جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا این حدیث در مورد دختر حضرت آدم (ع) صحت دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,526
    حضور
    51 روز 9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    2422

    آیا این حدیث در مورد دختر حضرت آدم (ع) صحت دارد؟




    سلام و عرض ادب

    آیا این حدیث در مورد دختر آدم (ع) صحت دارد؟


    اولین كشته كه خدا او را كشت عناق بود،
    كه نشیمنگاهش یك جریب در یك جریب بود
    و بیست انگشت داشت كه در هر انگشتى دو ناخن بود
    چون دو داس،
    پس خدا شیرى مانند فیل،
    و گرگى ببزرگى شتر،
    و كركسى باندازه استر
    و بر او مسلط كرد، و آنها او را كشتند،



    اگر صحیح است
    چگونه دختر آن حضرت چنین ویژگی های جسمانی داشتند؟
    ویژگی های جسمانی خود آدم (ع) چه بوده است؟

    آدرس: کافی ، جلد 2 ، ص327
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۰:۵۷
    دکتر بهشتی :
    ھر جا دیدید که میگویند: دین و اسلام ھست ولی عدالت اجتماعی نیست،
    بدانید دین و اسلامش ُقلابی است
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  2. صلوات ها 4


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    26,232
    حضور
    229 روز 4 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    63612



    با نام و یاد دوست



    آیا این حدیث در مورد دختر حضرت آدم (ع) صحت دارد؟


    کارشناس بحث: استاد واسع


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۷/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۱:۰۱

  4. صلوات ها 5


  5. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۴۸
    علاقه
    قران، نهج البلاغه، حدیث، مکالمه عربی، حفظ قران
    نوشته
    166
    حضور
    6 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    346



    بسمه تعالی
    با سلام و احترام

    در کتاب کافی روایتی است در باب «بغی» که به بیان ویژگی های «عناق» دختر حضرت آدم (علیه السلام) پرداخته است. متن روایت چنین است:
    عَلِيٌّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنِ ابْنِ رِئَابٍ‏ وَ يَعْقُوبَ‏ السَّرَّاجِ جَمِيعاً: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّهَا النَّاسُ‏، إِنَ‏ الْبَغْيَ يَقُود أَصْحَابَهُ إِلَى النَّارِ، وَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ بَغى‏ عَلَى اللَّهِ عَنَاقُ بِنْتُ آدَمَ، فَأَوَّلُ‏ قَتِيلٍ قَتَلَهُ‏ اللَّهُ‏ عَنَاقُ، وَ كَانَ مَجْلِسُهَا جَرِيباً فِي جَرِيبٍ، وَ كَانَ لَهَا عِشْرُونَ إِصْبَعاً فِي كُلِّ إِصْبَعٍ ظُفُرَانِ مِثْلُ الْمِنْجَلَيْنِ‏، فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهَا أَسَداً كَالْفِيلِ، وَ ذِئْباً كَالْبَعِيرِ، وَ نَسْراً مِثْلَ الْبَغْلِ، فَقَتَلْنَهَا وَ قَدْ قَتَلَ اللَّهُ الْجَبَابِرَةَ عَلى‏ أَفْضَلِ أَحْوَالِهِمْ وَ آمَنِ مَا كَانُوا»(1)

    ترجمه: همانا بغی صاحبش را به آتش می کشاند .اولین کسی که بر خدا ستم کرد عناق دختر آدم بود.
    اولین كشته كه خدا او را كشت عناق بود، كه نشیمنگاه و منزلگاهش یك جریب در یك جریب بود و بیست انگشت داشت كه در هر انگشتى دو ناخن بود چون دو داس، پس خدا شیرى مانند فیل، و گرگى به بزرگى شتر، و كركسى باندازه استر بر او مسلط كرد، و آنها او را كشتند، و همانا خدا جباران را در برترین حالات و امن ترین لحظات می کشد.


    محقق شعرانی می نویسد روایت فوق از نگاه اهل رجال صحیح نیست و چنین سخنی سخن امیرالمومنین (علیه السلام) نیست و در اصل سند آن نیز ابهام و تردید وجود دارد. علاوه بر اینکه تفسیر صحیحی از این روایت قابل ارائه نیست.(2)

    تحلیل مطلب: به نظر می رسد چند نکته درباره روایت فوق قابل تأمل است.


    1. روایت فوق در ضمن خطبه ای از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است که ادامه خطبه در نهج البلاغه نیز آمده است و مطالب ما قبل و مابعد جملات فوق دارای ابهام و غرابت نیست. اگر حدیث ازلحاظ سندی مشکل دارد تمام حدیث با مشکل مواجه خواهد شد. در حالی که ما بقی جملات مشکلی ندارند.
    2. سند حدیث صحیح به نظر می رسد و رجال آن افراد ناشناخته ای نیستند بلکه افرادی هستند که در سند بسیاری از احادیث دیگر وجود دارند و ترتیب آنها نیز صحیح به نظر می رسد. لذا اگر کسی بخواهد در اصل سند به دلیل وجود برخی از ابهامات در بخشی از متن ایراد بگیرد کار درستی به نظر نمی رسد.
    3. در اینکه از متن مذکور تفسیر روشن و دقیقی نمی توان ارائه داد جای تردید نیست لذا نهایتا باید گفت در متن حدیث ابهام وجود دارد و شاید مراد از حدیث معنای ظاهری آن نباشد بلکه معنایی دارد که ما از تفسیر صحیح آن عاجزیم.
    4. در هر صورت نمی توان از روایت فوق ویژگی های دختر حضرت آدم (علیه السلام) را به دست آورد و از این طریق به خود حضرت آدم منتقل شد و به دنبال اوصاف حضرت آدم (علیه السلام) گشت.


    پی نوشت ها:
    1. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، 15جلد، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر 1329ق، چاپ اول، قم، ج‏4 ؛ ص17

    2. قال المحقّق الشعراني:« الحديث قاصر عن الصحّة عند أصحاب الرجال، و صحّة معناه المقصود بالبيان ممّا لاريب فيه؛ فإنّ البغي شؤم يقود صاحبه إلى النار، و المثل الذي يذكر لتقريب المعنى شاهداً عليه لايجب صحّته. فإن كان إسناد الحديث غير صحيح و الشاهد غير واقع و نسبته إلى الإمام غير ثابتة لايضرّ بالمقصود ... و قوله: جريب في جريب- و عند غيره من قوله:« كان مجلسها» إلى« فقتلنها»- لايليق بأن يكون كلام أميرالمؤمنين عليه السلام؛ إذ لا معنى له مع أنّ في أصل الإسناد كلاماً». کافی(ط. دارالحدیث)، ج 4 ص 18.


  6. صلوات ها 5


  7. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,526
    حضور
    51 روز 9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    2422



    نقل قول نوشته اصلی توسط واسع نمایش پست ها
    بسمه تعالی
    با سلام و احترام

    در کتاب کافی روایتی است در باب «بغی» که به بیان ویژگی های «عناق» دختر حضرت آدم (علیه السلام) پرداخته است. متن روایت چنین است:
    عَلِيٌّ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَنِ ابْنِ رِئَابٍ‏ وَ يَعْقُوبَ‏ السَّرَّاجِ جَمِيعاً: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّهَا النَّاسُ‏، إِنَ‏ الْبَغْيَ يَقُود أَصْحَابَهُ إِلَى النَّارِ، وَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ بَغى‏ عَلَى اللَّهِ عَنَاقُ بِنْتُ آدَمَ، فَأَوَّلُ‏ قَتِيلٍ قَتَلَهُ‏ اللَّهُ‏ عَنَاقُ، وَ كَانَ مَجْلِسُهَا جَرِيباً فِي جَرِيبٍ، وَ كَانَ لَهَا عِشْرُونَ إِصْبَعاً فِي كُلِّ إِصْبَعٍ ظُفُرَانِ مِثْلُ الْمِنْجَلَيْنِ‏، فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهَا أَسَداً كَالْفِيلِ، وَ ذِئْباً كَالْبَعِيرِ، وَ نَسْراً مِثْلَ الْبَغْلِ، فَقَتَلْنَهَا وَ قَدْ قَتَلَ اللَّهُ الْجَبَابِرَةَ عَلى‏ أَفْضَلِ أَحْوَالِهِمْ وَ آمَنِ مَا كَانُوا»(1)

    ترجمه: همانا بغی صاحبش را به آتش می کشاند .اولین کسی که بر خدا ستم کرد عناق دختر آدم بود.
    اولین كشته كه خدا او را كشت عناق بود، كه نشیمنگاه و منزلگاهش یك جریب در یك جریب بود و بیست انگشت داشت كه در هر انگشتى دو ناخن بود چون دو داس، پس خدا شیرى مانند فیل، و گرگى به بزرگى شتر، و كركسى باندازه استر بر او مسلط كرد، و آنها او را كشتند، و همانا خدا جباران را در برترین حالات و امن ترین لحظات می کشد.


    محقق شعرانی می نویسد روایت فوق از نگاه اهل رجال صحیح نیست و چنین سخنی سخن امیرالمومنین (علیه السلام) نیست و در اصل سند آن نیز ابهام و تردید وجود دارد. علاوه بر اینکه تفسیر صحیحی از این روایت قابل ارائه نیست.(2)

    تحلیل مطلب: به نظر می رسد چند نکته درباره روایت فوق قابل تأمل است.


    1. روایت فوق در ضمن خطبه ای از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است که ادامه خطبه در نهج البلاغه نیز آمده است و مطالب ما قبل و مابعد جملات فوق دارای ابهام و غرابت نیست. اگر حدیث ازلحاظ سندی مشکل دارد تمام حدیث با مشکل مواجه خواهد شد. در حالی که ما بقی جملات مشکلی ندارند.
    2. سند حدیث صحیح به نظر می رسد و رجال آن افراد ناشناخته ای نیستند بلکه افرادی هستند که در سند بسیاری از احادیث دیگر وجود دارند و ترتیب آنها نیز صحیح به نظر می رسد. لذا اگر کسی بخواهد در اصل سند به دلیل وجود برخی از ابهامات در بخشی از متن ایراد بگیرد کار درستی به نظر نمی رسد.
    3. در اینکه از متن مذکور تفسیر روشن و دقیقی نمی توان ارائه داد جای تردید نیست لذا نهایتا باید گفت در متن حدیث ابهام وجود دارد و شاید مراد از حدیث معنای ظاهری آن نباشد بلکه معنایی دارد که ما از تفسیر صحیح آن عاجزیم.
    4. در هر صورت نمی توان از روایت فوق ویژگی های دختر حضرت آدم (علیه السلام) را به دست آورد و از این طریق به خود حضرت آدم منتقل شد و به دنبال اوصاف حضرت آدم (علیه السلام) گشت.


    پی نوشت ها:
    1. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، 15جلد، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر 1329ق، چاپ اول، قم، ج‏4 ؛ ص17

    2. قال المحقّق الشعراني:« الحديث قاصر عن الصحّة عند أصحاب الرجال، و صحّة معناه المقصود بالبيان ممّا لاريب فيه؛ فإنّ البغي شؤم يقود صاحبه إلى النار، و المثل الذي يذكر لتقريب المعنى شاهداً عليه لايجب صحّته. فإن كان إسناد الحديث غير صحيح و الشاهد غير واقع و نسبته إلى الإمام غير ثابتة لايضرّ بالمقصود ... و قوله: جريب في جريب- و عند غيره من قوله:« كان مجلسها» إلى« فقتلنها»- لايليق بأن يكون كلام أميرالمؤمنين عليه السلام؛ إذ لا معنى له مع أنّ في أصل الإسناد كلاماً». کافی(ط. دارالحدیث)، ج 4 ص 18.

    سلام و عرض ادب

    مساله بنده حدیثی نبود
    هدف بنده بررسی . مباحثه در مورد نوع خلقت آدم (ع) بود




    وصف سه موجودی که عناق را کشتند ،
    شبیه به برخی موجوداتی است که در گذشته دور (تقریبا ما قبل 5 میلیون سال پیش ) می زیسته اند .

    به طور مثال موجود اول ( أَسَداً كَالْفِيلِ ) می تواند
    تیلاکوسمیلوس باشد ( دندان هایی شبیه عاج )
    وصف این موجودات نشان گر آن است که حیوانات ان دوره نیز متفاوت از حیوانات کنونی بوده اند


    این می تواند نشانگر آن باشد که منظور از آدم صرفا انسان کنونی نیست


    بلکه موجودی یا موضوعی است که انسان کنونی از آن حاصل شده است

    شاید اشاره به آغاز دوره سنوزوئیک ( حیات کنونی ) باشد.

    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۰:۴۳
    دکتر بهشتی :
    ھر جا دیدید که میگویند: دین و اسلام ھست ولی عدالت اجتماعی نیست،
    بدانید دین و اسلامش ُقلابی است
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  8. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 16

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود