صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کو عدالت؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390

    کو عدالت؟




    سلام
    مدتیه به عدالت خدا شک کردم
    ببینید خدا جهان رو آفریده و قوانینی براش گذاشته
    ماها رو بدون اینکه خودمون بخوایم و به میل و اراده خودمون باشه وارد دنیا میکنه و قوانینش رو به ما تحمیل میکنه و مجبورین اون قوانین رو اجرا کنیم و اگه نکنیم مجازات میشیم آخرش باز هم بدون میل و اراده خودمون و به زور مارو از دنیا میبره و به خاطر رعایت نکردن قوانینش مجازاتمون میکنه و البته به اونایی هم که رعایت کردن پاداش میده
    من میگم خدا زمانی میتونه مارو بخاطر قانون شکنی مجازات کنه که ما به اراده خودمون این قوانین رو قبول کرده و بعد زیر پا بذاریم مثلاً خدا میادو به من میگه بنده من چنین دنیایی ساختم و چنین قوانینی براش وضع کردم آیا تو حاضری این قوانین رو بپذیری و تو دنیای من زندگی کنی؟
    اگه من اینو پذیرفتم و اومدم تو دنیا ولی بعد قانون شکنی کردم اون وقت مستحق مجازات خدا هستم و اگه نپذیرفتم که هیچ
    اما حالا که به زور مارو آورده تو دنیا چه انتظاری ازمون داره که قوانینش رو اجرا کنیم؟؟؟؟
    این دور از عدالت نیست؟؟؟؟؟ دور از جوونمردی نیست؟؟؟
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم قرآن وحدیث
    نوشته
    168
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    742



    ببین کاکو بوید اول بفهمی واسه چی خلق شده بعدا به عدالت خدا شک کنی
    هدف از خلقت انسان رسیدن به صفات الهی است یعنی علم نامحدود قدرت نامحدود ثروت نامحدود واز بین آفریده های خدایی فقط انسان می تواند به این هدف برسد یه قول سعدی شاعر شیرین سخن فارسی
    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت

    عشقت رسد به فرياد ازخود به سان حافظ قرآن زبر بخواني در چارده روايت

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    بزرگوار

    به اين تايپك ها نگاهي بيندازيد

    http://www.askdin.com/forumdisplay.php?f=100

    باز در خدمتيم

    يا علي




  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130



    باسمه تعالی
    با سلام
    ما نبودیم و خدای متعال بود او ما را خلق کرد در نتیجه ما مسبوق به عدمیم . و مسبوق به عدم حقی ندارد که مثلا بگوید خدایا چرا ما را به این دنیا آوردی؟ اما خداوند در ادامه زندگی ما را مختار گذاشت که یا راه درست را انتخاب کنیم و اهل نجات شویم و یا راه ضلالت را برگزینیم و در نتیجه اهل شقاوت .انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا
    تشکر


  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    781
    حضور
    1 روز 9 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2698



    با سلام خدمت دوست عزیز

    به این نکته توجه داشته باش که انسان هم بخشی از قوانین طبیعت است... به خاطر قوانین طبیعت ما این جا هستیم، اگر قوانین مذکور نبودند، ما هم نبودیم. احکام شرع هم جزو همین قوانین هستند. همانطور که دستت را در آتش بگذاری می سوزد، بعضی اعمال هم به روح آسیب می زنند. این لطف خداست که به ما به وسیله پیامبران و وحی یاد داده که چه طور از آسیب روح جلوگیری کنیم و در تعالی آن بکوشیم.

    قبل از اینکه به دنیا بیاییم چیزی نبودیم. حالا شما بگو، دوست داری چیزی نباشی، یا چیزی باشی؟ پس تا همین جای کار انسان یک چیزی هم بدهکار است!

    می توان گفت که این سؤال وابسته به سؤال دیگر شما در رابطه با علت آفرینش است، پس اگر پاسخهای آن بخش را هنوز مطالعه نکرده اید، لطفاً یک سری به آنجا بزنید.

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=6922

    یا حق

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390



    جناب "سعید" درسته که خدا مارو مختار گذاشته اما اگه قوانینی که برامون تعیین کرده رو انجام ندیم مجازات میشیم چرا خودمون رو گول بزنیم؟ این با زور هیچ فرقی نداره چون ما برای فرار از مجازات مجبوریم قوانین خدا رو اجرا کنیم قوانینی که قبلاً ازشون اطلاعی نداشتیم و وقتی به زور و بی اراده خودمون اومدیم تو دنیا فهمیدیم که مجبوریم اجراشون کنیم.
    "بینام" عزیز منظورم قوانین موجود در نظام طبیعت نبود منظورم قوانینی بود که خدا برای انسان گذاشته قوانین دینی. احکام شرع با قوانین طبیعت خیلی فرق داره قوانین طبیعت برای اینه که نظام طبیعت به هم نخوره ولی این طور نیست که اگه احکام شرع اجرا نشه مثلاً اگه کسی نماز نخونه نظام طبیعت به هم بخوره.
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما بحثی درحق و تکالیف الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط architect نمایش پست ها
    جناب "سعید" درسته که خدا مارو مختار گذاشته اما اگه قوانینی که برامون تعیین کرده رو انجام ندیم مجازات میشیم چرا خودمون رو گول بزنیم؟ این با زور هیچ فرقی نداره چون ما برای فرار از مجازات مجبوریم قوانین خدا رو اجرا کنیم قوانینی که قبلاً ازشون اطلاعی نداشتیم و وقتی به زور و بی اراده خودمون اومدیم تو دنیا فهمیدیم که مجبوریم اجراشون کنیم.
    "بینام" عزیز منظورم قوانین موجود در نظام طبیعت نبود منظورم قوانینی بود که خدا برای انسان گذاشته قوانین دینی. احکام شرع با قوانین طبیعت خیلی فرق داره قوانین طبیعت برای اینه که نظام طبیعت به هم نخوره ولی این طور نیست که اگه احکام شرع اجرا نشه مثلاً اگه کسی نماز نخونه نظام طبیعت به هم بخوره.

    با سلام و تشکر

    دوست عزیز چنانکه جناب طاها اشاره کردند سؤالات شما در بخش عقائد، مبحث عدل الهی مفصل بحث و گفتگو شده اما بدلیل اصرار و پیگیری مجدد شما، نکاتی را به عرض شما می رسانم:


    بحثی که شما مطرح کردید، از یکسو به مبحث "جبر و اختیار" و ازسوی دیگر به بحث "حق و تکلیف" مربوط میشود که در این مجال از زاویه "فلسفۀتکلیف" و رابطۀ "حق و تکلیف" آن را بررسی می کنیم:

    در گام اول باید بدانید که بین حق و تکلیف یک رابطۀ طرفینی و دو وجهی است،هر کجا حقی باشد تکلیفی معنا می یابد و هر کجا تکلیفی تعیین شود حقوقینمایان می گردد. و بالعکس ...


    نظیر آنکه در قالب مثال، وقتی پیمانکار امورات و تکالیفی را به کارگران وعوامل کار واگذار می کند، در مقابل کارگران و عوامل کار، می توانند حقوقیرا از پیمانکار مطالبه کنند و بالعکس پیمانکار در برابر حقوقی که بهکارگران می دهد حق مطالبۀ تکلیف و کار را از ایشان دارد.

    و در این وضعیت، یعنی رعایت اصل "حق و تکلیف" از سوی طرفین، هیچ بی عدالتی و ظلمی صورت نگرفته است.

    با این مقدمه گفتنی است:

    انسان قبل از خلقت هیچ چیزی نبود، یعنی خدا انسان را از عدم، خارج ساخته ووجود بخشیده، این فعل خداوند، یعنی خلقت انسان، برای خدا حق ایجاد می کند،زیرا در این وضعیت خداوند خالق انسان و نسبت به بندگان صاحب حقی می شود که بر اساس این حق، می تواند برایبندگان تکلیف وضع کند، البته تکلیفی که در نهایت برای سعادت و هدایت خود بشر و بهرهمندی از حقوق و پاداش های بیشتر است.(توضیح بیشتر در ادامه ...)

    در این كه تكلیف حُسن است، تردیدی نیست، زیرا تكلیف فعل خداوند است، و فعل خداوند که خیر علی الاطلاق است، حُسن است. (در این مطلب که تردیدی ندارید؟؟؟)

    اما این كه وجه حُسن تكلیف چیست؟ مسئلهای است كه به فلسفه تكلیف و غرض از آن باز میگردد، که برای آن وجوهی ذکر شده است:

    الف. یكی از دلایل حسن تكلیف این است كه زمینه دریافت پاداشهای عظیم اخروی را برای انسان فراهم سازد. البته، پاداشهای اخروی تنها دریافت لذایذ و تمتعات اخروی نیست، بلكه با تجلیل و تكریم و مدح و ثنای خاص الهی نیز همراه است. یعنی خداوند در قیامت نیكوكاران را مورد تجلیل و تكریم و مدح و ثنای ویژه قرار میدهد، و مواهب اخروی را نیز در اختیار آنان میگذارد.

    بدیهی است، این تكریم و تجلیل ویژه، بدون آن كه آنان شایستگی آن را داشته باشند، پسندیده نیست، و مانند این است كه فرد نادانی را به شیوهای كه دانایان اكرام میشوند اكرام نمایند. شایستگی برخورداری از آن تكریم و تعظیم ویژه، در گرو آن است كه آنان مورد امتحان واقع شوند، و تكالیف دینی در حقیقت برنامه این امتحان الهی است. بنابراین، تكلیف زمینه بدست آوردن شایستگی برای برخورداری از پاداشهای اخروی را برای انسان فراهم میسازد. و در حسن چنین غرض مهمی تردیدی وجود ندارد.[1]

    ب. تكالیف شرعی مصداق لطف، نسبت به تكالیف عقلیاند، زیرا هر گاه انسان عبادتها و دستورات شرعی مانند نماز، روزه، زكات و نظایر آن را رعایت كند، در رعایت تكالیف عقلی، چون تحصیل معرفت، رعایت حقوق افراد، عدالت گرایی، اجتناب از ظلم و مانند آن،‌ آمادگی بیشتری خواهد داشت. و آنچه مصداق لطف است پسندیده و بلكه واجب است.[2]

    ج. غرض از آفرینش انسان این است كه به قرب الهی نائل گردد تا كمال مطلوب خویش را باز یابد. از طرفی، حقیقت انسان از دو قوه عقل و شهوت تركیب یافته است كه با یكدیگر سر ناسازگاری دارند، و سعادت انسان در گرو آن است كه قوه شهوت تحت تدبیر قوه عقل باشد، تا هم نیازهای بدنی برآورده شود، و هم كمالات معنوی بدست آید. تحقق این هدف به برنامهای دقیق و جامع نیاز دارد كه با اجرای آن بتوان از افراط و تفریط در یكی از دو قوه مزبور جلوگیری كرد، و اصل اعتدال را بر حیات مادی و معنوی انسان حاكم نمود. از طرفی، اكثر عقول بشر از درك چنین برنامهای ناتوانند، و بلكه كاملترین نوع آن را هیچ یك از عقلهای بشری نمیداند. بنابراین، مقتضای حكمت الهی این است كه برنامه ویژهای را به عنوان احكام و تكالیف دینی برای بشر مقرر دارد.[3]

    د. تكالیف دینی از جنبه حیات اجتماعی نیز برای بشر سودمند و بلكه ضروری است، زیرا حیات اجتماعی به قانونی جامع الاطراف نیاز دارد كه حقوق و وظایف افراد را نسبت به یكدیگر بیان كند قوانین بشری ـ گذشته از این كه به دلیل محدودیتهای علمی بشر فاقد جامعیت میباشند ـ چون جنبه قدسی و معنوی ندارند، ضمانت اجرایی درونی نیز ندارند و از تربیت و تهذیب نفوس بشری نیز ناتوانند، چرا كه ركن مهم تربیت و تزكیه نفس ایمان و انقیاد در برابر قدرتی لایزال است. ولی تكالیف دینی همه ویژگیهای مزبور را دارا میباشند، چرا كه از علم ازلی خداوند سرچشمه گرفته، و بر مبنای اعتقاد به توحید ومعاد استوارند.

    در نتیجه انسان با اطمینان كامل آنها را میپذیرد، و با نگرشی قدسی به آنها عمل میكند. در این صورت هم یاد خدا را در دلها زنده میسازند، و هم حیات پس از مرگ و پاداشها و كیفرهای اخروی را به انسان گوشزد میكنند. و در نتیجه، ضمن برخورداری از فواید دنیوی و آثار اجتماعی آن، فواید معنوی و تربیتی مهمی نیز بر آن مترتب میگردد.[4]

    ادامه در پست بعدی ...

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۸۹/۰۵/۲۰ در ساعت ۱۶:۳۳
    کو عدالت؟

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما ادامه ... بحثی پیرامون حق و تکالیف الهی




    ادامه مطلب از پست قبلی ......

    ه. ناگفته نماند، تکالیفی که خداوند بر بندگان وضع می کند باید واجد شرایطی باشد از جمله آنکه: مكلف بر انجام تكلیف قدرت داشته باشد، بدین جهت تكلیف مالایطاق قبیح، و بر خداوند حكیم محال است.

    تكلیف مالایطاق دو گونه است. یكی این كه اصل فعل از محالات است، مانند اجتماع ضدین و دیگری این كه فعل ممكن الوجود است، ولی مكلف توان آن را ندارد، مانند پرواز كردن به آسمان بدون استفاده از ابزاری مناسب. قرآن كریم آشكارا یادآورشده است كه خداوند كسی را به كاری كه در توان او نیست تكلیف نمیكند. «لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها».[5]

    لذا خداوند بندگان را به انجام کارها و تکالیف طاقت فرسا و غیر ممکن و وظایفی خاص، مادامیکه ابزار و امکان و توان لازم را به بنده اش نداده وادار نساخته است.



    موفق باشید ...

    پاورقی____________________________________

    [1] . ر.ك. كشف المراد، مقصد سوم، فصل سوم، مسئله یازدهم؛ قواعد المرام، ص 115؛ ارشاد الطالبین، ص 273.
    [2] . ر.ك. گوهر مراد، ص 352.
    [3] . ر.ك. همان، ص 353ـ354.
    [4] . كشف المراد، مقصد سوم، فصل سوم، مسئله یازدهم.
    [5] . بقره/ 286.



    کو عدالت؟

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    باسمه تعالی
    با سلام و تشکر از همه دوستان
    اینکه ما برای سعادتمند شدن مجبوریم به دستورات خداوند متعال عمل کنیم جبر نسبی است (نه جبر مطلق که مردود است) یعنی اگر به حکم عقل، راه رسیدن به سعادت را انتخاب کردیم مجبوریم به دستورات الهی عمل کنیم؛ اما قبل از انتخاب ما مختاریم. این مطلب مورد قبول عقلای عالم است که هر کس طاووس می خواهد باید جور هندوستان کشد. نمی شود هم طاووس خواست و هم جور هندوستان را نکشید.
    تشکر

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۸۹/۰۶/۱۰ در ساعت ۲۱:۱۰

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    131
    حضور
    14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    390



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    انسان قبل از خلقت هیچ چیزی نبود، یعنی خدا انسان را از عدم، خارج ساخته ووجود بخشیده، این فعل خداوند، یعنی خلقت انسان، برای خدا حق ایجاد می کند،زیرا در این وضعیت خداوند خالق انسان و نسبت به بندگان صاحب حقی می شود که بر اساس این حق، می تواند برایبندگان تکلیف وضع کند، البته تکلیفی که در نهایت برای سعادت و هدایت خود بشر و بهرهمندی از حقوق و پاداش های بیشتر است

    جناب "صدیق" پس با این حساب به قول "اعتماد" عزیز اول باید علت آفرینش برام روشن بشه. منظورم هدف آفرینش نیست که میدونم هدف به کمال و قرب الهی رسیدن انسانه و شکی هم ندارم. منظورم علت آفرینشه که البته در قسمت "سایر موارد" اصول و معارف دین با عنوان "چرا آفرینش" مطرح کردم و البته هنوز هم توجیه نشدم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید نمایش پست ها
    یعنی اگر به حکم عقل، راه رسیدن به سعادت را انتخاب کردیم مجبوریم به دستورات الهی عمل کنیم؛ اما قبل از انتخاب ما مختاریم.

    جناب "سعید"
    قبل از انتخاب مختاریم که چیکار کنیم؟؟ که سعادت رو انتخاب بکنیم یا نکنیم؟؟ آیا کسی هست که نخواد به سعادت برسه؟؟ معلومه که نیست. اما کسانی که به سعادت نرسیدن نه که نخواستن در واقع راه رسیدن به سعادت رو اشتباه رفتن.یعنی برای رسیدن به سعادت مجبوریم تاکید میکنم مجبوریم به دستورات الهی عمل کنیم. خب این عین جبره دیگه... نیست؟؟
    یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست
    از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود