نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: این تاپیک چقدر روی شما تاثیر گذاشته ؟

رأی دهندگان
9. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • زیاد

    7 77.78%
  • تا حدودی

    1 11.11%
  • کم

    1 11.11%
صفحه 5 از 5 نخست ... 345
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ♥♥♥←←← خوبی های دیگران را تعریف کنید →→→♥♥♥

  1. #41

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    3,138
    حضور
    61 روز 4 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    254
    صلوات
    20208



    خوبی؟
    خوبی؟
    بزارید فکر کنم
    برادر زاده ام بیمارستان مفید تهران بستری بود
    حالش خیلی بد بود .با یه عفونت ادراری ساده تو بیمارستان بستری شد .بعد گفتن بیماریش منیژت .بعد اسم های جدید .واسکولیت .ادم مغزی .بهجت
    اسم هایی که هیچی ازش نمیدونستم ولی همین که ایست قلبی کرد و یک هفته توی کما بود یعنی خیلی بد
    وقتی رسیدم بیمارستان با دیدن وضعیت مرسانا .انگار که وسط سالن یه سطل اب یخ رو سرم ریختن
    توی ساعت ملاقات فقط برادر زاده ام و بوسیدم و نازش کردم ولی وقتی از اتاق اومدم بیرون داشتم خفه میشدم از بغض
    معمولا هم تو بیمارستان پرستار ها و دکتر ها زیاد با این صحنه ها مواجه میشن .پس باید براشون عادی باشه
    اما یه پرستار ازم پرسید برای چی بیمارستانم و اسم بیماری که برای دیدنش رفتم چیه .وقتی گفتم مرسانا
    کلی بهم دلداری داد و گفت خطر رفع شده و دیگه این اتفاق پیش نمیاد و الان خیلی حالش خوبه و نرماله
    هر چند همه حرفاش دروغ بود .خوب نشد .چهار بار دیگه ایست قلبی کرد .اما من اون لحظه به شنیدن اون حرف ها شدیدا احتیاج داشتم وگرنه از غصه تا خونه سکته میکردم


    ♥♥♥←←←  خوبی های دیگران را تعریف کنید →→→♥♥♥

    "مردان در صید عشق به وسعت نامتنهاهی نامردند ! تا وقتی مطمئن به تسخیر قلبی نشدند ، عشق را گدایی می کنند اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند!"
    دکتر شریعتی

  2. صلوات ها 6


  3. #42

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    علاقه
    روانشناسی، کتاب، گفتگو
    نوشته
    376
    حضور
    17 روز 1 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1267



    سلام

    این موضوع را دیدم و با خود گفتم که من هم ماجرایی را خدمت دوستان عزیز بگویم:

    یکی از فامیل ما مردی است که سال ها پیش در شهرستان خوانسار سکونت داشت. این آقا که حالا مُسنّ است، می گفت:
    سال 72 دختر کوچکم را عروس کردم. دست و بالم تنگ بود. پول چندانی برای جهیزیّه نداشتم. یک روز حجة الاسلام و المسلمین هاشم تقدیری از اساتید حوزه علمیه ولیّ عصر خوانسار به دیدن من آمد. احوال پرسی کرد و بعد چهل هزار تومان به من داد و گفت:« شما دخترتان ازدواج کرده و باید جهیزیّه تهیه کنید. این مبلغ پول را بگیرید؛ ولی این موضوع را به هیچ کسی نگویید.
    می خواهم این موضوع بین من و شما و خدا بماند ».
    چهل هزار تومان در آن زمان پول کمی نبود. این مرد فامیل ما، بعد از فوت حجة السلام و المسلمین هاشم تقدیری این ماجرا را برایم تعریف کرد. او انسان بسیار خداشناس و باتقوایی بود. قبر ایشان در راهروی مابینِ صحن امام رضا (علیه السلام) و صحن امام هادی (علیه السلام) در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) می باشد. من از زمانی که این ماجرا را فهمیدم، سعی می کنم هر وقت به حرم رفتم، سر قبرش بروم و فاتحه ای نثار روحش نمایم. خداوند متعال او را با حضرت نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و خاندان پاک و مطهّرش (علیهم السلام) محشور فرماید.
    لطف نمایید و برای شادی روحش صلواتی بفرستید.

    «اللهمّ صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم»



    پرسش و پاسخ های موضوعِ ازدواج سفید:

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=61223&page=14

  4. صلوات ها 8


  5. #43

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    147
    حضور
    3 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    233
    صلوات
    216



    سلام
    امروز توی اتوبوس نشسته بودم
    یه پیرمرد حدود 60 70 ساله اومد توی اتوبوس
    رو به همه میکرد و با صورتی گشاده و روی باز سلام علیکم میکرد
    خیلی صحنه قشنگی بود
    بماند که بعدش به چالش کشیده شد و بلبشو به پا شد



  6. صلوات ها 5


  7. #44

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,872
    حضور
    448 روز 10 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    137
    صلوات
    15094



    یکی دو هفته پیش صبح زود توی تاکسی نشسته بودم

    تا سوار شدم راننده گفت: سلام علیکم صبح شما بخیر حال شما خوبه؟ ان شاء الله موفق باشی

    یه مرد مسن ولی سرحال و با روحیه بود خیلی ازش خوشم اومد

    هرکی سوار میشد بهش سلام و صبح بخیر میگفت و وقتی هم می خواست پیاده بشه میگفت ان شاء الله موفق باشی خدا یار و نگهدارت

    وقتی پیاده شدم بهش گفتم: خییییلییییی باهات حال کردم دمت گرم خیلی آدم سرحالی هستی آفرین

    واقعا لذت بردم. اول صبحی هممونو از خواب بیدار کرد و کلی بهم انرژی داد

    انسان هر لحظه در حال انتخاب کردنه

    بین کاری که درسته و کاری که آسونه

  8. صلوات ها 4


  9. #45

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    علاقه
    قرآن ، عاشقی...
    نوشته
    180
    حضور
    57 روز 4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    622



    بسم الله الرّحمن الرحیم

    سلام بر همگی


    همسایه ی دیوار به دیوارمان یکسالی است که در حال ساخت و ساز آپارتمان چند طبقه ای است.
    از اخلاق های خوبشان این بود که از همان ابتدا کلی حلالیت و عذر خواهی داشتند به خاطر کارکردن ماشین ها وچرثقیل ها و صدای بلندشان
    و اینکه هربار که برای منزل شان گوسفندی قربانی میکردند از گوشت آن برای ما هدیه می آوردند
    و اینکه چند وقت پیش هم یک بسته فرهنگی شامل کتاب ها و سی دی های نرم افزاری چدید در حیطه مهدویت،تقدیم پدرم کرده بودندکه استفاده کنیم

    واقعا مستفیض شدم و استفاده بردم، هربار که یادم می افتد حال درونی ام خوش میشود از داشتن همسایه هایی که فهیم و بادرک وشعور هستند


    ای دل مباش یکدم خالی زعشق و مستی
    وانگه بروکه رستی از نیستی و هستی
    گر
    جان به تن ببینی مشغول کار اوشو
    هر قبله ای که بینی بهتر زخودپرستی

    تا فضل وعقل بینی بی معرفت نشینی
    یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی


  10. صلوات ها 5


  11. #46

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    علاقه
    قرآن ، عاشقی...
    نوشته
    180
    حضور
    57 روز 4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    622



    به نام خداوند رنگین کمان ،خداوند بخشنده ی مهربان
    خدایا به ما مهربانی بده دلی ساده و آسمانی بده...


    خداوند،طول عمر باعزت و پربرکت به همه ی مادران پاک و مهربان بدهد و مادران مرحومه را غرق در رحمت خودش بفرماید

    از ویژگی های بارزی که مادرمحترمه ام دارد این هست که هیچگاه مستقیم از ما نخواسته اند یک چیزی ،یک وسیله ای به دستشان بدهیم
    مخصوصا در اموری که مربوط به خودشان هست
    تا این سنّ من تا حالا مستقیم نگفته اند که دخترم یک لیوان آب بده دستم یا فلان وسیله ام را بده دستم.
    اگر هم چیزی خواسته اند مابین کاری بوده است که سخت مشغولش بوده اند و نیاز به کمک داشته اند
    تا چایی که شده خودشان چندین بار بلند میشوند و کارشان را انچام میدهند و به کسی امر نمیکنند دستور نمیدهند و همین بیشتر شرمنده مان میکند
    و همین رفتارشان بیشتر باعث شده که ما همیشه سعی کنیم ساعی و کوشا باشیم در انچام کارهای شخصی مان و کمک به دیگران


    مادرم را بسیار دوست دارم ، او عطر خدا را دارد ...

    ویرایش توسط لبخند نگاه : ۱۳۹۷/۰۸/۰۴ در ساعت ۲۲:۴۳
    ای دل مباش یکدم خالی زعشق و مستی
    وانگه بروکه رستی از نیستی و هستی
    گر
    جان به تن ببینی مشغول کار اوشو
    هر قبله ای که بینی بهتر زخودپرستی

    تا فضل وعقل بینی بی معرفت نشینی
    یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی


  12. صلوات ها 6


صفحه 5 از 5 نخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 56

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود