صفحه 8 از 8 نخست ... 678
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختیار و وجدان

  1. #71

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    دانش
    نوشته
    1,470
    حضور
    275 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1570



    با سلام مجدد.خوب دیگه حرف های خوبی مطرح شد.مشغله ها از یک طرف و گره ها و مشکلاتی که در ذات این دست بحث ها هست وقتی یک طرفش کارشناسان دینی که به جایی هم وصل باشند، من دیگه حرفامو تموم می کنم...مگر اینکه کارشناس بخواهند پاسخ خاصی بدهند...که من ادامه بدهم...
    فقط خلاصه اینکه،
    اول، من یک دفترچه یاد داشت دارم.اونجا کارایی که محال عقلی هستند رو لیست میکنم.یعنی کارایی که خود خدا هم نمی تونه انجام بده.یعنی اصلا شدنی نیستند، محالات عقلی هستند.الان یک مورد دیگه ای که رو اونجا لیست کردم اینه که:
    خدا نمیتونه یک ویروس اشعه ای بفرسته که اکثریت بشر دچار خطا بشن.یک نفر رو میتونه و شدنیه، ولی اکثریت نه.یعنی جزء محالات عقلیه.
    حالا این تا حدی مزاح بود...

    دوم، من قصدم این بود که بگم، عموم مردم، یک باوری دارند که فکر می کنند که ما مختاریم.ولی من می خواستم نشون بدم، که این باور یک باور وجدانی نیست(که کارشناس بخواهند بگویند که پس چون وجدانی هست، ما با علم حضوری اونها رو درک می کنیم و غیر قابل انکار هستند).اختیار یک حس، یک تلقینه.مثل اون وهابی ای که به خیال خودش فکر کنه که در وجدان خودش اشخاصی رو نورانی ببینه که ما شیعیان اونها رو نفرین می کنیم. که کارشناس می فرمایند که، عموم مردم ممکن نیست یک خطا و یک حس اشتباه داشته باشند و اون رو وجدانی ببینن.حرف ما این بود.حالا نمی دونم حرف و منظور کارشناس چه بود...ما برای توضیح نظر و حرفمون که مکرر مثال زدیم و مکرر تکرار کردیم عرایضی را....

    سوم، ولی خوب، حالا من از خودم بگم کاری به دیگران ندارم.اگر به سفسطه باشه، من پشت پا زدن به اختیار رو کاملا امکان پذیر می بینیم یا نهایت امکان پذیر تر می بینم.ناسازگاریها و مشکلات و فشار های زیادی روی من ممکنه وارد بشه ولی قابل تحمله، قابل گذشته، درسته، اندوه و غم زیادی شاید احساس کنیم، ولی ذهنمون و عقلمون مختل نمیشه و چه بسا بشه با یک موزیکی چیزی اروم شد.که حالا من برای این مواقع، آهنگ "خرچنگ های مردابی" از حبیب رو پیشنهاد می کنم.یک بیت از آهنگشم تو امضام هست.یا آهنگ "شهلای من کجایی پس چرا نمی ایی کجایی" یا یک همچین چیزی که دقیق خاطرم نیست که اونجا از تنهایی می گه، رو پیشنهاد می کنم...صداشم فکر می کنم مجاز باشه. اشکال شرعی نداره، حالا ما که می دونیم، کارشناس یک روزی کارشون به شنیدن این موزیک ها می افته.حقیقتی که در ذهن ماست، بالاخره رو میشه.خلاصه من که اختیار را یک واقعیت وجدانی نمی بینم.اصلا در وجدان خودم، نمی بینم که اختیار داشتم باشم.یک قدرت انتخاب کردن می بینم.که دارم انتخاب می کنم.این انتخاب ها آزادانه نیست.اما خوب گفتم پیامد های این که "اختیار نیست" سخت میتونه باشه از نظر احساسی، همونطور که از دست دادن یک دوست صمیمی سخته و چه بسا صد ها برابر از او.
    اما پشت پا زدن به اون دلایل عقلی و تا حدی وجدانی که می گن ما اختیار نداریم رو نمی تونم...من نمی تونم ببینم که عقلا جواب یک عبارت ساده ی ریاضی 12 میشه و بگم، نه، جواب 13 هست. اونوقت، اگر بخوام بپذیرم که جواب 12 نیست و 13 هست، که استاد عامل هم اعتراف کردن:با روش شما دیگر اعتباری به دلایل حصولی و عقلی ثانوی نیست.
    اونوقت ذهنم مختل می شه.اونوقت مغزم متلاشی می شه، هنگ می کنم و هیچ برهان و استدلالی نمی تونم طرح کنم و تمام براهین برای بنده از اعتبار ساقط میشن و دیگه کار رو نمی شه با هزار تا موزیک رفع و رجوع کرد،در سفسطه غوطه ور می شوم و خدا می دونه از کجا سر در خواهم آورد.

    با تشکر مجدد از استاد عامل، واسلام...
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۷/۱۰/۱۳ در ساعت ۲۰:۱۴

  2. صلوات


  3. #72

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,877
    حضور
    44 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5433



    سلام
    پارسا جان حتی اگر مختار بودن انسان رو هم قبول نکنی، من از روشت خوشم میاد!
    کاملا نقادانه به مسائل نگاه می کنی و این روش بهتر از انتخاب راه درست اما بی فکره... ان شا الله که با تامل بیشتر به نتیجه واقعی و عینی برسی
    اما در این آخر بحثیه اجازه بده منم چند تا نکته رو در مورد نتیجه گیری های شما مطرح کنم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    خدا نمیتونه یک ویروس اشعه ای بفرسته که اکثریت بشر دچار خطا بشن.یک نفر رو میتونه و شدنیه، ولی اکثریت نه.یعنی جزء محالات عقلیه
    ما اینجا دوتا بحث داریم:
    اول؛ خدا دیگران را طوری برنامه ریزی کند که دچار خطا بشوند، حالا چه یک نفر و چه همه انسان ها
    دوم؛ یک انسانی یا همه انسان ها دچار خطا بشوند و مسئول این خطا خودشان باشند.
    مورد اول همانطور هم که شما اشاره کردید(هرچند به شوخی) با توجه به عدل و حکمت خدای متعال، غیر ممکن است.
    البته محال بودن آن وقوعی است نه ذاتی.
    اما بحث ما بیشتر ناظر به مورد دوم بود که آیا می شود انسانها همگی دچار خطا در بدیهیات و علوم حضوری شوند؟ که عرض شد با قبول این مساله ما داخل سیاه چال سفسطه می شویم و شما هم نقدی به این قسمت نداشتید و ظاهرا حاضر به قبول آن هم باشید.(در صورت قول به جبر)
    در مورد انسان واحد هم احتمال خطا وجود دارد و با ثابت شدن یک مورد، اشکالی در بدیهی بودن یک امر ایجاد نمی شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    من می خواستم نشون بدم، که این باور یک باور وجدانی نیست
    در پست قبل من یک مطلبی در مورد خلط بین معانی لغوی و اصطلاحی عرض کردم که ظاهرا شما دقت نکردید.
    منظور ما از وجدانی بودن درک اختیار با هر نوع اعتقادی که ممکن است هزار و یک دلیل و استدلال حصولی هم داشته باشد، فرق دارد.
    امور وجدانی مانند درک گرسنگی، شادی و غم، ادراک هایی بدون واسطه اند در حالی که معتقد شدن یک وهابی به تکفیر دیگران مستند به چندین استدلال عقلی و نقلی است که اتفاقا به دلیل وجود مغالطاتی مردود است. این استدلال کجا و درک وجدانی بدون واسطه کجا؟؟؟
    بنابراین ما دلیلی از شما در مورد وجدانی نبودن درک اختیار در دیگر انسان ها ندیدیم، اگر بود بفرمایید کجا؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    من پشت پا زدن به اختیار رو کاملا امکان پذیر می بینیم
    ما هیچ دلیل وجدانی که نافی اختیار باشد رو نه داریم و نه شما به آن اشاره کردید، تنها چیزی که شما به آن اشاره کردید تنافی علیت و اختیار بود، که این هم یک تنافی بین استدلال حصولی و علم حضوری بود که بحث مفصل آن و رتبه این دو نوع علم گذشت.
    بنابراین ما درک وجدانی از جبر نداریم و آنچه شما درک کردید، نتیجه استدلال است که البته به نظر ما این استدلال دچار مغالطه است.
    اما اینکه فرمودید قبول سفسطه راحت تر است، یعنی شما راضی هستید که جبر رو قبول کنید ولو اینکه معقول نباشد؟!
    سفسطه در مقابل معقولیت و استدلال است... برادر با این کارها می ترسم سر از پوچی و این حرفها در آوری
    در هر حال بحث خوبی بود و ان شا الله موفق باشید...


  4. صلوات


  5. #73

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,412
    حضور
    43 روز 20 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    87
    صلوات
    3431



    سلام
    بر پارسا مهر گرامی
    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    اختیار و وجدان

    مدت زیادی هست که درگیر مسئله« اراده آزاد» «جبر و اختیار »و «نظام علت و معلول» هستی وقتی همه اینها را با هم گره میزنی میبینی پازلهایی هستند که از یک تابلو نیستند و با هم جور در نمی آیند حالا هم که بحث «وجدان» یعنی احساس منصفانه که نه شدنی هست و نه قابل اندازه گیری! و فقط به درد قاب کردن میخورد که بر دیوار آویزان کنی «وجدان یگانه محکمه ایست که احتیاج به قاضی ندارد.»
       
    حال همه این مشغله فکری را در نزد محکمه ای باز میکنی که نمی تواند پارادوکس های ذاتی خود را حل کند یعنی وجود همزمان علم مطلق،خیر مطلق، قدرت مطلق و ارسال شرایع دینی برای راهنمایی بهتر بشر در انتخاب رفتار هر چند قبل از آفرینش بشر و تدوین و ارسال ادیان همه سرنوشت ابناء بشر و افتادن برگ از درخت را میداند و این احتمال را هرگز نمی‌تواند رد کند که با وجود قادر مطلق بودن و خیر خواهی تمام و کمال (مسئله شر) می‌شده جهان را حتی ذره ای بهتر هم خلق کند که محقق نشده اینها را در متن پنهان می آورم که راجع به هرکدام بارها بحث شده


    هرچند بزرگانی مانند هیوم با دلیل و جسارت میگویند علیت یک حکم استقرایی هست و ممکن است جاهایی علیت نباشد ولی برای فردی مانند انیشتین نظام عِلّی همانند سرعت مستقل نور ماکسول یک اصل جهانی هست تا بتوان با این ثُبات ها، پایه های نظریه نسبیت را استوار کند.
    نظام عِلّی چنان استوار هست که فردی مانند لاپلاس میگوید بر پایه مکانیک نیوتنی اگر مختصات تمام اجزاء ذرات عالم را به من بدهید میتوانم تمام گذشته و آینده جهان را بگویم (علم مطلق) این حرف چنان دقیق و محکم هست که برپایه آن انسان بر ماه میبرند یا بهرام (مریخ) نورد بر نقطه مشخصی از مریخ (بهرام ) می نشانند.
    به هر روی دیدگاه های من به طور خلاصه :
    یک- اراده آزاد و قدرت مطلق وجود ندارد یعنی شما نمی‌توانید خلاف منطق یا خلاف ذات اشیاء چیزی حکم کنی که بشود. همینطور که خودبخود آب سربالا نمی رود ! سنگی سنگین نمی‌توان اراده کرد که نشود آن را جابجا کرد نمی‌تواند مثلث مربع بشود و در هندسه اقلیدسی مثلثی باشد که جمیع زوایایش غیر از 180 درجه باشد همانطور هم نمی‌توان به یکباره شق القمر کرد . آدم و حوا یکباره از گل سرشته شود طوفان نوح در همین چند هزار سال قبل بوده باشد ردالشمس بشود و از این قبیل معجزات یا کرامات
    دو- هر تغییر و تحولی نتیجه نظام عِلّی هست یعنی اگر مقدمات تحولی (علت تامه) پدید بیایند محال است پدیده پدید نیاید.
    اینکه من اینجا این متون را مینویسم خواه نا خواه مجبور به تایپ آن هستم من تنیده شده در علیت هستم و اینکه پایه ای از آن (علت تامه) اراده آزاد باشد که بتوان از دل آن اختیار به مفهوم اختیار و اراده آزاد و رها از آن استنباط کرد خیر. در این ملقمه ای که باعث شده این سطور تایپ بشود اراده آزاد جایی ندارد.یعنی آن خواست و انگیزه من اگر رد آن را بگیری در هزارتوی تجربیات و آگاهی ها و شخصیت و محیط فرهنگی و فیزیک اطرافم در طی فرایندهای بیوشیمیایی نورونهای مغز من انجام شده که بی شک جبر زنجیره ای واکنشهای شیمیایی و فیزیک مولکولها در گیر آن هستند.
    با وجود همه این دانسته ها من باز به وجود اختیار باور دارم!! چرا که در تار و پود شدن و نشدن های بیوشیمیایی مغز من مقوله ای به عنوان اصل عدم قطعیت وجود دارد که سد محکمی بر استنباط مکانیک نیوتونی از جهان هست هر چند شما با فشردن کلید برق لامپ اتاق را روشن میکنید، با فشردن حرف ب فقط ب تایپ میشود. و چرخه تقویم های نجومی چند هزار ساله را میتوانید برای گردش کواکب به دقت تدوین کنید ولی باز حساب احتمالات عدم قطعیت، راه را برای عدم قطعی بودن همه پیش بینی ها به طور قطع سد میکند به خصوص در مقوله های که فاکتورهای متغیر در آن بسیار بسیار زیاد هستند. مثل عملکرد مغز، چنین مقولاتی که متغیرهای بسیار بسیار زیاد دارند غیرقابل پیش‌بینی میشوند این غیر قابل پیش‌بینی بودن هر چند درگیر نظام عِلّی هست برای من استنباط اختیار دارد.
    از این قسمت که شما بدان ها واقف بوده اید بگذریم مطلب جدیدی را خواندم که برایم بسیار تازگی و جذابیت داشت مشوق من شد تا با مقدمه بالا آن را برایتان نقل کنم: مسئولیت قانونی یا مسئولیت اجتماعی مغز!
    گفتگو با دکتر تقی کیمیایی‌اسدی(متخصص مغز و اعصاب)

    پرسش: آیا انسان موجودی است «مجبور» ؟


    پاسخ: نمی‌دانم به گفتگوی ما گوش کردید، چون ..... جواب این است که ما در مقابل رفتارهای‌مان که جبری هستند مسئولیت اخلاقی نداریم. اما از آنجایی که حیوانی اجتماعی شده هستیم و‌ بقایمان وابسته به نظم اجتماعی ست و لذا قانون و هنجار اجتماعی ساخته‌ایم و مغزمان مسئولیت قانونی دارد.
    به عبارتی دیگر اگر مثل حیوانات در انزوا زندگی می‌کردیم مثل آن‌ها هم نه مسئولیت اخلاقی داشتیم نه مسئولیت قانونی. اما چون مجبوریم (یک لایه ی جبر دیگر) برای بقا در اجتماع زندگی کنیم پس مسئولیت قانونی داریم.


    جمله‌ی معروفی در کتاب وهم اراده‌ی آزاد و مسئولیت اخلاقی هست (که در حال حروف چینی برای انتشار در ایران است) که می‌گوید «ما می‌دانیم که کسی مسئول رفتارش نیست اما برای حفظ نظم اجتماع فرض می‌گیریم که هست». لذا باید به مغزهای مخل نظم اجتماعی، اگر قابل تعمیر نباشند، به مثابه دستگاهی نگاه کرد که قابل تعمیر نیست و نه تنها کار مفیدی نمی‌کند بلکه جان شما و دیگران را به خطر می‌اندازد. پس این دستگاه را یا باید در انباری ذخیره کرد و دور انداخت (زندان) و یا از بین برد.
    ......
    موفق باشید

    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ در ساعت ۰۸:۴۶
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  6. صلوات


  7. #74

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,877
    حضور
    44 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5433



    سلام
    جناب متحیر شما ظاهرا فقط قصد ابراز عقاید خودتون رو داشتید و فرصت نکردید تاپیک رو مطالعه کنید، چون در این مورد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    بحث «وجدان» یعنی احساس منصفانه که نه شدنی هست و نه قابل اندازه گیری! و فقط به درد قاب کردن میخورد که بر دیوار آویزان کنی
    ما منظور از وجدانیات و نه وجدان رو چندین بار عرض کردیم، احساس بی واسطه امور درونی انسان مانند احساس گرسنگی، تشنگی. این امور واقعی هستند و علم ما به آنها حضوری است. به همین دلیل زمانی که شما گرسنه می شوید، این احساس را قاب نمی کنید بزنید دیوار، بلکه سراغ غذا می روید تا به این نیاز درونی پاسخ درخور بدهید.
    اختیار هم همینطور است.
    نکته دیگر اینکه ما در صدد اثبات اراده و اختیار آزاد نبوده و نیستیم، بلکه مسلما اختیار ما محدود به شرایطی است، اما این شرایط ما را مجبور نمی کند، به عبارت دیگر امری بین اختیار و جبر است که در روایات هم اشاره شده است. به نظر شما هم با قبول اختیار و البته نه به صورت مطلق و آزاد، با این نظر موافق باشید.

    اما در پایان برای من جالب بود که یک متخصص مغز و اعصاب در مورد مسئولیت اخلاقی و قانونی صحبت کنه! البته مسائلی مانند جبر و اختیار، مساله ای است که به چند علم مختلف مربوط است و به عبارتی می توان آنرا بین رشته ای حساب کرد و با تضارب آراء به انجام رساند.
    اینکه انسان در مورد رفتار های خودش مسؤلیت اخلاقی نداشته باشد، جامعه را به یک جنگل تبدیل می کند، جنگلی که حتی هیتلر هم خود را مسؤل و خاطی نمی داند و هر کسی هر کاری بخواهد می کند!
    نظر دادن مشکلی ندارد اما باید نتایج آنرا هم در نظر گرفت که به کجا می انجامد...


  8. #75

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,877
    حضور
    44 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    5433

    جمع بندی





    پرسش:
    اختیار چگونه از طریق وجدان قابل اثبات است؟


    پاسخ:
    مقدمه؛ وجدانیات قضایایی هستند که از یافته ها و شناخت های حضوری حکایت می کنند. در قضیه وجدانی، هم حاکی، هم محکی و واقع و هم حکایت قضیه، همگی به علم حضوری برای ما معلومند و در علم حضوری هم اساسا خطا وجود ندارد. به این ترتیب، وجدانیات قضایایی هستند که احتمال خطای آنها وجود ندارد و کاملا یقینی و مطابق با واقع هستند. توضیح اینکه هر قضیه وجدانی از آن جهت که علم حصولی است و در ذهن حضور دارد، مورد شناخت حضوری ماست(علم حضوری نفس به صورتهای ذهنی)، واقع و آن چیزی که قضیه آن را نشان می دهد نیز معلوم علم حضوری ماست، و بالاخره حکایت، یعنی حالت نمایشگری قضیه و اینکه همان واقع را به ما نشان می دهد نیز به علم حضوری برای ما معلوم است. در این صورت، فهم اینکه قضیه وجدانی، واقع را همانگونه که هست، حکایت می کند، به علم حضوری، بسیار روشن و بی هیچ احتمال خطایی خواهد بود. مثلا هنگام گرسنگی، قضیه وجدانی «من گرسنه ام» در ذهن شکل می گیرد. وجود خود من، وجود گرسنگی، و اینکه این گرسنگی، گرسنگی من است نه کس دیگر، همگی به علم حضوری معلوم اند. یعنی «من گرسنه ام» را به علم حضوری می یابم. خودِ قضیه «من گرسنه ام» و اینکه این قضیه همان واقع گرسنگی من را نشان می دهد نیز به علم حضوری برای من معلوم است. در این صورت، مطابقت این حاکی(من گرسنه ام) با آن محکی معلوم به علم حضوری خواهد بود که اساسا در آن خطا راه نمی یابد. بدین ترتیب معیار بداهت و صدق وجدانیات همان علم حضوری است؛ یعنی یافت حضوری واقع، یافت حضوری قضیه حاکی، یافت حضوری حکایت قضیه، و یافت حضوری مطابقت قضیه با واقع.(1)

    با توجه به مقدمه مذکور، انسان خود را در انتخاب های متعدد، صاحب اختیار می بیند و این مساله را به علم حضوری و درونی درک می کند. در این نوع از ادراک، واسطه ای وجود ندارد تا احتمال خطا نیز وجود داشته باشد. بنابراین قضیه «من اختیار دارم» با توجه به اینکه امری وجدانی است، مصون از خطا نیز هست. البته ادراک درونی اختیار توسط انسان، یک امر جزئی است و با عموم و شمول آن در دیگر انسان ها به امری بدیهی تبدیل می شود. به عبارت دیگر اعتبار آن به این است که این امر وجدانی توسط اغلب یا همه انسان ها درک شود. در این صورت انکار آن به راحتی ممکن نیست. لذا با توجه به اینکه درک وجدانی یکی از ادراکات بدیهی است و ادراک بدیهی اساس و ریشه ادراکات نظری ما را تشکیل می دهد و از سوی دیگر، تفکر و تعقل چیزی غیر از رسیدن به مجهول از طریق معلومات نیست و این امر مبتنی بر بدیهیات و داشته های نظری سابق است، وجدانیات که بخشی از بدیهیات هستند، ریشه تفکر را تشکیل می دهند و هرگاه تفکر و استدلالی در مقابل بدیهیات قرار گیرد، باید جانب بدیهیات که ریشه استدلال و تفکر انسان است را گرفته و استدلال را کنار گذاشت.

    از سوی دیگر، ادراک حضوری و علم حضوری با تصور تفاوت دارد و احتمال خطا در درک حضوری وجود ندارد؛ زیرا واسطه ای بین مدرِک(ادراک کننده) و مدرَک(ادراک شونده) وجود ندارد که سبب خطا در ادراک شود. به عنوان مثال زمانی که من از گزاره «من شادم» خبر می دهم، این امر را بدون واسطه در درون خودم حس می کنم و بی کم و کاست آنرا به صورت یک قضیه خبری اذعان می کنم. چنین گزاره ای بدیهی و ضروری الصدق است. علاوه بر اینکه اگر چنین احساس درونی و بدیهی، کاذب بود، معنا نداشت تمام انسانها چنین احساس بی واسطه ای را درک کنند. البته ممکن است در کنار یک حس درونی، حکمی که عقل می کند، سبب خطا شود؛ مانند کسی که مثلا اشتهای کاذب دارد. اما این موارد حداقلی هستند و در موارد نادری وجود دارند. بنابراین احساس گرسنگی در عموم مردم حسی باطنی و ادراکی وجدانی است که در تمام موارد به استثناء مواردی خاص، صحیح است و حتی میزان اندک خطا هم در حکم همراه حس درونی است نه در حس درونی. به همین دلیل، ممکن است در یک مساله نظری اکثریت اشتباه کنند و کسی با دلایل متقن این اشتباه را اصلاح کند و باعث یک تحول در علم شود، اما در مورد امور بدیهی، خصوصا ادراکهای وجدانی و درونی، چنین امری ممکن نیست.

    اما اگر گفته شود همانطور که ممکن است شخص خاصی دچار خطا در تطبیق امر وجدانی شود، ممکن است همه انسان ها نیز این خطا را مرتکب شوند، مانند بسیاری از گذشتگان که در یک دیدگاه یا نظریه نادرست اتفاق داشته اند و بعدها بطلان آن روشن شده است، باید گفت: شأن ذهن حکایتگری از امور درونی انسان است و نمی توان این نقش را به صورت عمومی خطا دانست و اگر خطای همگانی در ادراکات حضوری و بدیهی را بپذیریم، مبنایی برای ارجاع ادراکات حصولی باقی نمی ماند و در یک جمله سر از سفسطه محض در می آوریم. اگر به این نقطه برسیم، دیگر جای هیچ بحثی نیست. بنابراین به راحتی نمی توان ذهن همه را بیمار یا خطاکار دانست به طوری که همه یک امر درونی و وجدانی را وارونه درک کنند. اگر ذهن در مورد درک وجدانی اختیار بیمار است، چرا در دیگر ادراکات خود مانند شادی، غم و ... بیمار نباشد؟

    علاوه بر اینکه اعتقاد به جبر سبب پیدایش توابعی می گردد که هیچ عاقلی به این توابع ملتزم نیست و عدم التزام عقلا به این نتایج، گویای صحت اعتقاد ایشان به اختیار و وجدانی بودن آن است. اگر خدای متعال انسان را مجبور آفریده باشد و در نهایت نیز او را عذاب کند، با عدالت و حکمت الهی هم خوانی ندارد. از سوی دیگر با اعتقاد به جبر، محاکمه خطاکاران حتی کسانی که مرتکب جنایاتی مانند جنگ جهانی شده اند، معنا ندارد. در حالی که در اقصی نقاط جهان برای محاکمه خطاکاران و جنایتگاران، محاکم قضایی وجود دارد و این حاکی از مسئول دانستن انسان در برابر اعمال خویش است و در برابر جبر قرار دارد. از سوی دیگر مواردی مانند فکر کردن در مورد تصمیمات، یا حتی شک کردن در انتخاب انسان را از قبول جبر بازمی دارد؛ چراکه اگر بر مبنای جبر، انسان یک موجود برنامه ریزی شده ای مانند کامپیوتر شده و فکر کردن و شک کردن در انتخاب های او معنا ندارد. این توابع و لوازم، استبعاد جبر نیست، بلکه اشاره به ریشه درونی اختیار است و اینکه تقریبا همه انسان ها به داشتن اختیار وقوف درونی دارند و این درک درونی کذب و توهم نیست.


    پی نوشت:
    1. فیاضی، غلامرضا، (1386)، درآمدی بر معرفت شناسی، قم، موسسه امام خمینی (ره)، ص188.


صفحه 8 از 8 نخست ... 678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 29

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود