صفحه 5 از 11 نخست ... 34567 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یقین آور نبودن اعجاز قرآن

  1. #41

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,471
    حضور
    31 روز 23 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2028



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    سلام

    من زیاد اطلاعی راجع به کتابهای بهاییت و ادعای انها ندارم
    ولی همینکه هم پیامبر اینها ادعای پیامبری از طرف خدا کرده
    طبق استدلال شما خدا باید او را رسوا کند
    چرا الان چندین میلیون بهایی در جهان وجود دارند ؟
    ایا خدا نباید پیامبران دروغین را رسوا کند ؟
    با سلام

    استدلال بنده چیز دیگری است
    بنده عرضم این بود که باید انگشتر غیر قابل جعلی باشد.
    و الا خداوند به صرف ادعا که با کسی کاری ندارد.
    ممکن است فردا هر کسی توی کوچه و خیابان ادعای نبوت کند. حتی ادعای خدایی کند. و این کار اتفاق افتاده و خواهد افتاد...
    ( یکی از دوستان نقل میکرد که با فردی قبل از ادعای نبوت ملاقات داشته. میگفت در آن زمان خیلی اهل قرآن خواندن بود و از رمز و رموز قرآن و این طور چیزها صحبت میکرد. اما بعد از مدتی ادعای نبوت کرد و گفته بود سوره بقره بر من نازل شده است ! :) )

    مقصودم این است که مثلا پیامبر قرآن را آورده و تحدی کرده و هیچ کس نتوانسته مثلش را بیاورد.

    من میگویم اصلا خدا نمیگذارد چنین اتفاقی بیافتد.
    نه اینکه مثلا ابتدا به پیامبر اسلام، قرآن نازل کند و بعد پیامبر به خدا دروغ ببندد و بعد خدا دوباره بیاید دروغ های پیامبر را رسوا کند.
    اما به هر حال در قران هم داریم که خداوند میفرماید اگر پیامبر بخواهد دروغی بر خدا ببندد، رگ گردنش را قطع خواهیم کرد.

    به همین خاطر عرض کردم
    معنا ندارد یک پادشاه انگشتر مخصوص خود را به دروغگو بدهد.
    نه اینکه پادشاه، انگشترهای سلطنتی را به فریبکار بدهد بعد برود دنبالشان تا مجازاتشان کند...

  2. صلوات


  3. #42

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,843
    حضور
    33 روز 20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    343
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6022



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    فقط فرعون نبود. همه سپاه فرعون هم به همراهش وارد این کریدوری که رود نیل را قطع کرده بود شدند. قاعدتا جریان آب نیل هم متوقف شده بود. لکن همه فرعونیان به قول شما خیلی راحت حتی کنجکاوی شان هم تحریک نشد!
    بله سپاه فرعون هم دقیقا در همین شرایط قرار داشتند . منتها عبور آنها و ورودشان به راه خشک شده نیل به این دلیل نبود که کنجکاو یا متحیر و شگفت زده نشدند بلکه به این دلیل بود که این امور و خوارق عاداتی که توسط حضرت موسی (علیه السلام) می دیدند را به سحر نسبت می دادند حتی بعد از اعتراف اهل فن(ساحران) به اعجاز بودن کار حضرت موسی(علیه السلام) فرعون اعجاز را نپذیرفت و گفت:
    «...
    إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ ...(1)؛...
    قطعا او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است...»
    لذا در این مورد نیز بر این عقیده بود که شکافته شدن نیل سحر است لذا وارد رودخانه شد تا با دستیابی به حضرت موسی(علیه السلام) و بنی اسرائیل به غائله خاتمه دهد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    واقعا چرا؟ آیا اصلا امکان پذیر است یا حتی قابل تصور است که گروهی چنین صحنه دهشتناکی را ببیند و عین خیالشان هم نباشد؟
    بله عرض شد که آنها این مساله را به سحر نسبت میدادند لذا نمیپذیرفتند که امری الهی و قابل تامل است یعنی نمی خواستند که بپذیرند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    به زعم ما که چنین چیزی عقلا نمیتواند رخ داده باشد.
    نمی دانم بابت این جمله باید از شما تشکر کنم یا خیر .
    گویا جناب نوتینگ در همین تاپیک دقیقا همین مساله را خنده دار تلقی کرده و محال دانستند :
    ایا تا به حال کسی از شما پرسیده که :

    - چگونه مطمئن شویم که کسی در اینده نمی آید که بتواند با معجزه موسی (ع) مقابله کند و یک عصا را تبدیل به یک اژدها کند ؟


    مطمئنا هیچ انسان عاقلی چنین سوالاتی نمیپرسد. چرا ؟ چون شخصا و به یقین میداند که چنین اموری معجزه است .

    پس جناب نوتینگ همین اموری که برای شما از اعجاز انبیاء گذشته، یقین آور است برای جناب من مهدی ام ، یقین آور نبوده و قابل تشکیک و انکار است.


    1. طه/71
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ در ساعت ۰۸:۲۶

    جهد شیطان‌پرست، بی‌اثر است
    زان که از نور عشق بی‌خبر است
    هرچه خواهی به زعم خویش بکوش
    نوراحمد نمی‌شود خاموش

  4. صلوات ها 2


  5. #43

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,843
    حضور
    33 روز 20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    343
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6022



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    اصلا به زعم حقیر به فرض تحقق چنین امور محیرالعقولی ،اینکه کسی همچنان در انکار بماند اصلا قابل تصور نیست. اندکی انصاف خودتان را قاضی کنید!
    این امور واقع شده و شواهد تاریخی غیر قابل انکار وجود آنها را اثبات میکند اما اینکه کسی اعجاز را با چشمش ببیند و نپذیرد دلایل مختلف دارد،مثلا پذیرش اعجاز برابر است با پذیرش الهی بودن دعوی نبوت ،و این مساله مساوی است با تبعیت از او در بسیاری از امور که مطلوب فرد نیست ضمن اینکه اگر فرد مورد نظر دارای سمت اجتماعی مهمی باشد و یا دارای منفعت خاص و سرشاری - به هر لحاظ:مالی،بزرگی و تسلط بر قومی و ...- باشد با اعتراف به نبوت نبی الهی، باید به اوامر او گردن نهد و منافع و مناصبش را رها کند لذا نپذیرفتن و رد اعجاز،برای آنها بی دلیل نبوده و برای فرار از پذیرش به راحتی آنرا به سحر نسبت می دادند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    ضمن اینکه به فرض دیدن معجزه کسی به حقانیت پیامبری ایمان بیاورد هم به زعم مخلص بی ارزش است. قبول نبوت به شرط دیدن معجزه امری نزدیک به جبر هست. یعنی اگر کسی اعجاز ببیند و مومن شود جبرا مومن شده است که فاقد ارزش است.
    جبر که نیست زیرا اگر جبرا با دیدن اعجاز، ایمان هم منعقد میشد دیگر مردم به دو بخش مومن و کافر تقسیم نمی شدند ضمن اینکه تکلیف از مسیر اختیار میگذرد .بله اگر خداوند میخواست که ایه و اعجازی بفرستد که چنین نتیجه ای دربر داشته باشد و مردم جبرا ایمان بیاورند قادر بر آن بود:
    «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ(1)؛اگر بخواهيم معجزه ‏اى از آسمان بر آنان فرود مى ‏آوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد»

    اما خواست خداوند بر این مساله نیست وایمان بر مدار اختیار است و زمانی ارزشمند است که از روی اختیار صورت گیرد.هرچند ایمان آوردن از روی تفکر و رجوع به سخنان عمیق و مفاهیم والای دعوت انبیاء (علیهم السلام) ذاتا امری متعالی و در سطوح بالای ایمان قرار دارد اما اعجاز ،سند و مهر الهی بر صداقت مدعی نبوت است و لطفی از جانب خداوند به بشر برای کمک به او در پذیرش و حق یافتن دعوی نبوت است و ایمان بعد از رویت اعجاز، بی ارزش و یا اجبار آور نیست کما اینکه بسیاری دیدند و ایمان نیاوردند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    مضافا اینکه این یک استاندارد دوگانه بسیار بزرگی است از سوی باریتعالی، میان ما (و آیندگان) که معجزه ای آنچنان نخواهیم دید و مردمان عصر پیامبران باستان که به وفور شاهد معجزه بودند (تازه ایمان هم نمی آوردند! چشم سفیدی هم حدی دارد!!!) به طریق اولی مردمان هندو چین و ... که وجود پیامبری هم سنگ رسولان اولوالعزم هم برایشان جای تردید است چه خواهند گفت!
    معجزات هر عصری با توجه به سطح معرفت بشری آن عصر صورت گرفته است (جای بحثش الان و در این تاپیک نیست)و از این لحاظ در میان ادیان الهی، معجزاتشان و سطح فهم مردم عصرشان هماهنگی وجود داشته است .


    1. شعراء/4


    جهد شیطان‌پرست، بی‌اثر است
    زان که از نور عشق بی‌خبر است
    هرچه خواهی به زعم خویش بکوش
    نوراحمد نمی‌شود خاموش

  6. صلوات ها 2


  7. #44

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,843
    حضور
    33 روز 20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    343
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6022



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    دست کم مستند به آیات قرآن ، پیامبر اسلام هیچ معجزه ای نداشته است. آیه های متعددی در قرآن وجود دارد که مشرکین از حضرت معجزه یا خرق عادت طلب کرده اند (در مضامینی همچون درآوردن چشمه ای از کوه، ایجاد باغ و ....)
    بله مشرکان معجزات اقتراحی ( پیشنهادی) را از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) طلب می کردند که همانگونه که شما هم بیان کردید برخی از آنها از آنها در قرآن کریم مطرح شده است :
    «...
    أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ...(1) ...مى‏ گويند چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده يا فرشته‏ اى با او نيامده است...»؛
    «أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا
    ...(2)؛يا گنجى به طرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از [بار و بر] آن بخورد...»
    آوردن اعجاز نیازمند اذن الهی است و هرجا ایمان افراد منوط به آن باشد خداوند لطف خویش را از بندگانش دریغ نمینماید تا یا یقین برایشان حاصل شود و یا اتمام حجت شود. اما زمانی که درخواست اعجاز جنبه بهانه جویی و ... پیدا کند خداوند پیامبرش را آلت دست کفار قرار نمیدهد تا هر آنچه بخواهند بیاورد و آنان نیز ایمان نیاورند.لذا به برخی از درخواستهای معجزات کفار بنابر آنچه در تاریخ ذکر شده (3)پاسخ داده شده و به برخی دیگر خیر. زیرا اگر هدف از درخواست اعجاز ، تشخیص غیر بشری بودن آن امر است که با درخواستهای قبلی محقق شده است و اگر علت، بهانه تراشی است دیگر با هیچ اعجازی فرد ایمان نمی آورد.


    1. هود/12
    2. فرقان/8
    3. مانند تسبیح سنگ ریزه در دستان حضرت به درخواست کفار (محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 17، ص 337، باب 4، ح 42 و ص 379، باب 2، ح 48 و 49) و یا حرکت نمودن درخت به سمت حضرت،دونیم شدنش و حرکت هر یک از نیمه ها و ...(نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲(خطبه قاصعه).)


    جهد شیطان‌پرست، بی‌اثر است
    زان که از نور عشق بی‌خبر است
    هرچه خواهی به زعم خویش بکوش
    نوراحمد نمی‌شود خاموش

  8. صلوات ها 2


  9. #45

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,843
    حضور
    33 روز 20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    343
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6022



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    لکن حضرت ایشان را به تعمق و توجه به سخنانش به جای درخواست های غیرمعقولانه ای که داشتند دعوت کرده است که به یک تعبیر ایشان در جواب درخواست معجزه خود قرآن را معجزه خویش معرفی کرده است. قاعدتا منظور تعمق و تعقل در سخنان قرآن را هم سنگ معجزه یا حجت معرفی کرده اند. نه اینکه جنبه خرق عادتی همچون امور محیرالعقول در قرآن باشد . لکن از این تعبیر بخصوص موضوع تحدی قرآن مومنین تصور اعجاز نموده اند.
    بله این سخن درستی است که بهترین و والاترین جنبه ایمان آوری، ایمان از روی تفکر و تعقل در سخن انبیاء علیهم السلام و معارف و معانی متعالی آن است اما درخواست اعجاز نیز مردود نبوده و عقول متعارف و سطوح پایین تر بشر برای تشخیص الهی بودن دعوی نبوت انبیاء (علیهم السلام) در بدو امر اثبات آنرا خواستار است.
    پیامبر اکرم نیز علاوه بر دعوت به تفکر و تعقل در مفاهیم قرآن و دریافت اعجاز آن، به شهادت تاریخ و روایات ، از آوردن معجزات دیگر برای اطمینان قلوب مردم خودداری نمیکردند اما نه هر اعجازی و نه پاسخ به هر درخواست و پیشنهادی برای ارائه اعجاز.
    خب اگر به زعم شما قرآن اعجاز نیست، دعوی تحدی برای چه؟


    جهد شیطان‌پرست، بی‌اثر است
    زان که از نور عشق بی‌خبر است
    هرچه خواهی به زعم خویش بکوش
    نوراحمد نمی‌شود خاموش

  10. صلوات ها 2


  11. #46

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,843
    حضور
    33 روز 20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    343
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6022



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    واقعاً کدام انسان منصفی است که در عصر ما! عبارتی که برای روز قیامت در قرآن آمده است (به این مضمون که در آن روز کوهها به حرکت درمی آید و ستاره ها به زمین میریزنند! و خلاصه همه چیز به هم میریزد) را به حرکات تکتونیک زمین نسبت دهد؟ کدام انسان منصف؟ کدام انسان منصف؟ کدام انسان منصف؟ کدام انسان منصف؟!
    واقعا کدام انسان منصف!!!

    یعنی میشود باور کرد که شما کارشناس محترم (که لابد کارشناس خبره دین هستید که در مرکز پاسخگویی خدمت میکنید) بدون اینکه آیات قبلی و بعدی را دیده باشید، سهواً این فرمایش و این کشف علمی را کرده اید؟
    و اما آیه 88 سوره مبارکه نمل :
    وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ

    ایه فوق بنا به قرائن و دلایل ذیل از ایات مربوط به بیان احوالات قیامت نیست:
    1. در آیه به صراحت از صنع=ساختن و اتقان= محکم کردن کوهها نام برده شده در حالی که صنع و اتقان از امور مربوط به قیامت نیست، قیامت، ظرف متلاشی شدن و بهم ریختن نظام هستی است نه ساختن و اتقان آن . (1)
    2. تشبیه به ابر و حرکت آرام آن که در دنباله آیه هست متناسب با بر قراری نظم جهان و آرامش فعلی آن است نه حوادث قیامت.(2)
    3. تعبیر اینکه «گمان می کنی کوهها جامدند» با حوادث قیامت که آشکار است، نا سازگار است.(3)
    4.قرار گیری آیه شریفه در میان مطالب مربوط به قیامت و این نتیجه گیری که مطلب مربوط به حوادث قیامت است، از دو ناحیه مخدوش است:
    اول اینکه در آیات قبل، صرفا حوادث قیامت مطرح نبوده بلکه بحث توحیدی و نشانه ها و نعم الهی در حق بشر که او را به منعم حقیقی رهنمون میکندو نشانه هایی بر توحید است نیز طرح شده است(4) :«أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
    (5)؛آيا نديده‏ اند كه ما شب را قرار داده‏ ايم تا در آن بياسايند و روز را روشنى‏ بخش [گردانيديم] قطعا در اين [امر] براى مردمى كه ايمان مى ‏آورند مايه ‏هاى عبرت است»
    و یا آیه:«إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ(6)؛من مامورم كه تنها پروردگار اين شهر را كه آن را مقدس شمرده و هر چيزى از آن اوست پرستش كنم و مامورم كه از مسلمانان باشم»
    و دوم اینکه مگر صرف قرار گیری یک آیه در میان آیات دیگر دلیل همسانی سیاق آنان است؟ در اینصورت آیه اکمال که در میان آیات گوشتهای حرام قرار گرفته است باید مربوط به آنها باشد:
    «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(7)؛بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏ خوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز كسانى كه كافر شده‏ اند از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏ اند پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم و هر كس دچار گرسنگى شود بى‏آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى ترديد خدا آمرزنده مهربان است»


    از مجموع قرائن و دلایل فوق نتیجه میگیریم که آیه 88 سوره مبارکه نمل مربوط به حرکت کوههاست که بیش از هزار سال قبل در قران کریم مطرح شده است و هر انسان منصفی با اندکی اندیشه در می یابد که یک فرد درس ناخوانده چگونه بیش از هزار سال قبل از امری خبر داده که تنها مدت کمی است که توسط بشر کشف شده است .


    1. تفسیر نمونه، ج15، ص 568
    2. پیشین.
    3. پیشین
    4.بنیاد اسراء، استاد جوادی آملی، تفسیر سوره مبارکه نمل، جلسه 24
    5.نمل/86
    6.نمل/91
    7.مائده/3

    جهد شیطان‌پرست، بی‌اثر است
    زان که از نور عشق بی‌خبر است
    هرچه خواهی به زعم خویش بکوش
    نوراحمد نمی‌شود خاموش

  12. صلوات ها 2


  13. #47

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,257
    حضور
    21 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2621



    نقل قول نوشته اصلی توسط بیت المعمور نمایش پست ها
    مقصودم این است که مثلا پیامبر قرآن را آورده و تحدی کرده و هیچ کس نتوانسته مثلش را بیاورد.

    من میگویم اصلا خدا نمیگذارد چنین اتفاقی بیافتد.
    سلام
    شما می گویید معجزه حتما باید با ادعای نبوت همراه باشد
    و اگر مدعی نبوت دروغ بگوید خدا او را رسوا می کند و ...



    بگذارید یکم بر گردیم به اول بحث

    من گفتم اینکه باور کنیم قران معجزه هست یقین منطقی ندارد و شما فرمودید یقین عقلایی دارد و نمی تواند یقین منطقی داشته باشد

    خوب یک مشکل اینجاست که چطور خدا از ما انتظار دارد که ایمان به چیزی بیاوریم و جان و مالمان را در راه چیزی فدا کنیم
    که یقین منطقی برایمان ندارد ؟

    و مساله دیگر اینکه گیریم که تا کنون کسی مثل قران نیاورده از کجا معلوم که در اینده هم کسی نتواند مثل قران بیاورد ؟
    این خودش سوالی هست که از یقین می کاهد
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  14. صلوات


  15. #48

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    779
    حضور
    16 روز 14 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1763



    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    از مجموع قرائن و دلایل فوق نتیجه میگیریم که آیه 88 سوره مبارکه نمل مربوط به حرکت کوههاست که بیش از هزار سال قبل در قران کریم مطرح شده است و هر انسان منصفی با اندکی اندیشه در می یابد که یک فرد درس ناخوانده چگونه بیش از هزار سال قبل از امری خبر داده که تنها مدت کمی است که توسط بشر کشف شده است .
    بزرگوار قبل از اینکه عرضی در این باب داشته باشم نظر شخصی مخلص این است که بعید میدانم که حضرتعالی با چنین فعالیتی و چنین تلقی و تفسیری از آیات قرآن دارید خدمتی به دین میکنید! لکن این نظر شخصی است و شما میتوانید وقعی به آن ننهید.

    اما برای آنکه موضوع تاپیک منحرف نشود مخلص ترجمه های مختلف آیات قبل و بعد را همراه آیه 88 سوره نمل در ذیل دقیقا کپی میکنم و قضاوت را به انصاف شما و خوانندگان واگذار میکنم:

    وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ داخِرينَ87وَ تَرَي الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذي أَتْقَنَ کُلَّ شَيْ‏ءٍ إِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَفْعَلُونَ88مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ

    آیت الله مشکینی
    87) و ( به یاد آر ) روزی که در صور ( به نفخه نخستین ) دمیده می شود ، پس همه آنان که در آسمان ها و آنان که در زمین اند ( از جانداران ) در وحشت افتند ( و بمیرند ) جز آنان که خدا خواسته ( نمیرند ، مانند ارواحی که مرگ اوّل را چشیده اند ) . و روزی که در صور ( به نفخه دوم ) دمیده شود پس همه آنها که در آسمان ها و زمین اند ( زنده شده ) به وحشت افتند جز آنان که خدا خواسته ( از فزع محشر مصون باشند ) ، و همه زنده شده ها ( به نفخه سوم ) با خضوع و زبونی به ( پای حساب ) او خواهند آمد. [ نظرات / امتیازها ]
    88) و ( در آن روز ) کوه ها را می بینی ، پنداری که ساکن و جامدند در حالی که همانند سیر ابر حرکت می کنند. ( این کار ) صنع خداوندی است که هر چیزی را محکم و استوار آفریده است ( و مقتضای اتقان صنع در جهان مقدمه این است که روزی به هم بخورد تا جهان نتیجه شروع شود ) ، همانا او به همه آنچه انجام می دهید آگاه است ( و در آن روز رسیدگی می شود ) . [ نظرات / امتیازها ]

    89) هر کس عمل نیکی بیاورد پس برای او ( پاداشی ) بهتر از آن است ، و آنها در آن روز از بیم و ترس در امانند.





    » استاد الهی قمشه‌ای
    87) و ( باز به امت یاد آور شو ) روزی که در صور ( اسرافیل ) دمیده شود ، آن روز هر که در آسمانها و هر که در زمین است جز آن که خدا خواسته همه ترسان و هراسان باشند و همه منقاد و ذلیل ( به محشر ) به نزد او آیند. [ نظرات / امتیازها ]
    88) و در آن هنگام کوه ها را بنگری و جامد و ساکن تصور کنی در صورتی که مانند ابر ( تند سیر ) در حرکتند. صنع خداست که هر چیزی را در کمال اتقان و استحکام ساخته ، که علم کامل او به افعال همه شما خلایق محیط است. [ نظرات / امتیازها ]
    89) کسانی که ( در قیامت ) کار نیکو آورند پاداش بهتر از آن یابند و در آن روز از هول و هراس ایمن باشند. [ نظرات / امتیازها ]



    » جناب آقای صفوی (بر اساس المیزان)
    87) و روزی که در صور دمیده شود ، پس با نخستین نفخه ، هر که در آسمان ها و هر که در زمین است به وحشت افتد و بمیرد ، مگر آن کس که خدا بخواهد ، و با نفخه دوم همگان ـ چه آنان که از دَهشت مرده و چه آنان که استثنا شده اند ـ به حضور خدا آیند . [ نظرات / امتیازها ]
    88) تو این کوه ها را که اینک بی حرکت می پنداری آن روز که در صور دمیده شود خواهی دید که بسان ابرها به حرکت در می آیند و این جهان فرو می ریزد و با فرو ریختنش آخرت برپا می شود و هستی به کمال می رسد ، زیرا خدا آن را ساخته است; همو که هر چیزی را استوار و متقن پدید آورده است . به یقین ، او در آن روز به جزئیات آنچه شما می کردید آگاه است . [ نظرات / امتیازها ]
    89) کسانی که فقط کار نیک آورند ، آنان را پاداشی بهتر از آنچه کرده اند خواهد بود و در آن روز ، آنان از ترس و دَهشت ایمنند . [ نظرات / امتیازها ]




    ترجمه سومی که بر مبنای المیزان است!
    قطعا علامه طباطبایی در این باب و یا حضرت آیت الله مشکینی قرآن را از بنده و شما بهتر میفهمد! طوری که نیاز نباشد ما به حساب خودمان اعجاز علمی آنچنانی از قرآن استخراج کنیم و تصور کنیم که لابد خدمت بزرگی به قرآن و دین و مذهب کرده باشیم!
    پاینده و مانا و منصف باشید!
    ویرایش توسط manmehdiam : ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ در ساعت ۱۶:۴۲
    به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه برنگذرد

  16. صلوات


  17. #49

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    دانش
    نوشته
    1,470
    حضور
    275 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1570



    سلام.
    الان دلیل اصلی ای که برای ابثات کلام الله بودن قرآن، مطرح میشه، تحدی قرآن و عدم همانند آوری هست.که واقعا جای شکی نیست که این دلیل به خودی خود، یقین آور نیست.دیگه واضع و روشنه.
    خلاصه، اینکه، اگر ما نتوانیم عین قرآن را بیاوریم، نهایت چیزی که ثابت می شه این هست که، بشر که انسان باشد نمی تواند مثل قرآن بیاورد.ولی دلیل نمی شود که پس این قران کلام خداست.و ساخته و پرداخته ی خداست؟؟که البنه همینم با ارفاق پذیرفته میشه.چون ممکن هست، تنها یک بشر و ان هم خود پیامبر بوده که توانسته.یعنی اینکه انسان عاجز باشه هم ثابت نمیشه.حداقل یک انسان که محمد نام بوده، توانسته.
    خوب، حالا یک سری ها میآن به این دلیل و تحدی قرآن بال و پر می دن.و مثلا دلیل حکمت و از این مسائل رو طرح میکنن.که حالا موارد متفاوته.مثلا می گن که عموم مردم وقتی معجزه و تحدی قرآن را ببینن که بی پاسخ مانده، قرآن را کلام خدا می بینند، و حکمت خدا حکم می کنه، که، اگر این قرآن کلام او نیست، برای اینکه مردم گمراه نشن، اون مدعی دروغین رو رسوا کنه.اگر رسوا نکنه، پس در واقع اون مدعی رو تائید کرده.که در جای خودش نقد شده.حالا این مثال بود زدم.به شکل های مختلف عرض کردم که اون تحدی قرآن را بال و پر می دن، بلکه یقین آور باشه.که من واقعا هیچجوره، پاسخی یقینی آور ندیدم.و سوال اساسی که طرح میشه که چرا خود خدا، تحدی قران و دلیل و ادعاش رو اشکار تر و واضح تر بیان نکرده.چرا باید استاد صدیق بیان تحدی قران را بال و پر بدن.خود محمد یا پیامبر ادعا دارن، خودشون بیان ادعاشون رو ثابت کنن.چرا استاد صدیق باید بیاد، حرف از دلیل حکمت بیآرن و کلی صغری کبری بچینن، برای اینکه ادعای فلان شخص را اثبات کنند؟خود اون فلان شخص، ادعا کرده، خودش ادعاشو ثابت کنه، نکنه استاد صدیق وکیل مدافع پیامبر و خدا هستند؟؟
    بعد یک عده می آن، میگن که اوکی!!!قبول، تحدی قرآن، اعجاز قرآن، یقین آور به معنای یقین ریاضی به همراه نداره.یقین محض ریاضی ندارد.ولی یک یقین روانشناختی.یک یقین خیلی بالا و معقول و کافی برای ما فراهم می کند.که برای آدم عاقل کافیه که با اون یقین مثل یک یقین محض ریاضی تا کنه(در عمل، در زندگیش).
    خوب، پاسخ من اینه که نشون دادن اینکه، تحدی و اعجاز قران یک یقین حداقلی یا هرچیزی که شما اسمشو می زارید به ما می ده، کار ساده ای نیست، (که به نظر من تحدی قرآن حتی یک به قول مدافعان، یک یقین روانشناختی یا هرچیزی که اسمشو می زارید هم نمی ده.).واصلا مخالفان، همواره که تحدی قران رو به چالش می کشونن، به نظرم، در واقع دارن، اون حد از یقین روانشناختی رو هم به چالش می کشونن، ولی مداقعان قربونشون برم، زیرکی می کنن و اینجا با واژه ها بازی می کنن.به نظر من البته....به هر حال...
    عرض کردم به همین سادگی ها نمیده، چون خود ادعای قرآن اینه که، کلام خدایی هست که مثلا حرف می زنه، فرشته می فرسته، با پیامبرش بی واسطه یا با واسطه ی یک فرشته، حرف می زنه که ما اون فرشته رو نمی بینیم ولی پیامبر می بینه و الی آخر...این ادعا ها به خودی خود، ادعای های خیلی عجیب و غریب و غیر معمول هستند.نه من و نه پدرم و نه جد در جد ما، بعید می دونم، جایی فرشته دیده باشند، یا خدا بی واسطه و بی تردید باهاشون حرف زده باشه.یعنی این ادعای پیامبر، یک ادعای عجیبه و غیر معموله.اینکه یک شخصی محمد نام قرآنی بیاره که همانندی نداره، رو می تونیم بزاریم پای متمایز بودن و منحصر به فرد بودن شخص پیامبر.اگر گفته بشه منحصر به فرد بودن و نبوغ پیامبر یا آن محمد نام، غیر معموله، خیلی احتمالش ناچیزه و امری بسیار بسیار نادره، خوب، حرف زدن خدا، فرشته فرستادن خدا، هم غیر عادی و غیر معموله.حداقل برای ما!!!
    اصلا چرا نگیم که، اجنه قرآن را نفرستاده باشند و دیگه بحث منحصر بودن پیامبر هم مطرح نمیشه؟حالا باز یکی بگه، این احتمالش خیلی ناچیزه.کی کجا جن دیده؟جن کجا بوده دیگه؟برای چی جن اونطور کنه، اینطور کنه؟اگر جن هست چرا خودش رو نشون نمی ده از این حرفا.من می گم، قبول، اما احتمال اینکه قرآن کلام خدا باشه هم احتمالش بیشتر از وجود اجنه نیست.مگر ما خدا رو دیدیم.فرشته اش رو دیدیم.کدام اخبار، سی ان ان، فاکس نیوز، خبر بیست و سی، کی کجا، خبر مثلا روییت فرشته ی خدا را داده اند، خبر اینکه خدا با فلانی حرف زده رو دادن؟؟ما احساسی حرف و بحث نمی کنیم، عقلی بحث می کنیم.یکی بگه، من همیشه با خدا می شینیم حرف می زنم.اون جوابم رو میده.من جوابشو می دم.یک حرف احساسیه.اگر می تونه ثابتش کنه...
    پس به همین سادگی نیست.اینکه بگیم درسته، اعجاز و تحدی قران یک یقین محض ریاضی نمیده، ولی یقین روانشناخی می ده، اثباتش به همین سادگی نیست.
    که به نظر اگر لازم شد که بحث بشه به نظر من، اتفاقا ما هرچند نتونیم به یقین محض ریاضی برسیم.ولی به یک یقین روانشناختی می رسیم که این تحدی قرآن اتفاقا دست بر قضا دلیل و مهری بر این هست که این قران کلام خدا نیست.و خدا هیچگاه برای اثبات یک همچین ادعایی اینطور برهان و دلیل و تحدی نمی کنه.و اینکه اصلا خدا حرف نمی زنه و از این چیزاشم که دیگه بماند.
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ در ساعت ۲۱:۲۰ دلیل: خطای املایی(ببخشید با گوشی و عجله ای نوشته بودم)

  18. صلوات ها 2


  19. #50

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,471
    حضور
    31 روز 23 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2028



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    سلام
    شما می گویید معجزه حتما باید با ادعای نبوت همراه باشد
    و اگر مدعی نبوت دروغ بگوید خدا او را رسوا می کند و ...



    بگذارید یکم بر گردیم به اول بحث

    من گفتم اینکه باور کنیم قران معجزه هست یقین منطقی ندارد و شما فرمودید یقین عقلایی دارد و نمی تواند یقین منطقی داشته باشد

    خوب یک مشکل اینجاست که چطور خدا از ما انتظار دارد که ایمان به چیزی بیاوریم و جان و مالمان را در راه چیزی فدا کنیم
    که یقین منطقی برایمان ندارد ؟

    و مساله دیگر اینکه گیریم که تا کنون کسی مثل قران نیاورده از کجا معلوم که در اینده هم کسی نتواند مثل قران بیاورد ؟
    این خودش سوالی هست که از یقین می کاهد
    با سلام

    برخی گزاره ها قطعی هستند و احتمال خلاف در آنها نیست.
    مثل 2+2
    ( خوب نبوت و اعجاز که عدد و رقم نیستند )
    اما در برخی گزاره ها احتمال خلاف اندکی داده میشود.
    عقلای عالم به چنین احتمالاتی اعتنا نمیکنند بلکه توجه به آن را ناشی از وسواس و شکاکیت میدانند.
    البته میتوان این احتمالات خلاف را نیز با توجه به حکمت و صفات الهی و واقع نگری، از بین برد.
    مثلا ممکن است عقل شما بگوید شاید یک جایی یک نفری مثل قرآن آورده و ما خبردار نشدیم؟!
    شاید در آینده انسانی بیاید و مثل قرآن بیاورد؟!
    شاید بعدا بفهمیم اشتباه کردیم؟!

    این احتمالات با شناخت درست از خدا رفع خواهد شد.
    اگر خدا انتظار داشته باشد ما به آینده علم پیدا کنیم، به گوشه و کنار جهان سرک بکشیم که مبادا یک نفری باشد که مثل قران آورده که نمیشود!!!
    خداوند حکیم است.
    اگر برهان اعجاز را بخواهیم این طور تعریف کنیم گویا اصلا خدا را نشناختیم...
    اصلا استقراء تام در این مورد محال است.
    محال است ما همه انسانها را وارسی کنیم...
    پس ایراد از استدلال خودمان از شناخت خودمان است.

    اگر این براهین را به گزاره های مبدا و پیشینی ارجاع دهیم، احتمالات خلاف از بین خواهند رفت و فقط ممکن است جنبه وسوسه یا وسواس داشته باشند.
    اما مثلا گزاره 2 بعلاوه 2 نیاز به دقت و ارجاع به گزاره های بدیهی دیگر ندارد لذا چنین احتمالات خلافی معنا پیدا نمیکند. اگر چه برخی در بدیهیات هم دچار شبهاتی میشوند و مثلا میگویند شاید 2 با 2 بشود 5

    وقتی ما به گزاره های بدیهی یا فطرت ارجاع میدهیم، اینجا فقط صداقت و وجدان و تنبه و تذکر دادن میتواند به او کمک کند.
    ما نمیتوانیم بدیهیات را برای کسی اثبات کنیم.
    چون بدیهی تر از آنها وجود ندارد که به آن ارجاع بدهیم.
    به هر حال آنچه باید به آن توجه کنیم، الفاظ تنها وسیله ای برای انتقال پیام هستند و ادراک کننده واقعی ما هستیم.
    برخی انسانها بدون توجه به مقدمات استدلال به اعجاز ایمان می آورند.
    گاهی ادراک ما آن قدر سریع میفهمد که ما متوجه مراحل و سیر تفکر نمیشویم و به همین خاطر وسوسه ها ما را نسبت به ادراکمان، بدبین میکند.
    به همین جهت براهین عقلی و کنکاش فکری به ما اطمینان میدهد که شیطان به مراحل و سیر تفکراتمان دستبرد نزده است.
    این استدلال نویسی ها به ما کمک میکند تا علم تفصیلی تری نسبت به باطن خویش داشته باشیم.
    اما باید بدانیم این کنکاش ها بالاخره جایی تمام میشود و آنجاست که فقط ادراک شما می ماند و باید به آن اطمینان کنید.
    علم منطق و فلسفه به شما کمک میکند که درون خودتان را در قالب جملات و گزاره ها نشان دهید و به شما کمک میکند دچار مغالطه نشوید چه این مغالطه از بی توجهی یا نفس پرستی باشد و چه از شیطان و وساوس او باشد...
    اما کار اصلی و ادراک حقیقت با شماست.
    ویرایش توسط بیت المعمور : ۱۳۹۷/۱۰/۱۸ در ساعت ۲۳:۱۳

صفحه 5 از 11 نخست ... 34567 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 54

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود