صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسلمان بودن چه هدفی را تامین می کند؟

  1. #11

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    233
    حضور
    14 روز 14 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    439



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    سلام آقای رئوف و تشکر از جوابتون ...
    از دید روانشناسی گفته میشه که تمامی خواستها و میل های انسان برای کسب لذت و فرار از ناراحتی خلاصه میشه و هر هدفی که ما داشته باشیم برای این مساله هست که میخواهیم لذتی را بدست بیاریم و از ناراحتی فرار کنیم .

    و میتونم قبول کنم که هدف قائی انسان کمال باشه ؛ آنچنانچه تبدیل به یک آسمانخراشی بشه که هم در درونش رفاه دیده شده باشه ؛ هم در درونش قدرت دیده شده باشه ؛ هم در درونش مسایل مادی و هم در درونش مسایل معنوی دیده شده باشه .

    خوب ... تا اینجا هیچ مشگلی من ندارم ... و هر دومون سره این مساله توافق داریم که هدف کمال هستش ...

    برای ادامه بحث میخوام به ذکر یک مساله تاریخی بپردازم ... که گویا هوا سرد بوده و سلمان داشته پاهاش رو در درون یک بخاری خاموش گرم میکرده .... که ناگهان گویا حضرت علی وارد سناریو میشن ... و ایشان رو میکنند به سلمان و بهشون میگن این کار رو انجام نده که اگر ابوذر ببینه کافر میشه ... ( نقل به مضمون )

    خوب اینجا سلمان داشته از یک راهکار روانشناسی برای گرم کردن بدنش استفاده میکرده ... و همین مساله رو اگر ابوذر میدیده شاید اون رو جادوگری تلقی میکرده و حساب جادوگر هم در اسلام میشخص هست ....


    حالا برمیگردیم به سوالم ...
    هدف کمال هست .... پس مسیر رو قرار نیست که گم کنیم ...

    1. این همه شهید بزرگوار داریم که همشون هم صبح تا شب مفاتیح دستشون گرفتند و نماز شب خوندن و خودتون هم فکر میکنم که اقرار کنین سطحشون به هیچ وجه یکی نیست .
    2. این همه انسانهای مذهبی داریم که خیلی هاشون باسواد هستند و خیلی هاشون هم بی سواد هستند ؛

    و تفاوت این افراد و اینکه برخیشون در کمال به مراتب بالاتری میرسند ... در گرو این نیستش که کدومشون در مراتب توحید در مقام بالاتری هستند ؛ بلکه در گرو این هستش که کدومشون عالم تر بوده , کدومشون از عقلش بیشتر استفاده کرده ؛ کدومشون رفاه و آسایش بیشتری داشته ؛ کدومشون خودش رو بیشتر میشناخته ( روانشناس بوده ) ؛

    یعنی کمال یک منشور چند بعدی هستش که یکی از وجوه اون میتونه مسلمان بودن باشه ( اعتقاد به توحید و نبوت و معاد ) و این مشنور ابعاد وجودی دیگری مانند وجدان ؛ عقل ؛ عشق ؛ علم ؛ رفاه ؛ شناخت خود و ...

    آنچنانچه تفاوت مسلمانهای کنونی هم بیشتر در درون همین ابعاد بوجود میاد ... تا اینکه کدومشون صلوات بیشتری فرستاده ... یا اینکه نماز شب بیشتری خونده ...

    اگر هدف کمال باشه ... مسلمان بودن تنها یک بعد از اون میتونه باشه ... بنابراین میتونیم بگیم ...

    1. آدمهایی میتونند در زمان کنونی وجود داشته باشند که از امامانمون در مارتب بالاتری ازی کمال قرار داشته باشند .
    2. انسانهایی که یک بعدی شدند و تمام تحصیلاتشون شده فقه و اصول و .... ( به عنوان مثال مراجع تقلید و ... ) نمیتونند انسانهایی در سطوح بالای کمال باشند چون تنها به یک بعد از کمال پرداخته اند در صورتیکه کمال یک منشور چند بعدی هست .
    و ...

    آنچنانچه یک فرد عادی میتونه روانشناس باشه ؛ میتونه وجدان بالایی داشته باشه و مسلمان هم باشه ( حالا نه زیاد ) ... و در مراتب بالاتری از کمال نسبت به یک مرجع تقلید قرار داشته باشه که فقط مسلمون هست و تنها مسلمانی رو در مقادیری بالاتر داره ...

    مثال :
    مساله : اگر یک فرزند خردسال که از پدر و مادر برده ای به دنیا اومدن رو در مقابل پدر و مادرش سر ببریم .... جکم اربابی که این کار رو انجام داده چی هستش ....

    جواب : اسلام در مورد این مساله برد نداره و در نهایت جواب میده کاره ایشون غیر اخلاقی بوده و از لحاظ فقهی کار حرامی انجام نداده .

    یک انسان چند بعدی ولی به گونه ای دیگر فکر میکنه و حتی میتونه قوانین حقوق بشری رو تصویب کنه و در درونش جلویه چنین اموری رو بگیره ...

    در نهیات سوالم این میشه ...
    آیا یک انسانی که مسلمون هست ولی نه زیاد ... ولی در ابعاد وجودی دیگر بسیار قویتر هست میتونه در کمال ؛ از یک مسلمون که خیلی هم مسلمون تر هست ؛ کامل تر باشه و مراتب وجودی بالاتری داشته باشه ....

    متشکرم
    همتون رو به خدا میسپارم و از همه خدافظی میکنم ؛

    هیچ زمان ندرید ولی همواره دندانهایتان را تیز نگاه دارید ؛ هیچ وقت برای خدا دندانهایتان را نکشید ؛ که گوسفندان هم به شما خواهند خندید . و خداوند تنها تماشا میکند . ( جمله قصار از خودم ) .

  2. صلوات


  3. #12

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    665
    حضور
    12 روز 22 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    658



    آدما از هر چی لذت میبرن، به همون سمت کشیده میشن
    و اهدافشون بر این اساس تعیین میشه...
    لکن عقل میاد این وسط تجزیه و تحلیل میکنه و میگه لذت ها رو باید برنامه ریزی شده استفاده کرد تا بهترین لذت ها و پایدارترین لذت رو به دست بیارم..
    مثلا اگه الان بشینم فیلم ببینم از لذت هم نشینی با فلانی محروم میشم... اگه هر روز دو ساعت وقتم رو صرف تلویزیون کنم دیگه نمیتونم اون رو صرف یادگیری زبان کنم...
    بر اساس اونچه از حرفای اقای پناهیان به یاد دارم همه چی برمیگرده به همین لذت لکن ما از لذت های کوتاه مدت صرف نظر میکنیم تا لذتهای بلند مدت ( آخرت )به دست بیاریم... و حتی میتونیم از همین دست کشیدن از لذتهای حرام هم لذت ببریم چون لذت بندگی هم یه لذت بزرگه...شما بردگی و عشق رو بین آدما نگاه کن! حتی بعضی داعشی ها رو میشه نمونه ای از اونهایی دونست که دارن لذت بردگی رو میچشن...تو زمینه جنسی و عشق هم این بندگی و بردگی وجود داره... حتی گاهی اوقات آدما احساس میکنن همیشه لازم نیست خودشون تو همه چی اجتهاد کنن بلکه دوست دارن از یکی تقلید کنن!
    ویرایش توسط خباء : ۱۳۹۷/۰۴/۰۷ در ساعت ۰۶:۰۳

  4. صلوات


  5. #13

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,356
    حضور
    29 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005



    نقل قول نوشته اصلی توسط مبنای 2 نمایش پست ها
    سلام آقای رئوف و تشکر از جوابتون ...
    ...
    متشکرم

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    چند مطلب در پاسخ به مطالب شما عرض می کنم:

    - نخست آنکه آنچه توسط برخی از روانشناسان گفته می شود، در مورد اینکه اساس همه افعال ما «لذت» است، امری صحیحی نیست و چنین دیدگاهی از یک مبنای ناصحیح مادی نشئت می گیرد. برای اینکه به حاشیه نرویم، فعلا از بحث در این موضوع خودداری می کنم و اساس بحثمان را بر همان «کمال» قرار می دهم.

    - همان طور که در پاسخ قبلی تاکید کرده بودم «کمال» را بایستی «جامع» تصویر کرد و اساسا در نگاه اسلامی هم نگاه به کمال، جامع است. برخلاف تصویری که شما از کمال اسلامی ارائه کردید که صرفا به خواندن دعا و ذکر و روزه و ... محدود بود، کمال از نظر دینی، علاوه بر عبادت، به امور دیگری چون دانش و علم، تلاش و کوشش، ورزش و ورزیدگی، مدیریت، ارتباطات اجتماعی درست، اخلاق نیکو و ... نیز می پردازد.

    جالب است که در متون دینی از ما خواسته شده است که به صرف نماز و روزه زیاد، گمان نکنیم که یک فرد بسیار دیندار است، بلکه عوامل دیگری که در این میان وجود دارد را مد نظر قرار دهیم. به طور مثال در حدیثی از امام حسن عسگری (ع) می خوانیم:

    لَيسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصيامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر في أمر اللهِ(1)

    عبادت کردن به زيادي روزه و نماز نيست، بلکه (حقيقت) عبادت، تامل و تفکر بسیار در کار خدا است.

    در حدیث دیگری از پیامبر اکرم (ص) به نکته جالبی می رسیم:

    وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا (2)


    به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى شويد، مگر اين كه يكديگر را دوست بداريد.

    این امور هم جزء مفهوم کمال است.


    - مطلب دیگر در مورد علوم اسلامی و عالمان اسلامی بود. شرط عمل کردن، داشتن علم است ولی علم به تنهایی کافی نیست. به عبارت دیگر، اگرچه، اگر بخواهیم خوب باشیم، باید بدانیم که خوبی چیست و چگونه به دست می آید ولی تا «عملا» اقدام نکنیم، فرد بهتری نخواهیم شد. به طور خلاصه، این عمل است که ما را انسان بهتری می کند و نه صرف دانسته هایمان.

    بنابراین ممکن است یک فرد عادی، از نظر کمال اسلامی از یک فرد عالم پیشتر باشد، به این معنا که به همان میزانی که از اسلام می داند، بیشتر عمل کرده باشد تا آن عالم. آنچه که در این میان مهم است، این است که تصویر جامعی از معنای کمال در دیدگاه اسلامی داشته باشیم و آن را صرفا محدود به یک سری از امور ظاهری نکنیم.

    - نکته پایانی هم در همین راستاست. تصور شما از دین و کمال دینی و نیز فقه و شریعت دقیق نیست. متاسفانه این تصور نادرست در جامعه شیوع دارد. شما می گویید اگر کسی را داشتند می کشتند، اسلام نهایتا می گوید که این کار حرام است ولی با حقوق بشر و .. می شود جلوی این قتل را گرفت. اصلا این طور نیست. در اسلام همان طور که کشتن دیگری حرام است، بی تفاوتی نسبت به ظلم دیگران هم روا نیست. الگوی اسلامی ما امام حسین (ع) است، مگر می شود یک مسلمان واقعی در برابر ظلم سکوت کند؟!!

    بنابراین بایستی تصور خودمان را از «کمال اسلامی» توسعه بدهیم و آن را در معنای و ابعاد واقعی اش تصور کنیم. آنگاه خواهیم دید که برنامه اسلام برای کمال، بسیار کاملتر و جامع تر از نسخه های بشری است.

    موفق باشید




    1. تحف العقول، ص442
    2. مشكاة الانوار فی غرر الاخبار، ص 123

  6. صلوات ها 3


  7. #14

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,695
    حضور
    431 روز 5 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    133
    صلوات
    14348



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها

    - نخست آنکه آنچه توسط برخی از روانشناسان گفته می شود، در مورد اینکه اساس همه افعال ما «لذت» است، امری صحیحی نیست و چنین دیدگاهی از یک مبنای ناصحیح مادی نشئت می گیرد. برای اینکه به حاشیه نرویم، فعلا از بحث در این موضوع خودداری می کنم و اساس بحثمان را بر همان «کمال» قرار می دهم.

    - همان طور که در پاسخ قبلی تاکید کرده بودم «کمال» را بایستی «جامع» تصویر کرد و اساسا در نگاه اسلامی هم نگاه به کمال، جامع است. برخلاف تصویری که شما از کمال اسلامی ارائه کردید که صرفا به خواندن دعا و ذکر و روزه و ... محدود بود، کمال از نظر دینی، علاوه بر عبادت، به امور دیگری چون دانش و علم، تلاش و کوشش، ورزش و ورزیدگی، مدیریت، ارتباطات اجتماعی درست، اخلاق نیکو و ... نیز می پردازد.

    جالب است که در متون دینی از ما خواسته شده است که به صرف نماز و روزه زیاد، گمان نکنیم که یک فرد بسیار دیندار است، بلکه عوامل دیگری که در این میان وجود دارد را مد نظر قرار دهیم. به طور مثال در حدیثی از امام حسن عسگری (ع) می خوانیم:

    لَيسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصيامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر في أمر اللهِ(1)

    عبادت کردن به زيادي روزه و نماز نيست، بلکه (حقيقت) عبادت، تامل و تفکر بسیار در کار خدا است.

    در حدیث دیگری از پیامبر اکرم (ص) به نکته جالبی می رسیم:

    وَالّذى نَفسى بِيَدِهِ لاتَدخُلُوا الجَنَّةَ حَتّى تُؤمِنوا وَ لا تُؤمِنوا حَتّى تَحابّوا (2)


    به خدايى كه جانم در اختيار اوست، وارد بهشت نمى شويد مگر مؤمن شويد و مؤمن نمى شويد، مگر اين كه يكديگر را دوست بداريد.

    این امور هم جزء مفهوم کمال است.


    - مطلب دیگر در مورد علوم اسلامی و عالمان اسلامی بود. شرط عمل کردن، داشتن علم است ولی علم به تنهایی کافی نیست. به عبارت دیگر، اگرچه، اگر بخواهیم خوب باشیم، باید بدانیم که خوبی چیست و چگونه به دست می آید ولی تا «عملا» اقدام نکنیم، فرد بهتری نخواهیم شد. به طور خلاصه، این عمل است که ما را انسان بهتری می کند و نه صرف دانسته هایمان.

    بنابراین ممکن است یک فرد عادی، از نظر کمال اسلامی از یک فرد عالم پیشتر باشد، به این معنا که به همان میزانی که از اسلام می داند، بیشتر عمل کرده باشد تا آن عالم. آنچه که در این میان مهم است، این است که تصویر جامعی از معنای کمال در دیدگاه اسلامی داشته باشیم و آن را صرفا محدود به یک سری از امور ظاهری نکنیم.

    - نکته پایانی هم در همین راستاست. تصور شما از دین و کمال دینی و نیز فقه و شریعت دقیق نیست. متاسفانه این تصور نادرست در جامعه شیوع دارد. شما می گویید اگر کسی را داشتند می کشتند، اسلام نهایتا می گوید که این کار حرام است ولی با حقوق بشر و .. می شود جلوی این قتل را گرفت. اصلا این طور نیست. در اسلام همان طور که کشتن دیگری حرام است، بی تفاوتی نسبت به ظلم دیگران هم روا نیست. الگوی اسلامی ما امام حسین (ع) است، مگر می شود یک مسلمان واقعی در برابر ظلم سکوت کند؟!!

    بنابراین بایستی تصور خودمان را از «کمال اسلامی» توسعه بدهیم و آن را در معنای و ابعاد واقعی اش تصور کنیم. آنگاه خواهیم دید که برنامه اسلام برای کمال، بسیار کاملتر و جامع تر از نسخه های بشری است.

    موفق باشید




    1. تحف العقول، ص442
    2. مشكاة الانوار فی غرر الاخبار، ص 123
    حقیقت عبادت در واقع رشد فکری و عقلانی نسبت به اسلام و خداوند هست.

    و این فقط به معنای رشد در درک کردن و فهمیدن نیست.

    بلکه به معنای ارتقا درجه هست که شما آنچه را فهمیده ای و یاد گرفته ای در زندگی به کار بگیری.

    آنوقت است که باور و ایمان شکل می گیرد.

    سه انتخاب برای موفقیت در زندگی داریم که هر سه تارو بررسی میکنیم:

    1- علم + صفر ( بدون عمل ) = علم = میزان موفقیت در زندگی ===> صفر

    این یعنی عالم بی عمل. یعنی زنبور بی عسل.

    علم چندان که بیشتر خوانی

    چون عمل در تو نیست نادانی

    سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی

    به عمل کار برآید به سخندانی نیست

    امام صادق علیه السلام فرمود:
    موسی یک همنشینی از یارانش داشت که بسیار عالم بود.
    روزی از نزد موسی غایب شد. کسی نمی دانست که او کجا رفته است؟ تا این که موسی جریان را از جبرئیل علیه السلام پرسید.

    جبرئیل به موسی گفت: او دم در است که به میمون تبدیل شده.

    موسی به خداوند ناله و زاری کرد و به جایگاه نمازش رفت و گفت:
    خداوندا، او رفیق و همنشین من بود چرا این طور شد؟
    خداوند فرمود: ای موسی، اگر آن قدر دعا کنی که بازوانت جدا شوند من دعای تو را در باره آن مرد اجابت نمی کنم.
    زیرا من او را حامل علم قرار دادم ولی او علم را ضایع و تباه کرد و بر خلاف علمش عمل کرد. پس دیگری را به جای او پیدا کن.



    2- عمل + صفر ( بدون علم ) = عمل = میزان موفقیت در زندگی ===> صفر

    پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:

    كسى كه بدون شناخـت عمل كند ، خـراب كردنش بيشتر از درست كردن اوست

    امام صادق عليه‏ السلام :

    كسى كه بـدون بصيرت عمل كند ، مانند كسى است كه به دنبال سراب بيابان راه پيمايد . او هر چه تندتر رود دورتر می افتد

    امام على عليه السلام :
    كسى كه بدون فهم و شناخت عبادت كند، مانند خرِ آسياست كه پيوسته مى چرخد.

    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
    حكايت عابدى كه فهم و شناخت ندارد، حكايت كسى است كه شب بنايى مى سازد و روز ويران مى كند.

    همانطور که می بینید مورد دوم هم دست کمی از مورد اول ندارد.

    3- علم + عمل = موفقیت = میزان موفقیت در زندگی ===> 100 درصد


    امام على عليه السلام : علم براى كسى كه آن را به كار بندد، راهنماست.


    امام على عليه السلام : چه بسيارند كسانى كه علم دارند و از آن پيروى نمى كنند.


    امام على عليه السلام : عمل كننده به علم همچون رونده در راه روشن است.

    تجربه ی شخصی خودم در مورد عمل کردن به علم این هست که

    شما هزار تا کتاب هم بخونی با صدها پروفسور هم دیدار کنی

    علم حقیقی رو که فقط و فقط با عمل کردن متوجه میشی

    یعنی وقتی دست به عمل میزنی درهایی به روت باز میشه که یک عمر بسته بودن

    آدم هایی رو می بینی که قبلا نمی دیدیشون

    فرصت هایی رو می بینی که قبلا نمی دیدیشون

    و با خودت میگی اینها تا الان کجا بودند.

    در واقع اون علمی که باعث رشد انسان میشه با عمل کردن به دست میاد و توی کتاب ها و کلاس ها پیدا نمیشه.

    نمونه اش عمر سعد و همراهان چند هزار نفری که کشتی نجات در برابرشون بود و نتونستند استفاده کنند.

    اگر الان از همه ی مردم بپرسی که می خوای صد میلیون بهت بدم همه استقبال میکنن

    ولی اگر بگی برو تلاش کن تا به دستش بیاری میگه ای بابا اینو که خودمم می دونستم.

    این نشون میده که عمل کردن واقعا شجاعت و شهامت و استقامت می خواد که هرکسی نداره

    و فقط از پس افرادی که اهل تسلیم شدن نیستند و افراد شجاعی مثل من بر میاد

    چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

    من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

  8. صلوات


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 29

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود