صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پندار نیک، کردار نیک، گفتار نیک

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    پندار نیک، کردار نیک، گفتار نیک




    اگر کسی دارای پندار نیک، کردار نیک، گفتار نیک باشد اما دینی هم نداشته یاشد برای او کفایت میکند؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام بر شما ....

    چنین چیزی اماکن ندارد چون پندار نیک ثمره دین داری است

    کردار نیم یعنی عمل به دستوران دین

    و گفتار نیک یعنی اخلاقیات که باز هم ثمره دین می باشد

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    فرهنگ ایران
    نوشته
    1,270
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1012



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    سلام بر شما ....

    چنین چیزی اماکن ندارد چون پندار نیک ثمره دین داری است

    کردار نیم یعنی عمل به دستوران دین

    و گفتار نیک یعنی اخلاقیات که باز هم ثمره دین می باشد
    گمنام گرامی
    درود
    نیک در گاتها کتاب آسمانی ما زرتشتیان آن چیزی است که انسان را به خداوند نزدیک میکند. بد آن چیزی است که انسان را از خدا دور میکند.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط موبدیار مهران نمایش پست ها
    گمنام گرامی
    درود
    نیک در گاتها کتاب آسمانی ما زرتشتیان آن چیزی است که انسان را به خداوند نزدیک میکند. بد آن چیزی است که انسان را از خدا دور میکند.

    با سلام
    جناب
    موبدیار مهران بنده یاد آور میشوم
    اصول یک دین بیانگر بخشهای اصلی و مهم آن دین است و در یک کلام اگر کسی به آنها معتقد نباشد پیرو آن دین محسوب نمیشود.
    اصول دین زرتشت گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک است و زرتشتیان تأکید دارند که اگر کسی به آنها عمل نکند زرتشتی نیست.
    باید پرسید که کجای این اصول به یک دین آسمانی انحصار دارد؟
    آیا یک فرد غیرمذهبی نمیتواند گفتار، کردار و پندار نیک داشته باشد؟
    شاید باور نکنید که برخی از بیخداها در بخش نظرات وبهایشان مخاطبین را به گفتار نیک فرامیخوانند!

    پس اینجا هم میبینیم که اصول این دین به اصول سایر مکاتب آسمانی شباهت ندارد و چیزهایی را اصول مینامد که در مکاتب ابراهیمی جزء واجبات هستند!

    کتاب آسمانی یک دین معمولا باید به بیان اصول ایدئولوژِی مکتب خویش بپردازد حال آنکه بیشتر اوستا به مناجات یا بیان احکام مبارزه با دیو پرداخته است.
    حتی مناجاتهای این کتاب با مناجات نامۀ خواجه عبدالله انصاری قابل مقایسه نیست!
    بخش احکام را هم که زرتشتیان امروزی سعی دارند بگویند از آن زرتشت نیست و از احکام مغهاست! جالب است که دین را مغها به اینها نشان میدادند پس اگر وندیداد را خودشان نوشته اند از کجا معلوم میشود که گاتها را تحریف نکرده اند؟
    البته زرتشتیان، ادعا میکنند که زبان گاتها زبان کهنی است و با زبان بخشهای دیگر اوستا فرق دارد پس سراینده اش فرد دیگری و در اصل زرتشت است ولی این شانس تحریف گاتها را به صفر نمیرساند زیرا اگر میشود زبان گاتها را خواند پس میتوان به زبان آن هم نوشت!

    یا علی ع

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۱۱/۰۴ در ساعت ۱۳:۳۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    فرهنگ ایران
    نوشته
    1,270
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1012



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام

    اصول دین زرتشت گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک است و زرتشتیان تأکید دارند که اگر کسی به آنها عمل نکند زرتشتی نیست.
    باید پرسید که کجای این اصول به یک دین آسمانی انحصار دارد؟
    آیا یک فرد غیرمذهبی نمیتواند گفتار، کردار و پندار نیک داشته باشد؟
    شاید باور نکنید که برخی از بیخداها در بخش نظرات وبهایشان مخاطبین را به گفتار نیک فرامیخوانند!
    پس اینجا هم میبینیم که اصول این دین به اصول سایر مکاتب آسمانی شباهت ندارد و چیزهایی را اصول مینامد که در مکاتب ابراهیمی جزء واجبات هستند!

    کتاب آسمانی یک دین معمولا باید به بیان اصول ایدئولوژِی مکتب خویش بپردازد حال آنکه بیشتر اوستا به مناجات یا بیان احکام مبارزه با دیو پرداخته است.
    حتی مناجاتهای این کتاب با مناجات نامۀ خواجه عبدالله انصاری قابل مقایسه نیست!
    بخش احکام را هم که زرتشتیان امروزی سعی دارند بگویند از آن زرتشت نیست و از احکام مغهاست! جالب است که دین را مغها به اینها نشان میدادند پس اگر وندیداد را خودشان نوشته اند از کجا معلوم میشود که گاتها را تحریف نکرده اند؟
    البته زرتشتیان، ادعا میکنند که زبان گاتها زبان کهنی است و با زبان بخشهای دیگر اوستا فرق دارد پس سراینده اش فرد دیگری و در اصل زرتشت است ولی این شانس تحریف گاتها را به صفر نمیرساند زیرا اگر میشود زبان گاتها را خواند پس میتوان به زبان آن هم نوشت!

    یا علی ع
    رضا گرامی
    درود
    پیش از آغاز سخن از لحن بی ادبانه شما رنجیدم. برای نمونه خواندن زرتشتیان با واژه اینها در بخش مغان.
    دیگر آنکه با دادن آگاهی های (اطلاعات) نادرست به سیاه نمایی پرداختید. از این هم رنجیدم. این حق الناس از من به گردن شما تا سر پل چینوت.
    پاسخ نوشته های شما
    1- اگر اوستا را خوانده باشید از جمله وندیداد، همگی بخش آسمانی و درمان بخش روان را گاتها میدانند. از این رو خود اوستا هم بر آسمانی بودن گاتها و نوشته موبدان بودن اوستا اعتراف دارند.
    دیو در واقع صفتهای ناپسند انسان مانند خشم، تنگچشمی، بدچشمی، حسرت، آز، حسادت و ... است. برای زدودن این صفهات خواندن گاتها توصیه شده است. شما مگر چنین نمیکنید؟ پس از چه روی اینکار برای شما مسخره به دید می آید؟ مگه در همین آسکدین نوشته اید که برای افزایش روشنی دیدگاه این دعا را بخوانید؟
    2- پندار نادرست است این واژه منش و یا اندیشه است
    3- سه نیک یکی از بنیادهای باور ماست نه همه آن
    باور به یگانگی خداوند، باور به پیامبری اَشوزرتشت، باور به بهشت و دوزخ هم از دیگر باورهای بنیادین (اصول) دین ماست.
    4- ما زرتشتیان کاری برای بررسی و شناخت کتاب خودمان نکرده ایم. هرچیز هم که میدانیم دستاورد پژوهش دیگران است. برای نمونه دکتر محمد معین پایان نامه اش را در باره شعر در زبان فارسی نوشته است. او گاتها را به عنوان یک دیوان شعر بررسی کرده است....
    5- یک ترازوی خردپسندانه برای سنجیدن اندازه وحی ارایه کنید تا وحی بودن و دست نخورده بودن گاتها را به شما نشان دهم.
    6- توصیفی که از گاتها در اوستا و دیگر منابع از جمله توصیف یونانی هایی که در دوران هخامنشی برای سواد آموزی به ایران آمدند،گواه آنست که گاتها دست نخورده مانده است. ما نیز باور بر آن داریم که خداوند خودش از آموزشهای خودش پاسداری میکند.
    7- زبان، آیین نگارش، سبک نگارش و ...... گواه یکدستی و دست نخوردگی و جدا بودن آن از دیگر بخشهای گاتهاست.
    8- واژه مغ(مغان) یک صفت به معنای بزرگوار، پرهیزکار، توانا و... است. این واژه در دگرگونی زبانی به مجوس، موبد، مگه، مصمغان و ... دگرگون شده است مانند واژه خندق و کندک، وناه و گناه، وهرک و گرگ و ......

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    فرهنگ ایران
    نوشته
    1,270
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1012



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    کتاب آسمانی یک دین معمولا باید به بیان اصول ایدئولوژِی مکتب خویش بپردازد حال آنکه بیشتر اوستا به مناجات یا بیان احکام مبارزه با دیو پرداخته است.
    حتی مناجاتهای این کتاب با مناجات نامۀ خواجه عبدالله انصاری قابل مقایسه نیست!
    رضای گرامی
    درود
    میدانید که خفته را با تلنگری میتوان بیدار کرد، اما نمیتوان کسی را که خودش را به خواب زده بیدار کرد.
    در باره دین زرتشتی شما خودتان را به خواب زده اید. این حق الناس هم باشد تا پل چینوت

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    فرهنگ ایران
    نوشته
    1,270
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1012



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    البته زرتشتیان، ادعا میکنند که زبان گاتها زبان کهنی است و با زبان بخشهای دیگر اوستا فرق دارد پس سراینده اش فرد دیگری و در اصل زرتشت است ولی این شانس تحریف گاتها را به صفر نمیرساند زیرا اگر میشود زبان گاتها را خواند پس میتوان به زبان آن هم نوشت!

    یا علی ع
    رضای گرامی از اینکه تهمت ادعا به ما میزنید بسیار رنجیدم. این حق الناس هم باشد تا پل چینوت.
    کهن بودن زبان گاتها را دانشمندان زبان شناس میگویند و نه ما.
    قرآن هم عربی است، پس بر پایه استدلال شما هر عرب زبانی باید بتواند قرآن بنویسد و یا در آن تحریف کند و ...
    دامن شما نیز از این آلودگی پاک نیست. تفاوت ترجمه و تفسیر از قرآن امروزه آن اندازه است که من بیسواد هم فهمیده ام.

  15. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    فرهنگ ایران
    نوشته
    1,270
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1012



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    باید پرسید که کجای این اصول به یک دین آسمانی انحصار دارد؟
    آیا یک فرد غیرمذهبی نمیتواند گفتار، کردار و پندار نیک داشته باشد؟
    شاید باور نکنید که برخی از بیخداها در بخش نظرات وبهایشان مخاطبین را به گفتار نیک فرامیخوانند!
    رضای گرامی درود
    نه دین انحصاری نیست. اعتراض من به شما هم همین است که دین را انحصاری کرده اید. شما آیه 4 از سوره ابراهیم را برای نمونه خوانده اید؟
    آیا اینکه کسی به زبان خودش را پیرو یک پیامبر بداند مهم است یا آنکه حق الناس را رعایت کند؟
    شما که میگویید خداوند ارحم الراحمین است و حق الله را میبخشد. حق النفس هم مال خود انسان است. حق الناس را نه خداوند مبخشد و نه شفاعت میپذیرد.......
    اگر اسکناس تقلبی هست، نشان از ارزش اسکناس اصل دارد یا نشان از بی ارزشی اسکناس اصل؟

  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    جناب موبديار مهران

    نقل قول نوشته اصلی توسط موبدیار مهران نمایش پست ها
    نیک در گاتها کتاب آسمانی ما زرتشتیان آن چیزی است که انسان را به خداوند نزدیک میکند. بد آن چیزی است که انسان را از خدا دور میکند.


    بنده سوالي در مورد اين مطلب داشتم

    -- مرجع تشخيص اين كه كدام فعل نيك است چيست؟؟

    -- با چه معياري بايد تشخيص دهيم كه اين پندار نيك است و ان پندار غير نيك؟؟

    -- چگونه گفتار نيك از گفتار بد جدا مي شوند؟؟

    -- يا در مورد اين جمله شما:

    -- چگونه فردي بداند كه به خداوند نزديك شده است و چگونه فردي تشخيص دهد كه از خداوند دور شده است؟؟؟

    به طور خلاصه معيار و ميزان و شاخص تشخيص گفتار و پندار و كردار نيك از غير نيك چيست؟؟؟





  18. صلوات ها 6


  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط موبدیار مهران نمایش پست ها
    دیگر آنکه با دادن آگاهی های (اطلاعات) نادرست به سیاه نمایی پرداختید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط موبدیار مهران نمایش پست ها
    میدانید که خفته را با تلنگری میتوان بیدار کرد، اما نمیتوان کسی را که خودش را به خواب زده بیدار کرد.
    در باره دین زرتشتی شما خودتان را به خواب زده اید.

    با سلام
    میشود در جواب تمامی مغلطه شما اینطور بیان کرد و یادآور نقدهاي كلي بر آيين زرتشت شد
    تا واقعا کسی را خواب فرا نگیرد؟!!
    ايرانيان قبل از زرتشت پيرو ديني بودند كه از آن تعبير به آيين مجوس مي‌شد. بعدها شخصي به نام «زرتشت» در ميان مجوس قيام كرده و به اصلاح آيين مجوس پرداخت.
    مؤلف تاج العروس مي‌گويد: «مجوس بر وزن صبور مردي بود با گوش‌هاي كوچك كه براي ملت مجوس ديني وضع كرد و مردم را به آن فرا خواند. به طوري كه بعضي‌ها گمان كرده‌‌اند، او «زردشت» فارسي نيست؛ زيرا زردشت بعد از ابراهيم بوده در صورتي كه مجوس دين قديم است و زردشت بعدها آن را تجديد كرده و تغييراتي داده است»[1]
    طبق بيان فوق زردشت مصلحي بوده كه در ميان مجوس ظهور كرده و آيين زردشت در ادامه و طول آيين مجوس و از شاخه‌هاي آن است كه با گذشت زمان گسترش يافته و جايگزين و تنها قرائت از دين مجوس شده است و امروزه از آن تعبير به دين زردشتي مي‌شود.
    اين دين سرنوشتي پر فراز و نشيب دارد و چون زماني به شدت مورد حمايت حكومت ساساني بود، گسترش فراواني يافت، اما بعد از سقوط اين دولت و ورود اسلام به ايران، ناگهان فرو ريخت و آثار كتبي و ماندگار چنداني از خود به جا نگذاشت و آنچه از اين آيين به جا مانده، بسيار پراكنده و مبهم و گاهي نامفهوم است با اين همه مي‌توان انتقادهاي كلي بر اين آيين را در موارد زير خلاصه كرد.
    1 . انحراف از توحيد:
    هر چند آيين زرتشت را مي‌توان اصالتاً ديني توحيدي ناميد، اما گويا بعد از مرگ زرتشت دو گانه‌پرستي بر اين آيين غلبه كرد و «انديشة توحيد كه زردشت تعليم مي‌داد نيز دست‌خوش تغييراتي گرديد».[2] و دو عنصر اهورامزدا و اهريمن، در اين آيين نمايان شد كه هر كدام به نوعي دعوي خالقيت داشتند. با استقلالي كه اهريمن در مقابل اهورامزدا داشت لفظ دوگانه‌پرستي، شايسته مؤمنين زرتشت مي‌شد. زرتشتيان گمان مي‌كردند با استناد بدي‌ها و شرور به اهريمن به تنزيه و تقديس اهورامزدا پرداخته‌اند، ولي نمي‌دانستند كه اين اعتقاد آنان را به شرك نزديك مي‌كند. گذشته از انتقادها و ايرادات فلسفي بر وجود دو خالق مستقل، تفكيك بين مخلوقات اين دو خالق نيز چندان ممكن نيست و شروري را كه عدم مطلق يا عدم نسبي هستند، نمي‌توان مخلوق دانست در واقع آيين زردشت با اين ثنويت كه دچار آن شده در تبيين و توضيح مبدأ عالم دچار مغلطه شده و نمي‌تواند تبييني روشن از آغاز جهان و انسان داشته باشند و به سؤال از كجا آمده‌ايم، پاسخ روشن و مستدل بدهد.
    2 . تقديس آتش
    يكي از نشانه‌هاي زرتشتيان، تقديس آتش است و در ايران قبل از اسلام آتشكده‌هاي فراواني وجود داشت كه آثار برخي از آنان تاكنون نيز باقي مانده است، هر چند زرتشتيان وجوهي را براي تقديس آتش ذكر مي‌كنند ولي دليلي عقلي و فلسفي براي اين تقديس وجود ندارد و اين افراط غيرعقلاني در تقديس آتش، باعث شده كه عده‌اي آنان را آتش‌پرست بنامند.[3]
    3 . ازدواج با محارم
    يكي ديگر از خصوصياتي كه در بيشتر كتابها به زرتشتيان نسبت داده شده، ازدواج با محارم (يعني خواهر، مادر و دختر) است و در تاريخ نيز به اين امر اشاره شده است كه برخي از پادشاهان و بزرگان زرتشتي با محارم خود ازدواج كرده‌اند.
    «در كتابي كه آن را به «نيك شاپور» از دانشمندان زمان خسرو اول نوشين‌روان نسبت داده‌اند و شرحي از معراج روح است، چنين آمده است كه در آسمان دوم روان‌هاي كساني را ديده است كه «خويتك دس» (ازدواج با محارم) كرده بودند و تا جاويدان آمرزيده شده بودند و در دورترين جاهاي دوزخ، روان زني را گرفتار عذاب جاوداني ديده، زيرا كه «خويتك دس» را بهم زده است...».[4]
    هرچند اين عمل يعني ازدواج با محارم در اصل دين مجوس و آيين اصلاحي زرتشت، وجود نداشت، ولي بعدها به اسم دين چنان شهرت يافته كه آن را جزو اركان آيين زرتشت به حساب آورده‌اند، چنان كه يعقوبي مي‌گويد: «ايرانيان با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج مي‌كردند و اين كار را نوعي صله رحم و عبادت مي‌دانستند».[5]
    4 . دفن نكردن مردگان
    زرتشتيان به جاودانگي روح عقيده دارند آنان مي‌گويند: روان پس از ترك جسم تا روز رستاخيز در عالم برزخ مي‌ماند، هم‌چنين آنان به صراط، ميزان اعمال، بهشت و دوزخ معتقدند.[6] با اين همه مانند مؤمنين به ساير اديان الهي مردگان خود را دفن نمي‌كنند، بلكه اجساد مردگان خويش را در درون دخمه يا برج خاموشان، قرار مي‌دهند، تا خوراك پرندگان گوشت‌خوار شوند.[7] اين عمل كه يكي از نشانه‌هاي بارز زرتشتيان است به دليل افراط در تقديس خاك و آب و آتش، به وجود آمده است آنان به گمان اين كه دفن مردگان موجب آلودگي خاك مي‌شود از دفن آنها خودداري مي‌كنند و بر ناكارآمدي دين خود در ارايه برنامه صحيح زندگاني، صحّه مي‌گذارند.
    5 . حمايت از نظام طبقاتي:
    يكي ديگر از مشخصات آيين زرتشتي حمايت از نظام طبقاتي مي‌باشد. در دوره ساسانيان كه دين زرتشتي دين رسمي و مورد حمايت دولت بود، مردم به طبقات مختلفي تقسيم شده بودند كه هيچ يك نمي‌توانست از طبقه خود به طبقه بالاتر برود. و اصول و نظامات طبقاتي به شديدترين وجهي در آن اجرا مي‌شد. مسعودي در مروج‌الذهب مي‌نويسد: «اردشير بن بابك سرسلسلة ساسانيان مردم را هفت طبقه قرار داد».[8] و البته اين قانون اجتماعي از سوي متوليان دين زرتشت يعني موبدان به شدت حمايت مي‌شد و حتي در مورد آتشكده‌ها هم مورد اجرا قراري گرفت و آتشكده‌اي به شاهان و شاهزادگان اختصاص داده مي‌شد و آتشكده ديگر براي موبدان تعيين مي‌گشت و آن ديگري به مردم عادي اختصاص مي‌يافت و بدين ترتيب نظام طبقاتي حتي در مسائل مذهبي هم رعايت مي‌شد. و همه اينها ريشه در نژادپرستي و به تعبيري خون‌پرستي داشت، زيرا زرتشتيان دوره ساساني اهميت زيادي به پاكي خون خاندان‌ها مي‌دادند.[9]
    6 . غيرعقلايي بودن احكام عملي آيين زرتشت:
    دركتاب اوستا كه كتاب ديني زرتشتيان به شمار مي‌آيد، احكامي بيان شده كه نه تنها غيرعقلايي است، بلكه گاهي انجام دادن آنها محال است و امكان وقوعي ندارد. به طور مثال درباره زني كه بچه مرده‌ به دنيا بياورد، چنين حكم داده شده كه آن زن بايد به نقطه‌اي دوردست برده شده و دور از آب و آتش نگهداري شود و تنها بعد از خوردن چندين جام «گُميز» (پيشاب گاو نر) آميخته با خاكستر، مي‌تواند شير بنوشد، ولي باز حق نوشيدن آب را تا چندين روز ندارد.[10]
    هم‌چنين در ونديداد آمده است اگر كسي سگ آبي را بكشد بايد «ده هزار تازيانه با اسپهه ـ اشترا، ده هزار تازيانه با سرو شوچرن بدو بزنند و بايد اَشَوَنانه و پرهيزگارانه ده هزار بسته هيزم سخت و خشك و پاك را چون تاواني به روان سگ آبي به آتش اهورامزادا بياورد...» و البته حكم به اين جا ختم نمي‌شود بلكه بايد ده ‌هزار مار، ده‌ هزار سنگ پشت، ده‌ هزار قورباغه، ده هزار مورچه، ده هزار كرم خاكي، ده هزار مگس و... را بكشد و خانه و زميني را به روان سگ آبي داده هيجده استبل ويران شده را بازسازي و هيجده سگ را از ناپاكي‌ها پاك كرده، هيجده مرد را طعام دهد و ...[11] تا گناه او بخشيده شود.
    با توجه به مطالبي كه در بخش اعتقادي در مورد دوگانه‌پرستي دين زرتشت گفته شد و هم‌چنين احكام عملي از قبيل ازدواج با محارم و كفاره‌هاي سنگين غير عقلايي، مي‌توان با جزم گفت كه دين زرتشت نمي‌تواند مؤمنين به خود را از حيث اعتقادي و رفتاري سعادتمند سازد و برنامه زندگاني‌آنها باشد و انسان را به سعادت دنيوي و اخروي برساند.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1 . خدمات متقابل اسلام و ايران، شهيد مطهري (مجموعه آثار، ج 14).
    2 . تاريخ جامع اديان، جان بي ناس.
    3 . آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي.

    [1] . حسيني، سيد محمد مرتضي، تاج‌العروس، تحقيق محمد الطناحي، دارالهدايه، 1339ق، ج16، ص 495.
    [2] . بي‌ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370، ص 468.
    [3] . مطهري، مرتضي، مجموعه‌آثار، (خدمات متقابل اسلام و ايران)، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1419 ق، ج14، ص 219.
    [4] . همان، ص 260.
    [5] . تاريخ يعقوبي، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 262.
    [6] . توفيقي، حسين، آشنايي با اديان، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، ص 66.
    [7] . تاريخ جامع اديان، ص 482.
    [8] . مروج الذهب، ج 1، ص 152، به نقل از مجموعه آثار، ج 14، ص 249.
    [9] . ر.ك: مجموعه آثار، ج 14، ص 251.
    [10] . ر.ك: دستخواه، جليل، اوستا، ج 2، ص 715 و 716، فرگرد پنجم ص 46 و 57، انتشارات مرواريد، چاپ اول، 1370.
    [11] . اوستا، ج 2، ص 822 ونديداد فرگرد چهارم.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود