جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تجلی وحدانی ، تجلی تمام ذات است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    کتاب​های علامه طهرانی (www.maarefislam.com)
    نوشته
    241
    حضور
    14 روز 12 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    304

    آیا تجلی وحدانی ، تجلی تمام ذات است؟




    سلام علیکم

    لطفا دو جمله از استاد بزگوار ابراهیمی دینانی رو شرح و توضیح دهید:

    « اول اینکه: « تجلی به تمام ، تمام تجلی (ذات) است. »

    آیا ظهور وحدانی ، ظهور ذات و هویت مطلقه و غیب الغیوب به تمامه است با توجه به ایتکه تجلی وحدانی لایتناهی و لا به شرط قسمی است و آیا عدم تناهی و بی نهایت بودن تجلی وحدانی دلیل بر این است که تمام هویت مطلقه و ذات غیب الغیوب ظهور پیدا کرده؟ آیا این مسئله با وجود اسماء مستعسله که به ظهور نرسیدن نفض نمیشود؟ ضمن اینکه اگر ذات به تمامه تجلی پیدا کند دلیلی بر اکتناه ذات نیست؟

    دوم اینکه ایشان علم ذات به خود را تعین و ظهور میدانند ضمن اینکه در تایپیکی استاد و کارشناس محترم جناب حافظ علم ذات به ذات در مقام ذات را تعین اول گفتند»


    مگر علم عین ذات نیست دیگر چه نیازی هست خود ذات و به یک معنا خود علم که نزد خود حضور دارد در ذات به خود نظر کند که ما این نظر و علم به خود را تعین فرض کنیم؟ غیبتی ذات از خود ندارد یا جهلی به خود که نیازی باشد در رتبه ای به خود نظر کند در ثانی چه دلیلی وجود دارد این نظر به خود تعین محسوب شود؟


    باتشکر

    قسم به جان خودم آن کس که فهم مطالب تمهید القواعد و مصباح الانس؛ شرح قیصری بر فصوص الحکم و فتوحات مکیه (اثر محی الدین ابن عربی) و اشارات و تنبیهات و شفاء (اثر ابن سینا) و اسفار (اثر ملاصدرا) روزی​اش نشده فهم تفسیر انفسی آیات قرانی و جوامع روایی روزی​اش نشده است.

    فرازی از فرمایشات استاد علامه حسن زادهٔ آملی



  2. صلوات ها 2


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    24,065
    حضور
    213 روز 19 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    62195



    با نام و یاد دوست






    آیا تجلی وحدانی ، تجلی تمام ذات است؟








    کارشناس بحث: استاد حافظ

  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    892
    حضور
    20 روز 3 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2105



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Seyyed* نمایش پست ها
    دوم اینکه ایشان علم ذات به خود را تعین و ظهور میدانند ضمن اینکه در تایپیکی استاد و کارشناس محترم جناب حافظ علم ذات به ذات در مقام ذات را تعین اول گفتند»


    مگر علم عین ذات نیست دیگر چه نیازی هست خود ذات و به یک معنا خود علم که نزد خود حضور دارد در ذات به خود نظر کند که ما این نظر و علم به خود را تعین فرض کنیم؟ غیبتی ذات از خود ندارد یا جهلی به خود که نیازی باشد در رتبه ای به خود نظر کند در ثانی چه دلیلی وجود دارد این نظر به خود تعین محسوب شود؟
    به دلائلی، ابتدا قسمت دوم از سؤال را برای پاسخ انتخاب می‌کنم.
    مقدمتا عرض کنم برخی عارفان مانند قیصری، در ساختار هستی شناختی خودشان، تعین اول را مطرح نکرده اند.
    اما کسانی که پس از ذات، ساختار تعین اول را مطرح می‌کنند در تعریف تعین اول می‌گویند:‌علم حق تعالی در مقام ذات به خود از جهت أحدیت جمعی.
    نکته‌ی اصلی همان «از جهت احدیت جمعی است.
    مقام ذات، دارای اطلاق مقسمی دارد و در آن هیچ قیدی برجستگی ندارد به اصطلاح، هیچ تعینی مطرح نیست. و لذا معلوم هیچ کسی هم نخواهد بود. یعنی کسی نمی‌تواند به این جا راه پیدا کند.
    اما پس از ذات، اولین مرتبه‌ای که می‌تواند «معلوم» گردد همین تعین اول است. که عارفان، پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله را نخستین کسی می‌دانند که به این مقام بار یافته است و دیگران بالوراثة.
    علت این که این مقام معلوم عده‌ای شده این است که بر خلاف مقام ذات، که در آنجا هیچ اسمی بر اسمی غلبه نداشت، در اینجا اسم «احدیت» دارای برجستگی شده است.

    سرّ تعینات حق‌تعالی، ریشه در مضمون حدیث معروف «کنت کنزا مخفیا فأحببت أن أعرف فخلقتُ الخلق لأُعرَف» دارد.
    همه کمالات حق در ذات بود و معلوم حضرت حق هم بود. اما خدا خواست این کمالات را در قابل مقابل ببیند.
    و الا این احدیت، ریشه در وحدت اطلاقی در ذات دارد.

    وقتی می‌گوییم احدیت در تعین اول موج می‌زند دیگر تکثر را بر نمی‌تابد. به عبارتی، یک با علم ذاتِ اینچنینی، یک قابلی پیدا شد اما از یک جهت، این قابل، امکان تکثر ندارد و این یک نوع تنزل از مقام ذات شده است که به لحاظ احد، باید صرافت احد را داشته باشد و نباید کثرت مفصل را داشته باشد. به این می‌گوییم یک نحوه ظهور حق.
    البته ناگفته نماند که اگر چه در تعین اول کثرت مطرح نیست اما شعور به کمال اسمائی مطرح است چون اعتبارات اندراجی را در خود دارد که همین سبب پیدایش تعین ثانی می‌گردد.

    نکته دیگر در رابطه با تعین اول این است که یک حقیقت واحد، ممکن است به اعتبارهایی، دارای حیثیات مختلفی باشد که البته این حیثیات، دارای نفس الامر می‌باشند
    مثلا فلیسوفان، گفته اند که در علم ذات به ذات، هم علم و هم عالم و هم معلوم، همان ذات است. به بیان دیگر، در متن واقع، تنها یک وجود داریم و حیثیات «عالم بودن»، «معلوم بودن» و «علم» همگی در متن همان یک وجود معنا یافته اند.
    عالم به خود یعنی ذاتی که هر سه حیثیت «عالم بودن، معلوم بودن و علم» بر آن منطبق است.
    یک وجودی بسیط است اما در عین بساطت، هر سه حیثیت را در بر گرفته است.
    که البته عرض کردم این حیثیات دارای نفس الامر هم هستند نه این که تنها فرض ذهنی باشند.





    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۶/۱۲/۲۳ در ساعت ۲۲:۰۱

  6. صلوات ها 2


  7. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    892
    حضور
    20 روز 3 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2105



    نقل قول نوشته اصلی توسط Seyyed* نمایش پست ها
    آیا ظهور وحدانی ، ظهور ذات و هویت مطلقه و غیب الغیوب به تمامه است با توجه به ایتکه تجلی وحدانی لایتناهی و لا به شرط قسمی است و آیا عدم تناهی و بی نهایت بودن تجلی وحدانی دلیل بر این است که تمام هویت مطلقه و ذات غیب الغیوب ظهور پیدا کرده؟
    ظهور وحدانی، الی الابد است و بی‌نهایت.

    و این بی‌نهایتی، بازتاب عدم تناهی ذات است و در واقع از ذات سرچشمه مي‌گیرد اما ذات یک چیز است ظهور یک چیز است و ظاهر هم یک چیز.
    لازمه‌ی حدیث «کنتُ کنزا مخفیا فأحببت أن أعرَف ...» هم همین مطلبی است که شما اشاره کردید.



    نقل قول نوشته اصلی توسط Seyyed* نمایش پست ها
    آیا این مسئله با وجود اسماء مستعسله که به ظهور نرسیدن نفض نمیشود؟
    اسماء مستأثره یعنی اسمائی که خداوند آنها را برای خود برگزید و در عالم خارج از صقع ربوبی نیامد.
    در تفسیر اسماء مستأثره مطالب متنوعی بیان شده؛
    برخی می‌گویند اسماء مستأثره اسمائی اند که در غیب حق اند و بعدا می‌آیند.
    برخی می‌گویند اسماء مستأثره به هیچ وجه در عالم جلوه ندارند (الی الابد).
    به نظر مي‌رسد اسماء مستأثره را نباید گفت اصلا جلوه ندارند بلکه باید گفت جلوه‌شان هم مستأثر است جلوه‌شان هم مطوی است.
    حال این مظهر مطوی یعنی چی؟ و در کجا مطوی است؟
    همه آقایان قبول دارند که مظهر اسماء مستأثره در صقع ربوبی هست حالا آیا خارج از صقع ربوبی هم دارای مظهر می‌شوند یا نه، اختلاف نظر است؛ برخی مانند قونوی می‌گویند در بیرون از صقع ربوبی به هیچ وجه مظهر ندارند برخی مانند امام خمینی این نظر را رد می‌کند.

    به هر حال، نتیجه‌ای که می‌خواهم از این قسمت بگیرم این است که تنها مقداری تجلی وحدانی پروردگار، پیاده شده و قسمت اعظمش هنوز پیاده نشده و هنوز خیلی‌ها در غیب حق اند و بعدا می‌آیند.
    در احادیث عرض علوم بر ائمه در شبهای جمعه، همین مطلب استفاده می‌شود. احادیثی تحت عنوان «باب ما یزداد الائمه فی لیلة الجمع من العلم المستفاد» داریم که نشاندهنده آن است که حتی پیامبر صلی الله علیه و آله، به تمام تجلی وحدانی حق‌تعالی نائل نشده است بلکه هر دم و لحظه، بر علم وی به تجلیات حق‌تعالی افزوده خواهد شد.
    درخواستِ «رب زدنی علما» از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله نیز از همین باب است.
    از این جا تکلیف این سؤالتان نیز روشن می‌شود که



    نقل قول نوشته اصلی توسط Seyyed* نمایش پست ها
    اگر ذات به تمامه تجلی پیدا کند دلیلی بر اکتناه ذات نیست؟
    این تجلی به تمامه، به گونه‌ای است که تمامی ندارد!

    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۶/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۰:۲۷

  8. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 16

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود