جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقایسه صحیح بخاری با کتاب کافی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    نوشته
    10
    حضور
    9 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16

    اشاره مقایسه صحیح بخاری با کتاب کافی




    سلام و درود بر شما

    مطلبی را بدنبالش بودم به نتیجه مطلوب نرسیدم لطفا راهنمایی کنید مقایسه صحیح بخاری با کتاب کافی چگونه است؟ به عبارت دیگر چرا یکی صحیح ودیگری صحیح نیست؟ آیا این درسته؟

    شیوه تدوین کدام کتاب از نظرعلمی بهتر است.

    ممنون از لطف شما


  2. صلوات ها 4


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    26,382
    حضور
    231 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    63907



    با نام و یاد دوست



    مقایسه صحیح بخاری با کتاب کافی


    کارشناس بحث: استاد صدرا



  4. صلوات ها 3


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,054
    حضور
    59 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11054



    نقل قول نوشته اصلی توسط رزوه نمایش پست ها
    سلام و درود بر شما

    مطلبی را بدنبالش بودم به نتیجه مطلوب نرسیدم لطفا راهنمایی کنید مقایسه صحیح بخاری با کتاب کافی چگونه است؟ به عبارت دیگر چرا یکی صحیح ودیگری صحیح نیست؟ آیا این درسته؟

    شیوه تدوین کدام کتاب از نظرعلمی بهتر است.

    ممنون از لطف شما
    با سلام و عرض ادب
    هر چند مقایسه دو کتاب در دو مکتب شیعه و سنی از جهت متون اختصاصی اعتقادی و فقهی صحیح نبوده؛ اما از نظر اسلوب نگارش کتاب حدیثی به شکل اجمال می توان به دو برتری از نظر ساختار و برتری نحوه ی اِسناد کتاب «کافی» بر «صحیح بخاری» اشاره نمود که ما این امر را در معرفی اجمالی دو کتاب بیان می داریم.

    الف) نگاهی مختصر به صحیح بخاری

    مهمترین و معتبرترین کتاب حدیثی اهل سنت کتاب «صحیح بخاری»، تألیف: «محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیرة بن بردزبه بخاری» (256_ 194هـ) است. بخاری این کتاب را در مدت شانزده سال تحقیق و سه بار آنرا تهذیب و تنقیح نموده است. ساختار کتاب صحیح بخاری مشتمل بر 97 کتاب و 3667باب بوده که کتابهای آن با کتاب «بدء الوحی» آغاز شده و به کتاب «التوحید» ختم می گردد. [1]

    بر اساس گفتار بخاری وی این کتاب را در مسجد الحرام تصنیف نموده و قبل از نوشتن هر حدیث دو رکعت نماز خوانده و از خداوند طلب استخاره می نموده و پس از اطمینان از صحت روایت آنرا در کتاب خود روایت نموده است و تراجم این کتاب را در روضه ی مطهر پیامبر (صلی الله علیه وآله) پاکنویس نموده است.[2]


    هر باب عنوان ویژه‌ای دارد که گاه از یک کلمه و گاه از عبارتی کوتاه یا بلند تشکیل شده است. این عبارت گاه طَرَفی[3] از حدیثی در آن باب بوده و گاه مطلبی از محتوای روایات همان باب است. غالباً در جنب عناوین باب‌ها از آیات متناسب با روایات آن باب و نیز روایات نبوی – به شکل مرسل – و اقوال صحابه و تابعان استفاده است، لذا جایگاه موقوفات و مقطوعات در صحیح بخاری در این قسمت‌ کتاب بخاری است. همچنین در دل برخی از عناوین باب‌ها توضیحاتی از شخص بخاری دیده می‌شود که در ارتباط با فقه الحدیث یا علل الحدیث روایات آن باب است.
    در مورد تعداد روایات صحیح بخاری میان شارحین اختلاف نظراست. تعداد روایات این کتاب بر اساس شمارش ابن حجر عسقلانی، 7397 روایت بوده که این رقم با حذف مکررات آن به 2602 روایت تقلیل می یابد.[4]

    انگیزه‌ی تألیف کتاب:

    به گفته‌ی دانشمندان صحیح بخاری نخستین کتابی است که به قصد فراهم آوردن روایات صحیح پیامبر(صلی الله علیه وآله) جمع آوری شده است. از آنجا که صحیح بخاری در وضعیت کنونی فاقد خطبه‌ی آغازین است سخن مستقیمی از بخاری درباره‌ی انگیزه‌ی وی از تألیف صحیح و معیارهای او در گزینش روایات وجود ندارد. اما ابن حجر عسقلانی انگیزه‌ی بخاری در تألیف صحیح را توصیه‌ی استاد او اسحاق بن ابراهیم حنظلی معروف به ابن راهویه می‌داند به این صورت که روزی در مجلس درس خطاب به شاگردان خود گفت: «لو جمعتم کتاباً مختصراً لصحیح سنة رسول الله». بخاری گوید: این سخن بر دل من تأثیر گذاشت؛ لذا به جمع و تنظیم جامع صحیح پرداختم.
    همچنین ابن حجر در توضیح انگیزه‌ی بخاری نوشته است: «چون بخاری مصنفات و مسانید را ملاحظه کرد، پس از مدتی به این نتیجه رسید که احادیث صحیح و غیر صحیح در آن‌ها با یکدیگر مخلوط شده و در کنار هم قرار گرفته است – لذا تصمیم گرفت که ازبین هزاران حدیث، احادیث صحیح را جدا سازد به طوری که برای کسی جای تردید باقی نگذارد».[5]


    انتقادات به صحیح بخاری

    هر چند این کتاب از سوی متاخرین اهل سنت تلقی به قبول شده است؛ بلکه گروهی در توصیف صحت همه ی مطالب آن به داستان سرایی روی آورده اند؛ [6] اما بطلان و ضعف متن و اسانید این کتاب بر اهل فن پوشیده نمانده است. به عنوان نمونه «ذهلی» به واسطه ی اعتقاد به خلق قرآن عدالت و عقیده ی بخاری را قبول نداشت و او را شخصی فاسد العقیده می دانست.[7]

    «خطیب بغدادی» به نقل از «ابوزرعه ی رازی» «بخاری» و «مسلم» را افرادی معرفی نموده که قصد آنان از نوشتن کتابشان رونق بخشی به بازار خودشان بوده است.[8] و «ابن حجر عسقلانی» بیان نموده که به کمتر از هشتاد حدیث بخاری انتقاد و خورده گیری وجود دارد.[9] «رشید رضا» بعد از نقل کلام «ابن حجر» موارد انتقادی بر بخاری را از جهت سند و متن بیش از تعداد «ابن حر» دانسته است.[10]
    «قاضی ابو بکر باقلانی» و «امام الحرمین جوینی» و «امام محمد غزالی» در صحت همه ی مطالب بخاری اشکال نموده اند،[11] و ابن همام بیان نموده ترتیبی که در صحت روایات بر اساس صحیحین بیان شده است صحیح نمی باشد.[12]

    استاد محقق «حسین هرساوی» در کتاب «الامام البخاری و صحیحه الجامع» تعداد راویان ضعیف بخاری را تا 304 نفر با ذکر جارحین بیان داشته است.[13] و در فصل نهم به ذکر نام و اثر هفده نفر از بزرگان حدیث اهل سنت که علیه بخاری کتاب نوشته اند پرداخته است.[14] از نظر متن در بخاری روایاتی وارد شده است که این روایات در زمره اسرائیلیات بوده و برخی نیز مربوط به سیره عملی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بوده که توسط حدیث سازان جعل شده است.[15]

    از نظر اسلوب جمع و تدوین حدیث، بخاری پس از رتبه ی صحیح مسلم قرار داشته؛ زیرا شیوه ی بخاری در کتابش به صورت ذکر حدیث با سند کامل و متن کامل نبوده؛ لذا تعداد روایات صحیح بخاری با ثبت مکررات به 7397 بوده که این تعداد با حذف مکررات آن به 2602 روایت تقلیل می یابد که تفاوت آشکار بیانگر تقطیع و تکرار حدیث در ابواب مختلف آن می باشد که چنین شیوه ای از ارزش کتاب می کاهد.

    از آنجا که بر صحیح بخاری از جهات مختلف اشکال وارد بوده ما به همین میزان اقتصار می نمائیم.


    [1] . برخی عناوین کتابهای وی عبارت است از: کتاب بدء الوحی؛‌کتاب الایمان؛ کتاب العلم؛‌کتاب الوضوء؛‌ کتاب الغسل؛ کتاب الحیض؛‌کتاب التیمم؛ کتاب الصلاة؛‌کتاب مواقیت الصلاة؛ ‌کتاب الاذان؛ کتاب الجمعه؛ کتاب صلاة االخوف؛....و آخرین کتابها عبارتند از: کتاب الاعتصام بالکتاب و السنة؛ ‌کتاب التوحید.

    [2] . ابن حجر العسقلانی، مقدمه فتح الباری (هدی الساری)،‌ ج1، ص13، دار المعرفة، بيروت، 1379ق: «عن عبد القدوس بن همام قال شهدت عدة مشايخ يقولون حول البخاري تراجم جامعه يعني بيضها بين قبر النبي صلى الله عليه وسلم ومنبره وكان يصلي لكل ترجمة ركعتين».

    [3] . طرف حدیث به قسمت نخست روایت که دلالت بر روایت دارد گفته می شود.

    [4] . ر.ک: جوامع حدیثی اهل سنت، مجید معارف، ص77.

    [5] . هدی الساری، ابن حجر، ص4.

    [6] . ر.ک: محمد صادق نجمی، سیری در صحیحین،‌ص64-59، دفتر انتشارات اسلامی.

    [7] . همان، ص67.

    [8] . خطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج5، ص29، دار الكتب العلمية – بيروت.: «حَدَّثَنَا سَعِيد بْن عَمْرو البرذعي قَالَ: شهدت أَبَا زرعة- يَعْنِي الرَّازِيّ-، ذكر كتاب الصحيح الَّذِي ألفه مُسْلِم بْن الحجاج، ثم الْفَضْل الصائغ على مثاله، فَقَالَ لي أَبُو زرعة: هؤلاء قوم أرادوا التقدم قَبْلَ أوانه، فعملوا شيئا يتسوَّقون بِهِ، ألفوا كتابا لم يسبقوا إليه ليقيموا لأنفسهم رياسة قَبْلَ وقتها. وأتاه ذات يوم- وأنا شاهد- رجل بكتاب الصحيح من رواية مُسْلِم، فجعل ينظر فيه، فإذا حديث عَنْ أسباط بْن نصر فَقَالَ أَبُو زرعة: ما أبعد هَذَا من الصحيح، يدخل فِي كتابه أسباط بْن نصر!! ثم رأى فِي كتابه قطن بْن نسير فَقَالَ لي: وهذا أطم من الأول».

    [9] . ابن حجر العسقلانی، مقدمه ی فتح الباری، ج1، ص12، دار المعرفة – بيروت: «فَإِن الْأَحَادِيث الَّتِي انتقدت عَلَيْهِمَا بلغت مِائَتي حَدِيث وَعشرَة أَحَادِيث كَمَا سَيَأْتِي ذكر ذَلِك مفصلا فِي فصل مُفْرد اخْتصَّ البُخَارِيّ مِنْهَا بِأَقَلّ من ثَمَانِينَ وَبَاقِي ذَلِك يخْتَص بِمُسلم».

    [10] . ر.ک: محمد صادق نجمی، سیری در صحیحین، ص70، دفتر انتشارات اسلامی.

    [11] . همان.

    [12] . همان.

    [13] . الشیخ حسین الهرساوی، الامام البخاری و صحیحه الجامع المختصر، ص510-365، انتشارات دلیل ما.

    [14] . همان،‌ ص531-513. افرادی همچون: ابن ابی حاتم رازی؛ دارقطنی، خطیب بغدادی، باجی، جیانی، ابن خلفون، ابن رشید، هکاری، عراقی، ابوزرعه عراقی، سبط ابن العجمی، ‌و...

    [15] . ر.ک: محمد صادق نجمی، سیری در صحیحین،قسمت ششم و هفتم.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۰۸/۰۹ در ساعت ۰۱:۵۱
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  6. صلوات ها 3


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,054
    حضور
    59 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11054



    ب) نگاهی گذرا به کتاب: «الکافی»

    اصول کافی نخستین و مهمترین جامع روایی شیعه است که توسط «ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی»، (متوفی: 329هـ) معروف به ثقة الاسلام ،[1]طی مدت بیست سال کوشش علمی تدوین یافته است. کافی جامعترین و مهمترین کتاب در میان کتب اربعه ی شیعه است. تعداد روایات این کتاب بنابرنظر بسیاری از محققان 16199 حدیث است.[2]

    کتاب کافی در سه بخش تدوین یافته که عبارتند از:
    الف) اصول: مشتمل بر مباحث اعتقادی و اخلاقی که در هشت بخش سامان یافته است. که این بخشها عبارتند از: کتاب العقل و الجهل، کتاب فضل العلم، کتاب التوحید، کتاب الحجة، کتاب الایمان و الکفر، کتاب الدعاء، کتاب فضل القرآن، کتاب العشرة. اصول کافی دارای 499 باب و 3786 روایت است.
    ب) فروع کافی: مشتمل بر روایات فقهی از قبیل نماز، زکات، روزه، حج، و غیره، که به دلیل تخصصی بودن مطالب آن معمولا مورد استفاده ی فقیهان بوده است. کتاب روضه مشتمل بر 26 کتاب و 1744باب و 10800روایت است.
    ج) روضه ی کافی: این بخش با 597 حدیث، شامل مباحث گوناگونی همچون خطبه ها و نامه ها ی ائمه علیهم السلام، مواعظ، داستانها و مطالب تاریخی است و به دلیل همین تنوع موضوعی به روضه ی کافی یعنی بوستان نامگذاری شده است.

    بیان برخی از ویژگی های کتاب کافی:


    1. جامعیت، کافی نه تنها در مقایسه با هر کتاب روایی، بلکه حتی در مقایسه با سایر جوامع اولیه حدیثی، همچون من لا یحضره الفقیه، تهذیب الاحکام و الاستبصار از جامعیت مطلوبی برخوردار است؛ زیرا تنها به روایات فروع و احکام بسنده نکرده و با امعان به جایگاه عقاید و اخلاق، دو جلد نخست کافی را به این دو بخش مهم در عرصه دین شناسی اختصاص داده است. بدون تردید اگر شیخ صدوق و شیخ طوسی به این امر اهتمام داشته و در کنار فروع به اصول نیز می پرداختند، میراث روایی شیعه در این دو عرصه از غنا و جامعیت بیشتری برخوردار بود.

    2. چینش قابل تحسین، باید توجه داش که مرحوم کلینی نخستین کسی است که به تدوین و تنظیم جامع روایی اقدام کرده و پیش از خود هیچ الگویی نداشته تا از آن بهره گیرد. با این حال وقتی به مجموعه کتاب کافی و نیز ابواب و فصول مختلف آن می نگریم به چینش شگفت آوری بر می خوریم.
    مقدم داشتن اصول بر فروع و نیز الحاق روضه در پایان کتاب حکایت گر حسن سلیقه او در چینش کلی کتاب دارد. او در کتاب اصول، نخست کتاب العقل و الجهل و سپس کتاب فصل العلم را ذکر می کند و پس از آنها روایات کتاب التوحید و سپس روایات کتاب الحجه را می آورد؛ زیرا پایه همه گفتارها در زمینه اصول و فروع عقل است که مایه امتیاز انسان از حیوان، نبات و جماد است. و عقل با سرمایه علمی فربه شده، سمت و سو پیدا می کند.

    پس از این مرحله است که نوبت به خداشناسی می رسد. مرحوم کلینی نبوت و امامت را تحت عنوان واحدی به نام کتاب الحجه می آورد؛ زیرا پیامبر اکرم و امام (علیه السلام) بر اساس اصل حجت الهی برای هدایت مردم منصوب می شوند.

    چنین امری یکی از وجوه افتراق میان اصول نگارش حدیث بین «صحیح بخاری» با کتاب «کافی» است. کسی که به بی نظمی، فقدان هندسه،‌ ساختار مناسب و آشفتگی شگرف را در صحیح بخاری دریابد به خوبی به این حقیقت می رسد که مرحوم «کلینی» در «کافی» از جهت حسن تنظیم و چینش مناسب کاری تحسین برانگیز را به انجام رسانده است.[3]

    3. ذکر نص حدیث و پرهیز از نقـل به معنا. ثقة الاسلام کلینی مقید است که نص احادیث راذکر و از نقل به معنا پرهیز کند، از این رو مرحوم کلینی رااضبط محدثان دانسته اند. مرحوم غفاری در مقدمه خود بر کافی در این باره می نویسد: «هرچه در سخنان و کتابهای عالمان جستجو کنی, مطلبی نخواهی یافت که نشان دهد کلینی (ره) در لفظ حدیث تصرف یا حدیث رانقل به معنا کرده یا آن رااز حفظنقل کرده باشد».[4]

    پدیده نقل به معنا در جو
    امع حدیثی اهل سنّت بسیار مشاهده می شود، چنانکه ابن حجر از «احمد بن ابی جعفر» والی بخارا نقل می کند که روزی بخاری به وی گفت:«رب حَدِيث سمعته بِالْبَصْرَةِ كتبته بِالشَّام وَرب حَدِيث سمعته بِالشَّام كتبته بِمصْر فَقلت لَهُ يَا أَبَا عبد الله بِتَمَامِهِ فَسكت»،[5] چه بسا روایاتی که آن را در بصره شنیدم و در شام یاداشت نمودم و چه بسا روایاتی را در شام شنیدم و آنرا در مصر نوشتم. من به او گفتم به صورت کامل؟ و او سکوت نمود. ابن حجر خود چنین امری را تصرف و نقل به معنا نمودن این اخبار از جانب بخاری دانسته است.[6]

    4
    . بیشتر بودن روایات آن نسبت به دیگر جوامع متقدم شیعه و نیز كتب سته اهل سنّت.

    5.وجود ثلاثیات در کافی؛ یعنی روایات عالی السندی که تنها با سه واسطه از معصوم ذکر شدهاند. به خاطر نزدیک بودن کلینی به عصر حضور ائمه (علیهم السلام)، کافی در میان کتب اربعه تنها کتابی است که بخشی ٩٦از روایاتش راتنها با سه واسطه از معصوم (علیه السلام) نقل کرده است. و این در حالی است که روایات ثلاثیات بخاری 22 روایت است.[7]

    6. ذکر کامل اسناد: در کافی غالباً سندها به صورت کامل نقل شده است، بر خلاف کتاب بخاری که تقطیع در سند و متن روایات آن بسیار زیاد است.

    7. عنوان دهی دقیق ابواب با عناوین کوتاه و رسا: عناوین انتخابی برای هر دسته از احادیث معمولاً کوتاه، رسا و کاربردی است.

    8. مشتبه نشدن توضیحات مصنف با متن روایات. که تشخیص چنین امری در صحیح بخاری مشکل است.

    با این توضیحات به صورت مختصر برتری ساختاری و اسنادی کتاب «کافی» بر «بخاری» روشن می گردد.

    جهت اطلاع بیشتر: ر.ک: آشنایی با تاریخ و منابع حدیث،‌علی نصیری؛
    جوامع حدیثی اهل سنت، مجید معارف؛
    جوامع حدیثی شیعه، هادی حجت؛
    مفاخر علم حدیث و شاهکاهای علمی آنان، تقی الدین ندوی مظاهری، ترجمه ی: نذیر احمد سلامی.


    موفق باشید.


    [1] . ثقة الاسلام یعنی دانشمندی که مورد وثوق وسند وثاقت اسلام و مسلمین است و آن قدر اهمیت داشته که برای اولین بار کلینی سرآمد دانشمندان و فقهای پیشین شیعه را بدان منسوب نموده اند.

    [2]. ر.ک: هادی حجت، جوامع حدیثی شیعه، ص33.

    [3] . ر.ک: علی نصیری،‌ آشنایی با تاریخ و منابع حدیثی، ص252، پژوهشگاه بین المللی المصطفی.

    [4]. الاصول من الکافی، مقدمه محشی (علی اکبر غفاری) ص12.

    [5] . ابن حجر، تغلیق التعلیق، ج5، ص417، المكتب الإسلامي , دار عمار – بيروت.

    [6] . ابن حجر، النكت على كتاب ابن الصلاح، ج1، ص283، عمادة البحث العلمي بالجامعة الإسلامية، المدينة المنورة.: «فكان لأجل هذا ربما كتب الحديث من حفظه فلا يسوق ألفاظه برمتها، بل يتصرف فيه، ويسوقه بمعناه».

    [7] . عبد الكريم بن عبد الله الخضير، شرح المنظومة البيقونية، ج2، ص26. البته چنین امری با اختلاف مبنا است؛ زیرا شیعه ائمه (علیهم السلام) را معصوم دانسته در حالی که این امر در بین اهل سنت منحصر به پیامبر (صلی الله علیه وآله) است.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۰۸/۰۹ در ساعت ۰۱:۵۵
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  8. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 11

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود