صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت استفاده از تعبیر "هلک" برای رحلت حضرت یوسف

  1. #11

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر،مطالعه و قرّة عینی فی الصلوة
    نوشته
    5,298
    حضور
    141 روز 2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22287



    باسمه العلیّ الحکیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست ها
    برخی از اهل لغت و مفسران معتقدند که هلاك در زمان نزول قرآن به مرگ مطلق و غيره‏اطلاق شده است و اعتبار مذمت و تحقير و ضد ارزشی در آن از مستحدثات است و بعدا به تناسب مذمت هلاکت و هلک باب شده است و شايد از اين جهت است كه مفسران بزرگی مانند مرحوم طبرسى (رحمه الله) و سایر مفسران در باره آن چيزى نگفته اند و در آيات یاد شده مرگ مطلق معنى كرده‏اند. راغب كه قيد ذم را لازم دانسته علت استعمال آن را در مرگ مطلق به كتاب ديگرى حواله داده كه اطلاعى از آن نداريم. در سيره ابن هشام كه در اواخر قرن دوم هجرى نوشته شده اين عبارات هست: «هَلَكَ عَبْدُاللهِ اَبُورَسُولِ اللهِ «صلى الله عليه واله» - «هَلَكَ اَبوُطالِب - هَلَكَ خَديجَهٌ بِنْتُ خُوَيْلِد» از اين معلوم مى‏ شود كه هلاك در آن عصر به معنى مرگ عادى بوده است.(1)

    پی نوشت ها :


    1.برای آگاهی بیشتر ر.ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، على اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش، ج 7، ص 184.
    بله درست می فرمائید اما تعبیر قران در مورد رحلت سایر انبیاء چه بوده است؟

    1-«وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ »خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

    2-«فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ »

    3-
    «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا»

    4-«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکُمْ »


    5-«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ»

    در حالیکه قران کلام وحی و کتاب حکیم است آیا می توان از کنار این اختلاف تعابیر ساده گذشت؟

    چرا در مورد مرگ سایر انبیاء واژه ی هلک بکار نرفته است؟


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  2. صلوات ها 3


  3. #12

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر،مطالعه و قرّة عینی فی الصلوة
    نوشته
    5,298
    حضور
    141 روز 2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22287



    باسمه الحکیم

    با سلام و احترام و نیز تشکر برای شرکت در بحث

    نقل قول نوشته اصلی توسط دکترنادرنوری نمایش پست ها
    درود

    بنده با پزوهش در آیات قران ( تفسیر قرآن به قران ) گمان می کنم هلک ینی پیش از موعد و مرگ طبیعی مردن و پیش از به هدف نهایی رسیدن مردن

    معنی منفی اش همین مرگ زود رس است نه لزومن معنای مذمومی داشتن


    اگر دقت بفرمایید همین معنی در آیاتی که هلک در آن بکار رفته نهفته است


    یک نمونه دیگر

    در زمان جنگ شاید به یاد داشته باشید که می گفتند رزمندگان اسلام شمار زیادی از سربازان دشمن بعثی را به هلاکت رساندند


    این هلاکت ینی آنان را پیش از رسیدن به هدف نهایی( پیروزی ) دچار مرگ زود رس کرده اند


    آنچه چیزی که لغت نامه ها در معنای هلک گفته اند به نگرم نارسا است و ناقص
    به نظر می رسد برداشت فوق از آیه موافق تحقیق نیست،به هر حال واژه ی "هلک"کلمه ای عربی است

    لذا باید ببینیم اعراب از آن چه مفهومی را درک می کرده اند خاصه در زمان نزول قران.

    اما اختلاف تعابیر قران در بیان مرگ انبیاء می تواند قابل تأمل باشد.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  4. صلوات ها 4


  5. #13

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر،مطالعه و قرّة عینی فی الصلوة
    نوشته
    5,298
    حضور
    141 روز 2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22287



    باسمه العلیّ الحکیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست ها
    در پاسخ این سئوال می توان گفت:
    داستان رحلت حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام را اینگونه بیان کرده اند:

    "یعقوب را برادری بود که چهل سال او را ندیده بود. پس قصد کرد تا او را زیارت کند. چون آن دو همدیگر را زیارت کردند، عزرائیل را فرمان آمد که هر دو را جان بردار و به حضرتِ ما سپار. ملک الموت هر دو را جانْ قبض کرد و به حضرت بُرد.

    یوسف علیه السلام چون این بشنید، تاج از سر بینداخت و حریر و حُلّه بَر تنِ خود پاره کرد و سر و پا برهنه با همه لشکر می دوید و می گریست تا به بالین پدر و عَمّ رسید. چون آن دو را بدید، به درد و حسرت بنالید. پس سر برداشت و نگریست. درهای آسمان دید گشاده و ارواح انبیاء و نیز فرشتگان، به استقبال روح ایشان آمده، عالم هوا را دید با نور آراسته، فرشتگان نثار رحمت بر دست گرفته، ایشان را (یعقوب و برادرش) از دنیا درآوردند و بشستند و هر دو را به یک گور به بیت المقدس دفن کردند.
    پس چون یوسف دست از خاک ایشان بفشاند، باز به مصر آمد. در خود نگاه کرد. چهار غم او را دریافته بود: یکی غم اندوه یتیمی و دیگر دردِ غم و اندوه غریبی، سه دیگر اندوهِ فراقِ پدر، چهارم غم هجرانِ عَمّ.
    طاقت تحمل آن اندوهان نداشت. چون شب درآمد، به کنار رود نیل شد و سجّاده بگسترانید و قدم بر بساط اخلاص نهاد و آن شب تا روز نماز کرد. در آخر گفت: بار خدایا! از کید برادرانم رهانیدی و از دام مَکر زنانم جهانیدی و از زندانم بیرون آوردی و به ملک رسانیدی، لباس رسالت و نبوَّتم دوختی و علم و حکمتم درآموختی. این مملکت دنیا را بقا نخواهد بود. یک دعای مرا اجابت کن. از این عالم دنیا با مسلمانی بیرون بَر و صحبت آبا و اجداد کرامت کن.
    جبرئیل آمد و گفت: یا یوسف! جبّار عالم سلامت می رساند و می گوید: پدرت و عمَّت را چون مدت عمر به آخر رسیده بود، چون به هم رسیدند، چندان مهلت ندادم که با یکدیگر سخن گفتندی و هر دو را جان برداشتم. تو را هنوز مدت عمر به آخر نرسیده است. هم چنان آهنگ عرضِ نیاز کن و رحلت را، برگ ساز کن (توشه فراهم بیاور) که چون اجل درآید، یک زمان باز نیاید (مهلت ندهد).
    * * *
    پس یوسف پس از وفات پدر، دیگر تاج بر سر ننهاد و بر تخت ننشست. هر شب به عبادت حق، پلاسی در پوشیدی و به کنار رود نیل رفتی و با حق، مناجات بکردی. شبی از شب ها به خواب دید یعقوب را و اسحاق علیه السلام را که حُلّه هایِ بهشت پوشیده بودندی و تاجِ کرامت بر سر نهاده بودندی. به او گفتند: یا یوسف! بیست سال است تا دلت با آرزوی ما می سوزد. بشارت باد تو را که تا سه روز دیگر، به ما رسیده باشی. آورده اند که یوسف در آن سه روز، در آرزوی دیدار پدر، چندان جَزَع بکرد و زاری کرد که پدر در آن چهل سال در آرزوی وصالِ او نکرده بود.
    پس روز سوم، ملک الموت بیامد و گفت: یا یوسف! مدّت به آخر آمد. آبا و اجداد، منتظر قدوم تواند و دیده بر گماشته اند تا کسی باشد که تو را ببینند. پس یوسف تن در تسلیم داد. ملک الموت جانِ او را در کشیدن گرفت. دلِ او را در تپیدن آمد و اعضای او لرزیدن گرفت. برادران را بخواند و هر یکی را در بَر گرفت و بدرود کرد."

    اگر مطلب فوق صحیح و مستند باشد ممکن است به قرینه ی آیه شریفه ی ذیل که در آن به زاری و بی تابی

    حضرت یعقوب(ع) در فراق یوسف اشاره می کند و سپس بیان فرزندان یعقوب که عاقبت خویش را هلاک خواهی کرد

    و شباهت حال یوسف علیه السلام در فراق پدر، واژه ی "هلک" بهترین وصف برای بیان حالت مرگ این پیامبر الهی باشد؟

    "قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ"







    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  6. صلوات ها 3


  7. #14

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    قرآن و اهل بیت
    نوشته
    221
    حضور
    5 روز 7 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1209



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    اگر مطلب فوق صحیح و مستند باشد ممکن است به قرینه ی آیه شریفه ی ذیل که در آن به زاری و بی تابی

    حضرت یعقوب(ع) در فراق یوسف اشاره می کند و سپس بیان فرزندان یعقوب که عاقبت خویش را هلاک خواهی کرد

    و شباهت حال یوسف علیه السلام در فراق پدر، واژه ی "هلک" بهترین وصف برای بیان حالت مرگ این پیامبر الهی باشد؟

    "قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ"
    سلام و عرض ادب

    با تشکر از نقل تاریخی که نمودید.

    مناسب بود که منبع نقل این فراز از تاریخ زندگانی حضرت یوسف
    (علیه السلام) را هم نقل می فرمودید تا بررسی بیشتر شود .

    بخش پایانی فرمایش شما می تواند به عنوان یک احتمال بر این که از واژه هلک در باره رحلت حضرت یوسف (علیه السلام)استفاده شده است به حساب آورد به شرط آن که مستنداتی برای آن پیدا کنیم .


    سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
    که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
    قصه عشق “انسان” بودن ماست . . .


  8. صلوات ها 3


  9. #15

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    تفکر،مطالعه و قرّة عینی فی الصلوة
    نوشته
    5,298
    حضور
    141 روز 2 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22287



    عرض سلام و ادب و نیز تسلیت ایّام

    نقل قول نوشته اصلی توسط حکیم نمایش پست ها
    مناسب بود که منبع نقل این فراز از تاریخ زندگانی حضرت یوسف(علیه السلام) را هم نقل می فرمودید تا بررسی بیشتر شود .
    آن نقل را در مجله ی حوزه دیدم ولی سندی برایش نقل نشده بود!


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  10. #16

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,056
    حضور
    23 روز 3 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1497



    البقره
    وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
    ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ [ ﺑﺎ ﺗﺮﻙ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ، ﻳﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉ ] ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﻧﻴﻨﺪﺍﺯﻳﺪ، ﻭﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ .(١٩٥)

  11. #17

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۵
    نوشته
    352
    حضور
    11 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    197
    صلوات
    910



    نقل قول نوشته اصلی توسط خباء نمایش پست ها
    البقره
    وَأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
    ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ [ ﺑﺎ ﺗﺮﻙ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ، ﻳﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉ ] ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﻧﻴﻨﺪﺍﺯﻳﺪ، ﻭﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ .(١٩٥)

    درود

    برای همین است که می گویند انفاق و صدقه ؛ مرگ ( زود رس) را به تاخیر می اندازد

    این هم می تواند باز دلیلی بر هلاک به معنای مرگ زود رس باشد





    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    به نظر می رسد برداشت فوق از آیه موافق تحقیق نیست،به هر حال واژه ی "هلک"کلمه ای عربی است

    امروز بهترین و مطمین ترین راه پی بردن به معنی قرانی یک واژه استفاده از خود قرآن است که ببینیم در جاهای گوناگون چه مفهوم یکسان و مشترکی را می رساند ( تفسیر قرآن ب قرآن )

    البته بگویم این کار هر کسی نیست( نه هر که او ورقی خواند معانی دانست - حافظ )
    ریز نگری ؛ دقت و هوشیاری بسیار می خواهد
    ویرایش توسط دکترنادرنوری : ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۸:۴۷

  12. صلوات


  13. #18

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,056
    حضور
    23 روز 3 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1497



    نقل قول نوشته اصلی توسط دکترنادرنوری نمایش پست ها
    درود

    برای همین است که می گویند انفاق و صدقه ؛ مرگ ( زود رس) را به تاخیر می اندازد

    این هم می تواند باز دلیلی بر هلاک به معنای مرگ زود رس باشد








    امروز بهترین و مطمین ترین راه پی بردن به معنی قرانی یک واژه استفاده از خود قرآن است که ببینیم در جاهای گوناگون چه مفهوم یکسان و مشترکی را می رساند ( تفسیر قرآن ب قرآن )

    البته بگویم این کار هر کسی نیست( نه هر که او ورقی خواند معانی دانست - حافظ )
    ریز نگری ؛ دقت و هوشیاری بسیار می خواهد
    درود

    اینکه تمرکز یوسف از حکومت داری و خزانه داری به گریه و دعا در سوگ پدرش سوق پیدا کند، میتواند نوعی به هلاکت انداختن خود باشد. نه به این معنا که حتما گناه کرده باشد. ولی یک احتمال است.

  14. #19

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    قرآن و اهل بیت
    نوشته
    221
    حضور
    5 روز 7 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1209

    جمع بندی




    پرسش :

    علت استفاده قرآن در سوره غافر آیه 34 از تعبیر "هلک" برای رحلت حضرت یوسف ( علیه السلام ) چیست ؟

    پاسخ :

    در پاسخ این سئوال می توان گفت:

    ماده اصلي «هلک» در لغت به معناي عام مردن، خشکيدن گياهان، درهم شکستن و فرو افتادن و پرتگاه بين دو کوه است. راغب اصفهاني مي‌ گوید: هلاکت داراي چهار معناست: 1. مردن؛ 2. رفتن چيزي از دست انسان؛ 3. فاسد شدن؛ 4. فنا و زوال(1) و این گونه نیست که فقط در مرگ مذموم بکار برود.
    واژه «هلک» در قرآن کریم کاربردهای متعددی دارد مانند: مردن ، گمراه شدن، از دست دادن، نابود و فانی شدن.

    برخی از آیاتی که واژه «هلک» به معنای مردن عادی به کار رفته است عبارتند از:

    الف) «يسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ؛(2) از تو درباره ارث خواهران و برادران سؤال مي‌کنند. بگو خداوند حکم کلاله (خواهر و برادر) را براي شما بيان مي‌کند. اگر مردي از دنيا برود که فرزند نداشته باشد و براي او خواهري باشد، نصف اموالي را که به جا گذاشته براي خواهر اوست.

    ب) «وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَينَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا؛ (3) پيش از اين يوسف دلايل روشن براي شما آورد؛ ولي شما همچنان در آنچه او براي شما آورده بود، ترديد داشتيد تا زماني که از دنيا رفت، گفتيد خداوند هرگز بعد از او پيامبري مبعوث نخواهد کرد».

    ج) قرآن کريم در قصه يوسف (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ؛(4) گفتند به خدا تو آن‌قدر ياد يوسف مي‌کني تا در آستانه مرگ قرار گيري يا هلاک گردي.»


    د) برخی از اهل لغت و مفسران معتقدند که هلاك در زمان نزول قرآن به مرگ مطلق و غيره ‏اطلاق شده است و اعتبار مذمت و تحقير و ضد ارزشی در آن از مستحدثات است و بعدا به تناسب مذمت هلاکت و هلک باب شده است و شايد از اين جهت است كه مفسران بزرگی مانند مرحوم طبرسى (رحمه الله) و سایر مفسران در باره آن چيزى نگفته اند و در آيات یاد شده مرگ مطلق معنى كرده ‏اند. راغب كه قيد ذم را لازم دانسته علت استعمال آن را در مرگ مطلق به كتاب ديگرى حواله داده كه اطلاعى از آن نداريم. در سيره ابن هشام كه در اواخر قرن دوم هجرى نوشته شده اين عبارات هست: «هَلَكَ عَبْدُاللهِ اَبُورَسُولِ اللهِ «صلى الله عليه واله» - «هَلَكَ اَبوُطالِب - هَلَكَ خَديجَهٌ بِنْتُ خُوَيْلِد» از اين معلوم مى‏ شود كه هلاك در آن عصر به معنى مرگ عادى بوده است.(5)

    و نیز در سوره مائده آیه
    17 در باره حضرت عیسی(علیه السلام) و سوره اعراف آیه 175 در باره حضرت موسی(علیه السلام) و نیز سوره قصص آیه 88 درباره همه موجودات «هلک» به معنای مرگ معمولی آمده است.

    بنا بر این،گر چه لفظ «هلک» بيشتر در مردن مذموم به کار می رود، اما در قرآن کریم در مواردی به معناي اصل مردن به کار رفته است. مانند آیه مورد اشاره شما که « هلک» به معنای مردن بکار رفته است .

    پی نوشت ها
    :

    1.ابن منظور؛ لسان العرب؛ بیروت، دارالکتب الاسلامیه، ج 15، ص 116-118 ؛ حسين بن محمد، راغب اصفهاني؛ مفردات الفاظ القرآن، دارالشامیه، بیروت ، ص 843-844. ؛
    2.نسا/ 176 .
    3.غافر / 34.
    4.یوسف 85 .

    5. برای آگاهی بیشتر ر.ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، على اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش، ج 7، ص 184.
    ویرایش توسط حکیم : ۱۳۹۷/۰۸/۲۳ در ساعت ۱۲:۰۶

    سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
    که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
    قصه عشق “انسان” بودن ماست . . .


  15. صلوات


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 31

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود