صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام زمان علیه السلام در اشعار علما و شعرای اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623

    امام زمان علیه السلام در اشعار علما و شعرای اهل سنت




    بسم الله الرحمن الرحیم


    بر خلاف تصوّر بسياري، اعتقاد به حضرت مهدي، عجّل الله فرجه الشريف، و اين که آن حضرت متولّد شده است اختصاص به شيعۀ اثنا عشريه ندارد، بلکه اين مسئله دارای جايگاه و منزلت بارزی در ادبيات اهل سنّت، از مذاهب، گوناگون دارد که برای نمونه تعدادی از اشعار آنها به تدریج بیان می شود ان شاءالله.

    1-شمس الدين ابن طولون حنفي‏
    شمس الدين محمّد بن علي بن طولون (متوفي 955 هجري) از علماي اهل سنّت است که علاوه بر علوم معمولي اسلامي از علوم ادبي نیزبهره زيادي داشته است. وي، داراي منزلت بس بلندي نزد علماي دمشق بود.
    او علاقۀ وافري به اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) داشت. لذا کتابي مستقل در معرّفي شخصيّت و سيرۀ اهل بيت به نام الائمة الاثنا عشر نگاشت. در آن فقط، از منابع اهل سنّت، مطالب جامعي دربارۀ يکايک امامان دوازده‏گانۀ اهل بيت عليهم السلام آورده است.
    نکتۀ جالب اين که تحت «شمارۀ12» و عنوان الحجة المهدي مطالبي را درباره‏ي حضرت مهدي موعود، عجّل الله فرجه، از منابع اهل سنّت آورده است. او سخنانش را دربارۀ حضرت مهدي، چنين آغاز مي‏کند:

    و ثاني عشرهم ابنُه محمّدُ بن الحسن و هو أبو القاسم محمّدُ بن الحسن بن علي الهادي بن محمّد الجواد بن علي الرضا بن موسي الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن علي زين العابدين بن الحسين بن علي بن ابي طالب رضي الله عنهم.

    سپس، پس از چند سطر، اين چنين مي‏نويسد:

    کانت ولادتُه، رضي الله عنه، يوم الجمعة، منتصَف شعبان سنه 255، و لمّا توفي و الدُه المتقدم ذکرُهُ، کان عُمرُه خمسَ سنين.

    اين مطالب، هم در مورد نسب حضرت مهدي، عجّل الله فرجه الشريف، و هم در مورد سال ميلاد آن بزرگوار، دقيقاً و تحقيقاً، مطابق نظريّه شيعه است.
    ابن طولون، در اثنايِ کلامش پس از ذکر سلسلۀ نسب حضرت مي‏نويسد:
    ثاني عشر الأئمة الاثني عشر، علي اعتقاد الإماميّه، المعروف بالحُجّة.
    و نيز مي‏ نويسد:
    و هو الذي تزعَمُ الشيعةُ أنّه المنتظَر و القائم و المهدي.
    به نظر مي‏رسد که او، اين مطلب را از باب تقيّه يا ملاحظات ديگر نوشته است؛ زيرا، وي، در مرکز امويان (دمشق) زندگي مي‏کرده است.
    وي، در خاتمۀ کتاب ياد شده‏اش، گويا به هيجان در مي‏آيد و عشق و اعتقاد و ارادت خود به امامان دوازده‏گانه را در قالب شعري شش بيتي زيبا که متضمّن تشويق مردم بر اقبال به اهل بيت است، انشا مي‏کند:

    عليکَ بالأئمةِ الاثني عشر
    من آل بيت المصطفي خيرِ البشر

    أبو ترابٍ حَسنٌ حسينُ‏
    و بغض زين العابدين شينُ‏

    محمّد الباقر کم علمٍ دري‏
    و الصادقُ ادعُ جعفراً بين الوري‏

    موسي‏ هو الکاظم و ابنه علي
    لقّبهُ بالرضا و قدرُهُ عليّ‏

    محمد التقيُّ قلبُه معموُر
    علي التَّقيُ درّه منثور

    و العسکري الحسن المطهّر
    محمّد المهديُّ سوف يظهر

    بر تو باد که به امامان دوازده گانه توجّه کني‏
    اينان که از خاندان مصطفي، خير البشرند

    ابو تراب و حسن و حسين‏
    و زين العابدين که بُغض داشتن نسبت به او، زشت و ننگ است‏

    محمّد باقر که چه قدر دانش‏ها را مي‏دانست.
    و امام جعفر که به اين خصلت در ميان مردم معروف بود، يعني، صادق.

    و موسي که کاظم و فرو برنده‏ي غيض بود،
    و فرزندش علي که او را با لقبش رضا بخوان. او که قدر و منزلتش بلند و والا است.

    و محمّد تقي که دلش به تقوا آباد است‏
    و علي نقي که گوهرهايش پخش است.

    و حسن عسكري كه پاک و مطهر است
    و محمد ؛مهدی که در آینده ظهور می کند .

    اين شعر، اقرار غير مستقيم به اين حقيقت است که حضرت بقية الله، عجّل الله تعالي فرجه، متولد شده‏است نه اين که بعدها متولّد خواهد شد.

    منبع:میلاد حضرت مهدی موعود در ادبیات اهل سنت،استاد جعفر الهادی.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۰۹ در ساعت ۲۲:۲۹

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    2-خصکفي حنفي‏
    ابوالفضل يحيي بن سلامۀ خصکفي، از علماي نامدار قرن ششم هجري بوده و وفات او در سال «551 ه» بوده است. ياقوت حموي، ترجمۀ او را در معجم الأدباء آورده است او، در ضمن يک قصيدۀ مفصّل، به زبان بليغ و زيباي عربي، مي‏ گويد:

    و سائلي عن حبّ أهل البيت هل
    اُقِرّ إعلاناً به أم أجحدُ

    هيهات ممزوجٌ بلحمي و دمي
    حُبُّهُمُ و هوالهُدي‏ والرَّشَدُ

    حيدرةٌ و الحسنان بعدَه‏
    ثمّ عليٌ و ابنُه محمد

    و جعفر الصادق و ابن جعفر
    موسي و يتلوهُ عليُّ السيدُ

    اعني الرضا ثم ابنُه محمدٌ
    ثم عليٌّ و ابنُه المسدّدُ

    الحسن التالي و يتلو تِلوَه‏
    محمد بن الحسن المعتقدُ

    قومٌ هم ائمتي و سادتي‏
    و ان لَحاني معشرٌ و فنّدوا

    اي کسي که از من، درباره‏ي محبّت اهل بيت مي‏پرسي: «آيا به طور آشکار به آن اقرار کنم، يا آن را انکار».
    هيهات! (که اين محبت را انکار کنم!) بلکه محبت ائمۀ هدي با گوشت و خونم آميخته شده است.
    علي، و پس از او، حسن، حسين، سپس علي، و فرزندش محمّد، و جعفر صادق، و فرزند جعفر [يعني]موسي.
    و به دنبال او، فرزندش علي بزرگوار - مقصودم رضا است - سپس فرزندش محمّد سپس علي و فرزند مؤيدش حسن و آن که به دنبال او مي‏آيد، يعني، محمّد فرزند حسن (عسکري) که مورد اعتقادم است.
    اينان، همگي امامان و سروران من‏اند، گرچه گروهي، درباره‏ي آنان با من به جدال بنشينند و بخواهند عقيدۀ مرا درباره‏ي آنان ابطال کننداين قصيده را سبط بن جوزي حنفي، در کتاب(تذکرة الخواص)[1]خود آورده است.

    [1]
    تذکرة الخواص ،الباب الثانی عشر فی ذکر الائمة علیهم السلام.ص455،چاپ ذوی القربی.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۰۹ در ساعت ۲۲:۲۵

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    3-احمد جامي (شيخ جام)


    احمد بن ابوالحسن بن محمّد بن جرير بَجَلي نامقي جامي ترشيزي ابو نصر(متوفاي سال 536)، ملقّب به «شيخ الاسلام»که گاهي به «ژنده پيل»و «شيخ جام» و «پير جام» ناميده مي‏شود از بزرگان صوفيه است. يکي ديگر از شخصيّت‏هاي معروف، و ادباي شاخص اهل سنّت است که به حضرت مهدي موعودي که متولّد شده و اين که روزي براي إصلاح جهان ظهور خواهد کرد، اقرار مي‏کند.
    او اين حقيقت را در قصيده‏اي زيبايي، سروده است:

    من زمهر حيدرم هر لحظه در دل صد صفاست
    از پس حيدر حسن ما را امام و رهنماست

    همچو کلب افتاده ام بر آستان بوالحسن
    خاک نعلين حسين اندر دو چشمم توتياست

    عابدين تاج سر و باقر دو چشم روشنم
    دين جعفر بر حق است و مذهب موسي رواست

    اي موالي وصف سلطان خراسان را شنو
    ذرّه اي از خاک قبرش دردمندان را دواست

    پيشواي مؤمنان است اي مسلمانان تقي
    گر نقي را دوست داري بر همه مذهب رواست

    عسکري نور دو چشم عالم است و آدم است
    همچو يک مهدي سپهسالار، در عالم کجاست

    شاعران از بهر سيم و زر سخنها گفته اند
    احمد جامي غلام خاص شاه اولياست [1] .

    شيخ جام، در اين قصيده‏ي زيبا، به امامت دوازده معصوم، تصريح نموده است مي‏کند.



    [1].ينابيع المودّه، قندوزی حنفی ،ج 3، ص 349 ـ 350.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۱:۵۱

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    4-عطار نيشابوري حنفي‏


    شيخ فريد الدين عطار نيشابوري ابو حامد - يا ابوطالب - محمّد بن ابي بکر (متوفاسال 618)از عرفاي معروف اهل سنّت و حنفي مذهب است. او،قصيدۀ مفصّلي در مدح أئمۀ دوازده گانه سروده است و در کتاب مظهر الصفات آمده است، چنين مي‏گويد:

    مصطفي، ختم رسُل شد در جهان
    مرتضي، ختم ولايت در عيان‏

    جمله فرزندان حيدر اوليا
    جمله يک نورند؛ حق، کرد اين ندا

    در پايان اين قصيده، چنين مي‏گويد:

    صد هزاران اوليا روي زمين
    از خدا خواهند مهدي را يقين‏

    يا الهي مهديم از غيب آر
    تا جهانِ عدل، گردد آشکار

    مهدي هادي است تاج اتقيا
    بهترين خلق بُروجِ اوليا

    اي تو ختم اولياي اين زمان
    وز همه معني نهاني جان جان‏

    اي تو هم پيدا و پنهان آمده
    بنده عطارت ثنا خوان آمده

    نکتۀ مهم‏
    جالب توجّه اين که در حالات اين اديب بزرگ، گفته شده است که او، هيچ گاه، زبان به مدح کسي از ملوک و امراي عصر خود نگشود و در تمام کتاب‏هايش، يک مديحه پيدا نمي‏شود. خود او، در اشارت به اين معنا گويد:

    به عمر خويش مدح کَس نگفتم
    دُري از بهر دنيا، من، نسُفتم

    با اين حال، اين مرد بزرگ، چنين سروده ا‏ي زيبايي درباره امامان عليهم السلام سروده است.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ در ساعت ۱۱:۳۳

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    5-شيخ محيي الدين ابن عربي‏
    محمّد بن علي بن محمّد ابوبکر حاتمي طائي اندلسي (معروف به محيي الدين ابن عربي) فيلسوف، متصوف و متکلم اهل سنّت است که در مرسيه در اندلس متولد شد و در دمشق استقرار پيدا کرد و در سال 638 هجري وفات يافت. او، کتاب‏هاي زيادي مانند الفتوحات المکيّه، محاضرة الأبرار فصوص الحکم، التجليات الالهية، ديوان شعر و... دارد.
    او، از حضرت مهدي (عج) نام برده و حضرتش را مدح کرده است:

    ألا إنّ ختم الأولياء شهيد
    و عينُ إمام العالمين فقيد[1] .

    هو السيّد المهدي من آل احمد
    هو الصارُم الهنديّ حين يبيدُ

    هو الشمس يجلو کلَ غم و ظلمةٍ
    هو الوابل الوسمي حين يجود.

    هلا! که خاتم أوليا، زنده و ناظر است.
    او، چشم امام عالميان (يعني پيامبر اکرم) است که در ميان مردم نيست. او است سيّد ما، مهدي از آل احمد.
    او است شمشير برّان (هندي) هنگامي که فاني مي‏سازد (کافران را).
    او، آفتابي است که هر تاريکي و غمي را مي‏زدايد.
    او است باران اوّل و بعد از پاييز، هنگامي که به سخاوت مي‏بارد، زمين را سر سبز مي‏سازد.

    آن چه در اين شعر، شايسته تامّل و سزاوار تدبّر است، اين است که ابن عربي، در سطر اول اين قصيده اقرار مي‏کند که حضرت بقية الله (عج)، حاضر و ناظر است.
    جالب‏تر اين که ايشان، اين چند بيت شعر را پس از جملاتي گويا و زيبا، درباره‏ي حضرت مهدي، عجّل الله فرجه، آورده است که چنين است:
    (... إن لله خليفة يخرج و قد امتلات الأرض جوراً و ظملاً فيملأوها قسطا» و عدلاً. و لو يبق من الدنيا إلّا يوم واحد لطوّل الله ذالک اليوم حتّي يلي هذا الخليفة من عترة رسول الله من وُلد فاطمة يواطي‏ء اسمُه اسمَ رسول الله)
    ايشان، چند بيت ديگر، نيز درباره‏ي حضرت مهدي سروده است که سزاوار طرح و تامل است:

    إذا دار الزمان علي حُروفٍ‏
    ببسم الله فالمهديُ قاما

    و يخرج بالحطيم عقيب صَوم‏
    ألا فاقرأه من عندي السلاما

    هرگاه زمان، گردش لازم و خاص خود را انجام داد.
    به نام خدا، حضرت مهدي قيام خواهد کرد.
    و از کنار حطيم (که ميان حجر الأسود و دَرِ خانه کعبه است) خروج خواهد کرد، پس از دوره‏اي از روزه (يا إمساک و اختفا و سکوت) هلا! سلام مرا به آن حضرت برسان[2].
    جالب توجّه اين که در اين دو بيت، محيي الدين بن عربي، از دو لفظ گويا و قابل تدبّر، براي امام زمان (عج) استفاده کرده است و آن دو لفظ «قام» و «يخرج» است. ايشان، در آن دو بيت نگفته است: «يولد»، بلکه گفته است: «خارج مي‏شود و قيام مي‏کند.»
    بنابر اين، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه، متولّد شده است و زنده مي‏باشد و زماني، از حالت اختفا و قعود، خارج مي‏شود و قيام مي‏کند.

    [1] .
    الفتوحات المکيّة، ج 3، ص 327 - 328.

    [2]
    . ينابيع المودة.ج3ص224.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ در ساعت ۱۱:۳۹

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    6- مولوي رومي حنفي

    جلال الدين محمّد بلخي رومي، معروف به مولوي (متوفاي سال 672) از شعراي بزرگ و معروف، حنفي مذهب است. در ديوان بزرگ و مشهور خود که به نام شمس تبريزي مشهور است، اين اشعار را که نام ائمۀ دوازده‏گانه را در بر دارد، سروده است:

    اي سرور مردان، علي، مردان، سلامت مي‏کنند
    وي صفدر مردان، علي، مردان، سلامت مي‏کنند
    با قاتل کفار گو، با دين و با ديندار گو
    با حيدر کرّار گو، مستان، سلامت مي‏کنند
    با درج دو گوهر بگو، با برج دو اختر بگو
    با شبّر و شبر بگو، مستان، سلامت مي‏کنند


    با زينِ دين، عابد بگو، با نور دين باقر بگو
    با جعفر صادق بگو، مستان، سلامت مي‏کنند
    با موسي کاظم بگو، با طوسي عالِم بگو
    با تقي قائم بگو، مستان، سلامت مي‏کنند
    با مير دين هادي بگو، با عسکري مهدي بگو
    با آن ولي مهدي بگو، مستان، سلامت مي‏کنند
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ در ساعت ۰۹:۳۷

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    7- فضل بن روزبهان شافعي‏

    فضل الله بن روز بهان بن فضل الله الامين خنجي شيرازي الاصل، شافعي و صوفي مسلک است. او، مشهور به خواجه ملا است. وي، در سال 927 وفات کرد. او، همان کسي است که ردّيه‏اي مفصّلي بر کتاب «منهاج الکرامة» از «علّامه حلي» قدّس الله سرَّه، نگاشته و مسائل امامت را زير سؤال برده است، ولي خود اين شخصيّت، به رغم اين موضع‏گيري شديد، قصيدۀ غرّايي (15 بيتي) به نام چهارده معصوم سروده است که در آغاز تمام ابياتش، به معصومان پاک سلام داده است و در خاتمۀ آن، پس از سلام به حضرت بقية الله، سخن از طلوع خورشيد جهان تاب آن حضرت و انتشار عدل در عصر شريفش به ميان آورده است:

    سلام على المصطفى المجتبى * سلام على السيد المرتضى.
    سلام بر برگزيده‏ي عالميان، حضرت مصطفي سلام بر سيّد و سرور، حضرت مرتضي‏.

    سلام على ستنا فاطمة * من اختارها الله خير النساء.
    سلام بر بانوي دو عالم، فاطمه، که خدا، او را به عنوان بهترين زنان عالم برگزيده است.

    سلام من المسك أنفاسه * على الحسن الألمعي الرضا.
    سلام بر حسن با ذکاوت که مورد رضاي همگان بوده و انفاس مقدسش به پاکي مشک بود.

    سلام على الاورعي الحسين * شهيد يرى جسمه كربلا.
    سلام بر حسين که خاک کربلا، جسم شريفش را به دامن گرفته است.

    سلام على سيد العابدين * علي بن الحسين المجتبى
    سلام بر سرور عبادت کنندگان، علي بن حسين که پاک‏تر و برگزيده بود.

    سلام على الباقر المهتدى * سلام على الصادق المقتدى
    سلام بر باقر که بشريت به نور هدايتش ره مي‏جستند. سلام بر امام صادق که پيشواي جهانيان بود.

    سلام على الكاظم الممتحن * رضي السجايا إمام التقى
    سلام بر امام کاظم که آماج بلاها شد. سلام بر امام نقي که داراي اخلاق نيکويي بود.

    سلام على الثامن المؤتمن * علي الرضا سيد الأصفيا
    سلام بر هشتمين اختر تاب‏ناک هدايت، علي الرضا که سرور پاکان بود.

    سلام على المتقي التقي * محمد الطيب المرتجى
    سلام بر امام علي النقي بزرگ مرد محترم هدايت کننده‏ي جهانيان.

    سلام على الأريحي النقي * علي المكرم هادي الورى
    سلام بر امام علي النقي بزرگ مرد محترم هدايت کننده‏ي جهانيان‏.

    سلام على السيد العسكري * إمام يجهز جيش الصفا
    سلام بر سرور ما، امام عسکري، سلام بر امامي که روزي ارتش راستي و صفا را خواهد آراست.

    سلام على القائم المنتظر * أبي القاسم العرم نور الهدى
    سلام بر قائم آل محمّد که دنيا، چشم به راه او دوخته است. آن ابوالقاسم که داراي اراده‏ي آهنين و خورشيد تاب‏ناک هدايت است.

    سيطلع كالشمس في غاسق * ينجيه من سيفه المنتقى
    هنگامي که دنيار ا ظلمت و جهالت فرا مي‏گيرد، همانند خورشيد روشنگري، تابيدن گرفته و کساني را که بر پاکي و آراستگي خود همت گماشته‏اند، نجات خواهد داد.

    تری يملأ الأرض من عدله * كما ملئت جور أهل الهوى
    آن وقت است که مي‏بيني جهان از عدل و داد لبريز شده است، درست همان هنگامي که خود پرستان، دنيا را پر از ستم و جهالت خود کرده‏اند.

    سلام عليه وآبائه * وأنصاره ، ما تدوم السما.1
    تا آسمان پابرجا است، سلام بر او و نياکان پاک و ياوران او باد.
    -----------------------
    1-دلائل الصدق المظفر 2 : 574 - 575 من المبحث الخامس علما بأن الشيخ محمد حسن المظفر نقل في كتابه ( دلائل الصدق ) كتاب ( إبطال الباطل ) بتمامه .


    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۴:۳۸

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623




    روز بهان ، نه فقط اين قصيده را سروده است، بلکه آن را نيز شرح کرده است و يک يک امامان را بررسي کرده است و هنگامي که به حضرت مهدي« عجل الله تعالی فرجه الشريف »مي ‏رسد، چنين مي‏ نگارد:

    اللهم و صلّ و سلّم علي الإمام الثاني عشر، وارث الصفوة المصطفوية و القوة المرتضوية و المکارم الحسنية و العزائم الحسينية و العبادة العلوية و العلوم الباقريّة و الامامة الصادقيّة و الاخلاق الکاظميّة و المعارف الرضويّة و الکرامات التقويّة و المقامات النقويّة و العساکر العسکريَّة الذي فاق الأنام کرامة و فضلاً، الإمام المودود، و المظهر الموعود، أبي القاسم المهدي، العبد الصالح و الحجة القائم المنتظر لزمان الظهور...

    اللهم صلّ علي سيّدنا محمّد و آل سيدنا محمّد، سيما الإمام الموعود محمّد المهدي المنتظر و سلّم تسليما.

    او حضرت مهدي «عجل الله تعالی فرجه الشريف» را چنين توصيف مي‏کند:
    آن حضرت، وارث قوّت مرتضوي، مکارم حسني، عزيمت‏هاي حسيني، عبادت امام زين العابدين، علوم امام باقر، امامت امام صادق، اخلاق امام کاظم، معارف امام رضا، کرامت‏هاي امام محمّد تقي، مقامامت امام نقي، وارث لشکرهاي امام حسن عسکري (عليه‏السّلام) است. او، کسي است که بر مردم، از روي کرامت و بزرگي و فضائل فائق و غالب شده است. امامي که دل‏ها، او را دوست مي‏دارد و او، مظهر موعود است که حضرت رسول «صلی الله علیه وآله» وعده فرموده که آن حضرت ظاهر خواهد شد و عالم را به انوار عدالت منوّر خواهد ساخت. کُنيه او، مانند پيغمبر، «ابوالقاسم» و لقبش، حضرت «مهدي» است؛ زيرا، راه يافته به اسرار حقايق الهي است. «عبد صالح» نيز از القاب آن حضرت است. از جمله القابش، حجّت قائم و منتظر زمان ظهور است.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۴:۴۳

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    شعر زیبای دیگری از فضل بن روزبهان در بارۀ امام زمان «علیه السلام»

    ابن روز بهان، پس از بيان حکايت شفا يافتن «اسماعيل هرقلي» ، به دست امام زمان (عليه‏السّلام) که داستان آن در پست بعدی می آید مي‏نويسد:
    و اين فقير را از شوق آن جمال، هنگام کتابت اين حکايت، اين غزل روي نمود:

    در رهي ديدم مهي، حيران آن ما هم هنوز
    عمر رفت و من مقيم آن سر را هم هنوز

    چو نسيم صبحگاهي بر من بي دل گذشت
    من نسيم وصل آن مه را هوا خواهم هنوز

    مي‏فزايد مهر او هر روز در خاطر مرا
    گرچه من کاهيده‏ام از درد مي‏کاهم هنوز

    گرچه آه آتشينم خرمن جان سوخته
    مي‏رود تا اوج گردون آتش آهم هنوز

    شوق آن ديدار، غافل کرده از عالم مرا
    تو مپنداري که من از خويش آگاهم هنوز

    انتظار شاه مهدي مي‏کشد عمري امين‏
    رفت عمر و در اميد طلعت شاهم هنوز[1].

    البته اين، تنها کار ادبي ايشان در مورد امامان دوازده گانه نيست، بلکه قصيده ديگري به شرح زير، در توسل به دوازده امام دارد:

    مهيمنا به حبيب محمّد عربي
    به حقّ شاه ولايت علي عالي فن‏

    به هر دو سبط مبارک، به شاه زين عباد
    به حق باقر و صادق، به کاظم احسن‏

    به حق شاه رضا، ساکن حظيرۀ قدس
    به حقّ شاه تقي و نقي، صبور محن‏

    به حق عسکري، حجت خدا مهدي
    کزين دوازده نجات روح و بدن‏.


    [1]
    . وسيلة الخادم الي المخدوم، ص 257 - 7271 تحقيق شده توسط استاد رسول جعفريان.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۲۴ در ساعت ۲۳:۴۳

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623




    حکایت شفا گرفتن «اسماعیل هرقلی » توسط حضرت ولی عصر«علیه السلام
    »
    که ابن روزبهان شعر بالا را در مورد آن سرود



    صاحب کتاب «كشف الغمة ؛ علي بن عيسى اربلى» گويد :

    شخصي در نواحي حله سکونت داشت که او را «اسمعيل بن حسن هرقلي» مي گفتند و اهل قريه هرقل بود. وي در زمان من وفات يافت و من او را نديدم ولي پسر او شمس الدين مي گفت: پدرم نقل مي کرد که در ايام جواني، جراحتي به پهني کف دست آدمي در ران چپم پيدا شد. اين جراحت در فصل بهار مي شکافت و خون و چرک از آن بيرون مي آمد و درد آن مرا از بسياري از کارهايم باز مي داشت در آن موقع در هرقل بودم [1].
    روزي آمدم به حله و به خانه سيد رضي الدين علي بن طاووس (ره) رفتم و از ناراحتي خود نزد وي درد دل کردم و گفتم: مي خواهم در شهر آنرا مداوا کنم.
    سيد اطباء حله را خواست و محل درد را به آنها نشان داد اطباء گفتند: اين زخم در بالاي رگ «اکحل» قرار گرفته و معالجه آن خطرناک است. اين جراحت را بايد بريد ولي اگر بريدند رگ هم قطع مي شود و شخص مي ميرد.
    سيد رضي الدين بن طاووس، قدس الله روحه، به من گفت: من مي خواهم به بغداد بروم، وچه بسا اطباي آن حاذق تر باشند، بهتر اين است که تو هم بيائي. سيد «عليه الرحمة» مرا با خود برد و وارد بغداد شديم. در آنجا نيز اطباء را خواست و موضع درد را به آنها نشان داد. آنها هم جوابي را دادند که اطباء حله گفته بودند.
    دلتنگ شدم. در اين موقع سيد بن طاوس فرمود: شرع تو را از لحاظ نماز گزاردن در اين لباس در وسعت گذارده فقط بايد سعي کني حتي الامکان از خون و نجاست دوري جوئي و بي جهت خود را ناراحت مکن که خدا و رسولش تو را از اين عمل نهي فرموده اند يعني حالا که اطباء چنين مي گويند، به همين حال باش و ازجهت لباس براي نماز گزاردن خود را اذیت منما.
    من گفتم: حال که چنين است و به بغداد آمده ام از همين جا به سامره براي زيارت می روم و از آنجا به وطن باز مي گردم، سيد بن طاووس اين فکر را تحسين نمود سپس اثاث خود را نزد سيد گذاردم و حرکت نمودم.
    چون وارد سامره شدم ائمة را زيارت کردم سپس از سرداب پائين رفتم پاسي از شب را در سرداب گذراندم و خدا و امام را به کمک طلبيدم و تا روز پنجشنبه در سامره ماندم آنگاه رفتم کنار شط دجله و غسل کردم و لباس تميزي پوشيدم و آبخوري که با خود داشتم پر کردم و بيرون آمدم که به شهر برگردم.
    در آن حال ديدم چهار نفر سوار از در حصار شهر بيرون مي آيند در اطراف شط عده اي از سادات هم گوسفندان خود را مي چرانيدند، لذا گمان کردم که سواران از آنها هستند. وقتي به هم رسيديم، ديدم يکي از آنها جواني است که تازه خط محاسن بر صورتش نقش بسته و هر چهار نفر شمشيري حمايل دارند. يکنفرشان پيرمردي بود که نيزه اي در دست داشت، و ديگري شمشيري حمايل نموده و نقاب بصورت و قبا بر تن داشت.
    پيرمرد نيزه دار در سمت راست جاده ايستاده و ته نيزه خود را به زمين زد آن دو جوان هم در سمت چپ ايستادند و شخص قباپوش هم در وسط راه مقابل من ايستاد. آنها به من سلام کردند و من هم جواب آنها را دادم. مرد قباپوش به من گفت: تو فردا مي خواهي نزد کسانت بروي؟ گفتم: آري. گفت بيا جلو تا جراحتي که تو را رنج مي دهد ببينم.

    [1]
    . هر قل دهکده اي نزديک حله بوده است.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۸۹/۰۵/۲۵ در ساعت ۱۴:۳۰

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود