جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرق عصا و منساة در چیست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147

    فرق عصا و منساة در چیست ؟




    خداوند در مورد حضرت موسی می فرماید او عصا داشت ، درباره حضرت سلیمان می فرماید او منساة داشت این دو چه فرقی با هم دارند؟
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام

    در قـرآن كـلـماتى يافت مى شود مانند صلد و املاق و منساه كه متداول لسان همگان نبوده ، مخصوص برخى قبائل بوده و ديگران از آن آگاهى نداشته اند .
    قرآن با احاطه اى كه بر مجموع لغات قـبائل داشت ، هر كلمه اى را به فراخور حال و به موقع مورد استعمال قرار داده است .
    اين امر احيانا بـراى عـامـه ايـجـاد ابهام كرده است .
    از اين رو نياز به پرسش مى افتاد، و تا مفهوم آن كلمه روشن نمى شد، تفسير آيه يا معنى جمله معلوم نمى گرديد.
    كـتـابهايى در اين زمينه نگاشته شده ، و اينگونه كلمات را با نام غريب القرآن جمع آورى نموده و معانى آن را روشن كرده اند

    و ايـنـگـونـه غرابت مخل به فصاحت كلام نيست ، زيرا كلمه در جاى خود، و نزدفصحاى قبائلى بـزرگ مـتعارف بوده ، گرچه نزد ديگران كه آشنايى با اوضاع لغوى آنگونه قبائل نداشتند نامانوس مى نمود.
    غرابت مخل غرابتى است كه در مجموعه لغات قبائل نامانوس باشد تا آنجاكه فصحاى قوم ، مطلقا از استعمال كردن چنان كلماتى پرهيز كنند .
    شرح اين موضوع در علم بيان آمده است .
    خـلاصـه ايـنـكه قرآن با احاطه كامل ، اين كلمات را از حالت اختصاصى قبائلى درآورد، يك گونه تـوحـيد لغوى در لسان عرب ايجاد كرد، كه خود خدمتى بزرگ به لغت بود، و آن را از پراكندگى رهانيد.
    اينك گوشه اى از كلمات قبائلى كه در قرآن آمده است : قرآن از لغات نزديك به سى قبيله از قبائل بزرگ عربى بهره گرفته ،
    مانندقبائل : همدان و هذيل و هوازن و كنده و كنانه و لخم و غسان و قريش و تميم وثقيف و خزاعه و تقلب و قيس و نبط.
    و نيز از لغات هفت منطقه از لاد معروف عرب ، يعنى حجاز، حضرموت ، سبا،عمان ، مدين ، يمامه و يـمـن و هـمچنين از ديگر لغات مجاور عرب مانند زبان مردم فارس ، روم ، قبط، بربر، زبان عبرى ، سريانى ، حباش و انماط استفاده كرده است .
    تمامى اين مورد را، دانشمندان مشخص نموده ، شرح و بسط داده اند.
    از جـمـله در كتاب پرارزش ما فى القرآن من لغات القبائل تاليف ابوالقاسم محمدبن عبداللّه كه اخيرا مكررا چاپ شده اين مورد را مى يابيم .
    پاره اى از اين لغات و محل اخذ آنها از اين قرار است : صلد (بقره ، 2 : 264) به معناى نقى : پاك و پاكيزه .
    از قبيله هذيل .
    خلاق (آل عمران ، 3 : 77) به معناى نصيب : بهره از قبيله كنانه .
    اصر (آل عمران ، 3 : 81) به معناى عهد .
    از نبط.
    سفاح (نسا، 4 : 24) به معناى زنا .
    از قريش .
    املاق (انعام 6 : 151) به معناى جوع : گرسنگى .
    از قبيله لخم .
    مكا (انفال ، 8 : 35) به معناى صفير: صوت زدن .
    از قريش .
    نكص (انفال ، 8 : 48) به معناى رجع : بازگشت .
    از قبيله سليم .
    عليه (براه ، 9 : 28) به معناى فقر و فاقه : سنگينى زندگى ، از هذيل .
    يعزب (يونس ، 10 : 61) به معناى يغيب : پنهان مى شود .
    از كنانه .
    منساه (سبا، 34 : 14) به معناى عصا: چوب دستى .
    از حضرموت و انمار وخثعم .
    جدث (يس ، 36 : 51) به معناى قبر .
    از هذيل .
    واصب (صافات ، 37 : 9) به معناى دائم .
    از قريش .
    مقاليد (زمر، 39 : 63) به معناى مفاتيح : كليدها .
    از حمير.
    آسن (محمد، 47 : 15) به معناى منتن : گنديده .
    از قبيله تميم .
    ودق (روم ، 30 : 48) به معناى مطر: باران .
    از قبيله جرهم.

    آيت اللّه محمد هادى معرفت
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود