صفحه 3 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

  1. #21

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,554
    حضور
    78 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16688





    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    اینجا یک بحثی مطرح هست ببنید شما میگویید این موارد جز لاینفک طبیعت است خوب باشد کسی منکر نیست ولی علت حقیقی هر چیزی خداست لذا این شرور به خدا بر می گردد
    سلسله علل را بگیرید آخر به خدا می رسید دیگه
    ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد *** که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی*** سنایی
    لذا علت اصلی این شرور خود خداست این تا اینجا
    علت هستی بخش تمام هستی خداست ولی مثلا درمورد زلزله
    از سویی، زلزله باعث بقای کره زمین و از هم متلاشی نشدن آن است. پس برای خود زمین، باعث خیر است.
    از سوی دیگر، زمین یک سیاره مادی و عنصری است. هر جسم عنصری و مادی، دارای یک سری محدودیتها است. مثلا اگر گازی در درونش ایجاد شود و دیگر نتواند در آن بماند، باید از راهی خارج شود. اگر راه خروج داشت که هیچ وگرنه مقداری از پوسته را میشکافد. این قوانین به صورت مستقل ایجاد و افریده نشده اند.
    یعنی اینطور نیست که ابتدا زمین ایجاد شود و سپس قوانین مربوط به آن به عنوان یک آپشن بدان اضافه شود. بلکه از وقتی که زمین ایجاد میشود این قوانین به عنوان قوانین تکوینی و امور لازم و جدایی ناپذیر آن هستند.
    بنابراین چه وجود خدا قبول شود و چه نشود، این قوانین لازمه وجود زمین هستند و از آن جدایی ناپذیرند.

    پس
    خداوند زمین را ایجاد کرده ولی این قوانین را که ایجاد نکرده است.
    این قوانین لازمه لاینفک و به اصطلاح غیر قابل جعل و تفکیک هستند.


    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

  2. صلوات


  3. #22

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,554
    حضور
    78 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16688



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    استاد گرامی شما که عینا حرف بنده رو فرمودید
    چرا جهان بهتری خدا خلق نکرده اگر هم قادر مطلق است هم عالم مطلق هم خیر خواه مطلق
    پاسخ ممکن نبوده=بلکه بدین جهت است که زدودن این امور از عالم طبیعت امکان پذیر نیست
    .
    تفاوت بیان بنده با شما در این است که
    در بیان شما وجود و جود خداوند پیش فرض گرفته شده است و در بیان بنده خیر.

    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    بله صحیح می فرمایید نمی توانا ثابت کرد به مصلحت انسان است ولی بی خدا هم نمیتواند ثابت کند به مصلحت انسان نیست دقت بفرمایید لذا مدعایش که میگویید شرور ثابت میکند خدایی نیست بدون دلیل می شود. و باز عرض میکنم مسئله قفل میشه!
    اگر منظور شما از قفل شدن مسئله آن است که با وجود این دلیل و بدون کمک گرفتن از پیش فرضهای خداپرستانه، شخص نمیتواند نسبت به وجود و عدم خداوند یقین منطقی پیدا کند، سخن شما میتواند وجهی داشته باشد.
    ولی پیش فرضها خودشان قابل اثبات هستند.
    بنابراین
    دلیل شر، یک دلیل منطقی بر عدم وجود خداوند نمیتواند باشد.
    بلکه نهایتا میتواند یک اشکال و شبهه قوی در این مورد باشد.





    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

  4. صلوات


  5. #23

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,554
    حضور
    78 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16688



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    اما مشکل دقیقا اینجاست که چطور این رو میخواهید ثابت کنید؟ میگویید لازمه این عالم هست این شرور خوب درسته(با تکیه بر علیت) ولی ما میگوییم چرا عالم دیگری با قوانین دیگری خلق نشده که این شرور نباشد
    عرض بنده این هست نمیتوان ناممکن بودن زدودن شرور در عالم رو ثابت کرد و نمیتوان رد کرد لذا بی خدا و خدا باور اینجا هیچکدام سودی نمی برند و مسئله قفل می شود.
    اینکه چطور این خصوصیات لازمه جهان مادی است، از تجربه به دست می آید.
    البته قبول دارم که این مسئله یقینی نیست و نمیتوان از تجربه یقین به دست آورد ولی این مشکلی نیست.
    توضیح اینکه
    م1. کسی که با استناد به دلیل شر منکر وجود خدا میشود، قاعدتا در معرفت شناسی نیز تحقق یقین منطقی را در عالم طبیعت را غیر ممکن میداند. به همین جهت است که از درجات پائینتری از باور بهره میبرد و کار خود را سامان میبخشد.
    م2. با وجود چنین پیش فرض معرفت شناختی، شخص حداقل میتواند احتمال آن را بدهد که سامان جهان و روال آن بر اساس آن چیزی است که تاکنون دیده است و تجربه کرده است.
    م3. با وجود چنین احتمالی، یقین ندارد که خداوند وجود ندارد.
    م4. با وجود عدم وجود یقین به وجود نداشتن خداوند، نمیتواند مدعی شود که به واسطه شرور، خداوند وجود ندارد.
    بنابراین
    دلیل شر حداقل نمیتواند دلیلی منطقی بر عدم وجود خداوند باشد.
    چرا که دلیل منطقی، یقین نیاز دارد و با وجود احتمالی که در مقدمه دوم مطرح شد، چنین یقینی منتفی میشود.






    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

  6. صلوات


  7. #24

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    علاقه
    علم، عرفان، انقلاب اسلامی، مبارزه با استکبار جهانی
    نوشته
    561
    حضور
    15 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1159



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    تفاوت بیان بنده با شما در این است که
    در بیان شما وجود و جود خداوند پیش فرض گرفته شده است و در بیان بنده خیر.


    اگر منظور شما از قفل شدن مسئله آن است که با وجود این دلیل و بدون کمک گرفتن از پیش فرضهای خداپرستانه، شخص نمیتواند نسبت به وجود و عدم خداوند یقین منطقی پیدا کند، سخن شما میتواند وجهی داشته باشد.
    ولی پیش فرضها خودشان قابل اثبات هستند.
    بنابراین
    دلیل شر، یک دلیل منطقی بر عدم وجود خداوند نمیتواند باشد.
    بلکه نهایتا میتواند یک اشکال و شبهه قوی در این مورد باشد.



    سلام جناب استاد
    آغازگر محترم تاپیک، شر را امر «وجود» ی در نظر گرفته اند نه امر عدمی. این اولین محل مناقشه است.
    این گام اولی است که اشتباه در آن، مسیر ادامه بحث را به خطا می برد.

    همچنین:
    ماهیات به دلیل محدود بودن، دارای نقص هستند.
    نقص ماهیات، لازمه حرکت به سوی تکامل است.
    بین برخی حرکات هم تزاحم برقرار است.
    اگر حرکت ممکن نباشد، تکاملی در کار نبود.
    پس نقص و تزاحمات، لازمه غیر قابل تفکیک تکامل اند.

    اگر گفته شود: خداوند از اول همه چیز را کامل بیآفرید ، پاسخ میدهیم که: ماده نمی تواند کامل باشد. ماده ملتزم محدودیت و نقص است. و نقص (حداقل به معنای قوه) لازمه حرکت. آن جهانی که قوه (نقص) نداشته باشد و همه کمالاتش فعلیت محض باشد، حرکت ندارد. یعنی عالم عقول مجرده است و پیگر عالم طبیعت ماده نیست.
    پس حرکت برای عالم طبیعت مادی ملازم است و لازمه حرکت هم وجود قوه است و قوه هم ملتزم نقص است.
    و از این نقصها و تزاحم حرکات، شر به ظهور می رسد.

    اما این شر، در مقایسه با خیر کثیری که از حرکات عالم ماده (به سمت تکامل) به دست میآید، قلیل است.

    مثال: چرا خداوند کاری نمیکند که کودکان یمنی یتیم نشوند و‌مجروح نشوند و درد نکشند؟
    جواب: خداوند جهان را آفریده برای این «هدف» که انسان به تکامل برسد. تکامل انسان هم لازمه اش اختیار اوست. لازمه اختیار داشتن هم وجود راههای گوناگون برای انتخاب است.
    وقتی اختیار به انسان داده شود، بدیهی است که بعضیها راه نادرست را انتخاب کنند و جنگ و خونریزی انجام دهند.

    اما این جنگها و معلولیتها و رنجها و دردها، در کنار آن هدف اصلی جهان که «تکامل» است، «شر قلیل» است.
    این شر قلیل، «لازمه» آن خیر کثیر است و عقلا نمیتوان لازم را از ملزوم آن تفکیک کرد.
    ویرایش توسط عبد شکور : ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۰
    أعوذ بالله من شرّ نفسی
    از « خودم » به « خدا » پناه می برم.

    رهبر انقلاب: مذاکره با این طرف
    (آمریکا)، هم خیانت است هم حماقت.
    « لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر همه خائنین به اسلام »

    هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة

  8. صلوات


  9. #25

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    علاقه
    علم، عرفان، انقلاب اسلامی، مبارزه با استکبار جهانی
    نوشته
    561
    حضور
    15 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1159



    اینکه شر را "وجود" در نظر بگیریم، به این معنی است که خداوند "شر" را بالاصاله آفریده است. و اراده خداوند مستقیما به آفرینش آن تعلق گرفته است. و اگر خیری در کنار آن باشد، آن خیر تبعی است. ظاهرا آنچه باعث این فرض شده است، خلط برخی مفاهیم با یکدیگر است: درد و رنج، همه جا شر نیست. بلکه بعضی جاها خیر است: درد که هشدار برای بیماری است، خیر است. موجب خیر می شود. یعنی خود درد هم یک پیام عصبی است که از نظر ماهیت، فرقی با سایر پیامهای عصبی که مثلا اصوات خوش الحان و مناظر نیکو را قابل حس برای انسان می سازند، ندارد. اگر انسان درد را حس نمیکرد، خیلی جاها جانش در معرض خطر قرار میگرفت. رنج هم باعث تعادل روح انسان و باعث کمال یافتن انسان می شود. زندگی بدون رنج، یعنی زندگی ایی که همه آن باب میل انسان و خوردن و خوابیدن باشد و انسان ، گرسنگی و خستگی را حس نکند، اصلا لذتی ندارد. چون تا رنج گرسنگی نباشد، غذا خوردن لذتی ندارد. و تا رنج خستگی نباشد، خواب لذتی ندارد. انسان بدون درد و رنج، اصلا در مقام "انسانیت" نیست. چون چنین انسانی باید همواره در حال تأمین اقسام مختلف شهوات خود باشد و اصلا به دیگران فکر نکند و مفاهیمی چون ایثار و ... از زندگی اش رخت بر میبندد. لدا به نظر میرسد که نمی توان درد و رنج را شر انگاشت. در حالیکه از سوی دیگر، "جهل" ، به دلیل اینکه صاحب آن، از آن در رنج نیست و "دردی" احساس نمیکند (جاهلی که غوطه ور در امیال حیوانی خودش است) ، از شمول تعریف "شر" خارج می شود. درد و رنج، را تبعات و لوازم برخی شرور بدانیم، بهتر است تا اینکه خود آنها را "شر" بدانیم. مثلا "بیماری"، که باعث درد می شود، شر است، نه خود درد. حتی با این تعریف (که ملاکش درد و رنج باشد) ، ما فقط شرور محسوس را مورد لحاظ قرار داده ایم. "تنهایی" هم اگر باعث رنج کسی شود، دارای اشکالاتی است: همه افراد از تنهایی رنج نمی برند، چه بسا کسی از تنهایی لذت ببرد، چون می تواند در شرایط تنهایی، با رفیق أعلی انس بگیرد یا در گلستان اندیشه علمی و معارف وارد شود.
    أعوذ بالله من شرّ نفسی
    از « خودم » به « خدا » پناه می برم.

    رهبر انقلاب: مذاکره با این طرف
    (آمریکا)، هم خیانت است هم حماقت.
    « لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر همه خائنین به اسلام »

    هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة

  10. صلوات


  11. #26

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,554
    حضور
    78 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16688



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد شکور نمایش پست ها
    آغازگر محترم تاپیک، شر را امر «وجود» ی در نظر گرفته اند نه امر عدمی. این اولین محل مناقشه است.
    این گام اولی است که اشتباه در آن، مسیر ادامه بحث را به خطا می برد.
    باسلام و عرض ادب
    در مورد ماهیت شر و حقیقت آن، نظرات متعددی ارائه شده است.
    اما در یک دقت نظر میتوان متوجه شد که همه آن چیزهایی که منشأ این اختلاف نظر شده است، آن است که گاهی اوقات منشأ و عامل شر را خود شر دانسته اند به همین جهت به دنبال توجیه جمع بین تحقق شرور و خیرخواهی خداوند بر آمده اند.
    اما اگر شر را همان احساس درد و رنج بدانیم، در این صورت مشخص میشود که خود این احساس، امری درونی در انسان است و امری ادراکی است بنابراین ایجاد کردنی نیست.
    عامل آن نیز میتواند عدمی باشد یا وجودی ولی به هر حال، در هر دو صورت این عاملهای وجودی و عدمی، به خودی خود خیر هستند چرا که باعث تکامل یک موجود یا نظام موجودی میشود.

    بنابراین وجودی دانستن شر، بر اساس این توجیه است.
    نه اینکه بخواهیم مثلا کوری یا مرگ را امر وجودی بدانیم.




    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

  12. #27

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,554
    حضور
    78 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16688



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد شکور نمایش پست ها
    اگر گفته شود: خداوند از اول همه چیز را کامل بیآفرید ، پاسخ میدهیم که: ماده نمی تواند کامل باشد. ماده ملتزم محدودیت و نقص است. و نقص (حداقل به معنای قوه) لازمه حرکت. آن جهانی که قوه (نقص) نداشته باشد و همه کمالاتش فعلیت محض باشد، حرکت ندارد. یعنی عالم عقول مجرده است و پیگر عالم طبیعت ماده نیست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد شکور نمایش پست ها
    پس حرکت برای عالم طبیعت مادی ملازم است و لازمه حرکت هم وجود قوه است و قوه هم ملتزم نقص است.
    و از این نقصها و تزاحم حرکات، شر به ظهور می رسد.

    اما این شر، در مقایسه با خیر کثیری که از حرکات عالم ماده (به سمت تکامل) به دست میآید، قلیل است.

    مثال: چرا خداوند کاری نمیکند که کودکان یمنی یتیم نشوند و‌مجروح نشوند و درد نکشند؟
    جواب: خداوند جهان را آفریده برای این «هدف» که انسان به تکامل برسد. تکامل انسان هم لازمه اش اختیار اوست. لازمه اختیار داشتن هم وجود راههای گوناگون برای انتخاب است.
    وقتی اختیار به انسان داده شود، بدیهی است که بعضیها راه نادرست را انتخاب کنند و جنگ و خونریزی انجام دهند.

    اما این جنگها و معلولیتها و رنجها و دردها، در کنار آن هدف اصلی جهان که «تکامل» است، «شر قلیل» است.
    این شر قلیل، «لازمه» آن خیر کثیر است و عقلا نمیتوان لازم را از ملزوم آن تفکیک کرد.
    تمام این نکاتی که فرمودید به نوبه خود صحیح است ولی مشکل اینجاست که در همه اینها وجود خداوند پیش فرض گرفته شده است.
    در حالیکه استارتر محترم میخواهد بدون کمک گرفتن از این پیش فرض تبیینی درست از پاسخ به دلیل شر ارائه بدهد.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ در ساعت ۱۵:۲۹

    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

  13. #28

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه، حل روبیک، پارکور، کالیستنیک، مطالعه در مورد ادیان و جاگلینگ,OPM community
    نوشته
    1,044
    حضور
    25 روز 16 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2919



    نقل قول نوشته اصلی توسط خباء نمایش پست ها
    سلام و تشکر بابت توضیحات خوبتون

    یه بنده خدایی یه حرفهایی درباره خلقت جهان می زد که حالا یه کم از ذهنیات خودم رو بهش اضافه می کنم ، محبت کنید و نظرتان را بگویید

    برای اینکه نسبت افعال رو به خدا نفی کنیم می گوییم خدا از طریق امر و نهی، امور خلقت رو پیش میبره. اما برخی از موجودات به حرف خدا گوش نمی کنند مثلا یک فرشته به حرف خدا گوش نمی کند می شود فطرس
    یا فرشتگان به خدا اعتراض می کنند از درگاه خدا دور می شوند و برایشان در آسمان چهارم بیت المعمور می سازند ( البته قبول دارم به چنین روایاتی اشکال کرده اند ) یا سنگی یا پرنده ای ولایت اهل بیت را قبول نکردند... یا سگ اصحاب کهف بهشتی می شود یا شتری که مثلا هفت سال در حج باشد بهشتی میشود و مانند آن ...
    از طرف دیگر می گوییم اختیار با ضرورت علی منافات دارد.
    اصولا وسعت جهان و طول کشیدن تکامل و دایناسورها و اینها را اینطوری توضیح می داد.
    به هر حال اختیار دادن می تواند شر تولید کند و می تواند خیر تولید کند.
    خداوند می خواست خیر مطلق تولید کند اما موجودات خیر کثیر تولید کردند.

    البته متوجه نشدم چرا شما احساس درد و رنج را شر می دانید ؟ چون ممکن است احساس درد و رنج ، خیر باشد.
    سلام مجدد
    والا بنده تخصصی ندارم و صرفا نظر خودم رو میگم
    ببینید شما اراده هر انسانی رو در نظر بگیرید این اراده ممکن الوجود هست هر ممکنی هم به واجب میرسه بنابرین نمیشه به راحتی اثر اعمال انسان را فقط به انسان نسبت داد
    جای اینکه عرض کردم واقعا همه شرور ناشی از اختیار موجودات نیست همینطور فرشته که فرمودید اصلا اختیار ندارد طبق متون دینی یا مثلا سگ اختیار ندارد
    اینکه سگ اصحاب کهف چطور بهشتی شده رو بنده هم نمیدونم ولی چیزی که به نظرم منطقی هست سگ قدرت تشخیص حق از باطل رو نداره پس نمیتونه مکلف باشه
    بارها در مستند ها دیدیم که سگ و گربه جلوی آینه قرار میگیرند و نمیتونند تشخیص بدن آینه هست و فکر میکنند موجود دیگری هستو سعی میکنند باهاش درگیر بشن
    به هر حال بنده واقعا نمیدونم چطور شتر صالح و سگ اصحاب کهف بهشتی شدند و البته عرض کردم تخصصی ندارم

    در مورد بخش آخر فرمایشتون اینکه احساس درد و رنج شر هستند که خود استاد صدیق هم قبول دارند اتفاقا بنده متوجه نمیشم چرا میگید شر نیستند

    در قسمت مربوط به مشاوره به هیچ وجه نظر غیر تخصصی ندید. مردم به اندازه کافی مشکل دارند با جهلمون به دیگران آسیب نزنیم.
    لوازم بحث علمی استفاده از منابع علمی نظیر کتب علمی(
    نه هر نوشته ای که جلد داره) و مقالات علمی ( نه سخن هر سایتی یا هر فردی) هست.
    در حین بحث با نهایت ادب صحبت کنیم. حق تکه انداختن، بی ادبی و تمسخر دیگران یا عقایدشان رو نداریم.

    با طرفدار قمه زنی، مخالف فلسفه و عرفان، مخالف وحدت اسلامی، سجده کنندگان برکوروش پادشاه ایران و هر نوع مورد مشابه هیچ سخنی ندارم.


  14. صلوات


  15. #29

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه، حل روبیک، پارکور، کالیستنیک، مطالعه در مورد ادیان و جاگلینگ,OPM community
    نوشته
    1,044
    حضور
    25 روز 16 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2919



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    تفاوت تعریف شما با بنده در این است که
    درتعریف شما، شر همان درد و رنج دانسته شده است.
    در تعریف بنده، شر عبارت است از احساس و ادراک درد و رنج.
    گرچه نکته شما صحیح است که درد و رنج بدون احساس وجود ندارد ولی بیان قید احساس، تعریف را
    اولا: دقیقتر میکند.
    ثانیا: باعث میشود که شر را امری ادراکی بدانیم و به همین جهت، این نکته که شرها، نسبی هستند و نسبت به برخی جهات و موجودات شر شمرده میشوند وگرنه به خودی خود، شریتی در کار نیست و خیرهایی نیز بر آنها مترتب میشود، حتی وجود ابلیس.
    سلام مجدد
    بله این فرمایشتون رو قبول دارم
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بله مشخص است که تبیین پاسخ به دلیل شر برای کسی که وجود خدا و صفات او را پذیرفته است، کاری است اسانتر و کم موونه تر.
    ولی مشکل اینجاست که مخاطب این پرسش و پاسخها تنها متدینان نیستند.
    راه حل پاسخ به دلیل شر نیز منحصر به راه هایی نیست که با پیش فرضهای خداباورانه ارائه شده است.
    اتفاقا اینکه پاسخ به دلیل شر را بر این پیش فرضها مبتنی کنیم، کار مهمی نکرده ایم.
    کار درست و دقیق در اینجاست که پاسخ خود را بر پیش فرضهایی مبتنی کنیم که تمام مخاطبانمان آنرا قبول دارند وگرنه باید از خود پیش فرضها نیز بحث کنیم.
    بله قبول دارم این رو البته اگر واقعا شدنی باشه
    در قسمت مربوط به مشاوره به هیچ وجه نظر غیر تخصصی ندید. مردم به اندازه کافی مشکل دارند با جهلمون به دیگران آسیب نزنیم.
    لوازم بحث علمی استفاده از منابع علمی نظیر کتب علمی(
    نه هر نوشته ای که جلد داره) و مقالات علمی ( نه سخن هر سایتی یا هر فردی) هست.
    در حین بحث با نهایت ادب صحبت کنیم. حق تکه انداختن، بی ادبی و تمسخر دیگران یا عقایدشان رو نداریم.

    با طرفدار قمه زنی، مخالف فلسفه و عرفان، مخالف وحدت اسلامی، سجده کنندگان برکوروش پادشاه ایران و هر نوع مورد مشابه هیچ سخنی ندارم.


  16. #30

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,554
    حضور
    78 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16688



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد شکور نمایش پست ها
    اینکه شر را "وجود" در نظر بگیریم، به این معنی است که خداوند "شر" را بالاصاله آفریده است. و اراده خداوند مستقیما به آفرینش آن تعلق گرفته است. و اگر خیری در کنار آن باشد، آن خیر تبعی است.
    شر وجودی است
    اما
    آنچه بالاصاله خلق شده است، منشأ شر مستقیما یا با واسط.
    اما شر اصلا مخلوق نیست.
    شر همان احساس درد و رنج است که امری است ادراکی نه واقعیت منحازی در عالم خارج که نیاز به خالق داشته باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد شکور نمایش پست ها
    ظاهرا آنچه باعث این فرض شده است، خلط برخی مفاهیم با یکدیگر است: درد و رنج، همه جا شر نیست. بلکه بعضی جاها خیر است: درد که هشدار برای بیماری است، خیر است. موجب خیر می شود. یعنی خود درد هم یک پیام عصبی است که از نظر ماهیت، فرقی با سایر پیامهای عصبی که مثلا اصوات خوش الحان و مناظر نیکو را قابل حس برای انسان می سازند، ندارد. اگر انسان درد را حس نمیکرد، خیلی جاها جانش در معرض خطر قرار میگرفت.
    درد، درد است ولو زنگ خطر باشد.
    اینکه پای یک انسان مبتلا به مرض پیشرفته قند را ببرند، باعث درد و رنج فرد میشود و این قابل انکار نیست هرچند این بریدن مانع از پیشروی بیماری میشود.




    حُسن عالم سوز یوسف چون بر اندازد نقاب **** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    زمان ورود به مسئله شرور و قفل شدن منطقی آن در بهترین حالت

صفحه 3 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 22

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود