صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: * تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) *

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248

    مطلب * تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) *




    تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

    ( قسمت اول )

    فائزه عظیم زاده اردبیلی



    اصول مدیریت و نظام ارزشی

    3- مدیریت چیست ؟

    1- 3- مدیریت امانت است:

    مسند مدیریت، امانتی الهی است که به مدیر سپرده شده است و او باید از این امانت الهی بشدت مراقبت کند . مولای متقیان علی علیه السلام درباره این امانت الهی می فرماید:
    . . . و ان عملک لیس لک لطعمة و لکنه فی عنقک امانة و انت مستدعی لمن فوقک . لیس لک ان تقتات فی رعیة و لا تخاطر الا بوثیقة و فی یدیک مال من مال الله عز و جل و انت من خزانه حتی تسلمه الی و لعلی ان لا اکون شر ولاتک لک و السلام;

    «مدیریت و حکمرانی برای تو طعمه نیست; بلکه امانتی بر گردن تو است و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا نگهبان آن باشی . وظیفه نداری که در کار مردم به میل و خواسته شخصی خود عمل کنی، یا بدون ملاک معتبر و فرمان قانونی، به کار بزرگی دست بزنی . اموالی که در دست توست از آن خداوند می باشد و تو خزانه دار هستی تا آن را به من بسپاری . امیدوارم که برای تو بدترین فرمانرواها نباشم . و السلام .» (15)

    مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیر المیزان این امانت الهی را چنین تعریف می کند: الامانة شی ء یودع عند الغیر لیحتفظ علیه ثم یرده الی من اودعه;
    «امانت چیزی است که برای نگه داری به دیگری سپرده می شود تا وی بر آن محافظ باشد و پس از محافظت به امانت گذار، باز گرداند . (16) »

    2- 3- مدیریت تکلیف است نه حق:
    حق و تکلیف دو مقوله اند که در یک سو حرکت می کنند; حق به معنی استفاده، بهره و سود و تکلیف، به معنی وظیفه است .
    در نظام اسلامی، واگذاری، قبول و احراز مناصب اجتماعی و مدیریتی تکلیف است; نه حق یا وسیله سودجویی . (17)

    3- 3- مدیریت یا ریاست ؟
    مدیر باید مدیریت را برای خدمت بخواهد; به عبارت دیگر خدمت نباید وسیله ای برای حاکمیت باشد; بلکه حکومت باید وسیله ای برای خدمت باشد .
    مدیر قبل از آن که ریاستمدار باشد، خدمتگزار است و با تیغ تیز مدیریت در جهت خدمتگزاری، اقامه حق و عدل و دفع باطل و ظلم می کند .
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

    هرگاه سه نفر با هم به سفری رفتید، توافق کنید و یکی را رئیس کنید .
    و گفتار حضرت علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر (18) نیز گویای این امر است . ریاست مستلزم مدیریت است . رئیس باید بتواند اداره کند; اداره کردن نیز تدبیر می خواهد و رئیس و مدیر باید اهل تدبیر و دوراندیشی باشد و بتواند دبیری کند . مسلم است که مدیر بیش از آن که حاکم باشد، هادی است . چنین مدیرانی مدیریتی آمیخته با هدایت و حکومت دارند .
    حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: و لا تکونن علیهم لعبا ضاریا تغتنم اکلهم;

    «مبادا در منصب مدیریت برخوردهایت با آنان مانند جانور درنده ای باشد که خوردنشان را غنیمت شمری .» (19)

    4- ضرورت و اهمیت مدیریت در اسلام:

    مدیریت یکی از ارکان زندگی اجتماعی است; زیرا در اجتماع، منافع و مقاصد افراد و سرنوشت اشخاص با یکدیگر ارتباط و اشتراک پیدا می کنند . ضرورت مدیریت در زندگی اجتماعی تا آنجاست که حتی بسیاری از حیوانات که به صورت اجتماعی زندگی می کنند ، براساس فرمان غریزه، مدیری را برمی گزینند . حال انسان ها که به صورت اجتماعی زندگی می کنند، به طریق اولی نیازمند سازمان دهی، برنامه ریزی و سیستمی هستند که بتواند آن ها را به اهدافشان رهنمون سازد . مدیریت و راهکارهای آن و تربیت مدیران لایق از اهم مبانی فکری دینی محسوب می شود . انسان نمی تواند به گونه ای ناموزون و همچون وصله ای ناهمرنگ در جهان هستی زندگی کند . او به همان اندازه که از نظام، تشکیلات و مدیریت فاصله گیرد ،با شکست و ناکامی روبه رو خواهد شد و محکوم به فناست . (20)

    تشیع و ضرورت مدیریت:

    در تفکر شیعی، ضرورت مدیریت را باید در امامت جستجو کرد; زیرا امامت از نظر شیعه، به عنوان یک اصل اعتقادی، چیزی جز مدیریت جامع و کامل نیست: الامامة ریاسة عامة فی امور الدین و الدنیا;

    «امامت، ریاستی عمومی در امور دین و دنیاست .» (21)

    شجره طیبه امامت، ریشه در زمین وحی دارد و با آب عصمت و طهارت سیراب می گردد و از نور وجودی نبوت تغذیه می کند و شاخه های سرسبزش بر سر امت اسلامی و جامعه بشری سایه می افکند; مدیریت یکی از شاخه های این درخت تناور است . امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه . . . لیثیروا لهم دفائن العقول;

    «خداوند پیامبران خود را در میان مردم برانگیخت تا با مدیریت خویش ذخایر پنهان استعدادها را استخراج کنند .» (22)

    در نظام اداری و اجتماعی اسلامی، مدیریت ها از امامت ریشه می گیرند; در واقع باید گفت: مشروعیت مدیریت در جامعه دینی ناشی از پیوندی است که با امامت دارد . هرگاه این رابطه قطع گردد، کلیه حرکت ها مشروعیت و خاصیت خود را از دست می دهند .
    آنچه که باید بدان اشاره کرد، این است که مشکل جامعه ما مشکل «کمبودها» نیست، بلکه مشکل «ضعف بعضی از مدیریت ها» است که هرگاه با الهام از مبانی معنوی اسلام اصلاح گردد، بسرعت می توان بر مشکلات فایق آمد .

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248




    فصل دوم:
    نقش رهبری و تعلیم و تجربه در مدیریت:

    1- رهبری اصل تفکیک ناپذیر مدیریت اسلامی

    آنچه امروزه تحت عنوان رهبری (23) مطرح است، جایگاه ویژه ای را فراتر از کاربرد سیاسی آن در امور دولتی، بازرگانی، صنعتی و از همه مهم تر مدیریت علمی به خود اختصاص داده است . در زمینه مدیریت، رهبری، اصلی تفکیک ناپذیر از مدیریت است; زیرا اگر بپذیریم که رسالت مدیر اسلامی بر اساس تعالی و تولید است، تعالی انسان ها جز با برخورداری از صفات رهبری میسر نیست . و به عبارت دیگر، افزایش تولید و تکامل کمی و کیفی آن جز با حضور یک مدیر رهبر امکان پذیر نیست .
    بدین ترتیب که مدیر اسلامی دارای دو رسالت «تعالی » و «تولید» در درون سازمان است . مکتب منبع تغذیه فکری و روحی مدیر جهت تحقق اهداف عالی و مقدس در درون سیستم است و بهره وری اکتشافی است . ولیکن رسالت دیگر «مدیر» یعنی «تولید» در درون یک سیستم، متکی و متصل به علوم و پیشرفت آن است; لذا مدیر اسلامی برای بهره وری در زمینه تولید، باید در جریان پیشرفت علوم دنیا نیز قرار داشته باشد . هنر مدیر اسلامی نیز این است که توازن و تعادل بین «تعالی » و «تولید» را در صحنه زندگی اجتماعی حفظ کند . (24)
    تعالی مکتب اکتشافی مدیریت اسلامی تولید علم تکوینی

    2- نقش تعلیم و تجربه در مدیریت:

    شکوفایی سرشت مدیریت در انسان ها به دو عامل تعلیم و تجربه نیازمند است . حتی رهبران الهی و انبیا نیز همراه با هدایت الهی تعلیم دیده و تجربه می اندوخته اند .
    استاد شهید مرتضی مطهری در یادداشت های خود چنین آورده است:
    برخی معتقدند علت این که پیامبران حنیف چوپان بوده اند، این است که تمرین رهبری کنند و مخصوصا فاصله فکری آن ها با امت، آنان را از رهبری مایوس نکند; البته هر رهبری فطری غیر معصوم نیازمند تجربه و تعلیم است . وقتی پیامبران تمرین چوپانی می کنند، تکلیف دیگران روشن است . (25)
    تعلیم و تجربه دو عامل اساسی برای شکوفایی استعداد و فطرت امامت، رهبری و مدیریت است . و نیاز رهبر به این دو عنصر چه در جهت امامت نور و چه در جهت امامت نار قطعی و غیر قابل تردید است . و عنصر سومی هم هست که قرآن بدان اشاره می کند .

    3- نقش شرح صدر در مدیریت

    شرح صدر در کنار تعلیم و تجربه لازمه مدیریت است و انسان را به سوی تکامل، پویایی و انسانیت سوق می دهد .
    شرح صدر ظرفیت فکری و روحی است . به تعبیر قرآن هرگاه ظرفیت روانی انسان برای پذیرش حق گسترش یابد، نورانیت و بینشی برای او حاصل می شود که در پرتو آن، حرکت انسان در جهت تکامل خود و جامعه تصحیح می گردد .
    افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه;

    «آیا کسی که خداوند ریشه اش را برای پذیرش اسلام گسترده ساخته و در نتیجه با نور الهی گام برمی دارد همانند انسان تاریکدل است؟» (26)

    مولی الموحدین در روایتی می فرماید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دعای روز عرفه از خداوند می خواست: اللهم اجعل فی قلبی نورا و فی سمعی نورا و فی بصری نورا . اللهم اشرح لی صدری و یسرلی امری ;

    «خدایا! در قلبم نور، در گوشم نور، و در دیده ام نور بگذار! خدایا سینه ام را گشاده و کارم را آسان ساز!» (27)

    4- مدیریت امری فطری است یا اکتسابی؟

    آیا مدیریت دانشی است مانند خواندن و نوشتن که همگان می توانند آن را بیاموزند؟ آیا مدیریت احساسی همچون شعر سرودن است؟ آیا ریشه در فطرت انسان ها دارد و یا امری اکتسابی است؟ مدیریت مانند سرودن شعر است که برخی ذوق آن را دارند و برخی ندارند . عده ای ممکن است دانش سرودن شعر را فرا بگیرند; ولی شاعر نشوند . تعلیم و تجربه در سرودن شعر تنها برای کسانی مفید است که به طور فطری ذوق شعری داشته باشند . مدیریت نیز با خون انسان ها آمیخته است . در واقع باید گفت بینش مدیریت و رهبری در برخی از انسان ها فطری است و برخی سرشت مدیریتی ندارند . به کسی که سرشت مدیریتی ندارد در هیچ مدرسه ای نمی توان مدیریت آموخت . ممکن است او فیلسوف توانایی بشود، لیکن بی تردید مدیر و رهبر خوبی نخواهد شد . دانش مدیریت را فرا خواهد گرفت ولی هنر مدیریت را نخواهد یافت . (28)


    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248



    تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

    ( قسمت دوم )

    فائزه عظیم زاده اردبیلی



    فصل سوم:

    معرفی اجمالی مکاتب و تئوری های مختلف در مدیریت

    الف) مکتب های مدیریت

    دانش مدیریت مبتنی بر سیر تحولی است که بنا به گفته دانشمندان اروپایی ریشه در اندیشه ها، تجربه ها و نوشته های پشتیبانی دارد که بویژه در سده بیستم به این مهم همت گماشتند . ولیکن ما امروز برآنیم که از مظلومیت ابرمرد تاریخ تشیع، امیرالمؤمنین علیه السلام سخن برانیم که بحق بنیانگذار علم مدیریت و شیوه های صحیح حکومتداری بوده اند; هموکه اصول و مبانی مدیریتش بر پایه اعتقادات الهی، احیای ارزش ها، نظم، برنامه ریزی عدالت و مساوات و . . . بود . در این مجال کوتاه به بررسی اجمالی مکاتب مدیریت می پردازیم ; سپس تئوری مدیریت امام علی علیه السلام را تبیین می کنیم .
    بررسی های تاریخی نشان می دهد که اداره اماکن و سازمان ها از دوره های پیشین در نزد مصریان، چینیان، ایرانیان، رومیان و سایران دارای بینشی خاص بوده است .

    1- نظریه های مکتب کلاسیک:

    این مکتب شامل سه نظریه است:
    1- نظریه مدیریت علمی
    2- نظریه اصول گرایان
    3- نظریه بوروکراسی

    1- 1- نظریه مدیریت علمی (29):

    صاحب این نظریه فریدریک وینسلو (30) تیلور می باشد . مدیریت تیلور (31) مبتنی بر چهار اصل است:
    1- برای یافتن بهترین راه حل می توان مشاغل را مشاهده و تجزیه و تحلیل کرد .
    2- برای هر شغل می توان بهترین کارکن را به گونه ای علمی برگزید و آموزش داد .
    3- با پرداخت مزد تشویقی - بر پایه میزان تولید می توان بالاترین مقدار تولید ممکن را بدست آورد .
    4- مدیر، مسؤول برنامه ریزی، آماده سازی کار و کنترل است و کارکنان باید تنها دستورات را انجام دهند . این مدیریت جنبه مکانیکی معینی دارد .

    2- 1- نظریه اصول گرایان

    در بحبوحه جنگ جهانی اول، افرادی نظیر هنری فایول (32) فرانسوی تجربیات خود را در کار مدیریت به صورت اصول چهارده گانه ارائه دادند:
    1- تقسیم کار; 2- اختیارات ; 3- انضباط ; 4- وحدت فرماندهی; 5- وحدت مدیریت ; 6- وابستگی منافع فردی به هدف کلی ; 7- جبران خدمات کارکنان ; 8- تمرکز ; 9- سلسله مراتب ; 10- نظم ; 11- عدالت ; 12- ثبات ; 13- ابتکار عمل ; 14- احساس یگانگی .
    POSDCORB(35) که مخفف برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، هماهنگی، گزارش دهی و بودجه بندی است، جمع بندی کردند .

    3- 1- نظریه بوروکراسی:

    آنگاه که توجه عمده تیلور و فایول در سیستم مدیریت به کسب مؤثر اهداف متمرکز بود، توجه ماکس وبر (36) (1920- 1864) به این مساله معطوف شد که چگونه می توان ساختار مناسبی به یک سازمان داد؟ نظریه وبر نظریه دیوان سالاری (37) است . این جامعه شناس آلمانی در آغاز سده بیستم نظریه خود را مبتنی بر پنج محور تنظیم کرد (38):
    1- تقسیم کار و تخصص
    (Division of labor and spicializaition)
    2- جهت گیری غیرشخصی
    (Impersonality)
    3- سلسله مراتب اداری
    (Hierachy of Authoty)
    4- قواعد و مقررات
    (Rules and Regulations)
    5- جهت گیری شغلی
    (careerorientation)

    2- مکتب روابط انسانی (39)

    نهضت رفتارگرایی یا اصول روابط انسانی در امریکا تحت رهبری «التون مایو» (40) شروع شد . نهضت روابط انسانی با بررسی های وسیع در کارخانه «هارتون » (41) وابسته به شرکت «وسترن الکتریک » (42) در اواخر دهه 1930- 1920 تا اوایل دهه 1940 در شیکاگو پدید آمد . این آزمایش ها به منظور تعیین ارتباط شرایط فیزیکی کار با مقدار تولید آغاز شد و نتایج زیر را در پی داشت: (43)
    1- تاثیر هنجارهای اجتماعی و انگیزه های روانی بر تولید، بیشتر از مشوق های اقتصادی است .
    2- کارگران برای رویارویی با تصمیم های یک جانبه مدیریت از سازمان غیر رسمی بهره می گیرند .
    3- تخصص بتنهایی کارایی را افزایش نمی دهد .
    4- افراد، انسان های فعال هستند و همچون ماشین بی جان عمل نمی کنند .
    5- ارتباط بین اعضا و گروه ها بسیار مهم است و رهبران غیر رسمی از توانایی خوبی برخوردارند .
    6- مؤثرترین روش رهبری برپایه مشارکت و رعایت انصاف و توجه به زیردستان استوار است .

    3- نظریه های نوین مدیریت:

    الف) نگرش نظام گرا (44)

    مدیریت نظام گرا در بردارنده کاربرد نظریه سیستمی در اداره نظام های بزرگ و کوچک است که با استفاده از کارهای انجام شده، در ازای کارهای داده شده ماموریت کل سازمان را بر حسب مدل سیستمی داده، پردازش و بازده از دیدگاه بهبود بخشیدن به عملیاتشان تحلیل می کند . (45)

    ب) مدیریت اقتضایی (46)

    کاربرد نگرش اقتضایی نیازمند آن است که مدیران بتوانند موقعیت های گوناگون را بدرستی تشخیص داده وضعیت کنونی سازمان را با آن هماهنگ کنند; به عبارت دیگر، هرآنچه مدیر در عمل انجام می دهد به مجموعه شرایط موجود وابسته است . (47)

    ج) نظریه نقش های مدیری:

    این نظریه مینتز برگ (48) است، و با مطالعه منظم فعالیت های پنج مدیر اجرایی به این نتیجه رسید که برنامه ریزی، سازمان دهی، هماهنگی و کنترل، جزء وظایف مدیر نیست; بلکه مدیر به فعالیت های دیگری می پردازد که عبارتند از:
    (1- ج) نقش های متقابل شخصی: مانند رئیس تشریفات و رابط
    (2- ج) نقش های اطلاعاتی: گیرنده، نشردهنده، سخنگو
    (3- ج) نقش های تصمیم گیری: سوداگری، آشوب زدایی، تخصیص منابع، مذاکره

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248




    ب - وجه تمایز مدیریت اسلامی با سایر مکاتب مدیریت:

    مدیریت اسلامی پیش از آن که علم باشد، یک مکتب است; از این رو وظیفه مکتب، ارائه راه حل هایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار باشد . اگر علم نیز خواهان خدمت به مکتب یا تعالی انسان ها باشد، باید با سیر مطالعاتی مکتبی که در یک سیر اکتشافی است بدین نتیجه رسید که جهان بینی حاکم بر کاربرد این «علم » در حیطه «تولید» ، یک جهان بینی الهی و نشات گرفته از وحی است .
    لذا سیر مطالعاتی مکتبی درباره مدیریت اسلامی یک سیر اکتشافی است . و باید از «روبنا» به طرف «زیربنا» باشد که با روش مطالعه «علمی » که یک سیر تکوینی و از «زیربنا» به «روبنا» است، متفاوت است .
    وجه تمایز مدیریت اسلامی با اشکال دیگر مدیریت در این است که در جوامع سرمایه داری (بورژوازی) و یا سوسیالیستی، اداره امور مردم در دست عده ای از سردمداران حکومت است ; در حالی که در نظام های الهی بویژه اسلامی وجه تمایز در «اسلامی » بودن نظام مدیریتی و متکی و مبتنی بودن این نظام بر پایه اصول لا یتغیر «وحی » می باشد .
    این مکتب اکتشافی است نه تکوینی ; بدین معنا که هر لحظه باید مطلب تازه ای از متن مکتب و از دریای زلال و عمیق معانی قرآن برداشت شود; لذا به دنبال نزول قرآن، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام تبیین کننده این مفاهیم بوده اند; پس هرگونه سیر تکوینی بر افکار الهی ممنوع است و مدیران باید تابع و حافظ ارزش های تبیین شده توسط رهبران حکومت اسلامی باشند; حکومتی که سیاست و دیانت آن جدای از هم نیست و سیاست آن متکی و مبتنی بر فرامین الهی است .
    وجه تمایز دیگر مدیریت اسلامی این است که مدیریت اسلامی همان گونه که قبلا متذکر شدیم مبتنی بر دو اصل تعالی و تولید است تعالی انسان و تولید کالا . این کالا زمانی ارزشمند است که در خدمت تعالی انسان باشد، ولی در مکاتب شرق و غرب اصول مدیریت مبتنی بر محور تولید است; نه افزایش مکارم اخلاقی و اعتقادات .
    پس نتیجه می گیریم که مدیریت اسلامی مبتنی بر حضور یک مکتب «الهی » یا «اسلامی » است و قبل از آن که «سازمان » تشکیل داده شود، مکتب پایه گذاری می شود . (49)
    تشویق، محبت و احترام متقابل از ارکان این مدیریت به شمار می رود .

    بخش دوم:

    تئوری و مبانی مدیریت از دیدگاه امام علی علیه السلام

    فصل اول:

    اهداف و مبانی اصلی در مدیریت:

    از آنجا که اهداف مدیریت در اسلام، جدا از اهداف حکومت اسلامی - که مدیریت ها جزئی از پیکره آن است - نیست، باید اهداف حکومت اسلامی اهداف اصلی یک مدیر در چهار چوب مدیریتش باشد; البته اهداف خرد و کلان هر سازمان و اداره ای خاص آن سازمان است، ولی باید در راستای اهداف جامع نظام اسلامی باشد .
    در یک بررسی، چهار هدف عمده بیش از همه موارد جلب توجه می کند (50) که حکومت اسلامی و مدیریت هایی که از آن نشات می گیرد در مسیر این اهداف گام برمی دارند:
    1- آگاهی بخشیدن به انسان ها
    2- تربیت معنوی و احیای ارزش های اخلاقی
    3- اقامه قسط و عدل به صورت حرکتی مردمی برخاسته از متن جامعه
    4- آزادی انسان ها در حریم قانون و شریعت
    مبانی مدیریت اسلامی:
    مبانی مدیریت اسلامی دارای ویژگی های زیر است:
    1- قائل بودن به نظام حمد و تشکر (51)
    حمد - تفکر + تشکر
    2- تقوا و نظم: تقوا و نظم عواملی هستند که باعث فراگیر شدن نظام مدیریت الهی می گردند . بنابراین نظام حمد در یک جامعه اسلامی این چنین تعبیر می شود:
    نظام فراگیر (حمد) نظام تفکر (باتقوا) + نظام تشکر (باتقوا)
    امام علی علیه السلام می فرماید: العجب یفسد العقل;

    «خودپسندی و خودبینی عقل را فاسد می کند .» (52)

    ای برادر تو همه اندیشه ای
    مابقی خود استخوان و ریشه ای
    گربود اندیشه ات، گل، گلشنی
    وربود خاری، تو هیمه گلخنی
    اصلی ترین هدف نظام مدیریت الهی، قرآنی و اسلامی (نظام مشارکت) کرامت بخشیدن به متقیان، مؤمنان و تمامی انسان های وارسته عالم است که آن را با ایجاد نظام حمد و تشکر فراگیر انجام می دهد . در این نظام باید از پیشنهادهای خوب و مفید مردم به شایستگی تقدیر و تشکر کرد; این کار موجب رشد فکرها، اندیشه ها و انسان ها می گردد .
    3- اصل مشارکت: در نظام مدیریتی اسلامی، مدیر، کارکنان، دولت و ملت همگی از مشارکت سود می برند تنها کسانی که ضرر می بینند، سودجویان و ظالمان هستند . (53)
    تقوا و نظم مغز نوآوری، خلاقیت - تذکر ویادآوری

    4- عبادات و اصول اخلاقی:

    صلاة و امر به نماز (نظام رحمت و نعمت و برکات فراگیر)
    تسبیح (نظام پاک و منزه سازی فراگیر)
    ایمان (نظام ایمن سازی فراگیر)
    ناس (نظام مردم گرایی فراگیر)
    حسنات (نظام بهترین سازی فراگیر)
    رسالت (نظام ارتباطات با کیفیت فراگیر)
    اسلام (نظام سلامت طلبی فراگیر)
    این ویژگی ها ضامن اجرای قوانین در جامعه است .

    فصل دوم:

    ارکان مدیریت:

    برنامه ریزی

    1- تعریف برنامه ریزی: (54)

    برنامه ریزی عبارت است از: «تفکر در کلیات و جزئیات برنامه » یا تعیین و اتخاذ شیوه ها و روش هایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند . (55)
    به عبارت دیگر برنامه، هدف و خط مشی، شرح عملیات و روش اجرای عملیات در هر سازمان است . (56)
    در هر برنامه ریزی مدیریتی صنعتی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و . . . باید به شش سؤال پاسخ داد: (57)
    1- چه ; 2- چگونه; 3- کی ; 4- کجا; 5- چرا ; 6- به وسیله چه کسی

    2- اهمیت برنامه ریزی:

    از آیات و روایات برمی آید که برنامه ریزی در اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار است . امیرالمؤمنین علیه السلام در زمینه برنامه ریزی می فرماید: امارات الدول انشاء الحیل;

    «بقای مناصب و دولت ها، برنامه ریزی و چاره اندیشی در امور است .» (58)

    یقینا فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش به برنامه ریزی نیاز دارند . (59) نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشات می گیرد که همه نهادها و سازمان ها در محیطی متحول فعالیت می کنند .

    3- هدف های برنامه ریزی

    این اهداف عبارتند از:
    1- 3) افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیت ها
    2- 3) افزایش جنبه اقتصادی
    3- 3) تمرکز بر مقاصد و اهداف
    4- 3) تهیه ابزاری برای کنترل

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248



    4- فواید برنامه ریزی:

    1- 4) برنامه ریزی مانع ندامت است و به انسان تدبیر می دهد . علی علیه السلام می فرماید: التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم;

    «آینده نگری قبل از شروع کار تو را از پشیمانی ایمن می سازد .» (60)

    2- 4) برنامه ریزی حلال مشکلات است .
    امام علی علیه السلام در این خصوص می فرماید: من قعد عن حیلته اقامتة الشدائد;

    «کسی که چاره اندیشی را رها کند، با شداید درگیر خواهد شد .» (61)

    3- 4) برنامه ریزی راه استفاده صحیح از امکانات را میسر می سازد .
    امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة;

    «ظرافت و دقت در برنامه ریزی، بهتر از امکانات است .» (62)

    امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة;

    «ظرافت و دقت در برنامه ریزی، بهتر از امکانات است .» (63)

    5- انواع برنامه ریزی و اولویت های آن

    برنامه ریزی ها یا دراز مدت (جامع یا استراتژیک) و یا کوتاه مدت (عملیاتی) هستند . در برنامه ریزی دراز مدت و جامع، خطوط کلی و آینده سازمان تبیین می گردد . این برنامه ریزی کلان و جامع، به برنامه های مقطعی و کوتاه مدت جهت می دهد . و از پراکندگی و گاهی تعارض و تضادها در برنامه جلوگیری می کند . در برنامه ریزی عملیاتی خطوط کلی برنامه جامع در اجزای مناسب خرد شده و هر جزء به صورت هدف در برنامه های عملیاتی تعیین می گردد . پس می توان برنامه ریزی عملیاتی را این گونه تعریف نمود: «برنامه ریزی عملیاتی را می توان پیش بینی عملیات برای نیل به هدف های معین با توجه به امکانات و محدودیت ها و خطوط کلی ترسیم شده در برنامه جامع تعریف کرد .» (64)
    باید گفت برنامه ریزی در راس وظایف مدیر قرار دارد و شالوده مدیریت است .
    پس برای رسیدن به هدف مورد نظر، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد .

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248




    تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

    ( قسمت سوم )

    فائزه عظیم زاده اردبیلی


    سازمان دهی

    1- سازمان و سازمان دهی

    یکی دیگر از ارکان مدیریت، سازمان دهی است . سازمان مجموعه مرکبی است از واحدهای جزئی که هریک به سود بقیه، عهده دار انجام کار معینی هستند . (65)
    سازمان دهی نیز تجویز چرخه روابط رسمی بین افراد یک سازمان و منابع آن، به منظور دست یابی به اهداف آن است . (66)

    2- مبانی سازمان دهی و عملیات آن (67)

    برای سازمان دهی، مبانی مختلفی چون هدف، وظیفه، نوع تولید، عملیات، منطقه عملیات، ارباب رجوع یا مشتری وجود دارد .
    از مهم ترین مسائل در سازمان دهی و تجدید سازمان، گزینش و بکارگیری افراد درستکار و شایسته در سازمان است . حضرت علی (ع) در نامه ای خطاب به مالک اشتر ملاک های گزینش کارگزاران را بیان می فرماید; از جمله اصالت مذهبی و خانوادگی، تقوا، شرم، حیا و حزم; (68)
    نکته مهمی که امام در این گزینش به آن اشاره می کنند «والقدم فی الاسلام المتقدمة » است ؛ یعنی کسانی را برگزین که در اسلام پیشگام تر بوده اند . در جای دیگر حضرت در سازمان دهی نیروهای یک مدیر می فرماید:
    لا تتکل فی امورک علی کسلان;

    «بر انسان های کسل در کارهایت تکیه نکن » (69)

    تقسیم کار

    در تئوری حضرت امیر علیه السلام تقسیم کار یکی از مبانی و اصول مدیریت است; زیرا مدیر به وسیله تقسیم کار می تواند به اصل کنترل و نظارت مبادرت کند و بدون تقسیم کار این امر باطل است .
    وظایف داخل یک سازمان یا اداره به دو بخش عمده تقسیم می شود:
    1- وظایف خاص مدیریت
    2- وظایف مربوط به اجرای عملیات . (70)
    1- اهمیت تقسیم کار:
    هانری فایول می گوید: تقسیم کار یکی از قوانین طبیعی است که منظور از آن بدست آوردن نتیجه بهتر و زیادتر است . هرچه عملیات سازمان توسعه یابد، اهمیت تخصص و تقسیم کار بیشتر می شود . در تقسیم کار باید از تمایلات طبیعی افراد استفاده کرد; زیرا افراد کاری را که از عهده انجام آن بخوبی برمی آیند ; با میل بیشتری قبول می کنند و این عمل به کارآیی آن ها می افزاید . این تقسیم کار باید در اموری باشد که عرفا نیاز به آن هست; در اموری که فقط به خدمات یک نفر نیاز هست تقسیم کار مفهومی ندارد . (71)
    در مکتب امیرالمؤمنین علیه السلام تقسیم کار بر اساس شایستگی ها انجام می پذیرد . مدیر امور را بر مبنای لیاقت و شایستگی افراد توزیع می کند . اگر مجاری امور، مشخص و معین نباشد و به اصل تقسیم کار توجه نشود، امور مختل می گردد و حتی در برخی موارد اصطکاک ایجاد می شود . وظیفه مدیر و حاکم اسلامی تبیین وظایف است . رعایت اصل لیاقت از احراز مشاغل بر مبنای جایگزینی روابط بر ضوابط جلوگیری می کند .
    و فی الله لکل سعة و لکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه و لیس یخرج الوالی من حقیقة ما الزمة الله من ذلک الا بالاهتمام و الاستعانة بالله و توطین نفسه علی لزوم الحق و الصبر علیه فیما خف علیه او ثقل;

    «برای تمامی این گروه ها نزد خداوند گشایشی است و هریک به مقدار اصلاح کارشان بر حاکم حق دارند، والی نسبت به انجام وظایفی که خداوند برعهده او گذاشته است توفیق پیدا نمی کند; مگر به کوشش و کمک خواستن از خداوند و مهیا ساختن خود بر ملازمت حق و شکیبایی و استقامت در برابر آن; خواه بر او سبک باشد، خواه سنگین .» (72)

    کار انجام شدنی باید به یک فرد و یا واحد اداری مناسب اختصاص یابد . مدیران نباید خود کارهای عملی فراوانی را عهده دار شوند و یا در گسترش سرپرستی مستقیم بکوشند .
    پس از دسته بندی کارها باید برای هر قسمت مسؤولی را انتخاب و حدود اختیارات او را مشخص کرد . حضرت علی علیه السلام در ادامه نامه خود به مالک اشتر می فرماید:
    واجعل لراس کل امر من امورک راسا منهم لا یقهره کبیرها و لا یتشتت علیه کثیرها;

    «ای مالک! باید برای هر کدام از کارهایت یک رئیس انتخاب کنی، رئیسی که کارهای مهم او را مغلوب نسازد و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند .» (73)

    امام علیه السلام همچنین در وصیت به امام مجتبی علیه السلام می فرماید:
    واجعل لکل انسان من خدمتک عملا تاخذه به فانه احری ان لا یتواکلوا فی خدمتک ;

    «فرزندم! برای هریک از زیردستانت کاری تعیین کن تا اگر آن را انجام نداد ،او را مؤاخذه و بازپرسی کنی; زیرا این روش سزاوارتر است تا یکدیگر را وانگذارند .» (74)

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248



    هماهنگی

    مدیر تشکیلات با یک سلسله حرکت ها و برنامه های منظم، واحدهای مختلف سازمان را به یکدیگر ارتباط می دهد و عامل اصلی برای ایجاد پیوند بین افراد و واحدهای سازمان می باشد . هماهنگی و هم سویی در یک سازمان از چنان اهمیتی برخوردار است که هرگاه در مجموعه ای وجود نداشته باشد آن مجموعه دیگر مجموعه نخواهد بود و مدیری که قادر به ایجاد این هماهنگی در سطح سازمان خود نباشد، مدیر نیست . مسائلی که در هماهنگی باید در نظر گرفته شود، عبارتند از:
    1- تقویت انسجام سازمان
    2- توزیع تلاش ها بین همه افراد و واحدها
    3- جلوگیری از اصطکاک و خنثی سازی
    4- بازدهی بیشتر و بهتر در مقابل زحمت کمتر
    5- سرعت بخشیدن به کارها
    6- تقویت روابط انسانی و افزایش محبت
    در مدیریت اسلامی، «وحدت » و هماهنگی از اصول بنیادی محسوب می شود; زیرا «امامت » سازمان «امت » را از طریق آموزش های گوناگون فکری و عملی با پیوندهای مختلف به یکدیگر مرتبط می سازد . (75)
    در واقع تقسیم کار و طبقه بندی وظایف و نیز هماهنگ کردن عملیات واحدها در یک سازمان در تشکیل سازمان اهمیت بسزایی دارد: یکی از طرق مؤثر، هماهنگ کردن عملیات، تقویت ریاست سازمان است . هر واحد در یک سازمان مانند چشم و گوش رئیس سازمان است . یکی از اصول هماهنگی، تقابل در هماهنگی است ; به عنوان مثال، اگر یک سازمان از چهار واحد (الف)، (ب)، (ج) و (د) تشکیل شده باشد، کافی نیست که فقط واحد (الف) با سه واحد (ب و ج و د) هماهنگ باشد، بلکه واحد (ب) با سه واحد دیگر و همین طور سایر واحدها با واحدهای دیگر می توانند تضمین کننده یک هماهنگی کلان در یک سازمان باشد . (76)

    تصمیم گیری

    یکی از بزرگ ترین و مهم ترین ارکان مدیریت که می تواند رمز شکست و یا موفقیت مدیر باشد، «تصمیم گیری » است . امیرالمؤمنین علیه السلام رای افراد عاقل را موجب نجات آنان می داند: رای العاقل ینجی (77) و نیز می فرماید: رای الرجل میزان عقله (78);

    «میزان عقل مرد، اندیشه اوست .»

    تصمیم های صحیح و عاقلانه، امور مختلف سازمان را نظام می دهد و حرکت و ارتقا به سوی اهداف را رقم می زند; چه بسا «تصمیم گیری » دقیق که موجب کمال سعادت انسان شمرده شود . حضرت می فرمایند: اذا اقترن العزم بالحزم کملت سعادة (79);

    «هنگامی که تصمیم با دقت همراه شود، سعادت کامل می شود .»

    1- جریان تصمیم گیری و تئوری سیستم

    نقش مدیر از دید تئوری سیستم حاوی دو جنبه عمده (80) و قابل بحث می باشد: جنبه اول: آن که می تواند فعالیت و وظیفه اصلی مدیر در هر سازمان را به تصمیم گیری در مورد مسائلی از قبیل سیاست های اجرایی، مقررات، روش ها، نیروی انسانی . . . بیان نمود.
    و جنبه دوم آن که جریان تصمیم گیری از طریق یک سیستم فعال بین «داده ها» و «ستاده ها» (81) شکل می گیرد . در یک سیستم درست، مدیران بر اساس نتایج حاصل از تصمیم گیری هایشان ارزیابی می شوند; معمولا مدیران بنا بر ضرورت حرفه ای تصمیم گیرنده اند ، ولی بیشتر آنان از این که چگونه از تحلیل به تصمیم برسند، ناتوانند . تصمیم گیری فرایندی است که در شرایط مختلف مدیران تصمیمات مختلف می گیرند که ارتباط مستقیم با «مساله یابی » دارد تا یک مدیر مساله یابی نکند و مسائل را نشناسد، نمی تواند آن را حل کند; لذا در تعریف تصمیم گیری باید بگوییم:
    «تصمیم گیری فرایندی را تشریح می کند که از طریق آن راه حل مساله معینی انتخاب می گردد .» (82)

    2- مراحل تصمیم گیری

    با توجه به مسائل ذکر شده در صفحات قبل، تصمیم گیری نیاز به شش مرحله دارد:
    1- 2- تشخیص و تعیین مشکل اساسی در سیستم
    2- 2- یافتن راه حل ممکن برای مشکل شناسایی شده
    3- 2- انتخاب معیار و ملاک جهت سنجش و ارزیابی راه حل ها
    4- 2- مقایسه راه حل ها با هم و بررسی نتایج هر راه حل
    5- 2- سنجش راه حل ها با توجه به معیاری که در بند (3- 2) تعیین گردید و نتایج بدست آمده در (4- 2)
    6- 2- انتخاب یک راه حل مناسب از بین همه راه حل ها (83)
    به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام برای هر مشکلی راه حلی هست ولیکن یافتن آن نیاز به تدبیر دارد: لکل ضیق مخرج (84); «برای هر تنگنایی راه خروجی هست .»
    کسی که آرا و راه حل های مختلف را بیازماید، می تواند لغزشگاه ها را با دید وسیع بشناسد .
    حضرت علی علیه السلام می فرماید: من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء (85);

    «کسی که از آرای گوناگون استقبال کند، لغزشگاه ها را خواهد شناخت .»

    و نیز می فرمایند: اضربوا بعض الرای ببعض یتولد منه الصواب (86);

    «افکار مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید; راه صحیح از آن به دست خواهد آمد .»

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248




    - عوامل مؤثر (لوازم) در تصمیم گیری

    در چرخه تصمیم گیری عوامل زیادی دخیل هستند . تصمیم گیری ها در خلا صورت نمی گیرد و عوامل محیطی، درونی، فرصت زمانی، همه و همه در تصمیم گیری مؤثرند . تصمیمات معمولا دو بخش هستند:
    1- تصمیمه ای متعارف (عادی)
    2- تصمیم های غیر متعارف (غیرعادی .) معمولا تصمیماتی که بر اساس خط مشی روش های اجرایی، قوانین و عادات گرفته می شوند، از نوع متعارف هستند و وقت زیادی از مدیر می گیرند، ولی آنچه مهم است و عوامل شکست مدیران را معمولا ایجاد می کند «تصمیمات غیر متعارف » هستند; تصمیماتی که در رابطه با مشکلات و وضعیتهای غیر معمول اخذ می شوند . (87)
    از جمله عوامل مؤثر در تصمیم گیری عبارتند از:

    الف - عاقبت اندیشی و دوراندیشی:

    هنگام تصمیم گیری باید به عواقب و جوانب امر بیندیشیم و نتایج آینده آن را لحاظ کنیم . امیرالمؤمنین علیه السلام در این خصوص می فرماید:
    و ناظر قلب اللبیب به یبصر امده و یعرف غوره و نجده (88);

    «چشم دل انسان خردمند پایان کارش را می بیند و نشیب و فراز خویش را می شناسد .»

    مولوی در کتاب مثنوی موضوع عاقبت اندیشی را چنین می بیند:

    حبذا دو چشم پایان بین راد
    که نگه دارند دین را از فساد
    آن که پایان دید احمد بود کو
    دید دوزخ را همین جا توبه تو
    دید عرش و کرسی و جنات را
    بردریده پرده غفلات را
    گر همی خواهی سلامت از ضرر
    چشم ز اول بند و پایان را نگر (89)

    «عاقبت نگری » در کارها که در واقع نگرشی عمیق به آینده است از اصل «آینده نگری » سرچشمه می گیرد و این اصل از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است . المؤمنون هم الذین عرفوا ما امامهم . (90);

    «مؤمنان کسانی هستند که آینده خویش را می شناسند .»

    ب - ابهام زدایی:

    یکی از وظایف مدیر جهت ایجاد هماهنگی این است که از هرگونه حرکتی که به این هماهنگی ضربه می زند، قاطعانه بپرهیزد . اسلام دین صفا، صمیمیت و محبت است . یکی از حرکات شیطانی که می تواند ساختار یک سازمان را بر هم ریزد «اصل نجوی » است . در گوشی صحبت کردن یکی از اعمال شیطانی جهت فتنه انگیزی است: انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا (91);

    در گوشی سخن گفتن از اعمال شیطان است و منافقان با چنین عملی می خواهند مؤمنان را دلتنگ و اندوهناک کنند .»

    مدیر موفق کسی است که از هرگونه حرکت و اعمال ابهام آور و شبهه انگیز در محیط کار ممانعت و پیشگیری کند و اجازه ندهد رفتار و گفتار مشکوک و چند پهلو سازمان موفق او را به انحطاط بکشد و ذهن کارکنان را مغشوش سازد . ابهامات و شبهات ایجاد شده می تواند در تصمیمات مدیر مؤثر واقع شود .

    ج - مشورت:

    «مشورت » از ماده «شور» به معنای استخراج رای و نظر صحیح است . مشورت، عامل بازدارنده از استبداد رای و شخصیت دهنده زیردستان، مشوق و محرک افراد برای همکاری، باعث ایجاد هماهنگی صمیمانه و مشارکت در عقل دیگران و به دست آوردن رای صحیح است . در این خصوص حضرت امیر علیه السلام فرموده اند:
    من استبد برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها (92);

    «هرکس مشورت نکرد، تباه گشت و هر که با خردمندان با تجربه شور کند با آن ها در خردهایشان شریک می شود .»

    در اسلام مشاور و مشورت گیرنده حقوق متقابلی دارند . محفوظ بودن حق تصمیم برای سرپرستان و شیوه مشورت از جمله اموری است که بایستی بدان ها توجه شود . (93) مشاور باید عاقل، دلسوز و با تجربه باشد . انسان های بخیل و حریص و ترسو نباید طرف مشورت قرار گیرند . امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
    اطع العاقل تغنم (94);

    «از انسان دانا اطاعت کن تا بهره مند شوی .»

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  17. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248




    تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

    ( قسمت چهارم )

    فائزه عظیم زاده اردبیلی

    مشورت، فواید زیادی برای مدیر دارد که از آن جمله به موارد ذیل می توان اشاره نمود: (95)
    1- باعث رشد استعداد زیردستان می شود .
    2- مشورت از خطاهای انسان می کاهد .
    3- اگر نتیجه شکست باشد، ملامت کمتری برای مدیر به دنبال دارد .
    4- بر اعتماد، دوستی و علاقه افراد به مدیر می افزاید .
    د - قاطعیت: قاطعیت به معنی فیصله دادن به امور و حل مشکلات است . این امر با لجبازی و یک دندگی تفاوت دارد . برخی قاطعیت را پافشاری بیش از حد و عدم انعطاف پذیری و برخی دیگر آن را سختگیری می دانند . امیرالمؤمنین علیه السلام در این خصوص می فرماید:

    العسر لؤم (96); «فشار و سختگیری پستی است .»

    قاطعیت دارای دو نمود مهم است: یکی یافتن تصمیمی کارساز و کامل، دیگری ابراز تصمیم قاطع و به دور از شک و تردید .
    یقینا تردید، دودلی، ترس، هوس های زودگذر و انتظار نزدیکان فرد، استهزا و حرف مردم همه از موانع قاطعیت هستند . امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید:

    - رو تحزم فاذا استوضحت فاجزم (97);

    «در کارها فکر کن، به محکم کاری دست خواهی یافت . پس هنگامی که امور برایت روشن شد، تصمیم بگیر .»

    و نیز می فرماید: قدر ثم اقطع و فکر ثم انطق و تبین ثم اعمل;

    «اندازه بگیر سپس قطع کن، فکر کن و سپس سخن بگو، واضح کن و سپس عمل کن .» (98)

    علل ترس و واهمه مدیران در تصمیم گیری و قاطعیت معمولا عبارت است از:
    1- مسؤولان مافوق:
    کنترل
    اقدامات اصلاحی
    اهداف
    برنامه ریزی سازمان دهی
    هدایت و سرپرستی
    نمودار و فرایند مدیریت کنترل برنامه ریزی
    «نمودار شماره 4»
    2- برکناری از ریاست
    3- اخراج
    4- بی آبرویی
    5- افراد توانای موجود در مجموعه
    6- قدرت های مافوق خارج از مجموعه
    و یقینا انسانی که خدا ترس باشد از هیچ یک از این عوامل نمی ترسد و برای خدا کار می کند . ترس های بی مورد زاییده ایمان ضعیف است; الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (99);

    «آگاه باشید اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند .»

    کنترل

    کنترل عبارت از توجه به نتایج کار و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت های انجام شده و اعمال اصلاحات مقتضی بر مبنای اهداف تبیین شده است . کنترل دارای ارکانی است; مانند نظارت، ارزیابی و پیگیری .

    1- نظارت و ارزیابی

    نظارت و ارزیابی در برخی موارد آشکار و بیرونی است . با بکارگیری ماموران تجسس و پیگیری می توان امور را کنترل و ارزیابی نمود . گاهی با یک نظارت درونی می توان افراد را معتقد به وظایف خود نمود که با نفس لوامه خود امور خود را به بررسی و ارزیابی بکشند . ناظران بیرونی گاهی آشکارا و گاهی پنهانی کار خود را انجام می دهند .
    طبق فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام خدمتگزاران توده مردم هستند و بر کنترل دائمی همه کسانی که به هر نحوی به کاری گماشته شده اند، سفارش مؤکد شده است . بویژه امام توصیه فرموده است که علاوه بر آن که مدیر خود باید ناظر اعمال آنان باشد، کار آن ها را کنترل و مواظبت کند تا با سوء استفاده از قدرتی که وی به آن ها داده است ،به رعیت ستم نکنند .گروهی را نیز بایستی برای بازرسی همیشگی آن ها بگمارد تا همواره او را در جریان شیوه عملکرد آن ها قرار دهند . امام در قسمتی از سخنان گهربار خود خصوصیات لازم را جهت انتخاب این بازرسان، برای مالک اشتر می فرماید: و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم;

    «برآن ها بازرسان و کنترل کنندگانی بگمار که به تو وفادار و راستگو باشند» (100).

    کلمه «عیون » به معنی بازرسان و چشم های ناظر بر اعمال می باشد . جهت یک ارزیابی و کنترل صحیح باید به موارد ذیل توجه کرد:
    - تعیین نتایج مورد انتظار
    - تعیین استاندارد مطلوب
    - تعیین شاخص ها برای سنجش نتایج مورد انتظار
    - تعیین نحوه و روش جمع آوری اطلاعات و آمار مورد نظر (طراحی شبکه اطلاعاتی)
    - تعیین مقایسه اطلاعات جمع آوری شده و نتیجه گیری

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

  18. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و اهل بیت ع
    نوشته
    1,080
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4248





    2- پیگیری

    رکن دوم کنترل، پیگیری امور ارزیابی شده، است . یقینا اگر پیگیری نباشد نقاط قوت و ضعف بررسی نمی گردد . پس از ارزیابی و رعایت شاخص های آن بایستی افراد شایسته مورد شناسایی و تشویق قرار بگیرند; زیرا عدم تشویق، میل و انگیزه کار را از نیروهای فعال و شایسته می گیرد . تشویق باعث تنبیه خاطیان است; همان طور که امام علی علیه السلام تشویق نکردن نیکوکاران را به منزله تشویق خطاکاران می شمارند و این امر را لازم می دانند .
    عن علی علیه السلام: و لا یکونن المحسن و المسی عندک بمنزلة سواء فان فی ذلک ترهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاسائة علی الاسائة و الزم کلا منهم ما الزم نفسه; (101)

    «هرگز نباید افراد نیکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند ; زیرا این کار سبب می شود که افراد نیکوکار در کارهایشان بی رغبت شوند و بدکاران در عمل بدشان تشویق گردند و هرکدام از این ها را مطابق کارش پاداش بده .

    و در جای دیگر می فرمایند: ازجر المسی ء بثواب المحسن ; (102)

    «خطا کار را به وسیله پاداش دادن به نیکوکار تنبیه کن .»

    شایسته سالاری و صفات مدیران موفق

    یکی از اصول اساسی در گزینش شایسته سالاری است . برخورداری از خصال و فضایل برجسته فردی به تنهایی محور گزینش نیست ؛ بلکه باید توان کاری هم در کنار آن باشد . تعهد و تخصص همراه با عشق و علاقه معیار اصلی گزینش است .
    امام علی علیه السلام که تربیت یافته مکتب قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، به شایسته سالاری در نظام مدیریتی اعتقاد دارد: ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه ;

    «ای مردم همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و رهبری امت تواناترین بر اداره آن و دانا به فرمان خداوند در فهم مسائل است .» (103)

    و نیز می فرماید: من احسن الکفایة استحق الولایة ;

    «آن کس که از عهده امور بدرستی برآید، شایستگی ولایت و رهبری را دارد .» (104)

    مدیر لایق و موفق کیست؟

    1- وقار و هیبت مدیر:

    انبیا و پیامبران الهی و همه امامان معصوم علیهم السلام بویژه امیرمؤمنان که اسوه یک مدیر موفق است، از هیبت و وقار خاصی برخوردار بوده اند; زیرا خداوند در قرآن می فرماید: لله العزة و لرسوله و للمؤمنین ;

    «عزت و شوکت از آن خدا و رسولش و مؤمنان است .» (105)

    بدیهی است انسان ها هیچ گاه بدون ملاک خاصی در برابر افراد به خضوع درنمی آیند . کلیه کمالات معنوی و روحی انسان ها آن ها را بر دیگران سلطه و تفوق می دهد . بدیهی است مدیریت الهی توام با هیبت، قدرت و وقار بوده و زیربنای آن تقوا و خلوص مدیر است . تا آدمی به زیور تقوا و ایمان راستین آراسته نباشد، به چنین وقار و هیبتی دست نمی یابد; بنابراین مدیری که مهر و محبتش بر دل های همگان سایه افکنده باشد، باید با تمام وجود در خدمت فرمان های الهی باشد; زیرا به میزان اجرای این فرمان ها هیبت او افزایش می یابد .

    2- مشارکت:

    یکی از ویژگی های مدیر موفق آمیختن قوانین خشک و غیر قابل انعطاف با مهر و عطوفت است . موفقیت در این کار نشانگر هنروری مدیر است . رعایت قانون، مسؤولیت مدیر و برخورد عاطفی او انسانیتش را تثبیت می کند . امیرالمؤمنین در نامه ای به فرماندارش - عثمان بن حنیف - به خاطر شرکت در میهمانی شامی که فقرا از آن مجلس رانده شده بودند، می فرماید: ا اقنع من نفسی بان یقال امیرالمؤمنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر؟ (106);

    «آیا قناعت کنم به این که مردم مرا امیرالمؤمنین بگویند در حالی که در سختی های روزگار و تلخی های آنان با آنان شریک نباشم؟»

    در خطبه ای دیگر نیز بیان فرموده اند که مدیران و حکام باید با جلوگیری از اسراف و تجمل پرستی، مشارکت و همدلی خود را با فقرا و نیازمندان سازمان تحت اداره خود اعلام کنند . (107)

    3- تواضع:

    انسان های متواضع هرچه درخت وجودشان پربارتر گردد، متواضع تر می شوند . مدیر اسلامی شخصیت خودساخته خویش را در کنار خصلت های انسانی پرورش داده و هرگز احساس ضعف و بی ثمری نمی کند . او برای مقام و منصب اصالت قائل نیست; بلکه اصل اساسی را رضایت الهی می داند . خداوند در تبیین این صفت مدیریتی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین . (108);

    «ای پیامبر! در مسند مدیریت و رهبری بالت را برای مؤمنان و پیروانت فرود آور .»

    امیر مؤمنان نیز در خصوص رعایت این اصل اخلاقی که ضامن اجرای ضوابط در مسند مدیریت است، می فرماید:

    - التواضع زینة الحسب (109);

    «زینت بزرگواری، تواضع و فروتنی است .»

    - علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة (110);

    «بر تو باد فروتنی! پس همانا فروتنی از بزرگ ترین عبادت هاست .»

    . . . - و مشیهم التواضع (111);

    «راه رفتنشان فروتنانه است .»

    4- وفای به عهد:

    وفای به عهد از اوصاف فطری انسان ها و پیمان شکنی از ویژگی های بارز منافقان است .
    مولی الموحدین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر وفای به عهد را از مهم ترین فرایض خدایی می داند .
    و ان عقدت بینک و بین عدولک عقدة او البسة منک ذمة فحط عهدک بالوفاء و ارع ذمتک بالامانة و اجعل نفسک جنة دون ما اعطیت فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت ارائهم من تعظیم الوفاء بالعهود;

    «اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفا دار باش و بر آنچه به عهده گرفتی امانت دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان! زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست . همه مردم جهان با تمام اختلاف آرائی که دارند، حتی در زمان جاهلیت به عهد خود وفادار بودند .» (112)

    شایستگی، مهربانی، کاردانی و رحمت از جمله اوصاف این مدیر لایق جهان تشیع است که رمز موفقیت ایشان در فتوحات اسلامی بخصوص فتح کشور یمن، بدون جنگ و خونریزی به شمار می آید .(113)

    خدایا
    اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های توناساخته نمی باشد.
    « نهج البلاغه » خطبه 218

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود