صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منطق دین و سیاست و تشخیص نفوذی در حکومت دینی

  1. #41

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    برنامه نویسی
    نوشته
    260
    حضور
    17 روز 4 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    676



    استاد شعیب
    یکی از دوستان سکولار ما که مثلا کشور کانادا رو مثال می زد، فوکوس و بحثش روی بازه زمانی 8 ساله بود!
    ایشون می گفتند اینکه یه رئیس جمهور با رای مردم سر کار بیاد و 8 سال مملکت رو پیش ببره و بعد تمام رگ و ریشه های سیاسیش قطع شه و دولت به دست فرد دیگری بیفته، باعث می شه زمان کافی برای دیکتاتوری و ... نداشته باشه!
    و این جریان رو با بحث حاکمیت اسلامی غیر معصوم مقایسه می کردند که در اون یه رهبر می تونه در بازه زمانی چند ده ساله هم حکومت رو پیش ببره و با پستی بلندی های زندگی در این مدت طولانی می تونه به راه های باطل گرایش پیدا کنه!
    بعد ایشون ازم خواستند که یه مثال از حاکمیت اسلامی غیر معصوم بزنم که یه رهبر اسلامی در دوران مدیدی، رهبری کنه و اتفاقا ازش به خوبی یاد بشه و اقداماتش مساوی بهبود روند حوزه مدیریتیشون در همه ابعاد و زمینه ها باشه! البته این دوستان خیلی معقتد به این نظام و انقلاب نیستند و نمی شه از این نظام مثال زد! بلکه از نظامهای گذشته باید برای اینها مثال زد. البته بنده امیر کبیر رو مثال زدم ولی مدت حکومت ایشون 3 - 4 سال بیشتر نبود و حتی با مطرح کردن نام امیرکبیر، ایشون فرمودند: اگر امیر کبیر هم 40-50 سال حکومت می کردند، احتمال خرابکاری و خراب شدنش در این دوره زمانی نسبتا بلند فراهم بود و نتیجه می گرفتند که به احتمال قوی حاکم غیر معصوم قطعا در طولانی مدت، خودشو گم می کنه!

    ویرایش توسط ++Hadi++ : ۱۳۹۷/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۲:۲۵

  2. صلوات


  3. #42

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,040
    حضور
    30 روز 13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4594



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب
    چرا برادر گرامی
    امام بر حق ، که از جانب خداوند نصب شده است ، در زمینه رهبری امت متخصص است
    با سلام
    یکی از مقدمات حکمت در نظر گرفتن قرائن حالیه مقامیه و مقالیه است.
    برادر بزرگوار بحث ما در تشکیل حکومت در زمان غیبت است و اگر جمله مطلقی هم گفته می شود: " هیچ رهبری در جهان نمی تواند ادعا کند که..." مشخص است که زمان غیبت را می گوییم نه حکومت امام معصوم را!!
    این رفتار غیر علمی است انشا الله متوجه باشید!!



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    این که ما می خواهیم جای خالی او را به زور تفکرات عوام فریبانه پر کنیم ( به جای وظیفه صبر، که به ما توصیه شده )
    باعث بوجود آمدن چنین جوی شده است !
    اولا عرض کردیم که ادله تشکیل حکومت و نفی ادعای انجمن حجتیه در استدلال به ممنوعیت قیام قبل از قیام حجت در جای خود بحث شده است و بنده هم نکاتی را در طول بحث ارائه دادم(اگر در این زمینه می خواهید بحث کنید تاپیک جداگانه احداث بفرمایید تا مفصل بحث کنیم)
    ثانیا: استدلال های قوی امام خمینی در کتاب گرانسنگ "ولایت فقیه" و مرحوم نراقی و اکثر اعاظم را درباره مشروعیت تشکیل حکومت در زمان غیبت را "تفکرات عوام فریبانه " می خوانید؟؟!!
    این بسی جای تعجب و تاسف دارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    مردم باید در دوران غیبت بفهمند ، که هیچ رهبری نمی تواند جای خالی امام الهی را پر کند !!!!
    چه خمینی باشد ، چه خامنه ای ، چه هر شخص دیگری ....
    عدم آگاهی از مبانی ولایت فقیه و حکومت اسلامی موجب این سری از حرف ها می شود.
    چه کسی خواسته که بگوید ولی فقیه جای معصوم را پر کرده است ؟؟!!( این تفکر عوام فریبی است )
    ولی فقیه در عصر غیبت امام معصوم به نصب عام و از باب اضطرار (عدم وجود امام معصوم) متولی اجرای احکام دین خدا در میان مردم است ؛ "فللعوام ان یقلدوه" "اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا"
    این تفکر که بگوییم ولی فقیه جای امام معصوم را پر می کند به چه معناست؟؟ به این معنا که با وجود ولی فقیه دیگر نیازی به امام معصوم نداریم ؟؟؟ چه کسی چنین حرفی زده است.
    اما اگر بگوییم در زمان غیبت بنا بر اضطرار و لزوم غیبت امام معصوم ، نباید احکام خدا تعطیل شود و باید آن اجکام حتی الامکان پابرجا بماند (به دلیل عقل و نقل) و اجرا شود چه کسی در نبود امام معصوم آن را اجرا کند ؟؟ بسیار واضح است کسی که به مبانی دین و فقه آل محمد آشنا تر و قدرت اجرا را داشته باشد که ما او را ولی فقیه می دانیم. (بسیار واضح است)



  4. صلوات


  5. #43

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,040
    حضور
    30 روز 13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4594



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    برادر گرامی چه تقطیعی !!!!
    این عین جمله کسی است که یک از ارکان اصلی انقلاب 57 بوده !!!!!
    تقطیع همیشه این نیست که حرف را برش بزنید گاهی تقطیع از زمان و فضای صدور سخن ، خیانت در کلام یک فرد است ایشان جهت تاییدیه گرفتن از امام برای تشکیل حزب از امام این جملات را می گویند که با موافقت امام هم روبرو می شوندو حزب جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند و خدمات بزرگی به اسلام و انقلاب می کنند
    از این گذشته ، این حرف نظر شخصی یک نفر است و می تواند قابل نقد و مناقشه باشد چه این که ما معتقد هستیم فقه شیعه آنقدر پویا و گویا هست که می تواند ضمن تشکیل حکومت دینی اداره آن را هم به دست بگیرد و نیازی نیست ما دیپلمات درست کنیم فقیه ظرفیت اداره جامعه را دارد کما این که امام خمینی و شاگردان ایشان ثابت کردند که با همین فقه آل محمد می شود جامعه را اداره کرد و سالیان سال جلوی کل جهان مادی گرا ایستاد.
    رکن انقلاب ولی فقیه است و مردمی که به او اقبلا کرده اند افرادی دیگر را رکن نخوانید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    اشتباهاتی فاحشی که در اوایل انقلاب صورت گرفت و عزل و نصب و حذف هایی که انجام شد کاملا این واقعیت را تایید می کند که کسانی که انقلاب کردند آمادگی لازم برای اداره امور کشوری به این وسعت را نداشتند و اداره حوزه علمیه با اداره یک کشور تفاوت های فاحشی دارد!!!!!
    متاسفانه شما از نظرات دوست و دشمن درباره انقلاب اسلامی و نهضت جهانی که امام به راه انداخت بی اطلاع هستید نمونه هایی از تاییدات خارجی ها بعضا دشمنان انقلاب را در پست های قبلی برایتان گذاشتم ای کاش آن را مطالعه می کردید که یک تنه نخواسته باشید به تحلیل نظام و انقلاب اسلامی بپردازید!!

    لطفا ببینید بخوانید و با روانی آرام و بدون شبهه قضاوت کنید:
    درباره نقش حضرت امام خمینی در احیای تفکر دینی در سطح جهانی، جامعه شناسان غربی علی رغم برخوردهای مشحون از کتمان و محافظه کاری معاندانه، اعترافاتی دارند که گزیده هایی از این اعترافات را نقل می کنیم. به عنوان مثال تایمز لندن در توصیف حضرت امام(ره) می‌نویسد: «امام خمینی مردی بود که توده‌ها را با کلام خود مسحور کرد‌، وی به زبان مردم عادی سخن می‌گفت و به طرفدارای فقیر ومحروم خود اعتماد به نفس می‌بخشید‌، این احساس آن‌ها را قادر ساخت تاهر کسی را که سر راهشان بایستد از بین ببرند وی به مردم نشان داد که حتی می‌تو‌ان در برابر قدرت‌‌‌‌‌هایی مثل آمریکا ایستاد و نهراسید.» از دیدگاه هفته نامه آبزرور، «امام خمینى مردى هم پاى پیامبران کهن است که دنیا را به پیروى از اصول دینى دعوت کرد. پیام وى براى مردم جهان خلوص عقیده و پیروى از سادگى در مقابل پیچیدگى و آلودگى هاى غرب بود، و این رمز موفقیت وى و احساس افتخار پیروان اوست.» از دیدگاه شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی نیز: «آنچه در ایران در سال 1979 رخ داد نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام ادیان جهانی نقطه عطفی بود نقطه عطفی که از بازگشت میلیون‌ها نفر در سراسر دینا به اصول‌گرایی مذهبی خبر می‌دهد» به گفته این شبکه «در سراسر جهان پیروان دیگر ادیان مانند مسیحیت یهودیت و هندو نیز به اصول گرایی مذهبی روی آوردند؛ حتی در ترکیه نیز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است».روزنامه هرالد تریبون هم درباره امام خمینی (ره) می‌نویسد: «آیت الله خمینی یک انقلابی خستگی‌ناپذیر بود که تا آخرین لحظه حیات به آرزوی خود برای پی‌‌ریزی یک جامعه اسلامی و حکومت اسلامی در ایران وفادار ماند. آیت الله خمینی در آنچه برای سرزمین باستانی‌اش می‌خواست لحظه‌ای درنگ نکرد. وی خود را مأمور می‌دانست که می‌باید ایران را از آنچه فساد و انحطاط غرب می‌‌دید پاک کند و خلوص اسلامی را به ملت بازگرداند.»هنری کسینجر ، مشاور رئیس جمهوری آمریکا در دهه 70 اعتراف می‌کند: «آیت الله خمینی غرب را با بحران جدی برنامه‌ریزی مواجه کرد‌، تصمیمات او آن چنان رعد آسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه‌‌ریزی را از سیاست‌مداران و نظریه‌پردازان سیاسی می‌گرفت. هیچ کس نمی‌توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند‌، او با معیار‌‌‌‌های دیگری غیر از معیار‌‌‌‌های شناخته شده دردنیا سخن می‌گفت وعمل می‌کرد‌، گویی از جای دیگر الهام می‌گرفت‌، دشمنی آیت الله خمینی با غرب بر گرفته ازتعالیم الهی او بود اودر دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت. »
    میشِل فوکو فیلسوف فرانسوی؛
    میشل فوکو از نظریه پردازان پست مدرنیزم در بحبوحه انقلاب اسلامی به ایران سفر کرد و انفلاب را از نزدیک دید. پُل-میشِل فوکو فیلسوف فرانسوی فرزند «آن مالاپار» و جراح متمول «پل فوکو» است و در ناحیه سنت موار پوآیته فرانسه به دنیا آمد. بعدها اسم خود را به میشل فوکو تغییرداد. فوکو بعد از اخذ درجه دکترا در سال 1964 استاد فلسفه دانشگاه کلرمون در فرانسه شد. فوکو به سرعت در حوزه روشنفکری فرانسه شهرت یافت و دیری نگذشت که نفوذی جهانی پیدا کرد. وی چشم‌اندازهای نوینی در فلسفه، تاریخ، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی گشود. وقتی در ماه مه 1978، «ریزولی»، ناشر معتبر ایتالیایی و سهام‌دار عمدة روزنامه «کوریره لاسرا» از «میشل فوکو» (19841926) خواست تا دیدگاه‌هایش در مورد مسایل جهان را به طور مرتب برای چاپ در روزنامه در اختیار وی بگذارد، کمتر کسی فکر می‌کرد که اولین مجموعه از این گزارش‌ها به قلم خود «فوکو» به ایران و مسایل انقلاب آن اختصاص یابد.
    وی بر خلاف نظریه پردازان مارکسیست عقیده داشت جز باورهای دینی هیچ عامل دیگری قدت بسیج این چنین توده ها را ندارد بلکه این مذهب تشیع است که با تکیه بر موضع انتفادی خود توانسته این چنین بسیج سیاسی به راه اندازد. وی در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به نقش بی‌بدیل و محوری حضرت امام اشاره و بیان می‌کند: «شخصیت آیت‌الله خمینی پهلو به افسانه میزند زیرا هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی حتی با حمایت تمام رسانه های دنیا نمی تواند ادعا کند که با مردمش چنین پیوند عاطفی عمیقی دارد»
    میشل فوکو: ایرانی‌ها از خلال انقلاب در جستجوی ایجاد تحول در شخصیت خویش بودند
    و انقلاب اسلامی ایران برای معنویت‌گرایی است
    به نظر فوکو، روح انقلاب اسلامی در این حقیت یافت می‌شود که ایرانی‌ها از خلال انقلاب در جستجوی ایجاد تحول در شخصیت خویش بودند. فوکو قلب تحلیل خود را از انقلاب اسلامی ایران در معنویت گرائی سیاسی بیان میکند.
    *پروفسور کلاوس کینتسلر، استاد دانشگاه آوگسبورگ
    پروفسور کلاوس کینتسلر، استاد کرسی اصول الهیات در دانشگاه آوگسبورگ و مؤلف آثاری مهم از جمله کتب «قیامت » (1976)، «اسطوره و ایمان» (1985)، «فلسفه دین» (1988)، «بنیادگرایی نوین» (1990) و کتاب «بنیادگرایی دینی » (1996)، در صفحه 11 کتاب «بنیادگرایی دینی» خود می نویسد: «از سال‌های دهه هفتاد، اصطلاح «بنیادگرایی» بر جریان‌هایی که احیاگر حیات اسلامی نامیده می شوند، اطلاق شد. در این رابطه، بیش از همه، افکار همگانی معطوف به ایران انقلابی تحت رهبری (امام) خمینی می‌شود که این نهضت پس از ایران، بسیاری از کشورهای اسلامی را در نوردید. این رنسانس اسلامی در نهایت برای همگان و بیش از همه، برای جهان غرب شگفت انگیز و غافلگیرانه بوده، زیرا در غرب تا آن زمان تصور می شد که در نتیجه تجاوزات واقعا «بیرحمانه قدرتهای استعماری و امپریالیستی به کشورهای اسلامی و عربی در سده 19 میلادی، آیین اسلام دستخوش لیبرالیسم وتعصب شده است...»
    استاد دانشگاه آوگسبورگ: از سال‌های دهه هفتاد، اصطلاح «بنیادگرایی» بر جریان‌هایی که احیاگر
    .حیات اسلامی نامیده می‌شوند، اطلاق شد
    .در این رابطه، بیش از همه، افکار همگانی معطوف به ایران انقلابی تحت رهبری (امام) خمینی می‌شود
    وی سپس می افزاید: «مفهوم بنیادگرایی با فعال شدن نیروی سیاسی آیین اسلام در کشور شیعی ایران (امام) خمینی، معنی و سنخیت جدیدی یافت که مشخصه آن، سیاسی شدن دین اسلام است. گروههایی از اهل تسنن نیز در سودان، پاکستان و بسیاری از کشورهای اسلامی از همین نوع بنیادگرا هستند. هدف این گونه بنیادگرایی، استقرار یک حکومت دینی (دولت الهی) بر روی زمین است که در حال حاضر به شکل احیای شریعت اسلامی بروز کرده و پایبندی و انقیاد دقیق این سنخ بنیادگرایی به تعالیم قرآنی که از الزامات آن است، در بسیاری از کشورهای اسلامی منجر به طرد سرسختانه کلیه انواع نفوذ عقلگرایانه و لیبرالی غربی شده است.»
    * پروفسور برنارد لوئیس، سرشناس‌ترین یهودی تبار آمریکایی؛
    پروفسور برنارد لوئیس، سرشناسترین خاورشناس یهودی تبار آمریکایی که آثارش تاکنون بر23 زبان ترجمه شده است، در صفحه 214 کتاب «نفس الله، جهان اسلام و غرب: نبرد فرهنگ‌ها؟» - می‌نویسد: «در سال‌های آغازین بر پایی جمهوری اسلامی، آیین اسلام، اساس اعلام شده هویت و وفاداری بود. هدف سیاست خارجی و همچنین سیاست دولت را به صورت کلی، تجدید حیات اسلام، تثبیت مجدد قدرت و عظمت اسلامی به وسیله توسعه دامنه انقلاب اسلامی و احیای اعتقاد و حقوق اسلامی، تشکیل می‌داد. آمریکا به عنوان قدرتی که شاه و مزدورانش را حمایت و در امور داخلی ایران مداخله می کرد و مهمتر از آن، رهبری دشمن قدیم، غرب را به عهده داشت، نخستین و بزرگترین دشمن این برنامه می‌دانست ».
    سرشناس‌ترین یهودی‌تبار آمریکایی: در سال‌های آغازین بر پایی جمهوری اسلامی، آیین اسلام، اساس اعلام شده هویت و وفاداری بود
    هدف سیاست خارجی و همچنین سیاست دولت را به صورت کلی، تجدید حیات اسلام، تثبیت مجدد قدرت و عظمت اسلامی
    به وسیله توسعه دامنه انقلاب اسلامی و احیای اعتقاد و حقوق اسلامی، تشکیل می‌داد
    وی در ادامه، ضمن توضیحاتی که درباره صفت «شیطان بزرگ » برای آمریکا که از طرف امام راحل (ره) داده شد، می نویسد: « (امام) خمینی از موضع گیری‌های دشمنانه ابر قدرت آمریکایی نمی هراسید، ولی از آن چیزی که از ناحیه آمریکا هراس داشت، گمراه کنندگی و فریبندگی شیوه زندگی آمریکایی بود. خطر گمراهی غربی که در ایران غربزدگی خوانده می‌شود، از مدت‌ها قبل یکی از مورد توجه ترین موضوعات مورد بحث نویسندگان ایرانی شده است ».
    پروفسور برنارد لوئیس در صفحه 177 همین کتاب خود، ضمن مقایسه موفقیت‌های جنبش‌های نوین نهضت احیای تفکر دینی در کشورهای اسلامی می نویسد: «افراطیون مصری صرفا موفق شدند حاکم خود را نابود کنند، اما رژیم مصر نجات یافت و سیاست خویش را ادامه می دهد، اما افراطیون ایرانی موفقیت بیشتر را از آن خود کردند، رژیم را نابود ساختند و در کشور خود چنان انقلاب فراگیری را به پیروزی رساندند که شهرت آن سر تا سر جهان اسلام را فرا گرفت».

    چرا این ها را نمی بینیم و باز می خواهیم حرف خود را تکرار کنیم!!!


    هیئت محققان و نویسندگان انجمن تحقیقاتی خدمات ارتشی وزارت دفاع ملی اتریش در کتابی با عنوان «نیروهای ارتشی در کشورهای خاور نزدیک و شمال آفریقا» در سال 1995 (15) در صفحات 283 - 282، می نویسند: «همزمان با سقوط رژیم شاه و آغاز حکومت (امام) خمینی در ایران، یک تجدید حیات اسلامی در پیمانه وسیع و غیر قابل انتظاری آغاز شد که طی مدت زمان کوتاهی، تاثیرات بسیار مهم سیاسی و فرهنگی خویش را بر سر تا سر جهان اسلام به نحوی وارد کرد که هرگز قابل پیش بینی نبود. بدون تردید، این نهضت تجدید حیات اسلامی چنان با شخصیت (امام) خمینی گره خورد که (امام) خمینی به عنوان سمبل و مظهر «بیداری اسلامی » شناخته شدند. همزمان با طلوع سیاسی (امام) خمینی، دین اسلام به عنوان مهمترین نیروی موجد انگیزه برای رویدادهای سیاسی شد».
    * پروفسور اودو اشتاین باخ مدیر انستیتوی خاورشناسان آلمان؛
    پروفسور اودو اشتاین باخ (Prof.Dr.Udo Steinbach) ، مدیر انستیتوی خاورشناسان آلمان (هامبورگ) و یکی از دو مؤلف کتاب «اسلام در دوران معاصر»، طی مصاحبه ای با شماره 24 هفته نامه «دی سایت » (Die Zeit) مورخ 9 ژوئن 1989 اظهار داشت: «(امام) خمینی همان شخصیتی بود که برای نخستین بار اصول گرایش به بنیادهای اسلامی را در شکل یک دولت اسلامی، دولت جمهوری اسلامی ایران، تحقق بخشید و (امام) خمینی همان شخصیتی بود که نیروهای اصولگرا را بوسیله یک انقلاب اسلامی علیه رژیم نیرومند طرفدار غرب، یعنی رژیم شاه، بسیج کرد».
    * کلاوس برینگ از نویسندگان برجسته؛
    کلاوس برینگ (Klaus Bering) ، از نویسندگان برجسته مسائل اسلامی روزنامه «سالزبورگر نخریشتن » (Salzburger nachrichten) در شماره 8 آوریل 1994 در تحلیلی که به مناسبت پیروزی حزب رفاه اسلامی ترکیه در انتخابات آن زمان شهرداریهای ترکیه تحت عنوان «سرمشق (امام) خمینی اسلام گرایان را در سرتا سر گیتی به حرکت در آورده است »، نوشت: «نه تنها کلیه محرومان جوامع اسلامی شنوندگان پر و پا قرص مبلغان بازگشت به تعالیم قرآن و شریعت اسلامی هستند، بلکه بسیاری از عقلا و نخبگان نیز از بازگشت به ارزشهای اصلی اسلامی جانبداری می کنند و مخالفت با شیوه زندگی نوع غربی را یک راه رهایی از قیمومیت سیاسی و تکنیکی غرب و راه سرنگونی رژیم‌های ظالم خویش می دانند. آنان به دولت اسلامی که در سال 1979 توسط آیت الله خمینی در ایران مستقر شد، اقتدا می کنند، در واقع، گرچه اکثریت سنی ها حاکمیت اسلامی نوع شیعی ایران را رد می کنند، با این وجود، مساعی (امام) خمینی و جانشینانش که می کوشند کشور خویش را به استقلال سیاسی و اقتصادی برسانند، می ستایند. (امام) خمینی از نظر بسیاری از مسلمانان، آخرین شخصیت از سلسله آموزگاران و داعیان بازگشت به خود آگاهی اسلامی در عصر جدید است ».


    * پروفسور لودویگ هاگه من استاد دانشگاه ورتسبورگ آلمان؛

    پروفسور لودویگ هاگه من (Prof.Dr.Ludwig Hagemann) ، استاد کرسی «الهیات عملی » در دانشگاه ورتسبورگ آلمان، طی مقاله ای که تحت عنوان «بین دیانت و سیاست، اصولگرایی اسلامی در حال پیشتازی » در شماره 21 ژانویه 1992 روزنامه کثیر الانتشار سویسی نویه زوریخر تسایتونگ (neue Zدrch Zeitung) نوشته است. از تحلیل تاریخی روند تکاملی نهضت‌های اسلامی قرن 19 و اوایل صده بیستم، سه اصل احیای تفکر اسلامی را چنین بر می‌شمارد:
    1- اسلام باید بار دیگر به صورت وحدت دیانت و سیاست مطرح شود.
    2- اسلام باید بار دیگر بدون استثنا کلیه بخش حیات انسانی را در برگیرد.
    3- حکومت دینی اسلامی باید بار دیگر عنصر تعیین کننده شکل دولت باشد.
    وی سپس تاکید می‌کند: «ایجاد نظامی به نام جمهوری اسلامی که توسط آیت الله خمینی در ایران عملی شد، برای تحقق این آرمان، یگانه مثال برازنده و روشن است. رهبران انقلاب اسلامی در ایران علی رغم اینکه شیعه هستند و شیعیان صرفا درصد جمعیت جهانی مسلمانان را تشکیل می دهند، هیچ‌گاه جای تردید باقی نگذاشته اند که انقلاب آنان نه یک انقلاب شیعی و نه یک انقلاب ایرانی است، بلکه یک انقلاب وحدت بخش امت اسلامی (پان اسلامیستی) است. اصولگرایی اسلامی، اعم از نوع شیعی و سنی آن، به طور کلی یک حرکت وحدت اسلامی است ».
    استاد دانشگاه ورتسبورگ آلمان: رهبران انقلاب اسلامی در ایران علی رغم اینکه شیعه هستند
    و شیعیان صرفا درصد جمعیت جهانی مسلمانان را تشکیل می دهند، هیچ‌گاه جای تردید باقی نگذاشته‌اند
    که انقلاب آنان نه یک انقلاب شیعی و نه یک انقلاب ایرانی است، بلکه یک انقلاب وحدت بخش امت اسلامی است
    پروفسور آندریا مایر اسلام شناس و متخصص الهیات مسیحی؛
    پروفسور آندریا مایر (Prof.r.Andrea Meier) ، اسلام شناس و متخصص الهیات مسیحی و مؤلف کتاب جالب «ماموریت سیاسی اسلام » در صفحه 299 این کتاب می‌نویسد: «با استقرار جمهوری اسلامی ایران که نتیجه انقلاب اسلامی است، ماموریت سیاسی اسلام به نحوی نهادینه شد که تاکنون بی نظیر بوده است. برای نخستین بار، یک نظام سیاسی برخاسته از اسلامگرایی به شیوه انقلابی جایگزین یک رژیم غیر دینی (سکولار) غرب‌گرا شد. این تحول در نگاه بسیاری از مسلمانان، یک پیروزی علیه تفوق طلبی قدرت استعماری و بعد از استعماری بود. غرض از این قدرت برتری طلب غربی، ابر قدرت آمریکا است. از این رو، انقلاب اسلامی در ایران برای مسلمانان سر تا سر جهان، الگویی جهت تحقق کامل «دولت آرمانی اسلام گرا» شد.»
    پرفسور آندریامایر استاد متخصص الهیات مسیحی:این تحول در نگاه بسیاری از مسلمانان، یک پیروزی علیه تفوق طلبی قدرت استعماری
    و بعد از استعماری بود. غرض از این قدرت برتری طلب غربی، ابر قدرت آمریکا است
    از این رو، انقلاب اسلامی در ایران برای مسلمانان سر تا سر جهان
    الگویی جهت تحقق کامل «دولت آرمانی اسلام گرا» شد
    * آرنولد هوتینگر سوئیسی؛
    آرنولد هوتینگر (Arnold Hottinger) سوئیسی روزنامه نگار و محقق مسائل خاورمیانه، در مقاله ای که تحت عنوان «اصولگرایی، احیای شریعت به عنوان ابزار قدرت » در شماره 382 مورخ دسامبر1987 نشریه داخلی «جامعه خدمات صلح مسیحی » که در برن سوئیس منتشر شده است، می نویسد: «بخش کلی بنیادگرایان اسلامی، همچنین (امام) خمینی و پیروانش در ایران، در موضع معادله ساده اسلام مساوی قانون شریعت اسلامی، حرکت می کنند و دکتر کریستیان یگگر (Dr.Christian J.Jggi) ، معاون پژوهشی انستیتوی علوم دینی دانشگاه فرایبورگ، در کتاب خود تحت عنوان «بنیادگرایی اسلامی » چاپ زوریخ در سال 1991 تاکید می کند که این مجموعه قوانین (قوانین شریعت) که تا سده دهم میلادی از طرف علما گردآوری شد، برای کلیه مسائل حیاتی، دستوراتی روشن و صریح ارائه می کند».
    این خاورشناس معاصر سوئیسی بعد از نقل چند جمله ای از آخر فراز (ف) وصیتنامه سیاسی - الهی حضرت امام راحل که وصیت به مسلمانان و مستضعفان جهان است ( چون وی متن اصلی وصیتنامه را در اختیار نداشته است، لذا از روزنامه سوئیسی «تا گس انتسایگر (Tages - Anzeiger) شماره 2/8/1989 اقتباس نموده است)، می نویسد: «در اینکه جمهوری اسلامی ایران قدرت آشکار مسلمانان در تقریبا کلیه کشورهای خاورمیانه می باشد، هیچ کس تردیدی به خود راه نمی دهد، اما قابل یادآوری است که اصولگرایی اسلامی لااقل سابقه یک صد ساله دارد که تحولات نوین، نتیجه جدیدترین روند تاریخی را نشان می دهد، البته تحقق بینش اسلامی در جامعه به وسیله اصولگرایانی که پیرامون آیت الله خمینی گرد آمدند، به پیمانه وسیعی جلو برده شد. در چهارچوب شناخت اسلامی از دین و جامعه، جدایی بین نظام الهی و دنیوی و بسیار بیشتر از آن، جدایی بین بخشهای شخصی و اجتماعی زندگی، مشخص گردید».
    * دکتر آندری گیریر اسلام شناس و عرب شناس؛
    دکتر آندری گیریر (Dr.Andr Grber) ، اسلام شناس و عرب شناس که از سال 1991 ریاست یک پروژه تحقیقاتی را در امان اردن به عهده دارد، در کتاب بسیار جالب خود تحت عنوان «اسلام، زیر بنای مالی و توسعه اقتصادی » (این کتاب در سلسله متون دانشگاهی برای دانشگاههای اروپایی در سال 1992 منتشر شده است) درباره احیای حیات اسلامی و جغرافیای نفوذ آن می نویسد: «تجدید حیات اسلامی پدیده ای فرا ملی و فرا کشوری است که تعداد زیادی از کشورها با جغرافیای عربی - اسلامی را بدون توجه به وسعت یا محیطهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنان در برگرفته است. این نهضت صرفا «محدود به کشورهای جهان عرب، کشورهای آسیایی و آفریقایی که در ترکیب جمعیتهای خویش دارای اکثریت مسلمانان هستند، نمی شود، بلکه کشورهایی را نیز در برگرفته است که در آنها مسلمانان در اقلیت می باشند، مانند کشورهای هند، چین، فیلیپین و اتحاد شوروی سابق. فراتر از آنچه گفته شد، تجدید حیات اسلام پدیده ای است که صرفا «گروه‌های ویژه اجتماعی و اقتصادی را در برنمی گیرد، بلکه بیشتر اقشار را تحت نفوذ و تاثیر خود قرار داده است. این در حالی است که گروههای ذیربط این جوامع که اصولا در پایینترین پله نردبان طبقات اجتماعی قرار دارند - از جمله دوره گردهای بی خانمان و اهل حرفه پایین شهری که در این طبقه اکثریت دارند - نهضت تجدید حیات اسلامی را صمیمانه تایید می کنند».
    * دکتر گوتفرید شایبر ، معاون انستیتوى اصول الهیات مسیحى؛
    دکتر گوتفرید شایبر ، معاون انستیتوى اصول الهیات مسیحى، در کتاب خود تحت عنوان «پاسخ صریح » (1984) مى نویسد: «آنچه ناظران امروزى اوضاع در ایران را کاملا شگفت زده مى کند، وفادارى بلاقید و شرطى است که ملت در قبال آیت الله ابراز مى نماید. البته این واقعیت بدون یک استدلال و برهان کلامى براى چنین حاکمیتى قابل توجیه نیست. جالب است گفته شود که در این نقطه، بنیادگرایى یا به اعتبار مفهوم متعارف کنونى، بنیادگرایى نیست; زیرا در عرف امروزى، بنیادگرایى معنى پذیرش بى چون و چراى ساختار فکرى ناسازگار با زمان را مى دهد، در حالى که (امام) خمینى انتقال یک الگوى فکرى موجود را با عنایت به اوضاع زمان و سنجش با معیارهاى کلامى اسلام انجام داده است »


    از این موارد زیاد است ببینید و بخوانید و بدانید که امام با مدیریت و کادر حوزوی خود چه تحولی در دنیا ایجاد کرد و دوست و دشمن او را می ستایند.

    «جان. ال. سپوزتيو» می‌گويد: «دوست و دشمن متفق‌اند كه انقلاب ايران، تأثير بسزايی‌ بر جهان اسلام و غرب داشته است».
    پروفسور حميد مولانا می‌گويد: «به عقيده من هيچ صدايی‌ در قرن بيستم مثل صدای‌ امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) جهان را به لرزه در نياورد ... و طلسم سكوت را در مقابل طاغوت و ظلم شكست، كه اگر اين طلسم نشكسته بود امروز شوروی‌ زنده بود».



  6. #44

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,040
    حضور
    30 روز 13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4594



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    آقای خمینی آنقدر با انتصابات و اقدامات تخصصی بنی صدر مخالفت کردند ،
    تا ایشون از انقلاب فاصله گرفت و شد ان چه نباید می شد !!!
    آقای خمینی چقدر در مدیریت کشور تخصص داشتند ، که در این امور مداخله می کردن؟
    به طور مثال اجبار به ترفیع درجه شیرازی و شکست سخت ایشون در کردستان و درخواست استفاده از ناپالم!
    (تخصص ایشون توپخونه بود و فقط به خاطر همفکری با گروه حاکم به این درجه رسیدن)
    این سخن ها بعد از گذشت تاریخ و روشن شدن حقایق به یک طنز بیشتر شباهت دارد تا به روشنگری

    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    برادر گرامی

    امیدوارم روزی که با امام سر پل صراط روبرو می شوید ، از تفسیر به رای خود شرمنده نباشید!!!!
    مطلب گویاست منطق کسانی که حق را نمی خواهند قبول کنند به ترساندن و ارعاب است. یا به مشت و لگد یا به ترس از پل صراط و جهنم!!
    حرفی دارید بزنید چرا به پل صراط احاله می دهید.

    آیا بنده به جز کلام امام حسین(ع) را نقل کردم؟؟


  7. #45

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,040
    حضور
    30 روز 13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4594



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    امام هدف قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر معرفی می کند!!!!
    کجای این نامه هدف امام قیام به سیف و تشکیل حکومت بیان شده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کسی که قیام به سیف می کند ، وقتی دست رد به سینه اش می زنند ، سکوت نمی کند !!!!!
    مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بر شمرید؟؟
    روشن است امر به معروف از روی گردانی از معصیت کار شرو می شود تا نهی زبانی و نهی عملی و گرفتن و بستن و کشتن. آیا غیر از این است؟؟
    آیا امام حسین می خواست برود یزید را نصیحت کند که دست از سگ بازی و یوز بازی بردار و قمار نکن و شراب نخور؟؟؟!!

    خیلی عجیب است که گاهی انسان برای به کرسی نشاندن مطلب نا درستش تا کجا ها پیش می رود؟؟

    آیا " خروج برای اصلاح جد گرامی شان" (خرجت لطلب اصلاح امت جدی) جز با قیام به سیف سازگار است آیا امام حسین می خواست یک فرد (یزید) را امر به معروف کند و یا می خواست یک امت را اصلاح کند ؟؟
    چرا کلام امام را تحریف می کنید؟ بحث بحث خروج است بحث قیام است .

    آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ.»«بار خدايا! تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى دينت عمل شود.»در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1 ـ برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2 ـ اصلاحات در همه شهرها،3 ـ ايجاد امنيّت براى مردم،4 ـ فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبّات و احكام الهى.


    آیا این ها جز به قیام به سیف محقق می شود؟؟


    اما حتی در برخورد با دشمن هدف خود را رهبری بر جامعه مسلمین اعلام می کند :

    در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:«أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله وسلم) أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ.»«اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود.
    و ما اهل بيت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته تريم .»



    و نيز در مقام ديگر فرمود:«إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ.»«ما اهل بيت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده اند ـ سزاوارتريم.»از اين دو بخش از سخن امام(عليه السلام) نيز به وضوح استفاده مىشود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم مىداند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را.
    بنابراين، هدف امام حسين(عليه السلام) در اين قيام ، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.
    امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مىكند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر و على، برگرداندن علائم و نشانه هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنيّت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلىاش قرار گيرد و به دست امام(عليه السلام)بيفتد; لذا فرمود: «ما اهل بيت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر».
    پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر و على بوده است; كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا مىشود و نشانه هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنيّت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر و على متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح مى گردد.




    آیا زیارت نامه امام حسین را نمی خوانید:
    وَاَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ وَنَصَحْتَ وَوَفَیْتَ وَاَوْفَیْتَ * وَجاهَدْتَ فی سَبیلِ اللّهِ وَمَضَیْتَ لِلَّذی کُنْتَ عَلَیْهِ شَهیداً وَمُسْتَشْهَداً وَشاهِداً وَمَشْهُوداً

    امام حسین در راه خدا جهاد کرد و شهید شد چرا انکار می کنید؟؟


    این قدر این مطلب "امام برای تشکیل حکومت به طرف کوفه حرکت کردند " واضح و روشن است که انکار ان آن انکار بدیهیات است.


    لطفا بدیهیات را انکار نکنید (و اگر سعی در انکار دارید تاپیک جداگانه برای آن باز کنید که ادامه بحث خروج از موضوع است)

    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    کسی که قیام به سیف می کند ، وقتی دست رد به سینه اش می زنند ، سکوت نمی کند !!!!!
    بردار محترم، دست رد زدن گاهی کنار گذاشتن است که صبر بر ا« خانه نشینی است و گاهی دست رد گذاشتن به لشکر کشی و کشتن ولی خداست که صبر بر آن همان است که امام در آخرین لحظات عمر خود آن را بیان فرمودند : «صبراً على قضائك يا رب لا اله سواك يا غياث المستغيثين‏(2) مالى رب سواك و لا معبود غيرك صبراً على حكمك يا غياث من لا غياث له يا دائماً لا نفاذله، يا محيى الموتى، يا قائماً على كل نفس بما كسبت، احكم بينى و بينهم و انت خيرا الحاكمين.»

    و قرینه این سخن ادامه فرمایش امام حسین (ع) است که فرمود: حتّي يقضي الله بيني و بين القوم بالحق، و هو خير الحاكمين. یعنی اگر شهید هم شدم خدا در روز قیامت بین من و این افراد قضاوت خواهد کرد.




  8. #46

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,040
    حضور
    30 روز 13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4594



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    اگر یزید اجازه خروج بدون بیعت به امام می داد و صلح می کرد(مانند امام حسن(ع) )،
    هیچ جنگی صورت نمی گرفت!!!!!!
    اولا : امام حسین هیچ وقت صلح و بیعت با یزید را قبول نکرد و به خاطر همین شهید شد : "ومثلی لا یبایع مثله"
    حتی اگر یزید قبول می کرد که امام حسین (ع) بیعت کند هرگز امام حسین آن را قبول نمی کرد.
    آری اگر عوامل یزید می گذاشتند که امام حسین بدون بیعت از سرزمین کربلا خارج شود امام این کار را می کردند چرا که عقل حکم می کند که انسان خود را به مهلکه نیاندازد.
    آنچه این توهم را برای شما پیش آورده این است که گمان می کنید امام حسین آمده بود که کشته شود !! هرگز . با این که امام حسین (ع) می دانست که کشته می شود امام هدف غایی او کشته شدن نبود بلکه تشکیل حکومت بود. حرکت او برای اصلاح امت جدش نیاز به تشکیل حکومت داشت. او بر حسب عوامل طبیعی و عادی مانند هر فرمانده کار بلدی قبل از حرکت خود به کوفه سفیر فرستاد و با تایید سفیر خود حرکتش را شروع کرد.
    طبیعی است این فرمانده با تدبیر اگر اجازه می یافت که از کربلا برگردد و لشکرش را سامان دهد و عهدنامه هایش را محکم کند این کار را می کرد. چرا گمان می کنید که امام رفت که شهید بشود؟؟ آری می دانست که شهید می شود و با همین علم هم رفت اما بر اساس یک تدبیر بر خواسته از علم ظاهری که مکلف به آن بود حرکت کرد.
    امام حسین از مدینه برای تشکیل حکومت خارج شد و وقتی در مهلکه کربلا گرفتار آمد مخیر شد بین بیعت و جنگ و در راستای همان قیام خود جنگ را برگزید.



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    برادر گرامی ائمه برای هدایت مردم نیازی به حکومت نداشته اند که برای آن تلاش کنند!!!!
    تمام تلاش ائمه هدایت مردم بوده
    در دوران رحلت تا ظهور بدون حکومت
    و در دوران ظهور با حکومت
    شما هدف را گم کرده اید !!!
    هدف رسیدن به حکومت نیست !
    حکومت وسیله است !!!!
    جواب این ها قبلا گذشت.
    با تکرار مدعا نمی توانید چیزی را به اثبات برسانید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    کسانی که ارتش تا دندان مسلح را متوقف کردند افرادی بودند که چند ده سال در ارتش شاه آموزش دیده بودند !!!
    خوب است دیگر.
    ما می خواستیم ثابت کنیم که امام خمینی از متخصصین با تقوا استفاده می کرده است که الحمد لله شما توضیح هم فرمودید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    به همین دلیل هم به ایران اسلحه می فروخت (مک فارلین) و هم به عراق !!!!!
    متاسفانه درباره موضوع مک فارلین اطلاعاتتان ناقص یا از منابع غیر معتبر تغذیه می شود (ما بنا نداریم در این تاپیک به همه سوالات ذهنی شما پاسخ دهیم لطفا تحقیقات خود را در این زمینه کمی عمق ببخشید که بلندگوی رسانه های نخ نمای غربی نباشید)


  9. #47

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,040
    حضور
    30 روز 13 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4594



    نقل قول نوشته اصلی توسط ++Hadi++ نمایش پست ها
    استاد شعیب
    یکی از دوستان سکولار ما که مثلا کشور کانادا رو مثال می زد، فوکوس و بحثش روی بازه زمانی 8 ساله بود!
    ایشون می گفتند اینکه یه رئیس جمهور با رای مردم سر کار بیاد و 8 سال مملکت رو پیش ببره و بعد تمام رگ و ریشه های سیاسیش قطع شه و دولت به دست فرد دیگری بیفته، باعث می شه زمان کافی برای دیکتاتوری و ... نداشته باشه!
    و این جریان رو با بحث حاکمیت اسلامی غیر معصوم مقایسه می کردند که در اون یه رهبر می تونه در بازه زمانی چند ده ساله هم حکومت رو پیش ببره و با پستی بلندی های زندگی در این مدت طولانی می تونه به راه های باطل گرایش پیدا کنه!
    بعد ایشون ازم خواستند که یه مثال از حاکمیت اسلامی غیر معصوم بزنم که یه رهبر اسلامی در دوران مدیدی، رهبری کنه و اتفاقا ازش به خوبی یاد بشه و اقداماتش مساوی بهبود روند حوزه مدیریتیشون در همه ابعاد و زمینه ها باشه! البته این دوستان خیلی معقتد به این نظام و انقلاب نیستند و نمی شه از این نظام مثال زد! بلکه از نظامهای گذشته باید برای اینها مثال زد. البته بنده امیر کبیر رو مثال زدم ولی مدت حکومت ایشون 3 - 4 سال بیشتر نبود و حتی با مطرح کردن نام امیرکبیر، ایشون فرمودند: اگر امیر کبیر هم 4-50 سال حکومت می کردند، احتمال خرابکاری و خراب شدنش در این دوره زمانی نسبتا بلند فراهم بود و نتیجه می گرفتند که به احتمال قوی حاکم غیر معصوم قطعا در طولانی مدت، خودشو گم می کنه!
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    این افراد نه تنها حکومت غیر معصوم (ولی فقیه) را بر نمی تابند حکومت امام معصوم را هم قبول ندارند .
    اگر حکومت امام معصوم را قبول دارند به آنها بگویید چه فرقی هست بین حکومت معصوم و ولی فقیه در این جهت؟
    اگر معصوم به خاطر قوای عصمتش مانع از ایجاد دیکتاتوری می شود ولی فقیه هخم به خاطر صفاتی که امام معصوم آنها را معرفی کرده مانع از دیکتاتوری می شود.
    مگر نه این است که امام معصوم مردم را به تقلید بی چون و چرا از ولی فقیه سفارش کرده اند (فللعوام ان یقلدوه) آیا نعوذ بالله امام معصوم از این خبر نداشته اند که ولی فقیه معصوم نیست و امکان خطا در او هست پس چرا تقلید بی چون چرا و تبعیت بی چون چرا را از ولی فقیه توسط مردم خواسته اند.
    آنچه که انسان را از دست اندازی به قدرت و اموال مردم باز می دارد تقوای الهی است که اگر این ملکه در انسان به شکل عالی خود متبلور شود آن تقوایی که لازمه حاکم دینی است هرگز دیکتاتوری شکل نمی گیرد.
    بارها در این تاپیک عرض کردم: امام معصوم شرایطی را برای حکومت و ولایت فقیه بر مردم بیان فرموده اند "صائنا لنفسه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه و...." اگر کسی این گونه بود و مطیع محض پروردگار خود بود دیکتاتوری چه معنایی خواهد داشت.
    چه لازمه ای بین طول مدت حکومت و ایجاد دیکتاتوری است؟؟ آری آدم های دنیا پرست که مال و مقام و منسب تمام وجود دنیایی آنها را شکل می دهد به خود نگاه می کنند می گویند اگر یک نفر بیش از 8 سال حاکم بر یک کشور باشد دیکتاتور می شود!! بله برای افراد دنیا پرست(نه خداپرست مطیع امر مولاه و مخالف هواه) که حکومت بر مردم را بذاته دوست می دارند نه تنها 8 سال احتمال دیکتاتوری هست بلکه سال هم این احتمال هست.
    این مقایسه از اصل غلط است شما در نظام های دموکراسی ، چه کسی را بر مردم حاکم می کنی ؟؟ یک فرد عادی که می تواند شهوت پست مال پرست جاه طلب و ... باشد خب این فرد را باید مواظب بود که مدت حکومتش طول نکشد دیکتاتور نشود.
    اما در نظام دینی چه؟؟ ولی فقیه با آن شرایطی که گفتیم فردی که حکومت چون امر الهی است برایش ارزش دارد چون با آن حق مظلوم را از ظالم می گیرد برایش ارزش دارد فردی که بنده محض خداست تقوا ملکه درونی اوست و به محض این که این ملکه از دستش رفت دیگر او ولی فقیه نیست او عزل شده است حتی اگر به سال هم نرسیده باشد چه برسد به هشت سال.

    نیاز به نمونه یابی نداریم شما ببینید رهبری امام خمینی را . سارسر نور و معنویت یک لحظه چیزی برای خود نخواست یک خشت برای خود بر خشت نگذاشت . صندلی او به مبل تبدیل نشد خانه اش یک متر بزرگ تر نشد پول بانکی اش یک قران افزوده نشد لباسش هیچ تغییر نکرد غذایش نه تنها افزوده نشد که کاسته هم شد.
    همچنین رهبری معظم را ببینید دوست و دشمن اقرار دارند در ساده زیستی او . آیا اگر قرار بود طول مدت دیکتاتوری بیاورد نباید کمی در ظاهر زندگی ایشان تغییری ایجاد شود؟؟
    متاسفانه دشمن امروز با عملیات روانی (جنگ تبلیغاتی) دستاورد های نظام را در نظر مردم کوچک کرده است ولی آیا شایسته نیست دستاورد های نظام را واقعی تر ببینیم آیا جز با رهبری های داهیانه ایشان بهاین جایگاه از قدرت نظامی و سیاسی و منطقه ای می توانستیم برسیم. کشوری که یک زمانی در معادلات منطقه ای نقش ژاندارم آمریکا را بازی می کرد ولی امروز قدرت اول سیاسی و نظامی مستقل در منطقه بلکه تاثیر گذار در معادلات بین المللی است.
    جایگاه پیشرفت علمی ایران را ببینید و مقایسه کنید با زمان قبل از انقلاب کافی است که این کار آمدی دیده شود.
    آری ما نقایصی هم داریم امام کلیت را باید دید.


  10. صلوات


  11. #48

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,180
    حضور
    44 روز 3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    1886



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    با سلام
    یکی از مقدمات حکمت در نظر گرفتن قرائن حالیه مقامیه و مقالیه است.
    برادر بزرگوار بحث ما در تشکیل حکومت در زمان غیبت است و اگر جمله مطلقی هم گفته می شود: " هیچ رهبری در جهان نمی تواند ادعا کند که..." مشخص است که زمان غیبت را می گوییم نه حکومت امام معصوم را!!
    این رفتار غیر علمی است انشا الله متوجه باشید!!
    سلام و عرض ادب

    برادر گرامی

    وقتی خود معصومین به ما گفتن در دوران غیبت هیچ حکومتی به ثمر نخواهد نشست یعنی چی؟


    یعنی این که دنبال تشکیل حکومت نباشید !


    یعنی به وظیفه دینی خودتون عمل کنید و مردم رو ارشاد کنید و امر به معروف و نهی از منکر کنید

    یعنی نیازی نیست خودتون رو مضحکه دست سیاستمدارانی کنید ، که از دین برای فریب عوام و پیشبرد مقاصد خودشون استفاده می کنن !!!!!



    به همین جامعه خودمون نگاه کنید

    نگاه مردم در زمان شاه به روحانیت نگاه به گروهی بود که هدفش ظلم ستیزی و عدالت گستری و امر به معروف و نهی از منکر هست

    الان نگاه مردم به روحانیت چطور شده؟

    واقعا متوجه این تنزل نشدید؟؟؟؟؟؟


    الان روحانیت عامل اصلی دین گریزی شده !!!!












    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    چه کسی خواسته که بگوید ولی فقیه جای معصوم را پر کرده است ؟؟!!( این تفکر عوام فریبی است )
    بهتر است در سخنان آقای خمینی به دنبال پاسخ سوالتان بگردید!!!!
    خمینی :ولایت فقیه همان ولایت رسول‌الله است
    ،





    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    ولی فقیه در عصر غیبت امام معصوم به نصب عام و از باب اضطرار (عدم وجود امام معصوم) متولی اجرای احکام دین خدا در میان مردم است ؛ "فللعوام ان یقلدوه" "اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا"


    برادر گرامی

    امام گفته اند هر گاه مشکلی پیدا کردید
    برای قضاوت و رفع مشکل و پیدا کردن حکم

    پیش راویان حدیث بروید
    تا احادیث ما را برای شما بازگو کنند و جواب خود را بگیرید !


    کجا گفته ولی فقیه شورای نگهبانی نصب کند ، که پیش بینی سود را تایید کند
    و بانکهای اسلامی بتوانند ربا را با اسمی دیگر حلال کنند!!!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    اما اگر بگوییم در زمان غیبت بنا بر اضطرار و لزوم غیبت امام معصوم ، نباید احکام خدا تعطیل شود

    برادر گرامی

    زمانی که ولی فقیه نبود ، احکام خدا تعطیل شده بود؟؟؟

    کسی نماز نمی خواند ؟

    روزه نمی گرفت؟


    اتفاقا اعتقاد مردم به دین و اسلام،قبل از به حکومت رسیدن فقها و استفاده سیاستمداران از آن ها ، بیشتر از حال حاضر بود!

    اگر کسی حجاب داشت ، برای رضای خدا داشت ، نه برای اجبار حکومت !!!!

    اگر کسی نماز می خواند ، برای رضای خدا می خواند ، نه برای ترفیع درجه !!!

    اگر کسی روزه می گرفت ، برای رضای خدا بود ، نه برای اجبار جامعه و حکومت !!!

    و....

    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها


    مگر نه این است که امام معصوم مردم را به تقلید بی چون و چرا از ولی فقیه سفارش کرده اند (فللعوام ان یقلدوه) آیا نعوذ بالله امام معصوم از این خبر نداشته اند که ولی فقیه معصوم نیست و امکان خطا در او هست پس چرا تقلید بی چون چرا و تبعیت بی چون چرا را از ولی فقیه توسط مردم خواسته اند.



    برادر گرامی

    کجا امام تبعیت بی چون و چرا از ولی فقیه را حکم کرده؟

    مگر ولی فقیه خداست!!!!!(العیاذ بالله)

    خود امام معصوم گفته اگر حدیثی از ما رسید که مخالف قرآن بود آن را رد کنید!!!!

    ولی فقیه از امام معصوم بالاتر است؟؟؟؟



    در ضمن عوام به تقلید در انجام فروع دین توصیه شده اند!!!!!


    نه در حلال و حرام کردن احکام !!! نه در اصول دین!

    ولایت مطلقه ای که می تواند حلال را حرام و حرام را حلال کند ، جزو فروع دین است؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!



    حکومت ربا را حلال کرد ، ما هم باید آن را حلال بدانیم؟؟؟؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    متاسفانه درباره موضوع مک فارلین اطلاعاتتان ناقص یا از منابع غیر معتبر تغذیه می شود (ما بنا نداریم در این تاپیک به همه سوالات ذهنی شما پاسخ دهیم لطفا تحقیقات خود را در این زمینه کمی عمق ببخشید که بلندگوی رسانه های نخ نمای غربی نباشید)
    نقص اطلاعات بنده تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی کند !!!!

    مهم این است که این حکومت بازیچه دست آمریکا شد تا صدام نتواند به بمب هسته ای دست یابد !!!

    و با جنگ فرسایش هم نیروی ایران تحلیل رفت و هم نیروی عراق !!!



    ما از این مساله درس نگرفته ایم
    و باز هم می خواهیم جنگی با عربستان آغاز کنیم

    تا مجددا ناخواسته حامی منافع امریکا در خاورمیانه باشیم !!!!!



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    تقطیع همیشه این نیست که حرف را برش بزنید گاهی تقطیع از زمان و فضای صدور سخن ، خیانت در کلام یک فرد است ایشان جهت تاییدیه گرفتن از امام برای تشکیل حزب از امام این جملات را می گویند که با موافقت امام هم روبرو می شوندو حزب جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند و خدمات بزرگی به اسلام و انقلاب می کنند
    از این گذشته ، این حرف نظر شخصی یک نفر است و می تواند قابل نقد و مناقشه باشد چه این که ما معتقد هستیم فقه شیعه آنقدر پویا و گویا هست که می تواند ضمن تشکیل حکومت دینی اداره آن را هم به دست بگیرد و نیازی نیست ما دیپلمات درست کنیم فقیه ظرفیت اداره جامعه را دارد کما این که امام خمینی و شاگردان ایشان ثابت کردند که با همین فقه آل محمد می شود جامعه را اداره کرد و سالیان سال جلوی کل جهان مادی گرا ایستاد.
    رکن انقلاب ولی فقیه است و مردمی که به او اقبلا کرده اند افرادی دیگر را رکن نخوانید.

    برادر گرامی

    با حلوا حلوا دهن شیرین نمی شود !

    حکومت کوبا هم از همین دست سخنان تحویل عوام می داد !

    جنگ با استکبار جهانی و دشمن ساختگی و ....




    استفاده از داوطلبان وعوام ، به عنوان دیوار گوشتی ، نه با اسلام سازگار است ، نه با هیچ دین دیگری !!!!!
    این عدم تخصص مسئولین است ، که باعث می شود از سربازان ، به عنوان دیوار گوشتی استفاده کنند!!!!!




    واقعیت جامعه این است که فقر بیداد می کند و فساد و رانت و ... در هر اداره و سازمانی مشهود است ....

    آمریکا و اسرائیل باشند یا نباشند ، مساله فقر و فساد و رانت و انحصار و ... مساله ای داخلی است !!!!!!


    با شعار نمی توان کاری از پیش برد !
    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۴:۱۸
    استیون هاوکینگ:
    به ستارگان نگاه کنید ، نه به زیر پاهایتان ... تا زندگی هست ، امید هم هست ...
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  12. #49

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,180
    حضور
    44 روز 3 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    1886



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    این سخن ها بعد از گذشت تاریخ و روشن شدن حقایق به یک طنز بیشتر شباهت دارد تا به روشنگری


    مطلب گویاست منطق کسانی که حق را نمی خواهند قبول کنند به ترساندن و ارعاب است. یا به مشت و لگد یا به ترس از پل صراط و جهنم!!
    حرفی دارید بزنید چرا به پل صراط احاله می دهید.

    آیا بنده به جز کلام امام حسین(ع) را نقل کردم؟؟

    این سخنی است که خدا شما نقل کرده اید !!



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    در میان امت جدم قیام كردم و می خواهم به نیكی سفارش و از بدی نهی كنم و مطابق سيره جدم رسول خدا و پدرم على بن ابى طالب عليهم السّلام رفتار می نمایم. پس هر كس كه مرا به جهت اينكه حق ميگويم قبول كند همانا خداوند به حق سزاوارتر است و كسى كه دست رد بسينه من بگذارد من صبر می كنم تا خدا كه بهترين حكم‏كنندگان است بين من و آن قوم داورى نمايد.


    امام هدف قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر معرفی می کند!!!!


    کجای این نامه هدف امام قیام به سیف و تشکیل حکومت بیان شده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    کسی که قیام به سیف می کند ، وقتی دست رد به سینه اش می زنند ، سکوت نمی کند !!!!!


    کسی که قیام به سیف می کند، با زن و بچه راهی میدان نبرد نمی شود!!!!!!!!!!


    کسی که قیام به سیف می کند، به لشکر دشمن نمیگوید :

    من به جنگ شما امده ام یا شما به جنگ با من آمده اید!!!!!!!!!!




    کمی فکر کنید برادر !


    اگر یزید اجازه خروج بدون بیعت به امام می داد و صلح می کرد(مانند امام حسن(ع)
    هیچ جنگی صورت نمی گرفت!!!!!!




    اما در مورد شهادت

    آیا امام نمیتوانست مانند آنانی که شب هنگام از واقعه بیرون رفتند بیرون رود؟

    وظیفه امام اتمام حجت بود ، با خون خود

    نه با رسیدن به حکومت!




    اگر امام به حکومت می رسید ، همه کسانی که در کربلا رودر روی او بودند


    در خدمتش می بودند!




    اما هدف رسیدن به حکومت نبود !

    در واقع هدف از خلقت ، رسیدن به حکومت نیست !


    آزمایش است ، غربال کسانی که ادعای دین داری دارند

    اما دینشان را وسیله رسیدن به حکومت وقدرت قرار می دهند!!!!!







    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۴:۵۴
    استیون هاوکینگ:
    به ستارگان نگاه کنید ، نه به زیر پاهایتان ... تا زندگی هست ، امید هم هست ...
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  13. #50

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,277
    حضور
    133 روز 2 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5977



    سلام علیکم

    بهتر است از موضوع خارج نشویم تا بشود نتیجه گیری کرد .

    وقتی میگوییم نفوذی مقصود افرادی هستند که بنا بر ماموریتی می آیند تا خیانت و یا جنایتی مرتکب شوند ، حال سوال اینجاست ،
    تشخیص خیانت مثل هر جرم دیگری باید در قانون پیش بینی شده باشد و با توجه به تعریف و مصادیقش اعلام جرم شود ،
    آیا تعریف و مصداقی از خیانت در قوانین پیش بینی و ذکر شده تا بشود بر آن اساس چنین افرادی را تشخیص داد و مجازاتی برایش در نظر گرفته شده یا خیر ؟
    ویرایش توسط فاتح : ۱۳۹۷/۰۵/۲۴ در ساعت ۰۱:۵۲
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۵/۲۲, ۰۰:۳۶ : 13

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود