صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راهکار برای تمایل به ازدواج

  1. #11

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    12
    حضور
    5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    الان به دلیل گسترش و راحتی ارتباط - تلگرام و گروپ و شبکه های اجتماعی ارتباط ها بسیار راحت تر شده اند .

    برخی خانم و دخترخانم ها هم تا مثلا فردی بهشون سلامی میکنه و احترامی میزاره سریع ذهنشون میره سمت ازدواج !!
    ارتباط های غیر ضروری نباید باشه .
    برای پسرها برای دوستی های موقت اعلام علاقه می کنند یا الکی پای شناخت برای ازدواج رو مطرح می کنند


    من توصیه ام اینه تا فردی رسما به خواستگاری شما نیامده و علنا اعلام نکرده هیچ موقع وابستگی عاطفی ایجاد نکنید و وارد بحث ازدواج نشوید!!
    وابستگی عاطفی زمانی باید ایجاد بشه که رسما طرف اسمش در شناسنامه شما نوشته شده


    توجه کنید بعضا ذهن بزرگنمایی میکنه و انسانهایی که تا اون حد نیستن بزرگ میبینه -
    من اسمش رو میزارم توهم علاقه - علاقه کاذب

    شما دقیقا فرد مقابل رو نمیشناسد و فقط حالات مثبتش رو میبینید.

    منطقی فکر کنید و به زندگی خودتون برسید .


    سلام ممنونم نظر میدین چون من وقتی حرفم و اینجا زدم خیلی بهم کمک کرده و از دیروز قبول می کنم که اشتباه کردم اما تنها چیزی که نمیتونم قبول کنم اینکه شکست بخورم و با یه موقعیت پایین تر از ایشون بخوام ازدواج کنم.


    این هم بگم من بیست و 18 و 19 ساله نیستم و از این طرز فکرها نداشتم.
    آشنایی هم مجازی نبوده تقریبا از اقوام درجه یک من با درجه یک ایشون همکار بودن و قبلا تصمیم گرفته بودن من برای کمک برم پیش این آقا که نرفتم و بعدها با یک سوال ایشون اصرار کردن.
    من وقتی جدا شده بودم تا یک مدت نه به اییشون و نه هیچ کس دیگه ای فکر می کردم و حالت افسردگی داشتم انگار هیچ تمایلی به جنس مخالف نداشتم. اما رفتار ایشون و سماجتشون نسبت به من حس امنیت در زندگی و به وجود آورد و موقعیت و رفتارهای دیگه شون اطمینان و امید و با عث شد به زندگی تمایل نشون بدم.

    بارها به خودم گفتم هرکسی قصدی داشته باشه و جدی باشضه مطرح میکنه حتی اگر پول یا موقعیتش و هم نداشته باشه ازش محافظت میکنه و از خودش دور نمیکنه . ایشون بازم خواستن باهم دوتایی کار کنیم و من با اینکه نیاز دارم به اون کار نرفتم سمتش گفتم اگر قرار بود اتفاقی بیافته می افتاد و هرگز هم سمتش نخواهم رفت چون برای آیندم خوب نیست اما اعتماد به نفسم پایین اومد ...

    ای کاش بیشتر حرف بزنین و مشارکت کنین تا راحت از ذهنم حذفش کنم من تلقینی و کمی احتمالا کمالگرا هستم


  2. صلوات ها 2


  3. #12

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,997
    حضور
    174 روز 14 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3891



    سلام خواهرم


    شما خواسته یا ناخواسته بپذیرید یا نپذیرید عاشق شدین

    مطمئن باشین اگه اونهم عاشق شما شده باشه در خونتون رو میزنه ورسما از شما خواستگاری میکنه .


    هر چندصرف عشق واسه ی ازدواج کمه وحتما با عقل


    هم این حس رو سنجید و بادکمک مشاور یادخانواده این


    ازدواج رو به ,سر انجام رسوند .خب با این حال فعلا به این نوع عشق عشق یکرفه گفته میسه چرا که از طرف ایشون ایشونهنوز اقدام رسمی نشده .


    هر فرد عاشقی هم خوشبختی معشوقش رو میخواد اگه دوست داری ایشون هم ازدواج خوبی داشته باشه باید


    اونهم آزادانه عاشق شما بشه و به طرف شما بیاد ِ


    پی فعلا باید راههای فراموش شدنش رو با راهکار های مشاور

    بهتون داده فراموشش کنید یا غیر مستقیم بفهمید ببینم ایشونهم شما رو دوست داره که فعلا به گزینه ی دیگه(خواستگار )دیگه ای فکر نکنید یا نه .


    میدونم فراموش کردن معشوق خیلی سخته ولی شدنیه




    مطمئن باشید ااگه بخواین میتونید .
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  4. صلوات


  5. #13

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,997
    حضور
    174 روز 14 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3891



    انشاءالله کارشناس محترم راهنماییهای لازم رو بهتون میگه


    ولیذشما به نظرم از شکست میترسین در صورتیکه شکست

    قبول دارم خیلی سخته ولی یه حقیقته .باید قبول کرد قرا ر نیست هر چیزی که دلخواه ماست مال ما باشه

    ما سعی خودمون رو میکنیم ولی نتیجه ش دست ما نیست

    ما باید بتونیم روحیمون رو تقویت کنیم و داشتهدها ونداشته های واقعیمون رو ببینیم و بشناسیم و بر اساس


    اونها زندگیمون رو پیش ببریم .


    ا
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  6. صلوات


  7. #14

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,736
    حضور
    167 روز 13 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    3347
    صلوات
    46184



    نقل قول نوشته اصلی توسط رز تیره نمایش پست ها
    سلام ممنونم نظر میدین چون من وقتی حرفم و اینجا زدم خیلی بهم کمک کرده و از دیروز قبول می کنم که اشتباه کردم اما تنها چیزی که نمیتونم قبول کنم اینکه شکست بخورم و با یه موقعیت پایین تر از ایشون بخوام ازدواج کنم.

    اینکه قبول کرده اید که کارتون اشتباه بوده اولین مرحله در حذف رفتار و نگرش اشتباه هست .

    اشتباه شما چی بوده ؟

    -- اینکه اقایی با شما همکاری علمی داشته و بالاخره برخورد نزدیک = ذهنتون رفته سمت ازدواج و اینکه این اقا میتونه برای شما پشتیبان باشه -
    بدون هیچ درخواست رسمی از خانواده شما و برخورد علنی اون اقا






    نقل قول نوشته اصلی توسط رز تیره نمایش پست ها
    اما تنها چیزی که نمیتونم قبول کنم اینکه شکست بخورم و با یه موقعیت پایین تر از ایشون بخوام ازدواج کنم.
    منظور شما از موقعیت چیه ؟ اینکه این اقا شرایط اجتماعی خوبی دارند و در واقع شما عاشق شرایط اجتماعی و موقعیت خوب این اقا هستید ؟
    این عشق عشق به موقعیت نه طرف
    چه خصوصیتی از این اقا برای شما جلب توجه میکنه ؟
    افراد مختلفی می تونن همین خصوصیت رو داشته باشند و ما نمیشناسیم





    نقل قول نوشته اصلی توسط رز تیره نمایش پست ها
    این هم بگم من بیست و 18 و 19 ساله نیستم و از این طرز فکرها نداشتم.
    آشنایی هم مجازی نبوده تقریبا از اقوام درجه یک من با درجه یک ایشون همکار بودن و قبلا تصمیم گرفته بودن من برای کمک برم پیش این آقا که نرفتم و بعدها با یک سوال ایشون اصرار کردن.
    من وقتی جدا شده بودم تا یک مدت نه به اییشون و نه هیچ کس دیگه ای فکر می کردم و حالت افسردگی داشتم انگار هیچ تمایلی به جنس مخالف نداشتم. اما رفتار ایشون و سماجتشون نسبت به من حس امنیت در زندگی و به وجود آورد و موقعیت و رفتارهای دیگه شون اطمینان و امید و با عث شد به زندگی تمایل نشون بدم.

    بارها به خودم گفتم هرکسی قصدی داشته باشه و جدی باشضه مطرح میکنه حتی اگر پول یا موقعیتش و هم نداشته باشه ازش محافظت میکنه و از خودش دور نمیکنه . ایشون بازم خواستن باهم دوتایی کار کنیم و من با اینکه نیاز دارم به اون کار نرفتم سمتش گفتم اگر قرار بود اتفاقی بیافته می افتاد و هرگز هم سمتش نخواهم رفت چون برای آیندم خوب نیست اما اعتماد به نفسم پایین اومد ...

    ای کاش بیشتر حرف بزنین و مشارکت کنین تا راحت از ذهنم حذفش کنم من تلقینی و کمی احتمالا کمالگرا هستم
    منظورم از بیان ارتباط های مجازی اشاره به شخص خاص شما نبود و کلی بود --

    اشتباه اون اقا این بوده که طوری رفتار کرده شما احساس دیگری کنید و در ذهنتون ازدواج رو تجسم کنید -
    برای همین اشاره میشه که برخورد بین دو نامرحم باید سنگین باشه .

    اما خب برخی ها توجه نمی کنن و وارد روابط عاطفی میشن برای لذت های موقت.

    اشتباه شما هم این بوده که بدون درخواست رسمی ازدواج از خانواده و اعلان اشکار اون اقا وابسته شدید .

    باید منطقی فکر کنید .

    شما یه ارتباط کاری و علمی داشته اید و قرار هم نیست هر ارتباطی دائمی باشه و به ازدواج ختم بشه

    برای اینکه از ذهنتون پاک کنید :

    باید زمان بگذره و اون بزرگنمایی هایی که ذهنتون از این اقا دارید حذف کنید . اگر ما امری رو مدام در ذهنمون یاداوری نکنیم و فکر نکنیم به مرور میره بایگانی ذهنی .
    به نقاط منفی هم دقت کنید .

    راهکار برای تمایل به ازدواج

  8. صلوات ها 3


  9. #15

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    988
    حضور
    42 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3139



    نقل قول نوشته اصلی توسط رز تیره نمایش پست ها
    یعنی توی کلاس جلوی جمع جواب داده بود؟؟؟؟
    به نظرم همچین انسان خود شیفته ای ارزش فکر کردن نداره
    استاد دانشگاه بودن زیاد هم موقعیت بالایی نداره تازه کلی هم دختر دور بروشن هست.

    به نظرم من و شما افسرده هستیم و درونگرا شدیم.

    اومد جلوی جمع پیامم رو خوند و داد زد گفت : اگه باهاتون خوب بودم به خاطر احترامی بود که بهتون قایل بودم ........الان اسمشو دادم به حراست براش پرونده باز کزدن و میگم پدر مادرش بیاد ببینم
    این چه وضعشه .........همیشه باید یکی تحقیرتون کنه ؟!...........پررو هنوز اسمشم زیر پیامش نوشته .........اگه جرات داری بیا اینجا خودتو معرفی کن .......

    رفتم برا معذرت خواهی, پرسیدم واقعا به حراست اطلاع دادین گفت نه ولی دیگه به کلاس من نیا ..............بعدش پیام منو به همه اساتید نشون داده بود ........این خبر تو کل دانشگاه مثل بمب منفجر شد دیگه همه منو میشناختن ................
    من متهم به صفات ناروا شدم .....( حالا ببینید وابستگی که هیچ بی ابرو شدن رو هم بهش اضافه کنید)
    حقیقتش اینه که انسان ها بی ارزش تر از اونی هستن که ما تصور کردیم ..........
    من به قدری پژمرده شدم و اعتماد به نفسم داغون شد که حتی اگه الان خودش هم بیاد دیگه بعید میدونم اون شور و اشتیاق قبل رو داشته باشم .....

    یه مدت سعی میکردم علاقه ام رو به سمت فرد دیگری ببرم تا فراموشش کنم ....راهکار بدی نبود ........عشق عشق رو میبره و تقریبا خنثی میکنه احساسات ادم رو
    ولی دیگه انرژی روانی ام تموم شده دیگه خسته ام حوصله هیچکس رو ندارم.

    ویرایش توسط اغاثاذیمون : ۱۳۹۷/۰۵/۳۰ در ساعت ۱۷:۳۶
    ((رب زدنی فیک تحیرا و هب لی کمال الانقطاع علیک))

  10. صلوات ها 2


  11. #16

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    12
    حضور
    5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    واقعا از همه ی کاربرانی که میاین و نظر میدین ممنونم و خدا میدونه که چقدر کمک میکنه و امیدوارم گره مشکلات همه باز بشه.

    من از اینکه دوباره شکست بخورم میترسم و نمیخوام دوباره کم بیارم و شایدم میخوام جبران کنم ولی دارم فکر میکنم عشق واقعی وجود نداره وقتی میشه انسان خودشو تغییر بده پس نظرش در مورد فرد ایده آلشم عوض میشه.

    من در ازدواج قبلیم دنبال اعتماد و اطمینان به زندگی بودم که هرچی تلاش کردم بدست نیومد در کنارش پول و موقعیت اجتماعی هم نداشت اینبار میخواستم دنبال هم سطح خودم یا بالاتر از خودم باشم موقعیت من کم از اون آقا نیست و خودشونم پیش همه اعتراف کردن. اما اخلاق و تلاشش برای برگردوندن و حفظ رابطه و احساس امنیت و اطمینانم نسبت بهش باعث میشد ازش خوشم بیاد در کنارش هوش و کارهای بچگانه ایشون هم برای من جاذبه داشت. من قبول دارم اشتباه کردم و به خاطر چند تا کلیپ عاشقانه و گل و تماس و... این فکرا بسرم زد. و انقدر زیادی بها میدادم هرچی باشه الان میبینم با این رفتارش اگر واقعا هم چیزی در میان باشه بازم نمیشه بهش اطمینان کرد. دیگه بهش فکر نخواهم کرد هرچند تلخ و سخت باشه و منتظر نظرات خوبتون هستم.
    ویرایش توسط رز تیره : ۱۳۹۷/۰۵/۲۹ در ساعت ۱۷:۵۹

  12. صلوات


  13. #17

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۷
    نوشته
    12
    حضور
    5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط اغاثاذیمون نمایش پست ها

    اومد جلوی جمع پیامم رو خوند و داد زد گفت : اگه باهاتون خوب بودم به خاطر احترامی بود که بهتون قایل بودم ........الان اسمشو دادم به حراست براش پرونده باز کزدن و میگم پدر مادرش بیاد ببینم
    این چه وضعشه .........همیشه باید یکی تحقیرتون کنه ؟!...........پررو هنوز اسمشم زیر پیامش نوشته .........اگه جرات داری بیا اینجا خودتو معرفی کن .......

    رفتم برا معذرت خواهی, پرسیدم واقعا به حراست اطلاع دادین گفت نه ولی دیگه به کلاس من نیا ..............بعدش پیام منو به همه اساتید نشون داده بود ........این خبر تو کل دانشگاه مثل بمب منفجر شد دیگه همه منو میشناختن ................
    من متهم به صفات ناروا شدم .....( حالا ببینید وابستگی که هیچ بی ابرو شدن رو هم بهش اضافه کنید)
    حقیقتش اینه که انسان ها بی ارزش تر از اونی هستن که ما تصور کردیم ..........
    من به قدری پژمرده شدم و اعتماد به نفسم داغون شد که حتی اگه الان خودش هم بیاد دیگه بعید میدونم اون شور و اشتیاق قبل رو داشته باشم .....

    یه مدت سعی میکردم علاقه ام رو به سمت فرد دیگری ببرم تا فراموشش کنم ....راهکار بدی نبود ........عشق عشق رو میبره و تقریبا خنثی میکنه احساسات ادم رو
    ولی دیگه انرژی روانی ام تموم شده دیگه خسته ام.

    متاسفم برای همچین آدمای قدرت طلبی که برای حفظ منافع خودشون حاضرن کلی آدم و نابود کنن.

    به نظر من این رفتارش عکس العملی در برابر ترس بوده یعنی از چیزی ترس و وحشت داشته، از اینکه شما به موقعیتش ضربه بزنین یا چیزی و حرف و حدیثی بوده که ترسیده شما اقدامی بکنین و شرایطش در خطر بیافته یا معشوقه ای چیزی داشته که شما بی خبر بودین، از این طرف در فکر رابطه با شما هم بوده وگرنه این همه رفتار تند عجیبه. حتی بدترین و کم شعورترین آدم ها به صورت خصوصی به طرف میگن قصدی نداشتن نه اینطوری.
    از اون آدمای کثیف پر هست.

    اما چرا توانتون رفته؟
    سعی کنین مثل من دیگه بهش فکر نکنین.

  14. صلوات


  15. #18

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    874
    حضور
    45 روز 2 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3357



    نقل قول نوشته اصلی توسط رز تیره نمایش پست ها
    حتی بدترین و کم شعورترین آدم ها به صورت خصوصی به طرف میگن قصدی نداشتن

    سلام
    کاملا موافقم
    این حجم از بی شخصیتی عجیبه
    اونم از طرف یه استاد دانشگاه
    میمرد خصوصی میگفت تمومش کن؟؟؟

    و به عنوان یه خانم متاهل میگم آقایون خیلی خیلی ساده تر از اونی هستن که ماها فکرشو میکنیم
    ماها شاید هزاران راه واسه نشون دادن علاقمون داشته باشیم
    ولی آقایون انقدر پیچیده نیستن
    خیلی راحت حرفشونو میزنن
    و اگه نمیزنن باید به اون رابطه شک کرد...


    من معتکف ظهور توام آقا ...

  16. صلوات ها 3


  17. #19

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,201
    حضور
    40 روز 23 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3953



    مثل سریال پدر اقدام کن.

  18. #20

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۶
    علاقه
    بندگی خدا
    نوشته
    136
    حضور
    8 روز 18 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    304



    اقا این کارا رو نکنید.با نامحرم ارتباط نداشته باشید.بدبخت می شید بعد می گین خدا چرا منو بدبخت کرد.دنیا دو روزه.تحمل کنین صبر کنید بلاخره تموم می شه.

  19. صلوات


صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 55

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود