جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حقانیت دین و شبهه انسان شناسی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    علاقه
    معرفت
    نوشته
    23
    حضور
    1 روز 7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23

    اشاره حقانیت دین و شبهه انسان شناسی




    سلام

    اگر اعتقاد به توحید و دیگر اصول دینی به حق هستند و فطری انسان میباشند..چرا در روانشناسی و انسانشناسی رایج دنیا تعریفی ندارند؟
    بعنوان مثال چگونه میتوانیم به جهانیان بگوییم فرد کافر بیمار است؟!
    چطور میشه اعتقاد به توحید و معاد را فطری انسان و تضمین سلامت روان او دانست درحالی که عموم مردم تحت تاثیر از فرهنگ و سبک زندگی غیر توحیدی زندگی میکنند و خو هم گرفته اند به آن...
    گویی انسان مثل یک نوار خالی است که هر سبک و اعتقادی رو تحت شرایط محیط میتونه در خود ضبط کنه ..و اعتقادات صحیح و سلامت معنوی هیچ مابه ازای عینی در برابر اعتقادات ناصحیح ندارند..
    پاسخ این شبهات چیست؟
    باتشکر

  2. صلوات


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    26,232
    حضور
    229 روز 4 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    63612



    با نام و یاد دوست



    حقانیت دین و شبهه انسان شناسی


    کارشناس بحث: استاد صدیق



  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,026
    حضور
    72 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16221



    نقل قول نوشته اصلی توسط الکی نمایش پست ها
    اگر اعتقاد به توحید و دیگر اصول دینی به حق هستند و فطری انسان میباشند..چرا در روانشناسی و انسانشناسی رایج دنیا تعریفی ندارند؟
    بعنوان مثال چگونه میتوانیم به جهانیان بگوییم فرد کافر بیمار است؟!
    باسلام

    علت این امر، تفاوت روشی است که این دو بخصوص در دوره مدرنیسم یافته اند.

    توضیح اینکه
    مراد از فطری بودن از برخی باورهای دینی همچون اعتقاد به وجود خدا و توحید، آن است که انسان بدون نیاز به اقامه استدلال و بهره گرفتن از علوم حصولی و مقدمات عقلی و تجربی، میتواند نسبت به صحت این امور اذعان داشته باشد.
    به عبارت دیگر، راه تصدیق به این امور از طریق علم حضوری و باور درونی است.
    اما نه در نفس شناسی سابق و نه در روان شناسی امروزی و نه حتی در انسان شناسی رایج امروز در جهان، از علم حضوری بهره گرفته نمیشود.
    در نفس شناسی سابق از یک سری نتایج علوم تجربی آن دوران و یک سری تحلیل عقلی برای شناسایی نفس و قوای آن بهره گرفته میشد.
    در روان شناسی امروز نیز از روش تجربی بهره گرفته میشود و نتایج و ازمایشات این دانش، بیشتر از آنکه عقلی باشد، تجربی است و بیش از انکه از علم حضوری بهره گرفته باشد از علوم حصولی استفاده میبرد.
    بنابراین، این دو هیچ ملازمه ای با هم ندارند تا صحت یکی مستلزم استفاده از آن در دیگری باشد.



    حقانیت دین و شبهه انسان شناسی

  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,026
    حضور
    72 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16221



    نقل قول نوشته اصلی توسط الکی نمایش پست ها
    چطور میشه اعتقاد به توحید و معاد را فطری انسان و تضمین سلامت روان او دانست درحالی که عموم مردم تحت تاثیر از فرهنگ و سبک زندگی غیر توحیدی زندگی میکنند و خو هم گرفته اند به آن...
    نقل قول نوشته اصلی توسط الکی نمایش پست ها
    گویی انسان مثل یک نوار خالی است که هر سبک و اعتقادی رو تحت شرایط محیط میتونه در خود ضبط کنه ..و اعتقادات صحیح و سلامت معنوی هیچ مابه ازای عینی در برابر اعتقادات ناصحیح ندارند..
    در این مورد نیز لازم است توجه کنیم که گاه انسان برای انجام کاری، از عوامل و روش های بدیل و جایگزین بهره میبرد که یا واقعا همان تاثیر عامل اول را دارد یا حداقل تصور میکند به همان اندازه یا حتی بهتر موثر است.
    اعتقادات دینی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
    انسان مدرن به جهت نوع نگاهی که نسبت به زندگی پیدا کرده است، ایمانش نسبت به اعتقادات دینی سست شده است.
    بنابراین واضح است که باید به دنبال راه های جایگزینی برای آن باشد که طبق معیارهایش برایش سنجه پذیر تجربی باشد.
    حال، به خاطر موفقیتهایی که در زندگی مادی می یابد و پیشرفتهایی که دارد، یا و اقعا و یا به صورت توهمی، فکر میکند که سلامت روان خود را از این طریق به دست آورده است. در حالیکه اینچنین نیست و توجه دوباره به دین و یا گرایش عمده به معنویتهای نوظهور نشان دهنده نادرستی این تصور بود که دین و توجه به روح و امور ماورای مادی، هیچ ربطی به سلامت روان انسان و زندگی سالم او ندارد.

    حقانیت دین و شبهه انسان شناسی

  8. صلوات


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    علاقه
    معرفت
    نوشته
    23
    حضور
    1 روز 7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    در این مورد نیز لازم است توجه کنیم که گاه انسان برای انجام کاری، از عوامل و روش های بدیل و جایگزین بهره میبرد که یا واقعا همان تاثیر عامل اول را دارد یا حداقل تصور میکند به همان اندازه یا حتی بهتر موثر است.
    اعتقادات دینی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
    انسان مدرن به جهت نوع نگاهی که نسبت به زندگی پیدا کرده است، ایمانش نسبت به اعتقادات دینی سست شده است.
    بنابراین واضح است که باید به دنبال راه های جایگزینی برای آن باشد که طبق معیارهایش برایش سنجه پذیر تجربی باشد.
    حال، به خاطر موفقیتهایی که در زندگی مادی می یابد و پیشرفتهایی که دارد، یا و اقعا و یا به صورت توهمی، فکر میکند که سلامت روان خود را از این طریق به دست آورده است. در حالیکه اینچنین نیست و توجه دوباره به دین و یا گرایش عمده به معنویتهای نوظهور نشان دهنده نادرستی این تصور بود که دین و توجه به روح و امور ماورای مادی، هیچ ربطی به سلامت روان انسان و زندگی سالم او ندارد.
    سلام و تشکر

    سوال اینجاست که چرا مسئله دین و معاد نباید سرنخی در علوم طبیعی داشته باشد
    مگر دین نمیگوید آدمی روح دارد
    خب این روح را ما کجا اثبات کنیم
    چرا علم پزشکی اینو ثابت نکرده تا حجتی باشد بر حرف دین؟
    این سوال از این جهت اهمیت دارد که اگر ما سرنخی محسوس و عینی از وعده های دین نداشته باشیم اساسا مرزی بین خرافات و اعتقادات صحیح نخواهیم داشت

    چرا که ذهن آدمی این ویژگی را دارد که تحت تاثیر از زمانه و محیط هر باور و نقشی را به خود بگیرد و دلیل هم برایش بتراشد

  10. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۷
    نوشته
    20
    حضور
    10 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    37



    سلام.وقتتون بخیر.
    استادصدیق فرمودند مراد از فطری بودن از برخی باورهای دینی همچون اعتقاد به وجود خدا و توحید، آن است که انسان بدون نیاز به اقامه استدلال و بهره گرفتن از علوم حصولی و مقدمات عقلی و تجربی، میتواند نسبت به صحت این امور اذعان داشته باشد .
    پس اعتقاد به خدا و یگانه بودن خداامی فطری است و نیازی به استدلال و... نیست درحالی که من با چند نفر برخود داشتم که خدا رو قبول نداشتند و نیاز به دلیل و منطق داشتند بنابراین اینجا ه تناقض وجود میاد بین حرف شما و باور بعضی ها لطفا دراین بار کمی توضیح بدید ممنون میشم.

  11. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,026
    حضور
    72 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16221

    پاسخ





    نقل قول نوشته اصلی توسط _gomnam137 نمایش پست ها
    استادصدیق فرمودند مراد از فطری بودن از برخی باورهای دینی همچون اعتقاد به وجود خدا و توحید، آن است که انسان بدون نیاز به اقامه استدلال و بهره گرفتن از علوم حصولی و مقدمات عقلی و تجربی، میتواند نسبت به صحت این امور اذعان داشته باشد .
    پس اعتقاد به خدا و یگانه بودن خداامی فطری است و نیازی به استدلال و... نیست درحالی که من با چند نفر برخود داشتم که خدا رو قبول نداشتند و نیاز به دلیل و منطق داشتند بنابراین اینجا ه تناقض وجود میاد بین حرف شما و باور بعضی ها لطفا دراین بار کمی توضیح بدید ممنون میشم.
    اینکه اعتقاد به خدا امری فطری است، بدین معناست که هر کسی در اعماق قلبش به دنبال موجودی متعالی است که برتر از اوست و کاملتر از او. کسی که بتوان به او تکیه کرد و به او عشق ورزید.
    کسی که نیاز انسان را برطرف میکند و خودش نیازی ندارد.
    اینها فطری هر انسانی است.
    یعنی هر انسانی این واقعیتها را ولو در اعماق وجودش قبول دارد.
    ولو به صورت بالفعل این امر فطری به خاطر زندگی در مادیات و غوطه ور شدن در دنیا، با مانع روبرو شده باشد.
    این اعتقاد، اعتقاد به موجودی است که انسان هنگامی که کاملا تنها و بی کس میشود و پناهی برای حل مشکلاتش نمی یابد، به او تکیه میکند و ارزوی کمک از او را دارد.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۷/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۲:۱۷

  12. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,026
    حضور
    72 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16221



    نقل قول نوشته اصلی توسط الکی نمایش پست ها
    سوال اینجاست که چرا مسئله دین و معاد نباید سرنخی در علوم طبیعی داشته باشد
    مگر دین نمیگوید آدمی روح دارد
    خب این روح را ما کجا اثبات کنیم
    چرا علم پزشکی اینو ثابت نکرده تا حجتی باشد بر حرف دین؟
    این سوال از این جهت اهمیت دارد که اگر ما سرنخی محسوس و عینی از وعده های دین نداشته باشیم اساسا مرزی بین خرافات و اعتقادات صحیح نخواهیم داشت
    چون سنخ اینها با هم فرق دارد.
    علوم تجربی و طبیعی با پدیده های مادی و تجربه پذیر سروکار دارد.
    در حالیکه دیانت در مواردی که تجربه پذیر نیست و نیز خود معاد و روح، از امور غیر مادی هستند.
    بنابراین پر واضح هست که با تجربه و علوم طبیعی تجربی نمیتوان در مورد این امور سخن گفت.

    حقانیت دین و شبهه انسان شناسی

  13. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    6,026
    حضور
    72 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16221

    جمع بندی




    سوال: اگر اعتقاد به توحید و دیگر اصول دینی به حق هستند و فطری انسان میباشد، چرا در روان‌شناسی و انسان‌شناسی رایج دنیا تعریفی ندارند؟ به عنوان مثال چگونه میتوانیم به جهانیان بگوییم فرد کافر بیمار است؟! چطور میشود اعتقاد به توحید و معاد را فطری انسان و تضمین سلامت روان او دانست درحالی که عموم مردم تحت تاثیر از فرهنگ و سبک زندگی غیر توحیدی زندگی میکنند و خو هم گرفته اند به آن؟

    پاسخ
    علت این امر، تفاوت روشی است که این دو بخصوص در دوره مدرنیسم وجود دارد.
    توضیح اینکه
    مراد از فطری بودن در برخی باورهای دینی همچون اعتقاد به وجود خدا و توحید، آن است که انسان بدون نیاز به اقامه استدلال و بهره گرفتن از علوم حصولی و مقدمات عقلی و تجربی، میتواند نسبت به صحت این امور اذعان داشته باشد.
    به عبارت دیگر، راه تصدیق به این امور از طریق علم حضوری و باور درونی است. اما نه در نفس شناسی سابق و نه در روان شناسی امروزی و نه حتی در انسان شناسی رایج امروز در جهان، از علم حضوری بهره گرفته نمیشود.

    در نفس شناسی سابق از یک سری نتایج علوم تجربی آن دوران و یک سری تحلیل عقلی برای شناسایی نفس و قوای آن بهره گرفته میشد.
    در روان شناسی امروز نیز از روش تجربی بهره گرفته میشود و نتایج و ازمایشات این دانش، بیشتر از آنکه عقلی باشد، تجربی است و بیش از انکه از علم حضوری بهره گرفته باشد از علوم حصولی استفاده میبرد.
    بنابراین، این دو هیچ ملازمه ای با هم ندارند تا صحت یکی مستلزم استفاده از آن در دیگری باشد.

    از سوی دیگر، گاه انسان برای انجام کاری، از عوامل و روش های بدیل و جایگزین بهره میبرد که یا واقعا همان تاثیر عامل اول را دارد یا حداقل تصور میکند به همان اندازه یا حتی بهتر موثر است.
    اعتقادات دینی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
    انسان مدرن به جهت نوع نگاهی که نسبت به زندگی پیدا کرده است، ایمانش نسبت به اعتقادات دینی سست شده است.
    بنابراین واضح است که باید به دنبال راه های جایگزینی برای آن باشد که طبق معیارهایش برایش سنجه پذیر تجربی باشد.
    حال، به خاطر موفقیتهایی که در زندگی مادی می یابد و پیشرفتهایی که دارد، یا و اقعا و یا به صورت توهمی، فکر میکند که سلامت روان خود را از این طریق به دست آورده است. در حالیکه اینچنین نیست و توجه دوباره به دین و یا گرایش عمده به معنویتهای نوظهور نشان دهنده نادرستی این تصور بود که دین و توجه به روح و امور ماورای مادی، هیچ ربطی به سلامت روان انسان و زندگی سالم او ندارد.



    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۷/۰۷/۲۸ در ساعت ۰۸:۰۲
    حقانیت دین و شبهه انسان شناسی

  14. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۶/۲۱, ۱۹:۰۵ : 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود