صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علم ائمه (ع) و جلوگیری از شهادت

  1. #11

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۷
    نوشته
    137
    حضور
    5 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    235



    ممنونم از پاسخهای ارزشمند شما استاد گرامی
    در مورد این حدیث هم ممنون میشم توضیح بفرمائید

    نقل قول نوشته اصلی توسط فروردین نمایش پست ها
    در حدیثی از پیامبر(ص) نقل شده است که حضرت فرمود من که رسول خدا هستم نمی دانم وقتی قدم بر می دارم تا زمانی که روی زمین می گذارم آیا فرصت خواهم داشت یا مرگم فرا خواهد رسید.


  2. صلوات ها 3


  3. #12

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۷
    نوشته
    137
    حضور
    5 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    235



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    همچنین نقل شد که آن استاد درباره ی معنای فرمایش حضرت که می فرمایند: سلونی... گفته بود: این کلام حضرت از قبیل مبالغه است...حضرت استاد علامه طباطبایی (قدس سره) در پاسخ سخنان او فقط این آیه ی شریفه را قرائت نمود: «و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور».
    معنای آیه: "و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت".

    ظاهراً علامه طباطبایی به گمراه خواندن آن استاد بسنده کرده اند، اما با توجه به مطالبی که دوستان فرمودند و آیات مختلفی که در مورد علم غیب وجود داره، به نظر می رسه این موضوع بحث خیلی مفصل تری نیاز داره و خوب بود اگر علامه طباطبایی دلیل نادرست دانستن این نظر را هم می فرمودند. ضمن اینکه احادیث و روایاتی وجود دارند که به شیوه مبالغه بیان شده اند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    اما اطلاق این روایت و روایات مختلف دیگر که (اساسا مربوط به اِخبار از آینده و اخبار از غیب است) شئون علم امام را گسترده تر از این حوزه دانسته و علمی فراتر از این حوزه ثابت می نماید
    بحث این تاپیک بررسی میزان گستردگی علم غیبه. اینکه آیا این علم شامل همه چیز از جمله دانستن زمان و نحوه شهادت هم هست یا خیر، از این حدیث برداشت نمیشه.

    ویرایش توسط فروردین : ۱۳۹۸/۰۱/۰۲ در ساعت ۲۱:۲۸

  4. صلوات ها 2


  5. #13

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261



    نقل قول نوشته اصلی توسط فروردین نمایش پست ها
    معنای آیه: "و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت".

    ظاهراً علامه طباطبایی به گمراه خواندن آن استاد بسنده کرده اند، اما با توجه به مطالبی که دوستان فرمودند و آیات مختلفی که در مورد علم غیب وجود داره، به نظر می رسه این موضوع بحث خیلی مفصل تری نیاز داره و خوب بود اگر علامه طباطبایی دلیل نادرست دانستن این نظر را هم می فرمودند. ضمن اینکه احادیث و روایاتی وجود دارند که به شیوه مبالغه بیان شده اند.

    بحث این تاپیک بررسی میزان گستردگی علم غیبه. اینکه آیا این علم شامل همه چیز از جمله دانستن زمان و نحوه شهادت هم هست یا خیر، از این حدیث برداشت نمیشه.
    با سلام و عرض ادب

    1) موضوع تاپیک عدم تنافی علم به زمان وفات از سویی و عدم اجتناب از آن و شبهه ی القای در تهلکه است؛ لذا مفروض تاپیک علم به زمان وفات از سوی ائمه (علیهم السلام) است؛ لذا بحث در مورد بود یا نبود علم غیب و یا حیطه ی آن موضوع اصلی تاپیک نمی باشد و تاپیکی مجزا را طالب است؛ هر چند که اعتقاد به علم غیب داشتن امام (علیه السلام) از ضروریّات اعتقادات امامیه نیست که منکر آن کافر گردد.

    2) در مورد متنی که ارسال فرمودید که بیانگر عدم علم پیامبر (صلی الله علیه و آله) سندی پیدا نکردم؛ اما در صورتی که این خبر دارای اصلی باشد؛ (چنانکه نظیر این متن در خطبه ی 149 نهج البلاغه آمده) روایت در مقام نفی علم غیب مستقل است؛ یعنی من به استقلال علمی نسبت به زمان وفات خویش ندارم که چنین امری نفی علم به زمان مرگ به انباء و اخبار غیبی نخواهد داشت.

    به عبارت دیگر: این ندانستن مربوط به جهات ظاهری و حسابها و تجربیّات و اسباب بشری است که به جنبه ی بشری آنها مربوط می شود و این منافاتی ندارد که به واسطه ی جنبه ی نوری و توجه به آن هر چه را بخواهند بدانند. (سخن علامه طباطبایی)

    3) در کتب روایی شیعه در بحث ابعاد علم امام بابی با عنوان: «أن الأئمة (علیهم السلام) يعلمون‏ متى‏ يموتون‏ و أنهم لا يموتون إلا باختيار منهم»‌ آمده است. به عنوان نمونه مرحوم کلینی در ذیل این عنوان هشت روایت و مرحوم صفار چهارده روایت را ذکر نموده که یکی از روایات مورد اتفاقشان این روایت است: عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)‏ «إِنَّ الْإِمَامَ‏ لَوْ لَمْ يَعْلَمْ مَا يُصِيبُهُ‏ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِه‏»؛[1] «ابو بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا امام اگر نداند چه بر سرش می آید (از خیر و شر و بلا و عافیت) و به سوی چه می رود (از مرگ و شهادت) او حجت خدا بر خلقش نیست».

    4) در همان لینکی که آدرس آنرا مرقوم نمودید از صفحه 119 الی 128 به تبیین دیدگاه اثباتی از سوی علامه طباطبایی پرداخته شده است.

    5) اصل در سخن متکلم علاوه بر اراده ی استعمالی اراده ی جدی آن نیز هست؛ لذا حمل بر مجاز گویی نیازمند به قرینه است و در نبود قرینه انصراف از اطلاق کلام همان اراده ی جدی متکلم نسبت به مفاد کلام اوست. بنابر این دلیلی بر مبالغه گویی (آنهم از سوی معصوم) در موضوع محل بحث نیست؛ بلکه قرینه و بالاتر تصریح بر عدم مبالغه در گفتار در این موضوع است.

    موفق باشید.


    [1] . الکلینی، الکافی، ج1، ص258،‌
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۸/۰۱/۰۳ در ساعت ۰۰:۳۹
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  6. صلوات


  7. #14

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۷
    نوشته
    137
    حضور
    5 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    235



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    به عبارت دیگر: این ندانستن مربوط به جهات ظاهری و حسابها و تجربیّات و اسباب بشری است که به جنبه ی بشری آنها مربوط می شود و این منافاتی ندارد که به واسطه ی جنبه ی نوری و توجه به آن هر چه را بخواهند بدانند. (سخن علامه طباطبایی)
    دقیقاً این یکی از منطقی ترین توجیهاتیه که برای جمع بین این مطالب عنوان میشه. یعنی ائمه فقط در صورتی که اراده کنند از علم غیب آگاه می شوند. خیلی از احادیث این موضوع را تایید می کنند که ملاک تصمیم گیری ایشان در امور مهمی مثل اداره حکومت نیز همین جنبه بشری و استفاده از اطلاعاتی که از طریق اسباب عادی بدست میآیند بوده. به طور مثال حضرت علی (ع) خطاب به منذر بن جارود عبدى، كه در فرماندارى خود خيانتى مرتكب شده بود می فرمایند:
    پس از ياد خدا و درود همانا، شايستگى پدرت مرا نسبت به تو خوشبين، و گمان كردم همانند پدرت مى باشى، و راه او راه مى روى. ناگهان به من خبر دادند، كه در هواپرستى چيزى فروگذار نكرده، و توشه اى براى آخرت خود باقى نگذاشته اى، دنياى خود را با تباه كردن آخرت آبادان مى كنى، و براى پيوستن با خويشاوندانت از دين خدا بريده اى، اگر آنچه به من گزارش رسيده، درست باشد، شتر خانه ات، و بند كفش تو، از تو با ارزش تر است، و كسى كه همانند تو باشد، نه لياقت پاسدارى از مرزهاى كشور را دارد، و نه مى تواند كارى را به انجام رساند، يا ارزش او بالا رود، يا شريك در امانت باشد يا از خيانتى دور ماند پس چون اين نامه به دست تو رسد، نزد من بيا. ان شاء اللّه.
    طبق این نامه، شایستگی های پدر منذر باعث خوشبینی به او شده بود و گزارشی که از عملکردش رسیده باعث بدبینی به او.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    مبالغه گویی (آنهم از سوی معصوم)
    همه احادیث از طرف معصومین بیان شده اند؛ اما برخی از اونها دارای مبالغه اند. یعنی مبالغه گویی منافاتی با عصمت نداره.

    ویرایش توسط فروردین : ۱۳۹۸/۰۱/۰۴ در ساعت ۱۲:۲۵

  8. صلوات ها 2


  9. #15

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261



    نقل قول نوشته اصلی توسط فروردین نمایش پست ها
    دقیقاً این یکی از منطقی ترین توجیهاتیه که برای جمع بین این مطالب عنوان میشه. یعنی ائمه فقط در صورتی که اراده کنند از علم غیب آگاه می شوند. خیلی از احادیث این موضوع را تایید می کنند که ملاک تصمیم گیری ایشان در امور مهمی مثل اداره حکومت نیز همین جنبه بشری و استفاده از اطلاعاتی که از طریق اسباب عادی بدست میآیند بوده. به طور مثال حضرت علی (ع) خطاب به منذر بن جارود عبدى، كه در فرماندارى خود خيانتى مرتكب شده بود می فرمایند:

    طبق این نامه، شایستگی های پدر منذر باعث خوشبینی به او شده بود و گزارشی که از عملکردش رسیده باعث بدبینی به او.


    همه احادیث از طرف معصومین بیان شده اند؛ اما برخی از اونها دارای مبالغه اند. یعنی مبالغه گویی منافاتی با عصمت نداره.
    با سلام و عرض ادب

    1) وظیفه ی معصومین (علیهم السلام) در انجام امور عادی زندگی عمل به علم غیب نیست؛[1] بلکه در این مورد و امور حکومت و قضاوت، معصوم (علیه السلام) بر اساس بینه ی ظاهری عمل می نماید؛ لذا پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «اِنَّمَا اَقْضِي بَيْنَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَالْاَيْمَانِ».[2] «هر آينه من در بين شما بر اساس شاهد و قسم حكم میكنم».
    2) در حوزه ی تبیین معارف الهی پیامبر (صلی الله علیه وآله) معصوم از خطا و اشتباهند؛ که لازمه چنین امری اتصال به منبع غیب است.

    3)‌ از آنجا که رتبه ی وجودی معصوم دون مرتبه ی خالق و فوق مرتبه ی سایر مخلوقات است؛ اگر معصوم سخنی از علم خویش بگوید نمی توان آنرا به کلام مبالغه آمیز حمل نمود؛ زیرا که چنین امری زمینه ی غلو نسبت به آنها را فراهم ساخته؛ علاوه بر آنکه حمل بر مبالغه گویی هیچ وجهی در کلام معصوم ندارد.

    موفق باشید.



    [1] . چنانکه روزی شتر رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) گم شد. منافقین طعنه زدند و گفتند: او ما را از اسرار آسمانها خبر می دهد ولی نمی داند شترش کجاست. وقتی این سخن طعن آمیز، به گوش پیامبر رسید، فرمود: تمام اخباری که از آسمانها می گویم از طرف خداست و خدا مرا به همه اسرار آگاه کرده است.سپس جای شتر را به آنها نشان داد و فرمود: «افسارش به درختی گیر کرده است» رفتند و شتر را در همان حالی که پیامبر فرموده بود یافتند.

    [2] . وسائل الشيعه، ج 27، ص 232.
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  10. صلوات


  11. #16

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۷
    نوشته
    137
    حضور
    5 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    235



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    1) وظیفه ی معصومین (علیهم السلام) در انجام امور عادی زندگی عمل به علم غیب نیست؛[1] بلکه در این مورد و امور حکومت و قضاوت، معصوم (علیه السلام) بر اساس بینه ی ظاهری عمل می نماید؛ لذا پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «اِنَّمَا اَقْضِي بَيْنَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَالْاَيْمَانِ».[2] «هر آينه من در بين شما بر اساس شاهد و قسم حكم می‌كنم».
    2) در حوزه ی تبیین معارف الهی پیامبر (صلی الله علیه وآله) معصوم از خطا و اشتباهند؛ که لازمه چنین امری اتصال به منبع غیب است.
    ممنون صدرا گرامی
    اما آیا پرداختن به علوم طبیعی جزء "امور عادی زندگی" محسوب میشه یا "تبیین معارف الهی" ؟
    به نظرم علوم طبیعی می تونند جزء معارف الهی به حساب نیان.


  12. #17

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    علاقه
    ویالون غمگین
    نوشته
    21
    حضور
    1 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    45



    نقل قول نوشته اصلی توسط فروردین نمایش پست ها
    دقیقاً این یکی از منطقی ترین توجیهاتیه که برای جمع بین این مطالب عنوان میشه. یعنی ائمه فقط در صورتی که اراده کنند از علم غیب آگاه می شوند.
    با سلام و احترام

    من فکر می‌کنم اینکه« هر چه اراده کنند از علم غیب آگاه میشوند» حتی بدتر و بی منطق تر از این است که بگوییم از اول بر علوم غیب آگاه بودند.

    چطور اراده خالق تابع اراده مخلوق است؟ (از نظر عقلی هم مشکل دارد چه برسد به قران و شواهد دیگر)

    سپاس

  13. صلوات


  14. #18

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۷
    نوشته
    137
    حضور
    5 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    235



    نقل قول نوشته اصلی توسط A Curious Mind نمایش پست ها
    چطور اراده خالق تابع اراده مخلوق است؟
    میشه تصورش کرد ... مثلاً هر زمان که اراده کنند که به شکل غیبی بدانند، خدا به طور همزمان اراده کند به ایشان علم غیب را اعطا کند.

    به هر حال باید توجیهی ارائه بشه که داشتن علم غیب (بر اساس قرآن و روایات) با عمل کردن بر اساس علوم معمولی (مثل چیزی که از نامه 71 نهج البلاغه نقل شد) تضادی پیدا نکنه.


  15. #19

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۸
    علاقه
    ویالون غمگین
    نوشته
    21
    حضور
    1 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    45



    نقل قول نوشته اصلی توسط فروردین نمایش پست ها
    میشه تصورش کرد ... مثلاً هر زمان که اراده کنند که به شکل غیبی بدانند، خدا به طور همزمان اراده کند به ایشان علم غیب را اعطا کند.


    با سلام و احترام

    اگر خدا اراده نکرد چه؟

    این یعنی اینکه اراده خدا تابع اراده مخلوق است که باطل است، از طرفی با توجه به صفر بودن علم مخلوق‌در مقابل خدا، شاید اراده پیامبر مطابق حکمت خدا نباشد، در قران کم نداریم از رد درخواست پیامبران.

    بهتر است بگوییم اگر خدا صلاح دانست پیامبر را آگاه میکند، نه اینکه مجبور است آگاه کند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط فروردین نمایش پست ها

    به هر حال باید توجیهی ارائه بشه که داشتن علم غیب (بر اساس قرآن و روایات) با عمل کردن بر اساس علوم معمولی (مثل چیزی که از نامه 71 نهج البلاغه نقل شد) تضادی پیدا نکنه.
    نکته اول اینکه، از قران استباط نمیشه که اگر پیامبر اراده کند خدا او را آگاه می‌کند.
    دوم اینکه آگاهی پیامبر بر علوم غیبی که قران خبر می‌دهد مثل این است که خدا به او حقایقی را یاد داده است که دیگران نمیدانند، حد و حدودش هم معلوم نیست ولی از این جنس نیست که بر همه ی علوم مسلط باشند.
    علم غیب پیامبر هم شامل امور روزمره زندگی مردم نمی‌شود که بخواهیم تضادش را با مسایلی از آن جنس نامه ای که شما اشاره کردید نتیجه بگیریم(علم به آینده هم به نظر می‌رسد در حیطه پیامبر نیست، مگر حقایقی کلی در مورد آینده و نه جزییات)

    این روایاتی که گفتید «اگر امامان و پیامبر هر چه اراده کنند بر آن آگاه میشوند» شامل سه روایت می‌شود که بر طبق حرفهای جناب علامه مجلسی در کتاب مراه العقول، یک روایت ضعیف و دو روایت مجهول است.

    سپاس
    ویرایش توسط A Curious Mind : ۱۳۹۸/۰۱/۱۳ در ساعت ۱۸:۱۸

  16. صلوات


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۸/۰۱/۳۱, ۱۶:۴۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود