صفحه 2 از 9 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نامزدم به دلم نمی نشیند

  1. #11

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۶
    علاقه
    بندگی خدا
    نوشته
    139
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    304



    با عقل و منطق تصمیم بگیر نه با احساس و دل.وقتی که تصمیم گرفتی بی درنگ و با قاطعیت انجامش بده.حرف دیگران واست مهم نباشه که اگه باشه همیشه باید تو زندگیت حسرت بخوری.وقتی میگی هیچ حسی بهش نداری خوب رابطه رو بهم بزن منتظر چی هستی.اهش بگیرتم و این حرف ها چیه میخوای همیشه حسرت بخوری .زندگی مگه شوخی و بازیه؟!!!
    هر چه زودتر رابطه رو به هم بزن هم خودتو راحت کن هم اونو.


  2. صلوات ها 4


  3. #12

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    85
    حضور
    2 روز 17 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    به احتمال زیاد رابطه ی شما تمام میشه اما بهتر هست به خودشناسی برسین و اینکه ملاک ها و معیارهای ارزشمندی رو انتخاب کنین.

    من ابداً توصیه نمیکنم کسی به زور در رابطه ای بمونه اما باید حقوقی که به گردنتون هست رو برطرف کنین و برای این مهم از کارشناسان بهره ببرین.

  4. صلوات ها 2


  5. #13

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    3,213
    حضور
    62 روز 8 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    254
    صلوات
    20408



    نقل قول نوشته اصلی توسط سورنا...۶ نمایش پست ها
    ممنون از راهنمایتون.سپاس
    من قبلش که برم برا حرف های اولیه.پدر ومادرم با من خیلی حرف زدن ولی هنو قبول نمی کردم چون خونه نامزدم روستاست من چندماهی یا چندسالی نمیرفتم روستا ازش هیچی نمیدونستم بعدش که رفتیم برا حرف زدن بین بابام وعمه ام یه بحثی هست که مثلا چرا داداش بزرگم رو برا دخترش نبردن ولی به صورت علنی نگفتن و دیدم عمم اینا اینجوری کردن به بابام اینا گفتم که من خوشم نیامده جواب بدید که بدرد هم نمیخوریم از اونجایی که عمه ام اینا روستا رو با خبر کرده بودن بابام گفت. من نمیگم؛گفت که بابا نداره اینا آهش میگیره
    منم فراموش کردم بعدش یه قضیه های پیش اومد که دختر عمه امگفت به من شما لیسانس داری ومن بی سوادم اینا توزندگی میگی از این حرفا،بعدش به بابام اینا گفتم که بگن من نمی خوامش ولی بابام گفت نمیگه بایدقبولش کنم
    الان هیچ حسی نسبت بهش ندارم و میترسم جوابشون رو بدم آهش بگیرتم. به نظر شما چیکار کنم
    بیشترین ظلمی که میتونید هم به خودتون هم دختر عمه تون روا بدارید اینه که به این رابطه ی بی سرانجام ادامه بدید
    اما یکی از دوستان گفتن به مشاوره حضوری برید که توصیه ی بسیار درست و به جایی بود
    برای این مسئله به این مهمی باید بیشتر از اینا پیگیری کنید


    نامزدم به دلم نمی نشیند

    نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد

  6. صلوات ها 4


  7. #14

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,842
    حضور
    160 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21191



    نقل قول نوشته اصلی توسط سورنا...۶ نمایش پست ها
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط ali 000 نمایش پست ها
    با عقل و منطق تصمیم بگیر نه با احساس و دل.وقتی که تصمیم گرفتی بی درنگ و با قاطعیت انجامش بده.حرف دیگران واست مهم نباشه که اگه باشه همیشه باید تو زندگیت حسرت بخوری.وقتی میگی هیچ حسی بهش نداری خوب رابطه رو بهم بزن منتظر چی هستی.اهش بگیرتم و این حرف ها چیه میخوای همیشه حسرت بخوری .زندگی مگه شوخی و بازیه؟!!!
    هر چه زودتر رابطه رو به هم بزن هم خودتو راحت کن هم اونو.
    سلام جناب "سورنا"
    خواستم پست بگذارم که دیدم جناب "ali 000" تمام حرفها را به خوبی گفتند

    همانطور که ایشان گفتند احساسی عمل نکنید.
    من برای تک تک خانمهای سایت احترام قائل هستم اما در یک بحث جدی جای تعارف کردن نیست! پس لطفاً به این حرفهایی که خانمها می‌گویند که حق این دختر به گردن شماست و در قبال او مسئول هستید و فعلاً تصمیم به جدایی نگیرید و.... اصلاً گوش نکنید! حرفهای این خانمهای گرامی که احتمالاً بعد از خواندن این پست برای قتل من آستین بالا خواهند زد را هم پذیرا خواهم بود، اما به هیچ قیمتی به شما راهنمایی غلط نمی‌دهم. شما هم همانطور که کاربر "ali 000" گفتند کاری به حرف دیگران نداشته باشید. وقتی حسی به او ندارید بدون حتی یک لحظه فکر کردن باید این نامزدی را به هم بزنید

    ضمن اینکه قطعاً اشتباه اصلی از شما و آن دختر نبوده بلکه از خانواده‌ها بوده. (کاش استاد عامل الان در این تاپیک بودند!) شما و آن دختر هم مانند جوان‌های بسیاری هستید که چوب ندانم کاری بزرگترها(!!) را می‌خورید. اما به هر حال شما دو نفر هم بی تقصیر نیستید. شما که به قول خودتان از ابتدا مخالف بودید باید بیشتر پافشاری می‌کردید. آن دختر هم ابتدا باید از عشق خودش به شما و از عشق شما به خودش مطمئن می‌شد بعد قبول می‌کرد. این حرف را از این بابت می‌گویم که بعید است ایشان از عدم رضایت شما و اصرار خانواده بی اتلاع باشند. اما به هر حال این نامزدی پیش آمده و اگر باز بخواهید نگران حرف دیگران باشید، یعنی تکرار اشتباه گذشته

    ضمناً برای اعلام انصراف، حتماً این صحبت استاد "صابر" را مد نظر قرار دهید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صابر نمایش پست ها
    با دلایل قاطعانه او را متقاعد کنید که به درد یکدیگر نمی خورید ولی نگویید که به فرد دیگری علاقه مندید


    جمله‌ای از خانم کامیل آنا پالیا (پژوهشگر آمریکایی):
    "مردان جسم و احساساتشان را برای تغذیه، تأمین مسکن و حفاظت از زنان و فرزندانشان قربانی کرده‌اند
    در حالی که هیچ‌ کدام از دردها و دستاوردهای آن‌ها در لفاظی‌های فمینیستی ثبت نشده است"

    Camille Paglia with concern on "The Myth of Male Power" in "No Law in the Arena: A Pagan Theory of Sexuality", p. 392



  8. صلوات ها 7


  9. #15

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۷
    نوشته
    85
    حضور
    2 روز 17 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    دختران در رابطه ها حساس تر و احساساتی تر هستن. بهیچ عنوان راضی به ادامه ی یک رابطه ی اجباری نیستن مگر به اجبار خانواده ( درست مثل پسران ) اگر اجباری باشه حتما و حتما از ارتباط گرفتن های مکرر خودداری میکنن یا با برخوردهای سرد به طرف اینو انتقال میدن.

    حقوقی این وسط هست که برای افراد با وجدان و خدا ترس تعریف شده و کاری به خارج از قاعده نداریم. شما میتونین این رابطه رو با مراجعه حضوری به مشاوره ها که قبلا گفتم بالاخره یکروزی تمام کنین اما با دل صاف و رضایت هر دو طرف.

    مبادا حق عاطفی این قضیه حتی ذره ای بگردنتون سنگینی کنه که برابر روایات و آیه موثق قرآن کریم خداوند اون رو حساب خواهد کرد .

    بنشینید و با مشاوره و کارشناسان دینی صحبت کنید و به یک نحوی دختر رو راضی کنین و مطمئن بشین براش ناراحتی پیش نمیاد. سه سال عمر یک طفل هست و اگر با سه کلمه مهر شما بدلش نشسته باشه باید به یک صورتی رفع بشه و هر دو با رضایت و احترام تصمیم نهایی رو بگیرین.

    دیگران در مسائل دنیوی و اخروی شما هرگز نمینونن ذره ای بار تاوان عملتون رو بکشن.
    ویرایش توسط دختر دهه شصتی : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۱:۱۸

  10. صلوات ها 3


  11. #16

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    3,213
    حضور
    62 روز 8 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    254
    صلوات
    20408



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    خانمها می‌گویند که حق این دختر به گردن شماست و در قبال او مسئول هستید و فعلاً تصمیم به جدایی نگیرید و
    کی؟
    کجا ؟
    پس چرا بنده ندیدم
    اگر منظورتان بنده هستم که حتما منظورم و بد متوجه شدید یا بنده منظورم و بد مطرح کردم
    منظور بنده از اینکه حق دختر عمه شون به گردنشون هست اینه که روزی روزگاری بحث جدی شد و عمه شون دو تا سیلی به ایشون زدن یا خانواده یا خود نامزدشون با ایشون برخورد کردن پیش خودشون نگن که اصلاااااااااا خوب کاری کردم و فلان
    به اون ها و دختر عمه شون حق بدن
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    بدون حتی یک لحظه فکر کردن باید این نامزدی را به هم بزنید
    درسته .خیلی بهتر از اینه که زندگی مشترک رو شروع کنند و بعد با دو تا بچه به این نتیجه برسند که اییییییی کاش خیلی زودتر از اینها به خانواده و دیگران گفته بودن که علاقه ای به نامزدشون ندارن


    نامزدم به دلم نمی نشیند

    نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد

  12. صلوات ها 4


  13. #17

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,842
    حضور
    160 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21191



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    اگه روزی روزگاری بحث جدی شد و عمه شون دو تا سیلی به ایشون زدن یا خانواده یا خود نامزدشون با ایشون برخورد کردن، به اون ها و دختر عمه شون حق بدن
    خواهر گرامی، خدا شاهد است بنده سر جنگ با خانمها ندارم. لااقل در این تاپیک
    شما می‌گوئید اگر این دختر و مادرش (عمهء استارتر محترم) روزی با استارتر برخورد کردند، باید به آنها حق بدهند، اما صحبت شما کاملاً احساسی و صرفاً بخاطر همذات‌پنداری است که با آن دختر دارید. به این بخش‌ها از صحبت استارتر توجه بفرمائید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط سورنا...۶ نمایش پست ها
    من قبلش که برم برا حرف های اولیه پدر ومادرم با من خیلی حرف زدن ولی هنوز قبول نمی کردم چون چندسالی نمیرفتم روستا ازش هیچی نمیدونستم
    نقل قول نوشته اصلی توسط سورنا...۶ نمایش پست ها
    بین بابام و عمه ام یه بحثی هست که مثلا چرا داداش بزرگم رو برا دخترش نبردن.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سورنا...۶ نمایش پست ها
    به بابام اینا گفتم که من خوشم نیامده جواب بدید که بدرد هم نمیخوریم از اونجایی که عمه ام اینا روستا رو با خبر کرده بودن بابام گفت. من نمیگم
    می‌بینید که استارتر تمایلی به این نامزدی نداشته و این پدر و عمه بودند که برای این وصلت برنامه ریزی کردند
    حتی اینقدر نظر فرزندانشان برایشان کم اهمیت بوده که سر این بحث کرده‌اند که کاش بجای این پسرت، آن یکی را میاوردی!!
    پس عمهء ایشان اگر قرار باشد کسی را سرزنش کند ابتدا باید خودش را سرزنش کند

    اما درمورد دخترعمهء استارتر. شما از استارتر پرسیدید که:

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    اینکه بعد سه سال میگید به به درد هم نمیخورید یه کم دیر نیست؟
    شما که فامیل بودید ندیده بودید نمیتونه فارسی حرف بزنه؟ نمیدونستید تحصیلاتشون چقدره؟ بعد سه سال؟
    بنده از شما می‌پرسم مگر آن دختر اینها را نمی‌دانست؟ مگر نمی‌دانست که اینها ممکن است در زندگی مشترک تاثیر بگذارد؟
    این یکی از حرفهایی است که این خانم به استارتر گفته. دقت کنید لطفاً:

    نقل قول نوشته اصلی توسط سورنا...۶ نمایش پست ها
    چند ماهی پیام میدادیم ازش پرسیدم تا کلاس چندم خوندی؟ چون مامانم گفته بود دیپلم داره،
    که (اون دختر) گفت تو لیسانس داری میزنیتو سرم،
    خب این دختر بعد از سه سال فهمیده که ممکن است نامزدش لیسانسش را به رخش بکشد یا به قول خودش توی سرش بزند؟

    و مهمتر از همهء اینها، به نظر شما چنددرصد امکان دارد که این دختر از صحبت‌های رد و بدل شده بین مادرش و داییش مبنی بر اینکه یکی از پسردایی‌ها را برای خواستگاریش ببرند بی‌اطلاع باشد؟ چنددرصد ممکن است از اینکه استارتر را به زور به خواستگاریش برده‌اند بی‌اطلاع باشد؟

    پس خود این دختر هم کم مقصر نبوده. لذا خواهر گرامی اینکه بخواهیم چون فلانی همجنس ماست، یک طرفه به قاضی برویم صحیح نیست. از طرفی مگر نه شما به این آقا ایراد می‌گیرید که چرا از ترس حرف مردم تن به یک نامزدی ناخواسته داده؟ (که ایراد درستی هم هست). بهتر نیست چه این آقا و چه آن خانم، قبل از آغاز یک زندگی مشترک ناخواسته، هر دو نفر روش خود را تغییر بدهند و بجای حرف مردم، به عقل و قلب خودشان رجوع کنند؟


    جمله‌ای از خانم کامیل آنا پالیا (پژوهشگر آمریکایی):
    "مردان جسم و احساساتشان را برای تغذیه، تأمین مسکن و حفاظت از زنان و فرزندانشان قربانی کرده‌اند
    در حالی که هیچ‌ کدام از دردها و دستاوردهای آن‌ها در لفاظی‌های فمینیستی ثبت نشده است"

    Camille Paglia with concern on "The Myth of Male Power" in "No Law in the Arena: A Pagan Theory of Sexuality", p. 392



  14. صلوات ها 5


  15. #18

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    3,213
    حضور
    62 روز 8 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    254
    صلوات
    20408



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    استارتر را به زور به خواستگاریش برده‌اند بی‌اطلاع باشد؟
    به زوررررررررررررر
    الان دیگه دخترا رو به زور شوهر نمیدن چه برسه به پسرا
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    بهتر نیست چه این آقا و چه آن خانم، قبل از آغاز یک زندگی مشترک ناخواسته، هر دو نفر روش خود را تغییر بدهند و بجای حرف مردم، به عقل و قلب خودشان رجوع کنند؟
    واقعا شما نوشته های بنده رو خوندید ؟
    درسته .خیلی بهتر از اینه که زندگی مشترک رو شروع کنند و بعد با دو تا بچه به این نتیجه برسند که اییییییی کاش خیلی زودتر از اینها به خانواده و دیگران گفته بودن که علاقه ای به نامزدشون ندارن

    بنده هم که عرض کردم بهتره به این نمایش خاتمه بدن و تکلیف خودشون و بقیه رو روشن کنن
    بنده از نزدیک شاهد این تو رودربایستی ها و نتونستن حرف دل نزدن ها بودم


    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۲:۲۳

    نامزدم به دلم نمی نشیند

    نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد

  16. صلوات ها 5


  17. #19

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    6,688
    حضور
    358 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    486
    صلوات
    22354



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    الان دیگه دخترا رو به زور شوهر نمیدن چه برسه به پسرا
    باسلام

    علت سوال پرسیدن بنده هم این بود که حالا که تصمیم گرفتن با یکی دیگه ازواج کنند چرا زورکی و اجباری و غیره مطرح نیست

    ولی تو این سه سال ادامه دادن

    خب همون موقع تکلیف همه رو روشن میکردید یعنی جدی پاپیش میزاشتید چند جلسه خواستگاری بعد میگفتید ازش خوشم نمیاد به این دلیل به این دلیل

    تمام

    اتفاقا ما حق رو هم به این اقا میدیم هم به اون خانم

    خودتون رو وارد بازی بزرگترا نکنید

    باتشکر
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    نامزدم به دلم نمی نشیند

  18. صلوات ها 5


  19. #20

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,842
    حضور
    160 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21191



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    به زور؟
    زور حتماً به معنای کتک زدن یا برخوردهای خشن نیست. گاهی زور و اجبار، همان فضایی است که شما در آن قرار می‌گیرید
    قبول دارم که نباید به راحتی تسلیم شد، اما خب گفتن اینکه من تسلیم نمی‌شوم خیلی راحت است، ولی عمل به آن همیشه راحت نیست
    یک سری مسائل برای برخی پیش میاید که حتماً باید در وضعیت مشابه باشیم تا بتوانیم درک کنیم

    شما در چند پست قبل، به نکاتی اشاره کردید که بی‌ارتباط با این بحثمان نیست. به نظرم اشاره مجدد به این نکات، منظور مرا بهتر به شما برساند
    بخصوص اینکه یک خانم هستید. شما خطاب به استارتر تاپیک درمورد اینکه ممکن است عملش روی آن دختر تاثیر منفی بگذارد گفتید که::

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    ایشون بمونه و کلی حرف و حدیث؟
    نگاه ها و طعنه ها ؟
    حرف مردم ؟؟؟
    آیا در این نکاتی که گفتید، کتک کاری وجود دارد؟ آیا مردم حرفشان را با چوب و چماق می‌زنند؟ خیر!

    اما به عنوان یک خانم بگوئید همین حرف و حدیث‌ها، نگاه‌ها، طعنه‌ها و حرف‌ها، چقدر می‌تواند یک دختر جوان را خورد کند؟ این رفتارها و بودن در چنین فضایی چه فشاری به روح و روان یک دختر وارد می‌کند؟ مردها هم شاید کمی قوی‌تر باشند، اما آنها هم از آهن ساخته نشده‌اند و کم و بیش همین تاثیرات منفی را دریافت می‌کنند

    لذا باید شرایط و جَوِ حاکم بر افراد را هم در نظر بگیرید، بخصوص در خانواده‌های سنتی. گاهی رسم و رسوم‌های قومی، چنان فشار سنگینی به روح شما وارد می‌کند که یا باید پی تمام این حرف و حدیث‌ها و خورد شدن روان خود را به تنتان بمالید، یا آنکه شما هم برخلاف میلتان، با خواست آنها همراه شوید

    ویرایش توسط Reza-D : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۳:۰۹

    جمله‌ای از خانم کامیل آنا پالیا (پژوهشگر آمریکایی):
    "مردان جسم و احساساتشان را برای تغذیه، تأمین مسکن و حفاظت از زنان و فرزندانشان قربانی کرده‌اند
    در حالی که هیچ‌ کدام از دردها و دستاوردهای آن‌ها در لفاظی‌های فمینیستی ثبت نشده است"

    Camille Paglia with concern on "The Myth of Male Power" in "No Law in the Arena: A Pagan Theory of Sexuality", p. 392



  20. صلوات ها 6


صفحه 2 از 9 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 87

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود