صفحه 8 از 8 نخست ... 678
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی به بحث جالب آخوند خراسانی و میرزای نائینی درباره ولایت فقیه

  1. #71

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,290
    حضور
    88 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6622



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدیما نمایش پست ها
    1. دوست عزیز لیبرال ها و سوسیال ها دقیقا چه ادعایی در مورد عدل دارند که جمهوری اسلامی ندارد و این باعث شده لیبرال ها شامل این حدیث باشند و جمهوری اسلامی نباشد.

    2. جموری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان را هم شامل این حدیث می دانید یا نه؟

    3. در حدیث امده: صنف من الناس. ناس امده نه اهل کتاب.ایا گروه های اسلامی شامل ناس هستند یا نه؟
    مسئله خیلی روشن و واضح است، من واقعا تعجب می کنم.

    طبق حدیث هر کسی که فردا پس از ظهور با دیدن عدل مهدوی خواهد گفت که ما هم اگر به حکومت میرسیدیم میتوانستیم چنین کنیم این روایت شامل حالش میشود.
    تفاوت لیبرال ها و سوسیال ها با جمهوری اسلامی در همین است، آنها اگر به حکومت نرسند فردا چنین ادعایی خواهند داشت، اما هرگز اگر امام خمینی(ره) به حکومت نمیرسید و بر فرض، ظهور محقق میشد، هرگز نمیگفت من هم اگر به حکومت رسیده بودم چنین میکردم.

    جمهوری اسلامی در افغانستان و پاکستان هم اگر واقعا معتقد به اسلام باشند از این حدیث خارج خواهند بود، چون چنین ادعایی نخواهند داشت، در غیر این صورت این چنین ادعایی از سوی ایشان هم ممکن است.

    ملاک این امر فقط آن چیزی است که در روایت آمده. هر کسی که بعد از ظهور امام زمان(عج) خود را هم تراز آن حضرت(عج) دانسته و معتقد میشود که میتوانست چنین حکومتی برپا کند کند باید پیش از ظهور حکومتش برپا شود تا بطلان ادعایش روشن شود.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  2. صلوات


  3. #72

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,290
    حضور
    88 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6622



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    آیا مصداق اطاعت مطلق نیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    در همین مملکت اگر کسی نظری غیر از نظر رهبری داشته باشه و اظهار نظر کنه
    ضد اسلام و ضد انقلاب معرفی نمی شه ؟؟؟؟

    این مصداق اطاعت مطلق نیست ؟


    برادر عزیز معنای ولایت مطلقه را متوجه نشده اید؛ من هم نمی توانم این تاپیک را به این موضوع اختصاص بدهم.
    فقط برای اینکه بفهمید ولایت مطلقه به معنای اطاعت بی قید و شرط نیست یک مثال عرض می کنم: اگر پیامبر(ص) بعد از مدتی که مردم نماز صبح را دو رکعت می خواندند می فرمود از امروز نماز صبح سه رکعت است واجب بود از او اطاعت شود، اما اگر همین حرف را ولایت فقیه بزند نه تنها ازاعت از او واجب نیست، بلکه اصلا از ولایت کنار گذاشته میشود.
    پس بدانید که ولایت مطلقه به معنای اطاعت بی قید وشرط نیست؛ تفصیل ماجرا را باید در جای خودش دنبال کنید، فقط بدانید درچار سوء برداشت هستید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    بنده فقط رهبر رو مقصر نمی دونم
    کل جامعه فقاهت رو مقصر می دونم
    در ارشاد پول کاملا مشکل گشا هست
    فیلم ها و آهنگ ها هر مشکلی داشته باشن خیلی راحت مجوز می گیرن!!!
    اگه مجوز برای کسب درآمد هست ،نه کنترل و ننظارت ، حداقل اسمش رو اسلامی نزارید آبروی اسلام رو نبرید ....
    در صدا و سیما به طور کاملا واضح به ترویج فحشا پرداخته می شه
    شما بین وظائف و مسئولیت ها خلط کرده اید...

    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    ولی مطلق فقیه هر کاری می تونه انجام بده ، حتی گرفتن جون انسانها
    نقل قول نوشته اصلی توسط شروحیل نمایش پست ها
    بنده ولایت فقیه رو قبول دارم
    چون راه گریزی نیست و بالاخره یه حاکمی نیاز هست بالا سر جامعه باشه
    اما این که بگیم حکم حاکم فقیه همون حکم خداست !!!!! دیگه برای من قابل قبول نیست !!!!
    همچنین تمام این حرفها دچار ایرادات جدی و تعارضات درونی است که برای مدیریت بحث ناچارم در برابر آن سکوت کنم!

    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۷/۰۳/۱۷ در ساعت ۲۳:۴۳
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  4. صلوات ها 2


  5. #73

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۶
    علاقه
    عرفان و تصوف
    نوشته
    571
    حضور
    29 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    577



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    طبق حدیث هر کسی که فردا پس از ظهور با دیدن عدل مهدوی خواهد گفت که ما هم اگر به حکومت میرسیدیم میتوانستیم چنین کنیم این روایت شامل حالش میشود.
    تفاوت لیبرال ها و سوسیال ها با جمهوری اسلامی در همین است، آنها اگر به حکومت نرسند فردا چنین ادعایی خواهند داشت، اما هرگز اگر امام خمینی(ره) به حکومت نمیرسید و بر فرض، ظهور محقق میشد، هرگز نمیگفت من هم اگر به حکومت رسیده بودم چنین میکردم.

    جمهوری اسلامی در افغانستان و پاکستان هم اگر واقعا معتقد به اسلام باشند از این حدیث خارج خواهند بود، چون چنین ادعایی نخواهند داشت، در غیر این صورت این چنین ادعایی از سوی ایشان هم ممکن است.

    ملاک این امر فقط آن چیزی است که در روایت آمده. هر کسی که بعد از ظهور امام زمان(عج) خود را هم تراز آن حضرت(عج) دانسته و معتقد میشود که میتوانست چنین حکومتی برپا کند کند باید پیش از ظهور حکومتش برپا شود تا بطلان ادعایش روشن شود.
    دوست عزیز تفسیر شما از حدیث کتاب الغیبه نعمانی این است که این حدیث شامل غیر مسلمان ها است و تفسیر من این است که حکومت های عصر غیبت چه مسلمان چه غیر مسلمان نمی توانند عدالت را به درستی اجرا کنند و این فقط امام زمان(ع) که عدالت را به درستی اجرا می کند.بهتر است قضاوت را بعد از خدا و اهل بیت(ع) به خوانندگان بسپاریم

  6. صلوات


  7. #74

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۶
    علاقه
    عرفان و تصوف
    نوشته
    571
    حضور
    29 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    577



    ویژگی های حاکم در خطبه 173 نهج البلاغه:

    ...أَمِينُ وَحْيِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِيرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرُ نِقْمَتِهِ.الجَدير بالخلافة:أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ، فَإِنْ شَغَبَ شَاغِبٌ اسْتُعْتِبَ فَإِنْ أَبَى قُوتِلَ. وَ لَعَمْرِي لَئِنْ كَانَتِ الْإِمَامَةُ لَا تَنْعَقِدُ حَتَّى يَحْضُرَهَا عَامَّةُ النَّاسِ [مَا] فَمَا إِلَى ذَلِكَ سَبِيلٌ وَ لَكِنْ أَهْلُهَا يَحْكُمُونَ عَلَى مَنْ غَابَ عَنْهَا، ثُمَّ لَيْسَ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَرْجِعَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ يَخْتَارَ...

    اى مردم، سزاوارترين کس براى خلافت، تواناترين افراد بر اين امر و داناترين شان به فرمان خداست. (هنگامى که چنين فردى برگزيده شد) هر گاه آشوبگرى به آشوب و فتنه انگيزى برخيزد از او خواسته مى شود که به سوى حق بازگردد و اگر امتناع ورزد با او نبرد مى شود (تا حق را بپذيرد). به جانم سوگند! اگر قرار باشد امامت و خلافت جز با حضور همه مردم منعقد نشود، هرگز راهى به سوى آن نتوان يافت ; بلکه آن ها که صلاحيت رأى و نظر دارند در اين باره حکم مى کنند و حکم آن ها نسبت به ساير مردم نافذ است; سپس نه حاضران، حق رجوع دارند و نه غايبان حق انتخاب ديگر.


    پس حاکم باید دو ویژگی داشته باشد:

    1.تواناترین افراد بر حکومت کردن باشد

    2.داناترین به فرمان(دین) خدا باشد

    __________________________________________________ ________________

    در ژاپن مرجعی که صلاحیت تعیین حاکم و نخست وزیر را دارد مجلس ان کشور است و انها کسی را انتخاب می کنند که تواناترین مردم به حکومت کردن باشد ولی نخست وزیر اگاه ترین به دین خدا نیست،بنابراین ژاپن از نظر علمی و صنعتی و رفاه پیشرفت می کند و از نظر اخلاق دچار فساد اخلاقی و خودکشی های بسیار است.

    اگر روزی در ایران هم مرجعی که انتخاب حاکم را انجام می دهد یعنی شورای خبرگان فردی با این دو ویژگی را انتخاب کند،با پیشرفت صنعتی و علمی دیگر در تصادفات پراید له و لورده نمی شویم و هم فساد اخلاقی و تجاوز به حداقل می رسد.
    ویرایش توسط قدیما : ۱۳۹۷/۰۳/۱۸ در ساعت ۰۵:۵۰

  8. #75

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,526
    حضور
    51 روز 9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    2380



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها


    برادر عزیز معنای ولایت مطلقه را متوجه نشده اید؛ من هم نمی توانم این تاپیک را به این موضوع اختصاص بدهم.
    فقط برای اینکه بفهمید ولایت مطلقه به معنای اطاعت بی قید و شرط نیست یک مثال عرض می کنم: اگر پیامبر(ص) بعد از مدتی که مردم نماز صبح را دو رکعت می خواندند می فرمود از امروز نماز صبح سه رکعت است واجب بود از او اطاعت شود، اما اگر همین حرف را ولایت فقیه بزند نه تنها ازاعت از او واجب نیست، بلکه اصلا از ولایت کنار گذاشته میشود.
    پس بدانید که ولایت مطلقه به معنای اطاعت بی قید وشرط نیست؛ تفصیل ماجرا را باید در جای خودش دنبال کنید، فقط بدانید درچار سوء برداشت هستید.

    سلام

    برادر گرامی پس اگر فقیهی حلالی رو حرام اعلام کنه چه حکمی داره؟

    الان مساله حکومتی و به روز مطرح هست

    نه نماز و روزه که اکثریت مردم از کم و کیفش اطلاع دارن .


    درسته؟؟؟؟

    تکلیف فقیهی که اینترنت رو حرام اعلام کرده چی هست ؟؟؟؟

    تکلیف فقیهی که تعدد زوجین رو تحریم کرده چی هست ؟؟؟؟؟

    تکلیف فقیهی که جریمه دیرکرد رو حلال کرده چی هست ؟؟؟؟




    مهم این هست که مردم فکر می کنن ولایت مطلق یعنی تبعیت بی چون و چرا

    چه حالا

    چه زمان جنگ!!!!

    دفاع حق بود

    اما تهاجم حق نبود!

    برای همین در دفاع پیروز شدیم ، اما در تهاجم شکست خوردیم!!!!



    و فقها خواسته یا ناخواسته دارن حلال ها رو حرام و حرام ها رو حلال میکنن و کسی هم نمی تونه مقابله کنه

    چون ایستادن جلوی اشتباهات فقها از نظر مردم مصداق جنگ با خداست !!!!!؟؟؟؟

    چون ولایت مطلق از نظر مردم یعنی تبعیت بی چون و چرا

    مهم نیست شما چی فکر میکنید

    مهم این هست که چه تفکری به خورد مردم داده شده


    ابو بصیر ، از امام صادق (سلام بر او ) نقل می کنند :
    من به ایشان عرض کردم :
    { علماء و راهبان خود را به جاى خداوند به خدايى گرفته‏اند } سوره توبه : 31.
    او فرمودند :
    " آنها مردم را به پرستش خودشان نخواندند
    زیرا که اگر آنها آن کار را میکردند ،
    مردم از آنها اطاعت نمیکردند.
    اما آنها حلال را حرام و حرام را حلال نمودند برای آنها
    ، پس آنها (مردم) آنها ( علماء و راهبان) را بدون آنکه بدانند پرستش نمودند."

    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۳:۱۳
    دکتر بهشتی :
    ھر جا دیدید که میگویند: دین و اسلام ھست ولی عدالت اجتماعی نیست،
    بدانید دین و اسلامش ُقلابی است
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  9. #76

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه ، فن آوری اطلاعات ، مباحثه ، اجنهاد و...
    نوشته
    2,526
    حضور
    51 روز 9 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    2380



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح سبز نمایش پست ها
    سلام


    نمیخواستم رو حرف استاد مسلم حرفی بزنم و بحث رو خارج موضوع ادامه بدهم اما

    با عرض معذرت از جناب مسلم اخرین پست رو میزارم







    میدونی قبل اینکه علمدار حسین علیه السلام عباس علیه السلام باشه حضرت مسلم علمدار بودن!

    چطور زیارت نامه حضرت مسلم را بارها براتون اوردم ندیدن اما زیارت نامه حضرت عباس رو دیدن

    مشخصه شما چیزهای که دلتون بخواد رو انتخاب میکنید و این معنیش اینکه خدای شما دل شماست نه الله جل جلاله


    جالبه هر دوی این عزیزان دل ، معصوم و امام نبودن ولی زیارت نامه دارن و لعنت خدا به کسی هست این دو تن رو مثل ائمه نشناسه

    هر چند برخی حتی همون ائمه رو هم نشناختن


    بخش از زیارت نامه حضرت مسلم علیه السلام

    وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنِ افْتَرَى عَلَيْكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّكَ

    شهادت می دهم براى تو، به تسليم و وفادارى و خيرخواهى، براى يادگار نبىّ مرسل، و نوه برگزيده، و راهنماى عالم، و جانشين تبليغ كننده و ستمديده حق غارت شده،

    خدا لعنت كند كسی كه تو را كشت، و كسى كه به كشتنت فرمان داد، و كسى كه به تو ستم كرد


    و كسی كه بر تو دروغ بست، و حقّت را جاهل شد، و حرمتت را سبك شمرد، و خدا لعنت كند كسى را كه با تو بيعت كرد، ولى به حضرتت خيانت ورزيد و از يارى ات دست كشيد و تو را وا گذاشت و تشويق به جنگ عليه تو داد و تو را يارى نداد، خدا را شكر كه آتش را جايگاه آنان قرار داد، كه براى واردان بد جايگاهى است

    متن کامل :

    http://www.erfan.ir/mafatih241/%D8%B...8C%D8%A7%D9%86


    صوت استاد رائفی پور راجب این قسمت از زیارت

    مسلم زمانه:
    https://www.aparat.com/v/EpLGl/%D8%A...A7%D9%86%D9%87
    سلام و عرض ادب

    برادر گرامی

    اگر دارید حضرت مسلم (سلام بر او) رو با یه فقیه مقایسه می کنید ، باید بدونید سخت در اشتباه هستید

    خیلی ها ادعا کردن نائب هستن ، ولی خلافش رو عمل کردن

    در ضمن بنده بدون دلیل با کسی مخالفت ندارم

    سکوت در برابر بدعت گذار ، سکوت در برابر ظلم

    در ضمن مسلم ادعا نکرد من ولایت مطلق دارم!

    پس می تونم حلال رو حرام و حرام و حلال کنم ...

    در پناه حق تعالی
    ویرایش توسط شروحیل : ۱۳۹۷/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۰:۲۷
    دکتر بهشتی :
    ھر جا دیدید که میگویند: دین و اسلام ھست ولی عدالت اجتماعی نیست،
    بدانید دین و اسلامش ُقلابی است
    عیسى علیه السلام :
    حق را از اهل باطل فراگیرید و باطل را از اهل حق فرا نگیرید.
    سخن سنج باشید.

  10. #77

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,290
    حضور
    88 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6622



    دوستان عزیز حاشیه پردازی کافیست...!!
    من علی رغم اشکالاتی که به دیدگاه دوستان دارم سکوت می کنم تا تاپیک از مسیر "نامه منتسب به آخوند خراسانی" خارج نشود.
    از سایر دوستان هم تقاضامندم خواهش بنده را رعایت بفرمایید، چرا که پرداختن به حواشی جمع بندی تاپیک را دشوار خواهد کرد.
    پیشاپیش از مساعدت و همکاری شما ممنونم

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  11. صلوات ها 3


  12. #78

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,290
    حضور
    88 روز 20 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6622

    جمع بندی




    پرسش
    آقای اکبر ثبوت نوه برادر شیخ آقا بزرگ تهرانی از نامه ای سخن گفته است که منتسب به آخوند خراسانی است که آن را برای میرزای نائینی نوشته و از مفاسد و معایب حکومت فقیه سخن گفته است که به نظر می رسد برخی از ایرادات آن وارد باشد، نظر شما چیست؟


    پاسخ

    در این خصوص باید به چند نکته توجه بفرمایید:

    نکته اول:
    از نظر بحث های سندی، ابهاماتی در صحت و درستی انتساب این نامه به آخوند خراسانی وجود دارد از جمله «ناسازگاری گذشت زمان طولانی و دقیق ‌بودن گزارش»، «ناسازگاری مطالب با روزگار آخوند»، «ابهام در گزارش‌»، «تناسب ‌نداشتن زمان مشروطه با پیشنهاد حاکمیت سیاسی فقیهان» و مهم تر از همه ««سطحی‌ بودن استدلال‌ها و ناسازگاری آن با مقام علمی آخوند»(1) که در نکات بعدی به این گزینه نهایی بیشتر اشاره خواهد شد.

    نکته دوم:

    حتی بر فرض اینکه صحت سند و چنین استنادی را به صورت یقینی بپذیریم باز هم این نظر یک فقیه در طول دوران فقاهت اسلام است نه نظر یک معصوم! بحث فقه و نظریه های فقهی یک بحث اجتهادی است، نه بحث تقلید!
    باید ادله بررسی شوند که آیا صحیح هستند یا خیر! اگر ادله درست باشند خب فرقی نمی کند از آخوند خراسانی باشد یا شخص دیگر! و اگر صحیح نباشد باز هم فرقی نمی کند که این استدلال از آخوند خراسانی باشد یا خیر!

    من با خواندن این ادله ضمن اینکه صدور آن از آخوند خراسانی را در نهایت بُعد می دانم، احساس می کنم استناد این متن به نام آخوند خراسانی در حقیقت برای قابل توجه قرار گرفتن این ادله است، همانطور که امروزه زیاد مشاهده میکنیم که اقوالی را برای تقویت اعتبارشان به این و آن مستند میسازند.

    نکته سوم:

    استدلال هایی که در نامه مذکور به آنها اشاره شده است بسیار سطحی است، به همین خاطر اولاهمانطور که در نکته اول اشاره شد احتمال صدور چنین متنی از آخوند خراسانی را بسیار ناچیز می سازد، و طبق نکته دوم حتی اگر از مرحوم آخوند باشد غیر قابل پذیرش بوده و قابل دفاع نیستند، و نباید در ابطال آنها به نظریه پرداز نگاه کرد، باید دید خود این استدلال ها آیا قابل دفاع هستند یا خیر؟

    گاهی بندهای استدلال به قدری سست است که انتساب آن به یک طلبه ساده هم مشکل است چه برسد به آخوند خراسانی با آن نگاه دقیق!
    مثلا در بیان اولین اشکال گفته اند:

    "اگرچه تشکیل حکومتی مبنی بر علایق دینی شیعی که در رأس آن علما باشند ـ ونیز اجرای کلیه قوانین شرع از جمله در مورد مخالفان اسلام و تشیع ـ برای ما کمال مطلوب است، اما تشکیل چنین حکومتی، پیروان دیگر ادیان و مذاهب را ترغیب خواهد کرد تا آنان نیز حکومتهایی مبتنی بر تعصبات دینی ضد شیعی ـ که در رأس آن پیشوایان دینی­شان باشند ـ بر سر کار آورند..."

    خب این اشکال اگر به حکومت فقیه وارد باشد، به حکومت معصوم هم وارد است!

    همچنین بسیاری از اشکالات ایشان لوازمی است که میشود مانع آن شد، و لوازم جداناشدنی از حکومت نیست، مثلا در بخشی از این متن منتسب به آخوند آمده است:
    "کسانی که مناصب حکومتی را در اختیار دارند، فریبکاری و ناراستی و دروغ گویی و گزارش دروغ و وعده دروغ دادن را از لوازم اولیه کار و شغل خود میدانند"

    یا این جمله:
    "مسندی که ما بر آن تکیه زده ایم، مهم ترین سنگر مبارزه با فساد باید باشد و مسندی که حکام بر آن تکیه زده اند، مهم ترین مرکز اشاعه فساد است. اگر ما جای حکام را بگیریم، هم سنگر مبارزه با فساد را از دست می دهیم و هم خود، در همان جایی قرار می گیریم که مرکز نشر فساد است. بلکه خو دفاسد می شویم"

    آیا واقعا چنین حرفهایی از یک مرجع تقلید اسلامی صادر میشود؟ این دیدگاه بیشتر به تفکرات سیاسی غرب میخورد تا سیاست اسلامی! اینکه دروغ و فساد را لازمه مناصب حکومتی بدانیم آیا در مکتب علوی قابل توجیه است؟
    اینکه مسند فقها را مسند مبارزه با فساد و مسند حکّام را مسند اشاعه فساد بدانیم ازاساس یک نگرش سکولاریستی بوده و با اسلام سازگار نیست. واقعا چه دلیل عقلی یا شرعی وجود دارد که فقیه با ورود به حکومت فاسد میشود؟ مگر سلمان فارسی، مالک اشتر، و مانند ایشان معصوم بودند که به عنوان حکّام از سوی امام علی(علیه السلام) در شهرهای مختلف منصوب شدند؟

    یا این جمله که:
    "مشکل دیگر، مشکل حواشی و بستگان ماست که ما را احاطه کرده اند و با سوء استفاده از موقعیت و جایگاه ما، هزار جور کار خلاف می کنند که هم آبروی ما و علمای دین بر باد می رود"

    خب اگر میشود مانع سوء استفاده اطرافیان شد پس ولایت فقیه چه منعی دارد؟ همانطور که امروزه تحلیلگران شبکه های بیگانه هم نسبت به پاکدستی رهبری و خانواده اش اذعان دارند؛ و اگر سوء استفاده اطرافیان از کنترل حاکم خارج است، اما به پای ایشان نوشته میشود و موجب میشود آبروی نظام و اسلام برود خب این مشکل در اطرافیان معصومین هم وجود داشته! مگر اطرافیان معصومین هم معصوم بوده اند؟!

    طبق این مبنا چرا پیامبر(صلی الله علیه و اله) حکومت را به دست گرفت تا سوء رفتار برخی اعضاء خانواده اش، یا برخی اصحابش چون خالد بن ولید و مانند او به پای آن حضرت(صلی الله علیه و اله) نوشته شود و آبروی اسلام به خطر افتد؟ چرا امیرالمومنین(علیه السلام) حکومت را به دست گرفت که سوء رفتار امثال منذر بن جارود به پای او نوشته شود؟

    این سخنان بیش از آنکه به سخنان آخوند خراسانی شباهت داشته باشد بیشتر به نصیحت های دوستان جاهل یا مکرهای دشمنان دانا که در قالب نصیحت های خیرخواهانه ارائه میشود شباهت دارد! که قبلا هم سابقه داشته است که از این باب وارد شده اند.
    یا این جمله: "ما و علمای دیگر تا وقتی از بیرون به تشکیلات حکومت نگاه می کنیم و به درون آن تشکیلات قدم نگذاشته ایم، فسادها و کاستی هایی را که در تشکیلات است به وضوح می بینیم و به راحتی با آنها مبارزه می کنیم. اما وقتی خود وارد تشکیلات شدیم، فسادها و کاستی های آن را به وضوح نمی توانیم ببینیم. زیرا در آن هنگام، تشکیلات منسوب به ماست و ما منسوب به آن هستیم... میان دلبستگی به یک شیء و تشخیص معایب آن، نسبت معکوس برقرار است"
    این اشکال هم مانند دروغ و فساد از آن لوازمی است که ذاتا ضروری و جدا نشدنی از حکومت نیست؛ نمی شود گفت این وابستگی به قدرت لازمه جدا نشدنی قدرت است! نه دین بر چنین حرفی صحّه می گذارد، و نه عقل!

    آیا مثلا امام خمینی(ره) انسان محافظه کاری بود که فسادها و کاستی های حکومت، و هرکجا که منافع حکومت با نظر اسلام تعارض داشت را بپوشاند یا آن را فریاد میزد؟
    امروز هم مقام معظم رهبری را می بینیم که به صورت شفاف هر کجا که فسادی بوده با صدای رسا آن را فریاد زده اند، هرگز محافظه کارانه رفتار نکرده اند؛ در قضیه حقوق های نجومی، در مسئله هسته ای و سرمایه ملی، در حفظ جنگل ها، در جدیت مسئولین فرهنگی، و...
    تازه اینها پشت تریبون عمومی است، اشخاصی که از نزدیک در جلسات خصوصی ایشان با دولت حضور یافته اند از جدیتی چند برابری در جلسات خصوصی سخن میگویند، همانطور که خود ایشان هم فرمود:

    «بنده در دولتهای مختلف، گاهی اوقات اعتراضهای سختی داشتم به مسئولین گوناگون. حالا ما این اعتراضها را معمولاً جلوی مردم و در مظهر افکار عمومی نمی‌آوریم؛ چون مردم از دعوا و اوقات‌تلخی و مانند اینها خیلی خوششان نمی‌آید، فایده‌ای هم ندارد؛ امّا با خود مسئولین کشور بنده گاهی اوقات، اوقات‌تلخی‌های زیادی داشتم»(بیانات در دیدار کارگران، دهم اردیبهشت نود و شش)

    یا در مورد این جملات:
    "ما برای به صلاح آوردن وضع امت، اول باید خود را اصلاح کنیم. نه این که به جای این کار، حکومت و امارت را هم به دست گیریم تا مسئولیت بقیه تباهی­ها هم به گردن ما بیفتد و ما یگانه مسئول همه مفاسد باشیم... آن وقت همان مردمی که فسادهای موجود در حکومت ما را حمل بر صحت می­کردند یا به گردن دیگران می­انداختند تا ما تبرئه شویم، همان مردم، در مورد مفاسدی هم که ما مسئول حقیقی آن نیستیم، ما را مسئول می­شناسند"

    این اشکال هم اگر وارد باشد به حکومت معصومین هم وارد است، مگر علی(علیه السلام) در کاستی هایی که او مقصرش نبود کم دشنام و ناسزا شنید؟
    باید توجه کرد که اگر در مفسده ای که در حاکمیت اتفاق می افتد، فقیه مقصر است اصلا سکوت جایز نیست، چنین فقیهی اصلا صلاحیت ولایت نداشته و خود شارع هم راضی به حکومت او نیست؛ ما از ولایت فقیه به دنبال اجرای اسلام هستیم وگرنه فقیه را والی نمیکردیم!
    اما اگر فقیه مسئول این مفاسد نیست خب باید مردم را آگاه کرد نه اینکه فقیه را کنار گذاشت! این در زمان ائمه معصومین هم بود که مردم کاستی هایشان را به پای ایشان می نوشتند اما کسی اشکال از معصوم نمیگیرد، اشکال از این مردم است، باید مردم را متوجه وظائف حاکم کرد و اینکه هر مشکلی در جامعه وجود دارد از حاکم نیست.

    باید مردم را آگاه کرد که ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی یکی از فاکتورهای حاکمیت دین است نه همه ی آن! حتی اگر علی(علیه السلام) هم در جامعه ای حاکم باشد بدون کمک سایر مسئولین جامعه ی ایده آلی از نظر اسلامی شکل نخواهد گرفت؛ حاکم تمام جامعه نیست.
    ما این را در تاریخ می بینیم که علی(علیه السلام) چه خون دلی خورد بر اینکه آنچه در دل دارد را در جامعه محقق سازد تا حدی شد و تا حدی نشد! اما بالاخره حکومت علی(علیه السلام) با این کارشکنی ها و مشکلات بهتر از حکومت غیر علی(علیه السلام) بود.

    بحث بر سر یک قاعده کلی است، حالا تمام فقها خاک پای علی(علیه السلام) هم نمیشوند اما ما چطور توقع داریم ولایت فقیه معجزه ای کند که علی(علیه السلام) هم نکرد! چطور توقع داریم با ولایت فقیه همه چیز درست شود در حالی که با علی(علیه السلام) هم نشد.

    ایراد بزرگتر آنکه طبق آنچه در متن آمده ایشان به مرحوم نائینی گفته اند:
    "بیانات و استدلالهای شما، اگر هم به لحاظ نظری درست باشد، و فرضاً ما برای قبول نظریه شما، حتی نظریه شیخ الطائفه و شیخ اعظم (شیخ انصاری) را رد کنیم و ایرادات ایشان و بسیاری از فقهای بزرگ را بر نظریه­ای که شما پذیرفته­اید ندیده بگیریم ـ و من دون ذلک خرط القتاد ـ ولی با مشکلاتی که در مرحله عمل گریبان ما را می­گیرد چه کنیم؟"

    چنین حرفی واقعا از یک مجتهدی که توجه داشته باشد صادر نمیشود! فرض پذیرش استدلال ولایت فقیه به لحاظ نظری یعنی فرض اینکه خداوند جز به ولایت فقیه راضی نیست، در این صورت اینکه در عمل به آن تعلل کرده و بهانه بتراشیم چه توجیهی دارد؟! یعنی خداوند به چیزی امر کرده است که وقوعا ناشدنی است؟! توجه کنید اشکالات ایشان به ولایت فقیه که بعد از این کلام ایشان آمده ناظر به زمان آخوند خراسانی نیست، بلکه ایشان در این اشکالات میگوید مطلقا ولایت فقیه در عمل این اشکالات را دارد، خب آیا شارع نعوذبالله از این مشکلات غافل بوده که چنین حکمی کرده است؟ این چه حرفی است که بگوییم از نظر تئوریک ولایت فقیه اشکالی ندارد، اما از نظر عملی مفسده دارد!
    بنابراین از نظر بنده مهمترین قرینه برای اینکه صدور چنین متنی از آخوند خراسانی در نهایت استبعاد است متن خود آن، و سستی استدلال­های آن است!


    پی نوشت ها:
    1. ر.ک: حاکمیت سیاسی فقیهان از دیدگاه آخوند خراسانی، نوشته علیرضا جواد زاده، یا به این لینک: http://moaser.iki.ac.ir/node/172
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  13. صلوات


صفحه 8 از 8 نخست ... 678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 45

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود