صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعدام مرتد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم قرآن وحدیث
    نوشته
    168
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    742

    اعدام مرتد




    مگر در قرآن كريم نيامده كه « لا اِكراه في‌الدين؛ يعني :اجباري در دين نيست.» پس چرا كسي كه مسلمان بوده و حال مي‌خواهد به هر دليلي دست از دين خود بردارد، و دین دیگری را برگزیند اعدام می شود؟

    پاسخ:
    اولاً: آيه‌ي مورد استشهاد ، ربطي به حكم مرتد ندارد. چرا كه اين آيه‌ي شريفه مربوط به قبل از پذيرفتن دين است و مي‌فرمايد:‌ در پذيرفتن دين اجبار واكراهي نيست. چون‌ كه نمي‌شود با زور عقيده‌اي را به كسي تحميل كرد. اما بعد از اين‌كه انسان ديني را پذيرفت تبعاً و مسلماً بايد دستورات آن دين را هم بپذيرد و به احكام آن دين احترام بگذارد و گرنه پذيرفتن دين معنا ندارد. پس موضوع آيه‌ پذيرفتن اصل دين است؛ نه اين‌كه؛ اگر كسي ديني را پذيرفت لازم نيست به احكام آن عمل کند

    ثانياً: حكم قتل در اسلام براي كسي كه مرتد مي‌شود يك حكم سياسي بوده و دليل تشريع اين حكم امور زیر بوده است:

    1- به وسيله‌ي ارتداد و برگشت از دين، در ايمان ساير مردم تزلزل و تشكيك حاصل شده و در نتيجه دين و پايه‌هاي ديني تضعيف شده، لذا خداوند چنين حقي را به حاكم اسلامي داده كه به خاطر حفظ دين و ايمان مردم و ارزش‌هاي الهي، مرتد را به مجازات برساند، همان گونه كه در تفسير آيه‌ي 72 از سوره‌ي آل عمران آمده است كه: در صدر اسلام يهوديان توطئه مي‌كردند كه در آغاز روز ايمان بياورند و در پايان روز از اسلام برگردند تا بدین وسیله مردم را از آیین اسلامی برگرداند.و فرض کنید که اگر اسلام چنین حکمی را نمی کرد چه وضعی پیش می آمد و دشمنان چقدر می توانستند توطئه کنند.

    2- در صدر اسلام عده‌اي براي فرار از اجراي حدود الهي از دين برمي‌گشتند، مثلاً افرادي شراب مي‌خوردند و يا كار خلاف ديگري را انجام مي‌دادند و بعد براي اين‌كه حكم الهي بر آنان جاري نشود از اسلام برمي‌گشتند، يعني ارتداد را به عنوان سپري كه مانع اجراي حدود مي‌شود انتخاب مي‌كردند.

    از آن‌چه بيان شد، آشكار مي‌شود كه حكم اعدام مرتد ربطي به اين ندارد كه اسلام مي‌خواهد عقيده‌اي را تحميل كند بلكه حكمي سياسي بوده كه براي جلوگيري از فتنه‌ي دشمنان و نفوذ بيگانگان و حفظ حاكميت الهي و نيز براي جلوگيري از قداست شكني‌ها تشريع شده است(همان‌گونه كه در ساير ملل نيز توطئه بر عليه امنيت جامعه و نظام حاكم بر آن، داراي شديدترين كيفرهاست) لذا كسي كه قبلاً مسلمان بوده و به عللي دين جديد اختيار كرده، اگر تظاهر كند محكوم به احكام مرتد است.
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۵:۳۱

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط اعتماد نمایش پست ها
    1- به وسيله‌ي ارتداد و برگشت از دين، در ايمان ساير مردم تزلزل و تشكيك حاصل شده و در نتيجه دين و پايه‌هاي ديني تضعيف شده، لذا خداوند چنين حقي را به حاكم اسلامي داده كه به خاطر حفظ دين و ايمان مردم و ارزش‌هاي الهي، مرتد را به مجازات برساند
    سلام علیکم
    در غیر اینصورت که تفسیر آن سوره است که در حقیقت ایجاد فتنه است و قبلا هم آیه فقاتلوهم حتی تکون الفتنه در مورد این جماعت نازل گردیده در سایر موارد چی ؟

    خداوند در قرآن می فرماید اگر همه شما هم کافر می شدید به خداوند هیچ ضرر و آسیبی نمی رسید.
    و در لااکراه فی الدین نیز این معنی واضح می گردد که در دین خداوند هیچ اجباری نیست.

    در جای دیگر می فرمایئ انم المومنون اخوه
    یعنی مومنین با هم برادرند و نمی فرماید مسلمین می فرماید مومنین و همانطوریکه می دانیم مومنین از هر دینی هستند لذا قرآن انحصاری اینچنین توصیف ننموده
    یعنی اگر کسی مثلا به دین مسیحیت گروید و قصد فتانگی نداشت و این عمل در حد پذیرش شحص منحصر می گشت و نه اغتشاش و شورش دینی و بقصد تخریب مذهب هیچ اجباری در دین نیست .

    چنانکه اینگونه در ایران نیز رفتار می گردد کسانی هستند به دین دیگر گرویده اند ولی این مطلب را تبدیل به تخریب دین اسلام نکرده اند اسلامنیز با آنها کاری ندارد و آنها را نمی کشند .

    حال نمی دانم نظر اساتید چیست

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسم الله الرحمن الرحیم
    فلسفه مجازات مرتد؛
    _ در ابتدا باید گفت تمام احکام دینی تابع مصالح و مفاسد واقعی انسانها ست و حکم ارتداد نیز از این قاعده استثنا ندارد .حال اگر عقل محدود بشری توانست علل و عوامل را کشف کند که خیلی خوب ولی چنانچه نتوانست آیا معنایش خرده گرفتن به حکم الهی است ؟ خیر بلکه شخص مسلمان و متعهد سر تسلیم فرود می آورد در عین اینکه می تواند در فحص و جستجو در علت آن باشد.
    _در تفکر اومانیستی غرب که انسان جایگزین خداوند شده و معیار هر قانون واخلاق و ... است .احدی حق تصمیم گیری برایش حتی خداوند ندارد که این مطلب به اباحه گری می انجامد یعنی خوب و بد اخلاقی به سلیقه افراد بستگی دارد مثلا هم جنس بازی به همان اندازه از تقدس برخوردار است که پرستش خداوند باری.و تغییر مذهب نیز تابع سلیقه افراد است.1
    ولی در فرهنگ اسلامی بنیان فکر بشر بر اساس خرد وعقل بشری است وهمیشه به بهره گیری از عقل و تعالی اندیشه سفارش شده است.لذا آلوده سازی فکر بشر یک خیانت بزرگ برای بشریت است.مجازات مرتد سدی مستحکم در برابر جنگ روانی دشمن علیه تفکر جامعه اسلامی است.چطور وقتی آب شرب یک جامعه مسموم میشود دولت موظف به سم زدایی و آفت زدایی است ،باید در برابر مسموم شدن تفکر افراد جامعه اسلامی نیز چنین سم زدایی صورت گیرد.
    البته منافات با حقوق بشر نیز ندارد زیرا حقوق طبیعی انسانها در حوزه مناسبات انسانی است یعنی این حقوق بیانگر روابط انسانی است ولی وقتی کسی در برابر خدا ستیزه گری کند خداوند حق دارد حیات بخشیده به او را ،سلب کند. از این رو حکم ارتداد در حوزه مناسبات انسانی قرار نمیگیرد تا ناقض حقوق بشر قلمداد شود بلکه از حقوق و حدود الهی است.2
    1-ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر.
    2-هفته نامه پرتو2/10/81.(سخنرانی آیةالله مصباح یزدی)

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۹/۰۴/۲۰ در ساعت ۰۹:۵۷
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خداشناسی ، موسیقی راک - کلاسیک ،درام،فیزیک
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    216



    یک سوال:
    من پدر و مادرم مسلمان اند.
    من هم تازگی به سنی رسیدم که بتوانم راجع به خدا و ادیان تصمیم بگیرم(15 سال و6ماه).
    اگر (به هر دلیل)نخواهم مسلمان باشم آیا اعدام دارد؟اگر دارد به نظرم منطقی نیست چون پدرو مادرم مسلمان هستند من مجبور به قبول اسلام از ترس جانم باشم.همه میدانند همچین اعتقادی 2قران نمی ارزد.
    اگر ندارد میتوانم اگر کسی پرسید دینت چیست بگویم مسیحی(به طور مثال)؟؟؟؟
    به دنبال کشف حقیقت از 0 بودم
    امروز (31/6/1391)به حقیقت رسیدم




  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط magoot نمایش پست ها
    یک سوال:
    اگر (به هر دلیل)نخواهم مسلمان باشم آیا اعدام دارد؟اگر دارد به نظرم منطقی نیست چون پدرو مادرم مسلمان هستند من مجبور به قبول اسلام از ترس جانم باشم.همه میدانند همچین اعتقادی 2قران نمی ارزد.

    با سلام و عرض ادب
    مقدمتا نکاتی راجع به ارتداد و آزادی بیان می شود که باید به آنها توجه داشت.

    1- پذیرش دین اسلام در آغاز ورود به آن، و فراگیری آموزه های آن و عمل به آنها پس از ورود به آن، مبتنی بر تحقیق و تفکر است.

    2- تردید، پرسش، وسوسه داشتن و به دنبال رفع تردید و پاسخ سؤال بودن، از لوازم انکار ناپذیر دستگاه فکر آدمی است و تردید و پرسش، تا هنگامی که طلیعه و معبری برای رسیدن به علم و یقین باشد، پدیده ای مبارک و فرخنده است.

    3- شک، تردید، ابهام و سؤال در آموزه های دینی ارتداد محسوب نمی شود. ارتداد انکار عالمانۀ اصول دین یا ضروریات و بدیهیات دینی است به گونه ای که انکار آن بدیهیات ملازم با انکار اصول دین بوده باشد و فرد منکر به این ملازمه هم علم داشته باشد.

    4- چنانچه انکار فردی ، به دلیل وجود ابهام و سؤال در اصول یا ضروریات دینی باشد، این فرد مرتد محسوب نمی شود و شبهه علمی او مانع اجری حد مرتد بر اوست.راه مقابله با چنین فردی مباحثه علمی است و نه برخورد عملی.

    5- حکم ارتداد منافی با آزادی اندیشه نیست. چنانچه فرد محققی با انگیزۀ کشف حقیقت و با استفاده از روش های منطقی و در حد توان خود به تحقیق بپردازد، ولو آنکه در رسیدن به حقیقت قاصر باشد-نه مقصر- در نزد خداوند معذور است؛ و بلکه ماجور است.

    6- حکم ارتداد با آزادی بیان نیز در تنافی نیست .فرد مرتد می تواند بدون اعلام ارتداد خود ، به بیان سؤالات و ادلۀ خود در مجامع علمی بپردازد و از اندیشمندان پاسخ در خور مطالبه نماید.

    7- هیچ مکتب و مذهبی و لو در مکاتیب بشری و غیر الهی مانند لیبرالیسم، به آزدی مطلق معتقد نیست و برای برخورداری از آن قیود و شرایطی قائل است. لیبرالها مرز آزادی هر فردی را، رعایت حقوق سایر شهروندان و مصالح اجتماعی می دانند.

    8- رعایت حقوق خداوند بر بندگان، مصالح جامعۀ اسلامی و حقوق شهروندان مسلمان، سه ضلعی است که آزادی هر فردی محدود به آنها است.

    9- با دقت در شرایط ارتداد این نتیجه به دست می آید که مرتد کسی است که در عین آگاهی به حقایق و حقانیّت اسلام، عنودانه و لجوجانه به مخالفت به آن بر می خیزد و به طرزی غیر منطقی با هویت جامعۀ اسلامی و زیر ساخت های فکری آن در می افتد.حکم ارتداد برای پیشگیری از تخریب هویت جامعۀ اسلامی و صیانت عقاید دینی مردم از رهزنان بدخواه کج اندیش تشریع شده است. مراجعه به پروندۀ مرتدان در طول تاریخ ، مؤید همین نظریه است.

    10- مرجع تشخیص ارتداد و مجری حکم مرتد، مجتهد جامع الشرایط «حاکم اسلامی»است و هر فرد مسلمانی نمی تواند مرجع تشخیص و مجری حکم ارتداد باشد.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۲۳:۰۴
    اعدام مرتد
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط magoot نمایش پست ها
    یک سوال:
    من پدر و مادرم مسلمان اند.
    من هم تازگی به سنی رسیدم که بتوانم راجع به خدا و ادیان تصمیم بگیرم(15 سال و6ماه).
    اگر (به هر دلیل)نخواهم مسلمان باشم آیا اعدام دارد؟اگر دارد به نظرم منطقی نیست چون پدرو مادرم مسلمان هستند من مجبور به قبول اسلام از ترس جانم باشم.همه میدانند همچین اعتقادی 2قران نمی ارزد.
    اگر ندارد میتوانم اگر کسی پرسید دینت چیست بگویم مسیحی(به طور مثال)؟؟؟؟
    مسیر زندگی انسان و سعادت و شقاوت او مبتنی بر توجه به خدا و انتخاب دین حقیقی است. اینکه شما به سنی رسیده اید که می توانید دررابطه با دین خود تحقیق کنید پدیده ای مبارک است. اما نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که انتخاب دین دلبخواهی نیست بلکه باید مبتنی بر انتخاب صحیح برخواسته از حکم فطرت و عقل سلیم باشد. والبته در این میان باید اهل مطالعه و پرسش نیز باشید.
    در قدم اول در انتخاب دین برتر و حقیقی به اصول ادیان نگاهی بیندازید تا ببینید اصول آنها بر چه اموری نهاده شده است.
    مثلا در مورد بحث توحید در ابعاد مختلف آن نظر سایر ادیان را با اسلام ملاحظه کنید ، و به این سوال پاسخ دهید که دینی که بر اساس اعتقاد بر توحید در ابعاد مختلف آن بنا نهاده شده بهتر است یا دینی که بر پایه ای تثلیث و یا خدایان متعدد ؟
    اما اینکه از شما بپرسند دینت چیست و بدون تحقیق کامل بگوئید مسیحی؟! کاری بر خلاف حکم عقل است.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۲۳:۳۳
    اعدام مرتد
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خداشناسی ، موسیقی راک - کلاسیک ،درام،فیزیک
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    216



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    اما اینکه از شما بپرسند دینت چیست و بدون تحقیق کامل بگوئید مسیحی؟! کاری بر خلاف حکم عقل است.
    حرفتان را کاملا قبول دارم.
    من از ابتدای تعطیلات عید به دنبال اثبات توحید هستم.
    شما فرمودید اگر تحقیق کردم و واقعا نتوانستم به حقانیت اسلام پی ببرم مانعی ندارد.
    فرضا من نتوانستم.
    حال که اسمم از اسم ائمه است اگر فردا بگویم مسیحی ام (مسیحی فقط یک مثال است) نمیگویند تو مرتدی؟
    به دنبال کشف حقیقت از 0 بودم
    امروز (31/6/1391)به حقیقت رسیدم




  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط magoot نمایش پست ها
    حرفتان را کاملا قبول دارم.
    من از ابتدای تعطیلات عید به دنبال اثبات توحید هستم.
    شما فرمودید اگر تحقیق کردم و واقعا نتوانستم به حقانیت اسلام پی ببرم مانعی ندارد.
    فرضا من نتوانستم.
    حال که اسمم از اسم ائمه است اگر فردا بگویم مسیحی ام (مسیحی فقط یک مثال است) نمیگویند تو مرتدی؟
    با سلام و عرض ادب
    الف) ابتداتوصیه می شود مطالب را به ترتیب و تدریج پی گیری کنید البته باتوجه به اصل «فاسئلوا اهل الذکر...».
    لذا کسی که در مرحله اثبات خدا شک دارد ورود او به موضوع تشخیص دین حق بی معنا است؛زیرا رتبه بررسی نبوت بعد از اثبات خدا است.

    ب) اگر کسی در مورد برتری دین اسلام تشکیک دارد باید همه ادیان و نحله ها را مورد بررسی قرار دهد و معارف آنها را مقایسه نماید. بی شک انتخاب دینی دیگر غیر از اسلام مبتنی بر این خواهد بود که:
    اولا: دین اسلام را خوب شناخته باشید.
    ثانیا: دین اسلام نتواند متضمن سعادت شما باشد به اینکه معارف آن غنی نبوده باشد و یا اینکه نواقصی جدی در آن وجود داشته باشد که جوابی برای آن یافت نشده باشد.

    از آن طرف با دینی مواجه شوید که:
    اولا: الهی باشد و شکی در نبوت صاحب آن دین نباشد و آن دین بعد از اسلام آمده باشد.
    ثانیا: معارف آن دین دستخوش تحریف نشده باشد.
    ثالثا: معارف ان غنی تر از معارف دین اسلام باشد.
    رابعا: نواقصی که در دین اسلام بوده و کسی از علمای اسلام پاسخگوی آن نبوده باشد در آن دین نبوده باشد.
    خامسا: خود آن دین دارای نقص نبوده باشد.
    و...
    بنابراین قبل از این مراحل کسی که مسلمان زاده است و به اسم تحقیق بخواهد از عقاید حقه خود دست بردارد کاری خلاف حکم عقل را انجام داده است که هیچ حجیتی در آن وجود نخواهد داشت.
    موفق باشید.
    اعدام مرتد
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    114
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    269



    بخشنده و مهربان است


    سلام



    آیا قانون ارتداد جزء قوانین مصوب مجلس است .اگر هست لطفن متن آن را بیاورید.



    ارادتمند
    **همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند**

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    نقل قول نوشته اصلی توسط دارا نمایش پست ها
    بخشنده و مهربان است


    سلام



    آیا قانون ارتداد جزء قوانین مصوب مجلس است .اگر هست لطفن متن آن را بیاورید.



    ارادتمند
    سلام

    صرف نظر از این بحث فقهی مفصل، در قانون مجازات اسلامی سخنی از «ارتداد» نیامده است.
    حال، سوال اساسی كه مطرح می‌‌شود این است كه آیا در نظام حقوقی امروز ایران، جرمی به نام ارتداد وجود دارد؟
    و آیا در دادگاه‌های‌ایران می‌‌توان فردی را به عنوان «مرتد» مجازات كرد؟
    اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها از جمله بدیهی ترین اصول حقوقی است كه در نظام‌های‌حقوقی دنیا از جمله در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شده است.
    به موجب این اصل، هیچ عملی جرم نیست: مگر آنكه در قانون مدون كشور جرم شناخته شده باشد.

    هیچ كس را نمی‌توان مجازات كرد: مگر آنكه مجازات وی توسط دادگاه واجد صلاحیتی كه در قانون پیش بینی شده است، تعیین شده باشد.
    به موجب اصل سی و ششم قانون اساسی، «حكم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد».

    در قانون مجازات اسلامی نیز، «جرم» عبارت است از فعل و ترك فعلی كه به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده است.
    اگر چه در قانون مطبوعات و قانون تشكیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی كشور و انتخابات شهرداران، مصوب سال 1375، به كلمه «ارتداد» اشاره شده امانه در قانون مطبوعات و نه در قانون مجازات اسلامی، مجازاتی برای ارتداد تعیین نشده است و در هیچ یك از قوانین فوق نیز ارتداد به عنوان جرم معرفی نشده است.
    بنابراین از آنجایی كه در قوانین موضوعه، مجازاتی برای ارتداد تعیین نشده است، در نظام حقوقی فعلی نمی توان درباره ارتداد حكمی صادر كند.
    البته بعضی به اصل 167 قانون اساسی استناد می‌‌كنند كه می‌‌گوید: «قاضی موظف است كوشش كند تا حكم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد، با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر، حكم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانه سكوت یا نقض یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه، از رسیدگی به دعوا و صدور حكم امتناع ورزد» و از این اصل نتیجه می‌‌گیرند كه اگر عملی در قوانین مدونه جرم نبود، قاضی می‌‌تواند به استناد منابع فقهی، حكم صادر نماید: درحالی كه این استنباط صحیح نیست چرا كه با اصل سی و ششم قانون اساسی مبنی بر اینكه «حكم به مجازات و اجرای آن، باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد»، در تعارض قرار می‌‌گیرد. از طرفی اصل یكصد و شصت و هفتم، قاضی را موظف می‌‌كند كه حكم هر دعوا را بیابد و آن را فیصله دهد.

    دعوا نیز در موارد نزاع‌های‌حقوقی است و شامل حد شرعی و مجازات نمی شود. در دعوا حد شرعی جاری نمی شود و متهمی وجود ندارد تا به حد شرعی محكوم شود. در واقع اصل یكصد و شصت و هفتم قانون اساسی به این معنی نیست كه منابع فقهی می‌‌تواند موجد جرم و مجازات باشد، چرا كه این امر در تعارض با اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها كه در قوانین ما پذیرفته شده است، قرار می‌‌گیرد.
    بنابراین ارتداد هر چند در فقه دارای حكم است و جرم شناخته می‌‌شود: اما از آن جا كه در قانون برای آن مجازاتی تعیین نشده است، جرم قانونی نیست و لذا محاكم نیز نمی‌توانند كسی را به ارتداد محكوم و برای وی تعیین مجازات نمایند.



    http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=44373
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود