صفحه 11 از 11 نخست ... 91011
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا کارشناسان مختارند؟(باتلاق جبر)

  1. #101

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,325
    حضور
    235 روز 11 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1438



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها

    با سلام و
    [/size]
    با سلام.
    من دیگر کارشناسان سایت را اذیت نمی کنم.خوب پاسخی ندارند حتما.دیگه در برابر دو با دو چهار چه میتوان گفت؟من به اساتید حق می دهم..ممنون و خدانگهدار.
    امیدوارم جسارت نکرده باشم.
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۶/۱۱/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۴
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  2. #102

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    2,847
    حضور
    79 روز 9 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5696



    نقل قول نوشته اصلی توسط خباء نمایش پست ها
    نیاز به توضیح بیشتر نمیبینم
    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    من دیگر کارشناسان سایت را اذیت نمی کنم.خوب پاسخی ندارند حتما.دیگه در برابر دو با دو چهار چه میتوان گفت؟من به اساتید حق می دهم..ممنون و خدانگهدار.

    اوج تعجب انسان در جایی است که از امری وجدانی و بدیهی سخن بگوید، اما از جانب طرف مقابل به پافشاری بی دلیل بر حرفش متهم شود!
    اختیار یعنی كاري که تنها از روي ميل و رغبت خود فاعل صادر شود(آیت الله مصباح یزدی، انسان در قرآن، ص104) و طبیعتا انتخابِ انسان مطابق میل اوست، و اختیار یعنی همین! والسلام! این که سلیقه من معلول یک عوامل پیشینی است که به معنای جبر نیست!! چون اولا جبر یعنی عمل بر خلاف سلیقه و خواست! و اراده یعنی عمل مطابق خواسته!
    شما قضیه را برعکس می بینید، میفرمایید مثلا چون من بستنی دوست دارم مجبورم بستنی بخورم!!! بعد هم ادعای بداهت بر دیدگاهتان میکنید! طرف مقابل را به تک رأی بودن، نصیحت ناپذیری، و پاسخ نداشتن متهم میکنید.

    ثانیا: آیا این سلیقه من و این علاقه های من از سوی خود من قابل تغییر است یا خیر؟ مسئله این است.
    هر بار که من با تمایلی از تمایلاتم مبارزه کنم، فرقی نمیکند چه باشد، حق باشد یا باطل، هر باری که مخالفت کنم دارم به سمت یک علاقه جدید میروم، دارم از خودم یک شخصیت جدید میسازم. خودم را به سمت مثبت و منفی با علاقه های جدید تغییر میدهم.
    انسان توان تغییر خود را با همین اختیارش دارد، انتخاب و شخصیت در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، رفتارها شو انتخاب ها شخصیت انسان را میسازند، و شخصیت انسان ها رفتارهای او را تعیین میکنند. این رفت و آمد دیالکتیکی اختیار را در عین تأثیرپذیری، تأثیرگذار میکند و مطلقا جبر نیست.

    این کاملا امری است که هم وجدانی است، هم بدیهی است، هم قرآنی است، هم رفتار و سیره عقلا ان را نشان میدهد، وهم تاریخ بر آن گواهی میدهد.

    در هر صورت بنده هم اصراری به ادامه بحث ندارم، چون سخنان دو طرف بیان شده و اینکه آیا پاسخی وجود نداشته است یا وجود داشته اما پذیرفته نشده است را باید خوانندگان قضاوت کنند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خباء نمایش پست ها
    انشاالله خداوند هدایتتان کند ...و نصیحت در شما اثر کند
    ان شاالله، من که در این باره همیشه دعا کرده و میکنم، اما چنین دعایی با مبنای جناب پارسامهر و شما اگر با ایشان هم نظر باشید جور در نمی آید...
    شما برای بنده اختیاری قائل نیستید اما مرا سرزنش میکنید!
    برای خداوند هم (نعوذبالله) اختیاری قائل نیستید اما برای من از خدا طلب هدایت می کنید!

    اینکه می گویم حتی کسانی که به جبر معتقدند چون اختیار امری وجدانی است در عمل بر خلاف گفتارشان رفار می کنند از این باب است، نمیشود در برابر امر وجدانی و بدیهی ایستاد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خباء نمایش پست ها
    فقط اینکه نگفتم تخصیص گفتم تخصصا
    برادر من تخصصا هم خارج نیست، مگر میشود ذات کسی معلول باشد اما ذاتیاتش مستقل و بدون علت باشد؟!
    مگر میشود ذات کسی را تحت قاعده علیّت دانست و ذاتیاتش را تخصصا از این قاعده خارج دانست؟! ذاتیات این موجود یا واجب الوجود هستند یا ممکن الوجود، اگر ممکن الوجود هستند که هستند تت این قاعده هستند.


    در هر صورت اگر خواسته یا ناخواسته در گفتگوی با شما دو بزرگوار رنجشی پیش آمده عذرخواهی میکنم


    یا حق


    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۶/۱۱/۲۵ در ساعت ۲۱:۴۱
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  3. صلوات ها 2


  4. #103

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    2,847
    حضور
    79 روز 9 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5696

    جمع بندی




    پرسش
    اختیار با اصل علیّت در تعارض است، چرا که انتخاب انسان نشأت گرفته ازعلل پیشینی است، یعنی انتخاب انسان معلول عللی است که تخلّف از آن ممکن نیست، در غیر اینصورت بدون تحقق علت، معلول محقق شده است.


    پاسخ
    برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول: اصل علیّت
    اصل علیّت می گوید: تحقق معلول با وجود علت تامّه اش ضروری بوده و تخلّف ناپذیر است، اما فرقی نمیکند این علت مختار باشد یا مجبور!
    اختیار در کیفیت انتخاب این علت ابراز نظر می کند، یعنی هرگز علت یک معلول را نفی می کند، بلکه نوع آن را تعیین میکند! به عبارت دیگر صدور معلول از علت در فاعل های ارادی به دو صورت قابل تبیین است: یکی جبری و دیگری اختیاری؛ اما هر دو در چارچوب اصل علیت است، تعارضی در کار نیست(در ادامه توضیحات بیشتری بیان خواهد شد)

    نکته دوم: علل ناقصه و علت تامه

    باید دقت کرد که علت به دو قسم تقسیم میشود، یکی علت ناقصه که لازم هست، اما کافی نیست، و دیگری علت تامّه که با حصول تمام شرائط حاصل میشود و با تحقق آن معلول ضرورتا تحقق می یابد، یعنی مجموعه ای از امور که در تحقق یک معلول نقش دارند را تک تک و جدا جدا علت ناقصه مینامند، و وقتی همه آنها محقق شد میگویند علت تامّه آن معلول محقق شده است.(1)
    مثلا برای روشن شدن یک اتومبیل، نیاز به باتری هست، نیاز به بنزین هست، نیاز به انژکتور هست، نیاز به سوئیچ هست، و نیاز به نیرویی که آن سوئیچ را بگرداند و...، تک تک اینها لازم هستند اما کافی نیستند، یعنی حتی اگر یکی از اینها نباشند ماشین روشن نمیشود، باید همه ی آنها که علت ناقصه هستند با هم جمع شوند تا بگوییم علت تامّه محقق شده است.

    نکته سوم: اختیار و ملاک انتخاب

    اختیار یعنی كاري که تنها از روي ميل و رغبت خود فاعل صادر شود(2) یعنی انسان اگر بخواهد انجام میدهد و اگر بخواهد ترک میکند.
    اگرچه انسان مختار است و می تواند انتخاب کند اما طبیعتا این انتخاب طبق سلایق و علایق او اتفاق می افتد، چون معنا ندارد کسی بر خلاف سلایق و علایقش انتخاب کند، اما این به معنای جبر نیست، این که نمی خواهد غیر از این است که بگوییم نمی تواند!
    جبر یعنی عمل بر خلاف سلیقه و خواست! و اختیار یعنی عمل مطابق خواسته! هیچ کسی ادعا ندارد اختیار یعنی انسان بدون دخالت سلایق و علایقش انتخاب کند! در این صورت بود که جبر میشد، چون خواست خود انسان نبود!!

    پس نباید گمان کرد اینکه انسان گرسنه به سمت آشپزخانه میرود و غذا میخورد چون مجبور است و نمیتواند غیر از آن را اراده کند! بلکه درست این است که او نمیخواهد غیر آن را اراده کند، وگرنه اگر بخواهد میتواند! مثلا یک روز دیگر را روزه میگیرد، با اینکه گرسنه است اما این بار غذا نمیخورد، اینجا هم کسی نمیگوید نمی تواند! میتواند اما نمیخواهد، همانطور که برخی میخواهند و روزه خواری میکنند!

    پیش فرض ها و شرایط در انتخاب انسان تاثیرگذار هستند اما به جبر منتهی نمیشوند، چرا که در نگاه صحیح انتخاب و اراده از افعال نفس است، نه انفعالات نفس، یعنی انسان با آگاهی و علمی که از شرایط دارد اراده را ایجاد می کند(3) پس اختیار منشأ انتخاب است، انتخاب، فعل است، انفعال نیست.

    آنچه که در این میانه رهزن شده این است که شما نفس را منفعل در برابر این پیش فرض ها و علایق و شرایط بیرونی می بینید در حال که نفس نقش فعالانه در این امور دارد، نفس علت است و فاعل، فاعلی که طبیعتا طبق میلش انتخاب میکند، اما این انتخاب طبق میل را کسی جبر یا نقض قانون علیّت معنا نمیکند!

    نکته چهارم: اقسام جبر و بیان حق در مسئله

    در هر دو صورت مسئله سازگاری اختیار با قانون علیّت را از دو بُعد، و از زاویه دو نوع جبر می توان اینگونه پاسخ گفت:

    الف) جبر فلسفی
    اراده انسان جزئی از علت تامه است، بنابراین علل پیشینی به ضمیمه اختیار و انتخاب است که ضرورت پیدا کرده و محقق می­شوند، بنابراین نه تخلف معلول از علت است، و نه فعل را از اختیاری بودن خارج می سازد.(4)

    ب) جبر طبیعی
    قطعا اینطور نیست که علایق و سلایق نشأت گرفته از وراثت، تربیت، و مانند آن که از بیرون از انسان به انتخاب او جهت دهی می کنند اختیار و انتخاب را برای او غیر ممکن سازند، آیت الله مصباح یزدی در این رابطه می فرمایند:
    «آيا آدمي نمي‌تواند يك غريزة طبيعي انگيخته را مهار كند؟ در قانون وراثت نيز، آيا تجربه مي‌گويد هر فرزندي كه از يك سلسله عوامل وراثتي در اجداد معيني برخوردار بود، صددرصد و بدون استثنا همان خواهد شد؛ به ‌طوري كه جاي انتخابي براي خود او باقي نمي‌ماند؟ قطعاً تجربه چنين نمي‌گويد. همه اين عوامل به فرض قطعيت در تأثير، به عنوان «جزء العلّة» پذيرفتني است؛ اما در نهايت، انسان نيز مي‌تواند اِعمال اختيار كند و برخلاف اقتضاي همة اين عوامل، رفتار ديگري در پيش گيرد.» (5)

    انسان هرگز اسیر علل پیشینی خود نیست، و حتی توان تغییر علاقه ها و شخصیت خویش را داراست.
    یعنی اینطور نیست که فقط انتخاب نشأت گرفته از نوع شخصیت انسان باشد، بلکه خود این انتخاب ها شاکله و شخصیت انسان را میسازد(6) یعنی انسان این اختیار را دارد که خودش را تغییر بدهد.

    اتفاقا هدف دین، رسالت انبیاء، نقش کتاب های آسمانی، و وظیفه علمای اخلاق این است که انسان را تشویق کنند تا بر خلاف عادت های تربیتی غلط، و رذیلت های اکتسابی و ژنتیکی گام بردارد، و ما این توان را وجدانی درک میکنیم، و تاریخ پر است از کسانی که توانسته اند!


    پی نوشت ها:
    1. سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، انتشارات دانشگاه تهران‏، تهران، 1373ش، چاپ سوم، ج2، ص1306و 1309.
    2. مصباح یزدی، محمد تقی، انسان شناسی در قرآن، موسسه امام خمینی(ره)، قم، چاپ چهارم، 1396ش، ص104.
    3. خمینی، روح الله، طلب و اراده، ترجمه سید احمد فهری، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1362، ص111.
    4. ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، انسان شناسی در قرآن، ص111.
    5. همان، ص113.
    6. آیت الله جوادی آملی، تفسیر انسان به انسان، نرم افزار کتابخانه اسراء، ص313.
    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۷/۰۱/۰۷ در ساعت ۱۶:۵۲
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  5. صلوات ها 2


صفحه 11 از 11 نخست ... 91011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 55

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود