جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گریه بر امام حسین (علیه السلام) در روایات اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    59
    حضور
    9 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    293

    اشاره گریه بر امام حسین (علیه السلام) در روایات اهل سنت




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با توجه به نزدیک شدن ماه محرم می خواستم بدانم در منابع اهل سنت چه روایاتی در باب گریه بر امام حسین علیه السلام وارد شده است؟

    همچنین در مورد تربت کربلا آیا روایتی از پیامبر(ص) در روایات اهل سنت آمده است؟

    متشکرم.



  2. صلوات ها 5


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    27,094
    حضور
    240 روز 14 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    51
    صلوات
    64690



    با نام و یاد دوست



    گریه بر امام حسین (علیه السلام) در روایات اهل سنت


    کارشناس بحث: استاد صدرا



  4. صلوات ها 3


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,081
    حضور
    62 روز 12 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11110

    جمع بندی




    سوال:
    در منابع اهل سنت چه روایاتی در باب گریه بر امام حسین (ع) وارد شده است؟
    همچنین در مورد تربت کربلا آیا روایتی از پیامبر(ص) در روایات اهل سنت آمده است؟


    جواب:
    در روایات اهل سنت روایاتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و امیر المؤمنین (علیه السلام) در خصوص خبر دادن از شهادت امام حسین (علیه السلام) توسط امت آنحضرت در کربلا و تأثر خاص آنها وارد شده است.
    نکته ای که در این روایات قابل توجه بوده گریه ی بر مظلومیّـت و غربت سید شهیدان (علیه السلام) است که وقوع چنین امری سالها پیش از شهادت آنحضرت بیانگر شدت حزن و اندوه بر آن حضرت بوده؛ چنانکه منقول است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌ فرمودند: «إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب‏ المؤمنین لا تبرد أبدا»؛ براى شهادت حسین (علیه السلام) حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‏ شود. [1]

    الف) بیان برخی از روایات منابع اهل سنت
    1. «ابو عیسی ترمذی»،[2] و «ابوبکر آجری»،[3] و «طبرانی»،[4] و «حاکم نیشابوری»،[5] به سند خویش از «سلمی» روایت می کنند: نزد امّ سلمه رفتم و دیدم كه می گرید. گفتم: چرا گریه می كنى؟ گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را با سر و روى خاك آلود به خواب دیدم و گفتم: «یا رسول الله (صلی الله علیه وآله)! شما را چه می شود؟» فرمود: «اندكى پیش شاهد كشته شدن حسین بودم!».

    2. «احمد بن حنبل»،[6] و «طبرانی»،[7] و «حاکم نیشابوری»،[8] و دیگران به سند خویش ازقول «عمار بن ابى عمار» و او از «ابن عباس» گوید: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در نیمه هاى روز، ژولیده و غبار آلود با شیشه‏ اى از خون، به خواب دیدم و گفتم: «یا رسول الله (صلی الله علیه وآله)! پدر و مادرم به فداى تو باد چه شده؟» فرمود: «این خون حسین و یاران اوست كه از صبح امروز یكسره برداشت كرده ام!» عمار گوید: آن روز را ثبت كردیم و بعدها دریافتیم كه حسین در آن روز كشته شده بود.[9]

    3. یعقوبى می نویسد: نخستین نوحه ‏گر مدینه «امّ سلمه» زوجه ی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود. چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) شیشه ‏اى از تربت قبر حسین‏ را به او سپرده و فرموده بود: «جبرئیل مرا آگاه كرد كه امّتم حسین را می كشند و این تربت را به من داد» و امّ سلمه گفته است: پیامبر(صلی الله علیه وآله) به من فرمود: «هر گاه این خاك‏ به خون تازه بدل شد بدان كه حسین‏ كشته شده است» و این خاك نزد او بود تا آن گاه كه لحظه ی موعود فرا رسید و او دم به دم به این شیشه نظر می كرد و چون شیشه را خونین دید ناله ی «وا حسینا» و «یا ابن رسول الله (صلی الله علیه وآله)!» سر داد و زنان اطراف با او هم صدا شدند و شیون و زارى به گونه ‏اى بى سابقه، سراسر مدینه را فرا گرفت.[10]

    4. «ابن عساكر» از قول «على بن زید بن جدعان» نقل می کند که وی گوید: ابن عباس از خواب بیدار شد و گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ» به خدا سوگند حسین كشته شد! به او گفتند: به چه دلیل؟ گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را با شیشه ‏اى از خون دیدم كه فرمود: «آیا می دانى امّتم پس از من چه كردند؟ حسین را كشتند! این خون او و خون یاران اوست كه به سوى خدا بالا می برم» حاضران، آن روز و آن ساعت را ثبت كردند و چون بیست و چهار روز بعد خبر قتل حسین به مدینه رسید معلوم شد كه آن حضرت در همان روز و همان ساعت شهید شده بود.[11]

    ب) اثر تکوینی تربت سید الشهدا (علیه السلام)
    «احمد بن حنبل» به طریق خود از «عبدالله بن نجی» از پدرش روایت می کند که: «به هنگام رفتن به صفّین در ركاب علی (علیه السلام) بودم، هنگامی که به نقطه‏ای که به محازات «نینوا» بود رسید آنحضرت با صدای بلند صدا زد: «ای أبا عبد اللّه در كنار فرات صبور باش»، و این جمله را دو بار تكرار فرمود، پرسیدم: این سخن از كجا است؟ فرمود: روزی بر پیامبر خدا وارد شدم، دیدم چشمان مباركش اشك آلود است. عرض كردم: ای رسول خدا! آیا كسی شما را ناراحت كرده است كه گریه می‌‏كنید؟ فرمود: لحظاتی جبرئیل نزد من آمده بود، و از كشته شدن حسین در كنار شطّ فرات به من خبر داد، و گفت: آیا میل داری مقداری از تربتش را ببوئی و ببینی؟ گفتم: بلی. دستش را دراز كرد، و مشتی از خاك سرزمینی كه حسین در آن به شهادت می‌‏رسد را به من داد، در این هنگام نتوانستم تحمّل كنم و جلوی اشكم را بگیرم».[12]
    «هیثمی» در «مجمع الزوائد» اِسناد این روایت را صحیح دانسته و حکم بر وثاقت راویان این خبر نموده و افزوده است که «عبدالله بن نجی» متفرد در نقل این حدیث نیست.[13] که این روایت بیانگر تاثیر تکوینی تربت سیدالشهدا (علیه السلام) است؛‌ چنانکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: وقتی آن خاک را بوئیدم بی اختیار اشک از چشمانم جاری گشت.

    پی نوشت:
    1. نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، ج10،‌ ص319، مؤسسة آل البيت عليهم السلام – قم: «مجموعة الشهيد، نقلا من كتاب الأنوار لأبي علي محمد بن همام حدثنا أحمد بن أبي هراسة الباهلي قال حدثنا إبراهيم بن إسحاق الأحمري قال حدثنا حماد بن إسحاق الأنصاري عن ابن سنان عن جعفر بن محمد علیه السلام قال‏ نظر النبي صلی الله علیه وآله إلى الحسين بن علي علیهما السلام و هو مقبل فأجلسه في حجره و قال إن لقتل الحسين حرارة في قلوب‏ المؤمنين لا تبرد أبدا ثم قال علیه السلام بأبي قتيل كل عبرة قيل و ما قتيل كل عبرة يا ابن رسول الله قال لا يذكره مؤمن إلا بكى».
    2 . سنن الترمذي، محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك، الترمذي، أبو عيسى (المتوفى: 279هـ)، ج5،ص657،ح:3771،شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر:« حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الأَشَجُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو خَالِدٍ الأَحْمَرُ قَالَ: حَدَّثَنَا رَزِينٌ، قَالَ: حَدَّثَتْنِي سَلْمَى، قَالَتْ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، وَهِيَ تَبْكِي، فَقُلْتُ: مَا يُبْكِيكِ؟ قَالَتْ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، تَعْنِي فِي المَنَامِ، وَعَلَى رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ التُّرَابُ، فَقُلْتُ: مَا لَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: «شَهِدْتُ قَتْلَ الحُسَيْنِ آنِفًا» هَذَا حَدِيثٌ غَرِيبٌ».
    3. الشريعة، أبو بكر محمد بن الحسين بن عبد الله الآجُرِّيُّ البغدادي (المتوفى: 360هـ)،ج5،ص2174، ح1665، دار الوطن - الرياض / السعودية: « حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ دَاوُدَ السِّجِسْتَانِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدٍ الْأَشَجُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو خَالِدٍ الْأَحْمَرُ قَالَ: حَدَّثَنِي رَزِينٌ قَالَ: حَدَّثَتْنِي سَلْمَى قَالَتْ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا وَهِيَ تَبْكِي , فَقُلْتُ: مَا يُبْكِيكِ؟ قَالَتْ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَعْنِي فِي النَّوْمِ وَعَلَى رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ التُّرَابُ فَقُلْتُ: مَا لَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: «شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَيْنِ آنِفًا».
    4. المعجم الكبير، سليمان بن أحمد بن أيوب بن مطير اللخمي الشامي، أبو القاسم الطبراني (المتوفى: 360هـ)، ج23، ص373، ح:882، مكتبة ابن تيمية – القاهرة: «حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْعَبَّاسِ الْبَجَلِيُّ، ثنا أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ، ثنا أَبُو خَالِدٍ الْأَحْمَرُ، حَدَّثَنِي رَزِينٌ، حَدَّثَتْنِي سَلْمَى، قَالَتْ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ وَهِيَ تَبْكِي، فَقُلْتُ: مَا يُبْكِيكِ؟، فَقَالَتْ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَعْنِي فِي الْمَنَامِ، وَعَلَى رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ التُّرَابُ، فَقُلْتُ: مَا لَكَ يَا رَسُولَ اللهِ؟، فَقَالَ: «شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَيْنِ آنِفًا».
    5. المستدرك على الصحيحين، أبو عبد الله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبي الطهماني النيسابوري المعروف بابن البيع (المتوفى: 405هـ)،ج4، ص20، ح:6764، دار الكتب العلمية – بيروت: «أَخْبَرَنِي أَبُو الْقَاسِمِ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّكُونِيُّ، بِالْكُوفَةِ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ، ثنا أَبُو كُرَيْبٍ، ثنا أَبُو خَالِدٍ الْأَحْمَرُ، حَدَّثَنِي رَزِينٌ، حَدَّثَتْنِي سَلْمَى قَالَتْ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، وَهِيَ تَبْكِي فَقُلْتُ: مَا يُبْكِيكِ؟ قَالَتْ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْمَنَامِ يَبْكِي وَعَلَى رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ التُّرَابُ، فَقُلْتُ: مَا لَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَيْنِ آنِفًا».[التعليق - من تلخيص الذهبي] 6764 - سكت عنه الذهبي في التلخيص».
    6. مسند الإمام أحمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، ج3، ص156، ح2553، المحقق: أحمد محمد شاكر، دار الحديث – القاهرة.
    7. المعجم الكبير، سليمان بن أحمد بن أيوب بن مطير اللخمي الشامي، أبو القاسم الطبراني (المتوفى: 360هـ)، ج12، ص185، ح:12837، مكتبة ابن تيمية – القاهرة.
    8 . المستدرك على الصحيحين، أبو عبد الله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبي الطهماني النيسابوري المعروف بابن البيع (المتوفى: 405هـ)،ج4، ص439، ح:8201 ، دار الكتب العلمية – بيروت: «حَدَّثَنِي أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ بَالَوَيْهِ، ثَنَا بِشْرُ بْنُ مُوسَى الْأَسَدِيُّ، ثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى الْأَشْيَبُ، ثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ عَمَّارِ بْنِ عَمَّارٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: " رَأَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِيمَا يَرَى النَّائِمُ نِصْفَ النَّهَارِ، أَشْعَثَ أَغْبَرَ مَعَهُ قَارُورَةٌ فِيهَا دَمٌ، فَقُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ مَا هَذَا؟ قَالَ: هَذَا دَمُ الْحُسَيْنِ وَأَصْحَابِهِ، لَمْ أَزَلْ أَلْتَقِطُهُ مُنْذُ الْيَوْمَ "، قَالَ: «فَأُحْصِيَ ذَلِكَ الْيَوْمُ فَوَجَدُوهُ قُتِلَ قَبْلَ ذَلِكَ بِيَوْمٍ» هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ، وَلَمْ يُخْرِجَاهُ "[التعليق - من تلخيص الذهبي] 8201 - على شرط مسلم». صححه الألباني في المشكاة: 6172 , وقال الشيخ شعيب الأرنؤوط: إسناده قوي.
    9 . همان.
    10. تاریخ الیعقوبی، ج2، ص245، دارصادر، بیروت: «وكان أول صارخة صرخت في المدينة أم سلمة زوج رسول، كان دفع إليها قارورة فيها تربة، وقال لها: إن جبريل أعلمني ان أمتي تقتل الحسين، وأعطاني هذه التربة، وقال لي: إذا صارت دما عبيطا فاعلمي أن الحسين قد قتل، وكانت عندها، فلما حضر ذلك الوقت جعلت تنظر إلى القارورة في كل ساعة، فلما رأتها قد صارت دما صاحت: وا حسيناه ! وابن رسول الله ! وتصارخت النساء من كل ناحية، حتى ارتفعت المدينة بالرجة التي ما سمع بمثلها قط».
    11 . تاريخ دمشق، أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)، ج14، ص237، المحقق: عمرو بن غرامة العمروي، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع: «أخبرنا أبو محمد بن طاوس أنا أبو الغنائم بن أبي عثمان نا أبو الحسين بن بشران أنا الحسين بن صفوان أنا أبو بكر بن أبي الدنيا أنا عبد الله بن محمد بن هانئ أبو عبد الرحمن النحوي نا معدي بن سلمان نا علي بن زيد بن جدعان قال استيقظ ابن عباس من نومه فاسترجع وقال قتل الحسين والله فقال له أصحابه كلا يا ابن عباس كلا قال رأيت رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) ومعه زجاجة من دم فقال ألا تعلم ما صنعت أمتي من بعدي قتلوا ابني الحسين وهذا دمه ودم أصحابه أرفعها إلى الله عز وجل قال فكتب ذلك اليوم الذي قال فيه وتلك الساعة قال فما لبثوا إلا أربعة وعشرين يوما حتى جاءهم الخبر بالمدينة أنه قتل ذلك اليوم وتلك الساعة».
    12. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، 50جلد، مؤسسة الرسالة - لبنان - بيروت، چاپ: 1، 1416 ه.ق: « حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدٍ، حَدَّثَنَا شُرَحْبِيلُ بْنُ مُدْرِكٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ‏ نُجَيٍّ، عَنْ أَبِيهِ: أَنَّهُ سَارَ مَعَ عَلِيٍّ، وَكَانَ صَاحِبَ مِطْهَرَتِهِ، فَلَمَّا حَاذَى نِينَوَى وَهُوَ مُنْطَلِقٌ إِلَى صِفِّينَ، فَنَادَى عَلِيٌّ: اصْبِرْ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، اصْبِرْ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، بِشَطِّ الْفُرَاتِ قُلْتُ: وَمَاذَا قَالَ؟، دَخَلْتُ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ يَوْمٍ وَعَيْنَاهُ تَفِيضَانِ، قُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ، أَغْضَبَكَ أَحَدٌ، مَا شَأْنُ عَيْنَيْكَ تَفِيضَانِ؟ قَالَ:" بَلْ قَامَ مِنْ عِنْدِي جِبْرِيلُ قَبْلُ، فَحَدَّثَنِي أَنَّ الْحُسَيْنَ يُقْتَلُ بِشَطِّ الْفُرَاتِ" قَالَ: فَقَالَ:" هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ أُشِمَّكَ مِنْ تُرْبَتِهِ؟" قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ. فَمَدَّ يَدَهُ، فَقَبَضَ قَبْضَةً مِنْ تُرَابٍ فَأَعْطَانِيهَا، فَلَمْ أَمْلِكْ عَيْنَيَّ أَنْ فَاضَتَا».
    13 . نور الدين علي بن أبي بكر الهيثمي، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص300، دار الفكر، بيروت - 1412 هـ: «رواه أحمد وأبو يعلى والبزار والطبراني ورجاله ثقات ولم ينفرد نجي بهذا».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۰۹/۰۳ در ساعت ۰۰:۳۲
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  6. صلوات ها 5


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۶/۲۱, ۱۱:۵۱ : 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود