صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختیار و جهل به نتیجه

  1. #11

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    2,063
    حضور
    48 روز 11 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5685



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط UTD نمایش پست ها
    اینها نظر شخصیه. اما اینکه چقدر به حقیقت نزدیکه رو نمیدونم
    لطفا سعي كنيد در محدوده سوال تاپيك بحث كنيد و از پرداختن به مباحث حاشيه اي يا دور از بحث اصلي خودداري فرماييد تا از موضوع بحث خارج نشويم.
    با تشكر از همراهي شما


  2. #12

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    57
    حضور
    5 روز 19 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    لطفا سعي كنيد در محدوده سوال تاپيك بحث كنيد و از پرداختن به مباحث حاشيه اي يا دور از بحث اصلي خودداري فرماييد تا از موضوع بحث خارج نشويم.
    با تشكر از همراهي شما
    سلام
    بله حتما،درست میفرمایید.
    البته بنظرم رسید چندان هم حاشیه نبود چون بطور غیر مستقیم با موضوع تاپیک ارتباط داشت.
    اگر اشتباه نکنم موضوع تاپیک اینه که اختیار بدون دانستن از نتیجه آن چه فایده ای داره؟
    بنده هم بررسی کردم که آیا اصولا علم به آینده یا دونستن نتیجه ی اعمالمون با در نظر گرفتن حق انتخاب انسان،امکان پذیره یا نه؟ (یعنی انکه اصلا از ابتدا آینده از قبل مشخص بوده که حالا جهل ما نسبت به نتیجه اعمال مون مورد بحث قرار بگیره یا نه).البته بنظر بحث روی مصداق هایی کشیده شد، مصداق هایی که اثراتش زمانبردار نیست و ربطی به آینده نداره و همواره ثابته(مثل شراب، مواد مخدر و...) ولی بنده کلی گفتم هر عملی که نتیجه اون رو نمیدونیم بخاطر همین بحث رو به آینده کشوندم...

    شاید بنظر بی ربط باشه و من درست متوجه سوال نشدم...


    نقل قول نوشته اصلی توسط UTD نمایش پست ها
    سلام
    اینها نظر شخصیه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    سلام
    پست قبلی ام امکان ویرایش نداشت.
       

    اون قسمتی که خداوند به پیامبر(ص) فرمان بخشش و عفو و مشورت داده بودن(یعنی آیه 159 سوره آل عمران)گویا شان نزول این آیه برای اصحاب فراری جنگ احد بوده که در آیه 155 ال عمران بیان شده نه تنها کسایی که بخاطر اجرا نکردن فرمان رسول، باعث کشته شدن مسلمونا شدن...ولی خب یه دستور کلیه و میتونه شامل اونها هم بشه.


    إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا ۖ وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ

    کسانى از شما که در روز رو به رو شدن دو جمعیّت با یکدیگر (در جنگ اُحُد)، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت. ولى خداوند آنها را بخشید. زیرا خداوند، آمرزنده و داراى حلم است.
    (آل عمران/155)

    خواستم این قسمت رو اصلاح کنم که امکان ویرایش وجود نداشت...

    برای اینکه از بحث منحرف نشیم پرسش جدیدی ارسال کردم با موضوع علم خداوند به آینده انسان ها که منتظرم تایید بشه... ان شاءالله در آن تاپیک این مسئله بررسی میشه...اگر صلاح دیدید شما هم سری بزنید شاید بخشی از جواب سوالات شما در آنجا گفته بشه و بتونید دید بهتری نسبت به پرسش هاتون پیدا کنید...
    ویرایش توسط UTD : ۱۳۹۸/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۲:۲۳

  3. صلوات


  4. #13

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    351
    حضور
    7 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    397



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام

    منظور از علم اجمالي حدس نيست، بلكه منظور يك نحوه علم كلي به موضوع است.
    به عنوان مثال دوست شما پزشك است و با توجه به تخصصي كه دارد به شما مي گويد به هيچ وجه مشروبات الكلي مصرف نكن يا اصلا سيگار نكش. شما با توجه به اطميناني كه به صداقت اين دوست پزشك داريد، از اين دو كار اجتناب مي كنيد و به طور اجمالي مي دانيد اين دو كار ضرر دارد، اگرچه دقيقا نمي دانيد الكل و سيگار چه خطراتي در بر دارند ولي دوست شما با تحقيقات خود در اين زمينه مي داند كه سيگار باعث سرطان ريه و ... مي شود و درماني هم ندارد يا الكل باعث تخريب سلولهاي مغزي شما مي شود و ديگر نمي توان آن را جبران كرد.
    بنابراين شما به ضرر داشتن سيگار و الكل علم اجمالي داريد و دوست شما علم تفصيلي دارد.


    همين كه انسان قادر به انتخاب آنچه مي خواهد باشد، اين مدح است. مانند اينكه شما را به ميهماني دعوت كنند و شما را مجبور كنند به خوردن يك نوع غذاي خاص اما ديگران در انتخاب نوع غذا آزاد باشند. شما كداميك را بيشتر دوست داريد؟
    البته اختيار داشتن انسان مانند تيغ دو لب است و مي تواند او را بالاتر از ملك برده يا از حيوان هم پست تر كند اما اين نتيجه اختيار است و خود اختيار امر ممدوحي است.


    انسان بايد در همه حال توكل داشته باشد، حتي امام معصومي كه حقيقت اعمال را مي بيند و علم دقيق به عاقبت كار دارد، توكلي بالاتر از همه انسان ها دارد.
    اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه علم دقيق به عاقبت كار به معناي انتخاب درست نيست، اين ها دو مقوله جدا از هم هستند؛ به طوري كه گاهي حتي با علم به عاقبت كاري، ممكن است انسان مرتكب عملي شود كه مخالف علم اوست.

    اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه بالاخره قرار است انسان با ايمان به غيب درجات يا دركات را بپيمايد:
    «الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»؛ (پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است‏] ايمان مى‏آورند و نماز را برپا مى‏دارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.(بقره: 3)
    در حقيقت ارزش كار زماني است كه انسان كليات يك عمل را بداند كه خوب است يا بد و بر اساس خبري كه از پيامبران يا ائمه عليهم السلام به آنها رسيده است، عمل كند.


    ۱- اگر آن دوست را بتوان پیدا کرد ؟ همه همچین امکانی دارند ؟
    اون سیگاری و الکی هم موش آزمایشگاهی شده که توانستند بفهمنند چه خطراتی دارد در پست قبلی مثال های مشابه را گفتم .
    بهتره بگیم موش های آزمایشگاهی در عالم باعث کار آفرینی خوبی می شوند ، دکتر مهندس و مشاور و ... به وجود می آیند و هر کدام همدیگر را تکمیل می کنند . این وسط گوشت قربانی اهمیت ندارد.
    ۲- زیبایی اختیار جهل گونه را در این می بینید که کدام غذا را ( می دانم مثال است ) در مهمانی انتخاب کنیم ؟
    شاید مامانمون او غذا را درست کرده و مزه آن زیر دندانمان مانده ، شاید ۵۰۰ ساله آن غذا را نخورده باشیم و هوس کرده باشیم ، شاید بگوییم اینو تست کنیم ببینیم چه مزه ایست ، درسته ؟ کاری به این ها ندارم ، مهم این است شما از مواد اولیه و کیفیتشان خبر ندارید ، نمی دانید همان باعث میشه رگ قلبتون بگیره و چند سال بعد چند میلیون بریزید تو حلقوم دکتر که منت بگذارند درمانتان کند ، نمی دانید مسموم است یا سالم نمی دانید و نمی دانید ، فقط به چشم و عوامل گذشته و حدس و گمان اعتماد می کنیم.
    چیزی مثل قمار .

    بهتره خلاصه کنیم که اگر اختیارجهل گونه ات عشق و حال نصیبت کرد مبارکت باشد اگر قربانی شدی گوربابای شانس ؟ چیزی که مهم است این وسط گوشت قربانی اهمیتی ندارد

  5. #14

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    2,063
    حضور
    48 روز 11 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5685



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    اگر آن دوست را بتوان پیدا کرد ؟ همه همچین امکانی دارند ؟
    کسی که اعتقاد به خدا پیدا می کند و می داند این خدا بد او را نمی خواهد و هر امری که کرده منفعتی دارد و نهی او هم مضراتی دارد، بسیار فراتر از دکتوری است که با علم محدود خود برخی خواص و مضرات را شناخته و توصیه هایی می کند.
    حالا شما که دسترسی به این دین دارید و می دانید که خداوند بد انسان را نمی خواهد، چرا به همین علم اجمالی عمل نکنید؟
    بالاخره انسان می داند که آنچه دین گفته به نفع اوست حالا اگر جزئیات را نداند، آیا می تواند عذری برای گناهان خود داشته باشد؟
    لطفا با انصاف جواب بدهید...

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    زیبایی اختیار جهل گونه را در این می بینید که کدام غذا را ( می دانم مثال است ) در مهمانی انتخاب کنیم ؟
    این یک مثال بود...
    شما گاهی اصل بحث را فراموش می کنید و اشکالات را روی مثال می برید، مثال برای تقریب به ذهن است.
    بنده برای ترجیح اختیار یک مثال زدم، حالا شما برای جبری بودن دلیل بیاورید.
    اصلا شما انسانی را پیدا می کنید که از مجبور بودن خوشش بیاید؟
    این مطلب به نظر کاملا روشن است.

    نکته آخر اینکه ما برای خدای متعال موش آزمایشگاهی نیستیم، خدای متعال برای علم به مضرات و منافع انسان نیازی به آزمایش ندارد. بر خلاف انسان که برای کسب علم مجبور به آزمایش و بررسی گزینه های احتمالی دارد.

    البته گاهی انسان گناهی را انجام می دهد که حتی علم اجمالی هم به حرمت آن ندارد، مانند کسی که تازه اسلام آورده و نمی دانسته شراب حرام است و مدتی هم مصرف کرده است. چنین شخصی به جهت ندانستن ممکن است معذور باشد اما بالاخره این عالم بر اساس اسباب و مسببات اداره می شود و هر علتی بالاخره معلولی در پی خواهد داشت و قرار نیست خداوند در هر مورد اینچنینی معجزه کند و اثرات شراب را منتفی کند.

    سعی کنید برای بررسی یک مساله احساسات خود را دخیل نکنید تا به نتیجه برسید. نقل این جریان شاید کمکی به این مطلب بکند:

    پر کردن چاه برای جلوگیری از منفعت طلبی در فتوا
    شهید مطهری نقل می‌کند: معروف است که علامه حلّى براى اولین بار در تاریخ فقه شیعه معتقد شد که این که مى‏‌‌گویند [اگر نجاستى در چاه بیفتد] چاه نجس مى‏‌شود، اگر مرغى بیفتد چند دلو آب باید کشید، اگر الاغى بیفتد چقدر و اگر انسانى در آن بمیرد چقدر، کشیدن این آبها مستحب است، واجب نیست و حال آنکه تا عصر او تمام فقهاى شیعه اتفاق داشتند که اینها واجب است.

    قضیه این بود که در خانه خودش این ابتلا پیدا شد. یک نجاستى در چاه افتاده بود و خواست نظر بدهد. آمد از نو مستقل روى این مسأله فکر کند. کتابها و مدارک را جلوى خودش گذاشت که درباره این مسأله قضاوت کند، فتواى واقعى خودش را به دست بیاورد که واقعا این کار واجب است یا واجب نیست. مطالعه کرد، یکدفعه دید آن گوشه دلش تمایل به این است که فتوایش این باشد که واجب نیست چون الآن منفعتش ایجاب مى ‏کند که واجب نباشد.

    ترسید که این منفعت‌‏طلبى، فکرش را بدزدد و بعد فتوایى بدهد که این فتوا زبان فقه و فکر و استدلال و زبان یک فکر بى‏‌طرف نباشد، زبان یک فکر طرفدار باشد. مى‏‌گویند دستور داد چاه را پر کردند. خودش را از این منفعت طلبى آزاد کرد، بعد نشست فکر کردن، دید الآن هم عقیده‌‏اش همین است، آنوقت فتوا داد.


  6. #15

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    2,063
    حضور
    48 روز 11 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5685




    تکمیل مباحث پیشین:

    بین آزمایشی که انسان انجام می دهد با آزمایشی که در متون دینی مطرح است، تفاوت عمده ای وجود دارد؛ در آزمایش های بشری، دانشمندان به دنبال یافته های جدید و فهم نو هستند، بنابراین نمی دانند و با آزمایش علم جدیدی پیدا می کنند و در این بین ممکن است مدت طولانی طول بکشد و هزینه های هنگفتی هم از نظر مالی و جانی داشته باشد. اما در مورد خداوند اگر بحث آزمایش مطرح می شود، منظور کسب علم جدید نیست، بلکه این آزمایش برای خود انسان است تا هنگام جزاء عذری نداشته باشد: «وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في‏ صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»؛ خداوند، آنچه در سينه‏ هايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينه‏ هاست، با خبر است.(آل عمران: 154) بنابراین خداوند همه چیز را می داند اما برای اینکه بر انسان هم ثابت شود، او را امتحان می کند که البته در ضمن این امتحان، استعدادهای انسان نیز شکوفا می شود و در مسیر کمال یا شقاوت قرار می گیرد و انتخاب یکی از این دو راه به عهده خود اوست. امیر المومنین علیه السلام نیز در این رابطه می فرماید: «گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى‏ كند تا كارهاى خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آنها ظاهر گردد».(نهج البلاغه، ص484، کلمه قصار93)

    نکته آخر اینکه عواملی مانند محیط و طینت در حد اقتضاء و علت ناقصه هستند نه اینکه به صورت علت تامه انسان را سعید یا شقی کنند. برای اطلاع بیشتر ر.ک:
    آیا روایات طینت حاکی از جبر است؟


  7. #16

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    351
    حضور
    7 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    397



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها

    تکمیل مباحث پیشین:

    بین آزمایشی که انسان انجام می دهد با آزمایشی که در متون دینی مطرح است، تفاوت عمده ای وجود دارد؛ در آزمایش های بشری، دانشمندان به دنبال یافته های جدید و فهم نو هستند، بنابراین نمی دانند و با آزمایش علم جدیدی پیدا می کنند و در این بین ممکن است مدت طولانی طول بکشد و هزینه های هنگفتی هم از نظر مالی و جانی داشته باشد. اما در مورد خداوند اگر بحث آزمایش مطرح می شود، منظور کسب علم جدید نیست، بلکه این آزمایش برای خود انسان است تا هنگام جزاء عذری نداشته باشد: «وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في‏ صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»؛ خداوند، آنچه در سينه‏ هايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينه‏ هاست، با خبر است.(آل عمران: 154) بنابراین خداوند همه چیز را می داند اما برای اینکه بر انسان هم ثابت شود، او را امتحان می کند که البته در ضمن این امتحان، استعدادهای انسان نیز شکوفا می شود و در مسیر کمال یا شقاوت قرار می گیرد و انتخاب یکی از این دو راه به عهده خود اوست. امیر المومنین علیه السلام نیز در این رابطه می فرماید: «گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى‏ كند تا كارهاى خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آنها ظاهر گردد».(نهج البلاغه، ص484، کلمه قصار93)

    نکته آخر اینکه عواملی مانند محیط و طینت در حد اقتضاء و علت ناقصه هستند نه اینکه به صورت علت تامه انسان را سعید یا شقی کنند. برای اطلاع بیشتر ر.ک:
    آیا روایات طینت حاکی از جبر است؟
    بهترین بخش حرفاتون اون بخشی که گفتید با انصاف جواب بدید بود ، انصاف !!

    ممنون که این را گذاشتید پس خلقت ارواح قبل ابدان هم صحت دارد که زندگی دنیا چیزی جز اتمام حجت انتخاب و امتحان عالم ذر نیست ، پس خداوند توانایی پرسش برای به دنیا امدن و نیامدن داشته ، همه چی طبق برنامه ریزی داره پیش میشه. پس صحنه های آشنا که حالا اسم علمی دژاوو گذاشتن ریشه در عالم ذر دارد.

    ما داریم بی خودی خودمون رو سرگم می کنیم از قبل انسان متهم ردیف اول هست
       

    او از آنچه می کند ( در برابر هیچ کس ) مورد سؤال و مؤاخذه قرار نمی گیرد و همه آنها ( همه آفریده های او در مقابل او ) مورد سؤال و مؤاخذه قرار می گیرند.انبیا ۲۳



    شما هم در حرفاتون سود و لذتی قانع کننده برای اختیار اینگونه بیان نکردید

  8. #17

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    57
    حضور
    5 روز 19 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    پس خلقت ارواح قبل ابدان هم صحت دارد که زندگی دنیا چیزی جز اتمام حجت انتخاب و امتحان عالم ذر نیست ، پس خداوند توانایی پرسش برای به دنیا امدن و نیامدن داشته ، همه چی طبق برنامه ریزی داره پیش میشه. پس صحنه های آشنا که حالا اسم علمی دژاوو گذاشتن ریشه در عالم ذر دارد.

    ما داریم بی خودی خودمون رو سرگم می کنیم از قبل انسان متهم ردیف اول هست
       

    او از آنچه می کند ( در برابر هیچ کس ) مورد سؤال و مؤاخذه قرار نمی گیرد و همه آنها ( همه آفریده های او در مقابل او ) مورد سؤال و مؤاخذه قرار می گیرند.انبیا ۲۳



    شما هم در حرفاتون سود و لذتی قانع کننده برای اختیار اینگونه بیان نکردید
    سلام
    ببخشید که بنده هم پاسخ میدم...
       

    دوست من داری زود نتیجه میگیری...
    شما تفسیر های مختلف رو بررسی کردید اینم در کنار اونها در نظر داشته باشید(شاید هم شنیدید...):
    اصلا عالم ذر اون چیزی نیست که شما فکر میکنی که ما مثلا در یک عالمی قبل از دنیا خلق شده باشیم بعد خدا از ما سوال کرده باشه که مثلا :
    دوست داری خلقت کنم؟
    دوست داری تو کدام خانواده بیفتی؟
    دوست داری قدت چقدر باشه؟
    پسر باشی یا دختر؟
    و...
    شما قبل از اینکه بری سراغ روایات که در مورد عالم ذر خیال پردازی کنن،اول یه نگاه به خود آیه بنداز ببین چی میگه:

    وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ

    و (به خاطر بیاور) زمانى را که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذریّه آنها را برگرفت. و آنها را بر خودشان گواه ساخت. (و فرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى دهیم.» (خداوند چنین فرمود، مبادا) روز رستاخیز بگویید: «مااز این، غافل بودیم. (و از پیمان فطرى بى خبر ماندیم)».
    (اعراف/172)

    1-اصلا جایی از آیه اشاره نکرده یک عالمی بوده،به نام ذر که شما در اونجا بوجود اومده باشید و پاسخ داده باشید.

    2-مفاد پیمان هم این بود نه چیز های دیگه: آیا من پروردگار شما نیستم؟»گفتند: «آرى، گواهى مى دهیم.»

    3-دلیل این پیمان چه بود؟ (خداوند چنین فرمود، مبادا) روز رستاخیز بگویید: «مااز این، غافل بودیم. (و از پیمان فطرى بى خبر ماندیم)»

    نتیجه : عالم ذر،عالمی قبل از دنیا نبوده که خداوند از ما پیمانی گرفته باشه و ما هم پاسخ داده باشیم،اول اینکه منظور از عالم نه آنکه عالم جدیدی باشه،مثل عالم دنیا یا عالم آخرت بلکه عالم به شکل مجازی بیان شده، مثل اینکه بگن عالم حیوانات... یا بگن عالم انسان ها...
    آیا حقیقتا حیوانات و انسان ها هر کدام در دنیای متفاوت زندگی میکنن یا هر دو در یک دنیا هستند و عالم شکل مجازی دارد؟
    بنابراین عالم ذر مکان جدیدی نیست که ما در آنجا خلق و مورد پرسش قرار گرفته باشیم بلکه عالم به شکل مجازی خودش بیان شده و به همین خاطر عالم ذرات نام گرفته.

    گفتگوی خداوند هم با ذرات نه اینکه به صورت گفتگوی بشری ما صورت گرفته و ما هم پاسخ داده باشیم بلکه به صورت زبان وجودی و تکوینی(زبان طبیعت)این پیمان گرفته شده.


    به بعضی ها دقت کردی، وقتی یه اثری از خودشون بجا میذارن روی همون ،نام و امضاء یا نماد خودشون رو حک میکنن که مشخص بشه این اثر مال کیه؟

    بنظرم خدا هم همچین کاری کرده... یعنی تک تک ذراتمون وقتی که میخواستیم خلق بشیم مهر و امضاء خدا روشون خورده و کسی نمیتونه بگه من خالقم رو نمیشناختم و روز قیامت بهانه بیاره.

    عالم ذر یه همچین مفهومی داره بقیه حرف ها بنظرم بیشتر خیال پردازیه...


    در مورد طینت....

    من هیچ جایی از قرآن ندیدم بطور مستقیم حرفی از طینت زده باشه.از طین(به معنای نوعی خاصی از گل) گفته شده ولی جایی ندیدم حرفی از طینت بزنه و بنظر میاد طینت از روایات گرفته شده نه از قرآن.

    اگر بخوام نظر خودم رو درمورد طینت بگم:
    طینت هم شکل مجازی داره.آیا نشنیدی بگن فلانی بد طینته یا خوش طینته؟ آیا منظور اینکه نوع خلقتش بد یا خوبه یا منظور طینت،نوع اخلاق و رفتار و شخصیتشه که شکل اکتسابی داره و ذاتی نیست؟
    بنظرم طینت خمیر مایه ی هر کسیه.خمیر رو که دیدی هر شکلی که دوست داشته باشی میتونی اون رو شکل بدی...


    طینت هم باید همینجوری باشه مثل خمیر که آدم میتونه اونو شکل بده...

    اون دیدی که شما به طینت دارید که طینت آدم ها دلیل اعمالیه که انجام میدن،با کمی تفکر متوجه میشید اینطوری نیست.


    اگر قرار بود انسان ها بر اساس طینت شون عمل کنن و طینت قابل تغییر نباشه دیگر خداوند دلیل نداشت پیامبری و کتابی بفرسته... هرکسی بر اساس طینتش عمل میکرد،یه عده سعید بودن یه عده هم شقی... چیزی شبیه حیوان ها...

    اگر شما به خدا باور دارید که او هم علیم و هم رحیم و هم حکیم،حتما میپذیرید که خداوند نعوذ بالله قصد بازی با ما رو نداشته و همچین خدایی ما رو به حال خودمون رها نمیکنه....

    لذت اختیار هم در اینه که خدا با فرستادن پیامبران و کتاب آسمانی به ما آگاهی داده و به ما تضمین داده که از هدایتش پیروی کنیم نه ترسی بر ماست و نه غمگین خواهیم بود.در یک عمر کوتاه 70 80 ساله به ما یک عمر بینهایت و ابدی خواهد داد...دیگه چی از این بهتر؟


    ویرایش توسط UTD : ۱۳۹۸/۰۳/۲۲ در ساعت ۱۸:۳۲

  9. #18

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    2,063
    حضور
    48 روز 11 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5685



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    پس خلقت ارواح قبل ابدان هم صحت دارد که زندگی دنیا چیزی جز اتمام حجت انتخاب و امتحان عالم ذر نیست
    خلقت ارواح قبل از ابدان هیچ ربطی به جبر ندارد و بنده هم اصلا اشاره ای به این مطلب نکردم!
    یک سوال رو لطفا جواب بدهید:
    خدا چه نیازی دارد که انسان را مجبور به کاری کند و همان انسان را مجازات کند؟

    واقعا تصور شما از خدا همین است؟!
    هیچ انسان منصفی این کار را نمی کند، چه برسد به خالقی که نیاز به کسی و چیزی ندارد.

    شما قبل از اینکه به پاسخ جبری یا اختیاری بودن اعمال برسید، لازم است خداشناسی را تکمیل کنید...
    موفق باشید.


  10. #19

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    351
    حضور
    7 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    397



    سلام
    باشه شما درست می گید
    انصاف اینه که خداوند که علم دارد و بینا هم هست و زجر و شکست و درد مخلوقش را می بیند و خیلی علاقه دارد بخل به خرج ندهد و حتما باید به دنیا بیاوردش آخر سر هم همه چیز را گردن اختیار بندازد و رهسپار جهنمش کند.
    امان از گوشت قربانی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها

    موفق باشید.
    نیستم

  11. #20

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    57
    حضور
    5 روز 19 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    سلام
    باشه شما درست می گید
    انصاف اینه که خداوند که علم دارد و بینا هم هست و زجر و شکست و درد مخلوقش را می بیند و خیلی علاقه دارد بخل به خرج ندهد و حتما باید به دنیا بیاوردش آخر سر هم همه چیز را گردن اختیار بندازد و رهسپار جهنمش کند.
    امان از گوشت قربانی.
    سلام

       

    دوست من
    بنظرم،ما تا میتونیم باید از دید یک خدا به قضیه نگاه کنیم.قبلا هم اشاره کردیم و خود شما هم میدونید خدا قرار نیست مچگیری کنه که بگه دیدی تو با اختیارت اشتباه کردی،حالا بفرما برو جهنم!

    هیچ معلمی با هدف رد کردن شاگردا ازشون امتحان نمیگیره بلکه با امتحان،شاگردا بیشتر با خودشون آشنا میشن و میتونن نقاط ضعف خودشون رو اصلاح کنن.

    کسی که از روی جهالت و با اختیار خودش دست به کاری میزنه نمیشه اون رو مثل کسی که به قبیح بودن اون عمل آگاه بوده،مواخذه کرد.یعنی اصلا اینکار از یه خدای عادل بعیده.

    نمونه واضحش دوران جاهلیت اعراب بوده که بچه های بیگناه رو زنده به گور میکردن.
    خب بعد بعثت پیامبر اینها فهمیدند چه کار اشتباهی میکردن !!

    شما هم اگر حقیقتا نمیدونستی و بعد ها فهمیدی که چه ضرری بهت خورده و الان هم پشیمونی،خب خدا جور دیگه باهات حساب میکنه.
    دیگه بدتر از قتل که نبوده!
    نمیشه برای همه یه نسخه پیچید.
    من درکت میکنم با وضعی که دچار شدی نمیتونی با خدا ارتباط برقرار کنی و نسبت بهش حسن ظن داشته باشی.اینکه خدا چطور این همه ظلم و ستم رو میبینه ولی کاری نمیکنه؟
    اینکه چرا من داشتم کاری میکردم که آیندم خراب بشه و خدا کاری نکرد؟ آیا خدا راضیه این همه رنج و سختیه من بوده؟ و سوال هایی از این دست...


    __________________________________________________ ________

    اول اینکه از دید خدا زمان به گونه ی دیگیه.
    الان میگن نزدیک 4 میلیارد سال از عمر زمین گذشته تا بعدش تقریبا رسیده به انسان.مدت زمانی که کل انسان ها تا الان روی زمین زندگی کردن رو به عمر 4 میلیارد سالی زمینی تقسیم کنی،در حد یه اپسیلون زمان هم نگذشته!!

    یعنی در حد یک پلک چشم زدن هم نشده که انسان ها روی زمین زندگی میکنن...

    حالا عمر یه انسان که نهایتش 100 سال بیشتر نیست.یعنی خدا به یه انسان در دنیا خیلی میدون نداده بتونه ظلم و ستم کنه یا اینکه خیلی در درد و رنج باشه!

    روز قیامت خدا میفرماید:

    مؤمنون:112

    قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ

    [خدا در آخرت از منکران دنیابین] پرسد:چند سال در زمین درنگ کردید [=از زمان مرگ‌تان تا روز قیامت چقدر بود]!؟


    مؤمنون:113

    قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ
    گویند: یک روز یا قسمتی [=ساعاتی] از روز! [درست نمي‌دانيم] از شمارندگان [=فرشتگان حساب نگه دار] بپرس.


    مؤمنون:114

    قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ
    ـ [خدا] گوید: [آری] جز اندکی درنگ نکردید! کاش شما جداً [این حقیقت را در تمام مدت عمر] مي‌دانستید.

    __________________________________________________ ________

    آیه 114 خدا میفرماید:درسته،شما مدت زمان کمی رو درنگ کردید...در حالی که از زمان مرگ شون تا زمان قیامت شاید میلیارد ها سال طول کشیده باشه بخاطر همین خدا میفرماید کاش در دنیا هم اینطور آگاهی داشتید که مدت زمان عمر کوتاست،طوری که شما اصلا فاصله زمانی بعد از مرگ تا روز قیامت رو اصلا درک نکردید!!

    پس از دید خدا،آدما اونقدر بهشون میدون داده نشده!

    در مورد علت رنج و سختی ها... واقعا دلیل این همه مشکلات که گریبان گیر آدما میشه چیه؟
    اصلا چرا باید شر باشه؟اصلا چرا خدا ی خیر خواه باید به شیطان میدان بده که انسان ها رو گمراه کنه؟؟

    بزار یه گذری به قرآن بزنیم...
    پیامبر(ص) خیلی شیفته و علاقمند بود همه ی مردم با پیام هایی که از طرف خدا بهش وحی شده بود ایمان بیارن و سعادت مند بشن... اما عده ای نمی پذیرفتن و راه کفر رو در پیش میگرفتن و با رسالت پیامبر(ص)مشکل داشتن در صورتی که پیامبر (ص) یقین داشت راه راست همینه و دوست داشت همه برن بهشت... پیامبر هم از این وضع ناراحت بوده که چرا یه عده اینطورین...خدا به پیامبر میفرماید:

    فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ

    پس در برابر آنچه که می گویند،صبور باش؛و پیش از طلوع آفتاب،و قبل از غروب آن،و (همینطور) در پاره ای از شب و اطراف روز، پروردگارت را (در بی عیب و نقص بودن نظاماتش) ستایش کن تا راضی شوی.
    (طه/130)

    منظور خدا چیه از اینکه به پیامبر میفرماید در طلوع و غروب خورشید و قسمتی از شب خدا رو تسبیح و ستایش بکن تا راضی بشی؟؟؟

    اینظور بنظر میرسه که خدا به پیامبر(ص) داره میگه اینقدر نگاه جزئی به مسائل نداشته باش که چرا عده ای با وجود چنین پیام های روشنی ایمان نمیارن، یه نگاهی به آسمون بالای سرت بنداز، طلوع و غروب خورشید رو ببین که چطور روشنایی روز و تاریکی های شب جای هم دیگه رو میگرن و در این اختلاف های شب و روز هست که این نظام طبیعت رشد پیدا میکنه... اگر همیشه روز بود دما افزایش پیدا میکرد اینطوری همه ی درخت ها، گیاهان خشک میشدن اگر هم همش تاریک بود، یخ میزدن...
    در مورد وجود شیطان و مشکلات زندگی انسان ها هم همین قوانین طبیعت برقراره...
    انسان ها در این تضاد ها و شکست هاست که رشد میکنن...
    انسان ها توی مشکلاته که ساخته میشن...
    توی مشکلاته که استعداد های بالقوه ای که دارن رو میتونن به فعلیت برسونن و شکوفان بشن...
    استیو جابز ها ....گاندی ها...آلبرت انیشتن ها ... استیون هاوکینگ ها...
    نگاه نکن عده ای که توی رفاهن یا دارن از زندگی لذت میبرن،حتما خدا خیلی براشون خواسته و عاشق چشم و ابروشون بوده که چنین کرده یا اینکه الان دچار مشکلات شدی فکر نکن که خدا ولت کرده...
    خدا هر قدر امکانات داده همونقدر از آدم انتظار داره و باید پاسخگو باشه...

    تنها چیزی که میتونم بهت بگم اینه که صبر داشته باشی،البته نه اون صبری که وایستیم امام زمان ظهور کنه... منظور از صبر،استقامته...

    به یاد پیامبر خدا،ایوب(ع) بیفت که صبر و استقامت داشت.(البته خدا صبری به اندازه پیامبرانش از ما نمیخواد).

    اصلا به نتیجه کاری نداشته باش که جهنمی هستم و فلان...

    با هدف رضای الهی پیش بری،هیچ غمی نداری... حتی اگر در این راه،اشتباه هم کنی در نهایت به نتیجه مطلوب میرسی.مثل حضرت یونس(ع) با اینکه از هدایت قومش ناامید شده بود و ماموریتش رو ترک کرد،ولی ورق برگشت و قومش ایمان آوردن!

    در هر حال آدم باید خیلی ظرفیتش بالا باشه که توی مشکلات نسبت به خداوند حسن ظن داشته باشه و همچنین در زمان رفاه هم خیالات برش نداره...



    ویرایش توسط UTD : ۱۳۹۸/۰۳/۲۵ در ساعت ۰۹:۳۸

صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۸/۰۳/۰۹, ۱۷:۲۱ : 16

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود