صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقلید در مصادیق از منظر عقلی ( کلامی )

  1. #11

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام

    اگر منظور شما از کارشناس، همان مرجع تقلید است، او جزئی از عرف است و به تنهایی نمی تواند چیزی را ثابت کند. در حقیقت شما برای کشف نظر عرف مجبورید به افراد جامعه رجوع کنید و مرجع هم یکی از همین افراد است که نظر او در حد یکی از افراد جامعه اهمیت دارد، حتی در برخی موارد، افراد عادی آگاهتر به عرف هستند.
    بنابراین اگر شما عرف را بدانید که روشن است و اگر ندانید در این حد که نظر یکی از احاد جامعه را جویا شده باشید، نظر مرجع اهمیت دارد و برای اگاهی از عرف باید دیگر نظرات را هم جویا شوید تا یک برایند برای شما حاصل شود. در این بین ممکن است نظر مرجع صحیح باشد و یا حتی نظر ایشان در تنافی با عرف جامعه باشد که در این صورت تبعیت از عرف(متدین) ملاک است.
    با سلام و احترام

    مقصودم از کارشناس، کارشناس است.
    و مقصودم از کارشناس اعلم، کارشناس اعلم است.

    کارشناس یک مفهوم اعم و بزرگتر از مرجع تقلید است.

    شما خودتان نیز اذعان کردید گاهی یک فرد معمولی، آگاه تر از مثلا مرجع تقلید است.

    پس گویا معترفید که آگاهی به عرف، درجه بندی دارد.
    برخی آگاه تر به عرف هستند.

    از طرفی بنده سوالم این است که فرض کنید بنده به عرف، جاهل هستم.
    و میروم از انسان آگاه سوال میپرسم.

    این عمل از منظر عقلی چه حکمی دارد؟

    یا فرض کنید بنده به عرف آگاهم اما فلانی از من آگاه تر است، و نظراتمان متفاوت است.
    و بنده از آن شخصی که آگاه تر است تقلید میکنم....

    البته امکان دارد شما بفرمایید، اگر نظرات مختلفی وجود داشت، نشان دهنده ی این است که اصلا عرفی وجود ندارد.
    اگر این سخن درست باشد، آیا پیروی از هر نظری بی اشکال خواهد بود؟
    علت اصلی چنین پرسشی همین اختلافات بود.
    چون در مواردی با نظرات مختلفی درباره عرف روبرو می شویم چه در بین متدین ها و چه مردم، اینجا چه میفرمایید؟

  2. صلوات


  3. #12

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها

    در مواردی که امر درونی ملاک حکم قرار گرفته است، مانند خوف از گناه در ازدواج، عرف ملاک نیست و تقلید هم معنا ندارد.
    شما صرفا باید ببینید در شرایط کنونی آیا به گناه می افتید یا خوف به گناه افتادن را دارید یا نه؟ همین!
    معمولا در امور درونی با تامل و دقت، وضعیت روشن می شود و شک موضوعیت ندارد. چرا که بالاخره هر انسانی به نفس خود آگاه است و می داند که خوف گناه هست یا نه؟
    مثلا در مثالی که زدید
    اگر کسی در مورد خوف از گناه، علم نداشت.
    چه میشود؟

    برای اینکه مطلب واضح تر باشد مثال میزنم.

    این فرد اگر به یکی از همین عرف شرایط و احساساتش را بیان کند
    ممکن است بگوید اینکه خوف از گناه نیست.
    اما اگر برود پیش روانشناس و مورد بررسی علمی قرار بگیرد
    به او میگویند تو ترس داری که در گناه بیافتی....

    اصلا معیار شناختی این دو متفاوت است.

    ممکن است در مثال بالا داستان بالعکس شود.
    یعنی یک فرد معمولی بگوید خوف داری
    و روانشناس بگوید خوف نداری

    البته شما میفرمایید در درونیات، علم درونی شخص حجت است.

    حالا سوال این است کسی که تردید دارد به معنای این است که خوف ندارد؟ یا خوف دارد؟
    چون به هر حال هر کسی خوف گناه دارد... هیچ کس مصون از گناه نیست...
    باید یک درجه خاصی مراد باشد؟!

  4. #13

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها

    در مورد حکم قاضی برای بنده روشن نشد منظور شما دقیقا چیست؟
    قاضی بر اساس ادله حکمی را در مورد فردی داده است.
    در مورد فردی که حکم صادر شده ممکن است شما علم به بی گناهی او داشته باشید و ممکن است علمی به این مساله نداشته باشید.
    در این دو فرض، زمانی تقلید مطرح است که شما درگیر در این حکم باشید، در غیر این صورت تقلید معنای خاصی ندارد، مانند اینکه شما تنها یک ناظر صرف هستید و هیچ نقشی در دعوا و اعمال حکم ندارید.
    بر فرض اینکه شما زیر مجموعه قاضی باشید و مجبور به اعمال حکم قاضی شده باشید، در این صورت هم حتی اگر بدانید فرد محکوم شده، بی گناه است، اعمال نظر قاضی و تقلید از حکم او بر شما واجب است. چرا که شارع مقدس، این حکم را با دلیل ظاهری مقبول دانسته است.
    حالا شما می فرمایید از نظر عقلی و کلامی چه صورتی دارد؟
    در این فرضی که وضع و اعتبار مدخلیت دارد، نوبت به بحث کلامی و عقلی نمی رسد، به عبارت دیگر باید با هر حکمی، متناسب با همان حکم برخورد کرد. مثل اینکه قانون گذار عبور از چراغ قرمز را ممنوع کرده و ما بگوییم از نظر عقلی مساله چه حکمی دارد؟ روشن است که در این مساله صرفا وضع و اعتبار رخ داده و عقل جایگاهی ندارد.
    باز هم اگر منظور شما چیز دیگری است، به صورت روشن تر بفرمایید.
    عبور از چراغ قرمز یک عمل است که شامل یک حکم عقلی میشود.

    این با وضع قانون چراغ قرمز فرق میکند.

    اینکه شخصی در یک موضوعی از نظر کارشناس پیروی میکند.، یک عمل است نه وضع قانون.

    حتی وضع قانون هم از نظر عقلی قابل بررسی است.
    تفاوت فقط درحیطه نظر و عمل است.

    در همین مثال قاضی

    مقصودم این نیست که شخص مجبور به کاری باشد.

    او علم دارد که فلانی قاتل نیست.
    از طرفی قاضی حکم قتل داده است.
    این شخص میتواند مامور قتل شود.

    آیا تبعیت از حکم قاضی درست است؟
    شما میگویید اشکال ندارد
    اما به نظر بنده عقلای عالم چنین رفتاری را زشت و قبیح می دانند.

    اگر این فرد جاهل باشد و نداند فلانی قاتل هست یا نیست.. میتواند از کارشناس اعلم تبعیت کند. اگر چه مخالف رای قاضی باشد
    و این هم طبق نظر عقلا است.
    و اگر چنین نکند کار قبیحی انجام داده است.

    شما خود میدانید که در تقلید شرعی میگویند تقلید کار عقلا است.
    عقلا در مجهولات سراغ کارشناس میروند..

    اینجا هم که بحث تشخیص مصداق حکم شرعی است، عقلا باید دنبال رای کارشناس بروند....
    ویرایش توسط بیت المعمور : ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۶:۴۱

  5. #14

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,957
    حضور
    46 روز 14 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    آیا تبعیت از حکم قاضی درست است؟
    شما میگویید اشکال ندارد
    اما به نظر بنده عقلای عالم چنین رفتاری را زشت و قبیح می دانند.
    اجازه بدید یه کم کلی تر بحث کنیم...
    ببینید در احکام وضعی و هر قانونی که گذاشته می شود، بالاخره این قانون در برخی موارد کارایی ندارد و اگر کارایی قانونی حداکثری باشد، آن قانون، قانون خوبی است. بنابراین قانونی که صد در صد موارد را شامل شود، ما نداریم.
    حالا همین عقلا که می فرمایید، بین یک دو راهی هستند:
    الف: همیشه به قانون عمل کنند، حتی اگر در برخی موارد این قانون عدالت مورد نظر را به بار نیاورد.
    ب: در برخی موارد که شخص خاصی علم به واقع دارد اما دلیل ندارد، حرفش حجت باشد.
    در حقیقت مورد دوم، غیر از تبصره و استثناست، بلکه ما موردی داریم که کسی علم به بی گناهی شخصی دارد، اما برای اثبات آن دلیل ندارد. در این مورد اگر ما بدون دلیل کسی را معاف کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ قانون بی اعتبار می شود!
    اجازه بدهید از تقلید هم پا را فراتر بگذاریم، خود قاضی به دلیل شخصی می داند که کسی بی گناه است اما آن شخص دلیل و بینه ندارد، چاره ای جز حکم بر علیه متهم نیست. البته در این مورد(علم قاضی) اختلافی در حق الله و حق الناس وجود دارد.
    بنابراین وقتی قانون گذار راه های خاصی را برای رسیدن به نتیجه در نظر گرفت، باید از همان راه ها تبعیت کرد و عامل بر اساس قانون هم معاقب نیست. به عبارت دیگر از نظر قانونی، چنین شخصی خطایی انجام نداده است.
    از سوی دیگر همین عمل به قانون اگر چه در برخی موارد مطابق با واقع نباشد، از نظر عقلا ممدوح است. بر این اساس، عمل به قانون را باید به صورت کلی دید، همین عقلا اگر عمل نکردن به بعضی موارد را مقدمه ای برای بطلان قانون ببینند، حکم به قبح آن می کنند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    اینجا هم که بحث تشخیص مصداق حکم شرعی است، عقلا باید دنبال رای کارشناس بروند....
    در بحث قضاوت، مطلعی اعتبار دارد که تعدد هم داشته باشد، بنابراین مطلع واحد حتی اگر واقعا هم راست بگوید، حرفش حجت نیست و باید دو یا چهار شاهد وجود داشته باشد. این همان چهارچوبی است که قانون گذار گذاشته و باید تبعیت شود. در این موارد نمی توان با استناد به رجوع جاهل به عالم، مساله را حل کرد.


  6. #15

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,957
    حضور
    46 روز 14 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    این عمل از منظر عقلی چه حکمی دارد؟
    حکم رجوع جاهل به عالم که روشن است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    یا فرض کنید بنده به عرف آگاهم اما فلانی از من آگاه تر است، و نظراتمان متفاوت است.
    و بنده از آن شخصی که آگاه تر است تقلید میکنم....
    ملاک رسیدن به نظر عرف است و این کار ممکن است از تحقیق میدانی شما حاصل شود و ممکن است کسی که اطلاع کامل دارد و شما هم به او اطمینان دارید، سبب رسیدن شما به نظر عرف شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    چون در مواردی با نظرات مختلفی درباره عرف روبرو می شویم چه در بین متدین ها و چه مردم، اینجا چه میفرمایید؟
    این هم تابع حکم است، مثلا در برخی موارد مانند موسیقی، عرف متدین ملاک قرار داده شده است نه عرف انسان های لهوی اما در مواردی مانند عرف پیمانه و ... همان عرف بازار کفایت می کند. بنابراین به طور کلی نمی توان نظر داد.


  7. #16

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,957
    حضور
    46 روز 14 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5562



    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    حالا سوال این است کسی که تردید دارد به معنای این است که خوف ندارد؟ یا خوف دارد؟
    چون به هر حال هر کسی خوف گناه دارد... هیچ کس مصون از گناه نیست...
    باید یک درجه خاصی مراد باشد؟!
    در این مثال منظور احتمال وقوع در گناه است نه وقوع در گناه.
    حالا با این توضیح، انسان از میزان شهوت خود و محرکات بیرونی خبر دارد، اگر حتی احتمال وقوع در گناه را بدهد، ازدواج بر او واجب می شود.
    به نظر کسی در این تحلیل شک نمی کند، مگر اینکه دچار وسواس باشد که نتواند چنین تحلیل ساده ای را بکند.
    در هر حال اگر نیاز به متخصص پیدا کند تا برای او تحلیل کند، نظر متخصص در حقیقت موید و کمک کار او در تصمیم خواهد بود و تصمیم نهایی او حجت است.


  8. #17

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    سلام

    اجازه بدید یه کم کلی تر بحث کنیم...
    ببینید در احکام وضعی و هر قانونی که گذاشته می شود، بالاخره این قانون در برخی موارد کارایی ندارد و اگر کارایی قانونی حداکثری باشد، آن قانون، قانون خوبی است. بنابراین قانونی که صد در صد موارد را شامل شود، ما نداریم.
    حالا همین عقلا که می فرمایید، بین یک دو راهی هستند:
    الف: همیشه به قانون عمل کنند، حتی اگر در برخی موارد این قانون عدالت مورد نظر را به بار نیاورد.
    ب: در برخی موارد که شخص خاصی علم به واقع دارد اما دلیل ندارد، حرفش حجت باشد.
    در حقیقت مورد دوم، غیر از تبصره و استثناست، بلکه ما موردی داریم که کسی علم به بی گناهی شخصی دارد، اما برای اثبات آن دلیل ندارد. در این مورد اگر ما بدون دلیل کسی را معاف کنیم، چه اتفاقی می افتد؟ قانون بی اعتبار می شود!
    اجازه بدهید از تقلید هم پا را فراتر بگذاریم، خود قاضی به دلیل شخصی می داند که کسی بی گناه است اما آن شخص دلیل و بینه ندارد، چاره ای جز حکم بر علیه متهم نیست. البته در این مورد(علم قاضی) اختلافی در حق الله و حق الناس وجود دارد.
    بنابراین وقتی قانون گذار راه های خاصی را برای رسیدن به نتیجه در نظر گرفت، باید از همان راه ها تبعیت کرد و عامل بر اساس قانون هم معاقب نیست. به عبارت دیگر از نظر قانونی، چنین شخصی خطایی انجام نداده است.
    از سوی دیگر همین عمل به قانون اگر چه در برخی موارد مطابق با واقع نباشد، از نظر عقلا ممدوح است. بر این اساس، عمل به قانون را باید به صورت کلی دید، همین عقلا اگر عمل نکردن به بعضی موارد را مقدمه ای برای بطلان قانون ببینند، حکم به قبح آن می کنند.

    با سلام

    ما که نمیگیم قانون تغییر کنه.

    ما میگیم کسی که علم داره و باز میره مامور قتل میشه، کار قبیحی انجام میده.

    حتی قاضی وقتی علم داره که فلانی قاتل نیست، زشت و قبیح است که طبق ظواهر اقدام به قتل کسی کنه...

    البته ما در شرع نیز داریم که علم قاضی حجت است.
    اگر چه اختلافاتی وجود دارد.

    اما بحث ما شرعی نیست.
    بحث ما عقلی است.

    لطفا به سوال بنده دقت بفرمایید.
    قاضی طبق ظواهر حکم به قتل آقای زید میدهد.
    و قاضی دنبال کسی است که مامور قتل شود.
    آقای سعید میداند که زید قاتل نیست و شاهدها خریداری شدند و شهادت دروغ داده اند.
    اینجا آقای سعید چون علم دارد که آقای زید قاتل نیست
    نباید مامور قتل شود.
    البته چون نمیتواند بی گناهی زید را اثبات کند، اقدامی نمیکند.
    اما حق ندارد با این توجیه که قاضی بهتر می فهمد، دست به قتل بزند.

    اینجا همه عقلای عالم چنین کاری را تقبیح میکنند و او را سرزنش خواهند کرد... اگر نگوییم عقلای عالم، اقای سعید را مستحق اعدام ندانند...

    قاضی نیز به همین شکل باید عمل کند.
    یعنی اگر به فرض علم قاضی حجت نباشد.
    باز هم باید پرونده ی چنین قتلی را به یک قاضی دیگر بسپارد
    و اگر خودش با وجود علم به قاتل نبودن زید، حکم به اعدام دهد ، کار زشت و قبیحی انجام داده است.

    ما نمیگوییم قانون تغییر کند. ما میگوییم چنین تبعیت و تقلیدی برای فرد عالم، قبیح و زشت است.

  9. #18

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها


    در بحث قضاوت، مطلعی اعتبار دارد که تعدد هم داشته باشد، بنابراین مطلع واحد حتی اگر واقعا هم راست بگوید، حرفش حجت نیست و باید دو یا چهار شاهد وجود داشته باشد. این همان چهارچوبی است که قانون گذار گذاشته و باید تبعیت شود. در این موارد نمی توان با استناد به رجوع جاهل به عالم، مساله را حل کرد.
    منظورم شاهد و اینها نبود...

    میگم قاضی داره احکام شریعت رو روی یک انسان تطبیق میده. مثل یک مجتهد که بیاد یک قضاوت رو به عهده بگیره.

    و برای چنین کاری، قاضی اعلم یا فرد اعلم مقدم هست.

    خوب شما میدونید ممکنه مبنای مجتهدین تفاوت داشته باشه.
    و با همین تفاوت یکی زنده بمونه و یکی بمیره...

    اینجا قطعا قاضی اعلم مقدم میشه...

  10. #19

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها


    این هم تابع حکم است، مثلا در برخی موارد مانند موسیقی، عرف متدین ملاک قرار داده شده است نه عرف انسان های لهوی اما در مواردی مانند عرف پیمانه و ... همان عرف بازار کفایت می کند. بنابراین به طور کلی نمی توان نظر داد.
    من نمیگویم کلی ...
    میگویم همین متدین ها که شما به آن ارجاع دادید، اختلاف دارند
    حالا پاسخ سوالها چه میشود؟
    ما که نگفتیم از آدمهای لهوی و مست و خراب بپرسیم.

  11. #20

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,577
    حضور
    34 روز 1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها

    حکم رجوع جاهل به عالم که روشن است.

    ملاک رسیدن به نظر عرف است و این کار ممکن است از تحقیق میدانی شما حاصل شود و ممکن است کسی که اطلاع کامل دارد و شما هم به او اطمینان دارید، سبب رسیدن شما به نظر عرف شود.

    آیا شما قبول دارید برخی به عرف آگاه تر هستند یا نه ؟

    اگر بله

    آیا قبول دارید که باید به فرد اعلم و آگاه تر رجوع کنیم؟

    مثلا فرض کنید یک موسسه رفته تحقیقات میدانی کرده اما زید و عمر و بکر این کار را نکردند.
    بین اینها اختلاف وجود دارد
    باید به عرف تشخیصی کدام فرد یا نهاد عمل کنیم؟

    آیا عقل نمیگوید حرف آن موسسه معتبرتر است؟

    این یعنی رجوع به اعلم...
    شاید آقای زید تحقیق کرده ولی من و شما اصلا فکر هم نکردیم...

    آیا لازم نیست اعلم رو بشناسیم؟!
    همینطوری یه نفر پیدا کنیم بپرسیم عرف چیه؟

    اگه عرف این قدر واضح بود چرا من نوعی متوجه نشدم؟
    لابد شناخت عرف یک اصولی دارد... تحقیق لازم دارد....

    و الا باید بگیم هر جا من به تنهایی علم به عرف ندارم یعنی عرفی وجود ندارد و ارجاع دادن به عرف باطل بوده و علما و مراجع باید دنبال یه راه حل دیگه باشن...

صفحه 2 از 3 نخست 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۱۰/۲۰, ۰۸:۴۸ : 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود