جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توضیح درباره معنای توسل

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۷
    نوشته
    23
    حضور
    1 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    22

    اشاره توضیح درباره معنای توسل




    به نام خدا

    با سلام خدمت شما


    بنده دو رویکرد در باره با توسل را مطرح می کنم و از کارشناسان محترم خواهش دارم راهنمایی کنند :

    1- کمک خواستن از غیر خدا درصورتی که شما مستقل از خدا برای آنها قدرت دخل و تصرف قائل نباشید هیچ اشکالی ندارد . و حتی اگر بر فرض محال فردی که از او درخواست استغاثه میشود ( مثل ائمه اطهار (ع) ) هم قادر بر

    انجام خواسته شخص نباشد هیچ اشکال ندارد و مانند این است که شما در زندگی روزمره از شخصی در خواست کمک کنید و ان شخص توان آن کار را نداشته باشد .


    2- هنگامیکه خداوند فرموده است که جز من کس دیگری را نخوانید دیگر هیچ جایی برای دخالت عقل نیست و عقل مستقلا نمیتواند در این امور وارد شود. برای مثال عقل مستقلا نمیتواند بفهمد که روزه و نماز واجب است و ....... .

    پس هنگامی که خداوند فرموده است که جز من کس دیگر را نخوانید ما هم باید اطاعت کنیم.

    به نظر بنده شماره اول صحیح است اما با این حال در خواست راهنمایی بیشتر دارم.

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۷/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۹:۵۹

  2. صلوات ها 2


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    29,192
    حضور
    261 روز 19 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    62
    صلوات
    66720



    با نام و یاد دوست



    توضیح درباره معنای توسل


    کارشناس بحث: استاد صدرا



  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,197
    حضور
    68 روز 4 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11345



    نقل قول نوشته اصلی توسط no0thing نمایش پست ها


    بنده دو رویکرد در باره با توسل را مطرح می کنم و از کارشناسان محترم خواهش دارم راهنمایی کنند :

    1- کمک خواستن از غیر خدا درصورتی که شما مستقل از خدا برای آنها قدرت دخل و تصرف قائل نباشید هیچ اشکالی ندارد . و حتی اگر بر فرض محال فردی که از او درخواست استغاثه میشود ( مثل ائمه اطهار (ع) ) هم قادر بر

    انجام خواسته شخص نباشد هیچ اشکال ندارد و مانند این است که شما در زندگی روزمره از شخصی در خواست کمک کنید و ان شخص توان آن کار را نداشته باشد .

    2- هنگامیکه خداوند فرموده است که جز من کس دیگری را نخوانید دیگر هیچ جایی برای دخالت عقل نیست و عقل مستقلا نمیتواند در این امور وارد شود. برای مثال عقل مستقلا نمیتواند بفهمد که روزه و نماز واجب است و ....... .

    پس هنگامی که خداوند فرموده است که جز من کس دیگر را نخوانید ما هم باید اطاعت کنیم.

    به نظر بنده شماره اول صحیح است اما با این حال در خواست راهنمایی بیشتر دارم
    .
    با سلام و عرض ادب
    1) توسل به معنای درخواست مستقیم از اولیای الهی زمانی صحیح است که توسل کننده ولی خدا را تنها واسطه ی نزول فیض الهی دانسته و ولی خدا را مستقل در تأثیر نداند. در غیر این صورت چنین توسلی به معنای شریک قرار دادن غیر برای پروردگار در امر تدبیرخواهد بود.

    قرآن کریم آنجا که از اعجاز انبیای الهی سخن گفته همه ی امور خارق عادت آنان را به اذن خدا توصیف نموده؛‌ چنانکه وقتی سخن از خلقت پرنده و زنده نمودن مردگان و شفای بیماران خاص توسط عیسی (علیه السلام) به میان رفته کار عیسی (علیه السلام) را به اذن خود دانسته است: «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ ...»؛[1] «و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏ گويد:) من نشانه‏ اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏ سازم سپس در آن مى ‏دمم و به فرمان خدا، پرنده ‏اى مى‏ گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى ‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى ‏كنم...».

    و در جایی دیگر می فرماید: «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَ عَلى‏ والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِي...»؛[2] (به خاطر بياور) هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم گفت: «ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيدم! زمانى كه تو را با» روح القدس «تقويت كردم كه در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى ‏گفتى و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم و هنگامى كه به فرمان من، از گل چيزى به صورت پرنده مى‏ ساختى، و در آن مى‏ دميدى، و به فرمان من، پرنده ‏اى مى‏ شد و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى‏ دادى و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى‏ كردى...».


    بنابراین کارهای خارق عادت انبیای الهی از مجرای اذن الهی صورت پذیرفته؛ لذا شخص متوسل به آنها می بایست در توسل به ذات (درخواست مستقیم از ولی خدا) ولی خدا را واسطه ی فیض الهی ( و نه مستقل در تأثیر) دانسته که چنین امری منطبق بر نظام توحید افعالی خواهد بود.


    2) توسل خود گونه ای از دعا و درخواست از خدا است؛ همچنان که درخواست مستقیم از پروردگار همه ی حاجات دنیوی بنده به اجابت نمی رسد در توسل نیز امر بدین منوال است؛ لذا عدم اجابت ظاهری در توسل به معنای نفی قدرت (مأذون) واسطه نخواهد بود.

    3) بر اساس روایات معصومین (علیهم السلام)، ولایت تکوینی (مأذون) آنان فوق تصور ما بوده؛[3] لذا درخواست امور ممکن[4] از آنها بدون مانع است؛ هر چند که در مورد غیر معصوم از آنجا که چنین جایگاهی وجود نداشته؛ توسل به دعا و یا جایگاه معنوی آنان مورد نظر است به اینکه از آنان درخواست دعا شود و یا اینکه متوسل، آبرو و یا جایگاه معنوی آنان را واسطه ی در درخواست خود از خدا نماید.

    4) فرض دوم شما در مورد توحید عبادی است. توحید در عبادت يعنى، جز «اللَّه» كسى را سزاوار پرستش ندانستن؛ زيرا «اله» به‏ معناى معبود و كسى است كه شايسته عبادت و اطاعت است؛ لذا خدای متعال می فرماید: (وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏).[5] که دعوت و خواندن در این آیه ی شریفه به معنای عبادت و پرستش پروردگار است؛[6] لذا در فقره ی بعدی می فرماید: (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‏).[7] «كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‏ ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏ شوند».

    بر این اساس در پاسخ فقره ی دوم کلام شما می گوئیم:
    عبادت منحصرا از آن خدا است و تنها خدا شایسته ی پرستش است؛ لذا بنده نمی بایست غیر خدا را عبادت نماید که چنین حکمی خود از احکام مستقل عقل است؛ زیرا وقتی به واسطه ی عقل خدا شناخته شد عقل خود حکم به پرستش او و نفی پرستش غیر او نموده و بیان می دارد که هر چه از شئون عبادت است، منحصرا شایسته ی پروردگار بوده؛ لذا بالاترین مراتب خضوع و خشوع مختص به خدا خواهد بود؛ هر چند عقل در بیان کیفیت و شروط انجام مصادیق عباداتی که پروردگار بر مخلوق مقرر نموده
    (مثل نماز و روزه و...) نظر مستقلی نخواهد داشت.

    موفق باشید.


    [1] . آل عمران/49.

    [2] . المائدة/110.

    [3] . چنانكه در زيارت امام حسين عليه السلام آمده است:«إِرادَةُ الرَّبِ‏ في مَقاديرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ، وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم»؛[ اراده پروردگار در تقدير امور [همه مخلوقات‏] به شما فرود مى ‏آيد و از خانه ‏ها [و مقام منيع‏] شما [به جهان و جهانيان‏] صادر مى‏ شود. (كامل الزّيارات، ص 179، باب 79، روايت 2). و همچنان که در دعاى رجبيّه كه از ناحيه‏ى مقدّسه صادر شده، آمده است: «لا فَرْقَ‏ بَيْنَكَ وَ بَيْنَها إِلّا أَنَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ»؛ [6]و هيچ فرقى ميان تو و آنان نيست جز آن كه آنان، بنده و آفريده ‏ى تواند. (اقبال الاعمال، ص 646).

    [4] . با لحاظ اینکه واسطه مجرای فیض بوه و در واقع در این درخواست نیز از خدا تقاضا شده است.

    [5] . غافر/60

    [6] . المیزان، ترجمه، ج20، ص77.

    [7] . همان.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ در ساعت ۱۱:۴۶
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,714
    حضور
    36 روز 9 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2266



    نقل قول نوشته اصلی توسط no0thing نمایش پست ها
    به نام خدا

    با سلام خدمت شما


    بنده دو رویکرد در باره با توسل را مطرح می کنم و از کارشناسان محترم خواهش دارم راهنمایی کنند :

    1- کمک خواستن از غیر خدا درصورتی که شما مستقل از خدا برای آنها قدرت دخل و تصرف قائل نباشید هیچ اشکالی ندارد . و حتی اگر بر فرض محال فردی که از او درخواست استغاثه میشود ( مثل ائمه اطهار (ع) ) هم قادر بر

    انجام خواسته شخص نباشد هیچ اشکال ندارد و مانند این است که شما در زندگی روزمره از شخصی در خواست کمک کنید و ان شخص توان آن کار را نداشته باشد .


    2- هنگامیکه خداوند فرموده است که جز من کس دیگری را نخوانید دیگر هیچ جایی برای دخالت عقل نیست و عقل مستقلا نمیتواند در این امور وارد شود. برای مثال عقل مستقلا نمیتواند بفهمد که روزه و نماز واجب است و ....... .

    پس هنگامی که خداوند فرموده است که جز من کس دیگر را نخوانید ما هم باید اطاعت کنیم.

    به نظر بنده شماره اول صحیح است اما با این حال در خواست راهنمایی بیشتر دارم.
    با سلام

    فکر کنم قول دوم اینطور بیانی داشته باشند
    آنها می گویند عبادات توقیفی هستند
    یعنی خداوند تعیین می کند چه چیزی عبادت است
    و نحوه عبادت را خدا تعیین می کند.

  8. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,197
    حضور
    68 روز 4 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11345

    جمع بندی




    سؤال:
    کمک خواستن از غیر خدا درصورتی که شما مستقل از خدا برای آنها قدرت دخل و تصرف قائل نباشید اشکالی ندارد. اما سؤال آن است هنگامیکه خداوند فرموده جز من کس دیگری را نخوانید دیگر جایی برای اطاعت و عبادت غیر او نیست؛ بنابراین دیگر هیچ جایی برای دخالت عقل نیست و عقل مستقلا نمیتواند در این امور وارد شود. برای مثال عقل مستقلا نمیتواند بفهمد که روزه و نماز واجب است.

    جواب:
    الف) توسل به معنای درخواست مستقیم از اولیای الهی زمانی صحیح است که توسل کننده ولی خدا را تنها واسطه ی نزول فیض الهی دانسته و ولی خدا را مستقل در تأثیر نداند. در غیر این صورت چنین توسلی به معنای شریک قرار دادن غیر برای پروردگار در امر تدبیرخواهد بود.
    قرآن کریم آنجا که از اعجاز انبیای الهی سخن گفته همه ی امور خارق عادت آنان را به اذن خدا توصیف نموده؛‌ چنانکه وقتی سخن از خلقت پرنده و زنده نمودن مردگان و شفای بیماران خاص توسط عیسی (علیه السلام) به میان رفته کار عیسی (علیه السلام) را به اذن خود دانسته است: «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ ...»؛(1) «و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏ گويد:) من نشانه‏ اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده ‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏ سازم سپس در آن مى ‏دمم و به فرمان خدا، پرنده ‏اى مى‏ گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى ‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى ‏كنم...».

    و در جایی دیگر می فرماید: «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَ عَلى‏ والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِي...»؛(2) (به خاطر بياور) هنگامى را كه خداوند به عيسى بن مريم گفت: «ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيدم! زمانى كه تو را با» روح القدس «تقويت كردم كه در گاهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى ‏گفتى و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم و هنگامى كه به فرمان من، از گل چيزى به صورت پرنده مى‏ ساختى، و در آن مى‏ دميدى، و به فرمان من، پرنده ‏اى مى‏ شد و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من، شفا مى‏ دادى و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده مى‏ كردى...».

    بنابراین کارهای خارق عادت انبیای الهی از مجرای اذن الهی صورت پذیرفته؛ لذا شخص متوسل به آنها می بایست در توسل به ذات (درخواست مستقیم از ولی خدا) ولی خدا را واسطه ی فیض الهی ( و نه مستقل در تأثیر) دانسته که چنین امری منطبق بر نظام توحید افعالی خواهد بود.

    نکته ی دیگر آنکه
    توسل خود گونه ای از دعا و درخواست از خدا است؛ همچنان که درخواست مستقیم از پروردگار همه ی حاجات دنیوی بنده به اجابت نمی رسد در توسل نیز امر بدین منوال است؛ لذا عدم اجابت ظاهری در توسل به معنای نفی قدرت (مأذون) واسطه نخواهد بود.
    بر اساس روایات معصومین (علیهم السلام)، ولایت تکوینی (مأذون) آنان فوق تصور ما بوده؛(3) لذا درخواست اموری که عادتا نیز غیر ممکن بوده(4) از آنها بدون مانع است؛ هر چند که در مورد غیر معصوم از آنجا که چنین جایگاهی وجود نداشته؛ توسل به دعا و یا جایگاه معنوی آنان مورد نظر است به اینکه از آنان درخواست دعا شود و یا اینکه متوسل، آبرو و یا جایگاه معنوی آنان را واسطه ی در درخواست خود از خدا نماید.

    ب) فرض دوم سؤال در مورد توحید عبادی است. توحید در عبادت يعنى، جز «اللَّه» كسى را سزاوار پرستش ندانستن؛ زيرا «اله» به‏ معناى معبود و كسى است كه شايسته عبادت و اطاعت است؛ لذا خدای متعال می فرماید: (وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏).(5) که دعوت و خواندن در این آیه ی شریفه به معنای عبادت و پرستش پروردگار است؛(6) لذا در فقره ی بعدی می فرماید: (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‏).(7) «كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‏ ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏ شوند».

    بر این اساس در پاسخ فقره ی دوم سؤال می گوئیم:
    عبادت منحصرا از آن خدا است و تنها خدا شایسته ی پرستش است؛ لذا بنده نمی بایست غیر خدا را عبادت نماید که چنین حکمی خود از احکام مستقل عقل است؛ زیرا وقتی به واسطه ی عقل خدا شناخته شد عقل خود حکم به پرستش او و نفی پرستش غیر او نموده و بیان می دارد که هر چه از شئون عبادت است، منحصرا شایسته ی پروردگار بوده؛ لذا بالاترین مراتب خضوع و خشوع مختص به خدا خواهد بود؛ هر چند عقل در بیان کیفیت و شروط انجام مصادیق عباداتی که پروردگار بر مخلوق مقرر نموده
    (مثل نماز و روزه و...) نظر مستقلی نخواهد داشت.

    پی نوشت:


    1. آل عمران/49.

    2.
    المائدة/110.

    3
    . چنانكه در زيارت امام حسين عليه السلام آمده است: «إِرادَةُ الرَّبِ‏ في مَقاديرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ، وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم»؛[ اراده پروردگار در تقدير امور [همه مخلوقات‏] به شما فرود مى ‏آيد و از خانه ‏ها [و مقام منيع‏] شما [به جهان و جهانيان‏] صادر مى‏ شود. (ابن قولویه، كامل الزّيارات، ص 200، باب 79، روايت2، دارالمرتضویة). و همچنان که در دعاى رجبيّه كه از ناحيه‏ ى مقدّسه صادر شده، آمده است: «لا فَرْقَ‏ بَيْنَكَ وَ بَيْنَها إِلّا أَنَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ»؛ و هيچ فرقى ميان تو و آنان نيست جز آن كه آنان، بنده و آفريده ‏ى تواند. (المجلسی، ج95، ص393، باب 23، دار احیاء التراث العربی).

    4. با لحاظ اینکه واسطه مجرای فیض بوه و در واقع در این درخواست نیز از خدا تقاضا شده است.

    5. غافر/60.

    6.
    المیزان، طباطبایی،‌ ترجمه، موسوی همدانی، ج20، ص76،‌ دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم.

    7
    . همان.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۲۳:۲۲
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  9. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود