.سرگذشتش مفصله و من بعد ها میگم.اینکه چطور اعجاز قرآنو رد کردم.البته من این موضوع را به هیچ کس حتی پدر و مادرم نخواهم گفت.چون میدونم که مجازاتش قتل منه!
    با سلام
    دوست گرامی مطلبی که گذاشتید تکرار پست قبلی شما بود !!
    که خیلی هم منطقی به شما پاسخ داده شده بود !!!
    که ادامه ندادید!


    دوست گرامی شما حتی در مورد عکسی که برای آواتار خود انتخاب کردید تحقیق نکردید !خب یادم است وقتی کمی از بیوگرافی ان را برای شما گذاشتم گفتید که بطور اتفاقی این عکس را پیدا کردید!!
    این نتیجه چه چیزیست!!؟
    شما قدرت تحقیق یک شخص را که بشناسید که بجز اینکه هنر پیشه میباشد دارای چه انحرافاتی است!!
    ندارید ؟
    چگونه به خود اجازه میدهید با چند جمله ناقص و بی پایه قادر مطلق را زیر سوال ببرید !!؟

    مشکل جای دیگریست پسر
    خوب !!

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=6642

    اما در مورد خارج شدن شما از دین !!
    باید بگویم که مشکل اساسی شما این است که
    فکر میکنید هرچه را که مطرح میکنید درست است!؟و منطقی!؟

    بلاخص وقتی در مبانی دینی مطلب میگذرد بدون تخصص و تحقیق از نوشتار خود دفاع میکنید!
    بی پایه و اصول !

    بنده خوب یادم میاید که در مطلب همجنس گرایی حدودا ۱۲۰ منبع پزشکی معتبر در جهان گذاشتم (از لحاظ علمی)
    و در مورد دیدگاه دین هم که دوستان عزیز کاملا توضیح دادند!!
    اما امان از زمانی که کسی حرف حق را پذیرا نباشد!

    در آخر هم این دعای زیبا را از صحیفه سجادیه میگذرم !

    نيايش آن حضرت در پناه جستن به خدا از شرّ بدي‌ها

    خدايا، پناه مي‌برم به تو از شورِ آزمندي، و تنديِ خشم، و چيرگي حسد، و كم طاقتي و ناخرسندي از روزي مقدّر، و تندخويي و زياده‌روي در لذت جويي، و پا فشاري بر باطل،
    و پيروي هواي نفس، و سرپيچي از راه راست، و فرو رفتن در خواب غفلت، و كوششِ بيش از نياز، و برگزيدن باطل به جاي حق، و پافشاري بر گناه، و كوچك نماييِ خطا، و بزرگ نماييِ طاعت.

    پناه مي‌برم به تو از به خود نازيدنِ توانگران و خوار شمردن درويشان و بد رفتاري با زير دستان و ناسپاسي در حقّ آن كس كه به ما نيكي كرده است.

    خدايا، به تو پناه مي‌برم از ياري كردن ستمگر و خوار داشتن ستم ديده و درخواستِ چيزي كه حقّ ما نيست و ندانسته سخن گفتن.

    و به تو پناه مي‌بريم از اين كه در دل خيال فريب كسي را بپروريم و شيفته‌ي كردار خود شويم و آرزوهاي دور و دراز كنيم.

    به تو پناه مي‌بريم از بد سرشتي و ناچيز شمردنِ گناهانِ كوچك و اين كه شيطان بر ما چيره شود، يا روزگار ما را بيچاره و تيره روز گرداند و يا پادشاهي بر ما ستم ورزد.

    به تو پناه مي‌بريم از اسراف كردن و نيافتن روزي به مقدار نياز.
    به تو پناه مي‌بريم از سرزنش دشمنان، و نيازمندي به همانندِ خود، و زندگي در سختي، و مردن بي‌توشه‌ي آخرت.

    به تو پناه مي‌بريم از بزرگ‌ترين حسرت، و سنگين‌ترين ناگواري و بدترين تيره‌بختي و بد سرانجامي، و نا اميدي از پاداش نيك. و فرود آمدن عذاب.

    خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به رحمتِ خود، من و همه‌ي مردان و زنان با ايمان را از آنچه گفته شد، در امان دار، اي مهربان‌ترين مهربانان.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۵/۲۱ در ساعت ۰۴:۳۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات ها 8


  13. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام و درود

    !!!!!!!!!!!!!!!!!!

    اتمیزیشن گرامی
    حرفهای شما هم درست است هم ناقص نه غلط.

    انسان کامل کسی نیست که فقط پندار کردار و گفتار نیک دارد.

    انسان کامل کسی است که این پندار کردار و گفتار نیک را خدا برایش تعئین نموده.

    خدا کیست /
    خدا کسی است که یگانه است و ما او را در درون خود شاهدیم و می بینیم او چون در درون ماست هرآنچه که از او باشد می پذیریم و هرانچه که از او نباشد نمی پذیریم.
    مثلا زیبائی صفت اوست و از اوست ما میپذیریم
    و ظلم که از او نیست و صفت او نیست را نمی پذیریم.

    پس این خواستن و نخواستن را خدا در ما ایجاد می کند و این ایجاد بطور مستقیم و با حضور اوست.

    یعنی خداوند در سینه شما و من و دیگران حضور دارد و به ما پندار کردار و گفتار نیک را نمایش می دهد.

    وقتی گناهی مرتکب می شویم از درون احساس غم و ناراحتی و استرس می کنیم.
    این دلیل بر آن است که غیر خدا را برای حضور در وجودمان دعوت نموده ایم.

    انسانها بدین واسطه که ندای درونی خود را که خالق تمام هسنی نیز هست خیلی طول می کشد تا کمی بتوانند بشناسند مثلا همین الان کسیکه این مطلب را می خواند متوجه این حضور میشود.
    لذا پیامبری فرستاده شده و راه هدایت را از گمراهی تعئین نموده و چون انسان باور نمی کند و اصولا به این سادگیها کله اش به کار نمی افتد لذا وقتی پیام پیامبر را می شنود وزیرش می نویسد جدی نگیرید و گناه می کند....

    پس از همان لحظه گناه پایش در جهنم معنوی و واقعی باز می شود.
    این جهنم مانند آتش درونش را می سوزاند و او را آزار می دهد.
    هنگمیکه تمام ثروت دنیا را دارد باز بیقراری می کند و می ترسد و نمی خواهد تنها بماند.

    وقتی در جمع است مدتی خوشحال می شود ولی چیزی نمی گذرد که غم تمام چهره اش را می گیرد و دم از تنهائی و بی کسی می زند.

    جناب اتمیزیشن این کلمات تا چه حدی آشنا هستند؟

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  14. صلوات ها 5


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط atomization نمایش پست ها
    بالاخره من از دین اسلام خارج شدم.


    با سلام

    نمی دانم چی بگم تبرک یا تسلیت

    یه فردی وقتی برای خود خانه می سازد هیچ گاه از خود در اصول ساختمان سازی روشی را ابدا نمی کند که مثلا بنده برای ساختمان خود پی نمی ریزم و یا مثلا ستون نمی زنم و راه تازه ای دارم که ابتدا سقف درست می کنم و بعدا روی سقف ستونها را می زنم و ........

    بعد هم وقتی شکست می خورد می گوید این چه اصولی است برای ساختمان ساختن دیدید که نتوانستید در مقابل منطق من پاسخس داشته باشید و من اصلا دیکه ساختمان نخواهم ساخت و زیر خانه های هم که به این روش ساخنه اید نخواهم نشست

    در این صورت چاره ای نیست مگر این که بگوییم خوش امدید و دیگر پاسخی نداریم


    شما که از هیچ یک از براهین اثبات خدا برای درک خداوند قدم بر نداشتید و تنها راهی اشتباه برای درک خدا داشتید و با اشتباه بودن ان ، قید همه چیز را زدید

    این صغری و کبری که اوردید چه ربطی برای اثبات خالق برای عالم دارد این همه برهان اثبات خالق برای عالم
    شما از برهان صدیقین برای اثبات خالق خبر دارید از برهان وچود چطور؟؟

    شما با این استدلالتان پایه های کدام برهان اثبات ذات حق را لرزاندید که این گونه سخن می رانید
    فکر می کنید اگر از دین اسلام بیرون روید و قدم در ضلالت گذارید ما ناراحت خواهیم شد و از شما خواهش و تمنا که نروید و یا در اعتقادات مان سست خواهیم شد

    این همه بی خدای بی دین شما هم یکی مثل انها
    مثلا بی خدایی شما چه ضرری برای خدا و بنده هایش و برای عالم دارد که این گونه از خروچ خود از اسلام سخن می رانید

    خوش رفتید بزرکوار امید وارم که دینی برای خود بیابید که نچات دهنده شما در اخرت باشد
    فقط فراموش نکنید که پل های پشت خود را اگر خراب هم بکنید در دین اسلام راهی برای بازگشت است و فکر نکنید که اگر همه پل ها را خراب بکنید کار تمام است

    در اخر شما را من بعد با چه دین و ایینی بخوانیم و بدانیم؟
    از اصول و فروع دین خود برایمان بگویید از شریعت و ائین و از خدا و ......خلاصه از دین تازه خود برایمان بگویید

    منتظریم



  16. صلوات ها 6


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    74
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    71



    خب.دوستان پاسخ های جالبی را مطرح کردند.من به همه ی آنها پاسخ خواهم داد.
    چند نکته را یادآور میشوم.
    سبک تحلیل من این چنین استmy style)
    1-منطقی(همراه با دلیل)
    2-بی طرف
    3-سکولار

    من بارها شده که هم مخالفان دین مرا راضی به چیزی کرده اند و هم موافقان.پس ادعای بی اساس "رضا" مبنی بر حق پذیر نبودن بنده اشتباه است.
    هم چنین ایشان چند ادعای دیگر نیز مطرح کرده بودن که من این را با توجه به آنها می نویسم.
    من در یک خانواده مذهبی متولد شدم.پدرم در جنگ تحمیلی شرکت کرده و هنوز هم انسان متدینی است.
    در گذشته هم من به شدت آدمی مذهبی بودم.به طوری که یک روز از شدت ایمان به قرآن و زمانی که قرآن تلاوت میشد گریه کردم!
    این نشانگر این است که انسان ها چقدر میتوانند تغییر کنند.

    و هم چنین قبلآ هم که بنده عرض کردم.دین من برای خودم است (و در صدد ترویج آن نیستم)و من در اینجا نیامده ام که با اسلام دشمنی بورزم.
    بلکه آمده ام بگویم که اسلام اشتباه است با توجه به ادله ی خودم و اگر این ادله اشتباه است شما هم دلیلش را بفرمایید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط kashef نمایش پست ها
    سلام



    شما ظاهرا اهل گفتگوي منطقي نيستيد .

    اگر خود را اهل منطق و استدلال مي دانيد به پرسش اين پست پاسخ دهيد تا بحث ادامه پيدا كند.

    بهشت و جهنم دو احتمال بيشتر ندارد .

    يا طبق تئوري شما اصلا وجود ندارد ، كه در اين صورت ما و شما يكسان خواهيم بود .

    اما اگر بهشت و جهنمي در كار بود آنگاه شما چه خواهيد كرد ؟ و فكر ميكنيد جاي شما كجاست ؟؟؟

    فعلا خدا حافظ
    پاسخ بسیار جالبی بود.چند سال پیش هم من این را در هنگام یکی از سخنرانی های آقای قرائتی شنیده بودم.
    1-این دلیل مال انسان های بی دین نیست.بلکه بیشتر بدرد خود مسلمان ها می خورد!
    2-در آن دنیا من به خدا می گویم که ای خدا من با علم و عقل خودم به ابن نتیجه رسیدم که اسلام غلط است.
    در اینصورت احتمالآ خدا مرا خواهد بخشید.زیرا که من از روی لج بازی و بدون علم که کافر نشدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط kashef نمایش پست ها
    همه انسانها فطرتا قانون مدارند

    بهترين قوانين عالم را كساني مي توانند وضع كنند كه به نيازهاي فعلي و آينده انسان بيشتر توجه دارند.

    چه كسي بهتر از خدا كه خالق و آفريننده انسانهاست مي تواند نيازهاي ما را درك كرده و جهت رسيدن به آنها بهترين قوانين را وضع كند .

    نمي دانم بگم براي شما متاسفم كه با اين همه ادعا ، قوانين الهي را رها كرديد سراغ قوانين پر اشتباه بشري رفتيد ، يا اينكه بگويم عمل طبق قوانين الهي لياقت و توفيق مي خواهد.

    بي ديني شخصي مثل شما هم هيچ ضرري به دين و خدا نمي زند.

    فعلا خداحافظ
    منظور شما از قوانین الهی قوانینی مثل برده داری،حقوق زنان و ... نیز هست!
    آن هم قوانینی که برای بشر امروزه ناکافی است.

  18. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط atomization نمایش پست ها
    خب.دوستان پاسخ های جالبی را مطرح کردند.من به همه ی آنها پاسخ خواهم داد.
    چند نکته را یادآور میشوم.
    سبک تحلیل من این چنین استmy style)
    1-منطقی(همراه با دلیل)
    2-بی طرف
    3-سکولار

    من بارها شده که هم مخالفان دین مرا راضی به چیزی کرده اند و هم موافقان.پس ادعای بی اساس "رضا" مبنی بر حق پذیر نبودن بنده اشتباه است.
    هم چنین ایشان چند ادعای دیگر نیز مطرح کرده بودن که من این را با توجه به آنها می نویسم.
    من در یک خانواده مذهبی متولد شدم.پدرم در جنگ تحمیلی شرکت کرده و هنوز هم انسان متدینی است.
    در گذشته هم من به شدت آدمی مذهبی بودم.به طوری که یک روز از شدت ایمان به قرآن و زمانی که قرآن تلاوت میشد گریه کردم!
    این نشانگر این است که انسان ها چقدر میتوانند تغییر کنند.
    با سلام
    دوست گرامی کجای گفتار شما منطقی بود لیکش را که گذاشتم و نوشتار شما و دیگران حی حاضر!!
    نخیر دوست گرامی نوشتار شما تناقضهای زیادی دارد!!رجوع شود به پست همجنس گرایی و سکولار خودتان!!
    طبق گفته خود که ۱۷ سال بیشتر ندارید !طوری از گذشته حرف میزنید که انگار سنی بر شما گذشته!!؟
    اینکه یک بار در زندگی تحت تاثیر قرآن قرار گرفتید و گریه کردید !!دلیل بر مذهبی بودن شما نمیشود!!
    پس جایگاه انهای که هر بار که به آیات قرآن گوش میدهند و چنان به ذوق میایند از گفتار خداوند که اشک سرازیر میشود
    کجاست

    اینکه انسان بی نهایت است !با اینکه چه راهی را انتخاب کند ۲ مقوله مختلف !!
    دوست عزیز سرور گرامی طاهای عزیز نوشتار خوبی ارائه دادند!!

    به حال برای ما فرقی نمیکند که شما از دین خارج شوید !!در دین بودن خود مراتبی دارد!!که باید قبل از اینکه این جمله را بر زبان خود برانیم که خارج شدم!!

    ببینیم چقدر در دین و راه بودیم!!!؟؟؟؟چقدر شناخت درست داشتید!!؟آیا مطالب خودتان را با منطق دین و بزرگان تطبیق دادید؟؟و...!؟و ..!!؟

    هر انسانی ـ چه خوب و نیکوکار و چه بد و گناه کار ـ دارای دو بعد ؛ یکی بعد جسمانی و دیگری بُعد روحانی می‌باشد.
    قرآن کریم دربارة وجود روح در انسان می‌فرماید:"ثُم‌َّ سَوَّغ‌ه‌ُ وَ نَفَخ‌َ فِیه‌ِ مِن رُّوحِه‌ِی‌...؛ (سجده‌، 9) سپس آدم را نظام بخشید و از روح خود در آن دمید."
    آن چه حقیقت هر انسانی را تشکیل می‌دهد، بعد روحانی اوست‌، چون بعد جسمانی دارای مرتبه و درجه نیست و زوال‌پذیر است‌؛ بلکه انسان قائم به روح می‌باشد؛ زیرا آن‌که به سوی خداوند می‌تواند حرکت و سیر کند، روح و نفس انسان است و عنصر اساسی در وجود انسان همان روح می‌باشد. که باعث بقأ انسانیت می‌شود.
    (ر. ک‌:معارف قرآن‌، آیة الله مصباح یزدی‌، ج 3 ـ 1، ص 449و450، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌؛، قم‌.)

    روح و نفس انسان اگر در جهت و راستای الهی حرکت کند می‌تواند مراتب انسانی را یکی پس از دیگری طی کند و به مرتبه‌ای برسد که مقامش از فرشتگان نیز برتر و بالاتر شود و فرشتگان برای او و در برابرش سجده کنند،
    چنان که قرآن کریم دربارة نفس مطمئنة انسان می‌فرماید:"یَـََّأَیَّتُهَا النَّفْس‌ُ الْمُطْمَغ‌نَّة‌ُ ؛ # ارْجِعِی‌َّ إِلَی‌َ رَبِّکِ رَاضِیَة‌ً مَّرْضِیَّة‌ً ؛ # فَادْخُلِی فِی عِبَـَدِی ؛ # وَ ادْخُلِی جَنَّتِی ؛(فجر،27 ـ 30) تو ای آدم آرام یافته‌، به سوی پروردگارت باز گرد و در حالی هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است‌. و در سلک بندگانم داخل شو. و در بهشتم وارد شو."
    (ر. ک‌:نمونه‌، آیة الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 26، ص 475ـ478، دار الکتب الاسلامیة‌، تهران / المیزان‌، علامه طباطبایی‌؛، ج 20، ص 285 ـ 287، جماعة المدرسین فی الحوزه العلمیة فی قم المقدس‌.)

    ولی اگر روح و نفس انسان در جهت حیوانی حرکت و درکات پست و شیطانی را بپیماید، به جایی می‌رسد که حتی از مرتبه حیوانی هم پست‌تر و پایین‌تر می‌شود، چنان که قرآن کریم می‌فرماید:" وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّم‌َ کَثِیرًا مِّن‌َ الْجِن‌ِّ وَالإِْ نس‌ِ لَهُم‌ْ قُلُوب‌ٌ لآ یَفْقَهُون‌َ بِهَا وَلَهُم‌ْ أَعْیُن‌ٌ لآ یُبْصِرُون‌َ بِهَا وَلَهُم‌ْ ءَاذَان‌ٌ لآ یَسْمَعُون‌َ بِهَآ أُوْلَغ‌کَ کَالأَْ نْعَـَم‌ِ بَل‌ْ هُم‌ْ أَضَل‌ُّ أُوْلَغکَ هُم‌ُ الْغَـَفِلُون‌َ ؛(اعراف‌، 179) به یقیین گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم‌؛ آن‌ها دل‌ها (عقل‌ها) یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند ؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند ؛ و گوش هایی که با آن نمی‌شنوند ؛ آن‌ها همچون چهار پایانند ؛ بلکه گمراه‌تر!اینان همان غافلانند."
    (ر. ک‌:المیزان‌، همان‌، ج 8، ص 334 ـ 337.)

    بنابراین‌، انسان‌، اگر در راستا و جهت الهی حرکت کنند مراتب انسانیت و مقام‌های کمال را طی می‌کنند و اگر در جهت شیطان و حیوانی سیر نمایند به درکات پست سقوط می‌کنند با توجه به وسعت قلمرو سقوط صعود انسان بیان تفصیلی مراتب انسان در این مقال امکان‌پذیر نیست‌.
    (مراحل اخلاق در قرآن‌، آیة الله جوادی آملی‌، مرکز نشر اسرأ قم‌.)

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۵/۲۱ در ساعت ۱۸:۰۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 4


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود