صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: می خواهم ازدواج کنم اما ...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    26,342
    حضور
    230 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    63829

    می خواهم ازدواج کنم اما ...




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:




    بسم الله الرحمن الرحیم
    من دختری بیست و یک ساله ام
    دانشجو هستم و تقریبا از پس خودم برمیام. از این دخترایی که فقط به درس بچسبند و چیزی از زندگی نمی دونند نیستم
    تک دختر هم هستم
    شاید خیلی خیلی پررویی باشه ولی خب وقتی شماها منو نمیشناسید پس حرفمو میگم
    من از لحاظ روحی و عاطفی و جنسی شدیدا نیاز به همسر دارم

    ولی مادر و پدرم تاحالا که میخواستند خونه و ماشیناشونو ارتقاء بدند، حالا که هر دو به آرزوهاشون رسیدند و دیگه قرض و قوله سر آرزوهاشون ندارند
    و نمیگند نمیتونیم جهیزیه بدیم هرکسی میخواد بیاد خواستگاری با بهانه های مضحک و مسخره ردش می کنند و اصلا نظر من رو هم نمیخواهند

    معیارهای جوونی های خودشونو تو خواستگارهای من دخالت میدند
    حالا چون من روم نمیشه حرفمو نه بخودشون بزنم و نه به کسی که به گوششون برسونه باید دوران جوانی خودشونو با هزار و یک نیاز یادشون بره؟

    من می تونم بخاطر افکار گناهی که ناخواسته به ذهنم میرسه و هرچی خواستم ترک کنم بخاطر نیازم نشد، حلال شون نکنم؟
    می تونم نبخشمشون که باعث خرابی ذهنم شدند؟
    با تشکر



    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 4


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    26,342
    حضور
    230 روز 19 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    63829



    با نام و یاد دوست






    می خواهم ازدواج کنم اما ...








    کارشناس بحث: استاد معتمد

  4. صلوات ها 3


  5. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۷
    نوشته
    55
    حضور
    1 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    144



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر ارجاع سوالات نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    من دختری بیست و یک ساله ام
    دانشجو هستم و تقریبا از پس خودم برمیام. از این دخترایی که فقط به درس بچسبند و چیزی از زندگی نمی دونند نیستم
    تک دختر هم هستم
    شاید خیلی خیلی پررویی باشه ولی خب وقتی شماها منو نمیشناسید پس حرفمو میگم
    من از لحاظ روحی و عاطفی و جنسی شدیدا نیاز به همسر دارم

    ولی مادر و پدرم تاحالا که میخواستند خونه و ماشیناشونو ارتقاء بدند، حالا که هر دو به آرزوهاشون رسیدند و دیگه قرض و قوله سر آرزوهاشون ندارند
    و نمیگند نمیتونیم جهیزیه بدیم هرکسی میخواد بیاد خواستگاری با بهانه های مضحک و مسخره ردش می کنند و اصلا نظر من رو هم نمیخواهند

    معیارهای جوونی های خودشونو تو خواستگارهای من دخالت میدند
    حالا چون من روم نمیشه حرفمو نه بخودشون بزنم و نه به کسی که به گوششون برسونه باید دوران جوانی خودشونو با هزار و یک نیاز یادشون بره؟

    من می تونم بخاطر افکار گناهی که ناخواسته به ذهنم میرسه و هرچی خواستم ترک کنم بخاطر نیازم نشد، حلال شون نکنم؟
    می تونم نبخشمشون که باعث خرابی ذهنم شدند؟
    با تشکر
    با سلام و احترام و عرض قبولی طاعات و عبادات

    رسول مکرم اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «فرزند سه حق بر پدر دارد: اول انتخاب نام نیکو، دوم کتابت، نوشتن و سواد آموزی، سوم ازدواج، زمانی که فرزند بالغ شد.»(1) لذا در اینکه یکی از وظایف والدین فراهم کردن زمینه ازدواج فرزندشان است شکی نیست و اگر پدر و مادرتی به به دلایل نامعقول مانع ازدواج فرزندشان شوند قطعا باید در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشند؛ منتها نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که هیچ پدر و مادری دشمن فرزندش نیست و همیشه بهترین ها را برای او می خواهند و اگر تصمیمی می گیرند یا حرفی می زنند نباید خلاف این تفسیر شود. شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید و قطعا اگر آنها در خصوص ازدواج شما تصمیمی می گیرند به خاطر این است که می خواهند بهترین ها نصیب شما شود؛ بله در این مسیر نیز ممکن است آنها به دلایل مختلف مثل عدم شناخت شرایط فرزندشان؛ تطبیق نادرست فرزندشان بر شرایط خودشان؛ نداشتن اطلاعات دینی و روانشناختی کافی و ... نتوانند درست تصمیم بگیرند و اقداماتی انجام دهند که نه تنها به سود فرزندشان نیست بلکه به ضرر اوست. در چنین شرایطی نبخشیدن و حلال نکردن و ... راه حلی درست و معقولی نیست و شما را به مطلوبتان نمی رساند؛ بلکه باید از راه درست آنها را متوجه اشتباهاتشان نمایید. اینکه چطور این کار را انجام دهید به شرایط شما بستگی دارد. باید خجالت را کنار گذاشته و مستقیم و غیر مستقیم در این خصوص با آنها طرح موضوع کنید؛ البته با در نظر گرفتن این مسئله که همیشه هم حرف شما درست نیست و ممکن است شما هم در مواردی اشتباه فکر کنید. مثلا ممکن است در خصوص یکی از ملاک های ازدواج نظر شما با والدینتان متفاوت باشد. اینکه نظر کدامیک درست است را باید به اهلش واگذار کنید و خودرای نباشید. با توجه به مطالبی که خدمت شما عرض کردم به نکات زیر توجه کنید:

    1- برخی مسائل واضح و روشن است و شما می توانید مستقیم در آن خصوص با والدین خود صحبت کنید. مثلا نیاز شما به ازدواج در این شرایط و بیان ملاک ها خودتان برای ازدواج و ... از جمله این موارد است. خجالت را کنار بگذارید و با آنها بیشتر صحبت کنید. شما دیگر بزرگ شده اید و هیچ ایرادی ندارد که در خصوص ازدواج و آرزوها و ملاک و معیارها و خواسته هایتان صحبت کنید. پیشنهاد می کنم ارتباط خود را با مادرتان تقویت کرده و به مرور این مسائل را پیش بکشید. شروع صحبت با شوخی یکی از بهترین شیوه ها ست که باعث می شود خجالت شما بریزد و کم کم به سمت بحث های جدی کشیده شود. البته در هر شرایطی باید صحبت کردن ها همراه با ادب و احترام و حفظ حرمت بزرگتر باشد و حتی اگر در مواقعی نظر آنها را قبول نداشتید و نتوانستید قانعشان کنید باز هم باید روی خوش و احترام را حفظ کنید.
    2- برای تقویت آگاهی خود زیاد مطالعه کنید و کتاب ها و سخنرانی ها و مطالب خوبی که در این زمینه به دست می آورید را با والدین خود به اشتراک بگذارید. خرید یک کتاب و هدیه به آنها در این خصوص یا فرستادن یک کلیپ یا یک مطلب مرتبط بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
    3- استفاده از مشاوره و خبره در پیش برد این امور اجتناب ناپذیر است. گاهی اوقات ممکن است شما و والدینتان به نقطه ای برسید که نمی توانید همدیگر را قانع کنید. آنها گمان می کنند شما اشتباه می کنید و شما فکر می کنید آنها اشتباه می کنند. در این شرایط حرف این مشاور یا فرد آگاه به امور تربیتی است که می توانید مشکل را حل کند. می توانید مستقیم یا غیر مستقیم پای خانواده را به مراکز مشاوره باز کرده و خواسته هایتان را از آن طریق مطالبه کنید. مثلا ممکن است شما به هر دلیلی نتوانید بگویید که نیاز به ازدواج دارید ولی وقتی پیش مشاور رفتید دیگر طرح این مسئله کار راحتی خواهد بود.
    4- تا زمان فراهم شدن شرایط ازدواج باید نیازهای خود را مدیریت کنید و اجازه ندهید بر شما مسلط شود؛ چراکه در این صورت مشکلاتی برای شما ایجاد می کند. راهکارهایی مثل پر کردن اوقات فراغت، دوری از تنهایی، ورزش، دوری از تحریک کننده ها مثل خواندن رمان و داستان عشقی و تحریک کننده یا دیدن فیلم هایی با این مضمون، رعایت محرم و نامحرم و پرهیز از هر گونه ارتباط چشمی و کلامی و ...، مدیریت خواب و خوراک، دوری از دوستان ناباب، تقویت ارتباط با خدا و اهل بیت (علیهم السلام) و ... در این مسیر به شما کمک خواهد کرد.

    پروز و سربلند

    پی نوشت:
    1. بحارالانوار، ج ۶، ۲۴ ; محجه البیغاء، ج ۲، ص ۶۶.


  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,620
    حضور
    53 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    2648



    با سلام و عرض ادب



    خواهر گرامی


    مقصر خود شما هستید


    چرا با پدر و مادر خودتون مثل یک دوست هم صحبت نمی شید و نیازهاتون رو مطرح نمی کنید !!!؟؟؟؟؟


    چرا به اون ها کاملا مستقیم تفهیم نمی کنید که شما نیازهایی دارید که رفع اون نیاز ها مثل خوراک و پوشاک وظیفه پدر و مادر هست؟؟؟!!!


    وقتی شما نیازتون رو مطرح نمی کنید، مقصر شما هستید ....




    به جای تنفر ، پدر و مادرتون رو دوست داشته باشید ، چون برای شما زحمت کشیدن تا شما به اینجا رسیدید ....


    وطوری با اون ها رفتار کنید که خودشون به خاطر اعمال اشتباهشون احساس شرم کنن


    در پناه حق تعالی ...
    دکتر بهشتی :
    ھر جا دیدید که میگویند: دین و اسلام ھست ولی عدالت اجتماعی نیست،
    بدانید دین و اسلامش ُقلابی است
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    233
    حضور
    9 روز 15 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    711



    • خواهر خوب. اول برو سر کار بعد ازدواج کن. البته این یک توصیه شخصی است.


  10. صلوات ها 2


  11. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,067
    حضور
    23 روز 8 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1526



    سلام

    به نظرم باید جدیت و تصمیم شما برای تشکیل زندگی را متوجه شوند
    شاید آنها تصور میکنند هنوز وقتش نشده و تصورنمیکنند شما نیاز دارید و جدیتی در شما نمیبینند....

    درباره ملاک های انتخاب همسر و اختلافاتی که با والدین دارید، توپ را در زمین مشاور بیاندازید...
    همسر را با مشورت مشاور انتخاب کنید ....

    یادتان باشد زندگی کردن حق شماست و باید برایش بجنگید و کوتاه نیایید و الا بعدا خودتان را سرزنش خواهید کرد
    البته این بدان معنا نیست که بیگدار به آب بزنید یا والدین را نادیده بگیرید....

  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    988
    حضور
    42 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3136



    هوالعلی الکبیر

    سلام و عرض ادب
    تفکرات زشت و نا شایستی که نا خواسته وارد ذهن میشه و فرد رو ازار میده و فرد ناتوان از اجتناب از
    ان افکار هست این نشانه وجود اختلال وسواس فکری هست .....افرادی هستند که ازدواج کردند ولی وسواس دارند

    دلیل وسواس غلبه ی سردی و خشکی در مزاج فرد هست

    درمانش پرهیز از خوردن غذاهای فست فودی- سس مایونز- اب میوه های صنعتی - کنسرو ها - رنگهای مصنوعی و
    غذاها یا میوه هایی که خشکی یا سردی رو افزایش میده مثل خرما یا گردو که خشکی رو افزایش میده

    در عوض برای معتدل کردن مزاج باید از این ها استفاده بشه :اب پنیر - روغن گل سرخ -جوشانده گل بنفشه با گل ختمی
    جوشانده گل راعی که شادی اور هم هست- انار و...

    ویرایش توسط اغاثاذیمون : ۱۳۹۷/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۶:۱۷
    ((رب زدنی فیک تحیرا و هب لی کمال الانقطاع علیک))

  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    6,396
    حضور
    348 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    462
    صلوات
    21434



    باسلام
    یه بنده خدایی میگفت همیشه سر اینکه مثلا شما چرا اینطور اونطوری رفتار میکنید حرفم میشه با مادرم مثلا یک نمونه اینکه مادرش گفته والا زمونه ما دختر حرف از شوهر اینا نمیزد منم بهش گفتم بگو مادر من شما چند سالت بود وقتی از این حرفها نمیزدی مادرش تو 15 سالگی ازدواج کرده دختره 23 ساله هستش من نمیدونم چرا پدر مادرا اگه دختر پسراشون 100 ساله هم بشن تا وقتی که سر خونه زندگی خودشون نرفتن فکر میکنند که اینا تو دوران 11 ، 12 سالگی اونا هستند اخر مادر من اگه شما هم سنتون به 23 میرسید بعد اون موقع می تونستیم بگیم حرف از شوهر کردن اینا نمیزدی

    به نظر من معیارهای خودتون رو تو شرایط مناسب با مادر تون در میان بگذارید و بگید اگه خواستگار با این شرایط بود من دوست دارم ازدواج کنم اگه مستقیم نمی تونی به مادرت بگی از یکی که مثلا خاله ای دختر خاله ای مادر بزرگی کسی که باهاش راحت تر هستی یعنی کمتر خجالت میکشی حتی در حد شوخی باهاش موضوع رو مطرح کن

    خدا خیر بده مادر بزرگم در این مورد خیلی کمک حال دخترها و پسرهای فامیل هستند دختر به سن 15 رسید دیگه ول کنه مادرا نیست میگه کی پس اینو شوهر میدین یا مثلا پسرا یکم که بزرگ شدن میگه یه کار جور کن برات زن بگیرن هی با شوخی و مستقیم غیر مستقیم سر این جور صحبتها رو باز میکنه که اگه کسی هم روش نمیشه حرفی بزنه تو این شوخی جدی براش یه فرصتی باشه که حرفاشو بزنه

    امیدوارم هر چه زودتر مشکلتون حل بشه
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    می خواهم ازدواج کنم اما ...

  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,436
    حضور
    153 روز 2 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    6335



    سلام علیکم

    معیارهای جوونی اونا ممکنه معیارهای ثابتی باشه . برای همین یکجا و در هم همه رو زیر سوال نبرید . شاید واقعا بجا باشند . بخصوص که در تنگنا هستید شاید اینطور فکر میکنید که ایرادها و نقدهایشان بیجاست
    هم سن شما باشند و معیارهای امروزی هم داشته باشند بعضی مسایل رو نمیتونن نادیده بگیرن . شما که ماشین و خونه نیستی فوقش بگن اشتباه شد میریم شوهره رو میفروشیم بهترش رو میگیریم
    کمی صبر کنید دلیل رد خواستگار رو بپرسید بالاخره پای چندتا پیرهن پاره بیشتر وسطه و یک تک دختر حاصل عمر

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,336
    حضور
    26 روز 18 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4354



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر ارجاع سوالات نمایش پست ها
    هرکسی میخواد بیاد خواستگاری با بهانه های مضحک و مسخره ردش می کنند و اصلا نظر من رو هم نمیخواهند

    ممکن است به این علت باشد که ازدواج در این سن و سال را برای شما مناسب ندانند!
    چون فردموید تک دختر هم هستید،قطعا آرزو هایی هم برایتان دارند
    شاید فکر می کنند ازدواج کنید پیشرفتی نمی کنید
    سواد کمی خواهید داشت
    خیلی زود شکسته می شوید
    به پخت و پز و بچه داری مشغول خواهید شد
    و مانند عروسکی وارد زندگی یک آقا شده تا نیازهای او را برطرف کنید!
    شاید هم اصلا خواستگار هایی که برایتان می آید را نمی پسندند،معیار هایشان کافی نیست و...
    در هر حال توجه به نیاز های شما هم ضروری است و از این جهت حق دارید
    مثل همه جوانان


  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۶/۲۱, ۱۱:۵۱ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود