صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت ترس از مرگ

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    علت ترس از مرگ




    مهمترين علت ترس از مرگ رامی توان چند چيز دانست‏كه عبارتنداز:
    1- تعلق داشتن به دنيا: كسى كه خود را وابسته به دنيا مى‏بيند و خود را دل سپرده و دلباخته دنيا مى‏داند هرگز حاضر نيست ازاسباب تعلق تعلقات خود دل بردارد و چون مرگ را روز جدايى از تعلقات مى‏داند به شدت از آن مى‏ترسد كه اين ترس به اعتبار سببش يعنى دلبستگى‏به تعلقات بسيار مذموم مى‏باشد.
    2- عقاب و عذاب بعد از مرگ: گاهى انسان‏دل را به دنيا نبسته است ولى از مرگ هم مى‏ترسد چون بر اثر گناه خود را از عذاب الهى و خشم او ايمن نمى‏دارد اين ترس بسيار ممدوح است زيراهميشه انسان را به ياد مرگ مى‏اندازد و ياد مرگ هم آثار بسيار مفيدى براى روح دارد.
    حضرت على (ع) مى‏فرمايند: (من صور الموت بين عينيه هان امرالدنيا عليه )هركس مرگ را بين دو چشمش تصور كند امر دنيا بر او سبك مى‏گردد و دنيا را به هيچ مى‏انگارد»(1)
    فقط يك شرط مهم دارد و آن اين است كه ترس نبايد آن قدر بر وجود انسان غلبه كند كه او را از رحمت‏خداوند تعالى مأيوس سازد زيرا گناه هر چند بزرگ باشد رحمت خدا بزرگترو وسيع‏تر است اين ترس بايد در حدى باشد كه به تقواى انسان بيفزايد واو را از گناهان بپرهيزاند. آباد ساختن آخرت با عمال صالح و استغفار در پيشگاه‏خداوند براى راه از بين بردن ترس از مرگ است.
    انسان اگر همیشه خود رادرپیشگاه خدا بداند ومرگ را نه نیست و نابودی که کمال انسان بداند واین دنیا را گذرگاه بداند وخود رامسافری دراین گذرگاه هرگز دل به این دنیا نمی بندد ودر اینچنین حالتی است که با دلی آرام و قلبی مطمین به استقبال مرگ می رود واین چنین مرگی نه تنها ترس ندارد که انسان به استقبالش می رود
    پى‏نوشت:‏
    (1) (الغرر والدرر باب الموت به نقل ازسرالاسرأر على سعادت ج 2 ص 160 روايت 11)

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    77
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    352



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    مهمترين علت ترس از مرگ رامی توان چند چيز دانست‏كه عبارتنداز:
    1- تعلق داشتن به دنيا: كسى كه خود را وابسته به دنيا مى‏بيند و خود را دل سپرده و دلباخته دنيا مى‏داند هرگز حاضر نيست ازاسباب تعلق تعلقات خود دل بردارد و چون مرگ را روز جدايى از تعلقات مى‏داند به شدت از آن مى‏ترسد كه اين ترس به اعتبار سببش يعنى دلبستگى‏به تعلقات بسيار مذموم مى‏باشد.
    2- عقاب و عذاب بعد از مرگ: گاهى انسان‏دل را به دنيا نبسته است ولى از مرگ هم مى‏ترسد چون بر اثر گناه خود را از عذاب الهى و خشم او ايمن نمى‏دارد اين ترس بسيار ممدوح است زيراهميشه انسان را به ياد مرگ مى‏اندازد و ياد مرگ هم آثار بسيار مفيدى براى روح دارد.
    حضرت على (ع) مى‏فرمايند: (من صور الموت بين عينيه هان امرالدنيا عليه )هركس مرگ را بين دو چشمش تصور كند امر دنيا بر او سبك مى‏گردد و دنيا را به هيچ مى‏انگارد»(1)
    فقط يك شرط مهم دارد و آن اين است كه ترس نبايد آن قدر بر وجود انسان غلبه كند كه او را از رحمت‏خداوند تعالى مأيوس سازد زيرا گناه هر چند بزرگ باشد رحمت خدا بزرگترو وسيع‏تر است اين ترس بايد در حدى باشد كه به تقواى انسان بيفزايد واو را از گناهان بپرهيزاند. آباد ساختن آخرت با عمال صالح و استغفار در پيشگاه‏خداوند براى راه از بين بردن ترس از مرگ است.
    انسان اگر همیشه خود رادرپیشگاه خدا بداند ومرگ را نه نیست و نابودی که کمال انسان بداند واین دنیا را گذرگاه بداند وخود رامسافری دراین گذرگاه هرگز دل به این دنیا نمی بندد ودر اینچنین حالتی است که با دلی آرام و قلبی مطمین به استقبال مرگ می رود واین چنین مرگی نه تنها ترس ندارد که انسان به استقبالش می رود
    پى‏نوشت:‏
    (1) (الغرر والدرر باب الموت به نقل ازسرالاسرأر على سعادت ج 2 ص 160 روايت 11)
    باسلام وعرض ادب
    بله ...اساسا يکي از عوامل مهم ترس از خروج از دنيا ، وابستگي انسان به دنيا وتعلقات دنيايي است.
    وقتي بيشتر از اينکه به فکر عمل و آباداني آخرت باشيم، فقط عمر را در کار خوشگذراني دنيا سپري کنيم، مرگ براي ما هراسناک، نگران کننده، تلخ و پر از ناکامي خواهد بود.
    چنانچه از امام مجتبي(ع) پرسيدند: يا بن رسولالله ما بالنا نکرهالموت و لانحبّه؟!
    چرا ما از مرگ اکراه داريم و آن را دوست نداريم؟
    فرمود: لانّکم اخربتم آخرتکم و عمرتم الدّنيا فانتم تکرهون النّقلة من العمران الي الخراب؛
    براي اينکه شما آخرتتان را ويران و دنيايتان را آباد کرديد، پس شما از جابه‎جا شدن از آباداني به خرابي اکراه داريد.
    حال آيا براي افرادي که چنين در دنيا تلاش کرده اند ودنيا را براي دنيا خواسته اند، و دنياي خود را آباد کرده اند ولحظه اي هم ياد مرگ نبوده اند، ترس از شب اول قبر چيز بعيدي است ؟؟؟؟
    التماس دعا


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    این مهمتر از علاقه مندیِ:از آدمای الکی مومن مــتـــنــــفــــــــرم!
    نوشته
    2,130
    حضور
    2 روز 3 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    197
    صلوات
    13520



    سلام

    به نظر من همیشه هم اینجوری نیست

    یعنی واقعا کسایی که این دو تا ویژگی رو ندارن از مرگ نمیترسن؟

    غیر ممکنه!!!!!!!!!!!!


    به نظر من یکی از علتاش اینه که ادما فقط یه بار اینو امتحان میکنن و مهمتر اینکه هیچ خبری،داستانی و یا روایتی از گذشتگان ندارن

    التماس دعا
    اگه توی مدت محدودی که در خدمتتون بودم، کوتاهی، بدی، توهین و یا ... کردم
    شما به بزرگی خودتون ببخشید و حلال کنید
    بعضی مواقع آدم لبریز می شه و نمی دونه چی کار می کنه و چی می گه
    شما ببخشید :)


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    سخن حق - مطالعه-نوشتن
    نوشته
    887
    حضور
    23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    سلام و درود

    دلیل ترس ما ندانستن و عدم آگاهی است !!!

    یاعلی
    قضاوت :
    به نام خالق عشق ،* به نام تجلي عشق (انسان) ، *به نام دلتنگي و بي قراري عاشق ،* به نام پذيرنده ي عشق (انسان) ،* به نام خاكي كه عشق در آن بارور شد (انسان)، *به نام آنكه بار آسمان ها و زمين را بدوش مي كشد(انسان) ،* و به نام عشق و همه ي عشق آفرينان
    «قضاوت»
    «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا»

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    "انسان اگر همیشه خود رادرپیشگاه خدا بداند ومرگ را نه نیست و نابودی که کمال انسان بداند واین دنیا را گذرگاه بداند وخود رامسافری دراین گذرگاه هرگز دل به این دنیا نمی بندد ودر اینچنین حالتی است که با دلی آرام و قلبی مطمین به استقبال مرگ می رود واین چنین مرگی نه تنها ترس ندارد که انسان به استقبالش می رود"
    اگه بتونیم این را عملا در رفتار و کردارمان نمایان کنیم ارزش دارد.
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    دلیل ترس ما از مرگ اینه که نمیشود به اعمالمان اطمینان و اعتماد کرد و اینکه آیا مورد قبول خداوند واقع میشوند یا اینکه اعمال ما ؟؟ برا همین میترسیم
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    سخن حق - مطالعه-نوشتن
    نوشته
    887
    حضور
    23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6267



    نقل قول نوشته اصلی توسط ماریا نمایش پست ها
    دلیل ترس ما از مرگ اینه که نمیشود به اعمالمان اطمینان و اعتماد کرد و اینکه آیا مورد قبول خداوند واقع میشوند یا اینکه اعمال ما ؟؟ برا همین میترسیم
    سلام و درود

    اگر به رحمت و مغفرت خداوند اطمینان داشته باشیم چه؟

    آیا این اطمینان برای نترسیدن کافی است؟

    یا علی
    قضاوت :
    به نام خالق عشق ،* به نام تجلي عشق (انسان) ، *به نام دلتنگي و بي قراري عاشق ،* به نام پذيرنده ي عشق (انسان) ،* به نام خاكي كه عشق در آن بارور شد (انسان)، *به نام آنكه بار آسمان ها و زمين را بدوش مي كشد(انسان) ،* و به نام عشق و همه ي عشق آفرينان
    «قضاوت»
    «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا»

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    مشکل ما اعتماد به خدا نیست.
    به کشته های خودمان است مگر نه این است که هرکسی درو میکند آنچه را که کاشته؟
    البته از خدا باید خواست که بتوانیم در راه رضایش قدم برداریم و به حال خودمان ما را وانگذارد که گمراه خواهیم شد.
    خدایا بر ما رحم کن و از ما به حق پاکان درگاهت درگذر .
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    مطلب




    بسم الله الرحمان الرحیم

    با سلام و درود بر همه دوستان
    با وجود جوابهای خوبی که توسط کارشناسان و دوستان داده شد بیان نکاتی از تفسیر نمونه را خالی از لطف نمی بینم.
    بيشتر مردم از مرگ مى ‏ترسند و وحشت دارند و پس از تحليل و بررسى مى ‏بينيم كه ريشه اين ترس را يكى از دو چيز تشكيل مى ‏دهد:
    1- بسيارى از مردم مرگ را به معنى فنا و نيستى و نابودى تفسير مى ‏كنند و بديهى است كه انسان از فنا و نيستى وحشت دارد، اگر انسان مرگ را به اين معنى تفسير كند حتما از آن گريزان خواهد بود، و لذا حتى در بهترين حالات زندگى و در اوج پيروزى فكر اين مطلب كه روزى اين زندگى پايان مى‏يابد، شهد زندگى را در كام آنان زهر مى ‏كند، و هميشه از اين نظر نگرانند.

    2- افرادى كه مرگ را پايان زندگى نمى ‏دانند و مقدمه‏ اى براى زندگى در سرايى وسيعتر و عاليتر مى ‏بينند به خاطر اعمال خود و خلافكاريها از مرگ وحشت دارند، زيرا مرگ را آغاز رسيدن به نتائج شوم اعمال خود مى ‏بينند، بنا بر اين براى فرار از محاسبه الهى و كيفر اعمال، ميل دارند هر چه بيشتر مرگ را به عقب بيندازند، آيه بالا اشاره به دسته دوم مى ‏كند.(تفسير نمونه، ج‏1، ص: 359)

    موفق باشید

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۸:۰۱

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    حقوق.رمان. مسافرت هندوانه رنگ آبی
    نوشته
    698
    حضور
    11 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3515



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام
    راستش چون باید قیافه آدم جدی ها رو بگیرم
    اساسا
    ما آدم ها هم یه جورایی معنوی می ترسیم هم مادی
    خوب کدوم رو اول بگم ؟
    آهان معنوی
    گاهی از خودمون می پرسیم خدا هست بله باید موجودی برتر از همه این کائنات باشه
    خوب آیا عقوبتی هم هست بازم بله چرا چون نمیشه هر کاری کرد اون طوری حقوق دیگران ضایع میشه
    آهان گیر همین جاست حقوق دیگران
    اجازه هست باز دو شاخه بکنمش یکی حق خدا و دیگری حق مردم
    خوب خدا که تمام فرامین رو داده چه حق خودش چه بنده اش اما حق مردم رو اصلا نمیگذره
    ساده ترین حق مردم
    لابد تا حالا توی آپارتمان خونه اقوام مهمونی رفتین یا شاید خودتون آپارتمان نشین باشید اگه طبقه بالا باشید و سر وصدا کنید و طرف مقابل ناراحت بشه شما باید پاسخگو باشید
    چون خدا خودش گفته از پر کاه نخواهد گذشت
    حق خودش ساده ترینش نماز خوندنه چقدر پابندش هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(که اگه باشیم خود خدا میگه بقیه چیزها درست میشه)
    خوب مادی
    یه عمر تلاش کردی خونه خریدی تازه قستش تموم شده یه ماشین خریدی
    عروسی خودت یا اصلا بچه هاته چی شده باید بزاری و بری خوب برات ترس میاره
    باید اونچه جمع کردی بزاری و بری
    ما میترسیم چون خودمون قبلا به حساب خودمون نرسیدیم خدا میگه به حسابتون برسید قبلا از این که به حساب شما رسیدگی شود
    شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید این طور نوشت هر گلی هم باشی
    چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری است
    زندگی در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست
    فاصله تلخ ترین خاطره هاست

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود