جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند درس آموزنده از زندگی یونس (ع)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511

    مطلب چند درس آموزنده از زندگی یونس (ع)




    با سلام

    در زندگی و داستان كوچك حضرت یونس ـ علیه السلام ـ كه در قرآن آمده، درسهای بزرگ است كه در این جا به پاره‎ای از آنها اشاره می‎شود:

    1. باید در امور، به خصوص نفرین برای نابودی افراد، شتابزدگی نكرد، و تا احتمال هدایت وجود دارد، با كمال صبر و مقاومت و وقار، برای هدایت مردم تلاش نمود.

    پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر همین اساس رفتار می‎كرد، در یكی از موارد، سرسختی و لجاجت مشركان به جایی رسید كه نزدیك بود پیامبر اسلام آنها را نفرین كند. خداوند به او خطاب نموده و فرمود:
    «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ؛ اكنون كه چنین است صبر كن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش (كه در تقاضای مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولی گردید) در آن هنگام خدا را خواند در حالی كه قلبش پر از اندوه بود.»[1]


    2. در میان اقوامِ گنهكار مشمول عذاب الهی، تنها یك قوم كه همان قوم یونس ـ علیه السلام ـ بودند قبل از عذاب ایمان آوردند و نجات یافتند، و این موفقیت به خاطر راهنمایی‎های یك عالم آگاه و دلسوز اتّفاق افتاد.

    خداوند در قرآن می‎فرماید: «چرا در هیچ یك از شهرها و آبادی‎ها به موقع ایمان نمی‎آورند تا موجب جلوگیری از عذاب آنها شود، جز قوم یونس ـ علیه السلام ـ كه آنها به موقع ایمان آوردند و از عذاب رسوا كننده دنیا نجات یافتند، و تا پایان زندگیشان از مواهب زندگی بهره‎مند شدند.»[2] اگر دیگران هم چنین باشند مانند آنها نتیجه خوبی خواهند گرفت.

    3. خداوند در بیان نجات یونس ـ علیه السلام ـ می‎فرماید:
    «فَنادى فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ـ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ؛
    یونس ـ علیه السلام ـ در آن ظلمتهای متراكم (داخل شكم ماهی) فریاد زد: خداوندا! جز تو معبودی نیست، تو منزّه هستی، و من از ستمكارانم‌ ـ ما دعای او را به اجابت رساندیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنان را نجات می‎دهیم.»[3]


    از جمله: «وَ كَذلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ؛ و همین گونه مؤمنان را نجات می‎دهیم.» فهمیده می‎شود كه این یك قانون سرنوشت ساز برای همه مؤمنان است
    و اختصاصی به یونس ـ علیه السلام ـ ندارد، هر مؤمنی باید دارای این ویژگی‎ها باشد یعنی:
    1. به حقیقت توحید و معبود یكتا توجّه كند.
    2. ذات پاك خدا را از هر گونه عیب و نقص منزه بداند.
    3. به گناه خود اعتراف و اقرار كند.

    چرا كه مجازاتهای الهی به دو گونه است:
    1. مجازات استیصال
    2. مجازات تنبیهی، در مجازات تنبیهی قبل از ورود مجازات، اثر مجازات به بنده می‎رسد، و اگر بنده خود را پاك سازد، نجات پیدا می‎كند.

    4. پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان ـ علیهم السلام ـ در مناجات و راز و نیاز خود به خدا عرض می‎كردند:
    «اَللّهُمَّ لا تَكِلْنی اِلی نَفْسی طَرْفَهَ عَینٍ اَبَداً؛ خدایا مرا به اندازه یك چشم به هم زدن، هرگز به خودم وانگذار.»

    اُمّ سلمه ـ علیه السلام ـ شبی پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را در این حال دید كه این دعا را می‎كرد. علّت را پرسید.
    پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «ایمن نیستم. خداوند یك لحظه یونس ـ علیه السلام ـ را به خودش واگذارد، آن همه دچار بلا شد.»[4]
    ادامه دارد ...
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ در ساعت ۱۶:۲۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    ابن ابی یعفور می‎گوید: امام صادق ـ علیه السلام ـ را دیدم دستهایش را به طرف آسمان بلند كرده و قطرات اشكش از روز محاسنش جاری بود و می‎گفت:
    «رَبّ لا تَكِلْنِی اِلی نَفْسِی طَرْفَهَ عَینٍ اَبَداً لا اَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَ لا اَكْثَرَ؛ پروردگارا! مرا به اندازه یك چشم به هم زدن و نه كمتر و نه زیادتر از این به خودم وانگذار.»

    سپس به من رو كرد و فرمود: خداوند یونس ـ علیه السلام ـ را به اندازه كمتر از یك چشم به هم زدن به خودش واگذاشت و چنان گناه (ترك اولی) و مكافاتی به سراغش آمد.

    عرض كردم: آیا حالش به حالت كفران رسید؟ فرمود: نه ولی اگر كسی در این گونه حالت باشد و (بی توبه) بمیرد، هلاك می‎شود.[5]


    آری راه، بسیار باریك است.
    باید از درگاه خدا همواره استمداد نمود، و گرنه یك لحظه هوسرانی، یك عمر پشیمانی را به دنبال خواهد آورد.

    5. عُرَفا گویند (چنان كه در اشعار مثنوی آمده): گرچه قرار گرفتن یونس ـ علیه السلام ـ در شكم ماهی یك نوع مكافات بود، ولی همان معراج او بود كه عجایب دریا را دید، و ساخته و تربیت شد و پاك و با صفا بازگشت.

    اگر معراج پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آسمانها بود، معراج یونس در دریاها بود. برای خدا بالا و پایین فرقی ندارد.

    بنابراین باید هم چون یونس ـ علیه السلام ـ در سختیها و شدّتها با گفتن: «لا اله الا اللهُ سُبْحانَكَ اِنّی كُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ» خود را به معراج ببریم، و در ملكوت اعلی سیر كنیم تا نجات یابیم.

    به قول یكی از عرفا؛ یونس ـ علیه السلام ـ در چهار تاریكی امتحان شد:

    1. تاریكی ذلّت
    2. تاریكی بیم و عقوبت
    3. تاریكی دریا و تلاطم
    4. تاریكی شكم ماهی.

    پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «لا تُفَضِّلُونِی عَلی یونُسَ بْنِ مَتّی؛ مرا (در این جهت كه یونس ترك اولی كرد و در شكم ماهی قرار گرفت) بر او ترجیح ندهید»
    گـفت پـیغمبـر كـه مـعـراج مـرا نـیـست بـر مـعـراج یـونـس اجـتبـا[6]


    آنِ مـن بـالا و آن او نـشیب ز آن كه قرب حق برون است از حسیب
    قرب نی بالا، نه پستی رفتن است قـربِ حـق از حبس هستی رستن است
    نیست راچون جای بالایست و زیر نیست را نه رود و نه زود و نه دیر
    كـارگاه صُـنع حـق در نیستی است غَرّه هستی چه دانی نیست چیست

    كوتاه سخن آن كه: چنان كه مولانا در این اشعار گوید: پلّه‎های معراج به محو شدن و خود را هیچ دانستن در برابر عظمت خدا است، كسی كه در حقیقت خدا را شناخت و با تمام وجود اقرار به تقصیر و ناچیزی خود كرد، در مسیر معراج قرار گرفته است.
    یونس ـ علیه السلام ـ چنین كرد، و به معراج رسید و سرانجام بر قلّه معراج راه یافت.

    [1]. قلم، 48.
    [2]. یونس، 98.
    [3]. انبیاء، 87 و 88.
    [4]. بحار، ج 14، ص 384.
    [5]. اصول كافی، ج 2، ص 581.
    [6]. اجتبا، برگزیدگی.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود