جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***๑۩๑●•▪•تا همیشه آفتاب •▪•●๑۩๑***داستان ششم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934

    پاسخ ***๑۩๑●•▪•تا همیشه آفتاب •▪•●๑۩๑***داستان ششم




    تا همیشه آفتاب

    روایت داستانی زندگی حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف


    هر دفعه که به اینجا بیام یکی از این داستانهای کوتاه ادبی و خواندنی را قرار میدم







  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    داستان اول

    شیعه ها ، سنی ها ،مسلمان ها ، مسیحی ها ، یهودی ها ....
    نه تنها امت اسلام ، بلکه امت های دیگر ...
    « السلام علی المهدی الامم...»
    او مهدی و منجی تمام امت ها بوده ...


    حرفش از زمان پیامبر در بین اصحاب ، دهان به دهان می گشت.
    جدش و تمام پدرانش ، آمدن این مولود را وعده داده بودند.
    کسی نبود که اسمش را نشنیده باشد.
    دوست و دشمن در انتظارش بودند ...
    بازار مهدی آنقدر داغ بود که خیلی خودشان را به اسم او جا می زدند
    تا بلکه عده ای دورشان جمع شوند.



    منبع: بحارالانوار ، ج 33 ، ص 147؛ همان ، ج 28، صص 70-72 ؛ همان ، ج 99 ، ص 101

    ویرایش توسط یاس علی : ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ در ساعت ۱۹:۳۳

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    داستان دوم .
    روزهای آخر ... پیامبر در بستر بیماری افتاده بودند .
    اطرافیان نگران بودند ، دخترش فاطمه علیها السلام از همه نگران تر .
    دست خودش نبود ، حال پدر را که می دید ،
    اشک هایش دانه دانه می چکید روی صورتش .
    پیامبر نگاهش کرد :
    _ فاطمه جان ! خدا به ما اهل بیت چیز هایی داده که به هیچ کس نداده ،
    نه پیش از ما نه پس از ما ... برترین انبیاء ، پدر توست ؛ بهترین اوصیاء ،
    شوهرت ...
    کم کم لبخند نشست روی لب های فاطمه
    علیها السلام .
    پدر خوشحالی دخترش را بیشتر از این می خواست .
    _ ... به خدایی که جانم در دست اوست ، این امت یک مهدی دارد
    و به خدا قسم آن مهدی از نسل توست .


    منبع : بحار الانوار ، ج 37 ، ص 41-42

    ویرایش توسط یاس علی : ۱۳۸۹/۰۵/۱۵ در ساعت ۱۰:۴۰

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    داستان سوم

    خلیفه الله است و عمر طولانی دارد ، مثل آدم علیه السلام و نوح علیه السلام .
    تولدش پنهان بوده مثل ابراهیم علیه السلام .
    غیبت و دوری اش سخت است ، مثل یوسف علیه السلام .
    قضاوت کردنش مثل داوود علیه السلام است و انگشتر سلیمان علیه السلام پیش اوست .
    صبرش مثل صبر ایوب علیه السلام است ، هیبتش مثل هیبت موسی علیه السلام .
    مثل عیسی علیه السلام درباره اش خواهند گفت مرده ، حال آنکه زنده است .
    اسم و کنیه اش اسم و کنیه محمد صلی الله علیه و اله است ؛
    عمامهه و شمشیر جدش هم پیش اوست .


    منبع : بحارالانوار ، ج 51 ، صص 216-217 ؛ همان ، ج 52 ، صص 368-369 ؛ همان ج 36 ، ص 303 ؛ همان ، ج 52 ، ص301


  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    داستان چهارم
    بلند بالا ، چهار شانه ، با اندامی مردانه و تنومند.
    چهره اب نورانب و زیبا ، کمان ابرو و گندم گون با دندان هایی سفید که
    بین شان گشاده است . خال سیاهی روی گونه راستش دارد.
    جوان متینی با وقار.
    این طور توصیفش کرده اند.


    منبع : بحارالانوار ، ج 50 ، ص 332؛ همان ، ج 51 ، ص 80 ؛ همان ، ج 51 ، ص 40.

    ویرایش توسط یاس علی : ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۱:۲۵

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    با عرض معذرت و بعد از مدتی غیبت، ادامه داستانها را میزارم

    ***
    داستان پنجم
    آمده بود نظر امام باقر (علیه السلام) را بپرسد:
    _ می گویند مهدی که بیاید، جهان را با صلح و صفا فتح میکند،
    از بینی کسی هم خون نمی آید... همینطور است؟
    امام سرش را تکان داد:
    _ به خدا ، اگر بدون خون ریزی کار درست میشد،
    جدم محمد (صل الله علیه و آله) میکرد، آن موقع دندانش را هم توی احد نمی شکستند.
    منبع : بحارالنوار ، ج 52 ، ص 358

    ویرایش توسط یاس علی : ۱۳۸۹/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۷:۵۹

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    خدا....
    نوشته
    104
    حضور
    4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    934



    داستان ششم
    پیش امام صادق(علیه السلام) نشسته بود
    معنی آیاتی را که می خواند از امام میپرسید
    - و الشمس و الضحاها...؟
    - منظور از خورشید و گستردش نورش
    رسول الله ( صلی الله و علیه و آله) است که دین را برای مردم روشن کرد
    -والقمر اذا تلاها...؟
    منظور از آن ماه که بعد از خورشید در می آید
    امیر مومنان علی ( علیه السلام) است که دنباله رو رسول الله بود
    - و النهار اذا جلاها...؟
    - منظور از روز که صفحه زمین را روشن کند
    همان امامی است که از بچه های فاطمه (سلام الله علیها)و نسل پیامبر می باشد،
    اوست که تاریکی های ظلم و جور را از بین میبرد.

    منبع:تاویل الایات،ص778


  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323




    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  17. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود