صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا حکم تکفیر نمی دهید؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    چرا حکم تکفیر نمی دهید؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    و هو العالم و المحیط
    چرا حکم تکفیر نمی دهید؟
    با عرض سلام و عرض تبریک و تهنیت به مناسبت ولادت اسطوره توحید و بندگی حضرت حسین بن علی علیه السلام
    جناب عاشق عزیز
    من خدمت شما تبریک عرض می کنم بواسطه دفاعیه ای که مطرح نمودید که اگر اهلش مخاطب مستقیم سخن من می بود اینچنین نمی توانست از خود دفاع کند.
    آیات مشخص سوره توبه
    دلایل قیام امام حسین و صلح امام حسن
    شرایط تشخیص کفر و شرک از دیدگاه اهل سنت و شیعه
    برای اثبات این مطلب کفایت می کرد.
    من این 3 بیت شعر را برای شما و دوستان ذکر نمی کنم چراکه شما هم می دانید این بی تفاوتی انسانی و شرعی نیست.

    بنی آدم اعضای یکدیگرند -------- که در آفرینش ز یک گوهرند
    چو عضوی بدرد آورد روزگار ---- دگر عضوها را نماند قرار
    تو کز محنت دیگران بی غمی ---- نشاید که نامت نهند آدمی

    و من الله التوفیق

    یاحق

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۰:۱۷ دلیل: انصراف از طرح این مطالب
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    با عنایت به استفتائات جداگانه شبه مفتیان وهابی مبنی بر تکفیر تشیع و همینطور استفتائاتی از این قوم مبنی بر وجوب قتل نفس مشرک و کافر از طرف این اشخاص . چرا علمای تشیع تا کنون فتوی و حکم تکفیر این مفتیان را با وجود چنین بدعتی در دین و صدور حکم قتل نفس( حتی )مشرک و کافر با استناد به موهوماتی که با دین اسلام در تضاد واضح و مبین است صادر نکرده اند؟ این مطلب اظهر من الشمس است که بدعت در دین و انحراف مسلمین از صراط مستقیم الهی و وقوع اینهمه ظلم و قتل نفس بر اثر کج رویهای اینان نماد و نشانه ظلم و در نتیجه شرک به خداوند رحمان است. من متوجه نمی شوم چرا آیا شما می دانید چرا علمای تشیع حکم تکفیر نمی توانند بدهند در حالیکه نامفتیان وهابی حکم تکفیر شیعه را امضاء کرده اند ؟


    با سلام

    فكر كنم كه ديه اين مطلب را بايد از خود علما پرسيد

    ولي تا جايي كه بنده اطلاع دارم حكم تكفير دادن به اين راحتي نيست وعلماي شيعه مثل وهابي و برخي علماي سني نيستند كه باب ميل عمل كنند و دستورات خدا را زير و رو كنند

    و در راستاي اهداف دنيوي و هواهاي نفساني و از روي جهل و ناداني به كاربرند و مكتبي كه اصل و اصول اسلام است و چند صد ميليون پيرو دارد را به تكفير متهم كنند

    علماي شيعه احكام و قوانين و دستورات دين خدا مي گويند و هر جا لازم باشد احكام الهي را به گوش مردم مي رسانند


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    معیارهای کفر در سنت این موارد است


    کفر و انواع آن

    سخن در مورد حقیقت کفر و انواع آن به درازا می کشد امّا من مختصراً در اثنای نکات زیر آن را توضیح خواهم داد :



    اوّل : اهمیّت شناخت کفر، و شناخت انواع آن :

    عبارات کتاب و سنّت بر این دلالت دارند که ایمان درست و مقبول نیست مگر به دو چیز ، و آن دو عبارتند از: معنی شهادت ( لا اله الّا الله ) و این به معنی تسلیم شدن یکتا پرستانه برای خدا ، و برائت از کفر و شرک با انواع آن .



    برای هیچ کس ممکن نیست که از چیزی برائت کند امّا آن چیز را نشناسد و برایش روشن نشده باشد ، از اینجا معلوم می شود که یاد گرفتن توحید برای عمل کردن به آن و شناخت کفر و شرک برای دوری کردن از آن ضروری هستند .



    دوّم : تعریف کفر



    الکفر: در لغت به معنی مخفی کردن و پوشاندن چیزی است

    و امّا در اصطلاح شرع عبارت است از : " ایمان به خدا و پیغمبر نداشتن ، بدون تفاوت در اینکه این عدم ایمان همراه با تکذیب باشد ، یا همراه شکّ و گمان ، و یا روی گرداندن از آن به علت حسادت و تکبّر و یا تبعیت از آرزوهایی که مانع تبعیت از رسالت می شوند ، پس کفر صفت کسی است که چیزی را از آنچه خداوند واجب نموده و به او تبلیغ شده است انکار کند ، بدون هیچ تفاوتی در اینکه انکارش با قلب باشد نه با زبان ، و یا با زبان باشد نه با قلب ، و یا با هر دو ، یا کاری انجام دهد که نصّ صریحی بر خارج شدن انجام دهنده آن کار از اسلام آمده باشد ، { به مجموعه فتاوای شیخ الإسلام ابن تیمیه 12/ 335 و الإحکام فی اصول الأحکام ابن حزم 1/ 45 مراجعه شود } .



    ابن حزم در کتاب الفصل می گوید : " بلکه انکار چیزی که – باوجود دلیل قاطع – جز با تصدیق آن ایمان حاصل نمی شود کفر است ، و نیز تلفظ کردن هر آنچه که تلفظ کردنش با دلیل ثابت شده که کفر است کفر است ، و انجام دادن عملی که دلیل بر کفر بودن آن وجود دارد کفر است " .

    سوّم : انواع کفرهای بزرگ که از دین خارج کننده هستند :

    علما کفر را به چند نوع تقسیم کرده اند که شامل انواع و صورتهای مختلف شرک می باشد ، بدین صورت :



    1) کفر انکار و تکذیب : این کفر بعضی موقع توسط تکذیب با قلب صورت می پذیرد – چنانکه ابن القیم می گوید این نوع از کفر کم است – و بعضی موقع توسط زبان و اعضاء جسم و آن به وسیله کتمان حق و ظاهراً اطاعت نکردن از آن با آنکه آن را می داند و قلباً برآن آگاهی داشته باشد ، مانند : کفر یهود نسبت به پیغمبر (صلی الله علیه و سلّم ) خداوند می فرماید : ( فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ ) از آیه 89/ البقره یعنی : "همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند" . و همچنین می فرماید : ( وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) از آیه 146/ البقره یعنی : "و مسلما گروهى از ايشان حقيقت را پنهان مى‏دارند و خودشان [هم] مى‏دانند" . و این بدینصورت است که تکذیب تحقق نمی یابد مگر از جانب کسی که حق را می داند و آن را ردّ می کند ، به همین دلیل است که خداوند انکار کردن کفار نسبت به پیغمبر ( صلی الله علیه و سلّم ) را به صورت حقیقی و درونی نفی می کند بلکه می فرماید انکار آنها تنها با زبان بوده است ؛ خداوند می فرماید : ( فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ) از آیه 33/الانعام یعنی : "در واقع آنان تو را تكذيب نمى‏كنند ولى ستمكاران آيات خدا را انكار مى‏كنند" ، و در مورد فرعون و قومش می فرماید : ( وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ) از آیه 14/ النمل یعنی : "و با آنكه دلهايشان بدان يقين داشت از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند" .

    و کفر حلال کردن نیز به این نوع از کفر ارتباط دارد ، و آن بدین صورت است که : چیزی را که شرعاً حرمتش معلوم باشد حلال بداند در واقع رسول الله ( صلی الله علیه و سلّم ) را در آنچه آورده است تکذیب می کند .



    2 ) کفر روی گرداندن و استکبار : مانند کفر شیطان ، چون خداوند می فرماید : ( إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ) از آیه 34/ البقره یعنی : "بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد" .



    و بازخداوند می فرماید : ( وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ) 47/ النور یعنی : "و مى‏گويند به خدا و پيامبر [او] گرويديم و اطاعت كرديم آنگاه دسته‏اى از ايشان پس از اين [اقرار] روى برمى‏گردانند و آنان مؤمن نيستند" . خداوند ایمان را از کسانی که عملاً روی گردان هستند نفی می کند ، اگر چه با زبان اقرار کند . پس روشن شد که کفر اعراض عبارت است از : تر ک کردن حق ، نه آن را می آموزد و نه به آن عمل می کند ، بدون هیچگونه تفاوتی در اینکه آن حق عمل باشد ، یا قول و یا عقیده . خداوند می فرماید : (وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُونَ ) از آیه 3/ الاحقاف یعنی : "و كسانى كه كافر شده‏اند از آنچه هشدار داده شده‏اند روي ميگردانند" . پس کسی که از آنچه پیغمبر آورده است روی بگرداند مانند کسی که قولاً بگوید : " از او پیروی نمی کنم " و یا عملاً مانند کسی که از شنیدن حق فرار کند و یا روی بر گرداند و یا انگشتش را داخل گوشش کند ، و یا اینکه حق را شنیده باشد امّا قلباً از آن روی گردان باشد ، و یا با اعضای بدنش آن را انجام ندهد در واقع کافر شده است از نوع کفر روی گرداندن ( اعراض ) .



    3 ) کفر نفاق : و این نوع کفر با عدم تصدیق قلبی و عمل نکردن بدان تحقق می یابد ، با اینکه ظاهراً به خاطر ریا و به مردم نشان دادن فرمانبردار است مانند : کفر ابن سلول و بقیه منافقینی که خداوند در موردشان می فرماید : ( وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ... ) آیات 8 – 20 یعنی : "و برخى از مردم مى‏گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند ، با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‏بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند ... "



    4 ) کفر شکّ و گمان : و این عبارت است از دو دلی در پیروی کردن از حق ، و یا مشکوک بودن از حق بودن حقّ ، چون آنچه مطلوب است یقین است نسبت به حق بودن آنچه که رسول الله ( صلی الله علیه و سلّم ) آورده است بدون هیچ شک و تردیدی ، پس کسی که جایز بداند چیزی را که رسول الله ( صلی الله علیه و سلّم ) آورده است حق نباشد کافر شده است از نوع کفر شک و گمان ، چنانکه خداوند می فرماید : ( وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا . وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا . قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا . لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا ) آیات 35- 38/ الکهف .



    یعنی : "و در حالى كه او به خويشتن ستمكار بود داخل باغ شد [و] گفت گمان نمى‏كنم اين نعمت هرگز زوال پذيرد . و گمان نمى‏كنم كه رستاخيز بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از اين را در بازگشت‏خواهم يافت . رفيقش در حالى كه با او گفت و گو مى‏كرد به او گفت آيا به آن كسى كه تو را از خاك سپس از نطفه آفريد آنگاه تو را [به صورت] مردى درآورد كافر شدى . اما من [مى‏گويم] اوست‏خدا پروردگار من و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى‏سازم . "



    آنچه را که گذشت خلاصه کرده و می گوییم : در واقع کفر – که ضد ایمان است – بعضی موقع با تکذیب قلب تحقق می یابد ، و این إلغاء کننده قول قلب یعنی تصدیق آن میباشد ، و بعضی موقع کفر عمل قلب است مانند : بغض از خدا و یا آیات او و یا پیغمبرش ( صلی الله علیه و سلّم) و این إلغاء کننده حبّ ایمانی است که مهمترین و تأکید شده ترین اعمال قلب است . چنانکه کفر بعضی موقع قول ظاهری است مانند : دشنام دادن به خداوند ، و بعضی موقع عمل ظاهری است مانند : سجده كردن برای بت ، و قربانی کردن حیوان برای غیر خدا ، همچنانکه ایمان با قلب و زبان و اعضای بدن متحقق می شود کفر نیز با قلب و زبان و اعضا متحقق می شود . از خداوند می خواهیم که ما را از کفر و شاخه هایش پناه دهد ، و ما را با زینت ایمان آراسته نماید و ما را ازهدایت دهنده گان هدایت شده قرار دهد آمین . و خدا از همه داناتر است .



    به ( أعلام السنة المنشورة 177 ) و ( نواقض الإيمان القولية والعملية اؤ شيخ عبد العزيز آل عبد اللطيف 36 – 46 ) و ( ضوابط التكفير اؤ شيخ عبد الله القرني 183 – 196 ) مراجعه شود.

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۰:۰۸
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069






    متن فتواي يکي از شيوخ وهابي در مورد تکفير شيعيان

    غرض اصلي سخن ما اين است که همه رافضيان بدترين امّتند؛ چرا که در آنها تمامي موجبات کفر از جمله تکفير صحابه، تعطيل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است.

    شماره فتوا: 18 8

    تاريخ فتوا: 26/11/1427 هـ.ق (2 6-12-17 ميلادي)


    سوال:

    حضرت! شيخ (عبد الرحمن بن البرّاک)، سلام عليکم.



    يکي از برادران، تکفير رافضي هايي را که به اعمال شرک آميز چون استعانت و استغاثه از حسين و زيارت و حج ضريح ها مي پردازند، صحيح ندانسته است.



    اين برادر (با اينکه از من در طلب علم پيشقدم بوده) گفته تکفير عقيده شيعيان به معني تکفير عامّه جاهلانشان که به سبب امامانشان گمراه شده اند، نيست، بلکه اگر نصيحت شوند و برايشان حجت آورده شود و باز از عقيده فاسدشان برنگردند، آنگاه تکفير آنان واجب است، نظر حضرت شيخ چيست؟ آيا افراد جاهل آنان معذور از شرک مي باشند؟


    جواب:

    رافضيان خود را شيعه مي نامند و ادّعاي دوستي آل بيت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترين طوايف امّت اسلامي هستند، مؤسس اين مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که اصحاب سبئيه ياران افراطي او بودند که ادّعاي خدايي علي را کردند و اکنون مي بينيد که به امامانشان از ذريه علي مقام خدايي مي دهند، «اينان به اجماع تمام مسلمين کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقيده شان را کتمان کنند، منافق محسوب مي شوند، اينان از طوايف افراطي رافضه اند که عدّه اي از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضي بودن خود را آشکار، و کفر محضشان را پنهان مي دارند.
    از ميان رافضيان عده اي سبّابه ناميده مي شوند.(چون که) آنان ابوبکر و عمر را دشنام مي دهند و به آنان بغض و کينه دارند و جز عدّه کمي، آنان را کافر و فاسق مي دانند، و در مقابل علي رضي الله عنه را به جانشيني بعد از پيامبر شايسته تر مي دانند، (و ميگويند) که پيامبر آن را وصيت کرد، ولي صحابه کتمان کردند، و غلو و جفا نمودند.



    سپس شيعيان به اصول معتزله مانند نفي صفات و قضا و قدر معتقد شدند و بعد از چندين قرن بر قبور امامنشان ضريح و مسجد بنا کردند و در ميان امّت شرک و بدعت قبور را ايجاد نمودند. اکثر طوايف صوفي مسلک نيز به اين راه رفتند.



    غرض اصلي سخن ما اين است که همه رافضيان بدترين امّتند؛ چرا که در آنها تمامي موجبات کفر از جمله تکفير صحابه، تعطيل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است. اين واقعيت حال رافضه اماميه است که مشهورترينشان دوازده امامي هستند.



    آنان در حقيقت کافر و مشرکند ولي آن را کتمان مي کنند، اگر در بين مسلمانان باشند در جهت کتمان عقيده باطلشان و سازش با مخالفان تقيه مي کنند، آنان کودکانشان را بر اساس بغض نسبت به صحابه خصوصاً ابوبکر و عمر و غلو در مورد اهل بيت خصوصاً علي و فاطمه و فرزندانشان تربيت مي کنند، و اينها نشان مي دهد که آنها کافر و مشرک و منافقند!



    اين حکم براي تمام طايفه آنان است. اما بزرگانشان همانطور که اهل علم بيان داشته اند، حکم بر افراد معين، متوقف بر چند شرط و نبودن مانع است، بر اين اساس آنان همانند منافقان، اسلام را ظاهر مي کنند. اما بايد از آنان بر حذر بود و نبايد به چيزهايي که از نصرت اسلام مي گويند، مغرور شد.



    اين سخنان آنان منطبق بر اين آيه قرآن است که مي فرمايد: وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَي مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، وقوله تعالي وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ،



    و لازم نيست که حتماً يکي از اصول کفريه و بدعيه در آنان جمع شود (که کافر محسوب شوند)، معلوم است که ائمه و علمايشان آنان را به گمراهي کشانده اند و اين عذر عوام آنان پذيرفته نيست؛ چرا که آنان افرادي متعصّبند که اصلاً به سخن منادي حق گوش نمي دهند و براي همين اغلب دشمن اهل سنت هستند و هر قدر که بتوانند نسبت به آنان کيد و مکر مي کنند! ولي به مانند منافقان آن را پنهان مي دارند و لذا «خطر شيعيان براي مسلمانان به خاطر خفاي امرشان، بزرگتر از خطر يهود و نصاراست»



    و به اين سببب بسياري از جاهلان اهل سنت تقريب بين سني و شيعه را باور کرده اند... در حالي که آن دعوت باطلي است، مذهب اهل سنّت و مذهب شيعه دو ضدّي است که با هم جمع نمي شوند و نزديک ساختن اين دو جز با دست کشيدن از اصول مذهب سنت يا از بعضي از آن يا سکوت در مورد بطلان رافضه ممکن نيست، و اين مطلب (سکوت کردن در مورد بطلان عقيده رافضيان) به کلّي از صراط مستقيم منحرف است.



    مشرکان هم از پيامبر مي خواستند با قسمتهايي از دينشان موافقت کند يا از آنان چيزي نگويد تا آنان هم سکوت کنند، چنانکه خداي تعالي فرموده وَدّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنون، والله أعلم.



    سايت رسمي عبد الرحمن بن البرّاک (شيخ وهابي)



    لينک فتوا: http://albarrak.islamlight.net/index...ask=view&id=18 8



    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۰:۰۸
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  8. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081

    پاسخ چرا ما اهل سنت را تكفير نمي كنيم ؟




    بسم الله الرحمن الرحيم

    چند نكته درباره تكفير :
    1- آيا تكفير شرعاً جايز است يا خير ؟
    اين مسئله مربوط به علم فقه است كه فقهاء بزرگوار از آن بحث كرده اند و بهترين نوشته اي را كه در اين باره سراغ دارم
    *رساله در باره اين كه در چه صورت مي‏توان عالِمي را تكفير كرد* اثر فقيه و اخلاقي بزرگ مرحوم نراقي ره است (رسائل و مسائل ج‏3 ص 335) ايشان اين رساله را اينگونه آغاز مي كنند:
    چنين گويد بنده خاكسار احمد بن محمد مهدي النراقي كه: در اين اوقات بسيار سؤال مي‏شود از احوال بعضي از علماي ماضين از شيعه يا سنّي از كفر و عدم كفر ايشان به سبب بعضي از مذاهب در بعضي از مسائل كه نسبت به ايشان داده مي‏شود، و يا از كتب ايشان مستفاد مي‏شود، و بسيار مي‏شود كه مبادرت به تكفير ايشان مي‏شود به مجرّد انتساب امري به ايشان بدون تحقيق ثبوت و عدم ثبوت آن، و تحقيق اجتماع شرايط تكفير و عدم تكفير.
    پس حقير بعد از تأمّل آن چه به خاطر فاتر رسيده در بيان اين كه چه نوع از اين اشخاص كافرند، و چه وقت مي‏توان تكفير نمود به رشته تحرير مي‏كشد.....
    ايشان در ادامه مي فرمايند:
    حق تعالي مي‏فرمايد وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقي‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً «نساء 94» و مقتضاي آيه شريفه آن است كه هر كه اظهار اسلام نمايد مادامي كه دليل شرعي ثابت الحجّيه بر كفر آن نباشد ما نمي‏توانيم حكم به كفر آن كنيم، بلكه اجماع قطعي بر اين مطلب منعقد است، و اخبار مستفيضه بلكه متواتره در اين خصوص وارد.
    و در كافي از جابر از حضرت باقر (عليه السّلام) روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: «ما شهد رجل علي رجل بكفر قطّ الّا باء به احدهما، إن كان شهد به علي كافر صدق، و إن كان مؤمناً رجع الكفر عليه فاياكم و الطعن علي المؤمنين». «الكافي ج 2 ص 360» و مستفاد از حديث شريف آن است كه هر گاه كسي كسي را تكفير كند و آن شخص في الواقع كافر شرعي نباشد كفر راجع به شخص مكفّر مي‏شود، پس حرام است حكم به كفر كسي كه مظهر شهادتين و متلقّي (متلقّن) به اسلام باشد، مگر بعد از ثبوت بودن آن يكي از اشخاص مذكوره از اقسام اربعه، بلكه حكم كردن بدون ثبوت شرعي گاه است موجب رجوع كفر به شخص مكفّر مي‏شود.
    ايشان تا پايان رساله سعي دارند اسباب به يقين رسيدن كفر ديگري را تخطئه كنند و بفرمايند كه به سادگي نمي توان شخص يا اشخاصي را به كفر متهم كرد ...
    لذا بايد در اين زمينه بسيار احتياط نمود .
    2- اگر يقين به كفر كسي داشتيم و شرعا هم تكفير او را جايز مي دانستيم آيا مجاز به تكفير (اظهار و اعلان كفر او) هستيم چه موانعي وجود دارد ؟
    اين مسئله چند وجهي است بخشي مربوط به فقه در حكم به ضرورت يا عدم ضرورت تكفير است و بخشي مربوط به سياست در توجه به مصالح سياسي امت اسلامي و مذهب تشيع در فعاليت هاي سياسي اجتماعي است .
    بخش فقه را محول به فقه مي كنيم .
    اما در بخش سياست بخاطر حفظ اصل اسلام و وحدت اسلامي و دوري از اعمالي كه موجب شادي دشمنان و هرج و مرج داخلي در امت اسلامي مي شود ، خيلي از مسائل ضروري تر از اين را هم گاهي بايد كنار گذاشت .
    شما شاهديد كه مسئله اي مانند امامت كه ركن اساسي مذهب ماست و ما آنرا پايه حقانيت خود و مايه بقاي اسلام مي دانيم بخاطر حفظ اساس دين، در برهه اي از صدر اسلام مسكوت گذاشت شد .
    پس عجيب نيست كه گاهي در پاسخ به توهين ديگران و تكفير آنان دست به اقدامات مشابه نزد و خاموشي را برگزيد .
    خصوصا كه در شيوه برخورد اسلامي به توصيه هايي بر مي خوريم كه گاهي لازم مي دانند در برابر توهين و اهانت ديگران سكوت كنيم و بخاطر جلوگيري از توهين بيشتر و ايجاد فضاي ابهام آلود و غير منطقي از دادن پاسخي مانند آن به كفار و ... بپرهيزيم آيات سوره كافرون ( لكم دينكم و لي دين ) و آياتي مانند : وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (فرقان 63) اشاره به اين نكته دارند.
    در پايان بهتر مي دانم نياز سنجي تكفير يا عدم تكفير را به اهلش كه مراجع بزرگوار و مسئولين ديني ما هستند ، واگذار كنم . زيرا تشخيص مصلحت يا عدم مصلحت را منوط به داشتن اطلاعات وسيع از حوزه هاي مختلف سياسي اجتماعي مي دانم كه به سادگي براي همگان قابل دسترسي نيست .

    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  9. صلوات


  10. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    شما مثل اینکه خبر ندارید که آنها شما را مسلم هم نمی دانند از کدام اتحاد سخن می گوئید اگر در فتوای شیخ البراک دقت کرده باشید نوشته اند که شیعیان ار یهود و نصارا بدترند
    منظور فقط اتحاد عملي نيست كه گاهي ما هم معتقد به عدم امكان آن مي شويم بلكه اتحاد صوري هم براي مقابله با دشمنان اسلام مفيد است

    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    بهتر است این را متذکر بشوم نزد خداوند هیچ چیزی با ارزش تر از نفس مومن و مومنه نیست شما در این مورد حتی نمی توانید ولایت و امامت را با آن مقایسه نمائید.
    نفس مؤمن و مؤمنه بالاتر از امر ولايت و امامت كه اساس دين ماست ، نيست بلكه عكس آن صحيح است وجود شريف ابا عبد الله عليه السلام براي حفظ اساس اسلام قرباني شدند چه رسد به يك مؤمن معمولي .
    اگر اينگونه بود چرا جهاد در برابر متجاوزان به حريم اسلام واجب است آيا اين به كشتن دادن مؤمن و مؤمنه نيست !
    لذا مطلق نمي شود صحبت كرد بايد مسائل را در مقايسه با هم سنجيد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    ولی در جائی داریم که فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(التوبة/5) (اما) وقتي ماه‌هاي حرام پايان گرفت، مشرکان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد؛ و آنها را اسير سازيد؛ و محاصره کنيد؛ و در هر کمينگاه، بر سر راه آنها بنشينيد! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازيد؛ زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است! و لَا يرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ(التوبة/10) (نه تنها درباره شما،) درباره هيچ فرد باايماني رعايت خويشاوندي و پيمان را نمي‌کنند؛ و آنها همان تجاوز کارانند! و وَإِنْ نَكَثُوا أَيمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ ينْتَهُونَ(التوبة/12) و اگر پيمانهاي خود را پس از عهد خويش بشکنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان کفر پيکار کنيد؛ چرا که آنها پيماني ندارند؛ شايد (با شدت عمل) دست بردارند! أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ(التوبة/13) آيا با گروهي که پيمانهاي خود را شکستند، و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند، پيکار نمي‌کنيد؟! در حالي که آنها نخستين بار (پيکار با شما را) آغاز کردند؛ آيا از آنها مي‌ترسيد؟! با اينکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسيد، اگر مؤمن هستيد! و اینهم نتیجه این امر وَيذْهِبْ غَيظَ قُلُوبِهِمْ وَيتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(التوبة/15) و خشم دلهاي آنان را از ميان مي‌برد! و خدا توبه هر کس را بخواهد (و شايسته بداند)، مي‌پذيرد؛ و خداوند دانا و حکيم است.
    بحث ما سر تكفير است نه قتل كفار !
    آياتي كه شما آورديد در مقام بيان كشتن كفار در هنگام جنگ و تجاوز آنان است ( نكثوا ايمانهم ، هم المعتدون )
    اما وقتي مانند شما نماز خواندند و زكات دادند رفتار شما بايد تغيير كند
    (
    فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ)

    مطمئن باشيد در آن مقام ما هم با شما هم عقيده هستيم .

    مجازات قاتل قواعد خاص خود را دارد فكر نمي كنم شما بخواهيد بفرماييد كه مراجع محترم تقليد تيم ترور درست كنند تا وهابي هاي كافر را در عربستان به قتل برسانند !

    نكته آخرم را تكرار مي كنم كه تشخيص مصالح مسلمين نياز با اطلاعات وسيعي از فقه به شكل اجتهادي گرفته تا مباني سياسي و اجتماعي و غيره دارد كه از عهده امثال من بر نمي آيد !




    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  11. صلوات


  12. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    نگاهداری از احکام ائمه مطلب واجبی است ولی از نگهداری نفس حتی انسان عادی مهم تر نیست یعنی شما بنا به شرایطی باید برای نگاهداری از نفسی از ولایت نیز بگذری و اینجا تقیه جایز است پس نفس انسان مهمتر از ولایت است.
    يعني مي فرماييد بخاطر حفظ حتي يك انسان مؤمن بايد ولايت و امامت را كنار گذاشت !!!

    خوب دليل شما براي اين سخن چيست ؟ من ادله را عرض كردم اما رد آنرا نفرموديد

    به نظر مي آيد براي اثبات ادعاي خود ، لازم است اولا ادله حقير را رد كنيد ثانيا ادله سخن خود را بياوريد .
    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  13. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    بنده عرض می کنم که خداوند آسمانها و زمین را برای انسان خلق کرده و برای این نفس ائمه و پیامبر فرستاده اگر در جائی لازم باشد برای حفظ جان انسانی که خداوند اینهمه خوبان رو بای او فرستاده تقیه کنیم که واجب است. وحدت صوری هم بدرد نمی خورد چراکه نتیجه اش برای مسلمین مشخص است
    عليكم السلام برادر گرانقدر

    براي كدام انسان خلق كرده براي همان انساني كه امام است لولاك لما خلقت الافلاك

    اينكه واجب است براي حفظ جان يك مؤمن تقيه كنيم ربطي به امامت و ولايت ندارد
    در مسئله حفظ امامت و ولايت كه جاي تقيه نيست ، حتي مي شود جهاد كرد كه چندين مؤمن در اين مسير كشته خواهند شد ...
    اگر وحدت واقعي ممكن نباشد از وحدت صوري نبايد چشم پوشيد كه آنهم غنيمت است و مفيد
    موفق باشيد

    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  14. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    در زمانش لازم است امامت را رد کرد در جایش باید جنگید. حال تا شرایط چه پیش آید. حتی پیامبر هم 3 سال انتدای بعثتش به تقیه بود .
    عليكم السلام

    خوشحالم كه از مطلق انديشي دست برداشتيد و لااقل به شرايطي بودن امور اذعان فرموديد
    خوب باز هم شرايط تعيين مي كند كه صلح امام حسن عليه السلام باشد يا جنگ امام حسين عليه السلام
    بهتر نيست فهميدن شرايط و مصالح را به اهلش بسپاريم ؟

    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  15. صلوات


  16. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    منظورم از رها كردن مطلق انديشي مقايسه بين اين دو مطلب از شما بود كه در اولي مطلق فرموده بوديد و در دومي آنرا تابع شرايط دانستيد :‌



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها

    بهتر است این را متذکر بشوم نزد خداوند هیچ چیزی با ارزش تر از نفس مومن و مومنه نیست شما در این مورد حتی نمی توانید ولایت و امامت را با آن مقایسه نمائید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    در زمانش لازم است امامت را رد کرد در جایش باید جنگید. حال تا شرایط چه پیش آید. حتی پیامبر هم 3 سال انتدای بعثتش به تقیه بود .
    .......



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    آن آیات شریف را دوباره تکرار کنید و بخوانید ببینید الان زمان صلح امام حسن است یا قیام حسین.
    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    دو روز پیش 27 نفر کشته شدند و 200 نفر زخمی
    هيچ عجيب نيست همانطور كه امام حسن عليه السلام ، هم آيات مورد اشاره شما را خواندند و صلح كردند ما هم بخوانيم و صلح كنيم مگر اينكه بفرماييد امام حسن عليه السلام هم اشتباه كرده است !!!

    باز هم عرض مي كنم نبايد مطلق فكر كنيم شرايط متفاوت است

    اگر عده اي آمدند و در زاهدان بمب گذاشتند ما كه نبايد برويم در مقابل مسجد جامع رياض بمب بگذاريم !!

    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    شما از این اهل به نیابت بپرسید اگر تمام جوانبی که در سوره توبه بدانها اشاره شده ایجاد شد آیا انجام آن منعی می تواند داشته باشد ؟
    مسلما اگر شرايط آن ايجاد شود كسي منكر عمل به آن نيست اما بحث ما سر شرايط آنست شما مي فرماييد شرايط ايجاد شده است حقير مي گويم نه ؟

    شرايط مورد نظر شما را نه من و نه شما نمي توانيم تعيين كنيم يا تشخيص دهيم

    ما در مسائل ديني مرجعي داريم كه در تمام رفتارها تابع او هستيم و منظور من از اهل آنان هستند


    موفق باشيد
    ویرایش توسط عاشق : ۱۳۸۹/۰۴/۲۶ در ساعت ۱۷:۲۷
    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  17. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود