جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وهابیت چگونه به وجود آمد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    نوشته
    1,015
    حضور
    88 روز 19 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1493

    وهابیت چگونه به وجود آمد؟




    سلام

    چطور شد وهابیت به وجود امد؟
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۸/۰۱/۰۷ در ساعت ۲۲:۲۶

  2. صلوات


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    29,204
    حضور
    261 روز 20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    62
    صلوات
    66722



    با نام و یاد دوست



    وهابیت چگونه به وجود آمد؟


    کارشناس بحث: استاد صدرا



  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,197
    حضور
    68 روز 4 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11347



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    سلام

    چطور شد وهابیت به وجود امد؟
    با سلام و عرض ادب
    در قرن دوم هجری و بعد از ترویج نقل حدیث از سوی حاکمان اموی، گرایشی فکری شکل گرفت که اساس آن در توجه به ظواهر کتاب و سنت و پرهیز از هر گونه تحلیل عقلی در تفسیر معارف قرآن و سنت بود. از این گرایش با عنوان «اصحاب حدیث» یاد می شود.

    ویژگی بارز اهل حدیث در تمسک به ظواهر قرآن و سنت در اصول اعتقادی و معارف دینی ودر تقابل کامل با معتزله بود؛ لذا آنان از بكارگيرى عقل و تحليل‏هاى عقلانى در زمينه ی مسائل اعتقادى و معارف دينى به شدت پرهيز مى‏ نمودند. [1]

    مذهب فقهی «احمد بن حنبل» (241-161هـ) و مبانی فکری وی بستری مناسب برای ترویج عقاید اهل حدیث در قرن سوم بود؛ لذا از او به عنوان «امام اهل حدیث» یاد می شود؛ چنان كه گاهى تعبير «حنابله» نیز معادل اصطلاح اهل حديث به شمار مى رود.[2]

    اكثريت اهل حدیث ـ در زمينه ى آيات و احاديث مربوط به صفات الهى ـ به ويژه صفات خبريه ـ راه تفويض را برگزيده اند و ضمن ايمان به همه ى آنچه در كتاب و سنّت درباره ى صفات خداوند آمده است، از حمل آنها به معانى ظاهرى كه مستلزم تشبيه باشد نیز اجتناب ورزیده اند؛ هر چند که لازمه گفتار آنان پذیرش تشبیه و تجسیم است.

    «ابوالحسن اشعری» در بیان برخی از اعتقادات اهل حدیث می نویسد:

    «خداوند بر عرش خويش مستقر است. او داراى دو دست، چشم و صورت است و در روز رستاخيز با چشم ديده مى ‏شود همان‏گونه كه ماه در شب پانزدهم ديده مى ‏شود، البته خدا را فقط مؤمنان مى ‏بينند و كافران از ديدار او محرومند.

    موسى از خدا خواست كه فيض ديدارش را در اين جهان به او ارزانى دارد، خداوند از كوه بر او تجلّى كرد و او را بر زمين افكند تا به او بفهماند كه خدا را در اين دنيا نمى ‏توان ديد و تنها در جهان ديگر ديده مى‏ شود!

    خدا از آسمان دنيا فرود مى ‏آيد و مى‏ پرسد آيا كسى هست كه طلب آمرزش كند؟ و اين مضمون حديث نبوى است كه بايد آن را پذيرفت....[3]

    ظهور ابن تیمیه (728-661هـ) و ایجاد عقایدی جدید در اهل حدیث

    در قرن هفتم «ابن تیمیه» با حفظ اصول اهل حدیث (ظاهر گرایی و پرهیز از تاویلات عقلی) عقایدی خاص، خصوصا در حوزه ی توحید و شرک بیان نمود که با مخالفت بیشتر عالمان اهل سنت زمان خویش مواجه گردید.

    تفسیر خاص از توحید عبادی که نتیجه ی آن مشرک دانستن بسیاری از مسلمانان بود؛ مخالفت با بنای بر قبور اولیای الهی؛ حرمت سفر برای زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)؛ حرام دانستن توسل به دعا و طلب شفاعت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)؛ شرک دانستن درخواست از اولیای الهی؛ و... از عقایدی بود که ابن تیمیه را از اهل حدیث متمایز می ساخت.

    محمد بن عبدالوهاب (1206-1115هـ) و احیای تفکر ابن تیمیه با افراطی بیشتر:

    با مرگ ابن تیمیه عقاید وی توسط شاگردان وی حفظ گردید، هر چند که اقبالی در ترویج این عقاید پیدا نشد. در قرن دوازدهم و با ظهور «محمد بن عبدالوهاب» عقایدی دیگر بر عقاید ایجاد شده توسط ابن تیمیه افزدوده گردید.

    تکفیر گسترده مسلمانان و قتل عام شیعیان و مخالفین؛ هدم بنای قبور ائمه ی بقیع (علیهم السلام) و هدم بنای قبور صحابه و بزرگان؛ مشرک دانستن مسلمانان غیر وهابی؛ ترویج اسلام خشک و غیر منفعل و حکم به بدعت بودن بسیاری از امور و ... از عقایدی بود که وهابیت بر عقاید ابن تیمیه افزودند.

    به عبارتی دیگر مسیر اعتقادات و عملکرد کلی وهابیت در مسیر اهل حدیث بود که عقایدی در بستر تاریخ بدان افزوده شده است. این امر در پیدایش گروه های تکفیری معاصر نمود بیشتری دارد؛ چرا که آنان از سویی داعیه ی تبعیت از سلف (اهل حدیث) را داشته؛ امّا با رویکرد خاص خویش خود را از آنان جدا ساخته اند.

    موفق باشید.



    [1] . ر. ك: اصول الحديث و احكامه فى علم الدرايه، جعفر سبحانى، ص 193، چاپ دوم.

    [2] . ر.ک: فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، ص175.

    [3] . مقالات الاسلامیة، ابو الحسن اشعری، ص297:« هذه حكاية جملة قول اصحاب الحديث و اهل السنّة جملة ما عليه اهل الحديث و السنّة الاقرار باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و ما جاء من عند اللّه و ما رواه الثقات عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم لا يردّون من ذلك شيئا، و ان اللّه سبحانه على عرشه كما قال: الرَّحْمنُ عَلَى‏ الْعَرْشِ‏ اسْتَوى‏ (20: 5) و ان له يدين بلا كيف كما قال: خَلَقْتُ بِيَدَيَ‏ (538: 7) و كما قال: بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏ (5: 64) و ان له عينين بلا كيف كما قال: تَجْرِي بِأَعْيُنِنا (54: 14) و ان له وجها كما قال: وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‏ (55: 27). و ان القرآن كلام اللّه غير مخلوق ...و يقولون ان اللّه سبحانه يرى بالابصار يوم القيامة كما يرى القمر ليلة البدر يراه المؤمنون‏ و لا يراه الكافرون لأنهم عن اللّه محجوبون قال اللّه عز و جل: كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ‏ (83: 15) و يعرفون حقّ السلف‏ الذين اختارهم اللّه سبحانه لصحبة نبيّه صلى اللّه عليه و سلم و يأخذون بفضائلهم‏ و يمسكون عما شجر بينهم صغيرهم و كبيرهم، و يقدّمون أبا بكر ثم عمر ثم عثمان ثم عليّا رضوان اللّه عليهم و يقرّون انهم‏ الخلفاء الراشدون المهديّون‏ افضل‏ الناس كلهم بعد النبيّ صلى اللّه عليه و سلم و يصدّقون بالأحاديث التى جاءت عن رسول اللّه صلى اللّه عليه‏و سلم. ان اللّه سبحانه ينزل الى السماء الدنيا فيقول هل من مستغفر كما جاء الحديث عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم، و يأخذون بالكتاب و السنّة كما قال اللّه عز و جل، فان تنازعتم فى شي‏ء فردّوه الى اللّه‏ و الرسول (4: 59) و يرون اتّباع من سلف من أئمّة الدين و ان لا يبتدعوا فى دينهم ما لم يأذن به اللّه و يقرّون ان اللّه سبحانه يجي‏ء يوم القيامة كما قال: وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (89: 22)، و ان اللّه يقرب من خلقه كيف شاء كما قال: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (50: 16)...».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۱/۰۹ در ساعت ۱۸:۰۶
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  6. صلوات ها 2


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    نوشته
    1,015
    حضور
    88 روز 19 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1493



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    با مرگ ابن تیمیه عقاید وی توسط شاگردان مکتب وی حفط گردید، هر چند که اقبالی در ترویج این عقاید پیدا نشد. در قرن دوازدهم و با ظهور «محمد بن عبدالوهاب» عقایدی دیگر بر عقاید ایجاد شده توسط ابن تیمیه افزدوده گردید.
    سلام

    در یه سایتی خوندم یکی از عوامل پیدایش تفکر وهابی انگلیس و .. بوده.این مطلب درسته؟

  8. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,197
    حضور
    68 روز 4 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11347



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    سلام

    در یه سایتی خوندم یکی از عوامل پیدایش تفکر وهابی انگلیس و .. بوده.این مطلب درسته؟

    سلام علیکم
    در اصل پیدایش یک تفکر خیر؛ یعنی اصول وشاکله تفکر وهابی امری است که به جریان «اهل حدیث» باز می گردد؛ منتهی در دو مقطع، عقایدی خاص به تفکر اصحاب حدیث اضافه گردید:

    الف) زمان ابن تیمیه که با انتشار عقایدش علمای اسلام با وی به مخالفت برخاسته؛ لذا وی زندانی و در نهایت نیز در زندان از دنیا رفت؛

    ب) زمان محمد بن عبدالوهاب که وی عقاید ابن تیمیه را با افراطی بیشتر دنبال نمود؛
    تا این قسمت استعمار نقشی نداشته است؛ اما در مسیر اتحاد «محمد بن عبدالوهاب» و «محمد بن سعود» و تشکیل حکومت سعودی و ترویح اسلام وهابی نقش استعمار به خوبی روشن است.

    موفق باشید.

    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  9. صلوات


  10. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,197
    حضور
    68 روز 4 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11347

    جمع بندی




    سؤال:
    تفکر وهابیت چگونه به وجود آمد و انگلستان در ایجاد آن چه نقشی ایفا نموده است؟

    جواب:

    در قرن دوم هجری و بعد از ترویج نقل حدیث از سوی حاکمان اموی، گرایشی فکری شکل گرفت که اساس آن در توجه به ظواهر کتاب و سنت و پرهیز از هر گونه تحلیل عقلی در تفسیر معارف قرآن و سنت بود. از این گرایش با عنوان «اصحاب حدیث» یاد می شود.
    ویژگی بارز اهل حدیث در تمسک به ظواهر قرآن و سنت در اصول اعتقادی و معارف دینی ودر تقابل کامل با معتزله بود؛ لذا آنان از بكارگيرى عقل و تحليل‏هاى عقلانى در زمينه ی مسائل اعتقادى و معارف دينى به شدت پرهيز مى‏ نمودند.(1)
    مذهب فقهی «احمد بن حنبل» (241-161هـ) و مبانی فکری وی بستری مناسب برای ترویج عقاید اهل حدیث در قرن سوم بود؛ لذا از او به عنوان «امام اهل حدیث» یاد می شود؛ چنان كه گاهى تعبير «حنابله» نیز معادل اصطلاح اهل حديث به شمار مى رود.(2)
    اكثريت اهل حدیث ـ در زمينه ى آيات و احاديث مربوط به صفات الهى ـ به ويژه صفات خبريه ـ راه تفويض را برگزيده اند و ضمن ايمان به همه ى آنچه در كتاب و سنّت درباره ى صفات خداوند آمده است، از حمل آنها به معانى ظاهرى كه مستلزم تشبيه باشد نیز اجتناب ورزیده اند؛ هر چند که لازمه گفتار آنان پذیرش تشبیه و تجسیم است.

    «ابوالحسن اشعری» در بیان برخی از اعتقادات اهل حدیث می نویسد:
    «خداوند بر عرش خويش مستقر است. او داراى دو دست، چشم و صورت است و در روز رستاخيز با چشم ديده مى ‏شود همان‏گونه كه ماه در شب پانزدهم ديده مى ‏شود، البته خدا را فقط مؤمنان مى ‏بينند و كافران از ديدار او محرومند.
    موسى از خدا خواست كه فيض ديدارش را در اين جهان به او ارزانى دارد، خداوند از كوه بر او تجلّى كرد و او را بر زمين افكند تا به او بفهماند كه خدا را در اين دنيا نمى ‏توان ديد و تنها در جهان ديگر ديده مى‏ شود!
    خدا از آسمان دنيا فرود مى ‏آيد و مى‏ پرسد آيا كسى هست كه طلب آمرزش كند؟ و اين مضمون حديث نبوى است كه بايد آن را پذيرفت...(3)

    ظهور ابن تیمیه (728-661هـ) و ایجاد عقایدی جدید در اهل حدیث

    در قرن هفتم «ابن تیمیه» با حفظ اصول اهل حدیث (ظاهر گرایی و پرهیز از تاویلات عقلی) عقایدی خاص، خصوصا در حوزه ی توحید و شرک بیان داشت که با مخالفت بیشتر عالمان اهل سنت زمان خویش مواجه گردید.
    تفسیر خاص از توحید عبادی که نتیجه ی آن مشرک دانستن بسیاری از مسلمانان بود؛ مخالفت با ساخت بنای بر قبور اولیای الهی؛ حرمت سفر برای زیارت قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)؛ حرام دانستن توسل به دعا و طلب شفاعت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)؛ شرک دانستن درخواست از اولیای الهی؛ و... از عقایدی بود که «ابن تیمیه» را از اهل حدیث متمایز می ساخت و قبل از «ابن تیمیه» کسی این عقاید را مطرح نساخته بود.

    محمد بن عبدالوهاب (1206-1115هـ) و احیای تفکر ابن تیمیه با افراطی بیشتر:

    با مرگ «ابن تیمیه» عقاید وی توسط شاگردان وی حفظ گردید، هر چند که اقبالی در ترویج این عقاید پیدا نشد. در قرن دوازدهم و با ظهور «محمد بن عبدالوهاب» عقایدی دیگر بر عقاید ایجاد شده توسط «ابن تیمیه» افزدوده گردید.
    تکفیر گسترده مسلمانان و قتل عام شیعیان و مخالفین؛ هدم بنای قبور ائمه ی بقیع (علیهم السلام) و هدم بنای قبور صحابه و بزرگان؛ مشرک دانستن مسلمانان غیر وهابی؛ ترویج اسلام خشک و غیر منفعل و حکم به بدعت بودن بسیاری از امور و ... از عقایدی بود که وهابیت بر عقاید ابن تیمیه افزودند.
    به عبارتی دیگر مسیر اعتقادات و عملکرد کلی وهابیت در مسیر تفکر اهل حدیث بود که عقایدی در بستر تاریخ بدان افزوده شده است. این امر در پیدایش گروه های تکفیری معاصر نمود بیشتری دارد؛ چرا که آنان از سویی داعیه ی تبعیت از سلف (اهل حدیث) را داشته؛ امّا با رویکرد خاص خویش خود را از آنان متمایز ساخته اند.

    نقش انگلیس در تقویت وهابیت
    بدیهی است که در اصل پیدایش چنین تفکری انگلستان نقشی نداشته؛ یعنی اصول وشاکله ی تفکر وهابی امری است که به جریان «اهل حدیث» باز گشته؛ منتهی در دو مقطع، عقایدی خاص به تفکر اصحاب حدیث اضافه گردید:
    الف) زمان «ابن تیمیه» که با انتشار عقایدش علمای اسلام با وی به مخالفت برخاسته؛ لذا وی زندانی و در نهایت نیز در زندان از دنیا رفت؛
    ب) زمان «محمد بن عبدالوهاب» که وی عقاید «ابن تیمیه» را با افراطی بیشتر احیاء نمود.
    تا این قسمت استعمار نقشی نداشته است؛ اما پس از اتحاد «محمد بن عبدالوهاب» و «محمد بن سعود» و در مسیر شکل گیری حکومت سعودی (از سال 1282هـ، زمان عبدالعزیز بن محمد و سعود بن عبدالعزیز) و تقویت آن و ترویح اسلام وهابی و فتنه انگیزی میان مسلمانان نقش استعمار به خوبی روشن است.(4)



    پی نوشت:
    1. ر. ك: اصول الحديث و احكامه فى علم الدرايه، جعفر سبحانى، ص 193، چاپ دوم.

    2. ر.ک: فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، ص175.

    3
    . مقالات الاسلامیة، ابو الحسن اشعری، ص297:« هذه حكاية جملة قول اصحاب الحديث و اهل السنّة جملة ما عليه اهل الحديث و السنّة الاقرار باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و ما جاء من عند اللّه و ما رواه الثقات عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم لا يردّون من ذلك شيئا، و ان اللّه سبحانه على عرشه كما قال: الرَّحْمنُ عَلَى‏ الْعَرْشِ‏ اسْتَوى‏ (20: 5) و ان له يدين بلا كيف كما قال: خَلَقْتُ بِيَدَيَ‏ (538: 7) و كما قال: بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏ (5: 64) و ان له عينين بلا كيف كما قال: تَجْرِي بِأَعْيُنِنا (54: 14) و ان له وجها كما قال: وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‏ (55: 27). و ان القرآن كلام اللّه غير مخلوق ...و يقولون ان اللّه سبحانه يرى بالابصار يوم القيامة كما يرى القمر ليلة البدر يراه المؤمنون‏ و لا يراه الكافرون لأنهم عن اللّه محجوبون قال اللّه عز و جل: كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ‏ (83: 15) و يعرفون حقّ السلف‏ الذين اختارهم اللّه سبحانه لصحبة نبيّه صلى اللّه عليه و سلم و يأخذون بفضائلهم‏ و يمسكون عما شجر بينهم صغيرهم و كبيرهم، و يقدّمون أبا بكر ثم عمر ثم عثمان ثم عليّا رضوان اللّه عليهم و يقرّون انهم‏ الخلفاء الراشدون المهديّون‏ افضل‏ الناس كلهم بعد النبيّ صلى اللّه عليه و سلم و يصدّقون بالأحاديث التى جاءت عن رسول اللّه صلى اللّه عليه‏و سلم. ان اللّه سبحانه ينزل الى السماء الدنيا فيقول هل من مستغفر كما جاء الحديث عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم، و يأخذون بالكتاب و السنّة كما قال اللّه عز و جل، فان تنازعتم فى شي‏ء فردّوه الى اللّه‏ و الرسول (4: 59) و يرون اتّباع من سلف من أئمّة الدين و ان لا يبتدعوا فى دينهم ما لم يأذن به اللّه و يقرّون ان اللّه سبحانه يجي‏ء يوم القيامة كما قال: وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (89: 22)، و ان اللّه يقرب من خلقه كيف شاء كما قال: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (50: 16)...».

    4. برای اطلاع بیشتر ر.ک: سید مهدی علیزاده موسوی، سلفی گری و وهابیت، چاپخانه دفتر تبلیغات اسلامی. (http://makhaterltakfir.com/fa/Articl...AA%D8%A7%D9%86)

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۳/۲۰ در ساعت ۱۰:۲۲
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  11. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود