صفحه 2 از 6 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زجر کشیدن در دنیا

  1. #11

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,959
    حضور
    46 روز 15 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    اما در این مورد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    در حالت چهارم که گفتید خیرش بیشتر از شرش هست ، این خیر و شر برای خود خداست یا مخلوق ؟
    در تمام موارد ذکر شده منظور خیر و شری است که در مخلوق وجود دارد و در هیچ حالتی خیر و شر مخلوق به خالق سرایت نمی کند. از سوی دیگر رسیدن خیر به خدا به معنای کامل نبودن اوست، چه رسد به سرایت شر به ذات الهی!

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    عدل در حکمت الهی چطور ثابت می شود ؟
    عدل و حکمت دو صفت مجزا هستند که هر کدام معنای خاص خود را دارند.
    اما می توان گفت مثلا عدالت خدا مستلزم حکیم بودن او نیز هست، یا اگر کاری عادلانه انجام داد این کار از روی حکمت هم هست.
    در حالت کلی تمام اوصاف حمیده را می توان اینطور برای خدا ثابت کرد:
    اگر خداوند نسبت به صفتی حالت منتظره داشته باشد، یعنی آن صفت در خدا موجود نباشد، نسبت به آن صفت امکان خواهد داشت و با ورود امکان به ذات واجب الوجود، انقلاب در ذات یا خلف حاصل می شود و هر دو محال است.
    بنابراین خداوند باید تمام اوصاف کمال را آنهم در حد اعلی داشته باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    چرا درباره سنت امتحان خداوند می تواند در دنیا دخالت کند و جبر و اختیار را به چالش بکشد اما در کمک های دنیوی کاری انجام ندهد ؟
    خداوند در تک تک افعال و وقایعی که در عالم اتفاق می افتد، دخیل است! مگر می شود علت حقیقی اشیاء دخالتی در تحقق آنها و حتی افعال آنها نداشته باشد؟
    اینکه مثلا من دخالت او را نمی بینم یا حس نمی کنم به معنای کنار کشیدن خدا نیست. بر خلاف شما خیلی ها هم دست خدا را در زندگی خود بالعیان می بینند. بستگی دارد چه طور به قضیه نگاه کنیم، گاهی انسان با ذهنیتی که دارد تمام راههای درک یک معنا را بر خود می بندد.
    البته این به معنای جلوگیری خدا از تمام خطاهای ما به عنوان کمک دنیوی نیست، یک اصل داریم و آنهم اختیار انسان است که باید بر اساس این اصل راه خود را انتخاب کند، اما در این بین گاهی به دلیل کارهای خوبی که کرده است، خداوند نیز در مواردی به صورت کاملا مشهود دخالت می کند و مثلا او را از مخمصه ای نجات می دهد و همین کار را برای دیگر انجام نمی دهد، چراکه آن دیگری سابقه خوبی از خود نشان نداده و کار خیری نکرده است. تمام این کارها بر اساس حکمت است و هیچ مزیتی بی دلیل نیست.


  2. صلوات ها 3


  3. #12

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر،مطالعه و قرّة عینی فی الصلوة
    نوشته
    5,402
    حضور
    143 روز 6 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22532



    باسمه السریع الرضا

    با سلام و تبریک ایام

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    سلام رنج رنج‌ است احساس تسلیم و ... هم چیزی جز نشانه ی شکست نیست.
    گول زدن خود فکر کنم بزرگترین گناه کبیره انسان در حق خودش است.
    عرضم احساس تسلیم نبود؛تسلیم و رضایی که عرض شد از سر شناخت و معرفت است

    نه اجبار و اضطرار و به تعبیر شما فریب دادن خود؛بنابراین رضایت درونی حاصل از شناخت

    اطمینان آور و آرامش بخش است.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  4. صلوات ها 3


  5. #13

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    280
    حضور
    6 روز 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    335



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام

    این «پس» را شما از کجای عبارت بنده نتیجه گرفتید؟!
    تقدم رتبی عالم عقل بر عالم مثال و ماده به معنای مجبور بودن انسان نیست.
    انسان ویژگی های خود را در طول عمر خود می سازد و در آخرت نیز از آنها بهره برداری می کند؛ اگر این ویژگی ها خیر باشد، برداشت خیر خواهد کرد و اگر شر باشد، برداشت شر...


    انسان در آخرت بدن مادی ندارد بلکه بدن جسمانی دارد.
    این دو با هم تفاوت زیادی دارند. منظور از جسمانی بودن، دارای بُعد بودن است؛ شما در خواب اشخاص و اماکنی را می بینید اما این صور ذهنی دارای خاصیت ماده نیستند. در آخرت هم انسان بدنی جسمانی دارد که متناسب با نشئه و عالم آخرت است، به همین دلیل است که خداوند در مورد نعمات بهشتی می فرماید: «وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ»؛ و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب كنيد به شما داده مى ‏شود!(فصلت: 31) بنابراین بین خواسته های انسان ها تزاحمی نیست. البته منظور خواسته های معقول آنهاست، چرا که بهشت جای خواسته نامعقول نیست.


    انتخاب چهار حالت اول علاوه بر اینکه با حکمت الهی منافات دارد، با عدل الهی نیز مخالف است و اصلا انجام آنها معقول هم نیست. تمام این موارد جزء اوصاف خداوند متعال است که نبود آنها باعث نفی وجوب وجود خداوند است. بنابراین حتی اگر همان حکمت به تنهایی زیر سوال برود، وجوب وجود(من جمیع الجهات) نیز زیر سوال می رود.

    سلام.
       

    ترجمه الهی قمشه ای :
    هر رنج و مصیبتی که در زمین (از قحطی و آفت و فقر و ستم) یا در نفس خویش (چون ترس و غم و درد و الم) به شما رسد همه در کتاب (لوح محفوظ ما) پیش از آنکه همه را (در دنیا) ایجاد کنیم ثبت است و البته این کار بر خدا آسان است.


    بخشی از تفسیر نور :
       

    1- حوادث طبيعى همچون سيل و زلزله كه موجب تخريب منازل و مزارع‌ «مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ» و يا جراحات و مرگ و مير «فِي أَنْفُسِكُمْ» مى‌شود، بر اساس نظام از پيش پايه‌گذارى شده الهى است، نه امورى تصادفى كه از تحت قدرت خداوند خارج باشد. «إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها»

    2- هستى، حساب و كتاب دارد و تمام پديده‌ها، پيش از وقوع، ثبت است. ما أَصابَ‌ ... إِلَّا فِي كِتابٍ‌

    3- هيچ حادثه‌اى براى خداوند تازگى ندارد. «فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها»

    4- از احاطه خداوند بر تمام حوادث طبيعى تعجّب نكنيد. «إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»

    «1». تفسيرنمونه و بحار، ج 64، ص 235.

    تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 481


    نکات آیه:

    ۱ - هیچ حادثه ناگوارى در زندگى بشر، اتفاقى و از روى تصادف نیست. (ما أصاب من مصیبة فى الأرض و لا فى أنفسکم إلاّ فى کتب)

    ۲ - هر رویداد ناگوارى، چه آنچه در زمین رخ مى دهد (مانند سیل، زلزله، قحطى، خشکسالى و...) و (چه آنچه بر نفوس عارض مى شود (مانند بیمارى، نقص عضو، جراحت و...)، قبلاً تعیین و در کتابى ثبت و درج شده است. (ما أصاب من مصیبة فى الأرض و لا فى أنفسکم إلاّفى کتب من قبل أن نبرأها)

    ۳ - لوح محفوظ، دربرگیرنده همه رویدادها و حوادث (ما أصاب من مصیبة فى الأرض و لا فى أنفسکم إلاّفى کتب) در آیات دیگر، کتابى که در آن تقدیرهاى الهى ضبط شده، «لوح محفوظ» نامیده شده است.

    ۴ - لوح محفوظ، کتابى بس ارجمند و والا (ما أصاب من مصیبة ... إلاّفى کتب) تنکیر «کتاب»، مى تواند براى تفخیم و بیان عظمت و ارجمندى لوح محفوظ باشد.

    ۵ - لوح محفوظ، از نظرها پنهان داشته شده و اطلاع بر محتویات آن براى غیر خداوند ممکن نیست. (ما أصاب من مصیبة ... إلاّفى کتب) نکره آمدن «کتاب» - که همان لوح محفوظ است - مى تواند براى بیان مطلب یاد شده باشد.

    ۶ - اراده الهى، حاکم بر همه تحولات فردى و اجتماعى در زندگى بشر (ما أصاب من مصیبة فى الأرض ... من قبل أن نبرأها) ضمیر «ها» در «نبرأها» به مصیبت بازمى گردد و «برء» (مصدر «نبرأ») به معناى آفریدن و پدید آوردن است. نسبت دادن همه پدیده هاى فردى و اجتماعى به خداوند، بیانگر مطلب یاد شده است.

    ۷ - دخالت در شؤون زندگى همه انسان ها، به رغم وسعت و گستردگى آن، براى خداوند بسى سهل و آسان است. (ما أصاب من مصیبة ... إنّ ذلک على اللّه یسیر)



    برداشت خودم :
    عقل می گوید لوح محفوظ چه کتاب باشد چه استعاره ای از علم خداوند باشد و وقتی همه چیز ثبت شده است افراد باید انتخاب شده باشند نمی شود فردی به جای فردی دیگر به دنیا بیاید و نقش فرد به دنیا نیامده را بازی کند !

    اما در مورد آن چهار حالت :
    معیار سنجش اگر عقل ما باشد که بگوییم آن ها قبیح هستند چرا کمیت های موجود را نبینیم و بررسی نکنیم ببینیم عقل ما درست می گوید یا نشانه های موجود ؟
    غم و درد دل مو بی حسابه ...
    خوشا به حالِ آنان که خون و خردمندی‌شان چنان درست در هم آمیخته که همچون نی‌لبکی در دستان سرنوشت نیستند تا هر وقت دلش خواست، آنان را به صدا درآورد.

  6. #14

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    280
    حضور
    6 روز 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    335



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    اما در این مورد:

    در تمام موارد ذکر شده منظور خیر و شری است که در مخلوق وجود دارد و در هیچ حالتی خیر و شر مخلوق به خالق سرایت نمی کند. از سوی دیگر رسیدن خیر به خدا به معنای کامل نبودن اوست، چه رسد به سرایت شر به ذات الهی!
    اگر علت همه چیز به خدا بر می گردد و همینطور به عقب برویم تا به خدا برسیم چرا به خدا چیزی سرایت نمی کند ؟
       

    (به خدا پناه می برم از شر تمام آنچه آفریده است).

    خلیفه الله که قرار است نماینده خدا باشد نمی خواهد خیری به خدا منتقل کند تا همه به او پی ببرند ؟
    غم و درد دل مو بی حسابه ...
    خوشا به حالِ آنان که خون و خردمندی‌شان چنان درست در هم آمیخته که همچون نی‌لبکی در دستان سرنوشت نیستند تا هر وقت دلش خواست، آنان را به صدا درآورد.

  7. #15

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    280
    حضور
    6 روز 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    335



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها

    خداوند در تک تک افعال و وقایعی که در عالم اتفاق می افتد، دخیل است! مگر می شود علت حقیقی اشیاء دخالتی در تحقق آنها و حتی افعال آنها نداشته باشد؟
    اینکه مثلا من دخالت او را نمی بینم یا حس نمی کنم به معنای کنار کشیدن خدا نیست. بر خلاف شما خیلی ها هم دست خدا را در زندگی خود بالعیان می بینند. بستگی دارد چه طور به قضیه نگاه کنیم، گاهی انسان با ذهنیتی که دارد تمام راههای درک یک معنا را بر خود می بندد.
    البته این به معنای جلوگیری خدا از تمام خطاهای ما به عنوان کمک دنیوی نیست، یک اصل داریم و آنهم اختیار انسان است که باید بر اساس این اصل راه خود را انتخاب کند، اما در این بین گاهی به دلیل کارهای خوبی که کرده است، خداوند نیز در مواردی به صورت کاملا مشهود دخالت می کند و مثلا او را از مخمصه ای نجات می دهد و همین کار را برای دیگر انجام نمی دهد، چراکه آن دیگری سابقه خوبی از خود نشان نداده و کار خیری نکرده است. تمام این کارها بر اساس حکمت است و هیچ مزیتی بی دلیل نیست.
    آهان . بهترین چیزی من خواندم ! همان ژن خوب های خودمان ! از همان بدو خلقت که هنوز به دنیا نیامدیم اما آیت الله طباطبایی که طبقه بندی طینت ها را بیان می کند ، معلوم می شود ژن خوب بودن از همان زمان هم بوده !
    مثلا یک کودک یا نوجوان که هنوز در سن رشد است اما گرفتار شر می شود و کلا در آینده نابود می شود باید چیکار می کرد برای خدا تا کمکش کند ؟
    نه یک نه مهم اینجاست . اون طینت که آفریده شده ( دست خودش هم نبوده ها ) باید او رو به سر منزل سعادت و شقاوت برساند باید ژن معیوب و ژن خوب ها جدا بسن ، باید به ژن خوب کمک شه تا رشد کنه اما اون ژن معیوبه هم باید مسیرش لجن بشه تا با طینتش تطبیق پیدا کنه حالا می خواد بچه باشه ، نوجوان باشه ، پیر باشه ‌و ...
    پس احتمال قصد و غرض هم وجود داره دیگه ؟ درسته ؟
    یعنی این طبقه بندی اصلا هم به اختیار ربط نداره ها ! ، یعنی اگه طبقه بندی طینت ها مساوی بود و شما می گید اختیار هست دیگه با خود اون صاحب اختیار مربوط بود از اون چه جوری استفاده کنه انصافا عاقلانه تر نبود طینت ها ( ژن خوب ) مساوی بودند اختیار داریم دیگه !؟
    ویرایش توسط دلسوخته : ۱۳۹۷/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۶:۱۸
    غم و درد دل مو بی حسابه ...
    خوشا به حالِ آنان که خون و خردمندی‌شان چنان درست در هم آمیخته که همچون نی‌لبکی در دستان سرنوشت نیستند تا هر وقت دلش خواست، آنان را به صدا درآورد.

  8. #16

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    280
    حضور
    6 روز 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    335



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    باسمه السریع الرضا

    با سلام و تبریک ایام



    عرضم احساس تسلیم نبود؛تسلیم و رضایی که عرض شد از سر شناخت و معرفت است

    نه اجبار و اضطرار و به تعبیر شما فریب دادن خود؛بنابراین رضایت درونی حاصل از شناخت

    اطمینان آور و آرامش بخش است.
    سلام خدمت شما جور دیگه ای هم میشه دید :
    حالا رضایت و معنویت به کنار ، کلا با جبر هم طرف تسلیم می شه چون اگه نشه چیکار می تونه بکنه ؟ چیکار ؟

    ویرایش توسط دلسوخته : ۱۳۹۷/۱۲/۲۸ در ساعت ۱۴:۵۷
    غم و درد دل مو بی حسابه ...
    خوشا به حالِ آنان که خون و خردمندی‌شان چنان درست در هم آمیخته که همچون نی‌لبکی در دستان سرنوشت نیستند تا هر وقت دلش خواست، آنان را به صدا درآورد.

  9. صلوات


  10. #17

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,959
    حضور
    46 روز 15 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    عقل می گوید لوح محفوظ چه کتاب باشد چه استعاره ای از علم خداوند باشد و وقتی همه چیز ثبت شده است افراد باید انتخاب شده باشند
    ثبت بودن وقایع در لوح محفوظ به معنای علم داشتن خدا به وقایع آینده است.
    حالا این علم به معنای اجبار من و شما به کاری خاص است؟
    اینکه خدا با علم بی نهایت خود می داند در فلان دو راهی من مورد اول را انتخاب می کنم، به معنای مجبور کردن من است؟
    علم به آینده هیچ نقشی در اجبار انسان ندارد.
    شما واقعا در مورد خدا چه تصوری دارید؟ خدایی که انسان را مجبور به کاری زشت کند و در نهایت او را در جهنم بسوزاند؟ این کار از انسان بی دین هم برنمی آید، چه رسد به خدایی با اوصاف کمالی مطلق...


  11. صلوات


  12. #18

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,959
    حضور
    46 روز 15 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    خلیفه الله که قرار است نماینده خدا باشد نمی خواهد خیری به خدا منتقل کند تا همه به او پی ببرند ؟
    اگر پیامبر یا امامی دیگران را به خدا هدایت کند، در حقیقت دارد سودی به همان دیگران می رساند و البته خودش نیز در این هدایت سود می برد. به عنوان مثال اگر شما دست کسی را از تاریکی بگیرید و به روشنی خورشید هدایت کنید تا گرم شود و اجسام اطراف خود را ببیند، این سود به چه کسی می رسد؟ به خورشید؟!!! یا به همان شخص باقی مانده در تاریکی؟

    اصلا اگر خدا سودی از این هدایت دیگران به سمت خود ببرد، نشان از نعوذ بالله فقر و نیاز اوست و این اوصاف با وجوب وجود او نمی سازد و محال است.


  13. #19

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,959
    حضور
    46 روز 15 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    همان ژن خوب های خودمان !
    اینکه شما کار خوبی کنید و در قبال آنهم خدا برای شما کاری انجام دهد، به معنای داشتن ژن خوب است؟!!!
    با این نظر شما علم ژنتیک را دچار چالش می کنید


    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسوخته نمایش پست ها
    مثلا یک کودک یا نوجوان که هنوز در سن رشد است اما گرفتار شر می شود و کلا در آینده نابود می شود باید چیکار می کرد برای خدا تا کمکش کند ؟
    اگر در این گرفتاری خودش نقشی نداشته باشد، تکلیفی هم ندارد و خدا به همان اندازه که به او امکانات داده، عمل می خواهد. به همین دلیل اگر متوجه اشتباه خود شود نیز راه برگشت او خیلی آسان تر است تا کسی که عمدا و از روی علم مرتکب گناه شده است.
    در هر حال از نظر دین انسان بن بست و نابودی ندارد، حتی در آخرین لحظات عمر هم ممکن است کسی نجات پیدا کند، البته در صورتی که خودش اراده کند. امثال جناب حر بن یزید ریاحی کم نداشتیم؛ رسول ترک، علی گندآبی و دیگران...

    تساوی شرایط انسان ها در کل عالم با توجه به تزاحم عالم ماده ممکن نیست، مثلا بر اساس اختیار، انسان های متفاوتی از نظر ایمان و عمل در کل عالم وجود دارد و همین انسان ها ازدواج می کنند و دارای فرزند می شوند، بالاخره این فرزند از پدر و مادر خود برخی اوصاف را به ارث می برد و در شرایط آنها رشد می کند. مگر اینکه بگوییم باید پدر و مادر ها همه خوب یا بد باشند، در این صورت که ما خود، اختیار را ساقط کردیم!
    اما با وجود شرایط متفاوت، طبیعی است که انسان ها از نظر سرمایه اولیه با هم متفاوت باشند، برخی در محیط خوب و برخی در محیط بد رشد و نمو کنند. پس از نظر تکوینی و با توجه به تزاحم عالم ممکن نیست همه با یک سرمایه مشخص وارد این دنیا شوند. در مرحله بعد دو راه پیش روست:
    اول اینکه خدا با آنها به طور مساوی برخورد کند و از همه به یک نحو بازخواست کند و به عبارت دیگر مساوات را برقرار کند.
    دوم اینکه از هر کسی به اندازه ای که داده، بازخواست کند و عدالت را رعایت کند.
    بنابراین با توجه به اینکه نمی شد از اول همه یکسان باشند، خدا راه دوم را که همان عدالت است برگزیده و به همین دلیل بین گناه عالم و جاهل فرق بسیاری است.


  14. #20

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    280
    حضور
    6 روز 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    335



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام

    ثبت بودن وقایع در لوح محفوظ به معنای علم داشتن خدا به وقایع آینده است.
    حالا این علم به معنای اجبار من و شما به کاری خاص است؟
    اینکه خدا با علم بی نهایت خود می داند در فلان دو راهی من مورد اول را انتخاب می کنم، به معنای مجبور کردن من است؟
    علم به آینده هیچ نقشی در اجبار انسان ندارد.
    شما واقعا در مورد خدا چه تصوری دارید؟ خدایی که انسان را مجبور به کاری زشت کند و در نهایت او را در جهنم بسوزاند؟ این کار از انسان بی دین هم برنمی آید، چه رسد به خدایی با اوصاف کمالی مطلق...
       


    همه ی بدختی های ثبت شده در لوح محفوظ فقط برای کارهای انسان است ؟! خوبه حالا بخشی از تفسیر نور هم کپی گذاشتم و از خودم حرف درنیاوردم. به هر حال...

    پس خداوند این علم هم داشت که مثلا من نیستی رو در فلان تاریخ انتخاب کردم اما الان خیلی وقته به دنیا اومدم.

    کدام انتخاب ؟ انتخاب بر چه اساس چی است ؟ چه عواملی تاثیر دارند ؟ ( نمی خواهم جوابشان را بدانم )

    خداوند شاید مجبور نکند از نظر شما اما بنیادترین موارد را با چاشنی زور مخلوط کرده ، طینت ها ، طینت ها ، طینت ها ، طینت ها ، طینت ها ، طینت ها = lim x به سمت بی نهایت.
    جناب صدیق در تاپیکی دیگر گفتند همین علم خداوند باعث تفاوت در طینت ها شده ، دیگه بدتر ، دیگه چی می خواست بشه که نشد ؟
    یعنی خدا می داند که طرف بدبخت و شقاوتمند است بر اساس اون طینتش را آفریده ؟ یعنی واقعا همچین کاری کرده ؟
    امان از زور ، امان از زور ، امان از زور



    غم و درد دل مو بی حسابه ...
    خوشا به حالِ آنان که خون و خردمندی‌شان چنان درست در هم آمیخته که همچون نی‌لبکی در دستان سرنوشت نیستند تا هر وقت دلش خواست، آنان را به صدا درآورد.

صفحه 2 از 6 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۸/۰۱/۳۰, ۱۵:۰۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود