صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا دختران در تصمیم گیری منفعلانه عمل می کنند؟

  1. #21

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,578
    حضور
    34 روز 2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2190



    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    سلام
    من نمی خواهم مساله ای را که مطرح کردم شخصی کنم من دارم راجع به عموم دختران صحبت می کنم نه فقط خودم. هر فردی در خانواده متفاوتی بزرگ شده و شرایط متفاوتی را تجربه کرده بله شاید تا حدودی اعتمادبه نفسی را که باید داشته باشم ندارم اما مساله فقط اعتماد به نفس نیست که با مشاوره گرفتن حل شود مساله "شرایط اجتماعی و خانوادگی" هست که در مقابل تصمیمات شخصی یک نفر قرار می گیرد.
    با سلام

    برای عموم دخترها نیز همین سه مورد به نظرم می رسد.

    اعتماد به نفس
    خانواده
    دختر بودن

    با توضیحاتی که دادم

  2. صلوات


  3. #22

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    262
    حضور
    17 روز 23 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    537



    سلام مجدد

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    می خواهم بدانم کجای این تفاوتها واقعیت است و کجایش زاییده باورهای غلطی هست که از کودکی به ما تلقین می شود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    آیا به خاطر توانایی خاصی در مردان هست که زنان ندارند یا اینکه چون مردان بیشتر رانندگی می کنند خوب مهارتشان هم بیشتر می شود.
    اینکه ما بخواهیم یک مرز بین توانایی ذاتی و توانایی اکتسابی به وجود بیاریم کار مشکلیه، چون ترکیبی از هر دوی این عوامل وجود دارند. درسته که به علت تفاوت های ذهن و جسم مرد و زن، توانایی ها هم متفاوته، اما این توانایی ها تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارند.

    یه مثال از همون رانندگی بزنم.

    مثلا اگه بخواهیم به دوران کودکی برگردیم، برای یک پسر بچه اسباب بازی ماشین میخرن و برای دختر بچه عروسک. یعنی یه نقشی از ابتدا واسشون تعریف میشه. (اکتسابی از نوع تحمیلی)

    به همین دلیل پسر بچه از همون سنین پایین جسمی به نام ماشین توجهش رو جلب میکنه، بنابراین وقتی توی یه ماشین واقعی میشینه، حواسش به فرمان دست گرفتن راننده، دنده عوض کردن و بوق زدن جمع میشه. در نتیجه با مفاهیم رانندگی خیلی زود آشنا میشه. (اکتسابی)

    پسر به علت دید عمیق تر در توجه کردن هم عملکرد بهتری داره، این در حالیه که در موقعیت مشابه، یک دختر به علت دید وسیع ترش، توجه ش به خیابون و آدماس و اصلا نمیدونه ماشین کی سرعتش زیاد شد، کی ترمز کرد، اصلا چجوری داره راه میره، اینکه مدام هر صحنه با صحنه ی جدید داره جایگزین میشه براش جذابیت داره. (تفاوت در دیدن: توانایی ذاتی)

    پسر همون روز در بازی خودش، اطلاعات به دست آمده رو مرور میکنه، در نتیجه توی مغزش، یکسری اتصالات جدید در رابطه با رانندگی به وجود میاد که باز هم تواناییش رو افزایش میده (اکتسابی)

    به مرور پسر متوجه میشه که ماشین یکی از ابزار های نان درآوردن سرپرست های خانوار که در اکثر موارد مردان هستند هم هست. در نتیجه ناخودآگاه خودش رو ملزم میدونه که در رانندگی مهارتش رو افزایش بده (اکتسابی)

    در نهایت خود پسر روزی در نقش نان آور اصلی قرار میگیره و باز هم ناچار به افزایش مهارتش در رانندگی خواهد شد (اکتسابی)

    همون طور که در این مثال مشاهده میکنید، اکثر عوامل، تحت تاثیر نقشیست که برای پسر تعریف شده (که شروعش از زمانیه که خودش قدرت تصمیم گیری نداره). برای هر دختری اگه از همون ابتدا این نقش ها تعریف بشه، نتیجه نهایی تقریبا مشابه خواهد بود، به طوری که تک عامل ذاتی تقریبا بی اثر میشه. تا جاییکه امروزه برای دادن گواهینامه ی نه رانندگی، بلکه گواهینامه خلبانی هم این تفاوت ذاتی اصلا در نظر گرفته نمیشه و علت بیشتر بودن خلبانان مرد، همون نقش از قبل تعریف شده ست. نقشی که در جامعه گیر کرده بین سنت و مدرنیته ایران منجر شده ما خلبان نظامی و غیرنظامی خانم نداشته باشیم ( البته منظورم این نیست ای کاش میداشتیم، توضیح میدم حالا )

    تعریف نقش از طرف جامعه تاثیر مهمی در شکل گیری شخصیت داره. من امروز به عنوان یک انسان بالغ، هیچ علاقه ای به ایفای نقش جنس مخالفم ندارم و کاملا در نقشم به عنوان یک مرد جاگیر شدم.
    اما در کودکی اینجوری نبودم!! شما هم حتما همچین حسی رو داشتید.

    به یاد دارم وقتی 5 سالم بود، یک روز خواهرم لباس دخترانه به تنم کرد و گل سرم واسم زد و خودمم اسمم رو گذاشتم نیلوفر و با هم رفتیم بیرون!! خیلی هم خوش گذشت.
    شاید اگه این اتفاق چند بار اتفاق میفتاد، من توی نقش جدیدم فرو میرفتم و الان .... بگذریم ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    بله متاسفانه انتظارات از زنان بالا رفته و خود زنان هم در این مساله مقصرند. روزی بود که زنان برای سرکار رفتن باید می جنگیدند و همین سرکاررفتن به مرور توقعات جامعه را برای کارکردن خانمها بالا برد.
    خب خانم ها اینجا خراب کردند!! متاسفانه همین تغییر نگاه زنان منجر به هرج و مرج در جامعه شده. علتش هم همون سردرگمیه. همین که یک زن خودش هم نمیدونه هدفش از زندگی چیه. پس به شکل صحیحی به دنبال تحقق این هدف نیست.
    مثلا اگه خانمی قصد داره نقش یک نان آور رو ایفا کنه، چرا باید به حقوق و مزایای کمتر از یک مرد قانع باشه؟ چون نمیدونه هدف از کسب درآمد دقیقا چیه.
    همزمان که قصد کسب درآمد رو داره، همزمان هم نمیخواد قبول کنه که تبدیل به یک مرد شده. چرا که طبق تصور کاملا غلطش، کسب درآمد مساویست با مرد بودن که این دو هیچ ربطی به هم ندارن.
    بنابراین حاضره یک شرایط حداقلی رو قبول کنه تا اصل نقش کسب درآمد برای مردان باقی بمونه.
    اما نتیجه عکس داره میده و کارفرمایان بیشتر رغبت دارن کارمند خانم بگیرند.

    بله. مقصر این پیش آمد در درجه اول، خود خانم ها هستند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    این گذار از زندگی سنتی به مدرن این مشکلات را هم دارد. یک اشکال اینجاست که ما علاوه بر علم داریم تمدن و فرهنگ غرب را هم دریافت می کنیم در حالیکه فرهنگ آنها با فرهنگ و عقاید ما تناسب و سازگاری ندارد. و همین ریشه تضاد و دوگانگی شده است.
    رفع این دوگانگی نیاز به بررسی عمیق این فرهنگ وارداتی و بررسی امکان یا عدم امکان بومی سازیش داره، ولی ظاهرا هیچکس علاقه ای به این بررسی نداره و ترجیح بر اینه که یکی از این فرهنگ ها رو بچسبیم و اونیکی رو کاملا رها کنیم. این در حالیست که روز به روز شاهد آسیب ها شدیدتر این دو گانگی هستیم. نمونه ی این بی علاقگی رو در تاپیک من مشاهده کردید که البته نمیدونم با نظرم موافق هستید یا نه.

    این بین اختلاف خیلی شدیدی وجود داره. مثلا شما به تفاوت دیدگاه رهبری و آقای جوادی آملی درباره ی ورزش بانوان نگاه کنید!
    هر دو از علمای بزرگ دوران. اما کدوم درست میگن؟ من نمیدونم! تشخیص دیدگاه درست در این زمینه برای یک مسلمان دغدغه مند به خصوص اگه خانم مسلمان باشه سخته، امید به اینکه تحمل این سختی بی اجر و ثواب نباشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    حضرت زینب در میدان جنگ حضور نداشت اما نقش ایشان در پشت میدان جنگ و نیز بعد از حادثه عاشورا بسیار حیاتی و تعیین کننده و ارزشمند بود.
    باز هم نمیشه لزوما نقش ایشون در این کار بزرگ رو صرفا به مونث بودنشون مرتبط دونست. این رو هم میشه در قالب همون نقش تعریف شده و تحمیلی از جامعه طبقه بندی کرد. دقت کنید که من قصد ندارم نظر قطعی بدم. اما تاکید میکنم لزوما مونث بودن این بانوی بزرگوار دلیل قطعی نیست. شاید در یک شرایط زمانی متفاوت، ایشون هم در میدان نبرد شرکت میکرد. مثل همین امروز که در بسیاری از ارتش های جهان زنان هم در میدان اصلی نبرد حضور دارند و من جایی ندیدم از عدم توانایی زنان در امور نظامی صحبتی شده باشه. از جمله برای خلبانان هواپیمای جنگی و نیروهای ویژه خانم. البته باید خطراتی (میدونید چه خطراتی منظورمه) که یک زن رو در چنان محیطی از طرف نیروی دشمن و حتی نیروی خودی!! تهدیدش میکنه رو هم در نظر گرفت، اما فعلا داریم درباره ی توانایی یا عدم توانایی در ایفای نقش اصلی صحبت میکنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    اگر دقیقا کارهایی را که یک مرد انجام می دهد انجام دهیم آن موقع شخص موفقی هستیم.
    چون شاخص موفقیت رو مردانگی قرار دادیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    دقیقا نمیدانیم وظیفمان چیست و اگر هم بر فرض بدانیم وظیفمان چیست ارزش زیادی برای آن وظایف قائل نیستیم.
    چون اگر هم این وظیفه به درستی انجام بشه، کسی بابتش ازتون تقدیر نمیکنه، به مرور برای خودتون هم دیگه ارزشی نخواهد داشت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    الان از بعضی مردها هم که بپرسید با تمسخر می گویند کارهای خانه را که همش با چند تا دکمه ماشین انجام میشه و خانمها کارخاصی نمی کنند!
    البته برعکسش هم صادقه.
    از همه ی خانم ها و آقایان درخواست میکنم سطح ارزش گذاری یک انسان رو اینقدر پایین نیارن. به خدا همینکه یکی بتونه مثل یک آدم، درست نفس بکشه، خیلی کار بزرگی کرده ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    الان آنقدر روی کارکردن زنها تاکید می شود که من خودم شخصا فکرم به این سمت رفته که اگر زنی کار نکند سربار خانواده شده در حالیکه قبلا اینگونه فکر نمی کردم‌.
    "لازم و اجباری بودن" کار با "توانایی" کار دو مقوله ی جدا از همند.

    در قانون اسلام، وظیفه ی تامین مالی به عهده ی مرد هست و تمام!
    اما اگه همسر فرضی من فکر میکنه میتونه در زمینه ی شغلی موفق باشه، و همزمان وظیفه ی همسری و مادری خودش رو هم به نحو احسن انجام بده، چرا باید باهاش مخالفت کنم؟

    من خانم هایی رو میشناسم (البته تعدادشون زیاد نیست) که در عین شاغل بودن، همسر و مادر بهتری نسبت به سایر خانم های حتی خانه دار هستند.

    چون سقفی برای نهایت کیفیت همسرداری و بچه داری متصور نیستم، نمیتونم بگم اگه این خانم ها شاغل نبودن، آیا همسر و مادر بهتری میشدن؟
    اما چیزی که به نظر میاد، ظاهرا خانم ها توانایی بالایی در ایفای همزمان هر دو نقش دارند. یعنی، شاید (البته فقط شاید) بتونن هر دو نقش رو با مدیریت صحیح، به طور کامل انجام بدن.
    اما بدون شک در صورت اثبات ناسازگاری این دو، اولویت با نقش مادری و همسریست.

    پوزش از سرکار اللیل و النهار بابت اینکه معمولا پست هام طولانیه.
    ویرایش توسط momi14 : ۱۳۹۷/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۲:۳۶

  4. صلوات


  5. #23

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    262
    حضور
    17 روز 23 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    537



    نقل قول نوشته اصلی توسط سپیده دم نمایش پست ها
    مساله فقط اعتماد به نفس نیست که با مشاوره گرفتن حل شود مساله "شرایط اجتماعی و خانوادگی" هست که در مقابل تصمیمات شخصی یک نفر قرار می گیرد.
    مسئله هر چی که باشه، با مشاوره گرفتن بهبود پیدا میکنه. لزوما هم قرار نیست دچار مشکل حادی باشیم، همه ی ما در یک سطحی به مشاوره احتیاج داریم. حتی خود مشاورها هم به مشاوره احتیاج دارن و این اصلا چیز بدی نیست.
    لزوما قرار نیست حضوری هم باشه، میتونید از محصولات مشاوره ایه تاپ هایی مثل محمود معظمی، شهرام اسلامی، علیرضا شیری و کلی مشاور معروف دیگه استفاده کنید تا به جادوی مشاوره گرفتن اعتقاد پیدا کنید.
    زیاد هستند، من اونایی که خودم مدت هاست دارم ازشون بهره میبرم رو معرفی کردم.

    در اکثر موارد ما خودمون هم نمیدونم مشکلمون چیه، مشاور برامون پیداش میکنه.

    مثلا الان برنامه اصلی دکتر شیری و دوستشون سهیل رضایی، همین شکل گیری شخصیت بر اساس سرگذشت ما در دوران کودکیه. و پیدا کردن ریشه بسیاری از ناهنجاری های شخصیتی خودمون که اکثرا از وجودشون هم بی خبریم.

  6. صلوات


  7. #24

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,003
    حضور
    53 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    3760

    جمع بندی




    پرسش: چرا دختران در بسیاری از تصمیمات مهم زندگی شان هدف روشن و قاطعی نداشته و با تغییر شرایط، مثل ازدواج کردن، اهدافشان را تغییر می دهند؟ چرا تکلیفشان با خودشان روشن نیست و اجازه می دهند که همسرشان از راه رسیده و به او بگوید که چه کاری بکنند؟ چرا تا قبل از ازدواج به دنبال درس هستند اما بعد از ازدواج همه چیز را فراموش می کنند؟ چرا زنان به طور کلی خودشان را فدای خوشبختی و موفقیت دیگران کرده و برایشان فرقی نمی کند که به جایی برسند یا نه؟! آیا حاصل یک عمر زندگی یک زن باید پختن غذا و ظرف شستن باشد اگر هم در جواب بگویید نخیر حاصل عمر زن اینها نیست بلکه فرزندان صالح و مفیدی است که به جامعه داده من می گویم پس خود آن زن چه فایده مستقیمی برای جامعه داشته؟

    پاسخ: سوالات و موارد متعددی را مطرح کرده اید که هر کدام از آنها در مورد بخشی از جامعه و دختران ممکن است صحیح باشد؛ و همانطور که فرموده اید، نه در مورد همه. واقعیت اینست که هر کسی در زندگی به دنبال خوشبختی و رسیدن به سعادت است. در عین حال سعادت از نظر افراد مختلف، با دیدگاه های متعدد نسبت به زندگی، می تواند کاملا متفاوت باشد. همچنین در زمان ها و شرایط سنی مختلف نیز دیدگاه افراد در مورد زندگی می توانند دستخوش تغییر شود. دختران نیز از این شرایط مستثناء نبوده و تصمیم های متفاوتشان می تواند ناشی از این تغییرات باشد. دخترخانمی که با شوق و ذوق یک رشته دانشگاهی را انتخاب کرده و مشغول تحصیل می شود، ممکن است بعد از مدتی، در اثر معاشرت با افراد مختلف یا به دست آوردن تجارب گوناگون، دیدگاهش نسبت به زندگی تغییر کرده و سعادت را در مسیر دیگری ببیند، لذا تغییر مسیر داده و راه دیگری را برای رسیدن به سعادت و خوشبختی انتخاب کند.این قبیل تغییرات در دوران رشد کاملا طبیعی ست. اما در این بین، خانمها بیشتر با چنین پدیده ای مواجه می شوند و آن هم به این دلیل است که تشکیل زندگی خانوادگی و فعالیت اجتماعی شان گاهی با هم تقابل و تعارض پیدا کرده و اکثرا از بین این دو، زندگی خانوادگی را ترجیح می دهند که کاملا هم کار صحیح و درستی ست. چرا که همانطور که بارها صحبت کرده ایم، انسان از طریق انجام وظایف و تکالیفش به سعادت دست پیدا می کند؛ و خداوند رسیدن دو جنس زن و مرد را به کمال، در انجام تکالیف متفاوتی قرار داده. در حقیقت مقصدِ تمام انسان ها رسیدن به سعادت و نهایت کمال است، اما دو جنس زن و مرد، از مسیر های متفاوتی به این هدف می رسند.

    همانطور که اشاره فرمودید، مهمترین تکلیفی که خداوند بر عهده بانوان قرار داده، وظیفه همسرداری و پرورش فرزند است؛ و توقعِ جامعه از زنان برای کاری غیر از این، و یا در کنار این، کاملا بی جا و غیر منطقی ست. چنین وظیفه و تکلیفی، خودش یک کار تمام وقت و کامل است و اگر خانمی بخواهد این کار را به نحو احسن انجام دهد، اصولا وقت اضافه ای نخواهد داشت. همسرداری و پرورش فرزند یعنی همان انسان سازی و پرورش جامعه و نسل بعدی. اما این فقط جامعه نیست که از این کار منتفع می شود. بلکه این دقیقا همان تکلیف و وظیفه ای ست که نتیجه آن قبل از هر چیز به خودِ زن رسیده و او را به کمال می رساند. پس این جمله تان کاملا اشتباه است که فرموده اید «یک زن وظیفه اش ساختن زندگی دیگران و به موفقیت رساندن آنهاست و خودش دیگر فرقی نمی کند به جایی برسد یا نرسد انسان بشود یا نشود.» اینطور نیست که زن باید جامعه را بسازد و خودش ساخته نشود، اصولا ساخته شدن و رسیدنِ زن به کمال، در انجامِ درستِ همین تکلیف است. اینکه عرض کردم «انجامِ درست» به این دلیل است که گاهی اوقات بانوان زحمت را کشیده و خودشان را وقف زندگی شان می کنند، اما در عین حال، چون تکلیفشان را با خودشان روشن نکرده و اعمالشان را در مسیر رضایت الهی قرار نمی دهند، با گله، شکایت و تلخ زبانی، اجر زحماتشان را از بین برده و کمالشان را به تاخیر می اندازند. عملِ صالح زمانی مورد قبول واقع شده و باعث سعادت می شود که خالصا لوجه الله انجام شود. با ایمان به انجامِ تکلیف الهی و گردن نهادن به دستورات شریعت. در آیات متعدد به این مسئله اشاره شده.

    «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم.» (۱)

    «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ؛ هر که بدی کند جز به مانند آن کیفر نیابد، و از مردان یا زنان کسانی که کار شایسته انجام دهند در حالی که مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بی حسابْ روزی یابند.» (۲)

    و آیات مشابه (۳)

    هر دردسر و مشکلی که برای انسان به وجود می آید ناشی از اشتباهات و کج فهمی های خودِ او، و سرپیچی از دستورالعمل زندگی ست که با نام شریعت در اختیارش قرار داده شده است.





    پی نوشت ها:
    ۱. سوره نحل، ۹۷
    ۲. سوره غافر، ۴۰
    ۳. سوره طه، ۱۱۲؛ نساء، ۱۲۴؛ انبیاء، ۹۴ و ...




    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم "اٍنّی بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأَخلاق"


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۱۰/۰۱, ۰۴:۱۸ : 32

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود