صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن وزبان عربی!( سوالات تخصصی)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519

    قرآن وزبان عربی!( سوالات تخصصی)




    با سلام

    این سوالاتی است برای آنهایی که می توانند جواب دهند

    در آیه ی4 تحریم

    إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ ........(التحريم/4)
    اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنيد [بهتر است] واقعا دلهايتان انحراف پيدا کرده است و اگر عليه او به

    يکديگر کمک کنيد .....

    در آیه ی فوق مخاطب دو نفر زن هستند و کلمات تتوبا ،تظاهرا در ارتباط با همین موضوع است

    اما چرا به جای قلباکما ( دو قلب شما) قلوبکما آمده است که جمع

    است نه تثنیه ؟؟ مگر آن دو زن چند قلب داشته اند ؟؟


    در آیه ی 30 یوسف

    وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ ....(يوسف/30)

    و [دسته‏اي از] زنان در شهر گفتند زن عزيز از غلام خود کام خواسته ........


    نسوه به معنی زنان است ولی چرا جلوی آن فعل قال ( مفرد مذکر )آمده است؟




    در آیه ی 102 بقره


    وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيمَانَ

    در اینجا بجای ما تتلوا الشیاطین طبق قاعده ی عربی می بایست ما تلَت الشیاطین

    می آمد چرا نیامده ؟؟


    در آیات زیر از سوره ی نحل


    وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ(النحل/58)
    در حالي که هرگاه به يکي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از فراب ناراحتي) سياه مي‌شود؛ و به شدت خشمگين مي‌گردد؛...
    يتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يحْكُمُونَ(النحل/59)
    بخاطر بشارت بدي که به او داده شده، از قوم و قبيله خود متواري مي‌گردد؛ (و نمي‌داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاک پنهانش کند؟!


    ضمیر متصل به أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ ... به کی بر می گردد؟؟؟ مگر غایب مورد بحث ،مونث نیست پس چرا ضمیر مذکر؟؟؟



    ادامه دارد ×
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۴:۲۴

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    در آیه ی4 تحریم

    إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ ........(التحريم/4)
    اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنيد [بهتر است] واقعا دلهايتان انحراف پيدا کرده است و اگر عليه او به

    يکديگر کمک کنيد .....

    در آیه ی فوق مخاطب دو نفر زن هستند و کلمات تتوبا ،تظاهرا در ارتباط با همین موضوع است

    اما چرا به جای قلباکما ( دو قلب شما) قلوبکما آمده است که جمع

    است نه تثنیه ؟؟ مگر آن دو زن چند قلب داشته اند ؟؟
    1 . ذكر" قلوبكما" به صيغه جمع، نه به صيغه تثنيه، به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است و لذا به صورت جمع ذكر شده و معنى آن تثنيه است. (1)

    2 . در اين آيه خطاب را متوجه دو تا از همسران رسول خدا (ص) كرده، و با اينكه دو نفر دو تا قلب دارد، قلب را به صيغه جمع آورده (2) و اين صرف استعمالى ‏است كه نظائرش بسيار است، (در فارسى هم خطاب به دو نفر مى‏گوييم: مگر دلهايتان چدنى است، و نمى‏گوييم مگر دو دل شما چدنى است). (3)

    3 . جمع آمدن لفظ «قلوب» بدان جهت است كه در لغت عرب هرگاه تثنيه‏اى به تثنيه‏ى ديگرى اضافه شود تثنيه‏ى اوّل را به صورت جمع مى‏آوردند، چون اجتماع دو تثنيه را خوشايند و مكروه مى‏دانند و نيز جمع آوردن لفظ «قلوب» براى اشعار به اين است كه آن دو زن داراى قلب‏هاى متعدّد مى‏باشند. و اين آيه به اتّفاق مفسّرين خاصّه و عامّه در باره‏ى عايشه و حفصه نازل شده است.
    (4 )

    4. تعبير با قلوب و اراده تثنيه، استعمال معروف است مخصوصا با اضافه به «كما» كه مطلب را روشن مى‏كند. (5)

    ***********************
    (1) تفسير نمونه، ج‏24، ص: 276

    (2) اين يا به خاطر آن است كه قلب حالات گوناگون دارد، حالاتى كه واقعيت‏هاى گوناگون به صاحبش مى‏دهد، آن چنان كه گويى صاحب دل امروز آن شخص ديروزى نيست، به كلى دگرگون شده، و انسانى ديگر شده است.
    (3) ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 555

    (4) ترجمه بيان السعادة، ج‏14، ص: 233
    (5) تفسير أحسن الحديث، ج‏11، ص:
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  4. صلوات ها 4


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    در آیه ی 30 یوسف

    وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ ....(يوسف/30)

    و [دسته‏اي از] زنان در شهر گفتند زن عزيز از غلام خود کام خواسته ........


    نسوه به معنی زنان است ولی چرا جلوی آن فعل قال ( مفرد مذکر )آمده است؟
    «نسوة» مفرد، اسم جمع و به معناى گروه زنان است و تأنيث آن همانند تأنيث لمّه «1» غير حقيقى است. «2»

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ

    (1) لمّه به معناى همراه يا همراهان در مسافرت، براى مفرد و جمع. پاورقى استاد گرجى.

    (2) به همين دليل در آيه: قالَ نِسْوَةٌ گفته شده، و دليل اين كه غير حقيقى است آن است كه مراد از اين تأنيث جمع بودن است: «كل جمع مؤنّث» و تأنيث جمع، امرى لفظى است، و چون در يك اسم، دو تأنيث جمع نمى‏شود، اينجا تأنيث لفظ، تأنيث معنوى (حقيقى) را باطل كرده، چنان كه گاهى در جمعهاى مذكر از قبيل «رجال» يا «اعراب» و غيره تأنيث لفظى مذكّر بودن معنوى را باطل مى‏كند، و حمل مى‏شود بر لفظ يا بر معنا، گاهى مذكّر و گاهى مؤنث آورده مى‏شود. با تلخيص از مجمع البيان.

    ***********************
    ترجمه جوامع الجامع، ج‏3، ص: 203


    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    ب

    در آیه ی 102 بقره


    وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيمَانَ

    در اینجا بجای ما تتلوا الشیاطین طبق قاعده ی عربی می بایست ما تلَت الشیاطین

    می آمد چرا نیامده ؟؟
    همون سؤالی که در اسک قرآن ازتون پرسیدم اینجا هم مطرح میکنم.

    لطفا توضیح بیشتری راجع به اشکال وارده بدهید. و اینکه طبق کدام قاعده عربی می فرمایید که بجای ( ماتتلوا ) باید (ما تلَت ) می آمده؟



    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    در آیات زیر از سوره ی نحل


    وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ(النحل/58)
    در حالي که هرگاه به يکي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از فراب ناراحتي) سياه مي‌شود؛ و به شدت خشمگين مي‌گردد؛...
    يتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يحْكُمُونَ(النحل/59)
    بخاطر بشارت بدي که به او داده شده، از قوم و قبيله خود متواري مي‌گردد؛ (و نمي‌داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاک پنهانش کند؟!


    ضمیر متصل به أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ ... به کی بر می گردد؟؟؟ مگر مخاطب غایب ،مونث نیست پس چرا ضمیر مذکر؟؟؟
    يتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يحْكُمُونَ(النحل/59)

    ممکنه ضمیر ( ه ) به مای مصدریه برگرده. یعنی خبری که درباره دختر دار شدن اون شخص بهش میدن را پنهان کنه. البته من بیشتر تفاسیر را چک کردم به جز یک تفسیر همگی به گونه ای ترجمه کردند که ضمیر ( ه ) به دختران به دنیا آمده ( مؤنث ) برمیگرده. و نتونستم پاسخ سؤال شما را پیدا کنم.

    حال اینکه چرا بجای ضمیر ( ها ) ضمیر ( ه ) بکار رفته است را کارشناسان پاسخگوی محترم لطفا برامون توضیح بدند.


    ویرایش توسط رضوان : ۱۳۸۹/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۴:۴۸
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  10. صلوات ها 5


  11. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوان نمایش پست ها
    همون سؤالی که در اسک قرآن ازتون پرسیدم اینجا هم مطرح میکنم.

    لطفا توضیح بیشتری راجع به اشکال وارده بدهید. و اینکه طبق کدام قاعده عربی می فرمایید که بجای ( ماتتلوا ) باید (ما تلَت ) می آمده؟

    :gol:
    با سلام

    با تشکر از عنایت و اظهار نظر شما

    قبل از اینکه جواب سوال شما را بدهم دو نکته را ذکر می کنم

    1 در بسیاری از آیات قواعد معمول زبان عربی رعایت نشده است ( بعدا نمونه های بیشتری می آورم )

    به نظر شما عدم رعایت قواعد یکدست و ثابت زبان عربی آیا نمی تواند اختلاف در تفاسیررا بیشتر کرده

    و تفسیر به رای را تشدید کندو خود به اختلافات دامن بزند؟؟


    2 آیا این نمونه ها نمی تواند دلیلی بر درس نخوانده بودن و بیسواد بودن حضرت محمد باشد ؟؟


    اما راهنمایی در جواب سوال شما

    در آیه های ی ذیل نگاه کنید

    قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ ....( حجرات 14)


    وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ .......(التوبة/90)



    يوْمَ يقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا

    (الحديد/13)


    اگر دقت کنید در این آیات فاعل جمع است وجلوی آن فعل مفرد غایب آورده شده است درحالیکه در

    آیه ی مورد بحث این قاعده زبان عربی رعایت نشده است !


    در ادامه در مورد جوابهای شما بحث خواهم کرد .
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۱:۱۸

  12. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوان نمایش پست ها
    1 . ذكر" قلوبكما" به صيغه جمع، نه به صيغه تثنيه، به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است و لذا به صورت جمع ذكر شده و معنى آن تثنيه است. (1)

    2 . در اين آيه خطاب را متوجه دو تا از همسران رسول خدا (ص) كرده، و با اينكه دو نفر دو تا قلب دارد، قلب را به صيغه جمع آورده (2) و اين صرف استعمالى ‏است كه نظائرش بسيار است، (در فارسى هم خطاب به دو نفر مى‏گوييم: مگر دلهايتان چدنى است، و نمى‏گوييم مگر دو دل شما چدنى است). (3)

    3 . جمع آمدن لفظ «قلوب» بدان جهت است كه در لغت عرب هرگاه تثنيه‏اى به تثنيه‏ى ديگرى اضافه شود تثنيه‏ى اوّل را به صورت جمع مى‏آوردند، چون اجتماع دو تثنيه را خوشايند و مكروه مى‏دانند و نيز جمع آوردن لفظ «قلوب» براى اشعار به اين است كه آن دو زن داراى قلب‏هاى متعدّد مى‏باشند. و اين آيه به اتّفاق مفسّرين خاصّه و عامّه در باره‏ى عايشه و حفصه نازل شده است.
    (4 )

    4. تعبير با قلوب و اراده تثنيه، استعمال معروف است مخصوصا با اضافه به «كما» كه مطلب را روشن مى‏كند. (5)

    ***********************
    (1) تفسير نمونه، ج‏24، ص: 276

    (2) اين يا به خاطر آن است كه قلب حالات گوناگون دارد، حالاتى كه واقعيت‏هاى گوناگون به صاحبش مى‏دهد، آن چنان كه گويى صاحب دل امروز آن شخص ديروزى نيست، به كلى دگرگون شده، و انسانى ديگر شده است.
    (3) ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 555

    (4) ترجمه بيان السعادة، ج‏14، ص: 233
    (5) تفسير أحسن الحديث، ج‏11، ص:
    با سلام دوست من

    جواب به اجوبه ی شما

    یک

    شما آورده اید که به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است

    آیا در تایید این گفته ی فوق آیه ای دیگر در قرآن یا جمله ای معروف از دانشمندان وبزرگان می توانید

    بیاورید که بر خلاف ظاهروواقعیت قلوب متعدد را به دو نفر منصوب کرده باشد !!!

    در حالی که در قرآن آمده خدا برای هیچ کس دو قلب قرار نداده است

    مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَينِ فِي جَوْفِهِ ( احزاب 4)

    خداوند براي هيچ کس دو قلب در درونش نيافريده


    از طرف دیگر
    علاوه بر این شما و اساتید عظام تفسیرنمونه جواب آیه ی ذیل را چه می دهید که سه !!! تثنیه در کنار هم آورده است !!!


    فَأْتِياهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيةٍ مِنْ رَبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ

    الْهُدَى(طه/47)

    و در ذیل هم دو تثنیه !

    فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ(الشعراء/16)

    علاوه بر این رسول در اینجا مفرد آمده نه تثنیه یا جمع !

    دو

    دوست من مثال آوردن از زبان فارسی برای اثبات قواعد زبان عربی نادرست است!!!
    قیاس قواعد دستور زبان عربی با فارسی اشتباه است مگر زبان عربی خودش نمی تواند نمونه داشته باشدکه دست به دامان مثالهای فارسی زده اید ؟؟
    پس برای تایید آیه ای دیگر یا جمله ای معروف از عربی بیاورید !

    سه
    استاد شما فقط تکرار کرده اید که در زبان عربی اینطور وآن طور است ولی نمونه ی معروفی برای اثبات بلاغت و فصاحت مذکور در زبان عرب نیاورده اید که خطاب به دو نفر دریک جمله هم تثنیه بکار ببرد و هم جمع
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۴:۲۸

  13. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    اما موارد دیگر

    بالاخره خورشید خانم درست است یا آقا خورشید ؟؟؟

    در آیات زیر یک بار خورشید مذکر و یکبار مونث گرفته شده است !

    مذکر :

    ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيهِ دَلِيلًا (الفرقان/45)

    در اینجا شمس مذکر گرفته شده و صفت مذکر برای وی آورده شده است (دلیلا)

    مونث:

    وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (الشمس/1)

    که در اینجا مونث است !

    اختلاف در ترجمه ی یک کلمه !!

    حسبانا با حسبانا چه فرقی دارد ( یک بام دو هوا) ؟


    فَعَسَى رَبِّي أَنْ يؤْتِينِ خَيرًا مِنْ جَنَّتِكَ وَيرْسِلَ عَلَيهَا حُسْبَانًا مِنَ السَّمَاءِ .......(الکهف/40)

    فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ......... (الأنعام/96)

    کدام یک ؟؟ما یا حضرت آدم اول خلق شده ایم ؟؟؟

    چرا در آیه ذیل ترتیب آفریده شدن رعایت نشده است ؟

    وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ...............(الأعراف/11)
    ما شما را آفريديم؛ سپس صورت بندي کرديم؛ بعد به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده کنيد!»

    ادامه دارد*
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۱:۲۰

  14. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
    با سلام

    با تشکر از عنایت و اظهار نظر شما

    قبل از اینکه جواب سوال شما را بدهم دو نکته را ذکر می کنم

    1 در بسیاری از آیات قواعد معمول زبان عربی رعایت نشده است ( بعدا نمونه های بیشتری می آورم ) به

    نظر شما عدم رعایت قواعد یکدست و ثابت زبان عربی آیا نمی تواند اختلاف در تفاسیررا بیشنر کرده و

    تفسیر به رای را تشدید کند ؟؟

    2 آیا این نمونه ها نمی تواند دلیلی بر درس نخوانده بودن و بیسواد بودن حضرت محمد باشد ؟؟


    اما راهنمایی در جواب سوال شما

    در آیه های ی ذیل نگاه کنید

    قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ ....( حجرات 14)


    وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ .......(التوبة/90)



    يوْمَ يقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا

    (الحديد/13)


    اگر دقت کنید در این آیات فاعل جمع است وجلوی آن فعل مفرد غایب آورده شده است درحالیکه در

    آیه ی مورد بحث این قاعده زبان عربی رعایت نشده است !


    در ادامه در مورد جوابهای شما بحث خواهم کرد .
    سلام بزرگوار

    1 .
    شما دلیلتون بر اینکه چرا باید به جای ( تتلوا ) کلمه ( تلَت ) بیاید را نفرمودید.

    2 .
    اگه سری به کتاب های قواعد عربی خصوصا صرف و نحو عربی بزنید متوجه میشوید که چرا فعل های این فاعل های جمع به صورت مفرد غایب به کار رفته است. درسته که در قواعد عربی فعل از نظر عدد ( مفرد، مثنی ، جمع ) باید مطابق فاعل خود باشد ولی در همین قواعد عربی نکته ای نیز ذکر شده که طبق قواعد عربی اگر فاعل اسم ظاهر باشد و فعل آن از صیغه های غایب باشد، فعلی که قبل از فاعل می آید باید به صورت مفرد غائب به کار رود. زیرا اگر به صورت جمع به کار رود ضمیری که در صیغه ی جمع وجود دارد میشود فاعل . ( مثلا در فعل « جاءوا »، ضمیر «و» فاعل است. )
    این یکی از قواعد عربی است که در کتب صرف و نحو عربی مانند مبادی العربیه آمده است.


    3 . این نمونه هایی که بیان کردید و اشکالاتی که وارد کردید نشون میده که شما چندان به قواعد عربی مسلّط نیستید. پس چطور میتونید به قرآن ایراد بگیرید بدون اینکه حتی هنوز بدونید که صیغه های غایب اگه فاعلشون اسم ظاهر باشه به صورت مفرد به کار میرند، حتی اگه فاعش مثنی یا جمع باشند.

    ویرایش توسط رضوان : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۲:۵۴
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  15. صلوات ها 3


  16. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    312
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1445



    ای کاش اجازه میدادید سؤالات قبلی تون جوابش کامل بشه بعد سؤالات جدید مطرح می کردید.

    پاسخگویان لطفا پست شماره 5 را پاسخ بدهند.
    ویرایش توسط رضوان : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۲:۱۰
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

    ***********************




  17. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود