صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقد تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین

  1. #21

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,084
    حضور
    73 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16317



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    ببخشید میشه این استدلال رو بیارید چون بنده به این کتاب دسترسی ندارم
    باسلام
    بیان ایشان در نحوه تقریر است نه در خود تقریر.
    در خود تقریر با کلام علامه هم آهنگ است که از اصل واقعیت و اصل بودن، به موجودی میرسیم که ضرورت ازلی دارد.
    چرا که خود واقعیت و اصل واقعیت که در سراسر عالم ساری و جاری، نیز ضرورت ازلی دارد.
    ایشان در مورد اشکال حمل در قضایای سلبی، آنرا به عدم مضاف بازگردانده است.
    در مورد نحوه ملازمه میان نفی واقعیت(سفسطه) و اثبات آن نیز از راه حل ازلی بودن اجتماع نقیضین استفاده کرده که البته بحث مفصل و بسیار پیچیده ای است.
    اگر خواستیدمیتوانید این مطلب را در کتاب تحریر تمهید القواعد استاد جوادی آملی بیابید.
    خلاصه آنرا نیز میتوانید در بخش برهان صدیقین کتاب حکمت متعالیه دکتر حسن معلمی نشر هاجر بیابید.

    نقد تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین

  2. صلوات ها 2


  3. #22

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,084
    حضور
    73 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16317



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    یک سوالی با خواندن این استدلال برام مطرح شد الان اگر خدا را حقیقت هستی بدانیم(که البته من اصلا نمی فهمم یعنی چه!) بعد بگوییم در سراسر عالم جاری هست این اعتقاد همان همه خدا دانی نیست؟ حقیقت همه وجوده ماهیات اعتباری هستن خدا هم حقیقت وجود هست پس همه رسما میشیم خدا دیگه یا تکه ای از خدا!
    خیر دوست عزیز
    این همان وحدت وجود است که هیچ ملازمه ای با همه خدایی ندارد.
    حقیقت همه هستی یا هستی حقیقی خداوند است.
    این بدان معنا نیست که بقیه موجود نیستند.

    نقد تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین

  4. صلوات ها 2


  5. #23

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,084
    حضور
    73 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16317



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    یک نکته کلی هم عرض کنم در همان کتابی که در اول تاپیک آوردم که نقد این تقریر درش هست تمام تقریر های برهان صدیقین گویا نقد شده و در واقع این برهان رو از اعتبار ساقط کرده البته تقریر آیت الله جوادی تا جایی که یادمه درش نبود صرفا چند تقریر از ملاصدرا و ابن سینا و ابن عربی و حکیم سبزواری و... در هر صورت الان تقریر صحیح برهان صدیقین چی هست؟
    همانطور که استاد مصباح یزدی نیز یاداوری کرده اند بهترین تقریر این برهان همانی است که صدرالمتالهین بیان کرده است.

    نقد تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین

  6. صلوات ها 2


  7. #24

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه، حل روبیک، پارکور، کالیتنیک و مطالعه در مورد ادیان
    نوشته
    982
    حضور
    24 روز 7 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2838



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    همانطور که استاد مصباح یزدی نیز یاداوری کرده اند بهترین تقریر این برهان همانی است که صدرالمتالهین بیان کرده است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اسلام
    بیان ایشان در نحوه تقریر است نه در خود تقریر.
    در خود تقریر با کلام علامه هم آهنگ است که از اصل واقعیت و اصل بودن، به موجودی میرسیم که ضرورت ازلی دارد.
    چرا که خود واقعیت و اصل واقعیت که در سراسر عالم ساری و جاری، نیز ضرورت ازلی دارد.
    ایشان در مورد اشکال حمل در قضایای سلبی، آنرا به عدم مضاف بازگردانده است.
    در مورد نحوه ملازمه میان نفی واقعیت(سفسطه) و اثبات آن نیز از راه حل ازلی بودن اجتماع نقیضین استفاده کرده که البته بحث مفصل و بسیار پیچیده ای است.
    اگر خواستیدمیتوانید این مطلب را در کتاب تحریر تمهید القواعد استاد جوادی آملی بیابید.
    خلاصه آنرا نیز میتوانید در بخش برهان صدیقین کتاب حکمت متعالیه دکتر حسن معلمی نشر هاجر بیابید.
    با سلام مجدد
    خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتید بنده دیگه سوالی ندارم


  8. صلوات


  9. #25

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,084
    حضور
    73 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16317



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتید بنده دیگه سوالی ندارم
    سلام برشما
    در پناه حق

    نقد تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین

  10. صلوات


  11. #26

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,084
    حضور
    73 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16317

    جمع بندی




    پرسش: دو نقد بر تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین دارم. آیا این نقدها صحیح است.
    نقد اول : در مقدمه سوم میان واقع نفس الامری( واقعیت به معنی اعم) و واقع عینی( واقعیت به معنی اخص) خلط شده است.
    نقد دوم: بر فرض ضرورت ازلی واقعیت عالم ثابت شد. این ضرورت برای کل عالم هستی می باشد نه موجودی خاص که بخواهیم بگوییم آن واجب الوجود است.


    پاسخ:
    تقریری که علامه طباطبایی از برهان صدیقین برای اثبات وجود خدا اقامه کرده است، استدلالی است که اگر بتواند از اشکالات وارد شده برهد، خلاصه ترین و کم مقدمه(یا به عبارتی بی مقدمه ترین) استدلال فلسفی در این زمینه است.
    این استدلال را میتوان بدین صورت اقامه کرد:
    م1. انکار اصل واقعیت، مستلزم اثبات آن است.
    م2. هرچه انکارش مستلزم اثبات آن باشد، عدم در او راه ندارد.
    م3. هرچه عدم در او راه نداشته باشد، واجب بالذات است.
    پس، اصل واقعیت، واجب بالذات است.(1)

    در این استدلال:
    مقدمه اول نظری است و نیاز به اثبات دارد.
    مقدمه دوم، یک امر بدیهی است.
    مقدمه سوم، تعریف و فرض ما است و نیازی به اثبات ندارد.

    اما اثبات مقدمه اول:
    م1. اگر کسی اصل و اقعیت را انکار کند، آنگاه بدین حقیقت میرسد که واقعیت وجود ندارد، واقعا.
    م2. این حقیقت که واقعیتی وجود ندارد واقعا، خودش پذیرش نوعی واقعیت است.پس
    م3. اگر کسی اصل واقعیت را انکار کند، نوعی از واقعیت را پذیرفته است.
    بنابراین
    انکار اصل واقعیت، مستلزم اثبات آن است.(2)

    به عبارت دیگر واقع، مشترک لفظی است. چرا که گاهی اوقات، واقعیت به امور ثابت و موجود اطلاق میشود. گاهی نیز بر اعم از موجود و معدوم.

    چنانکه وقتی گفته میشود "شریک الباری معدوم است واقعا و این قضیه واقعا مطابق با واقع است" مراد از واقع در این قضیه، امر وجودی و ثبوتی نیست بلکه واقع این قضیه، همان عدم و نبودن شریک الباری است،نه ثبوت و واقعیتی وجودی.
    به همین جهت است که استاد جوادی آملی، استدلال علامه را در تحریر تمهید القواعد به صورتی دیگر تقریر میکند تا از این اشکالات برهد.(3)

    اشکال دیگری که در کلام علامه وارد شده ان است که مراد از مقدمه نخست چیست. در مقدمه نخست، علامه از این استفاده میکند که انکار اصل واقعیت، امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر، میتوان این مقدمه و قضیه را بدین صورت نیز بیان کرد:
    اصل واقعیت، امری ضروری است. در نهایت نیز نتیجه میگیرد که موجودی ضروری در عالم هست(واجب الوجود بالذات)

    حال سوالی که پیش می آید آن است، مراد از امر ضروری در مقدمه اول چیست؟ آیا ضروری در مقدمه اول، ضرورت ناظر به جمله است یا ضرورت ناظر به شیء به بیان دیگر، آیا ایشان میخواهد بفرماید ضرورتا واقعتی در عالم هست. یا میخواهد بیان کند که واقعیت ضروری در عالم هست.

    اگر احتمال نخست، مراد علامه باشد، اشکالش این است که این مصادره به مطلوب است. چرا که با این استدلال، ما میخواهیم موجود ضروری بالذات را اثبات کنیم و نباید وجود آنرا در مقدمات فرض بگیریم.

    اگر احتمال دوم مراد ایشان باشد، اشکالش عدم ارتباط بین مقدمه و نتیجه است. بدین بیان که:
    در این استدلال، علامه طباطبایی از ضرورت داشتن وجود واقعیت، میخواهد به وجود واقعیتی ضروری برسد.
    به بیان دیگر، از "ضرورت ناظر به جمله"، قصد دارد "ضرورت ناظر به شیء" را به دست بیاورد و این مغالطه است.

    به نظر علامه، واقعیت وجود و اصل هستی قابل نقض و عدم بردار نیست. اصل هستی و حقیقت هستی نیز به نظر ایشان، چون عدم بردار نیست پس واجب الوجود بالذات است. بنابراین، اصل هستی همان واجب الوجود است و چون حقیقت هستی موجود است و معدوم نمیشود، پس واجب الوجود نیز موجود است.
    در این نگاه، واجب الوجود، عبارت است از همان حقیقت هستی که به صورت "کلی سعی" در سراسر عالم ساری وجاری است.
    حضور کلی سعی در بین موجودات، همانند حضور کلی مفهومی در ماهیت مصادیق آن کلی است. در این تقریر، خداوند متعال نه تنها علت هستی است بلکه حقیقت هستی است که به صورت وجودی نه مفهومی در تمامی عالم سریان وجریان دارد.
    بنابراین حقیقت هستی، چیزی است که عدم بردار نیست وگرنه هرچه در عالم میبینیم و بدان دستیابی داریم، قابلیت عدم دارند جز واجب الوجود بالذات.

    در نتیجه
    اولا: آنچه در مقدمه این برهان مدنظر بوده، حقیقت هستی.
    ثانیا: آنچه در نتیجه بدان میرسیم، واجب الوجود بالذات است.
    ثالثا: حقیقت هستی همان واجب الوجود بالذات است.
    رابعا: حقیقت هستی در سراسر عالم ساری و جاری است. پس ما به وحدت وجود میرسیم.

    اما در مورد نقدهایی که در سوال مطرح شد به صورت خلاصه میتوان گفت که نقد اول وارد است و نقد دوم وارد نیست با توضیحی که گذشت.

    پی نوشتها:
    1. صدرالدین محمد شیرازی، الاسفار الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1981م، ج6، ص14-15، تعلیقه 3
    2. حسن معلمی، حکمت متعالیه، قم، نشر هاجر، 1388، ص240-241
    3. عبدالله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، تنظیم حمید پارسانیا، نشر اسراء، 1390، ص146-148


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۷/۰۸/۱۴ در ساعت ۱۸:۵۴
    نقد تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین

  12. صلوات ها 2


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رهایی از وسواس فکری
    توسط مدیر ارجاع سوالات در انجمن وسواس
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۸/۲۷, ۰۲:۱۱
  2. پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۱۰:۴۴
  3. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۳:۰۲

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۸/۱۴, ۲۰:۲۱ : 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود