صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق منهای ‌خدا

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416

    اخلاق منهای ‌خدا




    اخلاق منهای ‌خدا

    مارس‌هاوزر و پتر سينگر / برگردان: علی‌محمد طباطبايی

    اخلاق منهای ‌خدا

    آيا دين برای اصول اخلاقی امری اجتناب ناپذير است؟

    بسياری از انسان‌ها انكار منشا الهی اخلاقيات را نه تنها اهانت بار كه كفر آميز تلقی می‌كنند. مطابق با نظر آنها يك وجود الوهی احساس اخلاقی ما را به وجود آورده است و يا اين كه ما اخلاق را از تعاليم اديان تشكل يافته آموخته ايم. اما به باور آنها هر كدام از اين دو نظر هم كه درست باشد، در هر حال ما نيازمند دين هستيم تا بتوانيم رذيلت‌های كه در طبيعت ما نهفته است را فرونشانيم. به تعبير كاترين هپورن در فيلم « ملكه‌ی آفريقا » دين برايمان امكان پذير می‌سازد كه خود را در جايگاهی بسيار بالاتر از « مادر پير زشت طبيعت » قرار دهيم زيرا (دين به ما) نوعی قطب نمای اخلاقی ارزانی می‌دارد.
    با اين حال اين ديدگاه كه معتقد است اصول اخلاقی دارای منشا الهی است با معضلات بسياری روبرو است. يكی از اين معضلات اين است كه ما نمی‌توانيم بدون غلتيدن به ميان همانگويی به طور هم زمان هم بگوئيم كه خدا خوب است و هم اين كه او احساس ما از خوبی و بدی را به ما بخشيده است. زيرا در چنين حالتی ما فقط می‌گوئيم كه خداوند استاندارهای خودش را برآورده می‌سازد.

    ادامه دارد


    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۲۰

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    قسمت دوم
    معضل ديگر اين است كه يك اصول اخلاقی كه در تمامی انسان‌های اهل ايمان بدون توجه به عقايد بخصوص آنها مشترك باشد وجود ندارد. در واقع كافرين و لاادری‌ها دارای رفتاری كه در مقايسه با اهل ايمان كمتر اخلاقی باشد نيستند، حتی چنانچه فضايل و خصلت‌های نيكويی كه آنها دارند بر اصولی غير از دين مبتنی باشد. افراد بی ايمان غالباً مانند ديگران دركی قوی و سالم از درست و غلط دارند. آنها در لغو بردگی شركت داشتند و در تلاش‌های ديگر برای كاستن از رنج‌های انسانی سهيم بوده‌اند.
    عكس آن نيز كاملاً درست است. می توان گفت دين برای انسان،حربه ای شده است برای انجام فجایع و جنایات. از فرمان خداوند به موسی برای قربانی كردن مديانی‌ها ـ مردان، زنان، پسر‌ها و دخترهای غير باكره ـ گرفته تا جنگ‌های صليبی، تفتيس عقايد، نزاع‌های بيشمار ميان سنی‌ها وشيعيان و بمب گذاران انتهاری طالبان كه متقاعد شده‌اند شهادت آنها را مستقيم به بهشت می‌برد و یا وهابیت گمراه که عقیده دارند کشتن شیعه سبب بهشتی شدن آنهاست.
    معضل سوم برای ديدگاهی كه معتقد است اخلاق ريشه در دين دارد اين است كه بعضی از عناصر اصول اخلاقی به نظر می‌رسد كه جهان شمول هستند، آن هم علی رغم تفاوت‌های تند عقيدتی ميان اديان اصلی جهان. در واقع اين عناصر به فرهنگ‌هايی مانند چين نيز منتقل شده است، جايی كه دين از نگرش‌های فلسفی مانند تعاليم كنفسيوس اهميت كمتری دارد.
    شايد يك خالق آسمانی است كه اين عناصر جهان شمول را در لحظه‌ی خلقت به انسان‌ها منتقل می‌كند، اما يك تبيين جايگزين كه با حقايق زيست شناسی و زمين شناسی نيز مطابقت داشته باشد اين است كه طی ميليون‌ها سال در ما انسان‌ها توانايی اخلاقی تكامل يافته و همين است كه شم و احساسی برای درست و نادرست را در ما ايجاد می‌كند. ...

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۳۳

  5. صلوات ها 5


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    قسمت سوم

    تحقيقات روان شناسی در حوزه‌ی علوم شناختاری كه بر استدلال‌های فلسفه‌ی اخلاق مبتنی هستند برای اولين بار موفق شده‌اند كه مناقشه‌ی بسيار كهن درباره‌ی منشا و سرشت اخلاق را فيصله دهند. سه وضعيتی را كه به دنبال می‌آيد به تصور در آوريد. برای هر كدام از آنها جالی خالی را با يكی از اين سه جواب يعنی:
    « اجباری »، « مجاز » و « ممنوع » پر كنيد.
    ١ـ يك واگن باری كه از كنترل خارج شده چيزی نمانده است كه پنج انسان را كه بر روی خطوط آهن راه می‌روند زير بگيرد. يك كارمند راه آهن در كنار تكمه‌ای ايستاده است كه می‌تواند با فشار دادن آن واگن را به خطی فرعی هدايت كند. اما در چنين حالتی انسانی ديگر كشته خواهد شد، ليكن اين عمل باعث می‌شود كه آن پنج نفر زنده بمانند. فشار دادن آن تكمه ـــــــــــــــــــــــــ ــــ است.
    ٢ـ شما از كنار استخر كم عمقی عبور می‌كنيد كه در آن كودكی در حال غرق شده است و شما تنها كسی هستيد كه در آن دور و اطراف حضور دارد. اگر آن كودك را از آب بيرون آوريد او زنده می‌ماند اما لباس‌های شما خراب می‌شود. در آوردن آن كودك از استخر ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ است.
    ٣ـ پنج انسان جدا از هم كه در وضعيت بسيار بدی قرار دارند هم زمان به بيمارستانی منتقل می‌شوند. هر كدام از آنها نيازمند پيوند يك عضو است تا زنده بماند. اما فرصت كافی وجود ندارد كه بتوان از بيمارستان‌های ديگر عضو‌های لازم را تهيه كرد. اما در اتاق انتظار بيمارستان فرد سالمی نشسته است. اگر جراح اعضای بدن آن فرد را بيرون آورد او خواهد مرد، حال آن كه آن پنج نفر زنده می‌مانند. بيرون آوردن اعضای بدن آن مرد عملی است ـــــــــــــــــــــــــ ـــ .

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۳۶

  7. صلوات ها 5


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    قسمت چهارم

    اگر شما به مورد اول با « مجاز » ، به مورد دوم با « اجباری » و به مورد سوم با « ممنوع » جواب داده باشيد، مطابق با آن ١٥٠٠ نفری در سراسر جهان اظهار نظر كرده ايد كه به اين برهان ذوحدين ما برای آزمون احساس اخلاقی بر روی سايت ما جواب داده‌اند. اگر اخلاقيات كلام خداوند است پس پاسخ‌های افراد بدون ايمان دينی به سه موردی كه در بالا آمد بايد متفاوت از پاسخ‌های افراد اهل ايمان دينی باشد و بر توجيهات ديگری قرار گيرد.
    برای مثال، از آنجا كه افراد بدون ايمان دينی گويا فاقد آن قطب نمای اخلاقی هستند پس راهنمای آنها صرفاً بايد منافع فردی باشد و در مورد مثال كودكی كه در حال غرق شدن است بايد بدون اعتنا از كنار او گذشته و به راه خود ادامه دهند. اما در آزمون مورد نظر ما هيچ گونه تفاوت معنی دار آماری ميان شركت كنندگانی با زمينه‌ی دينی و بدون آن ديده نشد. در حدود٩٠% شركت كنندگان در اين آزمايش بر اين عقيده بودند كه فشاردادن تكمه برای منحرف ساختن واگن باری عملی « مجاز » است، ٩٧% معتقد بودند كه نجات آن كودك عملی « اجباری » است و ٩٧ درصد نيز اظهار نظر كرده بودند كه جدا كردن عضوهای آن مرد سالم « ممنوع » می‌باشد.

    اما هنگامی كه از آنها سوال شد چرا بعضی از مورد‌ها مجاز و بعضی ممنوع هستند شركت كنندگان يا پاسخ درستی نداشتند و يا توضيحاتی ارائه دادند كه نمی‌توانست برای تفاوت‌های مربوطه پاسخ مناسبی باشد. آنچه بسيار مهم بود اين كه افرادی با زمينه‌های دينی همان قدر در برابر پرسش‌ها بی پاسخ بودند كه افراد بی دين و همان قدر پاسخ‌هايشان نامربوط بود كه متدين‌ها. ....

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۳۹

  9. صلوات ها 3


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    قسمت پنجم
    اين مطالعات برای اين تصور كه ما همچون ساير توانايی‌های روان شناختی ذهنی خود ـ همچون توانايی‌های زبانی و استعداد برای رياضيات ـ دارای توانايی و استعداد اخلاقی نيز هستيم(که در فلسفه اصطلاحا به نام عقل مشترک نامیده می شود) و قضاوت‌های شهودی ما (که نشان می دهد ملاک های اخلاقی نسبی نیستند) برای درست و نادرست بر چنين مبناهايی قرار دارد تكيه گاه تجربی مناسبی فراهم می‌آورد. اين توانايی‌های شهودی پيامد ميليون‌ها سالی را بازتاب می‌دهد كه طی آنها اجداد ما در شكل پستانداران اجتماعی زندگی می‌كردند و اين توانايی‌ها درواقع بخشی از ميراث مشترك ما انسان‌ها است که خدای عالم در فطرت ما به امانت گزارده است.
    توانايی‌های شهودی و تكامل يافته‌ی ما در برابر هر تنگنای اخلاقی كه قرار گيريم لزوماً همیشه پاسخ‌های درست يا اصولی ارائه نمی‌دهد. اصول آنچه برای اجداد ما خوب بود در زمانه ما هم صدق می کند و اصل است وصرفا تغییر در زمینه مصادیق و موارد است. اما تصور این است که بينش‌هايی به درون چشم انداز در حال تغيير اخلاقی كه در آن پرسش‌هايی همچون حقوق حيوانات، سقط جنين، يوتانازی و كمك‌های بين‌المللی مورد توجه عموم قرار دارد از دين منشا نگرفته بلكه از انعكاس دقيق بر مسائل انسانی و از آنچه ما به عنوان تجربه‌ای از يك زندگی خوب تلقی می‌كنيم برمی‌خيزد.
    اما باید گفت گرچه این مسائل جدید و یا مغفول از جانب گذشتگان ماست اما حکم درباره آنها هم در عرصه دین موجود است.

    از اين لحاظ برای ما اهميت دارد كه از مجموعه‌ی جهان شمولی از احساس‌های اخلاقی آگاه باشيم تا بتوانيم در باره‌ی آنها به تامل بپردازيم. زيرا سرچشمه‌ی اخلاق در واقع سرشت و فطرت انسانی خود ما است.


    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۴۹

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631
    شهید محمود آقا شیری

    امروز من می روم ، فردا تو

    ولی ببین چه با خود آوردی ، خیر یا شر .

    ***********

    وصیت های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به ابوذر غفاری

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    مذهب، مطالعه، مباحثه
    نوشته
    747
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    4714



    نقل قول نوشته اصلی توسط عرفان نمایش پست ها
    سرچشمه‌ی اخلاق در واقع سرشت و فطرت انسانی خود ما است.

    سلام.
    سرچشمه اخلاق روح خدایی درون وجود ماست، که به خداوند می رسه.
    هر انسانی در عمق وجود خودش درست و غلط رو تشخیص می ده. حتی کسی که توی دورافتاده ترین روستاهای آفریقایی هم زندگی می کنه می فهمه مثلا بردن آبروی کسی کار بدیه. اخلاق اجتماعی تا یه سطحی، بین آدمای دیندار و غیر دیندار یکسانه. البته تا یه سطحی!
    ما دونوع اخلاق داریم. اخلاقی که طبق حرف این محققانی که گفتید اجتماعیه، و اخلاق دینی و اسلامی.
    اخلاق اجتماعی به یه جایی که میرسه فرو می ریزه. مثلا کافیه اون کسی که توی خط فرعی قطاره مادر کارمند راه آهن باشه. آیا اون باز هم اون کار رو می کنه؟ یا بچه ای که داره غرق میشه بچه بزرگترین دشمنش باشه، باز هم نجاتش می ده؟
    بله، توی سرشت انسانها احساس کمک به مردم وجود داره. اما این سوالا مربوط به موضوع بزرگی مثل نجات جون انسانها بود. این مسائل هم در زندگی ما خیلی پیش نمی اد.
    فرق انسانهای دیندار و بی دین اینه که، انسانهای دیندار، همیشه، حتی موقعی که به شدت به ضررشونه کار درست رو انجام می دن، اما انسانهای بی دین تا وقتی حاضرن کار درست رو انجام بدن که به ضررشون نباشه.
    حقیقت اینه که وضعیت دنیای ما رو کارای روزمره ما می سازه، نه اتفاقایی که ممکنه برای یک درصد آدما، اون هم فقط یکبار پیش بیاد!
    توی کارهای روزمره هم تفاوت آدمای دیندار و بی دین مشخصه.
    این محققین می تونن دوتا جامعه مثلا 60 نفره رو برای مدت یکسال زیر نظر بگیرن. یکی دیندار، یکی بی اعتقاد. رفتار هر دو جامعه رو در ارتباط با هم بررسی کنند، اون فقط می تونن بگن سرچشمه اخلاق چیه! البته شاید!
    پ.ن: آدمای دینداری که من گفتم منظورم کسانیست که حقیقتا دیندارن، نه متظاهرین.

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۵۰
    هر صفا با علی صفا دارد
    هر کسی با علی خدا دارد
    روی قلب ستاره بنویسید
    مثل آقای ما کجا دارد ؟؟

    یا کدامین بزرگ این دنیا

    دور خود این همه گدا دارد ؟؟


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    مذهب، مطالعه، مباحثه
    نوشته
    747
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    4714



    نقل قول نوشته اصلی توسط عرفان نمایش پست ها
    آيا دين برای اصول اخلاقی امری اجتناب ناپذير است؟
    این اخلاق باید تعریف بشه. اگر منظور اخلاق کامله، بله اجتناب ناپذیره، اما ار فقط موضوعات خاصی مورد نظره، می تونه باشه، می تونه نباشه.
    یک نکته دیگر، اخلاقی که خداوند دوست داره گاهی با اخلاقی که مردم دوست دارن کاملا متفاوته. مدرک این حرفم هم مخالفتهای بسیاری از مردم با اعمال معصومین(ع) هست.
    هر صفا با علی صفا دارد
    هر کسی با علی خدا دارد
    روی قلب ستاره بنویسید
    مثل آقای ما کجا دارد ؟؟

    یا کدامین بزرگ این دنیا

    دور خود این همه گدا دارد ؟؟


  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط عرفان نمایش پست ها
    بسياری از انسان‌ها انكار منشا الهی اخلاقيات را نه تنها اهانت بار كه كفر آميز تلقی می‌كنند. مطابق با نظر آنها يك وجود الوهی احساس اخلاقی ما را به وجود آورده است و يا اين كه ما اخلاق را از تعاليم اديان تشكل يافته آموخته ايم. اما به باور آنها هر كدام از اين دو نظر هم كه درست باشد، در هر حال ما نيازمند دين هستيم تا بتوانيم رذيلت‌های كه در طبيعت ما نهفته است را فرونشانيم. به تعبير كاترين هپورن در فيلم « ملكه‌ی آفريقا » دين برايمان امكان پذير می‌سازد كه خود را در جايگاهی بسيار بالاتر از « مادر پير زشت طبيعت » قرار دهيم زيرا (دين به ما) نوعی قطب نمای اخلاقی ارزانی می‌دارد.
    سلام
    شکی نیست که برای اخلاقی شدن به معنای واقعی ما به دین نیازمندیم اما وقتی درست نگاه می کنیم می بینیم سرمایه دین در تربیت اخلاقی انسانها همان فطرت الهی خودشان است چه اینکه اساسا دین مقتضای فطرت پاک است .
    رابطه دین و اخلاق رابطه کامل و ناقص از یک نوع است . دین نماد انسان کامل است و ما با توجه با آن الگوی کامل خودی را می سازیم که هنوز بالفعل نشده است . پس دین ندای فطری تقویت شده ای است که اگر تقویت نمی شد صدایش به کسی نمی رسید . ظاهرا کلام حضرت امیر در خطبه نهج که می فرمایند : لیثیروا لهم دفائن العقول به این معنا اشاره دارد .
    الحمد لله

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    سلام
    با تشکر از جناب عرفان که استارتر تاپیک های توپن

    حالا یه سوال؟
    این اخلاق منهای دین برای خدا هیچ ارزشی نداره؟
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود