جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: باشه بي معرفت !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081

    باشه بي معرفت !




    عصر روز دفن ايشان ، كنار مزارشان نشسته بودم كه جواني گريه كنان در كنارم نشست حال حرف زدن نداشتم اما حرفهايش را شنيدم ، گفت:
    من آقاي بهجت را نمي شناختم ، 8 ماه قبل مرا آوردند قم و به مسجد ايشان رفتيم ، پايين جا نبود ، بهمين خاطر بالا رفتم و جلوي نرده ها نشستم ايشان آمد و به همه نگاه كرد و دعا خواند .
    من [با خودم] گفتم "باشه بي معرفت" (عبارت اوست) يك نگاه هم به من نكردي !
    بلافاصله ايشان سرشان را بلند نموده و به من نگاهي كردند كه تا عمق وجودم را سوزاند، از آن لحظه به بعد چنان سوختم و متحول شدم كه وقتي از قم مي رفتم ، لحظه شماري مي كردم تا هفته بعد بيايد و من بيايم و ايشان را ببينم اما حالا ...


    منبع : كتاب حضرت آقا ص 51
    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  2. صلوات ها 37


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود
    رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
    یاد باد آنکه چو چشمت بعتابم می کشت
    معجز عیسویت در لب شکرخا بود
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  5. صلوات ها 25


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    هنوز بسیار جوان بودم کمتر از 27 سال سن داشتم وتازه شروع به ادامه ی تحصیل کرده بودم . بعد از مدتهای طولانی از دوره ی راهنمایی شروع کرده بودم ودر آن زمان سال سوم دبیرستان بودم .

    جوانی بود وخامی !

    روزی یکی از دوستان بسیار مؤمن ؛ بنده را به جلسه ی درس اخلاق بزرگواری دعوت کرد .

    از بنده انکار واز ایشان اصرار !!! با کلی اکراه با او به جلسه رفتم !
    جلسه در مورد جبر واختیار انسان بود .

    اصلا" از مطالب چیزی نفهمیدم ودر حالی که بسیار کسل بودم با خودم فکر میکردم که ای کاش خدا به ایشان کمی هم وجاهت ظاهر عنایت میکرد وحتی از ذهنم گذشت که خدایا تمام قدرت خود را در زشت خلق کردن هم نشان دادی!!! اکنون از یاد آن فکر هم بسیار شرمنده ام .

    جلسه تمام شد وبنده به همراه دوستم قصد خارج شدن داشتیم که استاد (روحی فداه) بنده را با نام صدا زدند از دوستم بسیار دلخور شدم و اعتراض کردم که چرا نام بنده را به ایشان گفته اند ! اما دوستم حتی قسم خورد که هرگز نام بنده را به ایشان نگفته!!!. به هر حال نزد ایشان رفتیم .فرمودند :
    فلانی هفته ی آینده باز هم می آیید ؟ با جسارت گفتم نه ! پرسیدند چرا؟
    گفتم از مطالب چیزی نمی فهمم ! فرمودند پس به کلاس جمعه ی ما بیا !!! گفتم ببخشید فرزندان کوچکی دارم که باید به آنها برسم!
    لبخندی زدند و فرمودند اما شما میآیی !!!ومن در حالیکه می خواستم زودتر بیرون بروم گفتم دلیلی برای آمدن من نیست !!! وایشان در کمال حیرت بنده فرمودند : چرا یک دلیل خوب هست .میایی تا زیبا نگریستن بر مخلوقات خدا را یاد بگیری .و به خدا نگویی که در زشت آفریدن هم قادر مطلقی !!!

    انگار که به من گفته باشند بی معرفت این همه کمال نفس را بر جمال ظاهر میفروشی؟
    در مدت دوسال ونیم افتخار کمترین شاگرد ایشان بودن ؛ بر من حجابی را برگرفت که عالم خلقت را جز زیبایی مطلق که تجلی نور خدایی است نمیتوانم ببینم .

    روحش شاد وقرین بهشت برین باد .

    برگرفته از خاطرات یکی از شاگردان علامه جعفری (روحی فداه)


    .................................................. ............................. حق یارتان .................................................. ............................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۲:۵۱

  7. صلوات ها 29


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    چه خوب که از خوبان یاد می شود
    و چه بد که از خوبان نیستم
    وچه خوب که امیدواریم از خوبان شویم
    موفق در پناه حق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۸۹/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۰:۴۵
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 21


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    چه خوب که از پاکان یاد میکنیم . وچه بد که این پاک طینتان اندکند .

    وچه خوب که تلاش کنیم پاکی دل وضمیر را از ایشان بیاموزیم .


    .................................................. .............. حق یارتان .................................................. ...........................

  11. صلوات ها 24


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود