صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتقادات پایه ای اسماعیلیه

  1. #11

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    102
    حضور
    1 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    110



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست ها


    4. اسماعیلیان برای امام پنج مرتبه در نظر می گیرند:
    4-1 الإمام المقيم: بالاترین مرتبه امامت است که قائم مقام رسول است و تحت تربیت و تعلیم رسول بوده است و از امدادهای غیبی نیز بهره مند است.
    4-2 الإمام الأساس: امام همراه رسول است و امین اسرار و حامی و پشتیبانش است و مسئول شئون دعوت باطنی نسبت به خواص است.
    4-3 الإمام المتم: امام هفتم است که دور امامت را به پایان می رساند و نیرویش برابر است با مجموع نیروی امامان سابق در آن دور.
    4-4 الإمام المستقر: امامی که می تواند فرزندش را به عنوان امام بعدی معرفی کند و امامت را برای فرزندش به ارث بگذارد.
    4-5 الإمام المستودع‏: امامی که در شرایط استثنائی، جانشین امام مستقر می شود و واجد وظایف و اختیارات امام مستقر است جز این که نمی تواند فرزندش را به عنوان امام معرفی کند.[1]

    این اصطلاحات کلامی برای تبیین حوادث تاریخی امامت در اسماعیلیه است که در دوره ای امام همراه رسول است و در دوره ای همراه رسول نیست؛ یا امام در دوره ای خاتم دور است و در دوره ای خاتم نیست؛ یا امام در دوره ای دارای مقام توریث (به ارث گذاشتن امامت برای فرزند) است و در دوره ای واجد این مقام نیست. بنابراین، اگر تاریخ امامت در اسماعیلیه به گونه دیگری رقم می خورد، مراتب امامت نیز به گونه دیگری مطرح می شدند و اصطلاحات دیگری جایگزینش می شدند.




    [1] سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسة النشر الإسلامي- مؤسسة الإمام الصادق ع‏، ج8، صص210-211.


    سلام و تشکر از شما

    بنا بر توضیحاتی که از اسماعیلیه نقل فرمودید آنها مقام امام غایب را مستقلا مطرح نکرده اند. در واقع، اگر در هر دوره ای امامی هست و این دوره ها تکرار شدتی هستند، پس عصر بدون امام نداریم. البته شاید هم آنها به امام غایب اعتقاد داشته باشند.
    ممنون میشم نظر اسماعیلیه درباره غیبت رو توضیح بدید.

  2. صلوات ها 3


  3. #12

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,094
    حضور
    32 روز 4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمدصابری نمایش پست ها
    سلام و تشکر از شما

    بنا بر توضیحاتی که از اسماعیلیه نقل فرمودید آنها مقام امام غایب را مستقلا مطرح نکرده اند. در واقع، اگر در هر دوره ای امامی هست و این دوره ها تکرار شدتی هستند، پس عصر بدون امام نداریم. البته شاید هم آنها به امام غایب اعتقاد داشته باشند.
    ممنون میشم نظر اسماعیلیه درباره غیبت رو توضیح بدید.


    سلام و عرض ادب و تبریک ایام

    به باور اسماعیلیه، غیبت امام به هیچ وجه جایز نیست؛ و حتی اگر در دوره ای فاصله ای میان امام و عموم مردم قطع شد، خواص همچنان با امام مرتبطند.

    استدلال اسماعیلیان از این قرار است که غیبت امام به یکی از این سه وجه باز می گردد:
    1. غیبت از جانب خداوند رخ داده است. این قسم نشدنی است چرا که سزاوار نیست که خداوند که عادل و حکیم است، مردم را از یاری و هدایت امام محروم نماید.
    2. غیبت از جانب خود امام است. این قسم نیز نشدنی است چرا که امام ولایت دارد و به همین جهت، لازم است که حضور داشته باشد. از این رو، اگر خودش غیبت کند، خطاکار است. اما می دانیم که امام خطا نمی کند و از عصمت برخوردار است.
    3. غیبت از جانب مردم و خوف از دشمنانش است. این قسم نیز نشدنی است چرا که اما منصوب شده تا مردم را هدایت کند و امام بعدی را تعیین کند و طبیعی است که برخی با او دشمنی کنند. از این رو، اگر قرار بود که به خاطر همراهی نکردن و دشمنی کردن برخی با امام، امام خودش را از صحنه کنار بکشد، اصلا نباید برای انجام این وظیفه، منصوب می شد.



    اما متفکران امامیه در نقد این مدعا و این استدلال، به این نکته ظریف اشاره می کنند که منظور از غیبت امام، این نیست که امام در این دنیا زندگی نمی کند و از مردم قطع نظر کرده است. امام حتی در دوران غیبت نیز در همین دنیا حاضر است و به وظایف خودش تا جایی که ممکن است رسیدگی می کند و بین مردم حاضر می شود و در امور آنها تصرف می کند تا جایی که گاهی مردم امام را می بیینند ولی او را به جا نمی آورند و نمی شناسند. (البته خواص گاهی به دیدار امام راه می یابند و ایشان را می شناسند، اما هیچ گاه این دیدار و ملاقات را برای عموم مردم علنی نمی کنند و از این ملاقات کاسبی نمی کنند)

    برای تقریب به ذهن، می توان به این نمونه قرآنی توجه کرد که حضرت خضر (علیه السلام) از اولیای الهی بود و با مردم زندگی می کرد و در زندگی آنها متناسب با مصالحشان تصرف می کرد و مردم نیز او را می دیدند ولی مردم او را به جا نمی آوردند و از مقامات الهی او بی خبر بودند تا جایی که موسی (علیه السلام) نیز از حضرت خضر (علیه السلام) بی خبر بود و با امداد الهی به سوی ایشان هدایت شد:

    «أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً* وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً* فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً* وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ»(2)


    پی نوشت:
    1. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسة النشر الإسلامي- مؤسسة الإمام الصادق ع‏، ج8، صص217-218.
    2. کهف: 79-82.



  4. صلوات ها 3


  5. #13

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    102
    حضور
    1 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    110



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب و تبریک ایام

    به باور اسماعیلیه، غیبت امام به هیچ وجه جایز نیست؛ و حتی اگر در دوره ای فاصله ای میان امام و عموم مردم قطع شد، خواص همچنان با امام مرتبطند.

    استدلال اسماعیلیان از این قرار است که غیبت امام به یکی از این سه وجه باز می گردد:
    1. غیبت از جانب خداوند رخ داده است. این قسم نشدنی است چرا که سزاوار نیست که خداوند که عادل و حکیم است، مردم را از یاری و هدایت امام محروم نماید.
    2. غیبت از جانب خود امام است. این قسم نیز نشدنی است چرا که امام ولایت دارد و به همین جهت، لازم است که حضور داشته باشد. از این رو، اگر خودش غیبت کند، خطاکار است. اما می دانیم که امام خطا نمی کند و از عصمت برخوردار است.
    3. غیبت از جانب مردم و خوف از دشمنانش است. این قسم نیز نشدنی است چرا که اما منصوب شده تا مردم را هدایت کند و امام بعدی را تعیین کند و طبیعی است که برخی با او دشمنی کنند. از این رو، اگر قرار بود که به خاطر همراهی نکردن و دشمنی کردن برخی با امام، امام خودش را از صحنه کنار بکشد، اصلا نباید برای انجام این وظیفه، منصوب می شد.



    اما متفکران امامیه در نقد این مدعا و این استدلال، به این نکته ظریف اشاره می کنند که منظور از غیبت امام، این نیست که امام در این دنیا زندگی نمی کند و از مردم قطع نظر کرده است. امام حتی در دوران غیبت نیز در همین دنیا حاضر است و به وظایف خودش تا جایی که ممکن است رسیدگی می کند و بین مردم حاضر می شود و در امور آنها تصرف می کند تا جایی که گاهی مردم امام را می بیینند ولی او را به جا نمی آورند و نمی شناسند. (البته خواص گاهی به دیدار امام راه می یابند و ایشان را می شناسند، اما هیچ گاه این دیدار و ملاقات را برای عموم مردم علنی نمی کنند و از این ملاقات کاسبی نمی کنند)

    برای تقریب به ذهن، می توان به این نمونه قرآنی توجه کرد که حضرت خضر (علیه السلام) از اولیای الهی بود و با مردم زندگی می کرد و در زندگی آنها متناسب با مصالحشان تصرف می کرد و مردم نیز او را می دیدند ولی مردم او را به جا نمی آوردند و از مقامات الهی او بی خبر بودند تا جایی که موسی (علیه السلام) نیز از حضرت خضر (علیه السلام) بی خبر بود و با امداد الهی به سوی ایشان هدایت شد:

    «أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً* وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً* فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً* وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ»(2)


    پی نوشت:
    1. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسة النشر الإسلامي- مؤسسة الإمام الصادق ع‏، ج8، صص217-218.
    2. کهف: 79-82.



    سلام و تشکر

    وجود امام بعد از نبی، یا ضرورت دارد یا ندارد؛ اگر بنابر مصالحی از جمله هدایت مردم(در فهم و اجرای دین)، وجود امام ضرورت دارد پس باید حاضر باشد تا وظایفش را انجام دهد. اما اگر ایرادی ندارد که امام گاهی حاضر نباشد، پس نشان می دهد که وجود امام ضرورت نداشت.

  6. صلوات ها 3


  7. #14

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,094
    حضور
    32 روز 4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمدصابری نمایش پست ها
    سلام و تشکر

    وجود امام بعد از نبی، یا ضرورت دارد یا ندارد؛ اگر بنابر مصالحی از جمله هدایت مردم(در فهم و اجرای دین)، وجود امام ضرورت دارد پس باید حاضر باشد تا وظایفش را انجام دهد. اما اگر ایرادی ندارد که امام گاهی حاضر نباشد، پس نشان می دهد که وجود امام ضرورت نداشت.
    سلام و عرض ادب

    همانطور که عرض کردم وجود امام ضرورت دارد و حتی به معنایی می توان گفت که امام حاضر است اما ما او را نمی شناسیم. مطلب بعدی این که برای وجود امام (غیر از مرجعیت دینی و سیاسی) منافع فراوان دیگری است که آنها نیازمند این نیستند که ما امام را بشناسیم. تفصیل این مطلب را در پستهای بعد تقدیم خواهم کرد.


  8. صلوات ها 3


  9. #15

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,094
    حضور
    32 روز 4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    در واقع، ضرورت نیاز به مرجعیت دینی و سیاسی، وجود و حضور امام را لازم و ضروری می دانند؛ اما به نحو مقتضی. توضیح مطلب این که گاهی مقتضی موجود است اما عوامل دیگر، مانع از تحقق مقتضایش می باشند. مثلا آتش پنبه را می سوزاند اما اگر پنبه خیس باشد، آتش نمی تواند آن را بسوزاند. بنابراین، مقتضای آتش سوزاندن پنبه است اما عوامل دیگر همچون رطوبت مانع از آن شده است. از این منظر، اگر ادله مذکور، ضرورت امام را اثبات نمایند، به مثابه مقتضی عمل می کنند به گونه ای که اگر مانعی پیش نیامد، آن امر ضرورتا تحقق می یابد. بر این اساس، روشن می شود که ادله مذکور ضرورت وجود و حضور امام برای تصدی آشکار مرجعیت سیاسی و دینی را اثبات می کنند اما به نحو مقتضی(1). از این رو، اگر مانعی برای حضور و ظهور امام مطرح شد، امام حضور پیدا نمی کند و در غیبت باقی می ماند. اما موانع ظهور، همان شرایطی است که ما ایجاد می کنیم و مانع از ظهور حضرت می شویم.

    متون دینی نیز گواه بر این امر است که در هر صورتی، امام وجود دارد اما به گونه های مختلفی ظهور می یابد: «ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عمه، عن ابن أبي عمير، عن أبان بن عثمان، عن عبدالرحمان، عن كميل قال: سمعت عليا يقول في كلام طويل: اللهم إنك لا تخلي الارض من قائم بحجة، إما ظاهر، أو خائف مغمور، لئلا تبطل حججك وبيناتك»(2). بنابراین، زمین خالی از حجت نیست؛ آری حجت های الهی دو گونه هستند: یا ظاهر و آشکارند و یا بیمناک و پنهان. روشن است که این ظهور و خفا، ناشی از شرایطی است که ما رقم می زنیم. طبیعتا اگر امام ع ظهور کند و همچون سایر امامان ع محصور و مقتول گردد، غیبتش رجحان دارد. فراموش نکنیم که امام زمان اگر غایب است، به امر الهی غیبت کرده است و اوامر الهی مسبوق به علم بیکران هستند و از پشتوانه معقول برخوردارند. اگر خداوند چنین اراده کرده است که امام آخر، ظهور نکند، حتما بهتر از دیگران به شرایط موجود آگاهی دارد و می داند که ظهورش به مرگش منتهی می گردد و در این صورت، زمین از امام و حجت خالی می گردد.

    مطلب آخر این که وجود امام زمان فایده های دیگری غیر از مرجعیت سیاسی و دینی دارد که ایصال مردم به آن فواید، نیازمند ظهور امام نیست و در خفای امام نیز آن فواید به مردم می رسند: «وأمّا وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيّبتها عن الابصار السحاب»(3)؛ چنانچه که خضر نبی به مردم دوران خودش آن فواید را می رساند.

    شاید توضیح بیشتر در مورد غیبت امام، ما را از موضوع مورد بحث، دور نماید. به همین جهت، به همین مقدار بسنده می کنیم و در ادامه، به پاسخگویی به پرسشهای مربوط به عقاید اسماعیلیه می پردازیم.


    پی نوشت ها:
    1. یعنی کارکردهای مثبت امام به نحوی است که وجود امام را ضرورت می بخشد؛ چرا که امام کارکردهایی دارد که مورد احتیاج آدمی است و هیچ بدیلی غیر از امام نمی تواند آنها حوایج را برآورده سازد. البته با عنایت به نقش موانع در ضرورت وجود امام، بهتر است این گونه تعبیر شود که این کارکردهای مثبت، علل ناقصه هستند و در صورت فقدان مانع، ضرورت بخش می گردند.

    2. علامه مجلسی، بحارالانوار، انتشارات موسسه الوفاء، 1403، ج23، ص49.
    3. شیخ صدوق، كمال الدّين وتمام النّعمة، موسسه النشر الاسلامی، ج1، ص485.


  10. صلوات ها 3


  11. #16

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    علاقه
    علم کلام - مناظره دینی - تاریخ اسلام حدیث - کتاب - فوتبال - برنامه نویسی
    نوشته
    250
    حضور
    7 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    389



    ممنون از شما خواستم بدونم اسماعیله به نص اعتقاد دارد؟ همچنین اگر ترجمه متن عربی بالا رو بذارید ممنون میشم
    الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

    حمد و سپاس مخصوص خدایی که ما را جزء پیروان امام علی و امامان معصوم قرار
    داد

  12. صلوات ها 4


  13. #17

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,094
    حضور
    32 روز 4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست ها
    بنا بر تحقیقی که محققان انجام داده اند، به این نتیجه رسیده اند که آنها به خاتمیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) معتقد نیستند. به این عبارات بنگرید:

    فهم يعتقدون بالنطقاء الستة، و انّ كلّ ناطق رسول يتلوه أئمة سبعة:
    1- فآدم رسول ناطق تلته أئمة سبعة بعده.
    2- فنوح رسول ناطق تلته أئمة سبعة.
    3- فإبراهيم رسول ناطق جاءت بعده أئمة سبعة.
    4- فموسى رسول ناطق تلته أئمة سبعة.
    5- فعيسى‏ رسول ناطق تلته أئمة سبعة.
    6- فمحمّد رسول ناطق تلته أئمة سبعة، و هم:
    علي بن أبي طالب، الحسن بن علي، الحسين بن علي، علي بن الحسين، محمد ابن علي الباقر، جعفر بن محمد الصادق، إسماعيل بن جعفر.
    و بذلك يتم دور الأئمة السبعة و يكون التالي رسولًا ناطقاً سابعاً و ناسخاً للشريعة السابقة و هو محمد بن إسماعيل و هذا ممّا يصادم عقائد جمهور المسلمين من أنّ نبيّ الإسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هو خاتم الأنبياء و المرسلين، و شريعته خاتمة الشرائع، و كتابه خاتم الكتب.(1)

    و في الحقيقة، الرسولُ الناطق عندهم، عبارة عن أُولي العزم من الرُّسل، غير أنّهم يعدون آدم منهم، و المشهور عند سائر المسلمين أنّه ليس منهم، و يضيفون إليهم محمد بن إسماعيل باسم القائم؛ و إليك أسماءهم: آدم، نوح، إبراهيم، موسى، عيسى، محمد، القائم.(2)


    بنابراین، اسماعیلیه به خاتمیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) معتقد نیستند و محمد بن اسماعیل را با نام «قائم» به عنوان رسول ناطق (نبی اولی العزم) می دانند.


    سلام و عرض ادب

    ترجمه متن بالا:

    اسماعیلیان به هفت ناطق معتقدند که بعد از هر رسول ناطق نیز هفت امام می آید:
    1. آدم رسول ناطقی است که هفت امام بعدش آمد.
    2. نوح رسول ناطقی است که هفت امام بعدش آمد.
    3. ابراهیم رسول ناطقی است که هفت امام بعدش آمد.
    4. موسی رسول ناطقی است که هفت امام بعدش آمد.
    5. عیسی رسول ناطقی است که هفت امام بعدش آمد.
    6. محمد رسول ناطقی است که هفت امام بعدش آمد که عبارتند از علي بن أبي طالب، الحسن بن علي، الحسين بن علي، علي بن الحسين، محمد ابن علي الباقر، جعفر بن محمد الصادق، إسماعيل بن جعفر.

    بدین ترتیب، بعد از محمد دور امامان هفت تایی تمام شد و نوبت به رسول ناطق هفتم رسید که ناسخ شریعت سابق است و نامش محمد بن اسماعیل است.
    به باور اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، پیامبر اسلام (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) خاتم انبیاء و رسولان است و شریعتش خاتم و تمام کننده شرایع است و بعد از او شریعت و کتاب آسمانی جدیدی فرو فرستاده نمی شود.

    در واقع، به باور اسماعیلیان، رسول ناطق عبارت است از انبیای اولوالعزم. آنها معتقدند که آدم نیز نبی اولوالعزم است در حالی که به باور مسلمانان، آدم نبی اولوالعزم نیست. همچنین آنها محمد بن اسماعیل (با اسم قائم) را نیز نبی اولوالعزم می دانند که به باور مسلمانان نه نبی است و نه اولوالعزم. بنابراین، آنها انبیای اولوالعزم را هفت تا می دانند: آدم،نوح، إبراهيم، موسى، عيسى، محمد، قائم.



  14. صلوات ها 2


  15. #18

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,094
    حضور
    32 روز 4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست ها
    ... «ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عمه، عن ابن أبي عمير، عن أبان بن عثمان، عن عبدالرحمان، عن كميل قال: سمعت عليا يقول في كلام طويل: اللهم إنك لا تخلي الارض من قائم بحجة، إما ظاهر، أو خائف مغمور، لئلا تبطل حججك وبيناتك»(2) ...
    ترجمه:

    ابن مسرور از ابن عامر و او از عمه اش و ... و او از کمیل نقل قول می کند که گفت: شنیدم علی ع در کلامی مفصل و طولانی می فرمایند: پروردگارا! همانا تو برای این که دلایل و حجت هایت بی اثر نشوند، زمین را از حجت قائم خالی نمی گذاری، خواه آن حجت، امام ظاهر و آشکار باشد یا امام ترسان و پنهان از دیده ها.



    نقل قول نوشته اصلی توسط قول سدید نمایش پست ها
    ... «وأمّا وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيّبتها عن الابصار السحاب» ...
    ترجمه:

    و اما نحوه بهره وری از من در زمان غیبتم، همانند بهره وری از خورشید است که پشت ابرها از دیده ها پنهان شده است.




    بنابراین، مستفاد از متون دینی این است که امام غائب، امام ظاهر نیست نه این که امام حاضر نیست. امام زمان، امام موجود و حاضر است که در همین دنیا زندگی می کند و متناسب با مصالح ما اقداماتی را انجام می دهد و بر اعمال ما ناظر است؛ اما با این حال، از دیده ها پنهان است بدین معنا که یا دیده نمی شود و یا اگر هم گاهی دیده شود، دیگران او را به جا نمی آورند.





  16. صلوات ها 3


  17. #19

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۶
    نوشته
    1,094
    حضور
    32 روز 4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    نقل قول نوشته اصلی توسط javad_joon نمایش پست ها
    ممنون از شما خواستم بدونم اسماعیله به نص اعتقاد دارد؟

    بله؛ آنها به نص معتقدند. به باور اسماعیلیان، امام باید منصوص باشد و از جانب امام یا نبی قبلی، تعیین و منصوب گردد و بر دیگران نیز لازم است که از این تنصیص و تعیین پیروی کنند.

    به همین جهت، آنها به امامت علی ع معتقدند و آن را منصوص و منصوب از جانب رسول الله ص می دانند(1).

    همچنین آنها معتقدند که امام جعفر صادق ع، اسماعیل را برای امامت منصوب کرده بود. البته دانستنی است که اسماعیل در زمان حیات امام جعفر صادق ع از دنیا رفت و امام نیز او را دفن نمود؛ اما با این حال، اسماعیلیان معتقد به وجود و غیبت اسماعیل هستند و او را امام بعدی می دانند که خاتم دور امامتی است که بعد از رسول الله ص آغاز شده بود. به باور اسماعیلیان، اسماعیل نمرده بود اما امام برای این که او را از دسترس عباسیان، محفوظ نگه دارد، اعلام کرد که اسماعیل مرده است.(2)

    می دانیم که این مطلب برخلاف روایات متعددی است که تعداد امامان را 12 عدد معرفی کرده و در آنها به اسماعیل اشاره نشده است.


    پی نوشت ها:
    1. سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسة النشر الإسلامي- مؤسسة الإمام الصادق ع‏، ج8، ص214.
    2.
    سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسة النشر الإسلامي- مؤسسة الإمام الصادق ع‏، ج8، صص71-85.


  18. صلوات ها 3


  19. #20

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۶
    نوشته
    37
    حضور
    16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44



    سلام و تشکر از شما

    دیدگاه اسماعیلیه درباره معاد چه چیزی است؟ آن را چگونه تاویل می کنند؟ به تناسخ هم معتقدند؟

  20. صلوات ها 3


صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۶/۲۱, ۲۰:۵۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود