صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا اگر پدری فرزند خود رابکشد قصاص نمی شود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    چرا اگر پدری فرزند خود رابکشد قصاص نمی شود؟




    چرا اگر پدری فرزند خود رابکشد قصاص نمی شود؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    كشتن دیگری به معنای وارد كردن خسارت بر او است. مصلحت قصاص نیز برای جبران آن خسارت است. عنصر عمد در قصاص جایگاه ویژه‎ای دارد و با مطالبه ولی دم شرائط تحقق قصاص را فراهم می‎سازد. امّا شرائط مذكور در قتل فرزند توسط پدر ثابت نیست زیرا در این‎جا خسارت بر دیگری نیست بلكه خسارت بر خود است. از طرفی عشق پدر به فرزند موجب ورود شبهه عمد در قتل می‎شود. سوم این‎كه مطالبه ولی به عنوان شرط مهم، در این‎جا معدوم است. بنابراین قیاس قتل فرزند توسط پدر با قتل پسر همسایه مع‎الفارق است است به این‎كه تفاوت مصالح موجب تفاوت احكام شده است. مضافاً‌ قتل فرزند بدون مجازات نخواهد بود.
    فلسفه جعل قانون
    زمانی پای قانون به میان می‎آید كه فردی در كنار موجودی ذی‎حق قرار گرفته و هر دو در یك آن دارای حقوقی باشند. در چنین وضعیتی برای مراعات و عدم تضییع حق دیگری، مرسوم است قانون و قوانینی وضع كنند. مردم با رعایت قانون، آن را احیاء می‎كنند بنابراین صیانت مردم و قانون یك رابطه تقابل است. قبل از تصویب قانون، مردم كارهای خوب و بد را تشخیص می‎دهند. پس قانون نمی‎گوید: كدام كار خوب است و كدام بد و موظف به بیان زشتی و زیبائی اعمال نیست بلكه قانون برای تعیین حدّ و مرزها است. فرهنگ جامعه از عوامل مختلفی تأثیر می‎گیرد و این گونه نیست كه فقط قانون در فرهنگ تأثیر دارد بلكه فرهنگ مردم تأثیر مستقیمی در وضع قوانین دارد. مانند كشف حجاب، قانون اساسی، اصل چهارم، و... كه فرهنگ حاكم بر این قوانین ناشی از فرهنگ حاكم بر مردم و هیئت مقننه آن است.
    اولین قانونگذار
    در میان قانونگذاران، خداوند اولین آنها است. او آفریننده بشر و معمار هستی اقدام به وضع قانون كرده است. مجموع احكام الهی در یك تقسیم‎بندی به دو بخش فردی و اجتماعی قابل تفكیك است. بخشی كه جنبه فردی دارد در سعادت بشر و در نتیجه در فرهنگ مردم تأثیر زیادی دارد. و امّا احكام اجتماعی كه در قالب قوانین معاملی، جزائی، و... قابل طرح است هر كدام به لحاظ مصلحت و یا مفسده‎ای وضع شده است كه لازم است هر كدام جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.
    بررسی یك حكم جزائی
    خانم شیرین عبادی می‎گوید: قانون به افكار عمومی و به تدریج، فرهنگ جامعه سمت و سو می‎دهد. با ممنوع شدن امری در قانون و تعیین مجازات برای آن، جامعه می‎آموزد آن امر را بد بداند و با مجاز دانستن آن، قضیه برعكس می‎شود.»[1] اولاً این سخن كلیت ندارد. زیرا حكومت‎ها با وضع برخی قوانین و حتی اصرار بر آن قصد داشتند به فرهنگ جامعه سمت و سو بدهند، امّا چون خلاف فطرت و آزادی انسان‎ها بود، نه تنها مردم یاد نگرفتند بلكه در صدد مبارزه با آن برآمدند. نمونه‎های زیادی می‎توان در چند دهه اخیر مشاهده كرد. ثانیاً بیان شد كه نوع نگرش و فرهنگ مردم تأثیر فراوانی در وضع قوانین دارد. و اگر سخن خانم عبادی كلاً مردود نباشد حداقل می‎توان گفت رابطه آن طرفینی است. ایشان با این مقدمه، به یكی از مواد قانونی در خصوص جزا[2] اشاره كرده می‎گوید: این، یعنی كه اگر مردی مثلاً‌ پسر 4 ساله همسایه را بكشد، قصاص می‎شود ولی اگر پسر خودش را بكشد، قصاص نمی‎شود!‌ آیا وجود چنین ماده‎ای در قانون، مروج خشونت خانوادگی نیست؟»[3] شكی نیست كه گوینده این مطالب تحقیقاتی در حقوق خصوصاً‌حقوق كودك دارند امّا جای تعجب است كه چگونه ایشان عوامل پدید آورنده جرم را از یاد برده‎اند. در هیچ یك از كتاب‎های جرم‎شناسی، اشاره‎ای به این نكته نشده است كه دانستن یك حكم قضائی، عامل وقوع جرم شده یا می‎شود. و عوامل جرم را یا محیط می‎دانند و یا وراثت و یا تربیت ناصحیح، امّا این‎كه مردم با دانستن حكم قصاص یا عدم آن مرتكب جرم می‎شوند یا نه، مطلبی یافت نمی‎شود. برخی از قوانین جزائی اسلام حاكی از مقدار جبران خسارت بر مَجنی ‌علیه[4] است. و این مواد قانونی هیچ تأثیری در افكار عمومی برای ارتكاب جرم ندارد. مثلاًَ دیه دندان و چشم و كل بدن و... با یكدیگر متفاوت است. در موقع نزاع طرفین دعوا در فكر این نیستند كه كدام عضو دیه‎اش كمتر است و آنرا مورد حمله قرار دهند یا مثلاً‌ دیه زن كمتر از مرد است. در حین نزاع كسی در فكر این نیست كه چون دیه زن كمتر است پس او را بكشم. بنابراین نمی‎توان استفاده كرد كه این مواد قانونی به معنای مروج اضرار بر مردم است. شاید دیده‎اید كسانی را كه با پرداخت حق بیمه نوعی احساس راحتی در هنگام رانندگی می‎كنند امّا تا به حال شنیده نشده كه كسی با پرداخت حق بیمه اظهار كند: چون بیمه دارم پس هر كس را خواستم زیر بگیرم. آیا قانون بیمه به معنای ترویج بی‎احتیاطی به هنگام رانندگی است؟ معلوم است كه قوانین جرائی اسلام غالباً ناظر به وظایف پس از وقوع یا ارتكاب جرم است. بنابراین تعیین مقدار خسارت، صرفاً برای حل معضل پدید آمده است و كمتر صفت بازدارندگی در آن ملاحظه شده است. اسلام عوامل بازدارندگی به صورت نكات اخلاقی به مناسبت‎های مختلف بیان كرده است. امّا «چرا پدر را به خاطر قتل فرزند قصاص نمی‎كنند؟» سؤالی است كه لازم است مورد بررسی قرار گیرد. پدری كه با هزار امید و آرزو، فرزندی را صاحب شده است تا عصای دست او شود، یكباره بر اثر عصبانیت در یك آن او را نقش بر زمین می‎كند مجازاتش چه می‎توند باشد؟ قتل فرزند از فجیع‎ترین قتل‎ها است. عرف عقلا مجازات سختی را در نظر می‎گیرد. امّا اسلام حكم قصاص را اجراء نمی‎كند.[5] قصاص دارای دو جنبه است. حق‎الله و حق‎الناس. جنبه حق الهی در این مورد بخشیده شده است امّا مواردی هست كه اگر جنبه حق‎الناس نیز مورد بخشش قرار گیرد باز هم حكم اجراء می‎شود.[6] گفته خانم عبادی به گونه‎ای است كه قتل فرزند توسط پدر، هیچ‎گونه مجازات ندارد. امّا با مراجعه به قوانین مربوطه پی می‎بریم كه 4 نوع جریمه برای جرم تعیین شده است:
    1. پدر دیه فرزند را پرداخت كند. و خود حقی در آن ندارد.
    2. به دستور قاضی پدر باید تبعید شود.
    3. تعریز، این مورد به صلاحدید قاضی معین می‎شود.
    4. كفّاره، (گرفتن دو ماه روزه).[7]
    او می‎گوید: اگر این شخص پسر 4 ساله همسایه را بكشد قصاص می‎شود... در پاسخ باید گفت: حكم قصاص زمانی قابل اجراء است كه ولی دم، مطالبه قصاص كند. ولی دم مخیّر است كه مطالبه قصاص كند یا دیه بگیرد بنابراین قاضی نمی‎تواند قبل از تقاضای قصاص از طرف ولی دم، حكم قصاص را اجرا كند. امّا در جایی كه ولی، خود قاتل است، به تعبیر دیگر بوجود آورنده، فرزند خود قاتل است، عقلاً‌ صحیح به نظر نمی‎رسد كه ولی دم مطالبه قصاص خود كند. تقاضای قتل خود مشكل امكان وقوعی نیز دارد. به همین دلیل شاریع به پرداخت دیه بسنده كرده است. در ضمیر مطالبه، طرفین نهفته است لذا مطالبه از خود معنا ندارد.[8] از حقوقدان فوق‎الذكر می‎پرسیم: آیا اقدام پدر به قتل فرزند به خاطر علم و آگاهی او به قوانین جزائی بوده است؟ آیا پدر داغدار در سوگ فرزند، با خاتمه یافتن جلسه دادگاه مجدداً اقدام به كشتن سایر فرزندان می‎كند؟ كدام پدر سراغ دارید كه پس از ارتكاب جرم حتی نسبت به آن بی‎تفاوت باشد؟ و چه مجازاتی از این سخت‎تر كه پدر را در غم فرزند رها كرده تا او هر روز شاهد جای خالی فرزندش باشد. آیا قصاص می‎تواند تسكین‎دهنده و اصلاح‎گر چنین پدری باشد؟ نقش پدر و جایگاه او در نظام خانواده آنقدر رفیع است كه مانع بزرگی در اجرای حكم قصاص است[9] وانگهی تحكیم نظام خانواده حكم می‎كند در چنین مواردی ركن مهم خانواده صیانت شده و به پرداخت دیه اكتفاء شود. دلیل دیگری كه در قتل فرزند قابل ملاحظه است، رابطه عشق و علاقه پدر و فرزندی است كه اقدام به قتل فرزند را امری عجیب و ناباورانه كرده است. همین عشق و علاقه باعث ورود شبهاتی در عمدی بودن قتل می‎كند كه در نهایت مانع اجراء حكم قصاص می‎شود. عنصر دیگری كه در وضع قانون دخیل است موارد غالب و اكثر در یك قضیه است به این صورت كه هرگاه یك قضیه به طور نادر اتفاق بیفتد قانونی برای آن وضع نمی‎كنند امّا اگر همان قضیه و یا مشابه آن جنبه غالب به خود بگیرد در عرف عقلا برای آن قانون قرار می‎دهند. در این‎جا نیز اقدام پدر در قتل فرزند امری كاملاً‌ نادر است لذا در هیچ كجا برای چنین مواردی حكم قصاص وضع نمی‎كنند.[10] در واقع قانون اسلام كامل‎تر از قوانین سایر كشورها است. زیرا اسلام پدر را در زمره سایر قاتلین قرار نداده است.


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    دلیل دیگر در عدم قصاص پدر به قتل فرزند، ماهیت حكم قصاص است. جنبه حق‎الناس قصاص، همان جبران خسارت است كه ولی دم آنرا مطالبه می‎كند. بنابراین اجراء حكم قصاص نسبت به پدر، نه تنها جبران خسارت نیست بلكه وارد كردن خسارت شدیدتر بر یك خانواده است. با این بیان فلسفه قصاص در این مورد مصداق ندارد به هر حال اگر چارچوب حكم قصاص بر اساس مصالح است، آن مصالح در مورد پدر جریان ندارد.
    در خاتمه به صورت فهرست‎وار مهم‎ترین ادله را بر می‎شمریم:
    1. حدّ قصاص با كم‎ترین شبهه از بین خواهد رفت. احتمال دارد پدر قصد جدی نداشته است.
    2. قتل فرزند امری كاملاً نادر است و در عرف عقلا برای موارد نادر قانون وضع نمی‎كنند.
    3. در ماهیت قصاص علاوه بر حق الناس، جنبه حق‎الله هم هست كه خداوند از آن صرف نظر كرده است.
    4. حكم قصاص در صورت مطالبه قابل اجرا است و در مورد قتل فرزند شرط مطالبه معدوم است.
    5. رابطه ابوّت و نبوّت در نزد خداوند بسی مهم است و خداوند آنرا مانع اجراء قصاص كرده است.
    6. همانطور كه صاحب مال نسبت به اتلاف آن مجازات نمی‎شود طبق حدیث «انت و مالك لابیك» حكم قصاص جاری نمی‎شود.
    7. قصاص راه انحصاری نیست بلكه در سایر موارد نیز اختیاری است و سفارش به عفو نیز می‎رساند كه راه زیبائی نیست.
    8. حكم قصاص به لحاظ وجود مصالح و جبران خسارت است، و در این‎جا این مصلحت معدوم است.
    جهت مطالعه بیشتر
    1. مجازات پدر و مادر در جرم كشتن فرزند، دكتر محمد اسحاقی، نشر، سفیر صبح، چاپ اول 80.
    2. فلسفه قصاص در اسلام، قدرت‎الله خسروشاهی، دفتر تبلیغات اسلامی، بوستان كتاب قم.


  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    [1] . عبادی، شیرین، (نشریه) روزنامه صدای عدالت، شماره 120، تاریخ 8/11/80 عنوان مقاله: سیلی بر گونه ریحانه.
    [2] . ماده 220، قانون مجازات اسلامی.
    [3] . همان، روزنامه صدای عدالت.
    [4] . كسی كه جرم یا جنایتی بر او انجام شده است.
    [5] . لایقتل والد بولده وسایل الشیعه كتاب القصاص، باب 32، ح 11، 3، 6، ابواب قصاص نفس، ج 19،
    [6] . رجم پدر واسطه عمل نامشروع با فرزند.
    [7] . وسایل الشیعه حر عاملی،ج 19، باب 32، ابواب قصاص نفس، ح 9، امام خیمنی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 521، الشرط الثالث، مسأله 1، چاپ انتشارات دارالعلم لمعه، ج 10، (چاپ كلانتر)، كتاب القصاص، ص 68.
    [8] . مطالبه باب مفاعله است و معنای طرفین در او نهفته است. مطالبه از خود معنا ندارد. مضافاً كه كس دیگری جای این ولی را نمی‎گیرد.
    [9] . خسروشاهی، قدرت‎الله، به نقل شهید ثانی، فلسفه قصاص در اسلام، ص 93، نشر بوستان كتاب قم (دفتر تبلیغات اسلامی) چاپ اول 80.
    [10] . خسروشاهی، فلسفه قصاص در اسلام، ص 94.


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    خب اگر به نظر شما قصاص پدر كه فرزندش را كشته است ضرر به خانواده است ؛ قصاص مادري كه فرزندش را كشته است چگونه است ؟!

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458



    [size="3"]اعتماد: مردي که فرزند 6 ساله اش را به طرز فجيعي به قتل رسانده است اکنون پشت ميله هاي زندان در انتظار برگزاري جلسه محاکمه به سر مي برد. تنها دليل اين مرد براي کشتن دخترش علاقه او به داشتن فرزند پسر بود.

    اين پرونده پس از آن گشوده شد که مردي به پليس آگاهي تربت حيدريه رفت و ادعا کرد دخترش به نام سحر مفقود شده است. اين مرد به نام ايوب در حالي که فرضيه آدم ربايي را بسيار قوي مي دانست به کارآگاهان گفت؛ «دخترم را به پارک برده بودم تا کمي بازي کند. سحر را براي چند لحظه تنها گذاشتم و به بوفه پارک رفتم تا برايش خوراکي بخرم اما وقتي برگشتم اثري از او نبود. تمام پارک را زير پا گذاشتم ولي پيدايش نکردم. من احتمال مي دهم در غياب من سحر را ربوده اند.»

    بعد از طرح اين شکايت تحقيقات وسيعي براي يافتن دختر شش ساله انجام شد. کارآگاهان به پارک مورد نظر رفتند، از شاهدان احتمالي حادثه بازجويي کردند، از مراکز درماني استعلام گرفتند، عکس دخترک را تکثير کردند و هر ترفند ديگري را که ممکن بود به رازگشايي از اين معما منجر شود، آزمودند ولي کوچک ترين نشانه يي از سحر به دست نياوردند. در اين بين رفتارهاي ايوب چندان منطقي به نظر نمي رسيد، بنابراين کارآگاهان دور از ذهن ندانستند که وي موضوعي را پنهان مي کند. به همين سبب پدر سحر به صورت مخفيانه زير نظر گرفته و درباره وي تحقيقاتي انجام شد.

    کارآگاهان حين تفحص هاي خود به سرنخ هايي رسيدند که گواهي مي داد روز حادثه ايوب به آن پارک نرفته بلکه يک تاکسي را به صورت دربست کرايه کرده و راهي خارج از شهر شده بود. هنگامي که راننده تاکسي شناسايي شد پليس او را به اداره آگاهي فراخواند.

    اين مرد که از دوستان ايوب بود بدون آنکه بخواهد پنهان کاري کند، تمام وقايع روز حادثه را شرح داد. او گفت؛ «آن روز ايوب خودروام را به صورت دربست کرايه کرد. سحر هم همراه او بود. من پدر و دختر را به منطقه يي بياباني بردم و ايوب در مکاني خلوت از من خواست توقف کنم. او همراه فرزندش از ماشين پياده شد و به طرف بيابان رفت. چند دقيقه بعد آن دو از ديدرس من خارج شدند و وقتي ايوب برگشت خبري از سحر نبود.

    وقتي از ايوب درباره دخترش پرسيدم گفت او را با چند بسته مواد مخدر عوض کرده است.» اظهارات اين مرد بخشي از حقيقت را برملا کرد اما هنوز سوال اصلي پابرجا بود؛ چه بر سر دختر شش ساله آمده است؟

    کارآگاهان وقتي ايوب را پشت ميز بازجويي نشاندند، توانستند پاسخ تلخ و تکان دهنده اين سوال را در پرونده ثبت کنند. متهم که دست خود را روشده مي ديد در اعترافاتش گفت؛ «من عاشق فرزند پسر بودم و از اينکه بچه ام دختر شده بود عذاب مي کشيدم. شش سال تمام اين رنج را تحمل کردم تا اينکه بالاخره تصميم گرفتم سحر را بکشم. حضور او برايم عذاب آور بود و قتل راه چاره يي مناسب به نظرم رسيد.»

    ايوب ادامه داد؛ «بعد از طراحي نقشه قتل، سحر را به منطقه يي بياباني بردم. او در طول مسير مرتب مي پرسيد کجا مي رويم. من هم جواب مي دادم به زودي خودش خواهد فهميد. وقتي به محل مورد نظرم رسيديم او را به طرف يک چاه خشک بردم، همان طور که او ايستاده بود و اطراف را نگاه مي کرد در يک لحظه داخل چاه هلش دادم و خودم به طرف تاکسي برگشتم و راهي شهر شدم.»

    گروهي از ماموران بعد از اعترافات اين مرد راهي محل قتل شدند و جسد سحر را از عمق چاه بيرون کشيدند. بنا بر اين گزارش پرونده متهم اکنون مراحل مقدماتي را طي مي کند و ايوب به زودي به اتهام فرزندکشي مجازات خواهد شد.
    ویرایش توسط sosme : ۱۳۸۸/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۸:۰۶

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    خب اگر به نظر شما قصاص پدر كه فرزندش را كشته است ضرر به خانواده است ؛ قصاص مادري كه فرزندش را كشته است چگونه است ؟!
    جواب این سوال چیه؟
    مادر بمیره بچه های دیگه ضربه میخورن
    اصلا دیگه اون مادر آدم میشه؟ چه مادریه که بچشو عمدی کشته؟
    یا اون پدری که بچشو کشته
    اون پدر قاتل جانی هم باید کشته بشه اگه دادگاه و دکترا تشخیص بدن دیگه صلاح نیست بچه های دیگه پیشش باشن
    دیگه نباید بچه دار بشه
    کسی که عمدا بچشو میکشه قاتله باید کشته بشه،مگه تو حالت مستی یاناهوشیاری کشته باشه یا سر عصبانیت و ..(هم زن هم مرد)
    اگه عمدا ببردش یه جایی بکشتش باید بمیره
    مثل این یارو

    ايوب ادامه داد؛ «بعد از طراحي نقشه قتل، سحر را به منطقه يي بياباني بردم. او در طول مسير مرتب مي پرسيد کجا مي رويم. من هم جواب مي دادم به زودي خودش خواهد فهميد. وقتي به محل مورد نظرم رسيديم او را به طرف يک چاه خشک بردم، همان طور که او ايستاده بود و اطراف را نگاه مي کرد در يک لحظه داخل چاه هلش دادم و خودم به طرف تاکسي برگشتم و راهي شهر شدم.»
    دست عربای جاهلو از پشت بسته



    باید اعدامش کنن
    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۲/۰۳ در ساعت ۰۱:۳۰
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    چرا اگر پدری فرزند خود رابکشد قصاص نمی شود؟
    سلام
    ظاهرا در روایتی از پیامبر ص آمده است که :
    فرزند مال پدرش است
    لذا قصاص پدر بخاطر از بین بردن مال خودش معنایی هم نخواهد داشت
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    179
    حضور
    2 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    753



    سلام
    البته باید توجه داشت که گناه و عقوبت در آخرت چنین کسی سر جایش است
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    556
    حضور
    2 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4037



    ظاهرا در روایتی از پیامبر ص آمده است که :
    فرزند مال پدرش است
    با سلام
    سند روایت و متن اصلی لطفا

    لذا قصاص پدر بخاطر از بین بردن مال خودش معنایی هم نخواهد داشت
    با این توجیه شما فرزند کشی برای پدر امری مجاز است زیرا مالک اموال خویش است پس مذمت اعراب جاهلی بر زنده بگور کردن دختران نیز با این دلیل شما منتفی است و گزافه گویی ،پس چار از این ظلم حتی در ایات قران و کلام خدا نیز سخن یه میان امده؟؟؟
    تشکر
    ویرایش توسط بی دل : ۱۳۹۰/۰۲/۰۳ در ساعت ۱۶:۵۲
    ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی



  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود