جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لزوم و اهمیت شناخت خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۷
    علاقه
    تلوزیون
    نوشته
    60
    حضور
    1 روز 1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    70

    لزوم و اهمیت شناخت خدا





    چه لزوم واهمیتی دارد که ما خدا را بشناسیم؟

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۷/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۰:۴۵ دلیل: حذف سوالاتی که باید در تاپیک دیگری مطرح شوند

  2. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    26,764
    حضور
    234 روز 20 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    64319



    با نام و یاد دوست



    لزوم و اهمیت شناخت خدا


    کارشناس بحث: استاد قول سدید


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۷/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۱:۲۴ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  3. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    843
    حضور
    28 روز 3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1285



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخاطب نمایش پست ها
    چه لزوم واهمیتی دارد که ما خدا را بشناسیم؟


    با سلام و عرض ادب و آرزوي توفيق روزافزون.

    برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:



  4. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    843
    حضور
    28 روز 3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1285




    1. مهمترین فایده اعتقاد و ایمان به وجود خداوند، آرامش خاطری است که از این اعتقاد نشات می گیرد: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(1)؛ یعنی: «آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن(و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد».

    این آرامش خاطر ناشی از این است که خود را در محضر خداوندی می دانیم که هم عالم مطلق است و هم قادر مطلق و هم خیرخواه مطلق؛ خداوندی که تمامی عزت و رحمت و روزی و غیره از جانب اوست؛ خداوندی که اجر هیچ مومنی را فرو نمی گذارد و بر هیچ بنده ای ظلم نمی کند.

    بنابراین، اگر خود را در محضر خداوند بدانیم، از هر گونه ترس و ناراحتی مصون می مانیم: «بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»(2)؛ یعنی: «آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.»


  5. صلوات


  6. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    843
    حضور
    28 روز 3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1285



    2. البته فایده اعتقاد به وجود خداوند، منحصر به فایده روان شناختی نیست بلکه فواید دیگری همچون معنابخشی به زندگی و هدفمند کردن آن را نیز دارد.

    توضیح مطلب این که اگر اعتقادی به وجود خداوند نداشته باشیم، آن گاه نمی توانیم به هدفی قدسی برای زندگی خود قائل باشیم چرا که اساسا در این صورت، وجود آدمی، برآمده از یک طرح هدفمند از سوی خداوند تلقی نمی شود. از این رو، آدمی باید برای خودش معنایی بیافریند و زندگی خود را در راستای آن معنای شخصی، هدفمند سازد. از این منظر آدمی بدون هیچ پشتوانه ای در نقطه ای کوچک از جهان رها شده است؛ فرق آدمی با سایر جمادات در این است که آدمی می تواند لذت بیشتری از این زندگی موقت ببرد و برای زندگی موقت خودش در دنیا، هدفی زمینی و موقت در نظر بگیرد.

    افزون بر این که معنای زندگی آدمی، امری اعتباری و جعلی قلمداد می شود و به لحاظ عقیدتی پایگاه معرفتی عمیقی ندارد، به لحاظ اجرایی نیز پشتوانه محکمی ندارد چرا که در این فرض، اساسا خداوند موجود نیست و اعتقادی به او نداریم.

    آری، از این منظر، پوچی و ناامیدی و سرگردانی سراسر زندگی را فرا می گیرد و راهی به رهایی از آن نیست. پوچی از این جهت زندگی آدمی را فرا می گیرد که هدفی قدسی برای زندگی او در کار نیست.

    سرگردانی زندگی آدمی را فرا می گیرد از این جهت که آدمی نمی داند زندگی خود را به چه صورتی معنادار کند و به کدام سمت حرکت نماید.

    ناامیدی زندگی آدمی را فرا می گیرد از این جهت که آدمی احساس تنهایی می کند و در راستای تحقق هدف زندگی خود، هیچ ضامن و پشتوانه ای ندارد.(3)


  7. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    843
    حضور
    28 روز 3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1285



    پی نوشت ها:
    1. بقره: 28.
    2. بقره: 112.
    3. برای مطالعه بیشتر، رک: سارتر، اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، صص38-40 و صص76-80؛ نیچه، اراده معطوف به قدرت، صص57-65.



  8. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,301
    حضور
    50 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5140



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخاطب نمایش پست ها
    چه لزوم واهمیتی دارد که ما خدا را بشناسیم؟
    سلام
    برای یک انسان مومن که می داند از خداست و دارد بسوی او باز می گردد کاملا روشن است باید بداند این اول و آخر کیست و چیست و چگونه است. اولی که از ازلیت آغاز شده و آخری که به ابدیت منتهی می شود. این میانه در برابر این ازل و ابد هیچ نیست اما بسیار سرنوشت ساز می تواند باشد.
    اما برای یک انسان بی ایمان مساله شناخت خدای متعال می تواند در حد بررسی یک احتمال و یک دعوت باشد. احتمال وجود خدایی که جهان را آفریده و مسوولیتی که ممکن است در قبال او داشته باشد( البته اگر اهل مسوولیت پذیری باشد) و دعوتی که به ادعای اهل دین از آغاز خلقت بشریت وجود داشته. دعوت به باور و ایمان و اطاعت از خدایی که خالق جهان است. چه بسا پیگیری این احتمال و بررسی این دعوت عامل ایمان آوردن بسیاری از انسانها باشد.
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  9. صلوات


  10. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    843
    حضور
    28 روز 3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1285

    جمع بندی




    پرسش:
    چه لزوم واهمیتی دارد که ما خدا را بشناسیم؟

    پاسخ:
    برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

    در باب اهمیت ایمان به خداوند، به ادله مختلفی استناد شده است؛ از جمله:
    (1) لزوم شکر انسان نسبت به ولی نعمتش، نیازمند شناخت خداوند به عنوان ولی نعمتش است.
    (2) لزوم بندگی انسان نسبت به خالقش، نیازمند شناخت خداوند به عنوان خالقش است.
    (3) لزوم فهم راه درست و رسیدن به سعادت ابدی، نیازمند شناخت خداوند به عنوان موجود هادی و سعادت بخش است.
    (4) نیاز به آرامش خاطر در زندگی، نیازمند شناخت خداوند به عنوان حافظ انسان و جهان است.
    (5) نیاز به معنادار کردن زندگی، نیازمند شناخت خداوند به عنوان معنابخش به زندگی است.

    از آن جایی که دو مورد اخیر در مکاتبات مربوط به این پرسش، کمتر مورد بررسی قرار گرفته اند، در ادامه، به بررسی این دو نمونه می پردازیم.

    تاثیر شناخت خداوند در دستیابی به آرامش
    مهمترین فایده اعتقاد و ایمان به وجود خداوند، آرامش خاطری است که از این اعتقاد نشات می گیرد: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(1)؛ یعنی: «آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن(و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد».

    این آرامش خاطر ناشی از این است که خود را در محضر خداوندی می دانیم که هم عالم مطلق است و هم قادر مطلق و هم خیرخواه مطلق؛ خداوندی که تمامی عزت و رحمت و روزی و غیره از جانب اوست؛ خداوندی که اجر هیچ مومنی را فرو نمی گذارد و بر هیچ بنده ای ظلم نمی کند.

    بنابراین، اگر خود را در محضر خداوند بدانیم، از هر گونه ترس و ناراحتی مصون می مانیم: «بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»(2)؛ یعنی: «آرى، كسى كه روى خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.»

    تاثیر شناخت خداوند در معنادار کردن زندگی
    البته فایده اعتقاد به وجود خداوند، منحصر به فایده روان شناختی نیست بلکه فواید دیگری همچون معنابخشی به زندگی و هدفمند کردن آن را نیز دارد.

    توضیح مطلب این که اگر اعتقادی به وجود خداوند نداشته باشیم، آن گاه نمی توانیم به هدفی قدسی برای زندگی خود قائل باشیم چرا که اساسا در این صورت، وجود آدمی، برآمده از یک طرح هدفمند از سوی خداوند تلقی نمی شود. از این رو، آدمی باید برای خودش معنایی بیافریند و زندگی خود را در راستای آن معنای شخصی، هدفمند سازد. از این منظر آدمی بدون هیچ پشتوانه ای در نقطه ای کوچک از جهان رها شده است؛ فرق آدمی با سایر جمادات در این است که آدمی می تواند لذت بیشتری از این زندگی موقت ببرد و برای زندگی موقت خودش در دنیا، هدفی زمینی و موقت در نظر بگیرد.

    افزون بر این که معنای زندگی آدمی، امری اعتباری و جعلی قلمداد می شود و به لحاظ عقیدتی پایگاه معرفتی عمیقی ندارد، به لحاظ اجرایی نیز پشتوانه محکمی ندارد چرا که در این فرض، اساسا خداوند موجود نیست و اعتقادی به او نداریم.

    آری، از این منظر، پوچی و ناامیدی و سرگردانی سراسر زندگی را فرا می گیرد و راهی به رهایی از آن نیست. پوچی از این جهت زندگی آدمی را فرا می گیرد که هدفی قدسی برای زندگی او در کار نیست.

    سرگردانی زندگی آدمی را فرا می گیرد از این جهت که آدمی نمی داند زندگی خود را به چه صورتی معنادار کند و به کدام سمت حرکت نماید.

    ناامیدی زندگی آدمی را فرا می گیرد از این جهت که آدمی احساس تنهایی می کند و در راستای تحقق هدف زندگی خود، هیچ ضامن و پشتوانه ای ندارد.(3)

    پی نوشت ها:
    1. بقره: 28.
    2. بقره: 112.
    3. برای مطالعه بیشتر، رک: سارتر، اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، صص38-40 و صص76-80؛ نیچه، اراده معطوف به قدرت، صص57-65.



  11. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 14

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود