جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان دختر حمزه ، و حضرت علی علیه السلام

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    داستان دختر حمزه ، و حضرت علی علیه السلام




    عماره دختر حمزه و ذکر خروج او از مکه :

    در منابع تاریخی و حدیثی آمده است که رسول الله [ در سال هفتم ] برای انجام حج وارد شهر مکه شد . آنحضرت برای انجام مراسم عمره در ذی القعده به شهر مکه درآمد .
    مردم مکه دوست نداشتند او را برای ورود به مکه بپذیرند تا آنجا که سال ششم بین پیامبر و مشرکان پیمانی بسته شد که هر ساله رسول الله بتواند سه روز برای انجام حج وارد مکه شود. به هر حال رسول الله بنابر مفاد پیمان توانست به مکه وارد شود و به تبلیغ بپردازد.
    پس از انجام مراسم حج آن حضرت آماده شد که از مکه خارج شود. در این همین حال، دختر حمزه او را صدا کرد که : عمو عمو ،و پشت سر پیامبر به راه افتاد.
    علی علیه السلام نیز دست دختر را گرفت و به حضرت زهرا که در این حج شرکت داشت فرمودند این دختر عموی توست که بسیار جایگاه بلندی دارد.
    کلامی که حضرت علی خطاب به حضرت زهرا به کار برده است این است : « دونک ابنة عمک» . که اشاره ای برای تحسین و بزرگداشت شخص مورد اشاره است.
    سپس حضرت علی او را با خود راهی ساخت. در این هنگام بین علی علیه السلام و جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه، برای سرپرستی فرزند حمزه ، بحث شد و هر کدام می خواستند او را نزد خود پرورش دهند.
    علی ( ع ) فرمود : من دستش را گرفته و آورده ام و او دختر عموی من است پس باید من از او سرپرستی کنم. جعفر گفت : او دختر عموی من است و خاله او همسر من است ، پس بر من سزاوار تر است که او را تحت تکفل خود قرار دهم. به دنبال این سخن ،
    زید گفت : او دختر برادر من است[ چرا که زید و حمزه عموی پیامبر برادر مواخاتی بودند که پیامبر در مدینه این دو را برادر یکدیگر خواند] پس باید پروریدنش با من باشد.
    هر سه نزد رسول ا لله رفتند تا او داوری کند. حضرت ،او را به جعفر سپرد و فرمود: خاله در حکم وهمانند مادر است. سپس رسول الله به علی ( ع ) فرمود: تو از من و من از توام . « انت منی و انا منک» .و به جعفر فرمود: « تو از لحاظ شباهت ظاهری و اخلاقی بسیار بسیار به من شبیه هستی » و به زید فرمود: تو برادر ما و دوست ویاور ما هستی» . د رنقل آمده است، حضرت علی به پیامبر فرمود : چرا با دختر حمزه ازدواج نمی کنی؟ پیامبر فرمود : او دختر برادر شیری من است [1]. این دختر عماره دختر حمزه و مادرش سلمی بنت عمیس بود .
    حضرت علی در مکه به پیامبر فرموده بود : آیا دختر عمویمان حمزه را بین مشرکین تنها و یتیم رها کنیم؟ حضرت رسول ، علی (ع) را از آوردن دختر حمزه نهی نکرد.
    علی نیز دختر حمزه را با خود از مکه خارج کرد.[2] به دنبال این جریان ، زید به سخن آمده و درخواست سرپرستی او را نموده و خود را سزاوراترین به این کار معرفی کرد.
    و گفت :حمزه مرا به این کار وصیت کرده بود. البته بعضی اسم این دختر را « امة الله » و بعضی « ام ابیها» و بعضی « امامه » گفته اند. [3]
    مقریزی می گوید: این مجادله ها هنگامی بود که به مدینه نزدیک شدند. اما حضرت علی به ایشان گفت: من او را از دست مشرکان نجات دادم.
    و نسب شما نسبت به او، از فامیلی و خویشاوندی من نسبت به او بالاتر نیست[4]. گفت شده ، رسول الله دختر حمزه به ازدواج سلمه بن ابی سلمه درآورد .
    سلمه بن ابی سلمه پسر ام سلمه همسر پیامبر از پدرش، ابی سلمه بود.[5] ابن حجر د ر توضیحی کامل تر آورده است: سرپرستی دختر تا هنگامی که جعفر زنده بود با او بود .
    پس از شهادت جعفر او وصیت کرد که دختر را به علی (ع) بسپارند. دختر حمزه مدتی نزد حضرت علی بود تا آنگاه که به سن بلوغ رسید .
    علی (ع) دختر را نزد پیامبر آورد و پیشنهاد کرد پیامبر با او ازدواج کند ، پیامبر در جواب فرمود : او پسر برادر شیری من است [6].


    [1] - ترجمه آزاد از : البدایة و النهایة ،ابن کثیر، بیروت : دارالفکر ، 1407، ج 4 ص 234.تاریخ الاسلام ، ذهبی،تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت : دارالکتاب العربی، چاپ دوم ، 1413، ج 2 ، ص 467 ؛ سبل الهدی ،صالحی شامی ، تحقیق عادل احمد عبدالموجود ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، چاپ او ل، 1414، ج 15 ص 196 ؛ بهجة المحافل و بغیة الاماثل ، عامری ، بیروت : دار صادر ، ج1 ص 379 ؛ تاریخ الخمیس، شیخ حسین دیار بکری، بیروت : دار الصادر، بی تا؛ المواهب اللدنیه بالمنح المحمدیه ، قسطلانی ، قاهره : المکتبه التوفیقیه ، بی تا ؛العمدة ،ابن البطریق الحلی ، قم : موسسه النشر الاسلامی ، 1407 قمری ، ص 202 – 201 ؛ مسند احمد ، الامام احمد بن حنبل ،بیروت : دار صادر ، بی تا، ج 1 ص 115 ؛صحیح بخاری ، بخاری ،دارالفکر ، 1401، ج 3 ص 168 ؛ عمدة القاری ، العینی ،بیروت : داراحیاء التراث العربی ،بی تا، ج 13 ، ص 276 ؛ نصب الرایة ، الزیلعی ، قاهره : دارالحدیث، 1415، ج 3 ص 549 ؛تهذیب الکمال ، المزی ، بیروت : موسسة الرسالة، 1413، ج 5 ص 54؛

    [2] - اسدالغابة،ابن اثیر، بیروت : دارالفکر ، 1409، ج 6 ص 199

    [3] - انساب الاشراف ،بلاذری، تحقیق محمد حمیدالله ، مصر: دار المعارف، ج 4 ص 283

    [4] - امتاع الاسماء، مقریزی، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی ، بیروت : دارالکتب العلمیه ، چاپ اول ، 1420،ج 1 ص 333 .

    [5] - دلائل النبوة ، بیهقی ،تحقیق عبدالمعطی ، قلعجی ، بیروت: دارالکتب العلمیه ، چاپ اول ، 1405، ج 4 ص 340 .

    [6] - فتح الباری ، ابن حجر ، بیروت : دارالمعرفه ، بی تا ، ج 7 ص 391.

    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۲:۴۱
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود