صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هنوز او را در خواب می بینم

  1. #11

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۶
    علاقه
    مباحث فلسفی
    نوشته
    79
    حضور
    5 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    187



    سلام
    من فکر میکنم تنها راهش رفتن پیش
    مشاوره
    باشه چون نیاز داره که بارها و بارها در موردش با
    روانشناس
    حرف بزنه و اینهمه بارسنگین عذاب وجدان ، پشیمانی ، شک و دودلی و ... که سالها همراش بوده یجوری از رو قلبش برداشته بشه .و در نهایت باید خودشو ببخشه و به این باور برسه که انتخابی که کرده درست بوده و شاید حکمتی در کار بوده که زبونش قفل شده و نتونسته ابزار عشق کنه اینکه ممکن بود با رسیدن به اون هیچکدوم ازین خوشبختیایی که امروز داره اونموقع نداشته باشه
    چرا که من فکر میکنم اون چیزایی رو که تو خواب میبینه واسه اینه که همیشه دلش میخواسته اتفاق بیفته اینکه اون دختر ابراز علاقه کنه و اونم تسلیم احساسش میشده . و هی اینو تو ذهنش پرونده و رشدش داده و شاید اولاش تو تجسماتش و بعد تو خواب خودش میخواسته همچین خوابایی رو ببینه و همشم به خاطر زیاد فکر کردن بهش بوده و چون در موردش با کسی حرف نمیزده تو خواباش دوباره تکرار میشده

    ویرایش توسط س.سعید : ۱۳۹۷/۰۵/۲۱ در ساعت ۱۷:۵۵
    در تنهاترین لحظه ها خدا با ماست

  2. صلوات


  3. #12

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    نوشته
    67
    حضور
    1 روز 23 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    182



    با عرض سلام

    واقعیتش، انسان وقتی به دنیا میاد خیلی چیزها تحت کنترل و اختیارش نیست، نه زمان و مکان تولدش، نه کیفیت و چگونگی آن... هر کسی با ویژگی ها و خصوصیات خاص خودش که خداوند متعال برایش مقدر کرده به دنیا میاد.
    یکی سالم، یکی بیمار، یکی باهوش، یکی خوشکل و...
    و به نظرم، برای هر کدوم از ما، از همون روز اول مسیر و چارچوب کلی زندگی ما مشخص شده، اینکه با چه خصوصیاتی پا به عرصه وجود میذاریم، اینکه تو مسیر زندگیمون قراره با چه حوادثی روبرو بشیم و اینکه تو این دنیا چه چیزهایی به ما تعلق داره و چه چیزهایی اصلا رزق و روزی ما نیستن...

    امام حسين عليه السلام فرمودند: مردى در برابر امير المؤمنين عليه السلام برخاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان ! خدا را به چه شناختى؟ حضرت فرمود : به بر هم زدن تصميم و در هم شكستن قصد. وقتى قصد كارى كردم، ميان من و قصدم مانعى به وجود آمد و آنگاه كه تصميمى گرفتم، قضاى الهى با تصميم من ناسازگارى كرد . پس دانستم كه تدبير كننده اى جز من وجود دارد.

    شاید این موضوع برای شما اتفاق نیفتاده و یا بهتر بگم افتاده ولی احتمالا خیلی راحت و بدون تفکر و ساده از کنارش رد شدیم. برای من که اتفاقاتی از این دست کم نبوده، موضوعاتی که برای رسیدنش کلی تلاش کردم و کلی استرس و اضطراب، ولی در آخر نشد که نشد... ولی از آن طرف، کلی اتفاقات و خواسته هایی که شاید اصلا دنبالش نبودم ولی دست غیبی توفیق رسیدن به آن را داد و من رو ناخواسته تو همون مسیری قرار داد که برایم مقدر شده بود...

    آیت الله جوادی آملی در کتاب حماسه و عرفان خود بیان داشتند: «عارف معتقد است آنچه در عالم وجود واقع می شود قضای الهی است و تا چیزی از جانب او مقدّر نشده باشد واقع نمی شود چنان که از آن طرف نیز هر چه مقدّر شد حتماً واقع می شود: «یا اختاه کلّ ما قُضى فهو کائن»؛ خواهرم آنچه تقدیر خداست واقع خواهد شد. بدین جهت در مقابل قضا و قدر الهی کاملا تسلیم و راضی است هم در ظاهر هم در باطن، هم در گفتار هم در کردار.
    برای او عزت و ذلت، فقر و غنا، راحتی و سختی، صحت و مرض،... یکسان است. هر چه رضا و تسلیم در انسان بیشتر باشد، «ایکاش» گفتن او کمتر است تا جایی که هرگز «ایکاش» نمی گوید و نسبت به شرایط پیش آمده اعتراضی در پیشگاه الهی نمی کند. چنان که رسول اکرم(ص) هرگز «ایکاش» نگفت؛ «لم یکن رسول الله(ص) یقول لشى ءٍ قد مضی: لو کان غیره»
    البته این بدان معنا نیست که انسان دست روی دست بگذارد و هیچ حرکت و تلاشی برای دگرگونی و تغییر وضع موجود نداشته باشد بلکه تلاش و مبارزه برای تغییر ناهنجاری موجود و تبدیل آن به وضعیت مطلوب در حدّ خود از قضا و قدر الهی است و مرزی جدا از آن ندارد.(چنان که دعا نیز به معنای چوب لای چرخ نظام کلّی عالم گذاشتن نیست و مرزی جدا از قضا و قدر الهی ندارد). لیکن بعد از تلاش، آنچه واقع می شود نباید موجب حیرت و پریشانی گردد و زبان گلایه و شکایت انسان را بگشاید. اگر حوادث بر طبق مراد ما پیش آمد، در مقابل نعمت های خدا سپاسگزاریم و اوست یاری رسان در ادای شکر. و اگر حوادث و پیش آمدها بین ما و خواسته هایمان فاصله شد باز هم آن کس که نیّتش حق و حاکم بر دل او تقواست از مسیر خود خارج نشده و ضرر نکرده است. »خبرگزاری مهر


    به نظرم، ازدواج هم از همون دست مواردی هست که انسان نقش زیادی تو رقم خوردنش نداره، و اینکه کِی و چگونه رقم میخوره بیشتر از آنکه اختیار انسان نقش داشته باشه، خواست و اراده خداوند متعال هست که تعیین کننده هست.
    اما در بین این محدودیت ها و عدم اختیار، انسان این اختیار را دارد که در مواجهه با حوادث و پیشامدهای مختلف، چگونه رفتار کند، و سعادت و شقاوت انسان، به چگونگی پاسخ و رفتار انسان در مواجهه با این حوادث و آزمون هاست.

    امام على عليه السلام می فرماید:
    إِنَّكَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَيْكَ الْمَقَادِيرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَيْكَ الْمَقَادِيرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ.
    اگر صبر كنى مقدرات الهى بر تو جارى مى شود و اجر خواهى بُرد و اگر بيتابى كنى باز هم مقدرات خداوند بر تو جارى مى شود و گناهكار خواهى بود.


    به نظرم تو مقوله ازدواج ، تمام شک و شبهه ها، و اما و اگرها، باید تا قبل از ازدواج باشه و بعد از اون دیگر جای اما و اگر، و ایکاش گفتن نیست. کم نیستن افرادی که بعد از ازدواج، با دیدن و مواجهه شدن با حوادثی، زندگی خود را نابود میکنند، مثلا با فرد زیباتر و یا خوش اخلاق تر از همسر خود مواجه میشن و همین باعث میشه موجی از اما و اگر و ایکاش ها تو ذهنش شکل بگیره و دائم از خودش بپرسه شاید تو انتخابش اشتباه کرده و میتونست انتخاب بهتری داشته باشه... اما اگر با نگاه درست، دقیق و منطقی به قضیه نگاه میکرد متوجه میشد که اصلا از همان روز اول، آن دو برای هم آفریده نشده اند و خداوند متعال برای هرکدام از آنها مسیری متفاوت و جدا مقدر کرده است، و اگر به هم تعلق داشتند بدون شک حوادث روزگار و دست تقدیر آنها را به هم میرساند.

    باور به این موضوع انسان را در انجام وظایفش یاری میکند، مثلا اگر همسری بداخلاق نصیب انسان شد، فرد نه لب به شکایت می گشاید و نه با دیدن فردی مثلا خوش اخلاق دلش میلرزد و ذهن خود را درگیر تخیلاتی میکند که جز گناه و اتلاف عمر سودی ندارد، بلکه این موضوع را آزمون و امتحان پروردگار میداند، و با صبر و بردباری از پس این امتحان برمی آید و نه تنها از تقدیر خودش شاکی نیست که خداوند متعال را هم شکر میکند که وسیله رشد و کمالش را فراهم نموده است.

    این نکته را در ذهن خود مرور کنید که خداوند متعال شما و این خانم را از همان روز اول خلقت برای هم نیافرید و هرکدام از شما باید مسیری جدا از هم را طی کند.
    شاید شما در انتخاب همسر خود اختیار نداشتین و آنچه ظاهرا خودتان به مصلحت می دیدید رخ نداد، اما این اختیار را دارید که وقت و عمر گرانبهایتان را صرف اوهام و تخیلاتی کنید که در دنیای واقعی اصلا امکان تحقق ندارد و یا اینکه به مقدرات الهی راضی باشید و باور و ایمان داشته باشید که خداوند متعال مصلحت بنده اش را بهتر از هر کسی میداند. باور قوی به این موضوع که تو این دنیا هرچیزی که به ما تعلق داره، و رزق و روزی ماست مطمئنا روزی به آن میرسیم و اگر چیزی رو از دست دادیم و به آن نرسیدیم مطمئنا به ما تعلق نداشته هرچند برای رسیدن به آن خود را به آب و آتش بزنیم.

    هر وقت ذهن شما متوجه آن خانم شد یاد این حدیث بیفتید که امیرالمؤمنین‏ علی (ع) فرمود: «زنان نزد شما امانت‌های خدا هستند، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.»
    مطمئنا خداوند متعال در رساندن امانت دست صاحبش اشتباه نمیکند و همسر شما همان کسی است که خداوند متعال برای شما مقدر کرده است و هر کسی غیر از او، به شما تعلق ندارد و تصور و تخیل در مورد او جز اتلاف عمر و خدای نکرده گناه چیز دیگری ندارد.
    به نظرم، شاید در نوع و چگونگی دریافت این امانت الهی اختیار تام نداشتید، اما قطعا در چگونگی برخورد با این امانت الهی مختارید که چگونه از پس این آزمون و امتحان الهی بر آیید.

    پیامبر اکرم (صلّی‌ الله عليه وآله وسلم):
    لَيسَ مِنَّا مَن يُحَقِّرُ الأمانَةَ حتّی يَستَهلِكَها إذَا اسْتَودَعَها
    از ما نيست كسى كه امانت را بی‌اهميت شمرد و از آن مواظبت نکند و در معرض تلف شدن قرار دهد . بحار الأنوار، ج 71، ص 172

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=11534

    موفق باشید.

    ویرایش توسط msn : ۱۳۹۷/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۹:۳۸
    رسول خدا(ص): ای ابوذر، من از خدای متعال خواسته ام که رزق و روزی دوستدارانم را در حدّ «کفاف» قرار دهد، و ثروت و اولاد دشمنانم را زیاد کند. آری... دنیای کفاف، که رفع نیاز انسان را بکند، بال پرواز است؛ ولی ثروت زیاد و اولاد، و بال زندگی، چرا که انسان را به خود مشغول می سازد و دلبستگی ها را می افزاید و انسان را از پرداختن به آخرت، باز می دارد. برای کسی که «هدف» را آخرت بداند، کمی ثروت و اولاد، مطلوب است، چرا که از موانع کاهش می یابد و ابزار «تعلّق»، کمتر می شود.


  4. صلوات ها 2


  5. #13

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    344
    حضور
    7 روز 13 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1502

    جمع بندی




    سؤال:
    اول دبیرستان بودم که رفت و آمدم به خانه یکی از اقوام شروع شد، چون درسم خوب بود رفع اشکال بچه های همه اقوام و دوستان با من بود از جمله دختر همین فامیل.
    بعد از مدتی به دختر آنها خیلی علاقه مند شدم .البته آن دختر هم با حرف‌هایی که می زد که احساس می کردم او هم نسبت به من نظر خوبی دارد. در این بین پسری از فامیل نیز خواستگار او شد و به من گفت: دختر، او را قبول کرده است ولی بعد از مدتی مشخص شد دختر خانم به من علاقه دارد. منتها من به دلایلی با فرد دیگری ازدواج کردم.
    از آن ماجرا حدود 25 سال می گذرد و با اینکه در طول این سالها هیچ ارتباطی با او ندارم
    ولی شبها او را در خواب می بینم و او در خواب ابراز علاقه می کند و تا دو سه روز بعد از قلبم می خواهد بیرون بپرد.


    پاسخ:
    از نظر اسلام، محبت، بيشترين نقش را در سازماندهي جامعه آرماني انساني دارد. ملاحظه نصوص (كتب روايي) به روشني اثبات مي‌كند كه جامعه مطلوب انساني در اسلام، جامعه‌اي است كه براساس محبت مردم نسبت به يكديگر شكل بگيرد. اسلام مي‌خواهد جامعه‌اي بسازد كه همه مردم، تا سر حد ايثار نسبت به هم عشق بورزند، و اين بدان جهت است كه هيچ چيز مانند محبت در سامان دهي جامعه دلخواه انساني، كارساز نيست.

    ارتباط با افراد كم و بيش داراي انگيزه‌هاي پنهاني است، اما شناخت اين انگيزه‌ها چندان دشوار نيست. در ناخودآگاه انسان وابستگي‌ها و ارتباطات ناشناخته‌اي وجود دارد كه سبب مي‌شود دو فرد يكديگر را براي عشق برگزينند. شايد گاه سال‌ها ‌بگذرد تا كسي به انگيزه‌هاي عشق خود يا ديگري پي ببرد. آن چه قطعي است اين است كه: عشق در هيچ صورت بدون سبب پديد نمي‌آيد، جز اين كه افراد در تأثيرپذيري از اسباب عشق متفاوت‌اند. برخي سرسخت و مقاوم‌اند و بعضي شكننده و غير مقاوم.
    دلايلي كه سبب عشق را فراهم مي‌آورد برخي طبيعي و اختياري است و بعضي غير اختياري است و تنها بخش ناخودآگاه آدمي تصميم گيرنده است. گاهي لازم است در برابر وضعيت پديد آمده بدان علت كه سبب عشق نادرست بوده است، مقاومت كرد و گاه فقط بايد به شيوه‌اي درست همراهش شد.

    آنچه در مورد شما اتفاق افتاده عشق و علاقه ای است که منشأ آن احساسات ظاهری و پوشالی است. دقیقاً علاقه ی شما از سر قرابت و نزدیکی درسی به وجود آمده و الا در متن خود هیچ کمالی برای این دختر خانم ذکر ننمودید و هنوز هم اگر خواب او را می بینید دلیل آن این است که ماه ها و بلکه سال ها در کنار او بوده اید و برای او تدریس و رفع اشکال نموده اید و گویی ذهن شما هنوز ارتباطات گذشته را زنده نگه داشته است. البته فکر کردن به آن در طول روز نیز مزید بر علت است.

    خدای متعال را شاکریم که عاقلانه عمل نموده و ازدواج موفقی را برای خود رقم زده اید ولی باید سعی خود را افزایش دهید تا او نیز از فکر و خیال شما بیرون رود. البته گذر زمان این کار را انجام می دهد ولی با انجام راهکارهایی می توانید به آن سرعت بخشید.

    ***و اما راهکارهای فراموشی
    1. بايد قبول كنيد كه فراموش كردن فردي كه انسان به او علاقه دارد و دائم او را مي‌بيند يا ياد او در ذهنش تداعي مي‌شود، كاري سخت و دشوار است. انسان مثل كامپيوتر يا آدم آهني نيست كه با تغيير يك برنامه، رفتارش تغيير كند.
    2. فراموشي فردي كه به او علاقه داشته ايد و دائماً فكر و ذكرتان ياد او بوده است، نياز به زمان دارد. نبايد از خودتان انتظار داشته باشيد به راحتي بتوانيد ياد او را از صفحه ذهنتان پاك كنيد. چه بسا حداقل همين ميزان زمان لازم باشد كه بتوانيد به طور كل او را فراموش كنيد. پس عجله نكنيد و مأيوس هم نشويد. يكي از مصاديق صبر و شكيبايي، صبر در سختي هاست. پس بر خودتان مسلط باشيد و باور داشته باشيد كه با توكل بر خدا مي توانيد اين راه را طي كنيد.
    3. به خودتان تلقين كنيد كه «من مي‌توانم راهي را كه انتخاب كرده‌ام بپيمايم».
    4. به خود تلقين كنيد كه «من نبايد به فردي كه احتمالا تمايلي به ازدواج با من ندارد، علاقه داشته باشم».
    6.از لحاظ روان شناسي يكي از علل ايجاد افسردگي در افراد، شكل گيري دلبستگي هاي بيجا بين افراد و سپس گسسته شدن اين دلبستگي است. تحقيقات متعدد هم اين امر را اثبات نموده است. پس قبل از اينكه سر و كارتان با قرص هاي آرام بخش و شوك الكتريكي و ... بيفتد به فكر سلامت روان خود باشيد و اراده جدي در فراموشي فرد مذكور را پيشه خود كنيد.
    5. هرگاه متوجه شديد ذهنتان ناخودآگاه به ياد او مشغول شده است، به خود چنين تلقين كنيد و بگوئيد «بس است» و آهسته مشت خودتان را روى ميز يا زمين بزنيد. بدين ترتيب تغيير حالت به وجود آمده، فضاى ذهنى‏تان را تغيير خواهد داد.
    6. از فكر كردن به او جدا بپرهيزيد و هر چيزي كه او را به ياد شما مي‌اندازد، از خود دور كنيد. علاقه به وي را در دل نپرورانيد. تا حد امكان به او فكر و خيال­بافي ­نكنيد. هر گاه افكار مربوط به ايشان به ذهنتان خطور كرد، حواستان را پرت كنيد و به چيز ديگري فكر كنيد؛ يا به كار ديگري مشغول شويد و يا مكانتان را ترك كنيد؛ مثلا به ميان جمع خانواده برويد و با آنان مشغول گفتگو شويد تا اين افكار از ذهنتان خارج شوند.
    7. هرگاه فكر او به ذهنتان آمد، موضوع يا موضوعات مختلفى را در ذهن يا در دفترچه يادداشت خود داشته باشيد، به سراغ آن‏ها برويد و درباره‏ آن‏ها فكر كنيد.
    8. احتمالاً چند نكته يا ويژگى منفى هم در او يافته‏ايد يا مشاهده كرده‏ايد؛ هرگاه ذهنتان به سوى او معطوف شد بلافاصله به ويژگى‏هاى منفى او فكر كنيد و به خود بگوئيد او به خاطر اين اوصاف، مناسب و شايسته‏ من نيست.
    9. تا آنجا كه امكان دارد كمتر در تنهايي قرار بگيريد زيرا هنگام تنهايي آن فرد بيشتر در ذهن شما مجسم مي شود و ذهن و دل شما را به خود مشغول مي كند.
    10. براي شبانه روز خود برنامه دقيق و مشخصي داشته باشيد. از بيكاري اجتناب كنيد و اوقات خود را بيهوده نگذرانيد.
    11. روابط عاطفي خود را با خانواده و دوستان تان بيشتر كنيد و سعي كنيد تمام محبتتان را نثار آنها كنيد.
    12. باور كنيد حالتان بهتر مي شود؛ اگر از فعاليت هاي مثبت و تقويت كننده و لذت بخشي كه قبل از اين ماجرا برايتان مطرح بود استفاده كنيد و به ورزش ها، كوهنوردي ها و فعاليت هاي بدني روي بياريد.
    امیدواریم با عمل به آنچه عرض شد بتوانید هرچه سریعتر خیال خود را از این فرد پاک و آرام گردانید تا به سعادت و موفقیت نزدیک شوید.




    ویرایش توسط صابر : ۱۳۹۷/۰۶/۱۴ در ساعت ۰۸:۳۲

  6. صلوات ها 2


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۶/۰۹, ۰۲:۲۱ : 23

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود