صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با دختري با قصد ازدواج آشنا شدم ولي به مشكل برخوردم چه كنم ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    199
    حضور
    28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1541

    با دختري با قصد ازدواج آشنا شدم ولي به مشكل برخوردم چه كنم ؟




    با سلام

    بنده همین دیروز با این سایت اشنا شدم

    و این پست اول بنده است

    لازم دانستم در اولین پست خودم از مدیریت محترم و خصوصا از

    کاربر عزیز لبیک یا حسین تشکر و قدر دانی کنم

    =-=-=-=-
    سوال ....

    چند وقت پیش با دختری آشنا شد
    م و قصد این را داشتم با ایشان ازدواج کنم.!

    پس از چندی اشنای متوجه شدیم (هر دو )که ما هم کفو همدیگر نیستیم ..نه اخلافی و فرهنگی نه خانوادگی نه مالی ....لج بازی حرف گوش نکردن ها... شروع شد

    اما با اینکه میدانیم به درد هم دیگر نمیخوریم اما برای فراموش کردن با مشکلاتی روبرو شدم

    با اینکه مغزم میگوید اگر با این دختر ازواج کنم با مشکلاتی روبرو میشوم و میدانم 99% ازدوج ما
    پر دردسر است ! مغزم مگوید نه و قلبم اری است ..................... نمیتوانم جایگزین این دختر دختر دیگری را گذارم ......به قول خودمون شاید وابستگی باشد

    از شما سروان گرامی درخواست دارم که بنده را توجیح کنید که چه کار کنم

    با تشکر فراوان

    خاک پای همتون سرمه دیدگانم
    =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

    محمد



    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۸:۳۳

  2. صلوات ها 22


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    طلبه
    نوشته
    62
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    504



    دوست بزرگوار (محمد 110 ) بهتون خوش آمد می گم
    ظهور نزدیکه آماده باش

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    علاقه
    معارف قرآن
    نوشته
    1,420
    حضور
    130 روز 16 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    0
    گالری
    29
    صلوات
    23607



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    با سلام

    بنده همین دیروز با این سایت اشنا شدم

    و این پست اول بند است

    لازم دانستم در اولین پست خودم از مدیریت محترم و خصوصا از پست های جالب و روشنگر

    کاربر عزیز لبیک یا حسین تشکر و قدر دانی کنم

    واقعا پست های ایشون به درد بنده خورده و خیلی از سوال های بی جواب خود را در مطالعه با پست های ایشون یافتم

    حق پدر مادرت را بیامورزد



    =-=-=-=-
    سوال ....

    چند وقت پیش با دختری آشنا شد
    م و قصد این را داشتم با ایشان ازدواج کنم.!

    پس از چندی اشنای متوجه شدیم (هر دو )که ما هم کفو همدیگر نیستیم ..نه اخلافی و فرهنگی نه خانوادگی نه مالی ....لج بازی حرف گوش نکردن ها... شروع شد

    اما با اینکه میدانیم به درد هم دیگر نمیخوریم اما برای فراموش کردن با مشکلاتی روبرو شدم

    با اینکه مغزم میگوید اگر با این دختر ازواج کنم با مشکلاتی روبرو میشوم و میدانم 99% ازدوج ما
    پر دردسر است ! مغزم مگوید نه و قلبم اری است ..................... نمیتوانم جایگزین این دختر دختر دیگری را گذارم ......به قول خودمون شاید وابستگی باشد

    از شما سروان گرامی درخواست دارم که بنده را توجیح کنید که چه کار کنم

    با تشکر فراوان

    خاک پای همتون سرمه دیدگانم
    =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

    محمد


    دوست عزيز سلام
    و به سايت خودتان خوش آمديد
    چون كارشناسان گرامي ممكنه سئوال شما را در اسكرول سايت مشاهده نكنند مناسب بود عنوان موضوع را به سئوال خودت اختصاص مي داديد و در ضمن آن و در متن از دوست عزيز و گرامي جناب لبيك يا حسين هم تشكر مي كرديد .
    با اجازه شما من عنوان را تغيير دادم


  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    ب

    اما با اینکه میدانیم به درد هم دیگر نمیخوریم اما برای فراموش کردن با مشکلاتی روبرو شدم

    با اینکه مغزم میگوید اگر با این دختر ازواج کنم با مشکلاتی روبرو میشوم و میدانم 99% ازدوج ما
    پر دردسر است ! مغزم مگوید نه و قلبم اری است ..................... نمیتوانم جایگزین این دختر دختر دیگری را گذارم ......به قول خودمون شاید وابستگی باشد

    =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

    محمد


    سلام دوست عزيز. بايد بگم ازدواج هم 99% بايد با عقل باشه.
    خودت هم كه مي گي به درد هم نمي خوريم. الان گرمي و احساسي و متوجه نيستي. ولي وقتي با اين شرايط وارد زندگي بشي مي بيني اي واي بر من، چقدر زندگي مسئوليت داره و چقدر با زندگي كه تو روياهام ترسيم كرده بودم فرق ميكنه.
    به نداي مغزت گوش كن.
    اگر به اين خانم واقعا علاقه داري و با اين شرايط بخواهي باهاش ازدواج كني بهش ظلم كردي.
    در ضمن از كجا ميداني جايگزيني براي ايشان وجود ندارد؟!!!
    وقتي خودت مي گي هم كفو نيستيم يعني بايد يك كس ديگري را جايگزين ايشان كني كه هم كفو باشيد. پس احساسي عمل نكن. خيلي وقتها دل انسان خيلي چيزها را ميخواهد اما به صلاح او نيست. شما هم كه از حالا وضعتون مشخصه. پس به خدا توكل و به او بسپار و از خدا بخواه كه همسري هم كفو نصيب شما كند . با آن خانم هم خيلي منطقي بشين و صحبت كن و بگو با اين وضع در آينده دچار مشكل مي شويم . مطمئنا ايشان هم قانع خواهند شد.
    الان دوره اي نيست كه بخواهيم احساسي برخورد كنيم. از الان اگر حرفا زده بشه و دلخوري پيش بياد بهتر است تا خداي نكرده وارد زندگي بشين و كارتون به بي احترامي و بي حرمتي كشيده بشه و بدتر از همه اينكه راه برگشتي هم نداشته باشيد.يا حق.

    ویرایش توسط سادات : ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۴:۱۷
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    199
    حضور
    28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1541



    دوست من سادات

    از راهنمای های که کردی بسیار سپاس گذارم .......

    =-=-=-=-=-=-=-=-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

    سروارن عزیز یه کم میخوام بیشتر یاریم کنید


    ..من پسری بودم تقریبا مذهبی از اول میخواستم همسر آینده ام چادری باشد نماز خوان باشد و حلال حرام را رعایت کند و از ارتباط با نامحرم را رعایت کند

    اما.............................. یه مشکل پیدا شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    داماد ما که پسری بسیار مذهبی و دین دار ووووو و با ظاهری بسیار نورانی با چهره اراسته (که هر کسی ایشون رو میدید میگفت عجب پسری خدا بهتون داده عجب چهره و محاسن نورانی دارد ......از این که ایشون داماد ما شد بود بسیار خرسند بودم (میگفتیم ایشون رو امام زمان رسونده ) هر روز خدا رو شکر میردیم

    گذشت و گذشت ....نمیخواهم مسائل خانوادگی بگوبم در یه حد کوچک (روزی رسید دیدم این اقا دین دار و مذهبی خواهر مرا به زیر ضزب شتم قرار داده ....................................!!!!!!!

    گفتم تو که راه علی (ع) رو میری علی گفت با همسرتون ای طور باشید ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفت میزنم که میزنم زنه خودمه ....زیاد حرف بزنی تو را هم میزنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    گفتم با این کارت عابروی مسلمون هارو بردی ............گفت همینی که هست

    !!!!!

    ببخشید روشن میگم (این شد از ادم های مذهبی زده شدم و دیگر نخواستم همسرم چادری و مذهبی باشد !!!!

    اما چون فطرت و تو خونم عشق به الله است الان که میخوام همسرم را انتخاب کنم دچار مشکلای شده ام

    -نمیدانم چادری باشد یا نباشد .....ایا چادر اصلا ملاک است ؟

    -نمیدانم از خانواده مذهبی باشد یا معمولی یا فرقی نداشته باشد

    -نمیدانم الان معیار برای ازداج چی چیزی باشد !(خیلی پرسیدم و خواندم )


    یه روز باز دست به دامن آل الله میشوم اما تا این قضیه داماد یادم میوفته یه جوری میشم


    به دختری که مخواستم ازداج کنم اول گفتم نمی خواهد چادر بپوشی بدم میاد ...روز بعد دیدم مغزم میگه اشتباه میکنم گفتم چادر بپوش من نمی خواهم ناموسم را این طور باشد

    باور کنید ایت قضیه 7 8 بار تکرا شد

    هم خودم از دست خودم نارحت شدم هم دختری که میخواست با من ازداج کند

    یه روز دین دار میشدم روز دیگر معمولی بودم (دقیقا از همین جا اختلاف بین من و این دختری که میخواستم ازداوج کنم شروع شد

    میگفت محمد چرا این طور میکنی _یه روز میگی نماز بخونیم یه روز میگی نخونیم یه روز میگی اهگ نذار یه روز میگی بذاریم ...

    هر روز عوض میشم نمیدونم الان من مذهبی باشم یا فرد عادی باشم

    واقعا خسته شدم .....به اون دختر حق میدم از دستم فراری بشه ...نمیشه که ادم به یه نفری که هر روز تغیر میکنه زندگی کنه .............................


    خلاصه عجب گیری افتادم
    =-=-=-=-=-=-=-=-=-=


    از استادان و سروران میخواهم مرا یاری و کمک کنند که چه باید بکنم

    متشکرم



    ویرایش توسط محمد 110 : ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۷:۰۲

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    97
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    497



    دوست عزیز و گرامی ضمن عرض خوشامد :

    به پست شماره 5 شما جواب می دم :

    مشکل و ایراد شما اینه که به واسطه ظاهر دامادتون گفتید این اقا مذهبیه ، در حالی که ملاک دینداری هر کس عملکرد (تقوی) اون شخص هست و تقوی می گه که ادم نباید به افراد دیگه به خصوص به زیردستانش (همسر و فرزند) ظلم و ستم کنه. وقتی یک شخصی به راحتی در حق دیگران ظلم می کنه اسم مومن و مذهبی رو باید از روش برداشت. و اگر شما بخواید با همین دید ظاهری ازدواج کنید به احتمال قوی به مشکل می خورید .

    اما این به این معنی نیست که مثلا هر خانمی چادریه یا هر آقایی که ریش داره ، مشکل دار هست ! خیر ...
    شما باید افرادی که به نظرت موجه هستند رو بری باهاشون در مورد مسائل و افکارشون تحقیق کنی و همینططور در عملکردهاشون .

    این حالتی هم که شما با اون خانم دارید (احساس عاطفی) یک حس مثبت نیست ، یک حس منفی هست چون گوش کردن به ندای این حس شما رو به قول خودتون با مشکل مواجه می کنه . و این حسی که انسان رو به بدبختی می کشونه یک حسی هست شیطانی ، یعنی شیطان از احساسات و فطرت شما داره علیه شما سواستفاده می کنه و شما این رو می دونید اما دوست دارید تسلیمش بشید.

    با تشکر

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    199
    حضور
    28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1541



    نقل قول نوشته اصلی توسط pardis نمایش پست ها
    دوست عزیز و گرامی ضمن عرض خوشامد :



    این حالتی هم که شما با اون خانم دارید (احساس عاطفی) یک حس مثبت نیست ، یک حس منفی هست چون گوش کردن به ندای این حس شما رو به قول خودتون با مشکل مواجه می کنه . و این حسی که انسان رو به بدبختی می کشونه یک حسی هست شیطانی ، یعنی شیطان از احساسات و فطرت شما داره علیه شما سواستفاده می کنه و شما این رو می دونید اما دوست دارید تسلیمش بشید.

    با تشکر
    با تشکر

    وای خدایا متشکرم این سایت به من نشون دادید یه جواری دارم اروم میشم


    =-=-=-=-=-=-==-خب دوست من راه کار چیه ؟؟؟این حس من چه ارتباطی با شیطان داره ؟؟!!

    من هر روز عوض میشم و نمیدونم چرا !! خودم و کنترل میکنم اما زیر فشار های که فکرش تو سرم میاد هستم
    ...........................




    از سروران و استادان دیگر میخواهم نظرات خودشون رو در مورد من بدهند تا بتونم تکلیف خودم را روشن کنم..
    ویرایش توسط محمد 110 : ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۷:۴۱

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    225
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1284



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    سوال .... چند وقت پیش با دختری آشنا شدم و قصد این را داشتم با ایشان ازدواج کنم.! پس از چندی اشنای متوجه شدیم (هر دو )که ما هم کفو همدیگر نیستیم ..نه اخلافی و فرهنگی نه خانوادگی نه مالی ....لج بازی حرف گوش نکردن ها... شروع شد اما با اینکه میدانیم به درد هم دیگر نمیخوریم اما برای فراموش کردن با مشکلاتی روبرو شدم با اینکه مغزم میگوید اگر با این دختر ازواج کنم با مشکلاتی روبرو میشوم و میدانم 99% ازدوج ما پر دردسر است ! مغزم مگوید نه و قلبم اری است ..................... نمیتوانم جایگزین این دختر دختر دیگری را گذارم ......به قول خودمون شاید وابستگی باشد از شما سروان گرامی درخواست دارم که بنده را توجیح کنید که چه کار کنم با تشکر فراوان خاک پای همتون سرمه دیدگانم
    سلام
    یه روز به لیلی میگن که یه مجنون دیگه پیدا کردی(مجنون ثانی) لیلی
    در جواب میگه: برید بابا مجنون من یکیه! اونم مجنون اول...میگن نهههههه
    واقعا عاشقته! گفته هر چی بخواد میدم و هر کاری که بخواهی برات
    انجام میده...لیلی میگه باشه!برید بگید اگر واقعا مجنونه و راست میگه
    دست خودشو برام بفرسته..
    خلاصه مردم میرن پیش مجنون ثانی و بهش میگن لیلی گفته اگر عاشقی
    دستتو براش بفرستی..مجنون ثانی گفت چی؟؟دست؟؟چه چیز بی ارزشی!!!
    یالا برید ساتور بیارید.. و دست خود خودش رو قطع میکنه و میفرسته برای لیلی..
    مردم دست رو پیش لیلی میبرن و میگن دیدی گفتیم واقعا عاشقته..لیلی خنده ای
    میکنه و میگه حالا برید پیش مجنون خودم و یه تار مو ازش بگیرید...
    مردم میرن پیش مجنون اول و میگن لیلی ازت یه تار مو خواسته..مجنون میگه همین؟!
    دست میکنه توی موهای خودش میگرده...میگرده...بعد رو به مردم میگه:برید به لیلی
    بگید سر به سرم نذاره و اذیتم نکنه اخه من که چیزی ندارم اینا همش مال لیلیه ..


    بله دوست عزیز عشق اگر واقعی باشه باید پر از گذشت و ایثار باشه...
    شما اگر ایمان داری نمیتونی خوشبختش کنی پس بکش کنار...
    چقدر بهتر بود قبل از این که وابسته بشید همه جوانب رو در نظر میگرفتید
    از خدا طلب بخشش کنید و بدونید مطمینا ایشون بخاطر روح لطیف زنانه
    ضربه شدیدی خواهند خورد پس بیشتر از این با مساله بازی نکنید و تمامش
    کنید...
    ویرایش توسط لبیک یا حسین : ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ در ساعت ۱۸:۱۸

  17. صلوات ها 13


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    199
    حضور
    28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1541



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا حسین نمایش پست ها
    سلام


    بله دوست عزیز عشق اگر واقعی باشه باید پر از گذشت و ایثار باشه...
    شما اگر ایمان داری نمیتونی خوشبختش کنی پس بکش کنار...
    چقدر بهتر بود قبل از این که وابسته بشید همه جوانب رو در نظر میگرفتید
    از خدا طلب بخشش کنید و بدونید مطمینا ایشون بخاطر روح لطیف زنانه
    ضربه شدیدی خواهند خورد پس بیشتر از این با مساله بازی نکنید و تمامش
    کنید...
    با تشکر از شما

    1-خدا شکر جفتمون هم به این رسده ایم که نمیتونیم با هم باشیم

    تمامش کردم ...اما میگم که با این که مغزم میگه بیخیال باشم هی میخوام بهش زنگ بزنم هی دل تنگش میشم .......می دوننم کارم اشتباه اگه با این دختر باشم.... اما یه جواری سخت برام به خودم بقبولونم

    نمیدوننم چه جوری منظورمم برسونم ...(شاید این جوری بهتر باشه ) چه طوری به خودم بقبولونم که این دختر به درد من نمیخوره
    ؟
    ........................................

    در مورد پست شماره 5 هم اگه میشه راهنامیم کنی

    دست بوس شما هستم


  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    بنده همین دیروز با این سایت اشنا شدم


    سلام


    محمد بزرگوار
    به اسك دين خوش امديد

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    کاربر عزیز لبیک یا حسین تشکر و قدر دانی کنم


    بنده هم از لبيك عزيز سپاس گذارم


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    چند وقت پیش با دختری آشنا شدم و قصد این را داشتم با ایشان ازدواج کنم


    نمي دونم منظورتان از اشنايي چيه؟؟

    البته در پست هاي بعدي فرمودين كه با ايشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 110 نمایش پست ها
    هم خودم از دست خودم نارحت شدم هم دختری که میخواست با من ازداج کند یه روز دین دار میشدم روز دیگر معمولی بودم (دقیقا از همین جا اختلاف بین من و این دختری که میخواستم ازداوج کنم شروع شد میگفت محمد چرا این طور میکنی _یه روز میگی نماز بخونیم یه روز میگی نخونیم یه روز میگی اهگ نذار یه روز میگی بذاریم ... هر روز عوض میشم نمیدونم الان من مذهبی باشم یا فرد عادی باشم واقعا خسته شدم .....به اون دختر حق میدم از دستم فراری بشه ...نمیشه که ادم به یه نفری که هر روز تغیر میکنه زندگی کنه


    در ارتباط هستيد آبا اين واقعيت داره؟؟؟ با دختري كه ازدواج نكرديد در ارتباط يد؟؟

    براي اين منظور اين تايپك را مطالعه فرماييد و نظر خودتان را بفرماييد تا بحث را ادامه دهيم

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=3983



  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود