جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کرامتی از اهل بیت (ع)در منابع اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب کرامتی از اهل بیت (ع)در منابع اهل سنت




    با سلام

    عبدالرحمن بن جوزي[1] متوفاي (597هـ) در کتاب خود واقعه­اي را که در سال 474هـ. ق در شهر واسط[2] اتفاق افتاده است نقل مي­کند که توجه شما را به آن جلب مي­کنم : زني در نهر« فصيلي» دچار جذام مي­شود و در اثر آن بيني و لب و انگشتان دست و پايش خورده شده و متعفّن ميگردد تا آنجا که شوهر و فرزندانش در بيرون از محلّه، اطاقي برايش ساخته و او را به آنجا منتقل مي­کنند؛ چرا که از شدّت تعفّن، کسي نمي­توانست از آنجا عبور کند .
    به هرحال هر روز فرزندانش دو قرص نان برايش مي آوردند و آ نها را جلوي او پرتاب ميکردند و ميرفتند. روزي ، بيمار به يکي از فرزندانش گفت : تو را به خدا سوگند ، لحظه اي بمان تا تو را ببينم و برايم جرعه­اي آب بياور؛ اما پسر حاضر نشد و از مادر جذامي خود فرار نمود .

    چون تشنگي وي زياد شد، خود را به چاله آبي که در اطرافش بود رساند، اما ازشدت تشنگي از هوش رفت.
    زن چون به هوش آمد، سلامتي و تندرستي خود را باز يافته بود و داستان خود را چنين تعريف نمود :
    دو مرد و دو زن را در برابر خود نشسته ديدم که دو قرص نان ـ که روي آن برگ سبزي بود ـ با مقداي آب برايم آوردند، و من هر چه از نانها مي خوردم تمام نمي شد و به حال اولش برمي گشت!
    سپس ازآن آب نو شيدم ،

    آن هم آبي که تا به امروز نچشيده بودم؛

    آن گاه از نامشان پرسيدم که شما کيستيد؟

    يکي از آنها فرمود : (أنا الحسن، و هذا الحسين، و هذه خديجة الکبري، و هذه فاطمة الزهرا عليهم السلام) آنگاه امام حسن و امام حسين عليهما السلام دست خود را بر چهره و سينه من کشيدند که گوشت­هاي خورده شده به صورت اول برگشت و مرا سر پا بلند کردند که در آن حال نزديک به سي چيز (که همان مرض­ها بود) شبيه گوش ماهي از بدن من بر زمين ريخت و سالم شدم!
    با انتشار اين کرامت، مردم از راههاي دور براي ديدن و تبرّک مي آمدند؛ (ثمّ اَمرَّ الحسن يده علي صدري و وجهي و الحسين يده علي ظهري، فعادت شفتاي و اَنفي و نبَتَت اَصابعي اَقاموني فسَقَط منّي ثلاثين كهيئةصدف السّمک).[3]


    اين کرامت از ان جهت با ارزش است که
    1. شخصيتي چون ابن جوزي که در زمان خود طبق نقل نوه اش سبط بن جوزي در مجلس درسش هزاران نفر شرکت مي نمودند و صاحب نزديک به 200 اثر در دنياي اهل سنت است اين كرامت را نقل ميکند.
    2. حادثه مربوط به 957 سال قبل است.
    3. لطف و مرحمت اهل بيت (ع) را ميرساند

    .





    [1] . ذهبی در مورد وی می­گوید : الامام العلامه الحافظ ؛ عالم العراق و واعظ الافاق , وقال: ما علمت احدا من العلما ء صنف ما صنف هذا الرجل . تذکرة الحفاظ : 4| 1342
    [2] شهری میان کوفه و بصره .
    [3] ر.ک: المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج 16، ص 218
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    129
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    592



    با سلام
    بنده هم امروز در يكي از منابع اهل سنت روايتي درباره فضيلت اهل بيت عليهم السلام ديدم ، از اين جهت كه در منابع اهل سنت آمده مهم است و آن را جهت اطلاع شما عزيزان در اين تايپيك قرار ميدم
    :

    نثار ازدواج علي و فاطمه عليهما السلام
    بلال بن حمامه (كه برخي گفته اند همان بلال حبشي است) نقل مي كند: روزي رسول خدا صلي الله و عليه و آله در حاليكه مي خنديد بر ما وارد شد ، عبد الرحمن بن عوف برخاست و گفت: يا رسول الله سبب خنده شما چيست؟ فرمود :بشارتي كه خداوند درباره برادر و پسر عمويم و دخترم به من داده است و آن مژده اين است كه خدا فاطمه را براى على تزويج نموده است، و به خزانه‏دار بهشت دستور داده درخت طوبى را تكان دهد تا ورقه‏هايى به عدد دوستان اهل بيت من تدارك نمايد و در زير آن درخت ملائكه‏اى از نور آفريد و به هر يك از آنان يك ورقه عطا كرد، روزى كه قيامت به پا شود ملائكه در ميان خلائق مي گردند، و به احدي از دوستداران ما اهل بيت نمي رسند مگر اينكه به او ورقه اي مي دهند كه در آن برائت و نجات از آتش جهنم است ،پس نثار عروسي پسرعمو و دخترم نجات مردان و زنان امتم(محبين اهل بيت) از آتش جهنم است.
    أسدالغابة،ج‏1،ص:242
    ویرایش توسط کمیل : ۱۳۸۹/۰۵/۰۸ در ساعت ۱۸:۱۴
    بر هرکه بنگرم همه اهل شکایتند در حیرتم که چرخش دوران به کام کیست

  5. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود